تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروزرسانی می شود     

  1. هفته گذشته
  2. جدیدا
  3. نگاهی به تفاوت زیرشاخه های ژانر وحشت در دنیای گیمینگ ژانر وحشت؛ همیشه یکی از عامه پسند ترین ژانرها در مدیاهای مختلف که با رمان ها اوج گرفت و در قرن بیستم با سینما به نهایت قدرت خود رسید. اما در این میان با رشد کردن صنعت بازی های رایانه ای به تدریج آثار دارای مضامین وحشت جای خودرا میان دیگر بازی ها بازکردند. اما به طور کلی میتوان رزیدنت اویل که در سال 1996 و با الهام از برخی فیلم های ترسناک ژاپنی و حتی بازی "تنها در تاریکی" منتشر شد را انقلابی در بازی های ویدئویی قلمداد کرد که جدای از به وجود آوردن سبک وحشت و بقا که در ادامه به آن خواهیم پرداخت زمینه سازی حضور دیگر کمپانی ها در بازار را فراهم کرد. اما بازی های ویدئویی در ژانر ترسناک به چندین بخش مختلف تقسیم میشوند که امروز نگاهی کوتاه به آنها خواهیم داشت. البته لازم به ذکر است که زیرشاخه های ژانر وحشت همانند علمی تخیلی و روانشناختی تغییری در سبک های گیمینگ وحشت ایجاد نمیکنند و صرفا باعث تغییر محتوای داستانی میشود. 1-ترس و بقا سبکی که احتمالا برای خیلی از شما با عناوینی همچون رزیدنت اویل،سایلنت هیل، سری فیتال فریم و دها فرانچایز دیگر قابل تشخیص است درواقع میتواند هنرمندانه ترین نوع ژانر وحشت در آثار گیمینگ خطاب شود. شاید اصلی ترین دلیل این ادعا را بتوان فاکتورهای اصلی تشکیل دهنده یک بازی ترس و بقا قلمداد کرد که آن را نسبت به دیگر ساب ژانرهای وحشت خاص میکند. مشخصه های اصلی وحشت و بقا عبارتند از: پروتاگونیستی که نسبت به محیط و ماجراهای بازی دست برتر را نداشته باشد و همواره بجای فرورفتن در خطر سعی در فرار از آن داشته باشد. سیستم مدیریت آیتم که شامل دو بخش طریقه استفاده از مهمات "محدود" دربرابر خطر و نحوه استفاده صحیح از فضای ذخیره آیتم که نقشی مستقیم در پیشروی ایفا میکند. اتمسفر تاثیرگزار و موسیقی نیز از عوامل اصلی تشکیل دهنده محیط یک عنوان وحشت بقا هستند که به شکلی گسترده در ایجاد اضطراب و استرس کمکی شایان میکند. البته از پازل ها هم میتوان به عنوان امضای تکمیل کننده این سبک نام برد هرچند که استفاده از آنها به تنهایی تفاوتی در ترس و بقا بودن یک اثر ندارد. یکی از اصلی ترین نکات این سبک که افراد زیادی در مواجه شدن با آن ممکن است نظراتی منفی نشان دهند این است که در سبک وحشت و بقا صرفا ترساندن مخاطب با استفاده از جامپ اسکرهای چیپ و یا "وقایع فرار" مورد استفاده قرار نمیگیرد بلکه استرس و اضطراب از طریق راههای دیگری به مخاطب انتقال پیدا میکند. ترس از کمبود مهمات،ترس از درگیری مستقیم با دشمنان و تلاش برای دوری کردن از آن. و حتی درمواردی ترس از اتفاقاتی که حتی رخ نخواهد داد را میتوان نمونه از این موضوع دانست. برای مثال در عنوان re2 remake با اینکه زاویه دوربین از حالت ثابت به روی شانه تغییر یافته اما همواره به دلیل استفاده از مکانیسم های وحشت و بقا شاید بتوان از این بازی به عنوان یکی از شاهکار ترین آثار وحشت بقای این دهه یاد کرد. یکی دیگر از مؤلفه های سبک وحشت بقا ایجاد حس تصمیم گیری استراتژی درطول بازی است. برای مثال در یک بازی مانند re remake 2002 بازیکن این قابلیت را دارد که با جمعاوری نفت و آتش زدن زامبی های کشته شده از تبدیل شدنشان به "کریمسون هد" جلوگیری کند. از سوی دیگر میتواند بجای اینکار خطر تبدیل شدنشان را به جان بخرد و به مهارت "داج کردن" روی آورد. در هر دو صورت فرد قادر به ادامه بازی خواهد بود اما در روش اول هرچند زمانی نسبتا زیاد را صرف سوزاندن زامبی ها میکند ولی در نهایت پاداشش را خواهد گرفت. رزیدنت اویل 2 ریمیک جدید ترین نمونه یک ترس و بقای موفق است. 2-اکشن وحشت اگر resident evil 1996 را اولین انقلاب در سبک بازی های وحشت دانست پس نسخه چهارم این سری هم میتواند به عنوان دومین انقلاب سبک وحشت معرفی شود. شاهکاری که هرچند به شکلی قابل توجه از مکانیسم های وحشت و بقا فاصله گرفت اما به شکلی فوق العاده توانست دو عنصر "وحشت" و "اکشن" را درکنارهم قرار دهد و به همین ترتیب مقدمه ای بر یک مسیر طولانی شود. همانطور که از نام سبک آشناست یکی از اصلی ترین مؤلفه های سبک اکشن وحشت تمرکز بالای بازی بر روی اکشن است. البته اکثر آثار وحشت بقا همانند سری کلاسیک رزیدنت اویل نیز دارای اکشن قابل توجه ای هستند اما از طرفی دیگر مکانیسم و گیم پلی حول محور دوری از درگیری تا حد ممکن ساخته شده که هرگونه امکان مبارزه بدون درنظر گرفتم مهمات را از بازیکن میگیرد. برعکس این موضوع در آثار اکشن وحشت گیمر به مبارزه علیه دشمنان تشویق میشود و معمولا با ازبین بردن هریک از آنها یک آیتم به دست خواهید آورد. اما چیزی که از تبدیل شدن یک عنوان اکشن ترسناک همانند رزیدنت اویل 4 و دوگانه شیطان درون به آثاری صرفا اکشن جلوگیری میکند اتمسفر قوی و موسیقی دلهره آورد است. به طوری که بجز بخش "جزیره" در re4 دو لوکیشن اصلی بازی یعنی قلعه خاندان سالازار و روستا دارای دو مورد از فوق العاده ترین اتمسفرهای سری هستند که در نوع خود بینظیر است. چهارمین نسخه سری درکنار تلفیق دو سبک اکشن و ترسناک دارای اتمسفری کم نظیر بود. 3- هاید اند سیک هرچند که نمیتوان اسمی کاملا رسمی و تأیید شده برای این سبک پیدا کرد اما از اواخر 2010 با احاطه کردن دنیای وحشت چنان به محبوبیت رسید که نمیتوان از آن چشم پوشی کرد. اگر بتوانیم دوران بازی های "ترسناک" را به سه بخش تقسیم کنیم که اولین بخش آن با رزیدنت اویل 1996 آغاز و با رزیدنت اویل چهارم وارد بخش دوم آن شنیدم که حال و هوایی اکشن تر از گذشته به خود گرفت و با عناوینی همچون دد اسپیس به اوج خود رسید. آغاز کننده بخش سوم یا هاید اند سیک را شاید امنیژیا دانست اما این دوگانه نسبتا «متوسط» اوت لست بود که توجه اکثریت را به سمتش جلب کرد. درواقع برخلاف دو سبک موفق ترس و بقا و اکشن وحشت که هردو به شکلی در اوج گیری ژانر وحشت در دنیای گیمینگ کمک کردند هاید اند سیک تقریبا آغاز نابودی این ژانر به شمار میرود. روی آوردن استریمرها و عامه مردم صرفا برای لحظاتی فان و جیغ های مصنوعی این قابلیت را به هر شخصی میدهد که با بودجه ای بسیار محدود یک بازی کوتاه و صرفا برپایه جامپ اسکرهای چیپ ساخت. هرچند این ایده بر روی کاغذ ربطی به سقوط آثار وحشت ندارد اما با کمی دقت میتوان گفت که با اوج گرفتن این آثار دیگر کمپانی های بزرگ همانند ea صرفا ساخت بازی های وحشت بقا و اکشن وحشتی همانند dead space را بی حاصل توصیف کردند مخصوصا حال که میزان فروششان دربرابر دیگر ژانر ها بسیار پایین است. از سوی دیگر باعث شد برخی کمپانی ها به کلی فرانچایز های خودرا رها کرده و یا همانند کپکام به اکشن بیشتر روی آورند. هرچند به تازگی و با دیدن نمرات و میزان فروش پایین عناوینی همانند اوت لست 2 و بلایر ویچ میتوان به این نتیجه رسید که سبک هاید اند سبک تقریبا درحال ترک کردن بازار اصلی وحشت است و از سویی دیگر فرانچایزهایی همانند رزیدنت اویل با برگشتن به مکانیسم های وحشت و بقا در اوج خود هستند. اصولا در عناوین "هاید اند سیک" مکانیسم های بازی بسیار محدود و در اکثر مواقع به فرار یا مخفی شدن خلاصه میشود.
  4. رزیدنت اویل 3 شامل کات سین هایی هست که به طور کلی در بازی به صورت مخفی هستن و با روند عادی بازی دیده نمیشن. کاتسین - تماس بری با جیل https://www.namasha.com/v/9xzKnbd4 ادامه دارد
  5. Wolfwand Rubel

    فایل های موجود در بازی

    فایل مخفی - خاطرات جیل 7 اگوست از اون روز دو هفته میگذره.زخم هام بهبود پیدا کردن. ولی هنوز نمیتونم فراموشش کنم. برای بیشتر آدما این موضوع بخشی از تاریخ شده ، ولی برای من هر بار که چشمامو میبندم همه چیز به وضوح جلوی چشمام میاد. زامبی هایی که گوشت انسان رو میخوردن و جیغ های همکارانم که داشتن جون میدادن... نه زخم های قلب من هنوز ترمیم پیدا نکرده... 13 آگوست کریس تازیگیا خیلی دردسر درست میکنه. چش شده؟ به ندرت با بقیه پلیسا حرف میزنه و اغلب بدخلقه . اونروز با مشت الران یکی از بروبچ بخش جنایی رو زد. چون تصادفی باعث شد قهوه روی کریس بریزه. سریع کریسو متوقف کردم ولی وقتی اون منو دید به من نگاهی کرد و رفت. موندم چش شده... 15 آگوست نصف شب، کریس که مثلا رفته بود تعطیلات بهم زنگ زد که برم به آپارتمانش. به محض اینکه رفتم تو خونه اش، بهم یه سری کاغذ نشون داد . کاغذا اینطور نشون میداد که دارن روی ویروس جدید به اسم G تحقیق میکنن. کریس بهم گفت: " کابوس هنوز ادامه داره"و بعدش ادامه داد: " هنوز تموم نشده" از همون روز، اون داشته تنهایی میجنگیده، بدون استراحت بدون اینکه حتی به من بگه 24 آگوست کریس امروز شهر رو به مقصد اروپا ترک کرد. بری بهم گفت خانواده اشو میبره کانادا و بعد میره دنبال کریسو من تصمیم گرفتم فعلا توی راکن بمونم. چون این ساختمون تحقیقات داخل شهر حاوی اطلاعات خیلی مهمی در زمینه این پرونده اس. یک ماه دیگه یا شایدم بیشتر ، منم به اونا توی اروپا ملحق میشم.و اون موقع مبارزه اصلی من شروع میشه
  6. سلام از هرجا بازی رو دانلود کنی فرقی نداره مهم اینه نسخه پی سی باشه بعد با کرکی که دوستمون در بالای پست گذاشته میتونی انلاین بازی کنی روی استیم
  7. salam az koja bazi ro download konam ?
  8. Resident Evil 5 desperate escape داستان راه های جداگانه پس از درگیری جیل با کریس وشوا شروع میشود. کریس و شوا موفق میشوند جیل را ازاد کرده وجیل روی زمین می افتد. کریس: جیل ! جیل! حالت خوبه؟ جیل: وای کریس... واقعا متاسفم کریس: چیزی نیس... جیل: تو شوا هستی درسته؟ شوا: اره جیل: نمیتونستم خودمو کنترل کنم... ولی خدایا هنوز هشیار بودم...منو ببخش شوا: چیزی نیس جیل: متشکرم. و از جایش بلند میشود. جیل: گوش بده من خوبم شما دوتا باید متوقفش کنین کریس: ما که نمیتونیم همینطوری تو رو اینجا ول کنیم جیل: مجبورین !این آخرین شانستونه اگه وسکر موفق بشه نقشه اشو پیاده کنه اوروبروس تو دنیا پخش میشه میلیون ها نفر آدم میمیرن کریس: میدونم ولی... جیل: گفتم من حالم خوبه! لازمه که متوقفش کنی! و با دیدن تعلل کریس اورا تکان میدهد کریس تو تنها کسی هستی که میتونی ، قبل از اینکه خیلی دیر بشه... به همکارت اعتماد نداری؟ کریس: باشه کریس میرود و جیل رو به شوا میکند. جیل: مواظبش باش شوا سرش را تکان داده و با کریس میرود. شما دو تا تنها امید های نجاتین.... چند لحظه بعد جیل از هوش میرود. کسی جیل را تکان میدهد وجیل به هوش می اید. جاش: صدامو میشنوی؟ حالت خوبه؟ جیل: کریس؟ جاش: خوبه بیدار شدی... صبر کن ببینم تو جیل والن تاینی! جیل: چطور... تو کی هستی؟ جاش: کاپیتان جاش استون شاخه غرب آفریقای BSAA باید بگم هیچ وقت فکرشم نمیکردم ببینمتون جیل: ممنونم. خب تو اینجا چیکار میکنی؟ جاش: دارم دنبال رفقام کریس و شوا میگردم تو دیدیشون؟ جیل: دیدمشون رفتن دنبال وسکر . داشت با یه کشتی میرفت جاش: یکی نزدیک ساحل دیدم میدونی اون دوتا کجا رفتن؟ جیل : اره ولی تا الان حتما رفته . خیلی دیره که بخوایم بهش برسیم جاش: هیچ وقت دیر نیست . یه هلیکوپر منتظر منه و من دارم میرم دنبال شوا جیل: یه جای خالی دیگه هم داری؟ جاش: همیشه برای خانمای خوشگل جا هست جیل: شرط میبندم اینو به همه دخترا میگی جاش: فقط به خوشگلاشون بزن بریم جیل و جاش وارد محدوده ای میشوند که پر از مهاجم های مسلح است و کوهی مقابل آنها دیده میشود. جاش: هلیکوپتر اونطرف این کوه منتظره عجله کن ، شوا ممکنه کمکمونو لازم داشته باشه جیل: گرفتم اینجا منتظر باش در حال درگیری با مهاجمان بیسیم به صدا در میآید. داگ: هی جاش داره بهت خوش میگذره؟ جاش: تا وقتی تو پیام نداده بودی داشت خوش میگذشت دارم میام به موقعیتت و یه خانم رو هم دارم با خودم میارم داگ: یادم نمیاد زدن مخ دخترا بخشی از ماموریت بوده باشه ، خوشگله ؟ جاش: خاک عالم تو دهنت داری درمورد جیل والن تاین حرف میزنی داگ: اوه اوه! خانم والنتاین متاسفم که این احمق همراهتون شده. اگه خواستین با یه مرد واقعی حرف بزنین من درخدمتتون هستم! جاش: پوزتو ببند داگ. جاش تمام جیل: متاسفم جاش ولی من باید خودمو به اتاق ارتباطات برسونم یه چیزی هست که باید حتما به کریس بگم جاش: باشه ، ولی فکرشم نکن به این سادگی از شر من خلاص شی هلیکوپتر هم پشت بخش ارتباطاته پس مسیرمون یکیه جیل: ازت ممنونم جاش در حین رسیدن به اتاق ارتباطات بایک در بزرگ بسته روبرو میشود. جاش: به نظر میاد برا رد شدن از در باید بترکونیمش پوستمون کنده اس تا بتونیم اینکار رو بکنیم پس از عبور از در متوجه میشوند پل نابود شده است. جاش: تو روحش . پل نابود شده. داگ گوش بده پل از بین رفته لازمه تو بیای دنبالمون جیل: روی سقف بخش ارتباطات یه محوطه نشست هلیکوپتر هست. میتونی اونجا مارو ببینی؟ داگ: شما جون بخواید خانم والنتاین من اونجا منتظر شما هستم جیل: چه آدم جالبیه جاش: اینجوری هم میشه گفت جیل و جاش وارد اتاق ارتباطات میشود. جیل: ایناهاشش .یه کمکی بکن جاش: باشه من اینو روی همون فرکانسی گذاشتم که PDA کریس کار میکنه جیل: لطفا بردار کریس تصویر کریس و شوا در صفحه نقش میبندد. کریس: جیل! حالت خوبه؟ جیل: من خوبم نگران من نباش. فقط خوب گوش کن ببین چی میگم قدرت فرا انسانی وسکر از یه ویروس میاد ولی ویروسه پایدار نیست برای اینکه پایدار بشه ، مدام باید به خودش یه سرم رو بزنه شوا: پس اگه ما جلوی تزریق رو بگیریم قدرتشو از دست میده جیل: همینطوره ولی اون تازه به خودش تزریق کرده و یه مدتی طول میکشه تا بعدی رو بخواد بزنه کریس: لعنت... جیل: گوش کن ، اکسلا گفت مقدار تزریق این ماده باید خیلی دقیق باشه چون اگه زیادی بهش تزریق بشه مثل سم عمل میکنه گمونم از سرم به اسم PG67A/W استفاد ه میکنه شوا : PG67A/W؟ جیل: من دارم دنبال راهی میگردم که فرار کنم. شما دوتا هم برید سُرُمو پیدا کنین اکسلا همیشه اینو با خودش توی یه کیف نگه میداره تصویر کریس و شوا در حال محو شدن است. کریس: جیل! جیل! جیل: کریس؟!کریس؟ جاش: خوب نیست، قطع شد جیل: مشکلی نیس چیزایی که لازم بود رو گفتم جاش: عجله کن داگ باید تاحالا رسیده باشه جیل: باشه آندو به سقف میرسند ولی داگ هنوز نرسیده و مهاجمین همه جا هستند. جاش: تو روحش هیچ راهی نیست بشه اینا رو پیچوند! کدوم قبری هستی داگ؟ داگ: تقریبا رسیدم . تو نگران این باش که خانم والن تاین رو سالم نگه داری و بذار من نگران این باشم که چطور به اونجا برسم! داگ: دارم جایی که هستین رو میبینم شما دوتا یاد دارین چطور جشن خوش آمدگویی راه بندازین آماده باشین که ازا ینجا بریم داگ: ببخشید که منتظرتون گذاشتم خانم والنتاین...اوه تورو هم همینطور جاش داگ هلیکوپتر را فرود می آورد. جیل به سمت هلیکوپتر میرود که دامنه انفجار پرتاب یک آرپی جی او را میگیرد. جاش: جیل! جاش به کمک جیل آمده واو را بلند میکند. داگ با دیدن صحنه با سلاح بیرون پریده وبه مهاجمین شلیک میکند. سپس دست جیل را گرفته و به سمت هلیکوپتر هدایت میکند. داگ: جاش بیا ولشون کن! جاش نیز به سمت هلیکوپتر رفته وداگ در حال پوشش آندوست. جاش: بیا باید بریم! داگ: من که ازخدامه! داگ به سمت هلیکوپتر میدود ولی یک موشک حرارتی به سمت او می آید. جاش: داگ!!!! موشک به داگ خورده و او را میکشد. تنها کلاه خلبانی او جلوی پای جاش می افتد. جاش: سگ تو روحش! و بلافاصله داخل هلیکوپتر شده و پشت فرمان مینشیند. جاش :من میرونم پوشش بده جیل موفق میشود مهاجمی که سلاح حرارتی در دست دارد را بکشد و انفجار را منحرف کند و جاش با یک حرکت مناسب مانع سقوط میشود. جیل: عالی پرواز کردی جاش: داگ بهتر انجامش میداد جیل: متاسفم جاش... اون سرباز شجاعی بود جاش: اون ...دوست من بود... و اگه کریس وشوا رو نجات ندیم اون بی دلیل مرده جیل: حق با توئه بریم ببینیم میتونیم کمکشون کنیم یا نه
  9. Lost in nightmare کریس و جیل در مقابل درب یک خانه ویلایی ایستاده اند و جیل سعی دارد در را باز کند. چندین سال قبل BSAA شواهدی پیدا کرد که محل اختفای یکی از بنیان گذاران آمبرلا رو نشون میداد .اوزول اسپنسر من و جیل از طرف مرکز اروپا دستور گرفتیم تا اونو بازداشت کنیم امیدوار بودیم این ماموریت باعث بشه مدارکی پیدا کنیم تا جای وسکر رو به ما نشون بده کریس: کریس به مرکز ما به محل هدف رسیدیم مرکز: دریافت شد کریس داخل بشید وهدف رو دستگیر کنید کریس: دریافت شد جیل: در مورد مکان چی میتونی بهمون بگی؟ مرکز: اسکن ماهواره ای چیز غیر عادی رو نشون نمیده با اینحال باید آماده غیر منتظره ها باشید جیل: دریافت شد و موفق میشود در را باز کند جیل :حله کریس: پس بریم و در را باز کرده وارد ساختمان میشوندو با اجساد تعدادی نگهبان روبرو میشوند . کریس: عقاب 6 به آشیانه صدامو داری؟ مرکز: دریافت شد عقاب 6 . ادامه بده کریس: ما یه سری جنازه پیدا کردیم. از زخماشون پیداس که به صورت فیزیکی مورد هجوم واقع شدن اینطور به نظر میاد که نگهبانای امنیتی اسپنسر بودن . فقط خدا میدونه چی اینا رو کشته مرکز: دریافت شد و میدونستیم این ماموریت به این سادگیا نیس نهایت احتیاط رو لحاظ کنین به مسیر بن بست میرسند وکریس و جیل از هم جدا میشوند . جیل: کریس. من توی اتاق غذاخوری ام .خب اینجا رو باش یه سلاح بدرد بخور پیدا کردم آدمو یاد قدیما میندازه مگه نه؟ کریس: راکن سیتی؟ متاسفانه اره همه چی ازاونجا شروع شد جیل: سخته ادم باور کنه 8 سال داره ازا ون زمان میگذره... گمونم دارم پیر میشم کریس: فقط تو اینجوری نیستی جیل: در رو باز کردم در حین گشت زنی با در قفل دیگری مواجه میشوند وجیل مشغول باز کردن در میشود. جیل: بازه به محض ورود به یک اتاق در قفل میشود. جیل پیش از بسته شدن در کریس را به بیرون هل داده و خود داخل اتاق گیر میکند. سقف با میله های نوک تیز به سمت پایین حرکت میکند. کریس: جیل! جیل: نمیشه متوقفش کرد کنترلش باید از جای دیگه ای باشه کریس به دری میرسد که سوی دیگر قفل است. جیل: به قفل شلیک میکنم برو عقب زدمش کریس موفق میشود اهرم را غیر فعال کند. جیل : واقعا یاد داری چطوری دخترا رو منتظر بذاری و مسیرشان را به سمت زندان ادامه میدهند. جیل: این بوی چیه؟ کریس: امیدوارم بوی هرچی هست جلو راهمون در نیاد جیل:و از کی تا حالا ما اینقدر خوشانس بودیم؟ با موجودی روبرو میشوند. کریس:این یارو با چی مشکل داره ؟ جیل: واسه همین بوی بد میداد مواظب باش کریس و جیل با موجود میجنگند ولی ناگهان زیر پایشان خالی شده درون فاضلاب می افتند. کریس: جیل حالت خوبه؟ جیل: من خوبم ولی بیشتر وسایلامو گم کردم کریس: منم همینطور . خیلی خب. سعی کن یه راه خروج پیدا کنی. منم یه راهی پیدا میکنم که بهت برسم جیل: حله، حواست به پشت سرت باشه درحالی که بدون سلاح هستند بار دیگر از آن موجودات سر راهشان سبز میشود. جیل: میتونیم با همین دخلشونو بیاریم و با اهرم یک سقف متحرک را بالا میبرد. من ترتیب اینو میدم تو هدایتشون کن پس از کشتن تمامی موجودات راه خروج را می یابند و با اجساد بیشتری رو برو میشوند. با استفاده از سلاح های اجساد وارد اتاقی میشوند که اسپنسر میبایست آنجا باشد ولی جسد اسپنسر روی زمین افتاده و وسکر آنجا ایستاده است. وسکر به آنها حمله میکند ودرگیری آغاز میشود. وسکر: عقب مونده های کودن! از شماها بیشتر از اینا انتظار داشتم وسکر جیل و کریس را به طرز فجیعی میزند و بعد کریس را از گردن بلند کرده و میخواهد او را بکشد. وسکر: بیا تموم کنیم! جیل : نه!!! و به سمت وسکر دویده او را از کمر گرفته و خودش با وسکر از پنجره به داخل دره پرتاب میشوند. کریس به لبه پنجره هجوم میبرد تا جیل را نجات دهد ولی دیر شده است. کریس: جیل!!!!!
  10. Shiny Moon

    تروفی های بازی Resident Evil 2 Remake

    DLC Trophy Pack 1 نام توضیح جام Hell of a Sheriff کامل کردن سناریوی No Way Out Got 'Em نابود کردن کل مستر راکون ها در The Ghost Survivors مود BaZiTaRsNaK.Ir
  11. Shiny Moon

    تروفی های بازی Resident Evil 2 Remake

    تروفی های بازی Resident Evil 2 Remake نام توضیح جام Raccoon City Native کسب تمام تروفی ها Welcome to the City of the Dead رسیدن به اداره پلیس شهر رکون Path to the Goddess حل معمای مجسمه الهه Never-Ending Rain فرار از اداره پلیس شهر رکون Hack Complete کامل کردن بخش ایدا Hide and Seek کامل کردن بخش شری A Great Need for a Shower فرار از فاضلاب A Hero Emerges کامل کردن استوری لیان A Heroine Emerges کامل کردن استوری کلر Broken Umbrella شاهد پایان واقعی باشید The Basics of Survival ترکیب دو آیتم با یکدیگر Hip to Add Squares افزودن باکسهای آیتم ها Customizer ارتقا و شخصی سازی یک سلاح Don't Need No Stinkin' Gun کشتن یک دشمن با چاقو Eat This! ضدحمله با یک سلاح سرد That'll Hold 'Em استفاده از یک تخته چوبی جلوی یک پنجره Vermin Extermination خراب کردن یک مستر راکون A Vault-like Mind باز کردن یک portable safe First Break-In باز کردن یک گاوصندوق Bon Appétit شلیک کردن یک نارنجک در دهان دشمن Zombie Roundup کشتن سه دشمن هم زمان با سلاح سرد Like Skeet Shooting کشتن یک سگ زامبی و یا یک لیکر در هوا Keep Their Heads Ringin' فلج کردن قوه شنوایی یک لیکر Hats Off! شلیک کردن به کلاه تایرانت و انداختن آن Gotcha! شکست استیج 2 جی تنها با یکبار استفاده از جرثقیل Treasure Hunter پیدا کردن دو آیتم مخفی با استفاده از تصاویر راهنما A Waist of Space افزودن تمامی باکسهای آیتم One Slick Super-spy فقط استفاده کردن از EMF Visualizer در بخش ایدا Young Escapee فرار در بخش شری در طول 60 ثانیه یا کمتر از bedroom With Time to Spare شکست استیج 4 جی با 4 دقیقه یا بیشتر مانده به انفجار In the Blink of an Eye شکست سوپر تایرانت با 5 دقیقه یا بیشتر مانده به انفجار Lore Explorer خواندن تمام فایل ها Complete Vermin Extermination خراب کردن تمام مستر راکون ها Master of Unlocking باز کردن تمام گاوصندوق ها و قفل ها Leon "S." Kennedy کامل کردن استوری لیان با درجه سختی نرمال یا هارد با رنک S Sizzling Scarlet Hero کامل کردن استوری کلر با درجه سختی نرمال یا هارد با رنک S Hardcore Rookie کامل کردن استوری لیان با درجه سختی هارد Hardcore College Student کامل کردن استوری کلر با درجه سختی هارد Frugalist کامل کردن بازی بدون استفاده از آیتم های سلامتی Minimalist کامل کردن بازی بدون باز کردن باکس آیتم ها A Small Carbon Footprint رفتن 14000 قدم و یا کمتر در یک دور بازی Grim Reaper کامل کردن بخش چهارمین بازمانده در اکسترا مود بازی BaZiTaRsNaK.Ir
  12. Shiny Moon

    اختصاصی Resident Evil 2 remake files

  13. Shiny Moon

    اختصاصی سناریوی فارسی Resident Evil 7

    تلفن بار دیگر زنگ می خورد. زوئی: کارت خوب بود، ایتان. ایتان: زوئی، درسته؟ اینا دیگه چه جونوراییـــ ... زوئی: اگه میخوای زنده بمونی، خفه شو و گوش کن ببین چی میگم. تو باید از اون خونه بری بیرون. ممکنه راه خروجی از سالن اصلی باشه. ایتان: باشه. زوئی: آها، و اون چیزی که به مچت بسته شده، یه کدکس ــه. گمش نکن. چیز مهمی ــه. زوئی قطع می کند. ایتان نیز تلفن را سر جایش می گذارد. پلیسی از پشت پنجره، ایتان را صدا می کند. پلیس: هِی، بیا اینجا! هِی، تو! ایتان: هِـی، تو باید کمکم کنی! پلیس: صبر داشته باش. حالا بگو ببینم آقا. شما اینجا زندگی میکنید؟ منظورم اینه که اینجا مال شماست؟ ایتان: چی؟ مالِ من؟ نه، نــه! پلیس: بسیار خب. ما چندتا تماس مبنی بر مفقود شدن چند نفر داشتیم. ایتان: تو متوجه نیستی. من باید از اینجا بیام بیرون! پلیس: به اعصابت مسلط باش. ایتان: تو اصلا به من گوش نمیدی. یه سری آدم خل و دیوونه اینجان که میخوان منو شقه شقه کنن! پلیس: باشه، حله. بذار اینو بهت بگم. تو جوری رفتار میکنی که به نظر عقل خودت سرجاش نیست، میفهمی چی میگم؟ ایتان: شوخیت گرفته؟ پلیس: ببین، همونطوری که قبلا گفتم، ما چندین تماس مبنی بر مفقود شدن چند نفر داشتیم و من نمیتونم کتمان کنم که به نظر یه خارجی مثل تو هم ممکنه به این قضایا ربط داشته باشه. ایتان: باشه، هرچی بخوای بهت میگم. پلیس: بسیار خب، از این بیشتر خوشم میاد. الان منو توی گاراژ میبینی و اونجا صحبت میکنیم. پلیس از پنجره کنار می رود. ایتان: هی، صبر کن! باید تفنگتو بهم بدی! پلیس با خنده به پنجره نزدیک می شود. پلیس: حتما عقلتو از دست دادی. ایتان: بببین، افسر. پلیس: سرکار ایتان: درسته، سرکار. دلت میخواد اسم منو توی صفحه ترحیم روزنامه ها ببینی؟ یا بشی قهرمان و جون منو نجات بدی؟ پلیس به او یک چاقوی جیبی می دهد. ایتان: یه چاقوی جیبی مسخره؟ پلیس: بیا، بگیرش! این تنها چیزیه که گیرت میاد. ایتان چاقو را میگیرد. پلیس: حالا برو، گاراژ، الان! ایتان: قراره با یه چاقو چه غلطی کنم؟ ایتان به گاراژ می رود. پلیس مشغول بررسی لکه خونی است که روی زمین است. ایتان: هی! ما باید شرمونو از اینجا کم کنیم. پلیس: وقتشه بهم بگی که نصف شب و تنها اینجا چیکار میکنی؟ ایتان: من؟ خودت چی؟ پلیس: این وظیفه منه. چرا تو وظیفتو انجام نمیدی و بهم نمیگی؟ جواب سوالمو بده. ایتان: حتی اگه بهت بگم، تو حرفامو باور نمیکنی. پلیس: امتحان کن. در همین حین درب گاراژ شروع به بسته شدن می کند. پلیس: هی. درو باز نگه دار. درو بازش کن! چیکار میکنی؟ جک از پشت پلیس می آید و قصد دارد با بیلی او را بکشد. ایتان: صبر کن! صبر کن! جک سر پلیس را نصف می کند. ایتان سوئیچ ماشین را پیدا کرده و به سمت ماشین می رود و سوار آن می شود. ایتان: گندش بزنن. همتونو میکشم. ایتان جک را زیر می کند اما جک آسیبی نمی بیند. جک: هــو هــو! بسیار خب، همینطور ادامه بده! ایتان: حرومزاده ناگهان جک از بالای ایتان می آید. ایتان: اُه لعنتی! جک: ماشین خوبیه ایتان. کجا رانندگی رو یاد گرفتی؟ جک فرمان را گرفته و ماشین را به در و دیوار می کوبد. ایتان: گندش بزنن. سپس جک ماشین را به تیر آهنی درست رو به روی سر ایتان می رساند. جک: بیا این قضیه رو تمومش کنیم .. تــو و مـــن! جک ماشین را عقب می برد. جک: آره خودشه. میخوام یه سواری بهت بدم. ایتان: نه نــــــــــــه! لعنتــــــــــــــــــــــــی!! ایتان سرش را پایین میگیردو تیر آهن به خود جک میخورد. سپس از ماشین پیاده شده و اسلحه پلیس را بر میدارد. ماشین آتش میگیرد. جک دوباره از جایش بلند می شود. جک: اُه پسر ... ببین چیکار کردی حرومزاده! در این حین ماشین منفجر می شود و جک دوباره از حال می رود. ایتان سعی می کند تا از نردبان بالا برود که جک دوباره او را میگیرد. جک: حواست به منه پسر جون؟ قراره یه چیز خفن ببینی. و جک به سر خودش شلیک می کند. ایتان: لعنتی! پس از خروج از گاراژ، ایتان به عمارت می رسد. تلفن بار دیگر زنگ میخورد. زوئی: پدرم خیلی بهت سخت گرفت؟ ایتان: اون پدرته؟ زوئی: قبلا بود. ایتان: متاسفم ... اما اون ... آ .. اون الان مرده. زوئی: تو شاید بتونی از پسش بربیای. ایتان: چی؟ از پس چی بربیام؟ زوئی: یه چیزی هست که من برای انجامش به کمکت نیاز دارم اما الان نمیتونم توضیحش بدم. احتمالا یه سری کلید باید پیدا کنی تا بتونی انجامش بدی اما یه راهی پیدا کن تا از خونه بیای بیرون. ایتان: باشه. زوئی: باهات تماس میگیرم. در طبقه بالا ایتان نوار دیگری می یابد که روی آن نام همسرش میا نوشته شده است. BaZiTaRsNaK.IR
  14. Shiny Moon

    اختصاصی Resident Evil 2 remake files

  15. Shiny Moon

    اختصاصی Resident Evil 2 remake files

  16. Shiny Moon

    اختصاصی Resident Evil 2 remake files

  17. نگارش 1.0.0

    0 دریافت

    suite no. 3 in d major اثر یوهان سباستیان باخ موسیقی دان آلمانی که در نسخه نخست The Evil Within در اولین برخورد با Sadist (اتاق شکنجه )از گرامافون شنیده می شود.
  18. Wolfwand Rubel

    سلاح های رزیدنت اویل 7

    سلاح ها رزیدنت اویل 7 44 MAG این سلاح درتریلر زوئی با بدست آوردن 9 سکه عتیقه در بیرون ازمحدوده خانه اصلی پیدا میشود و یا در دفتر معدن در نزدیک باتلاق. زمانی که بار اول استفاده شود پر بوده و قویترین سلاح شلیکی بازی است. در مقایسه با Albert -01 این سلاح با هر شلیک نیروی بسیار زیادی را وارد میکند.خشاب سلاح حاوی 7 گلوله بوده و دو جا را در اینونتوری اشغال میکند. این سلاح برای کشتن Molded ها تنها به یک گلوله نیاز دارد. تیر این سلاح کمیاب بوده واغلب با دقت زیادی مخفی شده است. Albert-01 این سلاح در حین مبارزه نهایی به بازیکن داده بمشود. 9 گلوله دارد و در حین تیر اندازی نشانه گر لیزری دارد. زمانی که با ان شلیک کنید گاز آبی از آن بیرون می آید. در صورتی که یکبار بازی را به پایان ببرید این سلاح باز میشود.همچنان دارای قدرت بسیار زیادی است. این سلاح میتواند با MG44 مقایسه شود با این تفاوت که یک جا را اشغال میکند. AMG-78 این سلاح میتواند در کنار دستان خالی جو استفاده شود ولی با دست چپ این سلاح موجب آسیب های جز ئی میشود. این سلاح میواند به مرحله مختلف قدرتمند گردد و میتواند با یک ضربه یک molded چاق را از پای در آورد. AMG-Dual AMG-Dual در "پایان زوئی" یافت میشود. این سلاح با بدست آوردن سطح سخت " جو باید بمیرد " بدست می آید. پس از بدست اوردن این رنک میتوان این سلاح را در ایتم باکس در بازی جدید یافت. این وسیله به عنوان یکی از توانایی های مبارزاتی جو بدون سلاح کار میکند. به او قدرت بیشتر ی داده واجازه میدiد مشت های محکمتری زده و حملات ویژه داشته باشد. Axe تبر یک سلاح سرد با برد و دامنه آسیبی کوتاه است. این سلاح تند وضعیف بوده ولی زمانی که دکنه نشانه گیری را بگیرید و سپس حمله را بزنید، این سلاح کند وقوی میشود. علاوه بر استفاده از تبر به عنوان سلاح میتوان برای تکه تکه کردن وسایل ردر محیط استفاده شود.تبر میتواند در اجسام اطراف گیر کند وتا زمانی که بازیکن بتواند آن را بیرون بکشد کمی طول میکشد. تبر درا تاق مهمان استو پس از اینکه میا ایتن را پرتاب میکند روی زمین پیدا میشود. پس از آن تبر با او خواهد بود. باید علیه میا از آن استفاده شود. البته تبر برای مدتی گم میشود ولی متوان دوباره آن را یافت Bare Fists مشت بخشی از گزینه های اولیه اینونتوری جو بیکر است. این نشان میدهد جو قدرت زیادی در مشت زدن داشته و مهارت کافی دارد. خود این سلاح نمیتواند استفاده شود یا در جعبه آیتم گذاشته شود. لازم هم نیست انتخاب شود تا جو بتواند از آن استفاده کندو این سلاح میواند با AMG78 ویا AMGDual جایگزین شود. Blue Blaster این سلاح در بازی کوچک 55 سالگی جک پیدا میشود. این نوعی سلاح شبیه به M19 است با اینحال دسته آن آبی و مشکیست. این سلاح بینهایت است و با توجه به قدرت آن سلاح خوبی برای مبارزه با molded ها هستند. با اینحال زمان کمی برای استفاده از این سلاح وجود دارد .پس از آن این سلا خود به خود از اینونتوری حذف میشود. Burner این سلاح به خود بازیکن صدمه میزند. برای ا ینکه آسیب نبیند لازم است یکسره از دکمه آتش استفاده نکنید. مارگارت در فرم جهش یافته در مقابل این سلاح آسیب پذیر است. هرچند این سلاح در مواجهه با سایر موجودات مناسب نیست و آسیب بسیار جزئی به بقیه موجودات وارد میکند. این سلاح 2 جا در اینوتوری میگیرد و از سوخت استفاده میکند. 150 گلوله هم در زمان بیشتر نمیگیرد. این سلاح در بازی توسط ترکیب برنر گریپ و برنر نازل بدست می آید. Chainsaw اره برقی درا تاق کالبد شکافی پیدا میشود . این سلاح در اولین در گیری با جک بیکر بدست می آید .فشردن دکمه شلیک باعث میشود ایتان اره برقی را تکان دهد. و نگه داشت نشانه گیری و سپس شلیک اره برقی را روشن میکند. البته مدت آن محدود است. این سلاح برای بازکردن در ضروریست و حتما باید آن را برداشت. پس ازباز کردن قفل ایتن آن را بیرون می اندازد وبازیکن نیمتواند آن را بردارد. Circular Saw این سلاح به عنوان سلاح سرد بازی مطرح شده ودر مقایسه با چاقو بسیار مفید تر است.برای اینکه این سلاح بدست بیاید بازیکن میباستی بازی را در 4 ساعت به پایان برساند تا سلاح باز شود. Crowbar این سلاح تنها زمانی یافت میشود که بازیکن بخواهد زوئی را نجات داد . در کشتی تخریب شده در اتاق موتور یافت میشود. این سلاح بلافاصله پس از نجات ایتن از دست اویلین توسط میا بدست می آید . زمانی که بازیکن تمامی تسلیحاتش ار از دست داده است. این سلاح مانند تبر است. زمانی که میا از بین برود ، سلا ح از اینونتوری حذف میشود. G17 Handgun این سلاح ضعیفی بوده ولی با گلوله های خاصی قدرتمند میشود. این سلاح در بازی اصلی در گاراژ خانه اصلی در طبقه اول است. زمانی که افسر پلیس کشته شده واین سلاح به اتن میرسد. اگر در حین مبارزه با او این سلاح را برندارید در مقابل نردبان یافت میشود. این سلاح برای ادامه بازی ضروریست. Gold Blaster زمانی که از بازی اصلی " خانه اصلی شماره 2" رینک S بگیرید این سلاح بدست می آید. این سلاح بینهایت است سرعت زیادی دارد نیاز به ریلود ندارد ولی ضعیف است. زمان استفاده از این سلاح محدود میباشد. Grenade Launcher گرانید لانچر دو نوع مهمات دارد.تیر های آتشین و تیر های اعصاب. این سلاح دو جا را در اینونتوری اشغال میکند. و در آن واحد تنها یک تیر شلیک میکند. هردو نوع تیر بسیار قدرمندند. تیر های آتشین در فرم جهش یافته مارگارت بسار قدرتمند اسیب میزنند. در زمان تبدیل جک نیز بسیار مفیدند. اگر بر روی یک molded عادی استفاده شود میتواند دست وپای او را از هم جدا کند.تیر های عصبی میتواند موجب فلج شدن Molded ها شده و آنها را به شدت ضعیف کند.تیر های اعصاب کمتر یافت میشود. به طور کلی مهمات این سلاح بسیار ضعیف است. در حالت معمولی و ساده بازی ، این سلاح در اتاق تجهیزات در حانه اصلی طبقه اول یافت میشوند. که برای بدست آوردن آن به کلید کلاغ نیاز است و در درجه سختی خانه دیوانه بر روی میز در تریلی یافت میشود اگر انجا برداشته نشود در باتلاق ، در دفتر اصلی بدست می آید. M19 Handgun این سلاح 8 تیر جا دارد و ا G17 3 گلوله کمتر میگیرد با اینحال سلاح قوی تری بوده و نرخ شلیک آن به خصوص شلیک بحرانی آن بسیار خوب است..در بازی اصلی این سلاح درا تاق مهمان در طبقه سوم عمارت قرار دارد .این سلاح میتواند با تعمیر هند گان شکسته توسط کیت تعمیر بدست آید. M37 Shotgun از شاتگان شکسته برای شلیک استفاده نمیشود. تا اینکه بازیکن مدل شاتگان را بیابد. میتوان این سلاح را با کیت تعمیر ، مجدد بازسازی کرد. و یا با فدا کردن M37 و هند گان شکسته و یا با دو تفنگ دیگر. این سلاح دو تیر داشته ولی قدرت بسیار زیادی دارد. این سلاح دو جا میگیرد. MPM Handgun این سلاح در بخش میا بدست می آید. در حالت ساده و نرمال در اتاق تعمیر درون یک کشوی میز پیدا میشود ویا در کشتی شکسته طبقه اول در مود خانه دیوانه در طبقه سوم کشتی شکسته در اتک بای بر روی یک میز قرار دارد.زمانی که بار اول پیدا شود 2 گلوله خواهد داشت. این سلاح از نظر قدرتی مانند G17 است . پس از نجات ایتن این سلاح به ایتم باکس منتلق میشود. P19 Machine Gun اولین باری که این سلاح دیده می شود در E-001 نوار میباشد. پس از پایان بخش میا میتواند سلاح را در کمد کابینت کابین پیدا کند که در راهرو 4 ام قرار داشته و به سادگی میتوان آن را ندید. برای بدست آوردن این سلاح به کلید نیاز است که در طبقه دوم می باشد. پس از نجات ایتن سلاح به ایتن منتقل میشود.گرچه این سلاح زیاد قوی نیست ولی نرخ شلیک بالایی دارد و ظرفیت آن نیز زیا د است. و در یک لحظه میتواند صدمه بیشتری نسبت به هندگان ایحاد کند.تیرهای این سلاح به وفور یافت میشوند. Red Blaster این سلاح از لحظه بدست آوردن تفاوت فاحشی با بقیه تسلیحات دارد این سلاح باعث افزایش توان حرکت شده و تیر بینهایت دارد وسرعت شلیک آن بالاست البته مدت محدودی برای استفاده از آن وجود دارد Stake Bomb در بازی ، ایستک بمب به عنوان یک بمب کنترلی در بازی یافت میشود. .این سلاح در دی ال سی " پایان زوئی " یافت میشود و میتواند در ترکیب با اسکرپ متال و شاخه درخت ترکیب شود. Throwing Spear این سلاح به عنوان دومین سلاح در پایان زوییی پیدا میشود و علیه دشمنانی مانند گاتور ها و مولدد ها استفاده میشود . این سلاح میتواند با اسکرپ متال و شاخه درخت ترکیب شود. این سلاح از داخل انیونتوری غیب میشود
  19. Nastaran

    BIOHAZARD heavenly island

    Chapter 24 Persian :Editor&Translator  Nastaran
  20. Shiny Moon

    تاریخچه Full article of Chris Redfiled's introduction

    به دنبال ایروینگ - کشتــن وسکــــــر : "هرچی بیشتر پیش میرم ، خودم رو نگران و متعجب میبینم و فکر میکنم که آیا این چیزی که براش میجنگم ارزشش رو داره. آینده ای عاری از ترس ؟ آره ، ارزشش رو داره." کریس ردفیلد پس از پایــانِ کار وسکر و حوادث کیجوجو سه سال بعد از حادثه ی عمارت اسپنسر در اروپا و سقوط جیل ، یعنی در سال 2009 ، کریس از فعالترین اعضای BSAA شد و بین تمام شعبه های این سازمان احترام و شهرت خاصی را به دست آورد. او بیش از هر عضوی در این سازمان در ماموریت ها شرکت میکرد و با حضورش همیشه موفقیت کسب میکرد. در ماه مارس او طی تحقیقاتش به معامله ی سلاح های بیوزیستی در منطقه ی خودمختار کیجوجو واقع در قاره ی آفریقا ، پی برد. او برای بازداشت یک دلال سلاح های بیوزیستی یعنی ریکاردو ایروینگ ، به کیجوجو فرستاده شد. قرار بر این شد یکی از ماموران شعبه ی افریقای BSAA در این امر به او کمک کند. این مامور که پارتنر جدیدش بود ، شوا الومر نام داشت. هر دو به مغازه ی قصابی رفتند و در آنجا مختصات ماموریت ، تجهیزات و سلاح ها را از رینارد فیشر دریافت کردند. خیلی زود آن دو پی بردند که کیجوجو مبتلا به نوعی ترکیب پیشرفته از پلاگا شده است و مجبور به مبارزه با تعدادی ماجینی شدند. کمی بعد در مجمع عمومی کیجوجو یک ماجینی جلاد سر فیشر را از تنش جدا کرد و سپس ماجینی های زیادی به سمت شوا و کریس رفتند تا آن دو را نیز در دام بیندازند. خوشبختانه ، پشتیبان هوایی آنها یعنی کرک متیسون ، شخصی که در عملیات های قبلی نیز همراه کریس و جیل بود ، راهی برای خاتمه دادن به این نبرد پیدا کرد. آنها تماسی را از جانب آلفا تیم BSAA دریافت کردند که توسط موجودی ناشناخته مورد حمله قرار گرفتند. کمی جلوتر با جنازه ی این افراد رو به رو شدند و پی بردند که نوعی BOW جدید باعث مرگ آنها شده بود. کمی بعد نیز هلی کوپتر کرک متیسون توسط Kipepeo ها مورد حمله قرار گرفت و سقوط کرد. وقتی آن دو به محل سقوط هلی کوپتر کرک رسیدند ، در تله ای افتادند و ماجینی هایی سوار بر موتور سیکلت ، آنها را محاصره کردند. کریس و شوا به کمک جاش استون ، دیو جانسون و سایر اعضای BSAA موفق به فرار از آن تله شدند. این گروه تا جایی کریس و شوا را همراهی کردند که آن دو به ایروینگ رسیدند. اما ایروینگ به کمک زنی مرموز از دست آنها فرار کرد. پس از کمی پیشروی ، کریس و شوا به ساختمانی پیشرفته که ظاهری شبیه به آزمایشگاهی بزرگ داشت ، رسیدند. در میان فایل های داخل کامپیوتر آنجا ، کریس عکسی از یک زن مو بلوند دید که دوست و همکار همیشگی اش جیل ولنتاین بود. موقعیت ایروینگ توسط شوا و کریس در غاری شناسایی شد ولی باز هم شخصی مرموز به فرار او کمک کرد اما حین فرار ، فایلی را جا گذاشت. کریس از آن فایل مخفی گاه ایروینگ را یافت که جایی در کارخانه ی پالایشگاه نفت آنجا بود. ایروینگ با دیدن آنها ، هیولایی به نام Popokarimu را آزاد کرد. کریس و شوا پس از شکست آن هیولا با یک خودروی جنگی از میان ماجینی ها گذشتند تا به شهری متروکه رسیدند و در آنجا با هیولایی دیگر به اسم Ndesu رو به رو شدند. آن هیولا ، بسیاری از ماموران BSAA را کشته بود. پس از شکست او ، کریس به شوا گفت تا بازگردد و خود او به تنهایی دنبال جیل برود و او را برگرداند. چرا که دیگر برای کار نیاز به دستوری نداشتند. اما شوا قبول نکرد و گفت تا آخر همراه او خواهد بود. سپس آن دو با قایقی موتوری وارد باتلاق شدند و پس از سیر و سفر در باتلاق و حل کردن معماهایی ، موفق به فرار از آنجا شدند. سپس کاپیتان استون را دیدند که گفت از محل اصلی ایروینگ مطلع شده است و آنها را به سمت پالایشگاه نفت هدایت کرد. ایروینگ سعی کرد با منفجر کردن پالایشگاه نفت ، کریس ، شوا و جاش را بکشد اما آن سه با قایقی موفق به فرار شدند و کمی بعد در میان آبها ، با کشتی ایروینگ رو به رو شدند. او برای شکست کریس و شوا به هر کاری دست زد اما موفق نشد. در نهایت نمونه ای خاص و برتر از پلاگا را به خود تزریق کرد. با تزریق این نمونه به موجودی شبیه به کراکن تبدیل شد. بعد از مبارزه با ایروینگ نهایتا کریس و شوا او را شکست دادند. ایروینگ پیش از مرگ به کریس گفت که جواب تمام سوالاتش در غارهاست. پس از پایان کار ایروینگ کریس خطاب به شوا گفت که تنها ماموریتی که او درگیر آن است ، نجات جیل است و او فکر میکند که جیل زنده است. او از پاسخ شوا متعجب شد. شوا گفت که تحت هر شرایطی تا پایان کار همراه او خواهد ماند. طی جستجویشان ، مکانی پر از کپسول را پیدا کردند که به نظر جایگاه تست آزمایش بر روی مورد های آزمایشی بود. کریس به سمت کامپیوتر رفت و نام جیل را سرچ کرد. وقتی کف زمین برای پیدا کردن کپسول جیل حرکت کرد ، آن دو توسط موجودی دیگر مورد حمله قرار گرفتند که به U-8 شناخته میشد. بلافاصله کف زمین از حرکت ایستاد و آن دو مجبور به مبارزه شدند. پس از شکست U-8 ، آنها با کپسولی خالی رو به رو شدند. اکـسلا گیونه نیز که از طریق مانیتور با آنها ارتباط برقرار کرده بود ، اظهار بی اطلاعی در مورد جیل کرد. شوا اکـسلا را شناخت و فهمید که او از بانیان ترایسل است. پس به کریس گفت که او دروغ میگوید. بار دیگر آنها اکـسلا را در آزمایشگاه دیدند. هنگام تعقیب او به موجود دیگری به نام Uroboros Mkono رسیدند. پس از شکست این موجود ، بار دیگر اکسلا را دیدند. اینبار متوجه شدند که اکسلا در واقع شریک آلبرت وسکر و زن مرموزی که پیش از این بارها ایروینگ را نجات داد ، بود. کریس از آنها خواست تا بگویند جیل کجاست. وسکر کلاه زن مرموزی که کنارش بود ، را برداشت و مشخص شد که آن زن همان جیل است. با وجود اینکه کریس تلاش کرد تا حافظه ی جیل را برگرداند ، ولی باز هم جیل به او توجهی نکرد و به شوا و او حمله کرد. وقتی وسکر قصد داشت آنجا را ترک کند ، کریس موفق شد تا جیل را متوقف کند. وسکر در اوج تعجب بخاطر این امر ، دستگاهی را که به سینه ی جیل بود ، فعال کرد. با فعال شدن آن ، درد وحشتناکی تمام وجود جیل را در برگرفت. آلبرت وسکر کریس را رها کرد تا زجر کشیدن جیل را تماشا کند. شوا متوجه دستگاه روی سینه ی جیل شد و به کریس کمک کرد تا آن را از روی سینه ی جیل جدا کند. با جدا شدن دستگاه ، جیل از حال رفت. کریس در اوج نگرانی خود را به او رساند و پس از اینکه فهمید او زنده است ، کمی خیالش راحت شد. حواس جیل کاملا برگشت و او بخاطر کارهایش عذرخواهی کردو از کریس خواست تا جلوی وسکر و برنامه هایش را بگیرد. کریس مخالفت کرد و بیشتر نگران سلامتی جیل بود. جیل کریس را گرفت و گفت تنها کسی که میتواند جلوی وسکر را بگیرد ، اوست. پس کریس به سمت آسانسور رفت و پشت سر او جیل به شوا گفت تا همراه او برود. کریس و شوا ، اکسلا را یافتند. اکسلا با وحشت از چیزی فرار کرد و در حین فرار کپسولی شیشه ای را جا گذاشت. شوا آن کپسول را برداشت. کمی جلوتر مشخص شد که وسکر هیچ حس وفاداری نسبت به اکسلا نداشت و نمونه ای از اوروبوروس را به او تزریق کرده بود. اکسلا کم کم ضعیف شد و سپس به هیولایی بزرگ تبدیل شد. اکسلا به آن دو حمله کرد امادر آخر آنها موفق به شکست او شدند. در این زمان تنها مشکل باقی مانده وسکر بود. وقتی آن دو به دنبال وسکر بودند، جیل با آنها تماس برقرار کرد. او گفت که وسکر برای جلوگیری از جهش نیاز دارد تا سرمی را به خودش تزریق کند اما مصرف زیاد این سرم نتیجه ای عکس دارد و او را ضعیف میکند. در اینجا بود که ان دو متوجه شدند شیشه ای که اکسلا جا گذاشته بود ، در واقع همان سرمی بود که وسکر به خودش تزریق میکرد. پس از یک نبرد یک طرفه با وسکر ، کریس و شوا موفق شدند و سرم را به سینه ی وسکر تزریق کردند. وسکر به سمت جت خود ، فرار کرد. آن دو به دنبال او وارد آنجا شدند و ادامه ی مبارزه ی آنها در آنجا شکل گرفت. وقتی وسکر گفت که او منجی بشریت است ، کریس سرم را به گردن او تزریق کرد و جواب داد که او فقط از بقایای آمبرلاست نه چیز بیشتر. سپس از ضعف وسکر استفاده کردند و کریس در پشتی جت را باز کرد. به دلیل سرعت جت ، قدرت باد وسکر را به سمت بیرون کشید ولی وسکر پای شوا را گرفت. دست شوا رها شد و در حال سقوط بود که کریس دستش را گرفت. چرا که صحنه های نبرد خودش و جیل را با وسکر دید و نمیخواست بار دیگر همکار خود را از دست بدهد. در این هنگام شوا اسلحه اش را برداشت و به صورت وسکر شلیک کرد. پس از سقوط وسکر ، جت نیز درون آتشفشانی سقوط کرد. کریس و شوا درون آتش فشان بودند و کمی بعد وسکر خود را نشان داد. آن دو از زنده ماندن او تعجب کردند. ویروس اوروبوروس باعث جهش او شد. کریس و شوا از دست او فرار کردند اما سقوط یک سنگ در مسیرشان باعث جداییشان شد. وسکر به سمت شوا رفت و شوا فریاد زد و از کریس کمک خواست. کریس سنگی را که مانع راه شوا میشد ، هل داد تا راه او باز شود. وسکر دنبالشان رفت و پس از نبردی ، زخمی شد. با مشخص شدن نقطه ضعف وسکر ، کریس به پشت او رفت و بازوهای اوروبوروسی او را گرفت و به شوا گفت به آن شلیک کند اما شوا جواب داد که این کار باعث کشته شدن خود کریس میشود. پس با استفاده از چاقویش چندین ضربه ی پشت سر هم به نقطه ضعف وسکر زد. وقتی وسکر ضعیف شد ، کریس او را رها کرد و همراه شوا ضربه ی نهایی را با چاقو به نقطه ضعف او زد. زمین زیر پای وسکر ترک برداشت و گدازه ها از میان ترک ها به بیرون پرت شدند. جیل و جاش که با هلی کوپتری به آنجا رسیدند ، درست به موقع شاهد این صحنه بودند و نردبانی را به پایین پرت کردند. کریس آن را گرفت و شوا زودتر از او از آن بالا رفت. وقتی کریس میخواست بالا برود ، سنگ زیر پایش شکست و او به سمت نردبان پرید و با یک دست آن را گرفت. آن دو با کمک وارد هلی کوپتر شدند اما وسکر با یکی از بازوهای اوروبوروسی خود هلیکوپتر را گرفت. جیل به RPG-7 ــی که در هلی کوپتر بود ، اشاره کرد و شوا و کریس با هم هدف را گرفتند و شلیک کردند و بالاخره وسکر کشته شد. در آخر بالاخره کریس فهمید برای چه چیز مبارزه میکرد و با اینکه احساس میکرد که کارش را تمام کرده و کار دیگری ندارد ، ولی این را هم میدانست که این اتفاقات تنها اتفاقی پیش از ظهور شخصی دیگر مانند وسکر خواهد بود. به همین خاطر تصمیم گرفت بازگردد و به کارش ادامه دهد تا تجربه و مهارت خود را به نسل جدید منتقل کند تا آنها برای آن روز آماده باشند. کریس در Resident Evil 5 :
  21. Shiny Moon

    تاریخچه Full article of Chris Redfiled's introduction

    مقابله ی Il Veltro و BSAA - سقوط FBC : "جیل ، ما پیدات میکنیم ... بهت قول میدم ..." کریس ردفیلد پس از شنیدن خبر گم شدن جیل در سال 2003 ، پس از فروپاشی کمپانی آمبرلا ، مشخص شد که عده ای از محققان سودجوی این کمپانی نمونه ها و دارایی های کمپانی را در بازار سیاه فروختند. بدین ترتیب سازمان های تروریستی و شرکت های رقیب ، این نمونه ها را به دست آوردند. در سال 2004 و در پاسخ به این تهدید بزرگ ، جیل و کریس در کمک به احداث سازمانی فعالیت خود را شروع کردند. فدراسیون شرکت های داروسازی از آنها دعوت به عمل آورد تا در این امر کمک کنند. این سازمان که سازمان بین المللی بررسی خطرات بیوتروریسم و ایجاد امنیت نام داشت ، برای مقابله با تروریست و جلوگیری استفاده از سلاح های بیوارگانیک تشکیل شده بود. جیل و کریس جزو موسسین این سازمان شدند و نام "یازده اصلی" را به خود گرفتند. در سال 2005 ، درست یک سال پس از حمله ای بیوتروریستی ، موسوم به حادثه ی وحشت انگیز تراگریجیا ، سازمان BSAA ، متوجه احیای سازمانی تروریستی که این شهر آبی را نابود کردند ، شد. این سازمان Il Veltro نام داشت. برای بررسی این اتفاق ، رئیس سازمان BSAA ، یعنی کلایو.آر اُ'برایان ، کریس و پارتنر جدیدش جسیکا شراوات را به محدوده ی کوهستانی در ولکوینن موکیِ فنلاند فرستاد. جایی که شایعه شده بود ، مخفیگاه گروه تروریستی ولترو است. هنگامی که آنها در منطقه ی مورد نظر بودند ، تماسشان با مرکز فرماندهی قطع شد. با این حال آنها به جستجویشان ادامه دادند ولی با این تفاوت که مجبور بودند ، بدون پشتیبان رادیویی به این جستجو ادامه دهند. در این بین ، جیل و پارکر لوسیانی عملیاتی نجات در دریای مدیترانه را برای یافتن آنها آغاز میکنند. با توجه به آخرین سیگنال های دریافتی از جانب کریس و جسیکا ، آن دو جایی در اقیانوس بودند و احتمال زیاد بر روی یک کشتی. این باعث شد که جیل و پارکر به بررسی کوئین زنوبیا برسند. پس از رسیدن به قله ی کوه ، کریس و جسیکا شاهد سقوط وحشتناک هواپیمایی باربر در آن نزدیکی بودند. در حین جستجو میان خرابه های هواپیما ، آنها اثراتی از یک ویروس و همچنین جسد له شده ی خلبانی که به نظر از کارمندان ولترو می آمد ، پیدا کردند. پس از آن از راهی میانبر وارد یک معدن زیرزمینی شدند. در هنگام عبو از غارها ، چند گرگ جهش یافته ی آلوده شده به ویروس تی-ابیس که در آن موقع ناشناخته بود ، به آنها حمله کردند. طی نبرد با گرگ های وحشی ، پای کریس صدمه دید اما با این حال کریس به کمک جسیکا توانست آنها را شکست دهد. نهایتا در پایان غارهای زیرزمینی ، کریس و جسیکا پایگاه هوایی ولترو رو یافتند که این گروه تروریستی از آن به عنوان مخفی گاه استفاده میکرد. بلافاصله پس از این ، کلایو موفق به برقراری تماس با آنها شد و از اینکه ولترو مجددا فعالیت خود را شروع کرده ، باخبر شد. در همین حین کریس و جسیکا از اخبار بدی مطلع شدند. جیل و پارکر هنگام عملیات جستجوی آن دو مفقود شدند و خبری ازشان نیست. با شنیدن خبر احیای سازمان ولترو ، این احتمال میرفت که جیل و پارکر توسط این گروه گرفتار شدند. کریس و جسیکا به مرکز فرماندهی بازگشتند و از آنجا با هلی کوپتری عازم ماموریتی دیگر برای پیدا کردن کشتی ولترو شدند. اما اطلاعات زیادی از موقعیت این کشتی نیز در دسترس نبود. به پیشنهاد کریس ، کلایو دو تن از ماموران خود یعنی کیت لوملی و کیونت سچام را به فرودگاه ولکوینن موکی فرستاد تا اطلاعاتی در مورد مختصات کشتی کوئین زنوبیا بیابند. این ماموریت انجام شد و کریس و جسیکا به محل مورد نظر رفتند. پس از رسیدن به عرشه ی کشتی ، جستجویشان را برای پیدا کردن همکاران خود شروع کردند و در این هنگام با دشمنانی روبه رو شدند. به هر حال آنها متوجه شدند که در واقع این کشتی کوئین سمیرامیس است و تنها یک کشتی ، کاملا شبیه به کوئین زنوبیاست. وقتی کلایو به این اشتباه پی برد ، مختصات اصلی کوئین زنوبیا را به کریس داد. کریس و جسیکا با قایق به سمت این کشتی رفتند ولی پیش از وارد شدن به کشتی ، مخلوقی دریایی ناشناخته به آنها حمله کرد. پس از شکست این موجود ، آنها وارد کشتی شدند و نهایتا در کازینوی کشتی با پارکر و جیل رو به رو شدند. جایی که جسیکا به یکی از ماموران غیر مسلح ولترو ، شلیک کرد و کریس نیز کاملا متعجب شد. آن تروریست ظاهرا مرده بود. پس از برداشتن ماسک روی صورتش ، متوجه شدند که او همان ریموند وستر ، از عاملین FBC است. جیل و کریس وقتی در آزمایشگاه بودند ، ویروس تی-ابیس را یکبار و برای همیشه خنثی کردند. مورگان لنسدیل ، کسی که پشت تمام اتفاقاتی که در تراگریجیا افتاد ، بود ، اقدامات آن دو را نظارت میکرد. وقتی کریس و جیل از کشتی غرق شده فرار میکردند ، پارکر را یافتند که توسط جسیکا ، جاسوس دوجانبه ی لنسدیل ، زخمی شده بود. جیل و کریس در نجات پارکر ناکام ماندند. البته پارکر بعد ها موفق به فرار از کشتی شد. پس از خروج از کشتی ، موجود دریایی که پیش از این کریس و جسیکا با آن رو در رو شده بودند ، سد راه جیل و کریس شد اما آنها به کمک کرک متیسون موفق به کشتن آن شدند. هنوز ماموریت به پایان نرسیده بود. چرا که کلایو به جیل و کریس اعتراف کرد که تمام توطئه های ولترو توسط خودش بوده و از پیش برنامه ریزی شده و هماهنگ شده بود. همچنین از وجود کشتی سومی به اسم کوئین دایدو گفت. جیل و کریس برای به دست آوردن ویدئویی که مدرک گناهکار بودن مورگان لنسدیل بود ، وارد بقایای کشتی کوئین دایدو شدند که در زیر خرابه های شهر تراگریجیا بود. آنها فهمیدند که رهبر ولترو یعنی جک نورمن در خرابه های آن کشتی هنوز زنده است. او که فکرش از انتقام گرفتن از مورگان پر شده بود ، ویروس تی-ابیس را به خود تزریق کرد و به Ultimate Abyss تبدیل شد. جیل و کریس موفق به شکست نورمن شدند و کامپیوتر جیبی او را پس گرفتند و با آشکار کردن حقیقت ، اقدامات لنسدیل افشا و خود او بازداشت شد. با بازداشت او ، سازمان FBC هم منحل گشت. عمارت اسپنسر - نبرد با وسکر : "چند سال پیش BSAA اطلاعاتی در مورد لونه ی موسس آمبرلا ، ازول ای. اسپنسر پیدا کرد. من و جیل از طرف مرکز BSAA در اروپا مامور شدیم تا اونو دستگیر کنیم. ما این ماموریت رو به امید کشف اطلاعاتی که مارو به وسکر برسونه ، قبول کردیم." کریس ردفیلد پیش از ورود به عمارت اسپنسر در اروپا در سال 2006 جیل و کریس اطلاعاتی از مکان موسس سابق کمپانی آمبرلا یعنی ازول ای. اسپنسر از منبعی موثق به دست آوردند. هر دوی آنها برای یورش به آن مکان و دستگیری اسپنسر برای بازجویی به آنجا فرستاده شدند. بلافاصله پس از ورود به این عمارت آنها اجساد بادیگارد های اسپنسر را یافتند که به طور فجیعی کشته شده بودند. هردوی آنها زنده ماندند و هنگام حل معماهای عمارت و عبور از تله هایی که درون آنجا ساخته شده بود ، پلی قدیمی در زیر پایشان ریخت و در فاضلاب سقوط کردند و بسیاری از تجهیزات خود را از دست دادند. پس از خروج از فاضلاب و وارد شدن به آخرین راهروی عمارت ، اجساد بیشتری را از بادیگارد ها یافتند و وقتی وارد آخرین اتاق شدند ، جایی که به نظرشان محل اختفای اسپنسر بود ، با جنازه ی او و همچنین آلبرت وسکر رو به رو شدند که اسپنسر را درست قبل از ورود آن دو کشته بود. نبرد بین وسکر و آن دو شروع شد. با اینکه هم جیل و هم کریس به سختی مبارزه میکردند ولی باز هم قدرت های فرا بشری وسکر به راحتی از پس آن دو برمی آمد. وقتی وسکر کریس را گرفت و سعی داشت او را بکشد ، جیل به او حمله کرد و هر دوی آنها از پنجره ی عمارت پرت شدند و در میان صخره های بیرون آنجا سقوط کردند. کریس کاری جز تماشای سقوط جیل نمیتوانست انجام دهد. BSAA جستجویی سه ماهه برای پیدا کردن جسد جیل انجام داد ولی به هیچ نتیجه ای نرسید. بدین ترتیب ، مرگ جیل در هنگام انجام وظیفه رسما اعلام شد. طی سه سال ، کریس که هنوز نمیتوانست مرگ او را قبول کند ، دست به هر اقدامی برای یافتن اثری از جایی که ممکن بود ، جیل در آنجا باشد ، میزد. نهایتا شایعاتی از زنده ماندن جیل به کریس رسید و او تا سال 2009 نتوانست آن شایعات را اثبات کند. کریس در Resident Evil: Revelations and Resident Evil 5 Lost in Nightmare :
  22. Shiny Moon

    تاریخچه Full article of Chris Redfiled's introduction

    آلودگی در روستایی در قفقاز - پایان آمبــــرلا : "کابـــوس تموم شد ، در اینجا و در این لحظه!" کریس ردفیلد پس از پایــان کار آمبرلا پنج سال پس از اتفاقـــــــات ناگوار سال 1998 یعنی در سال 2003 ، کریــس و جیل تمـــــــــام زندگی خود را وقف افشا کردن آمبــــــرلا و نابودی آن کردند. در بین این نحقیقات گزارشی از حملات دسته ای گرگ جهش یافته در ناحیه ی قفقاز به دستشان رسید. آنها به منطقه ی نام برده سفر کردند و به محض ورودشـــــــــان به روستــــای مجاور ، زامبی هایی بهشان حمـله کردند. پس از پاکســــــــازی منطقه ، وارد روستــــــا شدند و در آنجا دختـــــر بچه ای خردسال به نام آنــــــــــا را یافتند که در خانه ی خود مخفی شده بود. او برای کریــــس و جیـــل شرح داد که گرگ ها به روستایشـــــــــــان حمله کردند و همه جا آلــــوده شد. مادرش تبدیل شد و پدرش او را در کمد مخفی کرد. او همچنین گفت که بقیه ی افراد بزرگسال به سیلوهای غلات در خارج روستا فرار کردند. کریـــس و جیـــــل با خود فکر کردند که اگر بازمانــــــــده ای باشد ، حتما درون آن سیلوها مخفی شده است. به سیــــــلو ها رفتند و در آنجا جز جســــــد رئیس دهکده که ظاهـرا بخاطر سرمای سردخانه ی آنجا یخ زده بود ، چیــــــزی نیافتند. آنها متوجه شدند که او برای فرار از دست زامبی ها یــــــخ زده و سپس مرده است. بخاطر جمعیــــــت زامبی ها ، آن ســه تلاش به فرار از سیـــــــــــلو ها کردند اما در از پشت قفـــــــــل شده بود. پیش از اینکه زامبی ها ، از پای درشان بیاورد ، کریس با پوست حیواناتی که به دیوار آویــــــــزان بود ، بمبی را ساخت و سپس در سردخــــانه مخفی شد و بمب را میان زامبی ها منفجر کرد. با انفجار بمب و غلبه بر زامبی ها از سیلو خارج شدند و در بیرون وسکر را دیدند. کریس با دیدن وسکر گفت : "عجب شانس گَندی!" کریس وسکر را متهم کرد و گفت که تمام این اتفاقات در این روستا تقصیر اوست اما وسکر اصرار داشت که همه ی آنها تنها یک حادثه بود و بعد به آنها گفت که این روستا طلسم شده است. در این حین زمین ورودی سیلو فرو ریخت و از داخل آن دو هانتر دلتا خارج شد. کریس از وسکر خواست به آنها بگوید که در زیرزمین این روستا چکار میکردند. اما وسکر او را نادیده گرفت و با هانتر ها تنها گذاشت و رفت. جیل و کریس خود را به خودرویشان رساندند و از داخلش نارنجک اندازی را برداشتند تا با آن هانتر ها را نابود کنند. پس از کشتن هانتر ها به دنبال وسکر روستا را گشتند تا به خانه ی آنا رسیدند و دیدند که وسکر مشغول بررسی آنجاست و به دنبال پناهگاه میگشت. او به کریس و جیل توضیح داد که آمبرلا در سراسر دنیا پناهگاه هایی دارد و بیشتر کارمندان آمبرلا از قسمتی از این پناهگاه ها استفاده میکنند. این خانه متعلق به فردی بود که به اطلاعات این پناهگاه دسترسی داشت. آنا گفت که آن خانه ، خانه ی آنهاست و گردنبندی که پدرش به او داد هم ، همان پناهگاه است. وسکر آن آویز را گرفت و به این ترتیب سیستم انهدام خانه فعال شد. جیل ، کریس و آنا از خانه فرار کردند و جیل و کریس فهمیدند که پدر آنا برای کارخانه ای کار میکرد که متعلق به آمبرلا بود. کریس و جیل به یک واحد خطرناک عملیاتی منطقه ی ممنوع ملحق شدند تا آنجا را نابود کنند. آنها فکر میکردند که در آنجا نوعی جدید از سلاح های بیوارگانیک در حال متولد شدن بود. آنها پایگاه قفقاز را نابود و حمله ای تمام عیار به آنجا کردند. تمام سلاح های بیوارگانیک توسط آنها از بین رفت و به طرز ماهرانه ای هم از تله ها گریختند. در نهایت جیل و کریس با سلاح بیوارگانیکی آزمایشی رو به رو شدند که کدنیم آن تالوس بود. سرگی ولدمیر گفت که خالق آن مخلوق است و سپس کریس و جیل را در اتاق تالوس زندانی کرد و سپس هیولا را فعال کرد. سرگی ولدمیر کریس و جیل را حین نبرد با تالوس مسخره کرد و گفت ، به عنوان یک سرباز حس جنگیدن برای زندگی را درک میکند اما هیچ تجربه ای در جنگ برای شکست تالوس کافی نیست. جیل و کریس چاره ای جز مبارزه با تالوس نداشتند اما سرانجام پیروز شدند و یکبار و برای همیشه آمبرلا را نابود کردند. پس از فرار از مرکز ، آنها از اینکه هنوز آلبرت در آن بیرون است ، ابراز تاسف و ناامیدی کردند. درست است که مشکلاتشان با آمبرلا تمام شد اما هنوز مشکل دیگری نیز داشتند. مشکل رو در رویی دوباره با وسکر! در واقع وسکر به تاسیسانی که سرگی در آنجا بود ، نفوذ کرد تا او را از آنجا خارج کند. اما آنها بی اطلاع از این قضیه بودند. کریس در Resident Evil: The Umbrella Chronicles :
  1. نمایش فعالیت های بیشتر