رفتن به مطلب

پرچمداران

  1. Crazy Boy

    Crazy Boy

    کاربر رسمی


    • امتیاز

      11

    • تعداد ارسال ها

      55


  2. C.Price

    C.Price

    کاربر فعال


    • امتیاز

      3

    • تعداد ارسال ها

      120


  3. Geralt

    Geralt

    مدیر کل


    • امتیاز

      1

    • تعداد ارسال ها

      235


  4. Splinter cell

    Splinter cell

    کاربر متخصص


    • امتیاز

      1

    • تعداد ارسال ها

      255



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز در چهارشنبه, 7 تیر 1396 در همه بخش ها

  1. 2 امتیاز
    مویرا: لعنت بهش...عجب حرمومزاده هایی پیدا میشن! لیان: تو...تو اینا رو از کجا میدنی؟ توبی:خب...دونستن این چیزی واسه کسی که 17 نفر از نزدیکان رئیس جمهور رو بدون اینکه شناسایی بشه کشته خیلی سخت نیس... کلر: پس توی جمع ما باهوش تویی! توبی: خب خوشحالم که بالاخره یکی اینو فهمید! مویرا: خیلی خب باهوش... حالا چی؟ توبی: این یعنی اعتماد؟ لیان: نه، این یعنی اینکه راه دیگه ای جز تو نداریم! کلر: من که بهت گفتم ما بهت اعتماد داریم.... لیان و کلر به هم نگاه کردند... توبی: خب پس باید از هم جدا بشیم! مویرا: واسه پیدا کردن مدرک؟ توبی: و پیدا کردن راه خروج! کلر: باشه مشکلی نیس. توبی: من و لیان و ونگ با دخترش... تو و مویرا و اون دیوونه! مویرا: تو و لیان؟ توبی: میخوام کاری کنم که بهم اعتماد کنه! لیان پوزخندی زد و گفت: پس موفق باشی! مویرا: بچه ها هنوز یه مشکل کوچیک داریم... چطوری ایدا رو راضی کنیم! کلر در حالیکه به ایدا نگاه میکرد گفت: اینو بسپارینش به من... کلر پیش ایدا و دختر بچه رفت و رو به دختر بچه گفت: هی خانم کوچولو...میخوای با ما...یعنی با اون آقای مو طلایی و دوستش یکم بگردی؟ مطمئنم به تو مامانت خوش میگذره! دختر بچه کمی فکر کرد و و سپس رو به ایدا کرد و گفت: آره... ایدا(با تعجب): چی؟ دختر بچه: میتونیم با هم باشیم! مویرا به آرامی به لیان گفت: واقعا فکر میکنه که اینجا پارکه؟ چرا انقدر هیجان داره؟ لیان چیزی نگفت. ایدا کمی مکث کرد و سپس با دودلی گفت: اگه...اگه تو دوست داری...منم مشکلی ندارم! کلر: خوبه... آنها به سمت لیان و توبی و مویرا آمدند... توبی: همه چی رو به راهه؟ دختر بچه(با هیجان): ماآماده ایم! کلر به سمت لیان رفت و گفت: انقدر بد بین نباش...اونم مثل ما دنبال انتقامه! لیان نگاهی به توبی انداخت و گفت: شاید... ....................................................................................................................................... توبی ولیان و ایدا و دختر بچه وارد راهرویی شدند. ایدا و دختر بچه جلوتر از بقیه راه میرفتند... توبی: چرا بهم اعتماد نداری؟ لیان: تو چیزای زیادی میدونی... همین کافیه... توبی من که بهت گفتم.... لیان وسط حرف های توبی پرید و گفت: تمومش کن! من خودم توی D.S.O بودم... ایدا و دختر بچه جلوتر از آنها ایستادند... لیان به سمت آنها رفت و گفت: چیه؟ مشکل چیه؟ توبی همچنان با فاصله کمی از آنها ایستاده بود و به آنها نگاه میکرد. ایدا: یه لکه خون اینجاس! دختر بچه: نگهبان دوباره ه کسی صدمه زده؟ لیان(با تعجب): این نگهبان چرا.... ناگهان صدای شلیکی آمد... ایدا به شکم خود نگاه کرد. تیر به شکم ایدا خورده بود... دختر بچه فریاد زد: مااااامان!!!!! ایدا زانو زد و با دستش جلوی زخم را گرفت.... لیان وحشت زده پشت سرش را نگاه کرد.... توبی اسلحه اش را پایین آورد و گفت: وقت اعتماده... حیف بود اگه تورو میزدم! لیان(با تعجب): تو... تو چه غلطی کردی؟؟؟؟ توبی: کارت واسه ی انتقام گرفتن رو آسون تر کردم. پایان قسمت سی ام
  2. 1 امتیاز
    نقد و بررسی Resident Evil Vendetta Resident Evil Vendetta انیمیشنی برگرفته از سری بازی های رزیدنت ایول است که به کارگردانی تاکانوری سوجیموتو و نویسندگی ماکاتو فوکامی ساخته شده تا بار دیگر ما را به دنیای پر حادثه ی رزیدنت ایول و شخصیت های دوست داشتنی آن ببرد. داستان حول تلاش های کریس برای پیدا کردن یک دلال سلاح ویروسی به نام گلن اِریِس میچرخد تا جلوی وی را بگیرد و مانع از عملی شدن اقدامات شوم وی شود. در ادامه کریس برای تحقق یافتن اهدافش بسراغ ربکا چمبرز و سپس لیان اسکات کندی میرود..... ربکا چمبرز که پیش از این در بازی هایی نظیر RE 0 & 1/REMAKEحضور داشته است پس از مدت ها آن را در RE:Vendetta ملاقات میکنید که یکی از ویژگی های خوب این انیمیشن محسوب میشود. این شخصیت شیرین زبان و متفکر برخلاف سایر قهرمانان سری که با زور بازو و قوای رزمیشان به مقابله با تروریست ها پرداخته اند ، بوسیله ی علم و دانشش به مبارزه ی خود در این راه ادامه داده است.کافی نبودن توانایی رزمی ربکا باعث شده تا در فرارها و تقلاهای وی و مواجه شدنش با دشمنان استرس خاصی را به بیننده وارد کند. ربکا برخلاف سایر قهرمانان این سری همیشه شخصیتی با رفتار و عکس العمل های طبیعی و بدون واکنش های سوپرقهرمانانه داشته است. همچنین صداپیشه ی وی نیز (Erin Cahill) در این انیمیشن وظیفه ی خودش را بخوبی انجام داده است. کریس ردفیلد کاپیتان دوست داشتنی B.S.A.A مانند ربکا برای اولین بار در یک انیمیشن حضور پیدا کرده و با نمایش هنر های رزمی و استفاده ی حرفه ای از انواع سلاح هایی که به همراه دارد جذابیت خاصی را به سومین انیمیشن رزیدنت ایول داده است. چهره ی کریس تا حدودی وفادار به چهره ی وی در نسخه ی ششم از بازی های این سری میباشد ، همچنین صدای پیشه ی آن (Kevin Dorman) نیز در حد قابل قبولی بجای صدای کریس نقشش را ایفا کرده است. لیان که برخلاف دو شخصیت مذکور در تمامی انیمیشن های قبلی حضور داشته است اینبار در شرایط نامطلوبی قرار گرفته و خودش را بخاطر یک ناکامی سرزنش میکند. در ادامه لیان با ربکا و کریس همراه شده و آنان را در پیشبرد اهدافشان یاری میکند. لیان با همان مدل موی جذاب همیشگی در این انیمیشن ظاهر شده و با نمایش های فوق العاده ای که با موتور سواریش انجام میدهد طرفدارانش را متحیر میکند، اگرچه گاهی صحنه های بیش از حد اغراق آمیز در انیمیشن آش حرکات لیان را شور میکند! آقای Matthew Mercer صدا پیشه ی موفق کالیفرنیایی لیان در این انیمیشن همانند RE6 و RE:Damnation در جذابیت شخصیت لیان بی تاثیر نبوده است. گلن اِریِس که دشمن اصلی قهرمانان محبوب ما در انیمیشن به حساب می آید به همراه دو مزدور گردن کلفت خود در دیدار اول بسیار با شکوه و جذاب بنظر میرسد اما با گذشت روند داستان متوجه سرهمبندی ناشیانه ی نویسنده برای تراشیدن یک بهانه برای ایجاد انگیزه انتقام اریس و جنایت هایش خواهید شد که وجهه ی اولیه ی این شخصیت را تا حد زیادی پایین می آورد. (اینکه دولتی برای از بین بردن یک تبهکار حتی با وجود سنگینیه جرمش از بمب هوشمند استفاده کند قابل توجیه نیست و بنظر میرسد در این خصوص نویسنده بسیار ناشی عمل کرده است.) انیمیشن از نظر جلوه های بصری و طراحی محیط در شرایط مطلوبی قرار دارد و جلوه های چشم نوازی را برای شما به ارمغان آورده است و همچنین مبارزات ریتم سریع و جذابی دارد و انیمیشن پر از صحنه های اکشن همراه با انفجارهای گوناگون است اگرچه گاهی یکسری از حرکات بیش از حد اغراق آمیز و ماتریکس گونه بیش از آنکه جذاب باشد توی ذوق بیننده میزند. توانایی القای حس ترس و تم تاریک تنها در اوایل انیمیشن خودنمایی میکند و رویارویی با عمارتی مانند عمارت خوفناک و مرموز اسپنسر حس نوستالژیک آن را در بیننده ایجاد میکند.رویارویی ربکا با مبتلایان به ویروس A نیز فضای استرس زا و جالبی را در انیمیشن ایجاد کرده است اگر چه در این شرایط موسیقی نیز نقش بسزایی در ایجاد این فضا دارد که سازندگان در این خصوص تا حدی خوب عمل کرده اند. از مشکلاتی که این انیمیشن از آن رنج میبرد عدم هماهنگی دیالوگ ها با حرکت لب و دهن شخصیت هاست و همچنین ری اکشن های مصنوعی چهره ی شخصیت ها در بعضی از قسمت های انیمیشن این حس را در شما ایجاد میکند که با یک عروسک مصنوعی مواجه هستید. به عنوان مثال در اولین ملاقات ما با ربکا میتوانید این موضوع را بررسی کنید اگرچه رفته رفته با پیشرفت در روند داستانی انیمیشن این نقص در خصوص ربکا تاحدی برطرف میشود. روی هم رفته و با وجود نواقصی که این انیمیشن از آن رنج میبرد RE:Vendetta برای طرفداران رزیدنت ایول و نه از بُعد نقد سینمایی یک انیمیشن خوب و قابل قبول به شمار میرود که میتوانید از دیدن آن لذت ببرید. نویسنده : Antivirus Agent منبع : Bazitarsnak.IR
  3. 1 امتیاز
    اینم از قسمت جدید ، ب خاطر امتحانا خیلی وقت بود ک نذاشته بودم! قسمت بیست و نهم در محل اتاق دوربین ها: کلر(با تعجب): اصلا باورم نمیشه که زنده ای..یعنی...این خیلی خوبه ولی...ولی چطوری؟ ایدا(با بی حوصلگی): آه دواره شروع شد... توبی: خب حالا که نمیتونین به جوابتون برسین میشه جواب منو بدین؟ مویرا: و سوالتون؟ توبی به ایدا اشاره کرد و گفت: این زن کیه؟ کلر(با تعجب): ینی واقعا نمیدونی؟ دختر بچه: مادر منه ! ایدا به دختر چه لبخندی زد و دستی بر سرش کشید... لیان: حدس خودت چیه؟ توبی مکث کوتاهی کرد و گفت: آممم....سفید برفی یا.... مویرا سریع وسط حرف توبی پرید و گفت: مولان! توبی: آ...آره دقیقا شبیه اونم هست! مرسی که گفتی!!! لیان پوزخندی زد و به تلخی گفت: خوب بهتره توو مویرا روی خودتون تلاش کنین تا بتونین یه چیز خنده دار تر بگین! توبی: تلاشمو میکنم! ایدا(با عصبانیت): خوبه... پس همتون دیوونه این هان؟ مویرا با عصبانیت جلوی ایدا ایستاد و با فریاد گفت: نه خانم،ما دیوونه نیستیم...من اسلحه ی بابامو دزدیدم ، دلش رو شکوندم و از خونه فرار کردم و اومدم به این جهنم تا انتقام تو و مردم بدبخت اون شهر رو بگیرم ولی حالا تو رو اینجا زنده پیدا کردم که داری ادای دیوونه ها رو در میاری! کلر:آروم باش مویرا... گوش کن ایدا... ما همه میدونیم که تو یه نقشه ای داری... ایدا(با تعجب): من...من نقشه ای ندارم! لیان جلوتر پیش ایدا رفت و وسیله ی آرایشی ایدا را در آورد و به او نشان داد... لیان: اینو یادت میاد! ایدا سرش را به نشانه ی منفی تکان داد... ایدا: تا حالا ندیدمش... لیان: این مال تو بود...واست آشنا نیس؟ ایدا(با تعجب): مال من؟؟؟ پس چرا دست توئه؟ لیان: داستانش طولانیه. خوب فکر کن شاید چیزی یادت بیاد... ایدا: این وسیله رو نمیشناسم. لیان: به هر حال...بگیرش پیش خودت نگه دار شاید چیزی یادت بیاد! ایدا وسیله را گرفت... کلر پیش لیان رفت و به او گفت: شروع خوبی بود... باب زیر لب با خود زمزمه کرد: شروع خوب...شروع خوب... شروع خوب...پایان بد...پایان بد...پایان بد... کلر رو به دختر بچه کرد و با لبخند گفت: چرا با مادرت نمیری روی اون صندلی بشینی؟ دختر بچه و ایدا به سمت صندلی رفتند. .............................................................................................................................................. توبی: اگه بهم بگین این مولان واقعا کیه شاید بتونم کمکتون کنم تا به جواباتون برسین! کلر: ایدا ونگ ... البته ورژن موی بلند. توبی(با هیجان): ایدا ونگ؟ همونی که دولت اعدامش کرد؟ هه...باورم نمیشه... البته باد حدس میزدم که رئیس جمهور اونو بیاره اینجا و نکشتش! لیان: چطور؟ توبی مکثی کرد و گفت: هیچی... کلر و مویرا و لیان به توبی نگاه کردند... مویرا (با تعجب): توبی...تو چی رو از ما مخفی میکنی؟ توبی: ها؟ من... من فقط تعجب کردم همین... لیان با عصبانیت به سمت توبی رفت و گفت: تو داری چی رو از ما مخفی میکنی لعنتی؟ کلر سریع جلوی لیان را گرفت و گفت: آروم باش لیان...ما اصلا وقت دعوا با هم رو نداریم... بعد رو به توبی کرد و گفت:توبی... ما بهت اعتماد کردیم... حالا وقتشه که تو به ما اعتماد کنی...تو دقیقا چی میدونی؟ توبی مکث کوتاهی کرد و گفت: خب...فقط در حد یه حدسه... ولی شاید واقعا ونگ فراموشی گرفته! مویرا: چطور؟ توبی: این ساختمون از دو قسمت تشکیل شده. یه قسمت که مردم رو درمان میکنن و این قسمت که روی آدما انواع ویروس ها رو آزمایش میکنن! کلر: خب؟ توبی: خب فکر میکنید رئیس جمهور واسه استفاده از ویروس هاش چه کسایی رو انتخاب میکنه؟ لیان مکثی کرد و گفت: آدمایی که مردن...ولی هنوز زندن!
  4. 1 امتیاز
    با سلام دسترسی کاربر ƎBI به دلیل فحاشی به سردبیر و مدیر کل ، از کل انجمن ها قطع شد و به زودی شکایت از ایشان آغاز خواهد شد . قابل توجه همه دوستان . اینجا جای خاله بازی نیست . مکان کسی هم برای کارهای خاک بر سری نیست پس خواهشا توجه کنید . اگر نمیتونید از قوانین پیروی کنید نیازی به عضویتتون نیست .
  5. 1 امتیاز
    تاریخ مرگ:۲۰۰۴ قوم/ملیت:اسپانیا منصب:رئیس دهکده وضعیت:مرده جنسیت:مرد(مذکر) صدا:جسی کورتی **** بیتورز مندز رئیس دهکده یکی ازدهکده های اسپانیابود،کسیکه لیون اس کندی هنگام جستجویش درمنطقه باهاش مواجه شد..یک پدرمسیحی سابق..مندز یکی ازنیروهای انگل پلاگابود و طولی نکشید که وی نماینده کشیش فرقه"لوسیومینادوس"ازطرف روستایی ها در آیین دینی انتخاب شد وبزرگ کلیساشد.برخی از ویژگی های تشخیص دادنی مندزشامل:قدوقامت با ابهت،چشم چپ مصنوعی،مقاومت فوق العاده به اسلحه گرم و توانایی فوق بشری وی بود.او رهبری جستجو و گرفتن،لیون ودختر رئیس جمهور گراهام رابرعهده گرفت.زمانی که لیون برای اولین باربا "رئیس مندز" روبه رو شدبه وسیله ی ضربه اش بیهوش شد.برای بار دوم مندز گلوی لیون رو برای کشتنش فشار داد اما یکمرتبه فهمید که لیون هم انگل لاس پلاگاس رو درخودش دارد و ازکشتن وی صرف نظرکرد،بعداز این اتفاق لیون وی را دنبال کرد،مندز دوباره سعی کرد لیونو بکشه،اما به وسیله "ایدا ونگ" گیج شد و لیون رو برای تعقیب ایدا ترک کرد...درآخر مندز بالیون رو به رو شد و اونو(لیون) با پیچاندن دستگیره های فلزی توسط دستانش داخل انبار گیر انداخت،پس ازاین کار به سمت لیون برگشت و تقریبا نزدیک بود اورا بگیرد،لیون از سر راهش غلت زد و به یک بشکه بنزین لگد زد که سبب شد بشکه بیفتد و بنزین در زیر مندز تراوش کند،لیون به بنزین روی زمین شلیک کرد و بشکه بنزین منفجر شد اما انفجار باعث شد تا مندز به شکلی عجیب و فاقد خوی انسانی تغییرشکل پیداکند.ناخن هایش کشیده وتیز گشت و یک جفت اندام ازپشتش به بیرون جهید و بالاتنه ی او به وسیله ی یک اندام کلفت وستون مانندی که به ستون فقرات شباهت داشت ازپایین تنه اش جداشدو قد او تاحد زیادی افزایش یافت.حتی قطع کردن پایین تنه اش نیز او را از پا درنیاورد و درحقیقت این کار باعث شد سرعتش زیاد شود،وقتی پایین تنه اش قطع شدازاندام های پشتی اش،برای قاپیدن وجلورفتن از میله های چوبی سقف استفاده کرد معلوم نیست این درجه از اغدام نشانگر تمام افرادی که مبتلا به انگل لاس پلاگاش شده اند است یا مانند تعداد زیادی ازهیولاهای بازی مندز یکی ازنمونه های آزمایشی بود،لیون سرانجام مندز را کشت و ازانبارفرارکرد،قبل ازفرار چشم تقلبی مندز رو برای بازکردن درب خروجی برداشت.لیون با استفاده از چشم مصنوعی مندز درب خروج را باز کرد و به همراه اشلی برای پیداکردن راهشان برای برگشتن به تمدن جلورفت...آسموند سدلر در گزارشش ذکر کرد از دست دادن مندز و سالازار هر دولحظه های دردناکی بوده اند ولی وی به خود قول داد که سریع ناراحتی آنها را پشت سربگذارد. منبع
  6. 1 امتیاز
    Greenhouse Plant Room اتاق گیاهان گلخانه ای منطقه:عمارت اسپنسر متصلات:راهرو شمالی طبقه اول آیتم ها: نسخه 1996: کلید(Armor Key) چهار گیاه سبز(Green herb) دو گیاه قرمز(Red Herb) نسخه ی 2002: چهار گیاه سبز(Green Herb) ماسک مرگ در این قسمت یک فواره آب بعلاوه یک مخزن در وسط این مکان وجود دارد.در پشت این مکان یک پمپ آب قرار دارد.یک لوله از پمپ به فواره آب وصل شده است.همچنین در این اتاق چند گیاه سبز قرار دارد که بازیکن میتواند آن ها را بردارد. گالری: BaziTarsnak.IR WIKIA
  7. 1 امتیاز
    Terrace تراس نام ژاپنی:テラス آیتم ها: نارنجک انداز(جیل)(Grenade launcher) گیاه سبز(Green herb) خنجر(Dagger) دشمنان: کلاغ ها زامبی همراه: بری(جیل) نقشه: Mansion 2F متصلات: سرسرا(راهرو) تراس نیز یکی از بخش های عمارت اسپنسر است. BaziTarsnak.IR WIKIA
  8. 1 امتیاز
    Helipad Lookout دیدبانی سکوی فرود هلیکوپتر آیتم ها: گلوله تفنگ دستی(هندگان) جوهر دستگاه سیو منطقه: (Spencer Mansion (2F متصلات: کتابخانه دیدبانی سکوی فرود هلیکوپتر تنها در رزیدنت اویل 1 استفاده شده است و سازندگان از آن در ریمیک استفاده نکرده اند. BaziTarsnak.IR WIKIA
  9. 1 امتیاز
    Altar Entrance ورودی محراب منطقه:Altar متصلات:سالن ورودی محراب زیر زمینی ورودی محراب بخشی از عمارت اسپنسر است. BaziTarsnak.IR WIKIA
  10. 1 امتیاز
    Firearms room اتاق سلاح گرم نام ژاپنی:銃器室 آیتم ها: شاتگان شکسته خشاب هندگان گلوله شاتگان کلت پایتون همراه:ندارید. نقشه: Mansion 1F متصلات: راه پله غرب BaziTarsnak.IR WIKIA
  11. 1 امتیاز
    Dining hall سالن ناهار خوری نام ژاپنی:大食堂 آیتم ها: سپر کلیدی جواهر آبی ستاره تاج دشمنان:زامبی همراه:بری برتون(جیل) نقشه: 1f متصلات: سالن ورودی اتاق چای سالن ناهار خوری بخشی از عمارت محسوب میشود.اولین برسی کریس و جیل و بری در آنجا انجام شد.(به علت شنیدن صدای شلیک) شما پس از بازرسی اتاقی در سالن غذاخوری با اولین زامبی روبه رو میشوید. کریس و جیل میتوانند به سالن غذا خوردی برگردند و آرم چوبی بالای شومینه را بردارند.و بعدا به جای آن آرم طلایی را بگذارند. سالن غذاخوری دارای یک طبقه ی بالاتر میباشد که در آن جا زامبی ها و هانتر ها وجود دارند. همچنین یک مجسمه در بالای سالن غذاخوری وجود دارد که بازیکن میتواند از طریق شکستگی از بالای سالن غذا خوری مجسمه را هل داده و از سالن غذا خوری جواهری را به دست آورد. BaziTarsnak.IR WIKIA
  12. 1 امتیاز
    Entrance hall سرسرا(راهرو) آیتم ها: جوهر دستگاه سیو Lockpick (جیل) BERETTA M92FS (کریس) دشمنان: Cerberus در صورت چک کردن در نقشه:1F 2F سالن ورودی (فضای بزرگ اتاق) که از شرق و غرب به عمارت متصل است.اتاق اندازه بزرگی دارد و شامل آثار هنری و نقاشی گلدان و شمع همچنین فرش بزرگ قرمز میباشد. تالار اصلی نقش بزرگی در بازی دارد.هر دو نسخه این محل به عنوان مرکز عمارت شناخته میشود.کریس و جیل در ابتدا فقط به اتاق ناهار خوری دسترسی دارند که با به دست آوردن آیتم هایی درهای اصلی سالن باز میشوند. تفاوت اندکی بین سالن اصلی در نسخه ریمیک و اصلی وجود دارد. BaziTarsnak.IR WIKIA
  13. 1 امتیاز
    East staircase راه پله شرقی نام ژاپنی:東階段 نقشه:Mansion 1F/2F اتصالات: انبار شرق ورودی راهرو به عقب راهرو U شکل کتابخانه کوچک اتاق گوزن شکم پر ورودی اتاق درس این راهرو از قسمت بالا و پایین تشکیل شده است.این راهرو به مناطق مختلف امارت راه دارد.راهرو بالا U شکل است. BaziTarsnak.IR WIKIA
  14. 1 امتیاز
    2F Study اتاق مطالعه 2F آیتم ها: جوهر دستگاه سیو مواد منفجره تاج ماه (سمت چپ) گلوله دشمنان:دشمنی وجود ندارد. نقشه: Mansion 2F متصلات:اتاق گوزن شکم پر BaziTarsnak.IR WIKIA
  15. 1 امتیاز
    Attic نام:اتاق زیر شیروانی اسم ژاپنی:屋根裏部屋 آیتم ها:شاتگان برای جیل دشمنان:yawn همراه:ریچارد آیکین یا ربکا چمبرز عکس هایی از محیط: BaziTarsnak.IR WIKIA
  16. 1 امتیاز
    Spencer Mansion محل:کوه های آرکلی تاسیس:1967 اتفاقات قابل توجه:حادثه عمارت وضعیت:نابود شده عمارت اسپنسر بخشی از املاک خانواده اسپنسر در کوهستان آرکلی توسط معمار جرج تروور برای Oswell E اسپنسر ساخته شد. بعد از تمام شدن کار ساخت و ساز جورج و خانواده اش به آنجا دعوت شدند. Floor 1F 2nd Floor 3rd Floor BaziTarsnak.IR WIKIA
این صفحه از پرچمداران بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+03:30 می باشد
×