تخته امتیازات

  1. Shiny Moon

    Shiny Moon

    تحریریه


    • امتیاز

      63

    • تعداد ارسال ها

      315


  2. Wolfwand Rubel

    Wolfwand Rubel

    تحریریه


    • امتیاز

      12

    • تعداد ارسال ها

      404


  3. Big Boss

    Big Boss

    مدیر کل


    • امتیاز

      7

    • تعداد ارسال ها

      45


  4. Erwin Smith

    Erwin Smith

    تحریریه


    • امتیاز

      3

    • تعداد ارسال ها

      1



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز از زمان جمعه, 22 شهریور 1398 در همه بخش ها

  1. 3 امتیاز
    رزیدنت اویل هفت و ریمیک 2 برترین بازی های وحشت بقای دهه باید قبول کرد که سبک وحشت بقا دیگر جایگاه طلایی خودرا درمیان کمپانی و استودیو های بازی سازی ندارد. سبکی که از اواخر دهه 90 میلادی تا اواسط 2005 تبدیل به یکی از اولویت های مهم سازندگان شده بود کم کم دچار تغییر و تحویل جایگاه خود به دیگر ساب ژانر رو های وحشت داد که از مهم ترین آنها میتوان به "هاید اند سیک" که به بازی هایی همانند اوت لست،امنیژیا و صدها بازی کوچک دیگر خلاصه میشود اشاره کرد. شاید اصلی ترین دلیل این موضوع را بتوان ساده تر بودن ساخت چنین آثاری درمقابل بازی وحشت و بقا اشاره کرد که بودجه نسبتا زیادی را می‌طلبد. دیگر شرکت های نسبتا بزرگ که تصمیم گرفته بودند در دنیای وحشت و بقا جایی برای خود بازکنند یا کاملا شکست خورده و یا همانند دوگانه "شیطان درون" با فروشی نسبتا پایین مواجه میشدند. در این میان تنها کپکام مانده بود؛ کمپانی ای که با نسخه ششم و برخی اسپین آف های ضعیف طرفداران قدیمی سری را نسبت به خود بدبین کرده بود. اما در نهایت همه این‌ها در سال 2014 تغییر کرد. هرچند کپکام درسال 2015 عنوان نسبتا خوب "افشاگری های 2" و سال بعد افتضاحی به نام "امبرلا کورپس" را روانه بازار کرد اما 2017 کپکام ثمره 3 سال فعالیت بر روی هفتمین نسخه سری را به دست آورد و دورانی تازه را برای فرانچایز آغاز کرد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. 1- استفاده صحیح از دو زاویه دوربین کاملا متفاوت همانطور که میدانید عنوان re7 برخلاف دیگر عناوین "اصلی" سری از زاویه دوربین اول شخص استفاده کرد. ریسکی که به سادگی میتوانست موفقیت عنوان را به خطر اندازد و باعث شود در ابتدای معرفی خود بازی واکنش های منفی طرفداران از جمله شبیه بودن دموی بازی به P.T را دریافت کرد ولی با انتشار کامل بازی همه متوجه شدند که قضیه کاملا با آنچه فکر میکردند متفاوت است. علاوه بر پررنگ بودن المان های وحشت بقا و دور شدن از اکشن بیش از حد شاید یک نوع ریبوت سازی داستانی نیز بودیم که به جذابیت هرچه بیشتر اثر کمک شایانی میکرد. همچنین پشتیبانی بازی از پلی استیشن وی آر خود مهر تأییدی دیگر بر متناسب بودن زاویه دوربین اول شخص بازی بود. ملک بیکر ها از لحاظ ظاهری شباهت زیادی با عمارت اسپنسر دارد اما اینبار محیط کلی نسبتا کوچک و محدود تر از گذشته شده که همین موضوع در استفاده از زاویه دوربین اول شخص برای نمایان تر شدن جزئیات محیط کمکی بزرگ کرد. عنوان re2 remake اما روندی متفاوت را درپیش گرفت. از زمان معرفی بازی تا تریلر های عنوان طرفداران به دو دسته تقسیم شده بودند. عده ای که همانند اولین ریمیک سری که در سال 2002 برای گیم کیوب منتشر و سالها بعد به صورت ریمستر در اختیار کنسول های نسل هشتم قرار گرفت خواستار عدم تغییر کلی گیم پلی و زاویه دوربین بودند و عده ای دیگر که موافق زاویه دوربین بر روی شانه. بالاخره بازی منتشر شد و به خوبی هماهنگی فوق العاده زاویه دوربین و گیم پلی بازی نمایان شد. چیزی که دو عنوان re7 و re2 remake را تاحد فرای انتظارات مخاطبین پیش میبرد نه زاویه دید های متفاوت بلکه نحوه برخوردشان با گیم پلی است که کپکام توانسته به بهترین شکل ممکن از آن استفاده کند.سازندگان عنوان re2 اینبار برای قوی نگه داشتن اتمسفر بازی به دلیل استفاده از زاویه دوربین آزاد و بر روی شانه تصمیم گرفتند که عنصر تاریکی را به لوکیشن های بازی اضافه کنند. به شکلی که برای اولین بار پس از عنوان کنسل شده re4 چراغ قوه به سری برگرداننده شد. همچنین این اقدام سازندگان طی 2 سال اخیر این موضوع را ثابت کرد که بدون استفاده از زاویه دوربین ثابت که سری کلاسیک فرنچایز از آن استفاده میکردند نیز میتوان نه یک بلکه دو اثر ترس و بقای عالی تحویل داد. 2- تلفیق گیم پلی سری کلاسیک با برخی مکانیسم های عناوین مدرن سری شاید بزرگترین نکته ای که دو عنوان re7 و re2 را از سری مدرن(اکشن) و حتی عناوین کلاسیک جدا میکند دارا بودن مکانیسم هایی از هر دو مجموعه محسوب میشود. بازگشت صندوق ذخیره آیتم و اتمسفر عناوین اولیه تا استفاده از دوربین روی شانه یا سوم شخص مدرن و حتی فراتر استفاده از زاویه اول شخص در عنوان re7. این موارد هرچند در ظاهر بسیار ریسک وار بنظر میرسد اما اگر سازندگان بتوانند به درستی این مکانیسم هارا به یک دیگر پیوند دهند شاهد یک عنوان ترس و بقای عالی خواهیم بود. البته تمام موارد به این چند موضوع محدود نخواهد شد. سیستم راه رفتن و شلیک کردن به صورت همزمان که با بازی جذاب revelations 1 آغاز شد به دو عنوان جدید سری برگشت که البته یاسوهیرو آنپو، یکی از دو سازنده اصلی re2 در این خصوص میگوید: «ما برای ساخت بازی از عناوین ترسناک شرقی و غربی زیادی الهام گرفتیم. برای مثال دد اسپیس» همانطور که میدانیم دد اسپیس که اولین نسخه آن با الهام از re4 درسال 2008 منتشر شد توانست به شکلی خارق العاده اکشن و وحشت را درکنار هم حفظ کند و یکی از المان های استفاده شده در بازی راه رفتن و شلیک کردن بود. این مورد در بازی re2 نه تنها بازی را به سمت اکشن بیش از حد سوق نداد بلکه از جهاتی استاندارد های جدیدی در ساب ژانر وحشت و بقای مدرن به وجود آورد که قابل تقدیر است. شاید بتوان زاویه دوربین re2 را کمتر شبیه حالت قفل شده عنوان چهارم سری و بیشتر همخوان با آنچه در عنوان rev2 دیدیم دانست. عنوانی که هرچند نسبت به دیگر نسخه های مهم سری از توجه کمتری بین طرفداران برخوردار بود اما تغییراتی خوب در بازگشت سری به سوی المان های ترس و بقای سری بجای گذاشت. 3- دور شدن از روند "انیمه وار" قدیمی سری تا قبل از حضور دیگر عناوین ترسناک اصولا تنها دو کمپانی مطرح در زمینه ساخت آثار وحشت و بقا به شکلی گسترده فعالیت میکردند. یکی کونامی با فرانچایز سایلنت هیل که به دلیل داشتن داستان روانشناختی بسیار جالب و البته غربی به محبوبیت رسیده بود و در سمتی دیگر کپکام با چندین عنوان ترس و بقای مختلف که محبوب ترینشان رزیدنت اویل بود مشغول جولان دادن بود. برخلاف سایلنت هیل سری رزیدنت اویل به دلیل داستان نه بلکه گیم پلی عالی خود به محبوبیت رسیده بود. البته این به معنای بد بودن داستان سری رزیدنت اویل نیست اما از جهتی دیگر میتوان قبول کرد که استوری لاین با تمام جذابیت خود بیشتر به حال و هوای آثار انیمه ای نزدیک بود که میتوان اوجش را در "کد ورونیکا" و "رزیدنت اویل 5" مشاهده کرد. حتی آر ای 4 و ریمیک 2002 با تمام شاهکاری خودشان و بردن تم سری به دارک ترین نقاط امارت اسپنسر و اسپانیا بازهم روندی متفاوت را در پیش گرفته بودند. این موضوع تا "افشاگری های 2" ادامه داشت اما نسخه هفتم استاندارد های سری را به درجه ای متفاوت رساند. هرچند داستان این عنوان نسبت به دیگر بازی های مهم سری ارتباط کمتری را با هسته فرانچایز داشت اما به لطف ریچارد پرسی که تا پیش از این نویسنده آثاری همچون spec ops the line را برعهده داشت شاید دارک ترین داستان سری بودیم. دیگر خبری از لانگ شیانگ چین با چهار میلیون جمعیت و بحران حمله بیولوژیکی نبودیم بلکه به یکی از آرام ترین نقاط لوئیزیانا میرویم. جایی که خانواده بیکر ها درواقع قربانی اصلی ماجرا هستند و تبدیل شدنشان به انتاگونیست های بازی علاوه بر اضافه کردن بار وحشت به داستان باعث ایجاد حسی همدردی با آنها در اواخر بازی میشود. درخصوص re2 ریمیک نیز اتفاق مشابه ای رخ میدهد اما همزمان بازی داستان بازی را کاملا وفادار به نسخه اصلی نگه داشت. 4- آر ای انجین موتور mt freamworks هرچند بازی هایی همانند re5 را با جزئیات گرافیکی بسیار خوب و چشم نوازی روانه بازار کرد اما از آن زمان به مرور ایرادات این انجین بیش از گذشته نمایان شد. درنهایت کپکام مجبور به طراحی و ساخت موتوری جدید تر برای ارائه آثار به پرجزئیات ترین شکل ممکن شد که با نام اختصاصی RE ENGINE معرفی شد. موتوری که مخصوصا با رزیدنت اویل 7 محبوب شد و در سال 2019 با دو عنوان re2 remake و dmc 5 به شکلی گسترده مورد ستایش منتقدین و گیمرها قرار گرفت. یکی از مهم ترین ویژگی های این موتور استفاده از موشن کمپچر و اسکن اشیای واقعی و استفاده از آنها در بازی به شکلی کاملا ریالستیک بود. چنین قابلیتی به سازندگان این اجازه را میداد که علاوه بر استفاده از چهره انسان های واقعی برای کرکترهای خود، از چیزهایی مانند گوشت و خون واقعی برای به نهایت رساندن درجه خشونت مورد نیاز بهره ببرند که نقشی مهم در ساخت اتمسفر بازی ایفا میکند. شاید درکل این موتور را بتوان برادر بهتر فاکس انجین کونامی دانست اما درهمین حال ممکن است در بخش نورپردازی گاهی اوقات با درخشش بیش از حد محیطی روبرو شویم که ضعفی کوچک محسوب میشود.
  2. 3 امتیاز
    معرفی پیتر والکن نام به انگلیسی: Peter Walken نام به ژاپنی: ピーター(ピート)・ウォーケン تاریخ تولد: 1974 جنسیت: مرد وضعیت: مرده تاریخ مرگ: 2017 محل مرگ: لوئیزیانا- دالوی شغل: مجری تلویزیون اولین حضور: Resident Evil 7 صداگذار : Robert Vestal مدل: Peter Fabiano پیتر والکن مجری اصلی برنامه سریالی و مستند ماوراء الطبیعی Sewer Gators بود. بیوگرافی پیش از سال 2015 پیتر مجری جانشین برای یک برنامه خبری آمریکایی بود و سرانجام او را کنار گذاشتند. بنابراین وارد برنامه Sewer Gators که برنامه ای مستند در مورد چیزهای عجیب در آمریکا بود، شد و به عنوان مجری این برنامه استخدام شد و حداقل دو سال به عنوان مجری این برنامه بود. در ژوئن 2017 او به همراه تهیه کننده برنامه و فیلمبردار برای بررسی خانه ای تسخیر شده توسط ارواح در نزدیکی رودخانه در دالوی رفتند که توسط ساکنین آن مورد حمله قرار گرفتند. در طی جستجو در خانه متروکه، آندره از پیت و کلنسی جدا می شود و همین امر سبب می شود تا آن دو به دنبال وی بگردند. آن دو سپس نردبانی را با فشار دادن اهرمی در شومینه پیدا میکنند و پیت کلنسی را مجبور می کند تا او اول از نردبان پایین رود. پیت سپس توسط جک بیکر به اسارت گرفته می شود. خصوصیات در ابتدا پیت بسیار خودخواه و متکبر به نظر می آید. مثلا از آندره در مورد کلنسی می پرسد که «این یارو» را از کجا پیدا کرده و اینکه «من تنها با حرفه ایا کار میکنم». هنگامی که آندره او را گزارشگر جایگزین خطاب کرد، به او گفت که در واقع مجری بود. یا زمانی گه آندره ناپدید شد، گفت که این بار آخری است که با وی همکاری می کند. اما کمی بعد و در زمانی که حس کرد مفقودی آندره جدی است، به کلنسی گفت که از وی دور نشود و به محض یافتن او باید خانه متروکه دالوی را ترک کنند. نکات دیگر در مورد تاریخ مرگ پیت اطلاعات متناقضی در دسترس است. بنا به Derelict House Footage مرگ او در اول ژوئن و هم زمان با مرگ آندره اتفاق افتاد. پیت کمی بعد توسط میا کشته می شود و کلنسی نیز توسط لوکاس به اسارت گرفته می شود. در دی ال سی The 21 هم این تاریخ مشکلی ندارد. چرا که آن دی ال سی در تاریخ سوم ژوئن رخ می دهد و آن دی ال سی نیز تاریخ مرگ کلنسی است اما روزنامه ای که ایتان پیدا می کند و در آن اشاره به سه مردی شده که به آنجا رفته اند، آخرین باری که آنها دیده شده اند را نهم ژوئن عنوان کرده که این با داده ها در تناقض است. تصاویر WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  3. 3 امتیاز
    معرفی تراویس نام به انگلیسی: Travis وضعیت: مرده جنسیت: مرد تاریخ مرگ: 2017 تراویس جزو 30 قربانی داخل لیست خانواده بیکر است که همراه دوست دخترش، کارتنی، به اسارت گرفته شد. تراویس سعی کرد با نوشتن یادداشتی برای کارتنی در مورد وجود سه نقش برجسته سر سگ برای فرار از عمارت، به او کمک کند تا راه فرار را بیابد. در یادداشتی دیگر تراویس برای کارتنی نوشت که میخواهد با بیکر ها مبارزه کند و کارتنی باید از آنجا برود و اینکه او عاشق کارتنی است. با این حال تراویس دوباره اسیر شد و او را در سردخانه زندانی کردند و او به یک Molded تبدیل شد. بعدها ایتان با او که به Spiked-Arm Molded تبدیل شده بود، روبه رو شد و توانست تراویس را بکشد. معرفی مارکز نام به انگلیسی: Marquez نام به ژاپنی: マルケス وضعیت: مرده جنسیت: مرد تاریخ مرگ: 20 جولای 2017 مارکز از شخصیت های فرعی بازی است که تنها در دی ال سی Not A Hero ظاهر شد. او از سربازان آمبرلای آبی بود. او به همراه دو سرباز دیگر به یک غار رفته بود تا محل لوکاس بیکر که گریخته بود را بیابد اما هر سه فرستاده گرفتار تله ها شدند. سپس ورونیکا به کریس ردفیلد اطلاع داد که سه سرباز مفقود شدند و او به تنهایی وارد غار شد. کریس مارکز را در حالیکه روی تخته ای بود و اشعه های انفجاری پیرامونش را احاطه کرده بودند، یافت. پس از اینکه کریس اهرمی برای دفع تله ها یافت، او و مارکز به سمت نردبان رفتند اما یکی از بمب ها با حرکت مارکز فعال شده و بلافاصله او را کشت. دو سرباز دیگر نیز کشته شدند اما کریس نجات یافت و لوکاس را کشت. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  4. 3 امتیاز
    معرفی استنلی نام به انگلیسی: Stanley جنسیت: مرد وضعیت: مرده از قربانیانی که توسط خانواده بیکر کشته شد. او به دلیل نامشخصی در سال 2017 به خانه بیکرها آمد و در بازی اشاره شده که در اتاقی که در آن میخکوب شده، زندانی گشت و احتمالا از گرسنگی و تشنگی جان سپرد. معرفی ورونیکا نام به انگلیسی: Veronica جنسیت: زن وضعیت: زنده صداپیشه: کرولین بلوم ورونیکا از اعضای آمبرلای آبی است که هنگامی که کریس ردفیلد به دنبال لوکاس بیکر میگشت، با او به صورت تماس رادیویی ارتباط داشت. نام او هرگز در بازی عنوان نشده و توسط صداپیشه اش یعنی کرولین بلوم و در پیج اینستاگرامش منتشر شد. معرفی فیل نام به انگلیسی: Phil جنسیت: مرد وضعیت: مرده از پنج قربانی خانواده بیکر که در زیرزمین انبار شده بود. او به دلیل نامشخصی در سال 2017 به خانه بیکرها آمد. در طول بازی اشاره شده که وی احتمالا با ضرب گلوله کشته شده است. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  5. 3 امتیاز
    معرفی سوزان نام به انگلیسی: Susan نام به ژاپنی: スーザン جنسیت: زن وضعیت: مرده از قرباتیان خانواده بیکر که به قارچ مبتلا شد و به صورت Molded جهش یافت. معرفی الیور نام به انگلیسی: Oliver جنسیت: مرد وضعیت: مرده الیور از قربانیان لوکاس بیکر است که در اتاق زیرشیروانی به تله افتاد و در آنجا رها شد تا بمیرد. دلیل مرگ او احتمالا تشنگی و یا گرسنگی است. بنا به گفته های لوکاس، الیور در مدرسه برای او قلدری میکرد و بخاطر مشکلات روانی اش مورد تمسخر وی بود. بعدها لوکاس او را به جشن تولدش که در واقع اصلا جشنی نبود، دعوت کرد و توانست او را در اتاق زیر شیروانی زندانی کند. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  6. 3 امتیاز
    معرفی نادین نام به انگلیسی: Nadine نام به ژاپنی: ナディーン جنسیت: زن وضعیت: مرده نادین یکی دیگر قربانیان ربوده شده توسط خاندان بیکر بود که به عنوان کاندیدی برای جهش یافتن نزد ایولین برده شد اما پیش از تبدیل شدن به Molded کشته شد. معرفی تام نام به انگلیسی: Tom نام به ژاپنی: トム جنسیت: مرد وضعیت: مرده تام از قربانیان ربوده شده توسط خانواده بیکر است که این خانواده بین سال 2014 تا 2017 به اسارت گرفتند تا به خانواده ایولین بپیوندند. او پیش از تبدیل شدن به Molded مرد. معرفی رید نام به انگلیسی: Reid نام به ژاپنی: レイド جنسیت: نامشخص از قرباتیان خانواده بیکر که به قارچ مبتلا شد و به صورت Molded جهش یافت. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  7. 3 امتیاز
    معرفی ویلیام نام به انگلیسی: William نام به ژاپنی: ウィリアム جنسیت: مرد وضعیت: مرده ویلیام یکی دیگر از قربانیان ربوده شده توسط خاندان بیکر بود که به عنوان کاندیدی برای جهش یافتن نزد ایولین برده شد اما ایولین او را قبول نکرد و در نتیجه توسط یکی از اعضای خانواده بیکر کشته شد. معرفی استیون نام به انگلیسی: Steven نام به ژاپنی: スティーブン جنسیت: مرد وضعیت: مرده استیون یکی دیگر از قربانیان ربوده شده توسط خاندان بیکر بود که به عنوان کاندیدی برای جهش یافتن نزد ایولین برده شد اما در حالیکه مبتلا شد، ایولین او را قبول نکرد و به یک Molded تبدیل شد. معرفی ناتانیل نام به انگلیسی: Nathaniel نام به ژاپنی: ナサニエル جنسیت: مرد وضعیت: مرده ناتانیل از دیگر قربانیان ربوده شده توسط خاندان بیکر بود که به عنوان کاندیدی برای جهش یافتن نزد ایولین برده شد اما پیش از تبدیل شدن به Molded کشته شد. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  8. 3 امتیاز
    معرفی تیمی نام به انگلیسی: Timmy جنسیت: مرد وضعیت: مرده تیمی یکی از پنج قربانی خانواده بیکر است که جسدش در زیرزمین انبار شد. تیمی در سال 2017 به دلایل نامشخصی وارد خانه بیکرها شد. طبق توضیحات درون بازی خانواده بیکر سر او را بریده، سپس او را پختند. مشخص شده که تیمی خورده شده است. معرفی تامارا نام به انگلیسی: Tamara نام به ژاپنی: タマラ جنسیت: زن وضعیت: مرده تامارا یکی از بیش از سی قربانی ربوده شده توسط خانواده بیکر است که برای ملحق شدن به خانواده ایولین کاندید شده بود. او با قارچی مبتلا شد و سپس در سوزانباری زندانی شد تا فرآیند تبدیل شدن به Molded راحت تر انجام شود و او نیز فرار نکند. معرفی شان نام به انگلیسی: Shaun نام به ژاپنی: ショーン جنسیت: مرد وضعیت: مرده شان از قربانیان ربوده شده توسط خاندان بیکر بود که به عنوان کاندیدی برای جهش یافتن نزد ایولین برده شد اما ایولین او را قبول نکرد و در نتیجه توسط یکی از اعضای خانواده بیکر کشته شد. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  9. 3 امتیاز
    معرفی هاول نام به انگلیسی: Howell نام به ژاپنی: ハウエル تولد: تاریخ نامشخصی از سال 1970 شغل: افسر پلیس وضعیت: زنده جنسیت: مرد هاول بازرس پلیس ایالتی لوئیزیانا بود. مسئولیت او رسیدگی و تحقیقات در مورد حادثه دالوی بود. در ژانویه 2016 گزارش داد که ماموران بیشتری برای رسیدگی به پرونده هلن میدکیف گمارده شد. معرفی مادر بزرگ بیکر نام به انگلیسی: Grandma Baker جنسیت: زن وضعیت: نامشخص مادر بزرگ بیکر، مادر بزرگ لوکاس و زوئی بیکر است. او تنها در تصویری دیده شد که در اتاق جشن در Testing Area بود. تا سال 2014 مادربزرگ بیکر به همراه پسرش جک بیکر و خانواده او در مزارع بیکر زندگی میکرد. اتاق خواب او، اتاق خواب اضافه ای که در اتاق سرگرمی واقع در عمارت اصلی میشد، بود. در سال 2014 به دلیل نامعلومی او دیگر در مزارع بیکر زندگی نکرد. البته ویلچر او توسط ایولین که بخاطر رشد سریع پیر شده بود، مورد استفاده قرار گرفت. سرنوشت مادربزرگ نامشخص است. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  10. 3 امتیاز
    جانری ون سنت نام به انگلیسی: January Van Sant نام به ژاپنی: ジャニアリー・ヴァン・サント جنسیت: زن شغل: هکر کامپیوتر توضیحات جانری ون سنت از شهروندان شهر رکون بود. در تاریخ نامشخصی از 1998 پس از اینکه از جانب یکی از خبرنگاران News Comet مامور شد تا در مورد معاملات غیرقانونی بین شعبه آمریکایی آمبرلا و اداره پلیس شهر رکون اطلاعاتی را کسب کند، توسط شرکت آمبرلا ربوده شد. در بازی Project Resistance توانایی های مخصوی ون سنت «Overload» و «EMP» است. اولی باعث می شود تا دوربین ها غیر فعال شده و توانایی دنیل فبورن برای کنترل تاسیسات آمبرلا کاهش یابد. دومی باعث غیرفعال کردن تمامی دوربین های فعال می شود و هزینه کارت های مورد استفاده را نیز بالا میبرد.
  11. 3 امتیاز
    تایرون هنری نام به انگلیسی: Tyrone Henry نام به ژاپنی: タイローン・ヘンリ جنسیت: مرد شغل: آتشنشان اداره آتشنشانی شهر رکون (RFD) توضیحات تایرون هنری از شهروندان شهر رکون بود. او که از آتشنشانان RFD بود، در یک عملیات اطفای حریق در یکی از ساختمانهای آمبرلا توسط این شرکت ربوده شد. در بازی Project Resistance توانایی ویژه و یونیک هنری «Rally» است. این توانایی به او و هم تیمی هایش قدرتی می دهد که در هنگام آسیب دیدن از دشمنان، میزان آسیب دیدن کاهش چشم گیری پیدا کند.
  12. 3 امتیاز
    ولری هارمون نام به انگلیسی: Valerie Harmon نام به ژاپنی: ヴァレリー・ハーモン جنسیت: زن شغل: انترن NEST2 توضیحات ولری هارمون از ساکنین شهر رکون در سال 1998 بود. او دانشجوی فارغ التحصیل دانشگاه رکون و از جمله دانشجویانی بود که برای دوره انترنی خود به مرکز دارویی آمبرلا رفت. او زمانیکه به تحقیق در مورد مشکلات حافظه هم اتاقی اش مشغول بود، توسط آمبرلا ربوده شد. در بازی Project Resistance توانایی های مخصوی هارمونی «Survival Instinct» و «Modified First Aid Spray» است. اولی چشم تیز به او میدهد تا آیتم ها را برای همراهان خود مشخص کند. توانایی اول درست مانند توانایی ناتالیا در رولیشنز 2 است و دومی نیز باعث بالا رفتن سطح سلامتی دیگران است که در مجاورت او و در یک اتاق باشند.
  13. 3 امتیاز
    سموئل جردن نام به انگلیسی: Samuel Jordan نام به ژاپنی: サミュエル・ジョーダン جنسیت: مرد شغل: بوکسر توضیحات سموئل جکسون یکی از شهروندان شهر رکون بود که به دلیل جراحت در بوکس مجبور به بازنشستگی زودتر از موعد شد. او به امید بازیابی سلامتی اش و به دست آوردن دوباره شغل خود به درمان دارویی آمبرلا تن داد. در بازی Project Resistance توانایی های جردن بیشتر توانایی های فیزیکی بالاست و همین موضوع او را مرد قدرتمند تیم کرده است. توانایی ویژه اش نیز «Fists of Iron» است که بازیکن میتواند از حرکتهای بوکس روی دشمنان استفاده کند. «Dash Punch» نیز به بازیکن این توانایی را میدهد که با مشتی سنگین نزدیک ترین دشمن را نقش بر زمین کند.
  14. 3 امتیاز
    دنیل فبورن نام به انگلیسی: Daniel Fabron نام به ژاپنی: ダニエル・ファブロン جنسیت: مرد شغل: مامور مخفی آمبرلا توضیحات دنیل فبورن عامل امنیتی در بخش اطلاعاتی آمبرلا، یک سازمان اطلاعاتی و ضد جاسوسی که تحت نظر مرکز اصلی آمبرلا عمل میکند، است. فبورن که از همکاران دکتر الکس وسکر است، در جهت حذف تهدیدات ضد کمپانی آمبرلا به او کمک میکند. آنها مسئولیت نابودی نمونه های آزمایشی فراری و یا افراد ربوده شده توسط کمپانی که قصد جاسوسی داشته اند، را دارند. در بازی Project Resistance او در بازی نقش مسترمایند را ایفا میکند و موجودات جهش یافته، BOW ها و همچنین NEST2 را آزاد میکند تا بازمانده ها را بکشند. سلاح ویژه این شخصیت Tyrant T-103 است که اگر اعتبار آمبرلای کافی ( Umbrella Credit ) داشته باشد، می تواند آن را آزاد کند.
  15. 2 امتیاز
    بازی شیطان مقیم: پروژه مقاومت پروژه مقاومت نام بازی در حال ساخت کپکام است که گفته شده برای تجربه سبک بقا به صورت تیمی ساخته شده است. قرار است که از اولین دموی این بازی یعنی، دموی Closed Beta، در بین روزهای چهارم تا هفتم اکتبر 2019 رونمایی شود. داستان این اتفاق در سال 1998 درست کمی قبل از حادثه شهر رکون رخ می دهد. چهار شهروند توسط بخش اطلاعاتی آمبرلا ربوده و به پایگاه NEST2 فرستاده شدند. آنها مجبورند تا برای اثبات اثر بخشی پروژه ویروس تی آمبرلا با تعدادی از موجودات جهش یافته مبارزه کنند. شخصیت های این بازی شامل: دنیل فبورن، سموئل جردن، ولری هارمون، تایرون هنری، جانری ون سنت و الکس وسکر هستند.
  16. 2 امتیاز
    بازی Resident Evil 2 باز تصویری دوباره از نسخه اصلی کنسول پلی استیشن است که در سال 1998 منشر شده است و این نسخه بازسازی کاملی از نسخه قدیمی است. هیچ صفحه بارگذاری به جز در آغاز بازی وجود ندارد که این موضوع به ایجاد یک تجربه یکپارچه در انجام بازی ختم می شود. دوربین و کنترل شخصیت این بازی به مانند بازی Resident Evil 4 تا Resident Evil 6 از دید بالای شونه بهره برده است که در اینجا با عنوان "نمایش از پشت" شناخته می شود، اما به صورت دقیق تر می توان گفت مکانیزم به کار رفته در این بازی ترکیبی از سه مکانیزم قبلی است. برای مثال ، کنترل شخصیت یادآور Resident Evil6 است که در آن بازیکن قادر بود به صورت آزادانه به هر سمتی حرکت کند و برای این موضوع نیازی به رویارویی صورت با مسیر حرکت نمی باشد. بازیکن در حال خدف گیری هم می تواند تحرک داشته باشد اما این موضوع باعث خطا در دقت اسلحه وی می شود و البته این نکته را به یاد داشته باشید برخی از سلاح ها از این امکان جلوگیری به عمل می آورد. نوآوری و مدیریت منابع بازی از موتور RE بهره می گیرد که مشابه با موتوری است که در بازی Resident Evil 7 مورد استفاده قرار گرفته است. نه تنها گرافیک در دو بازی یکسان است بلکه رابط کاربری و طراحی آیتم ها یادآور یکدیگر می باشند. برای مثال ، آیکن مهمات اسلحه در این بازی در RE7 نیز مورد استفاده قرار گرفته است. اموال و دارایی به مانند بازی Resident Evil (2002) چاقو می تواند به عنوان یک سلاح دفاعی در نظر گرفته شود و در صئرت شکست دشمن می توانید آن را از وی پس بگیرید. اموال در بازی به مانند Resident Evil7 با 8 جا برای نگه داری شروع می شود اما رفته رفته و با جمع آوری کیسه های HIP در طی بازی می توانید آن را تا 20 مورد افزایش دهید. برخی از سلاح های موجود در بازی ، دو اسلات موجودی را به خود اختصاص می دهد ، در حالی که سایر موارد فقط قبل از استفاده از نسخه های جدید ، ممکن است یکی را در اختیار بگیرند. جعبه آیتم برای یافت آیتم ها در طی بازی از نسخه قبلی به این نسخه منتقل شده است. سلامتی و آیتم های درمان در کل مکانیزم درمانی شبیه به نسخه اصلی است. ترکیب دارویی جدید در بازی وجود دارد . داروی آبی+داروی قرمز . این باعث می شود شخصیت در برابر مسمومیت غیرقابل نفوذ باشد و تا زمانی که اثر از بین نرود ، دفاع آنها را قوی تر می کند. ذخیره سازی بازی : در بازی زمانی که سطح دشواری بازی پایین باشد نیازی به ربان های جوهری برای ذخیره سازی وجود ندارد. با این حال اگر سطح دشواری بازی بر روی " سخت" باشد برای ذخیره هر گونه پیشرفت این دست از ربان ها مورد نیاز است. پنجره های منتقل کننده مکانیزم جدیدی که در ویژگی های نسخه اصلی Resident Evil 2 وجود نداشت اما مشابه آن در Resident Evil Outbreak#2 یافت می شود گنجاندن تخته های چوبی است . اینها برای پوشاندن پنجره های خاص موجود در R.P.D استفاده می شوند. جایی که زامبی ها ممکن است حضور داشته باشند و این موضوع می تواند از ورود آنها جلوگیری کنند و باعث امن تر شدن محیط های خاص شود. قطعات سلاح سلاح های موجود در بازی بدون یافت قطعات درست برای آن ها قابل استفاده نیستند و یا صدمات پایینی ایجاد می کنند. به روز رسانی ممکن است باعث شدت دهی میزان این آسیب رسانی شود. آنها می توانند به اختیار بازیکن در صفحه دارایی اضافه و حذف شوند. باروت مکانیزمی که برای اولین بار در بازی Resident Evil 3 به ویژگی ها اضافه شدن امکان ترکیب باروت ها برای ایجاد سلاح های جدید بود. مهمات در این بازی به نوع ترکیبات بازیکن بستگی دارد. نوع مبارزه به مانند بازی Resident Evil 7 بسیاری از جنبه های مبارزه RE4-6 از بازی حذف و یا کمرنگ شده است. برای مثال ، بازیکن نمی تواند زامبی ها را بعد از گیج کردن یا قرار دادن آنها روی زمین از بین ببرد. سلاح ها : هر دو بازیکن Leon و Claire بازی را با تفنگ دستی آغاز می کنند اما هر دو توانایی یافت سلاح با قدرت بالاتر را در طی بازی دارند. هر بازیکن در سناریوی مخصوص خود تعدادی سلاح مخصوص دارد که از شات گان و شعله افکن برای لئون و از سلاح پرتاب نارنجک برای کلایر می توان نام برد. سلاح های تدافعی ویژگی دیگری که در Resident Evil گنجانده شده است ، بازگشت اقلام دفاعی است. اگر شخصیت توسط دشمن محاصره شود و اسناد دفاعی در موجودی خود داشته باشد ، سریعاً روی صفحه نمایش داده می شود و در صورت فشردن آن ، از سلاح های دفاعی استفاده می شود که باعث کاهش آسیب دشمن می شود. مشروط بر اینکه از قبل هیچ مورد دفاعی مجهز نشده باشد ، سلاح های دفاعی بدون وارد شدن به منوی موجودی مجهز می شوند. چاقو و نارنجک دو نمونه از سلاح های دفاعی موجود می باشند. چاقو در این بازی شامل نوع بازی جدید با دوام بالاتر شبیه به اشیا غیر چاقوی دیگر مورد استفاده در مبارزات می باشد که این موضوع در Resident Evil Outbreak و Resident Evil Outbreak File #2. مورد استفاده بوده است. در صفحه دارایی ، در زیر چاقو یک درجه کوچک وجود دارد که نشان می دهد چاقوی فعلی چقدر استفاده شده است. زمانی که درجه خالی شود ، چاقو شکسته و شما باید با یک چاقوی جدید خود را تجهیز کنید. با این حال در این بازی با کشتن دشمن در هر زمان شما می توانید چاقو بردارید نکته ای که در RE1 نیز موجود بود. چاقوی با دوام نامحدود را می توان با تحقق برخی از الزامات بازی به دست آورد. نارنجک دو مدل متفاوت از نارنجک در این بازی وجود دارد : نارنجک تشعشی و نارنجک دستی نارنجک های دستی شامل مواد منفجره ای کشنده و انفجاری است که در صورت انفجار به دشمنان در شعاع خاصی آسیب می رسانند. نارنجک تشعشی کشنده نمی باشد و برای گیج کردن دشمنان برای مدت کوتاهی استفاده می شود تا بتوان به آن ها حمله کرد و یا از محیط فرار کرد. بازیکن می تواند حداکثر 3 مورد نارنجک را در لیست دارایی های خود با خود همراه کند. دشمنان در مقایسه با نسخه اصلی ، هیچگونه دشمن جدیدی در این نسخه ایجاد نشده است. با این حال ، نحوه بازی آن ها تغییرات بالایی داشته است. در کل ، بیشتر دشمنان می توانند به بازیکن حمله کنند. زمانی که بازیکن تحت حمله باشد دوربین روی آن ها زوم می کند. زامبی زامبی ها نسبت به بازی قبلی مقداری تغییر کرده اند. آن ها جون بیشتر داشته و برای چندین بار پس از زمین خوردن قابلیت ایستاندن مجدد دارند. آنها وقتی دیگر مرده اند ، استخر کوچکی از خون ایجاد نمی کنند و اگر بازیکن را تشخیص دهند ، می توانند وی را از اتاقی به اتاق دیگر دنبال کنند. زامبی های خزنده نیز کمتر هستند ، اما هنوز هم برای بازیکن خطرناک هستند. زمانی که پای بازیکن را بگیرند مانند نسخه قبلی قابلیت ضربه به سر آن ها وجود ندارد و تنها می توان به آن ها لگد زد. اگر این زامبی ها جدی نگرفته شوند می تواند بازیکن را زمین بزند. با تشکر از موتور RE ویژگی هایی مانند مانند تصاویر نوری امکان پذیر است. دشمنان در زمان واقعی با صدمه دیدنی فوری واکنش نشان می دهند ، اندام ها را می توان از دشمنان جدا کرد و شخصیت در هنگام آسیب دیدن علائم نیش را نشان می دهد. به مانند نسخه اولیه این بازی بیش از یک زامبی در زمان یکسان می تواند بازیکن را مورد هجوم قرار دهد. لیکرها لیکر ها ممکن است به بازی بازگردند. بر اثر به روزرسانی های تصویری آن ها طراحی بهتر با جرییان بهتر دارند. آن ها با شنیدن صدا بازیکن را نشخیص داده و با حملات سریع و برق آسا آسیب می رسانند. آن ها قادر به شنیدن صدای دندان قروچه و نوک پنجه راه رفتن می باشند. زامبی پیچک این موجودات در این بازی جدید معرفی شده و در آزمایشکاه بخش نسخه 1998 یافت شده اند. آن ها شبیه به زامبی بوده اما سرتاسر بدن آنها با گیاه پوشیده شده است. اگر بازیکن هیچ سلاح دفاعی نداشته باشد با یک ضربه این موجودات می میرد. این موجودات تنها با آتش زدن و یا استفاده از سلاح شعله افکن می میرند. G-Adult این موجود در حال حاضر چندین بار در مراحل بعدی بازی و با ظاهری متفاوت از ظاهری قدیمی خود بافت شده اند. آنها در فاضلاب ها یافت می شوند ، در آب های فاضلاب کمین می کنند و بازیکن را به محض دیدن بالا برده و از بین می برند. به مانند نسخه قدیمی آن ها قابلیت بالا آوردن G-young را از دهان خود دارند.در صورتی که بازیکن سلاح دفاعی نداشته باشد این موجودات برای وی سمی خواهند بود. The Tyrant T-103 با یک مکانیزم جدید به عنوان نوعی تعقیب کننده به بازی اضافه شده است که این موضوع در RE3 با نام "Nemesis" شناخته می شد. این موجودات را نمی شود کشت اما با زدن میزانی صدمه به آن می توان ان ها را به صورت لحظه ای ناتوان کرد. بازیکن در هنگام نزدیکی از پاهای سنگین خود هشدار داده می شود و می توان با عکس گرفتن از سلاح یا صدای بلند دیگر به آن هشدار داد. جست و جو و مسیریابی در نقشه هر دو شخصیت از چراغ قوه استفاده می کنند که به مانند Resident Evil: Revelation است. این ویژگی با وروی بازیکن به محیط تاریک به صورت خودکار روشن شده و با ورود وی به محیط با نور بیشتر به صورت اتوماتیک خاموش می شود. چراغ قوه به صورت دستی توسط بازیکن قابل روشن و یا خاموش کردن نمی باشد. علاوه بر این داشتن چراغ قوه حتی زمانی که بازیکن در حال حمل سلاح بزرگ مانند شات گان است باعث عدم قابلیت هدف گیری نمی شود . چیدمان نقشه ها نیز تغییر کرده و حتی مناطق با نام تجاری جدیدی اضافه شده است در حالی که همچنین مکان های موردی را نیز با استفاده از آن آیتم ها ترکیب شوند. هم سربازان قدیمی و هم تازه واردان سهم خود را از چالش ها و ترساندن های جدید خواهند داشت. برعکس نسخه اصلی برخی از دشمنان می توانند شما را اتاق به اتاق تعقیب کنند. تنها برخی از اتاق ها خالی از دشمنان است ، البته این اتاق ها بسته به سناریوی بازی قابل تغییر می باشند. برخی اتاق ها وجود دارد که Tyrant نمی تواند در آن اتاق بازیکن را تعقیب کند اما ممکن است پشت در در انتظار بازیکن بایستد تا وی اتاق امن را ترک کند. اجزای دیگر بازی حالت های سختی سه حالت سختی در این بازی وجود دارد که عبارت از : آماتور ، استاندارد و سخت می باشد که اصلی ترین تفاوت آن ها عبارت از : · دشمنان سخت تر هستند و ممکن است تعداد بیشتری داشته باشند · ذخیره سازی در سختی پایین تر نامحدود است اما برای حالت سخت نیاز به روبان جوهری دارد. · مهمات و مواد شفابخش کمیاب تر هستند. حالات اضافی پس از اتمام سناریوی اول بازی یک سناریوی ثانویه نیز طراحی گشته است که تفاوت هایی همچون نوع جدیدی از تفنگ دستی ، جاگیری آیتم ها ، راه حل های پازلی و نقاط شروع و پایان متفاوت از جمله این تفاوت ها است. داستان برای بازسازی RE2 Claire First - Leon Second است اما شخصیت ها در هر دو سناریوی مربوطه ، وقایع مشابه را تجربه می کنند ، به طور مثال Leon که توسط Giant Alligator در فاضلاب ها تعقیب می شود و کلر را در حال جستجوی یتیم خانه برای Sherry می داند. 4 Survivor و The Tofu Survivor نیز در این بازی پس از اتمام بازی اصلی قابل باز شدن هستند. به روزرسانی رایگان برای بازی با نام “Ghost Survivors" وجود دارد که چندین سناریوی”What If" را نشان می دهد که شامل برخی از شخصیت های بازی اصلی است که یا کشته شده اند یا سرنوشت ناشناخته ای دارند. ویژگی خاص یکی از ویژگی های نسخه Deluxe Edition ، Collector's Edition و Premium Edition از بازی گزینه”Soundtrack Swap" است که در آن بازی می توانید با موسیقی متن اصلی بازی از جمله SFX بازی را ادامه دهید. یکی دیگر از ویژگی هایی که برای خرید در دسترس است ، امکان باز کردن قفل همه سلاح های بازشدنی و بدون انجام کارهای خواسته شده برای دستیابی به آن ها است.
  17. 2 امتیاز
  18. 2 امتیاز
    معرفی جوزف نام به انگلیسی: Joseph جنسیت: مرد وضعیت: مرده جوزف یکی از 30 قربانیان داخل لیست خانواده بیکر است که ایتان پیدا می کند. در این لیست از او به عنوان کشته شده یاد می شود. در ترجمه انگلیسی بازی Resident Evil 7: Biohazard اسم او به عنوان Josef یاد شده که اسمی آلمانی است و در این اس J به صورت Y تلفظ می شود که این با نسخه ژاپنی مغایرت دارد و درست نیست. معرفی لارا نام به انگلیسی: Lara جنسیت: زن وضعیت: مرده لارا یکی از 30 قربانیان داخل لیست خانواده بیکر است که به عنوان نامزدی برای خانواده ایولین ربوده شد و ایتان آن لیست را پیدا می کند. جسد او در کوره ای در ناحیه پردازش واقع در زیرزمین قرار داده شد. معرفی لیلا نام به انگلیسی: Leila جنسیت: زن وضعیت: مرده ادوارد یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مشخص می شود که او در طول زندانی بودنش، کشته شده است. معرفی لیندسی نام به انگلیسی: Lindsay جنسیت: زن لیندسی یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مقابل نام او واژه "تبدیل شده" نوشته شده است که نشان می دهد او به یک Molded تبدیل شد. معرفی مارلن نام به انگلیسی: Marlene جنسیت: زن وضعیت: مرده مارلن یکی از پنج قربانیانی است که توسط خانواده بیکر به قتل رسیده است. او در تاریخی از 2017 به خانه ای که بیکر ها از آن استفاده می کردند، می رسد. صدایی که با اشاره کردن dummy finger به محل مرگ او شنیده می شود، نشان می دهد که او دار زده شده است. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  19. 2 امتیاز
    معرفی هارولد نام به انگلیسی: Harold جنسیت: مرد هارولد یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مقابل نام او واژه "تبدیل شده" نوشته شده است که نشان می دهد او به یک Molded تبدیل شد. معرفی هیدی نام به انگلیسی: Heidi جنسیت: زن هیدی یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. او به عنوان نامزد برای خانواده ایولین ربوده شد و در لیستی که ایتان پیدا می کند، مقابل نام او واژه "تبدیل شده" نوشته شده است که نشان می دهد او به یک Molded تبدیل شد. معرفی هلن میدکیف نام به انگلیسی: Helen Midkiff جنسیت: زن وضعیت: مرده تاریخ مرگ: 2017 شغل: دانشجو هلن میدکیف دانشجویی از کارولینای شمالی بود که به لوئیزیانا سفر کرد. او توسط خانواده بیکر ربوده شد. نام او در مقاله ای آمده که آلیسا آشکرافت آن را نوشته بود. آشکرافت اینچنین نوشت که پس از اینکه میدکیف از شب بیست و یکم ناپدید شد، پلیس جستجو برای یافتن او را شروع کرد. معرفی هافمن نام به انگلیسی: Hoffman وضعیت: مرده جنسیت: مرد هافمن از قربانیان لوکاس بیکر بود. لوکاس بیکر پس از گرفتن او، او را مجبور کرد که بازی سادیسمی اش را انجام دهد. او به زور مجبور به بازی مرگ و زندگی با کلنسی جارویس که دیگر قربانی لوکاس بود، شد. در ابتدا هر دو باید برای جلوگیری از قطع شدن انگشتانشان توسط یک گیوتین کوچک، بازی کنند. در این بازی هافمن تمام انگشتانش را از دست داد. پس از رد کردن شوک ناشی از قطع شدن انگشتان، هافمن برای مرحله بعدی بازی حاضر شد. در مرحله بعدی لوکاس دستگاه شوک الکتریکی به آن دو وصل کرد که برای تنبیه بازنده بود. مبارزه آن قدر ادامه یافت تا هافمن بار دیگر بازی را باخت. او بخاطر شوک های الکتریکی بیهوش شد، در حالیکه کلنسی هنوز به هوش بود. علی رغم خواهش های کلنسی برای رها کردن او به عنوان شخص برنده، لوکاس بازی را ادامه داد و با وصل کردن طناب هایی به هافمن، او را همانند عروسک خیمه شب بازی کرد. در مرحله بعدی یک اره برقی میان کلنسی و هافمن قرار گرفت و با هربار شکست، این اره برقی به شخص بازنده نزدیک می شد. در آخر لوکاس با استفاده از بدن هافمن، کارتی را برد که مانع از گرفتن کارت توسط کلنسی می شد اما کلنسی بخاطر بیشتر شدن کارت های هافمن و بالا رفتن جمع اعداد از 21 توانست او را شکست دهد. هافمن پیش از رسیدن اره برقی هوشیاری خود را به دست آورد و با زجر کشته شد. سپس لوکاس به کلنسی بخاطر بردش تبریک گفت و او را رها کرد تا بازی بعدی را انجام دهند. طی مبارزه هافمن با کلنسی، هافمن زن و دختر خود را صدا می کرد. نام دخترش ملیسا بود. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  20. 1 امتیاز
    اطلاعات مربوط به زندگینامه نام : کریس ردفیلد (Chris Redfield) تولد : سال 1973 میلادی نژاد/ملیت : سفید پوست/آمریکایی شغل : خلبان نیروی هوایی ایالات متحده (1995-1990)، یکی از اعضای گروه استارز (1998-1996)، یکی از اعضای مرکز خصوصی خدمات ضد سـلاح های بیولوژیکی (2003)، سازمان BSAA به عنـوان یکی از ماموران عملیات ویژه (2005)، سازمان BSAA به عنوان کاپیتان واحد عملیات ویژه (تاکنون) وضعیت : زنده ___________________________ اطلاعات مربوط به وضعیت جسمانی جنس : مرد گروه خونی : O قد : 181 سانتی متر / 185 سانتی متر وزن : 80.5 کیلوگرم / 95 کیلوگرم ___________________________ اطلاعات مربوط به بازی اولین حضور : Resident Evil آخرین حضور : Resident Evil 7 صداگذار : Scott McCulloch در RE و Michael Filipowich در CV و Joe Whyte در RE:Remake و Dave Wittenberg در PACHI-SLOT biohazard و Roger Craig Smith در RE:5 ، Revelations ، Revelations 2 ، The Darkside Chronicles ، Marvel vs. Capcom 3: Fate of Two Worlds ، The Mercenaries 3D ، RE6 و Hiroki Tōchi در ورژن ژاپنی RE:6 ، ورژن ژاپنی Rev ، ورژن ژاپنی Marvel vs. Capcom 3: Fate of Two Worlds و Project ✕ Zone David Vaughn در نسخه RE7 بازیگر : Charlie مدل واقعی در RE1 و Will Lupardus مدل کمپین ویرال در RE5 و Seijiro Nakamura در نمایش BIOHAZARD THE STAGE مدل : Reuben Langdon در نسخه های RE5 و RE6 و CV Geordie Dandy در نسخه RE7 "من نمیتونم به فرار کردنم ادامه بدم. مجبورم با حقیقت رو به رو بشم و مسئولیتی که دارم رو قبول کنم. این تنها راهیه که باعث میشه همه چیو به خاطر داشته باشم. تنها راهی که میتونم زندگیمو برگردونم." کریس ردفیلد پیش از دوباره پیوستن به BSAA کریس ردفیلد یکی از کاپیتان های آمریکایی واحد عملیات ویژه ی سازمان بین المللی بررسی خطرات بیوتروریسم و ایجاد امنیت می باشد. او به همراه پارتنر همیشگی خود یعنی جیل ولنتاین ، از بانیان شکل گرفتن این سازمان نیز هست. کریس برادر بزرگتر یکی از اعضای تراسیو یعنی کلیر ردفیلد است. حضور در بازی ها (نمایش چهره): 01. نسخه ی Resident Evil - سال 1996 میلادی 02. نسخه ی Resident Evil 2 - سال 1998 ، قابل بازی در قسمت Extra ـی بازی 03. نسخه ی Resident Evil : Nemesis - سال 1999 ، فقط در یکی از تصاویر (Comeo) انتهای بازی 04. نسخه ی Resident Evil : code Veronica - سال 2000 میلادی 05. نسخه ی Resident Evil Survivor 2 CODE:Veronica - سال 2001 میلادی ، قابل بازی در قسمت Extra ـی بازی 06. نسخه ی بازسازی شده ی Resident Evil - سال 2002 میلادی 07. نسخه ی Resident Evil: The Umbrella Chronicles - سال 2007 میلادی 08. نسخه ی BIOHAZARD THE OPERATIONS - سال 2007 میلادی 09. نسخه ی PACHI-SLOT biohazard - سال 2008 میلادی 10. نسخه ی Resident Evil: Genesis - سال 2008 میلادی 11. نسخه ی Resident Evil 5 - سال 2009 میلادی 12. نسخه ی Resident Evil: The Darkside Chronicles - سال 2009 میلادی 13. نسخه ی BIOHAZARD Survival Door - سال 2010 میلادی 14. نسخه ی Marvel vs. Capcom 3: Fate of Two Worlds - سال 2011 میلادی 15. نسخه ی Resident Evil Mercenaries VS - سال 2011 میلادی 16. نسخه ی Resident Evil: The Mercenaries 3D - سال 2011 میلادی 17. نسخه ی Biohazard Outbreak Survive - سال 2011 میلادی 18. نسخه ی Ultimate Marvel vs. Capcom 3 - سال 2011 میلادی 19. نسخه ی Resident Evil: Revelations - سال 2012 میلادی 20. نسخه ی Resident Evil 6 - سال 2012 میلادی 21. نسخه ی BIOHAZARD Clan Master - سال 2012 میلادی 22. نسخه ی Project ✕ Zone - سال 2012 میلادی 23. نسخه ی PACHISLOT BIOHAZARD 5 - سال 2012 میلادی 24. نسخه ی BIOHAZARD Team Survive - سال 2013 میلادی 25. نسخه ی Resident Evil: Revelations 2 - سال 2015 میلادی ، قابل بازی در قسمت Raid Mode بازی 26. نسخه ی Project ✕ Zone 2 - سال 2015 میلادی 27. نسخه ی BIOHAZARD 6 - سال 2015 میلادی 28. نسخه Resident Evil: Umbrella Corps - سال 2016 میلادی 29. نسخه PACHI-SLOT BIOHAZARD REVELATIONS - سال 2017 میلادی 30. نسخه Resident Evil 7: Biohazard - سال 2017 میلادی 31. بازی Teppen - سال 2019 میلادی حضور در بازی ها (ذکر نام) : 1. نسخه ی Resident Evil Survivor - سال 2000 میلادی ، ذکر شده در یک فایل 2. نسخه ی Resident Evil Outbreak - سال 2003 میلادی ، ذکر شده به هنگام برداشتن یک آیتم به خصوص 3. نسخه ی Resident Evil: Operation Raccoon City - سال 2012 میلادی ، در یک عکس 3. نسخه ی Resident Evil 2 - سال 2019 میلادی - ذکر شده در دیالوگ ها و همچنین در فایل ها حضور در انیمیشن ها: 1. نسخه Resident Evil: Vendetta - سال 2017 میلادی حضور در مانگاها : 1. حضور در Resident Evil - سال 1996 - از کمیک های مارول 2. حضور در BIO HAZARD 2 - سال 1998 - منتشر شده توسط King's Foundation 3. حضور در Resident Evil: The Official Comic Magazine - سال 1998 - منتشر شده توسط WildStorm 4. حضور در BIOHAZARD CODE:Veronica - سال 2000 - منتشر شده توسط SkyWalker 5. حضور در Resident Evil CODE:Veronica - سال 2001 - منتشر شده توسط WildStorm 6. حضور در BIOHAZARD UMBRELLA CHRONICLES: Prelude to the Fall - سال 2007 میلادی 7. حضور در Resident Evil: The Marhawa Desire - سال 2012 میلادی 8. حضور در BIOHAZARD heavenly island - سال 2015 میلادی 9. حضور در BIOHAZARD the Toon - سال 2016 میلادی حضور در فیلم ها : 1. حضور در Wesker's Report - سال 2000 میلادی 2. حضور در Resident Evil: Afterlife - سال 2010 میلادی 3. حضور در REVELATIONS REPORT - سال 2012 میلادی تئاتر یا نمایش : 1. حضور در BIOHAZARD THE STAGE - سال 2015 میلادی کانسپت آرت این تاپیک به مرور زمان کامل میشود. لطفا از ارسال هرگونه پست در این تاپیک خودداری کنید.
  21. 1 امتیاز
    نجات کلیر از راکفورت - کشتن الکسیا در قطب جنوب : "آره! وقت تصفیه حساب رسیده. ما آمبرلا رو نابود میکنیم. الان ، بیا یکبار و برای همیشه تمومش کنیم!" کریس ردفیلد در پاسخ به کلیر ردفیلد - قطب جنوب وقتی که کریس در اروپا اقدام به تحقیق در مورد فعالیت های کمپانی آمبرلا کرد ، خود این فعالیت هایش علیه این کمپانی ، باعث شد تا هدفی تحت نظر برای آمبرلا شود. در این میان کلیر نیز توسط این کمپانی ربوده شد. لیان اسکات کندی ، برای پیدا کردن کلیر به کریس کمک کرد. لیان که در فرار از شهر رکون همراه و پارتنر کلیر بود و طی آن جریان دوستی نزدیکی با او داشت ، ایمیلی از طرف کلیر دریافت کرد که از او خواسته بود تا برادرش کریس را پیدا کند. او این پیام را به کریس رساند و به همین دلیل کریس ماموریت خود را رها کرده و به سمت راکفورت حرکت کرد. زمانی که کریس به راکفورت رسید ، از دیواری بلند بالا رفت و وارد آن جزیره شد. او با رودریگو خوان راوال ملاقات کرد و رودریگو از اینکه که کلیر را در جزیره دیده بود ، به وی گفت. پس از گفتن این حرف ها موجودی عظیم الجثه که شبیه به کرمی بزرگ بود ، به او حمله کرد و او را بلعید. کریس با آن هیولا جنگید و پس از کشتنش ، رودریگو از دهانش بیرون آمد و پیش از اینکه بمیرد ، فندکی را به کریس داد که پیش از این کلیر برای قدردانی از اینکه او را آزاد کرد ، به او داده بود. سپس رودریگو به کریس گفت که احتمالا کلیر از جزیره خارج شده است. حین جستجو در جزیره ، کریس به جواب سوالاتی که برای یافتن آنها به اروپا آمده بود ، پی برد. آنچه که او پیش بینی نکرده بود ، بازگشت کاپیتان سابقش بود. آلبرت وسکر به طور اسرار آمیزی از اتفاقی که برایش چند ماه پیش در کوهستان آرکلی طی حادثه ی عمارت افتاده بود ، جان سالم به در برد و اکنون مصمم به انتقام گیری از بود. آنها درگیری کوتاهی داشتند و آلبرت وسکر با استفاده از قدرت های فرابشری خود ، به راحتی کریس را شکست داد و از حضور کلیر در قطب جنوب ، دیگر پایگاه آمبرلا ، خبر داد. وقتی به دنبال کلیر ، وارد پایگاه آمبرلا در قطب جنوب شد ، او را در عمارتی مشابه عمارت اسپنسر یافت. وسکر نیز به دنبال الکسیا به پایگاه قطب جنوب سفر کرد تا آخرین نمونه ی ویروس تی ورونیکا را به دست آورد. ملاقات دوباره ی کریس و کلیر بسیار کوتاه بود. وقتی از هم جدا شدند ، کلیر به دنبال دیگر زندانی جزیره ی راکفورت ، یعنی استیو برنساید رفت که پیش از این با هم همکاری کرده بودند. کریس ، وسکر و الکسیای جهش یافته را دید. وسکر از الکسیا خواست تا نمونه ی ویروس تی ورونیکا را به او بدهد اما الکسیا او را وادار به نبرد کرد. وسکر از این صحنه گریخت و سپس کریس با الکسیا به مقابله پرداخت و موقتا او را از پای درآورد. پس از مرگ استیو ، کریس سیستم خودانهدامی ساختمان را فعال کرد و بار دیگر به خواهرش رسید. آنها اقدام به فرار کردند اما بار دیگر الکسیا آمد و جلویشان را گرفت. آن دو سلاحی را فعال کردند اما این سلاح نیاز به شارژ شدن داشت. کریس به کلیر گفت کنار جت جنگی منتظرش باشد تا او الکسیا را شکست دهد. کلیر با اکراه قبول کرد اما حین فرارش الکسیا جلوی او را گرفت. کریس به الکسیا شلیک کرد تا کلیر فرار کند. سپس به نبرد با الکسیا پرداخت. سلاح بالاخره شارژ شد و کریس با یکبار شلیک آن سلاح ، الکسیا را از پای درآورد. وقتی ساختمان در حال تخریب بود ، کریس بار دیگر وسکر را دید که کلیر را گروگان گرفته بود. وسکر پس از کمی صحبت ، کلیر را رها کرد و مدعی شد که کسی که به دنبالش هست ، خود کریس است و کشتن او از اتمام ماموریتش برای به دست آوردن نمونه ی ویروس تی ورونیکا بهتر است. کریس وقتی فهمید که وسکر میخواهد از بدن استیو نمونه ی ویروس تی ورونیکا را استخراج کند ، برنامه ها و نقشه های او را برای دوباره زنده کردن استیو از مرگ ، منزجر کننده دانست. او به خواهرش گفت تا کنار جت منتظرش بماند. نبرد بین آن دو آغاز شد و وسکر به سختی به کریس ضربه زد و ادعا کرد که این توانایی های فرابشری او به اینکه انسانیت خود را از دست داده است ، می ارزد. کریس از تیرآهن های معلق در هوا استفاده کرده و با آزاد کردنشان ، از پس وسکر بر آمد. مبارزه بخاطر نابودی قریب الوقوع ساختمان متوقف شد. وسکر گفت مبارزه ی بعدی آنها ، آخرین مبارزه ـیشان خواهد بود. کریس به سمت جت رفت. وقتی کریس از آسانسور بیرون آمد ، ساختمان منفجر شد. کریس سوار جت شد و با به پرواز درآوردن آن از تخریب ساختمان گریخت. کلیر از او خواست تا قول دهد که او هیچ وقت تنها نمیگذارد اما کریس گفت که توقف آمبرلا برای داشتن جهانی آرام و خوب امری ضروری است. اتفاقی که فقط در سناریوی Game of Oblivion در نسخه ی DC رخ داد : پس از شکست الکسیا ، کریس و کلیر به مکانی که جسد استیو در آنجا بود ، بازگشتند اما استیو در آنجا نبود. وقتی کلیر از نبودن استیو تعجب و گیج بود ، کریس فهمید که شخص دیگری استیو را از آنجا برده است. در همین حال کلیر به چاقویی از استارز اشاره کرد که برای کریس نبود. کریس با دیدن آن چاقو حدس زد که ممکن است چه کسی این کار را کرده باشد. هنگام فرار از ساختمان نابود شده نیز کلیر قصد داشت تا به کریس بگوید که وسکر در همان اطراف بود. کریس در پاسخ گفت حتی بدون دقت کردن به اطراف میتوان فهمید که او در اینجا حضور داشت. پس از این حادثه کریس به جیل پیوست. جیل نیز پیش از این با بری از شهر رکون گریخته بود. جیل به آپارتمان کریس رفت و دید تمام وسایل کریس جز چاقویش ، دزدیده شده است. سپس به دنبال کریس رفت و از طرف دیگر کریس نیز دنبال او میگشت. پس از یافتن یکدیگر ، گروهی با هدف نابودی آمبرلا و سلاح های بیوزیستی تشکیل دادند. پس از پنج سال کار و تلاش آن دو بالاخره موفق به افشاگری آمبرلا شدند و این کمپانی را بستند. اما این پایان ، پایانی مرگبار بود. کریس در Resident Evil 2 - سال ساخت 1998: کریس در Resident Evil: Code Veronica: کریس در Resident Evil: Darkside Chronicles:
  22. 1 امتیاز
    اوایل زندگی - ورود به استارز : کریس متولد شهر نیویورک است و در آنجا بزرگ شد. در حدود سن هفده سالگی به عنوان خلبان و تک تیرانداز وارد نیروی هوایی ایالات متحده ی آمریکا شد. علاوه بر پرواز و کنترل هواپیماهای جنگنده ، در استفاده از سلاح های گرم ، مبارزات تن به تن با چاقو و همچنین شرکت در ماموریت های خارج از کشور بسیار خوب عمل میکرد. او همیشه از افسران مافوق ناراضی بود و آنها را افرادی غیرقابل انعطاف و فاقد فداکاری و ثبات شخصیت میدانست و به همین جهت همیشه با آنها در حال نزاع بود. وقتی نتوانست این وضعیت را تحمل و اوضاع را مرتب کند ، تصمیم گرفت که مسیر زندگی خود را تغییر دهد. به همین دلیل در سن 23/24 سالگی ، بازنشستگی زودتر از موعد را انتخاب کرد. پس از خروج و ترک نیروی هوایی بدون هدف در سراسر آمریکا سفر کرد تا به شهر رکون رسید. شهری که در آنجا همکار و دوست قدیمی خود یعنی بری برتون را ملاقات کرد. بری به او پیشنهاد داد تا به گروه تازه تشکیل شده ی استارز که خود او نیز به تازگی کارش را در آن شروع کرده بود ، ملحق شود. اعضای این گروه را نخبگان سابق سازمان های نظامی تشکیل میداد و بخاطر جلوگیری از اقدامات افراد تروریست و سرکوبشان ایجاد شده بود. کریس برای پیوستن به استارز اقدام کرد و بلافاصله قبول شد. او به همراه بری برتون به عنوان رهبر گروه آلفای استارز که کاپیتان آن آلبرت وسکر بود ، انتخاب شد. در استارز او هر دو وظیفه ی رهبری و خلبان دوم را به خوبی انجام میداد و به عنوان بهترین فرد در تیراندازی بین همکارانش شناخته شده بود. او رقابتی دوستانه با یکی از اعضای تیم براووی استارز یعنی فورست اسپیر نیز داشت و بخاطر این هم افتخارات متعددی را کسب کرد. فورست و جوزف فراست از دوستان صمیمی کریس بودند و او در روزهای تعطیل به همراه آنها به حومه ی شهر رکون میرفت و آشوب به پا میکرد. کریس در گروه آلفای استارز بود که با جیل ولنتاین آشنا شد. شخصی که بعد ها پارتنر همیشگی او و همچنین بهترین دوستش شد. در دوران همکاریشان در استارز ، کریس وظیفه ی آموزش تیراندازی را به جیل داشت. زمانیکه جیل از او به خاطر کوتاهی در آموزش عصبانی میشد ، این آموزش برای کریس بسیار مهم تر میشد. مفقودی گروه براوو - حادثه ی عمارت : "ما به جستجو برای پیدا کردن بقیه ی اعضا ادامه دادیم ... و این تبدیل به ... یک کابوس شد ..." کریس ردفیلد حین جستجو در عمارت در روز 24 جولای 1998 تیم آلفا برای بررسی ناپدید شدن ناگهانی همکاران خود ، در تیم براوو عازم کوهستان آرکلی که در حومه ی شهر رکون بود ، شدند. در حالیکه در جنگل پیش میرفتند ، بقایای هلی کوپتر تیم براوو را به همراه جسد تکه شده ی خلبانش یعنی کوین دولی دیدند. ناگهان در حین جستجو در جنگل آرام صدای شلیک گلوله و سپس فریاد یکی از اعضای آلفا یعنی جوزف فراست به گوش رسید. سگی آلوده شده به او حمله کرد و به همراه باقی گروهش زنده زنده او را خورد. جیل که شاهد این صحنه بود شروع به تیراندازی کرد اما از آنجایی که بهت زده بود ، تمام تیرهایش خطا می رفت و باز هم شلیک میکرد. یکی از سگها ، متوجه جیل شد و به سمت او حمله کرد. کریس از راه رسید و آن سگ را کشت و سپس دست جیل را گرفت و به او گفت تا بجنبد. با این اتفاق تیم آلفا به نقطه ی فرود هلی کوپترشان بازگشت اما خلبان آنها برد ویکرز بخاطر ترس از آنجا گریخته بود. کریس بخاطر خرید وقت برای دیگر همکارانش برگشت و خود را مقابل سگی که به سمت آنها حمله ور شده بود ، قرار داد. در این هنگام وسکر با شلیک گلوله ای آن سگ را روی هوا کشت و دستور داد تا جیل و کریس به دنبال او بروند. در حالیکه چهار افسر باقی مانده در حال دویدن بودند ، از دور عمارتی دیده شد و آنها در حالیکه به سگهای آلوده ی شده ی پشت سرشان شلیک میکردند ، به سمت آن عمارت رفتند. در نهایت آنها وارد عمارت به ظاهر خالی از سکنه شدند. کریس تمــــــــام شب در جستجوی اثــــری از زندگی در عمــارت گشت، با موجودات متعـــــددی مبارزه کرد و دو عضــــــو باقی مانــــــده از براوو یعنی ربکا چمــبرز و ریچارد آیـــــکن را در عمارت ملاقـــــات کرد. سپس با آلبرت وســـــکر رو به رو شد و آلبرت به او گفت که پیــــــش از این جیل از او جدا شده است. وقتـــــی کریس برای پیـــدا کردن راه خود از میـان غارهای زیر عمــارت اسپنســر عبور میکرد ، با انریکو مارینـــی کاپیتـــــان گروه براوو که به شدت زخمی شـــــده بود ، برخورد کرد. کسی که کریــــــــس را از وجود یک خائن در گروه استـــــــارز آگاه کرد. البته در ابتدا فکــــر میکرد که خود کریس خائن است و حتی سلاحش را به طرف او گرفته بود. در این هنگام وســــکر ، خائن اصلی به استــــارز ، انریکو را پیـــــش از اینکــــه حرف بیشتری بزند ، به ضرب گلوله کشت. کریس آزمایشگاه زیرزمینی عمــــــارت را پیدا کرد که در آنجـا سلاح های بیوارگانیــــــــک ساختـــــــه میشد و همچنین متوجه شد که آلبــــــرت وسکــــر یکی از محققــان برجستــه ی این آزمایشــــگاه بود. او وســـــکر را دید و وسکر هم تصدیق کرد که اعضای استارز را به عمارت کشاند تا به کمک نبرد آنها با BOW ها بتواند اطلاعات بیشتری را برای تحقیق به دست آورد. وسکر به ربکا شلیک کرد و سپس هیولایی را به اسم تایرانت که در کپسولی شیشه ای بود ، آزاد کرد. تایرانت پس از بیدار شدن ، به وسکر حمله کرد و با پنجه ی خود ، به او ضربه ی سختی وارد کرد. ظاهرا وسکر جان خود را از دست داد. تایرانت پس از وسکر ، به طرف کریس رفت اما کریس موفق شد او را شکست دهد. ربکا که بخاطر جلیقه ی ضدگلوله ای که بر تن داشت ، جان سالم به در برده بود ، پیش از کریس از آزمایشگاه خارج شد تا سیستم خودانهدامی آنجا را که پیش از این دیده بود ، فعال کند. با فعال شدن این سیستم ، کریس به دنبال جیل رفت. او جیل را در زندانی پیدا کرد و فهمید که آلبرت وسکر او را در آنجا محبوس کرده بود. پس از نجات جیل ، هر دو با هم به سقف ساختمان رفتند تا برد برای نجات آنها بیاید. برد فرستنده ای را پیش از این برایشان ارسال کرده بود تا اگر تصمیم به بازگشت گرفتند ، از آن استفاده کنند. ربکا هم به آن دو پیوست. پیش از اینکه برد بتواند فرود بیاید ، تایرانت از کف زمین بیرون آمد و مبارزه ای شروع شد. پس از گذشت زمانی کوتاه کریس تایرانت را فریب داد و سپس برد راکت لانچری برایش فرستاد. کریس به سرعت راکت لانچر را برداشت و کار تایرانت را تمام کرد. کریس ، جیل و ربکا سوار هلی کوپتر شدند و از عمارت گریختند. بری نیز موفق به فرار از عمارت شد. عمارت منفجر شد و تمام مدارک و موجودات درون آن نیز نابود گشت. پس از این اتفاقات کریس ، جیل و ربکا برای درمان به بیمارستان عمومی شهر رکون منتقل شدند. پزشکان تایید کردند که بدن او هیچ آسیب جدی و دائمی را متحمل نشده است. منحل شدن استارز - نبرد با آمبرلا : باقی مانده گروه استارز ، پس از بهبود جراحت هایشان ، تلاش کردند تا گزارش تخلفات کمپانی آمبرلا را بدهند اما چون این کمپانی به رئیس پلیس شهر رکون یعنی برایان آیرونز رشوه داده بود ، تلاش های آنان بی ثمر ماند. مردم محصولات کمپانی آمبرلا را میخریدند ، در حالیکه کاملا مضطرب بودند. در نهایت بخاطر تهدید خطر استارز برای آیرونز و اینکه آنها بیشتر از حد می دانستند ، او این گروه را منحل کرد و گروه S.W.A.T را که برایش استاندارد تر بود ، جایگزین کرد. کریس تصمیم گرفت که به صورت مخفیانه به حفاری اطلاعات آیرونز بپردازد و از دفتر تحقیقات فدرال خواست تا خودش وضعیت R.P.D و آیرونز را بررسی کند. برای مخفی کردن نیت اصلی خود و اینکه آیرونز از چیزی بویی نبرد ، نمایشی اجرا کرد. او خود را به عصبانیت زد و همکار خود یعنی افسر الراند را به بهانه ی اینکه کمی قهوه روی لباسش ریخت ، با مشت زد. جیل بی اطلاع از نیت اصلی کریس تلاش کرد تا جلوی او را بگیرد اما کریس چشمکی برای او زد و سپس آنجا را ترک کرد. بعد از آن ماجرا به او مرخصی اجباری دادند. کریس بی آنکه به کسی بگوید (حتی جیل) ، تحقیقات خود را شروع کرد. بالاخره او جیل را به آپارتمان خود دعوت کرد و گزارشاتی مرتبط با ویروس جی را به او نشان داد. جیل نمیتوانست اجازه دهد که کریس به تنهایی به مبارزه با کمپانی آمبرلا بپردازد. به همین دلیل بری را خبر کرد تا برای پشتیبانی به او ملحق شود. هر سه نفر آنها تلاش خود را برای به دست آوردن اطلاعاتی علیه این کمپانی شروع کردند اما کریس میدانست که بهترین کار ، رفتن به مرکز اصلی آمبرلا که در اروپا قرار داشت ، بود. جیل متعهد شد تا پیش از برگشت کریس به تحقیقاتش در شهر رکون ادامه دهد و بری نیز توافق کرد ، بعد از مطمئن شدن از امنیت خانواده اش ، به آنها در راستای این تحقیقات بپیوندد. کریس تصمیم گرفت برای امنیت کلیر ، او را در جریان این وقایع نگذارد اما این تصمیم او سرانجامی نداشت. طی حادثه ی نابودی شهر رکون ، کلیر پاسخ فکس کریس در مورد بررسی وضعیت آیرونز را پیدا کرد. سپس به دنبال برادرش به شهر رکون ، جایی که آخرین نفر او را در آنجا دیده بود ، رفت. فکس نشان میداد که با تمام تلاشهایی که برای پیدا کردن مدرک راجع به متهم سازنده ی ویروس جی کردند اما مدرک معتبر و قابل استنادی پیدا نکردند. به هرحال آنها فهمیدند که رئیس پلیس آیرونز سابقه ی خوبی نداشته و شاید رشوه دریافت کرده است. کلیر که فهمیده بود برادرش به مرکز آمبرلا در اروپا رفته است ، پی برد آمبرلا مرکزی در پاریس دارد و حدس زد که کریس در آنجاست. کلیر به مرکز آمبرلا در پاریس سفر کرد ولی کریس را آنجا نیافت. او به جاسوسی آمبرلا پرداخت و پس از تقریبا نابودی پایگاهشان ، او را بازداشت کردند و سپس به جزیره ی راکفورت فرستادند ؛ زندانی دوردست که تحت نظارت آمبرلا بود. کریس در Resident Evil - سال ساخت 1996: کریس در Resident Evil - سال ساخت 2002:
  23. 1 امتیاز
    تریلر بازی جدید و در حال ساخت کپکام که به صورت همکاری تیمی است. این بازی در مورد بازمانده هایی از شهر رکون است که توسط کمپانی آمبرلا زندانی شدند و در تلاش اند تا از دست آمبرلا و مامورینش فرار کنند.
  24. 1 امتیاز
    کاراکترهای فرعی بازی Resident Evil 7 در این تاپیک معرفی خواهند شد. ×لطفا از ارسال هرگونه پستی در این تاپیک خودداری کنید.× معرفی به مرور زمان ارسال خواهد شد. معرفی الکس نام به انگلیسی: Alex نام به ژاپنی: アレックス جنسیت: نامشخص الکس یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. او به عنوان نامزدی برای خانواده ایولین ربوده شد و پیش از اینکه آنها بتوانند او را به Molded (نام نوعی B.O.W در این بازی) تبدیل کنند، کشته شد. معرفی آلیسا آشکرافت نام به انگلیسی: Alyssa Ashcroft نام به ژاپنی: アリッサ・アッシュクロフト تولد: تاریخ نامشخصی از سال 1970 نژاد: سفید پوست شغل: خبرنگار، روزنامه نگار وضعیت: زنده جنسیت: زن قد: 176 سانتی متر وزن: 62 کیلوگرم اولین حضور: Resident Evil Outbreak او خبرنگار The Raccon Press بود و این شغل باعث اشتهای سیری ناپذیری برای جمع آوری اطلاعات در او شد. در این نسخه از بازی، نام او در فایلی دیده می شود. در سال 2016 او مقاله ای را برای Dulvey Daily مبنی بر ناپدید شدن حداقل 20 نفر در دالوی واقع در لوئیزیانا که در مدت کمتر از 2 سال اتفاق افتاده بود، نوشت. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  25. 1 امتیاز
    ملکه مرده است جیل: اخرین ملکعه اوبرایان: درسته ملکه دایدو از اون روز کف اقیانوس اروم گرفته کریس: معنیش اینکه میتونیم... جیل: تو ترگریجیا پیداش کنیم اوبرایان: درسته. ما وظیفه داریم این ماموریت رو تموم کنیم . تمام FBC همه سرجاهاتون بمونین دستاتون ببرین بالا اوبراین: مورگان لندسل مورگلان: داریم این نمایشو تموم میکنیم BSAA از این لحظه تحت نظارت FBC خواهد بود اوبراین تو به جرم همدستی با ولترو تحت بازداشت هستی اوبرایان: کریس جیل... الان شماها تمام امید ما هستین جیل: اوناهاش کریس: بقایای ترگریجیا جیل: و ملکه دایدو کرک: داریم به نقطه فرود نزدیک میشیم جیل: این ملکه دایدو ، ملکه سوم اینجا خیلی ساکته . انگار زمان اینجا متوقف شده اون بلاب هایی که تو ساحل دیدم از اینجا اومده بودن! کریس: این توضیح میده چرا مورگن اون منطقه رو قرنطینه کرد ه بود جیل: تو فکر اینم که جسدای توی ساحل مال افراد ولترو بودن یه چیزی هنوز زنده اس! کریس: حواستو جمع کن نمیتونی زیر آب باهاشون درگیر شی جیل: این یه قفل الکتریکیه امیدوارم برق اضطراری هنوز کارکنه کریس: همه سیما بیرون کشیده شدن . من تعمیرشون میکنم جیل: باشه منم میرم ببنم میتونم برقو راه بندازم یا نه کریس: جیل در بازه جیل: باشه دارم برمیگردم اوه نزدیک بود ها جیل: هنوزهوا هست هی کی اونجاس؟ مدت زیاید نیس مرده کریس: از FBCهه جیل: یه چیزی دستشه "مامور داریو باریونی صحبت میکنه. نیروی نظامی FBC ساعت 19:48 دقیقه اس درخواست دارم این صدای ضبط شده به ژنرال لندسل تحویل داده بشه اگه تیم بعدی پیداش کرد همه افراد تیم من مردن. انگارخود شیطون کشته اشون نتونستیم فیلم ویدیویی رو پس بگیریم. ماموریتمون شکست خورد ولترو ، یه جا ننشسته بودن تا مرگ به سراغشون بیاد زمانی که FBC به اینجا اومد منتظرمون بودن حتی با اینکه از حادثه ترگریجیا یه سالی میگذره اندیشه انتقام اونا رو زنده نگه داشته بود جلوتر با تعداد زیادی جسد درحال تبدیل از افراد ولترو روبرو میشوند کریس: یه مشت شهدای راه تروریسم و یک فیلم ویدیویی پیدا میکنند. نرمن: ملکه دایدو هنوز زیر اقیانوسه راهی برای فرار نیست هیچ راهی برای زنده موندن نیست مگه اینکه آه ولترو... به احترام وشرف نام تو ، ما اشتباهاتمونو میپذیریم و بدنمون رو به یادگار گناهانمون تبدیل میکنیم ولی برای تو مورگان، هیچ ارامشی درکار نخواهد بود ما از مرگ بلند میشیم روح ما نیرویی بی رحم و ثابت خواهد بود تمام قراردادی ما رسما این توئه ما نگهبانان حقیقت خواهیم بود هرچقدر که میخواد طول بکشه جیل: جک نرمن رئیس ولترو بود کریس: و ویدیویی داره که میتونیم علیه مورگان ازش استفاده کنیم با نرمن روبرو میشوند. نرمن: مورگان... مورگان لندسل چطور جرئت کردی ولترو رو دور بزنی مورگان این چیزیه که دنبالشی مگه مه؟ درسته این دستگاه کوچولو همه حقیقت رو درخودش نگه داشته تمام حقایقی که لازمه تا طومار کارای تو پیچیده بشه جسیل: همینه . مدرکو داریم کریس: بزن بریم نمیخوایم اینجا وایستیم نرمن صیبر کنید مورگان نظاره گر وحشتی باش که آزادش کردی! کریس: نرمن بس کن ، مورگان اینجا نیست! جیل: فایده ای نداره اون دیگه قاطی کرده جیل: چه کوفتی... کریس: باید بزنیمش جیل: گمونم نمیکنم تو حال وهوای خدافظی باشه کریس: آره ولی ما هم نیومدیم پرستاری بچه بکنیم چطوری یه آدم میتونه راضی بشه خودشو آلوده کنه؟ جیل: انتقام تمام وجودشو گرفته هیچ انسانیتی باقی نمونده کریس: از مغزت تو کارا ستفاده کن فقط یکی از اونا واقعی ان جیل: چطور همچین غلطی کرد؟ کریس: مهم نیس نذار بلند شه کریس: این بابا چیه؟ جاودانه اس؟ داره میاد حواستو جمع کن! نرمن: تموم شد. همه چیز به پایان رسید... سرا نجام... من میتونم بمیرم...من... میتونم بمیرم کریس: این مدل رفتار مورگان با رفقاشه جیل: امیدوارم تو مرگ بیشتر از زندگی آرامش داشته باشه وفیلم افشاگری که از نرمن گرفته اند را در اداره BSAA پخش میکنند. نرمن: میانگین شیوع؟ مورگان :کشتی یه UAV داره که سیستم تحویلتونه نرمن: خوبه حالا جنسو نشونم بده مورگان : تی ابیس دست اول هنوز هیچ درمانی نداره. نرمن: درسته یه مقدار کمی ازاین میتونه یه شهر روزیر و رو کنه مورگان: فکر کنم تمومه من میرم نرمن: کی فکرشو میکرد مگه نه ؟ که تروریست های کوچیکی مثل ما توسط کسی مثل فرمانده بالامرتبه FBC مورد حمایت قرار بگیرن... اوبرایان: همونطورکه میبینی به نظر نمیاد از این یکی بتونی در بری مورگان: به نظرم میاد که BSAA رو دست کم گرفتم وشخص تو رو اوبراین: من اینو بیرون مرز اطراف تریگریجیا پیدا کردیم حالا که انالیزش تموم شده میتونی پسش بگیری مورگان: فرمانده اوبرایان بدون شک تو متوجه مشکل لاینحل ما هستی بدون ترگریجیا توده های مردم نادون متوجه خطری که درست مقابلشونه نمیشدن اوبرایان: آره شاید تو راست بگی مورگان: هیچکس اجازه نداره منو بازداشت کنه جهان به حفاظت من احتیاج داره. همه اش برای یه کارد رسته اوبرایان: تو فقط داری خودتو دست میندازی خودت گفتی. تمام امید ها در اینجا رها خواهند شد. ولی من دانته نیستم توهم ورجیل نیستی. مورگان لندسل تو از مقامت به عنوان فرمانده FBC خلع میشی . تو به جرم توطئه با ولترو بازداشت میکنم توطئه ای که باعث حادثه ترگریجیا شد مورگان: با تمام احترامی که برات قادم فرمانده اوبرایان، BSAA داره یه اشتباه بزرگ میکنه اوبرایان: اینو قبلا کجا شندیم؟ کریس و جیل با هلیکوپتر در حال برگشت هستند. کریس: بلاخره میتونیم حقیقت پشت داستان تریگرجیا رو افشا کنیم جیل: اره ولی بهای سنگینی داشت کریس:BSAA رو مورد بازبینی قرار میدن جیل: فعلا طوفان تموم شده... ولی واقعا چقدر این وضعیت دووم میاره؟ پس از بازداشت م,رگان لندسل ، FBC منحل شد اکثر نیروها و کارمندان به BSAA منتقل شدند. پس از ان BSAA به یک سازمان ضد بیوتروریسم زیر نظر سازمان ملل متحد تبدیل شد کیث لاملی شاخه شرق آفریقا را به هدایت میکند این ترفیع پس خدمات وی در والن ماکی به وی داده شد. کوئنت کاتچم از سوی دیگر از ترفیع دوری کرده است ولی همچنان در مرکز BSAA در واحد تحقیقات وتوسعه مشغول کار است. پارکر لوچیانی در نزدیک سواحل جمهوری مالت در دریای مدیترلانه پیدا شد و نجات پیدا کرد پس از یک ماه معالجه به مرکز اصلی BSAA به عنوان نیروی عملیاتی ویژه بازگشت کلایو ابرویان تصمیم گرفت مسئولیت کارش را پذیرفته و از مقامش استعفا دهد او در حال حاضر از مشاوران BSAA بوده و درحال نوشتن یک کتاب در خانه خودش است و جیل والن تاین وکریس ردفیلد ... هیچ خبر ندارند که چه سرنوشت موحشی در انتظارشان است. جسیکا: تقریبا خیلی ساده بود نه؟ شرکت بهشون اجازه داد مورگان رو مثل یه تیکه آشغال پرت کنن بیرون ریموند: دنیای خشنیه جسیکا: این یکی رو تو گزارشش رو بنویس و یه چیزی.. چرا پارکر رو نجات دادی؟ ریموند: من دلایل خودمم دارم جسیکا :BSAA به اون بدرد نخوریک هفکر میکردم نبود. درواقع اوضاع میتونست خیلی قاراشمیش بشه ریموند: درواقع این تازه شروع کاره
  26. 1 امتیاز
    افشاگری 4:28 صبح بر فراز کوئین زنوبیا کرک: شعبده بازه صدامو دارین؟ نمیتونم خارجتون کنم من از بالا بهتون کمک میکنم. کرک تمام کریس: اونا چی ساختن؟ جیل: کریس ما از پسش برمیایم کرک : تکرار میکنم نمیتونم فرود بیام. میتونین خودتون یک کاریش بکنین؟ کریس: اون انگلا رو هدف بگیر. هدف اونان کرک :داری میگ اون کوفتی گنده بک توسط یه انگل کنترل میشه؟ تو ورحش... کرک: لعنت! چه کاری ازما برمیاد؟ براتون مهمات فرستادم کریس: بزنش جیل! درسته این شد یه چیزی کرک: خارق العاده اید جفتتون! نردبونو میندازم بیاید بالا جیل: کریس! کرک: دووم بیارین من ازا ینجا میبرمتون کریس: نه نمیتونیم بذاریم این جونور در بره جیل: موافقم آماده ای کریس؟ کریس: نمیتونیم از اینجا بزنیمش مارو ببر نزدیک تر کرک: نمیشه کلی دستک داره کریس: بهم اعتماد کن کرک: باشه... سفت بگیرین کرک: مواظب باشین ! همینه بترکونینش داریم میریم نزدیک تر حواستونو جمع کنین مواظب باشین بیشتر ایان نمی تونیم دووم بیاریم کریس: کشتیمش؟ کرک: بروبچ واستون یه هدیه دارم اینو بگیرین جیل: واضحه که تو میدونی چطور باید یه دختر رو تحویل گرفت کرک! کریس: بزن تو دهنش! جیل: اینم پایان کار زنوبیا اوبرایان: منم چی شد؟ جیل: تو راه رفتنیم. پارکر رو ازدست د ادیم کریس: FBC مورگان اون تمام مدت یه قدم از ما جلوتر بود اوبرایان: درسته میفهمم متنفرم از اینکه فکر کنم همه اینا یه اشتباه بوده. اشتباه من کریس: همه چی رو بگو اوبرایان . هیچی رو نگفته نذار اوبرایان:باشه همه چی از یه سال پیش شروع شد دقبقا از تریگریجیا یک سال قبل ترگریجیا پارکر و جسیکا نفس نفس زنان وارد صحنه میشوند. پارکر: ما تو جهنیم؟ جسیکا: اره بهش میگن تریگریجیا اینجا زیاد دووم نمیاره پارکر: درسته باید بریم اتاق فرماندهی جسیکا هانترا اینجان هم هستن؟ پارکر: یا باید سریعتر برسیم یا دخل مرکز میاد جسیکا: حق با فرمانده لندسل بود پارکر: درسته رئیس مجبور شد تا محدوده FBC رو گسترش بده این از همون چیزائیه که بخاطرش به دنیا هشدار میداد جسیکا: این جریان همه نظرا رو برمیگردونه. واقعا میتونه مرحله جدید برای اینکارا باشه پارکر: درسته شاید بلاخره جامعه بین المللی پیامو بگیره FBC حالا کلی کار داره تا بکنه کدت: لعنت...لعنت به این کوفتیا پارکر: ریموند! جسیکا کمکش کن. جسیکا: باشه پارکر: اگه میخوایم به کدت کمک کنیم باید از شر همشون خلاص شیم جسیکا: فکر کنم آخریشون بود ریموند: خوبه من خوبم جسیکا تو خیلی بد صدمه دیدی... سعی نکن خودتو سرسخت نشون بدی خب یکی باید کمکش کنه پارکر؟ پارکر: مرکز گفت از اینجا بری ریموند: من هنوز میتونم بجنگم =ارکر: این حرفت منو قانع نمیکنه ریموند: نمیتونم از اینجا بریم هنوز شهروندا اون بیرونن باید کاری کنیم پارکر: ماتلفات سنگینی دادیم. باید دوباره یه جا جمع شیم ریموند: چطور چند تا ادم تونستن اینکارروبکنن؟کی به اونا سلاح داده ومسلحشون کرده؟ و سلاحای زیستی ؟ این تروریستا باید به میز محاکمه کشیده بشن... پارکر: لعنت بازم هستن کدت: درسته... من میتونم براتون زمان بخرم. بدون من ادامه بدین پارک: تو جوون ترا زاون هستی که ادای قهرمانارودر بیاری. قبل اینکه خودتو به کشتن بدی یه نگاه به آینه بکن خوب نیس داری خون از دست میدی جسیکا: خیلی خطرناکه که حرکتش بدیم نیاز به کمک های اولیه داره پارکر: تو باید اینجا درا مان باشی جسیکا: واحد نجات توی طبقه چهارمن. باید یه چیزی پیدا کنیم که بشه بانداژ کرد پارکر: ما برمیگردیم جایی نرو کدت پارکر و جسیکا از کدت جدا میشوند. جسیکا: همه چی درست میشه بریم پارکر میدونی پارکر این زیاد جدید نیس ولی تو درمورد این یارو جدیده شنیدی؟ پارکر: تنها راهی که این بچه مچه ها رو میشه بزرگ کرد اینه که چند بار با خطکش بزنی کف دستشون جسیکا: باشه... مردا و بازیهای بچگانیشون پارکر: اینم از این. همونیه که لازم داشتیم جسیکا: باید فعلا جواب بده کدت: خدا یا بازم هانتر اگه صدای منو میشنوین برگردین اینجا جسیکا: ریموند تو دردسر افتاده پارکر: میدونستم این تازه کار فقط دردسر درست میکنه جسیکا: بهش گیر نده تقصیر اون که نیست کدت: لعنت من محاصره شدم نمیدونم که میتونم دووم... پارکر: به من گوش کن کدت تو نمیمیری بهت دستور میدم زنده بمونی ما داریم میایم کدت اونا دارن میان همینطوری من خوبم ولی... پارکر: هی همینطوری د ووم بایار جسیکا: جنگیدن رو به عهده ما بذار. نشونت میدیم چطور باید انجامش بدی حالا وقت درمان کدت کوچولومونه پاررک: باشه مدت حالا تو یکی بهم بدهکاری هی گرفتم تو میخوای عدالت اجرا بشه ولی دیگه قهرمان بازی در نیار وگرنه کل گروه رو به کشتن میدی درسته به دنیای واقعی خوش اومدی کدت: بله قربانت پارکر: باشه این باید درد رو کم کنه کدت:منم میتونم راه برم پارکر: باشه دنبالمون بیا. اسانسور اتاق فرماندهی همین جلوئه جسیکا: میتونی راه بری کدت؟ من میتونم هرچی تو مسیرمون اومدو بترکونم ریموند: یه یچیزی اشتباهه پارکر: باز چیه؟ ریومند: بهش فکر کن ارسال و تحویل این سلاحای زیستی زیادی حرفه ایه چطور از زیر چشم سازمانای اطلاعاتی FBC در رفتن؟ باهم جوردرنمیاد مگه اینکه یکی میخواسته این وضوع پیش بیاد پارکر: کدت تو داری پاتو از گلیمت درازتر میکنی ما برا تحقیق اینجا نیستیم برای حل مشکل اینجاییم کدت: بله قربان ولی همه چیزایی که من گفتم... جسیکا: وای خدا جون ... هانترا همه جان! پارکر: اتاق فرماندهی اونجاس فقط کدت رو زنده نگه دار جسیکا: میدونم صدمه دیدی ولی سعی کن از پسش بر بیای پارک:ما ترتیب اینو میدیم. کدت تو بروتو اتاق فرماندهی پناه بگیر کدت: بله قربان الان میرم جسیکا: این باید اخرین هانتر بود ه باشه پارکر: امیدوارم . بریم اتاق فرماندهی مورگان:بله متوجهم . میتونم واضح صداتو بشنوم این خبر بسیارخوبیه همه چیز خیلی منظم پیش رفت از ادامه جشن روی کشتی کوئین دیدو لذت ببر نرمن نرمن: مرگان تو کاری کردی که ویروس توکشتی ما پخش بشه؟ درسته قطعا اینجوری بوده مورگان: کار من تموم نشده. تو هنوز یه استفاده مهم داری کشتی ها میتونن به عنوان یه محیط کنترل شده استفاده بشن و اطلاعات جهش تو میتونه به درد بخوره نرمن: خود بزرگر پنداری و خود بی نقص بینی تو قابل تحسینه من همیشه از رویاهایی که شما آمریکایی ها تو سرتونه منزجر بودم مورگان: اینو یه تعریف قلمداد میکنم نرمن: میدونستیم که تو ممکنه تو زرد از اب در بیای برای همین از همه صحبتایی که باهم داشتیم یه نوار ضبط کردیم اگه این نوار پخش بشه زندگی تو هم تمومه مورگان: هرکاردلت میخواد بکن استفاده از ماهواره تایید شده ویروس جدید کاملا بین خواهد رفت نرمن: مرتیکه حرومزاده در زمان حال پارکر به سختی ادامه میدهد که ریموند به او میرسد. پارک: چطور تونستی؟ ریموند: جسیکا در رفت تو خیلی نزدیکی پارک: معذرت میخوم ریموند تمام مدت حق با تو بود خدا رو شکر یکی بالای این قضیه بود ریموند: خیلی به خودت سخت نگیر پارکر حالا نوبت منه که نجاتت بدم بلند شو از اینجا میریم پارکر: به این میگن روحیه کدت اوبراین: ریموند متوجه شد مورگان کسی نیست که نشون میده پس ما این تله رو باهم گذاشتیم اخرین رد های ولترو کریس: مخفیگاه کوهستانی و مختصات کشتی ها همه اش برای رسیدن به مورگان بود ولی قربان نمیشد حداقل از اول جریانو بهمون بگین؟ اوبراین: نمیتونستم ریسک کنم نه وقتی یه جاسوس توی BSAA بود عذر خواهی میکنم جیل: با اینحال هم کوئین زنوبیا وهم کوئین زمیرمس اوبرایان: اره میدونم ولی من هنوز نا امید نیستم کیت وکوئینت برامون یه برگ برنده گذاشتن اطلاعاتی که برامون فرستادن نتیجه اینجاس کریس: خب نیتجه چی بود؟ اوبراین: اونا به این نتیجه رسیدن که ولترو از دوتا کشتیا برای حادثه ترگریجیا استفاده کرد ولی یه سومی هم درکار بود جیل : اخرین ملکه
  27. 1 امتیاز
    تار های درهم تنیده 2:14 کازینو پارکر و جسیکا رفتن کریس و جیل را تماشا میکنند جسیکا: اصلا تو باغ نیس... عجب هالوئیه... پارکر: شاید تو باغ کسی دیگه اس ، جسیکا جسیکا: اره حتما، میشه شروع کنیم؟ پارر: حتما ما قبلنم این کارو کردیم. چیز جیددی نیس جسیکا: آره درست مثل قدیم ندیما... FBC عزیز خب برنامه چیه؟ پارکر: میریم به عرشه ، موج شکنو فعال میکنیم و دعا میکنیم کشتی غرق نشه. حالا که برق برگشته، باید بتونیم از سیستم اصلی استفاده کنیم جسیکا: باشه پس باید از هم جدا شیم یه چیزی هست باید چکش کنم پارکر: باشه، توی عرشه میبنمت اوبراین: اوبراین اینجاس... ریموند بهت همه چیو گفت؟ پارک: بله قربان گفت. اوبرایان: پس میدونی باید چی کار کنی اوبرایان تمام پارکر: بله رئیس میدونم این کوفیتا درست در بدترین زمان ممکنه سرو کله اشون پیدا میشه جسیکا: پارکر کجایی؟ پارکر: تو راه عرشه ام جسیکا: من زودتر رسیدم دارم اون موج شکنا رو پایین میارم پارکر: خیلی سریع بود جسیکا: تو خیلی کندی و تو یه شام دیگه به من بدهکاری پارکر: الان یادم اومد آخر سرم نبردمت یه نوشیدنی بزنیم. یه سال پیش وبد جسیکا: مشکلی نیس میتونی یه دفعه بایه شام ترو تمیز جبران مافات کنی پارکر: باشه... همونجا بمون دارم میرسم همونجا بمون و سلاحش را به سمت جسیکا میگیرد. جسیکا: پارکر؟ پارکر: جاسوسی که به BSAA نفوذ کرد ، مهره مورگن شاید تو باشی این چیزیه که ریموند بهم گفت جسیکا: درمورد چی داری حرف میزنی؟ برای این کارا وقت نداریم ریموند: پارکر ، مجبورش کن تسلیم شه پارکر: ریموند! چطور؟ جسیکا: ولی تو.. تو... ریمند: اون میخواد سیستم خود تخریب کشتی رو راه بندازه و مدارکو نابود کنه پارکر: چی؟ جسیکا: پسرا این دیگه داره از کنترل خارج میشه اصلا با مزه نیست بیخیال یه چیزی بگین،پارکر منم پارکر: نمیتونم بهت کامل اعتماد کنم کدت تفنگتو بده من ریموند: تو خیلی باهاش مهربون برخورد میکنی. نذار خرت کنه!پارکر جسیکا به سمت کدت شلیک میکند و پارکر جلو تیر خوردن او را میگیرد. کدت: پارکر جسیکا: مردای احمق و دکمه تخریب را میزند جسیکا:میدونستم اوبرایان یه حیوون دست آموز داره ، به مورگان میگم تو بودی پارکر: جسیکا! جسیکا: نگران شام نباش ما الان خودمون تو تنوریم ! متاسفم پارکر جسیکا فرار میکند. پارکر: برو دنبالش ریموند: ولی تو پارکر: فقط برو مورگان: کوئین زمیمرس با شکوه ، ترجیح داد بمیره ولی بدنام نشه کوئین زنوبیا هم همینطوری خواهد بود "سیستم خود تخریب فعال گردید. تمام پرسنل اینجا را ترک کند این فرایند قابل توقف نخواهد بود " مورگان: کیش ومات به نظر میاد دستیار عالی من تونست آخرین حرکت رو انجام بده خب...الان همه چی براتون شفاف شد؟ کریس: شفاف مثل روز . ما بلاخره فهمیدیم طرف حسابمون کیه. شمارش معکوسو شروع کن مورگن مورگان: شبیه جملاتی نبود که پیش از مرگ میگن. ول براتون ارزوی موفقیت میکنم. دوستان جیل: کریس! کریس: درسته اول باید از اینجا بریم کرک: شعبده با ز داره حرف میزنه .کرک، اینجام تا به شما کمک کنم من بالای کوئین زنوبیا هستم روی عرشه جلویی همو میبینیم وقت زیادی باقی نمونده پس بجنبین. تکرار میکنم. این شعبده بازه کریس: جیل عرشه جلویی اینوره انفجار شروع شده وقتمون داره تموم میشه دارم میپرم پایین جیل: کریس کریس: من خوبم ولی نمیتونم رد بشم. یه راهی پیدا میکنم که بتونم بهت ملحق بشم جیل کمی جلوتر پارکر را میبند که زخمی شده. جیل: پارکر! پارکر: اوه جیل... جیل: میتونی وایستی پارکر؟ پارکر: ممنونم جیل. جسیکا بهم شلیک کرد. واسه مورگان کار میکنه جیل: جسیکا؟...نمیتونیم ازش رد بشیم. پارکر: نمیشه با یه چیزی خاموشش کرد؟ لعنتی حواستو جمع کن کریس: پارکر؟ جیل: بعدا بهت توضیح میدم الان هوامو داشته باش کریس: من جلو میرم دنبالم بیاین پارکر: ریموند متاسفم باید بهت اعتماد میکردم جیل: ما ممکنه نتونیم... کریس: میدونم ولی کسی رو عقب نیمذاریم. پارکر: لعنت من فقط دارم سرعتتونو کم میکنم زمین زیر پایشان خراب میشود و پارکر آویزان میشود جیل: پارکر! پارکر.: لعنت... من امشب رو شانس نیستم کریس: لعنتی... پارکر: ممنون جیل ، مسافرت خوبی بود جیل: چی؟ پارکر: بعدا میبنمتون بروربچ ودست کریس را ول میکند. جیل: پارکر کریس: جیل ما باید بریم جیل: آره کریس میدونم "آغاز زمان معکوس برای انهادم" جیل: وقتمون داره تموم میشه کریس: تو ورحش باید حساب اینو برسیم جیل: تقریبا رسیدیم کریس کریس: پس بزن بریم کرک: کرک صحبت میکنه ، سلامتین؟ من میرم عرشه جلویی بجنبین کریس: جیل بدو کشتی د اره غرق میشه بجنب رسیدیم خلبان: بجنبین بابا! و مالاکودا مقابل جیل و کریس هلیکوپتر را له میکند. جیل: خلبان! کریس: واسه اون بعدا نگران میشیم
  28. 1 امتیاز
    هیچ راه خروجی نیست 2:50 محدوده سقوط کیت و کوئینت در محدوده هواپیما هستند. کوئینت: خب خب خب... این چه باحاله...چه کوفتی؟! و کامپیوتر خاموش میشود. کیث: چه غلطی کردی؟ کوئینت: من کاری نکردم کیث: نگو که باتریش تموم شد... مرد رو اعصابه کویئنت: موضوع اینه که توطئه داره هر لحظه واضح تر میشه باید برگردیم به فرودگاه ، باهم کیث: هی مرد... صب کن هیچکی اینجا نیس بقیه گروهم از اینجا رفتن. خب جریان چیه؟ کوئنت: هی هی هی چیزی نی من به راه میونبر گذاشتم میتونم از هر PDA استفاده کنم تا وارد شیم کیث: چرا اینو زودتر نگفتی کوئنت: اگه تئوری من درست باشه پس حقیقت پشت ولترو خیلی...زوده که بگم کیث:دستم میندازی؟ کوئنت: نمیتونم همینجوری نتیجه بگیرم. به مدارک بیشتری احتیا ج دارم کیث:باشه بریم اون کامپیوتر رو پیدا کنیم کوئنت:یه جا هست که هنوز نگشتیم امیدوارم به پردازنده خفن داشته باشه! اونجوری عالی میشه کیث: سلاح زیستیه میدونستم کار ولتروئه کوئنت: موضوع اینه که اونا کل قضیه رو درگیرش نبودن کیث: چی؟ کی اهمیت میده فقط بهشون شلیک کن کوئنت: یه کسی هست که دلش نمیخواسته اگه ولترو ها برگشتن این اطراف باشه برا همین اینکارو کردن... نچ هنوز وقت تئوری های توطئه نیس کوئنت: همم... اون یه... یه MB28 واقعیه؟ گریندر این همون چیزیه که همیشه میخواستم گریندر: همچین رفتی سمت اون سیستم که مگس به سمت پهن اسب حمله نمیکنه این فقط یه کامپیوتره کیث: خب بریم سرموضوع اصلی کوئنت: عه... چه مرگش... هیچی کار نمیکنه کیث: چیکارکردی کوئینت؟ کوئنت: تقصیر من نیس ، برق بیشتری لازم دارم. MB28 گاز زیاد مصرف میکنه باید یه ژنراتور این طرفا باشه لازمش دارم کیث: باشه تو اینجا با دوست دخترت بمون و باهاش حال کن خب بریم. امیدورام این آهن قراضه کار کنه کوئنت: به اندازه کافی توان بهش نرسید که بتونه MB28 رو روشن کنه ژنراتور دیگه ای نیس؟ خب توانش کامل شد. کارمو شروع میکنم کیث:چیزی دستت اومد؟ کوئنت: نه باید از لایه های امنیتیش عبور کنم. ولی کلا زیاد طول نمیکشه که این عشقم MB28 رو راه بندازم اوه گریندر هانتر ها و سگ ها حمله میکنند کیث: حله بذارشون به عهده کمن کوئنت: لعمنت فکر میکنم کل مدت دنبال مان گمون نکنم FBC از دسترسی من خوشش بیاد کیث: FBC؟ داری راجع به چی حرف میزنی؟ کوئنت: دارم سیستم امنیتی اونا رو هک مکنم به طور تصادفی تو محدوده هواپیما پیداشون کردم ولی این حمله ثابت میکنه اونا توش دخیلن دارم حقیقتو میگم بایستی یکم وقت بدی بهم تا این کار رو جمع و جور کنم. کیث: چقدر دیگه مونده؟ کبث: بذار بیینم... خب... 28 درصد کامل شد کیث: دوست دختر کندترین موجود کره زمینه ، خبر داری کوئنت؟ کوئنت: وای نه ! نه نه نه نه! کیث: چی شد؟ کوینت:مثل اینکه خیلی نیرو کشید فکرکنم یکی اژنراتورا قطع شد کیث: رو اعصابه... صبر کن همینجا میرم درستش میکنم کوئنت درست شد؟ حله؟ کوئنت: اره درسته منون 54 درصد شد کیث: تا الان که برنده شدیم کوئنت: چقدر امروز سرمون شلوغ بوده کیث: چشم بسته غیب گفتی! کوئنت: حتما وقتی داشتم هکشون میکردم متوجه شدی باید دورشون کنی کیث: میکنم، ولی تو بهم خفن بدهکاری چقدر دیگه مونده؟ نمیدونی چقدر رو اعصابه کوئنت: همین الان 80 درصدش رد شد چیزی نمونده یه هیولای نامرئی دیگه! چشاتو واکن... یعنی منظورم اینه که مواظب باش کیث: کثافت همین یکی واسه گریه انداختن یه مرد بزرگ کافیه کوئنت: تموم شد 100 ددرصد! جیگرتو! کیث: چه عجب بابا... حالا باید حساب اینا رو برسیم کوئنت: باشه بذارا ین اطلاعاتو بگیرم موفق باشی کیث: ممنونم منم به جات چندتاشونو میکشم تا برمیگردم اون غول چراغ جادو رو تو لامپش نگه دار کوئنت: خب فکر میکنم امن وامان شد میتونی بیای به این یه نگاهی بندازی آماده ای؟ کیث: جو زده نشو الان میام کوئنت: خب خب... این همه چیو توضیح میده کیث: چیرو توضیح میده؟ این که کی پشت ولتروئه؟ کوئنت: اره احتمالا و فقط یه راه واسه فهمیدنش هست بذارخودمون ازش بپرسیم اوبرایان: این فورکباله که صحبت میکنه اوبرایان کیث: چه کوفتی؟ اوبراین همین رئیس خودمون؟ کوئنت: فرمانده اوبرایان من همه چیو کنارهم گذاشتم ولترو اصلا به کار برنگشت همه اینا سرکاری بود که همشو خودت ترتیب دادی این محصول کوچولو ولترو همه اش برای اینه که به یه شخص خاصی برسه اوبرایان: تقریبا گرفتی چی شد. خوشحالم بیخود حقوق نمیگیرین کوینت: من داده های رو بررسی کردم قربان و یه چیزی هست که شاید شما بخواید ببینید اوبرابان: پس بذار ببینم کویئنت بله قربان الساعه میفرستم چی شده..؟ سور FBC خطای ارتباط خطای ارتباط؟ ما رو کشفیدن! چند هواپیما و بمب افکن از بالای ساختمان عبور میکنند. کیث: هی کوئنت کوئنت: ما دونفر در حال برملا کردن راز ها، زنده یا مرده تحت تعقیب! دقیقا مثل فیلم فالکون وآدم برفی! کیث: میخوای اینجا با کامپیوتره بمیری احمق؟ کوئنت: هی صب کن من تقریبا... اوبرایان: کوئنت! کیث! عجب مصیبتی... و منطقه بمباران میشود جیل و کریس وارد سالنی میشوند که با ویروس پر شده است. جیل: این خود ویروسه باید اول جلو ویروسو بگیریم تنا بتونیم بریم بیرون کریس: میدونم ، سیستم کنترلی باید توی آزمایشگاه باشه جیل: کریس! کریس: فکر کنم این سیستم کنترل آزمایشگاهه جیل: کار میکنه؟ کریس: برای خنثی کردن ویروس به کد عبور نیازد اریم جیل: باشه من آزمایگشاهو میگردم ببینم چی پیدا میشه کریس: خوبه من یکم وقت لازم دارم که ببینم کنترل این سیستم چی به چیه قفل ایمنی در رو شکستم. الان باز میشه مواظب باش میری اونجا جیل: حتما هستم روش حساب کن کریس: بهت گفتم مواظب باش نمیدونیم با چه جور سلاح زیستی ای طرفیم جیل: کریس باورت نمیشه الان چی فهمیدم مورگن لندسل از FBC پشت همه ترگریجیا بوده کریس: پس این چیزیه که ریموند ازش صحبت میکرد جیل: اینجور به نظر میاد. تمام چیزی که داریم مدارک موقتیه... هنوز هیچی علیهش نیست ناگهان تمام محدوده جیل پر از ویروس میشود. کریس: جیل؟ جیل؟ صدامو داری؟ جواب منو بده لعنتی! وضعیت اضطراری همین الان برگرد اینجا کریس: جیل؟ خوبی؟ جیل: آره ، فعلا... کریس: جیل جیل: کد عبور روگرفتم کریس: خوبه بیا این ویروس از بین ببریم " بررسی امنیتی تایید شد. آماده سازی برای خنثی سازی ویروس مورگان: کارتون ستونی بود BSAA فعالیت های شما... آگاه کننده بود کریس: مورگان لندسل مورگان: میدونستم اوبرایان و سگ دست آموزشش دارن تو کارای من دخالت میکنن فکر نکرده بودم شماها رو داخل کنه. با اینحال این تنها اشتباه من بود جیل: پس کارتو بود! تو به ترگریجیا حمله کردی کریس: جیل مواظب باش! مورزگان: ظاهرا اشتباهات من دارن جبران میشن شما دو نفر سوار ملکه زنوبیا هستین امیدوارم ناراحت نشین که میخوام مردنتونو تماشا کنم "پاکسازی ویرسو انجام شد" مرگان: اه... باید از دو نفریکه آمبرلا رو به زانو در اوردن بیشتر انتظار میداشتم با اینحال ، روزهای دزد وپلیس بازی شما تموم شده امیدوارم با توجه به حضور شخصی من متوجه وخامت اوضاع شده باشید من یه ضعف بزرگ دارم . از همه چی میترسم. حتی از چیزای کوچیک و باید تمام نقص ها رو برطرف کنم BSAA ، فرمانده عزیز من اوبرایان، کل سازمان شما... چیزی جز دردسر ندارین مطمئنم شماها هم انتظار نداشتین من بذازم همین طوری ا ینجاها هرکارخواستین بکنین بعدشم برید خودتونو دست نندازین. اینو ببنین . سرنوشت شما توی دستای منه و بر روی صفحه کشتی نشان داده میشود که با ماهواره هدف گرفته شده. کریس: تو روحش... جیل: این ملکه زنوبیاس!
  29. 1 امتیاز
    Anti-tank Rocket ایدا سلاح موشک ضد تانک را ، در هنگام مبارزه با تایرانت به لیون میدهد. چنانچه مشخص است ، این سلاح 4 موشک را درخود جای داده و این موشک ها در طول بازی یافت نمیشوند. درسناریوی لیون ( شماره 2) هنوز میتوانید از این سلاح علیه ولیام برکین استفاده کنید. در توفو این موشک انداز یکی از سلاح های اولیه برای Flan میباشد. البته مهمات این سلاح قابل پیدا کردن نیست و در سناریو های " هیچ راهی به بیرون نیست " در بخش اشباح نجات یافتگان ، دو موشک دیگر از یک کوله پشتی زامبی به دست می آید. ATM-4 این سلاح در بازی اصلی یافت نمیشود. و زمانی بدست می آید که سناریو لیون را در وضعیت بسیار سخت با رنگ S به پایان ببرید. این سلاح با تیر بینهایت بدست می آید وبرای هر دو کاراکتر قابل استفاده است. همچنین ، این موشک انداز با موشک ضد تانک تفاوت دارد و ان این است که به بازیکن صدمه ای نمیزند. با اینحال مانند موشک ضد تانک این سلاح میتواند سوپر تایرانت را با یک یا دو شلیک از پای در آورد و جلو مبارزه های بعدی را بگیرد. همچنین این ساح باعث نابودی واز بین رفتن زامبی های ایوی میشود . سرعت شلیک این موشک از موشک ضد نفر بیشتر بوده با اینحال دامنه انفجار آن کمتر است. با اینحال مانند تمامی سلاح های جایزه ای در بازی ، بازکنان لازم است کمپین کلر با درجه سختی را به پایان برسانند ونیازی نیست حتما رنک S بگیرند Broom Hc BroomHC هندگان ایدا و دنیل در هنگام شروع بازی است با اینکه این سلاح بسیار ضعیف است و مهمات خیلی کمی نگه میدارد ، بسیار سریع بوده و هدف گیری خوبی دارد. ریلود آن بسیار سریع است و در مواقع ضروری وبحرانی به خوبی عمل میکند. مشخصات یاد شده این سلاح را برای مبارزه با زامبی ها و سربر ها بسیار موثر میکند ولی در مقابل تعداد متعدد دشمنان و یا موجودات قویتر بسیار ضعیف عمل میکند. Chemical Flamethrower این سلاح در سناریو لیون با حل کردن پازل شاه- ملکه در فاضلاب ها بدست می اید و در سناریو اشباح نجات یافته در سناریو فرار کاترین وارن یافت میشود. این سلاح در اینونتوری 2 جا را اشغال کرده و 400 تیر را در بیشترین حالت درخود جای میدهد. آپگردیی که برای این سلاح وجود دارد ، رگولاتور نامیده مبشود و در اتاق استراحت در آزمایشکاه قرار دارد. و باعث مشود سرعت شلیک آن بهتر شود. هرچند این سلاح در مقابل اکثر موجودات بازی چندان قوی نیست ، دشمنان قویتر مانند G- Adult برکین جهش یافته و سوپر تایرانت با این سلاح به سرعت از بین میروند. همچنین این تنها سلاحیست که در سناریو لیون میتواند زامبی های ایوی را برای همیشه از بین ببرد. Flash Grenade نارنجک میتواند تمامی دشمنان را در محدوده انفجاری خود از بین ببرد. همچنین میتواند به عنوان سلاح تهاجمی یا دفاعی مورد استفاده قرار بگیرد. با اینحال توجه داشته باشید که در صورت پس زدن حمله دشمن دارای اثر کمتری میباشد.هرچند که این سلاح قدرت تخریبی چندان بالایی ندارد ولی هیچ دشمنی در بازی از اثرات آن محفوظ نمیماند. GM 79 GM79 یا گرانید لانچر دارای مهمات اسیدی و مهمات آتشین است . در هنگام نشونه گیری میتوان از رنگ آن این موضوع را فهمید که بر روی سلاح کدام مهمات بسته شده است. این سلاح به طور طبیعی یک جا را در اینونتوری اشغال میکند ولی به هنگام اپگرید شدن 2 جا را خواهد گرفت. آبگرید کردن این سلاح باعث افزایش دقت نشانه گیری در آن میشود. این سلاح بازه مبارزاتی بالایی دارد. میتوان از آن علیه زامبی ها و حتی تایرانت ها استفاده کرد. این سلاح دارای شعاع تاثیر گذاری بوده وبا شلیک کردن به هدف خود هدف و سایر موجودات اطراف آن نیز صدمه میبینند. مهمات این سلاح به وفور در بازی یافت میشوند. محل قرار گیری این سلاح درا تاق مهمات در بخش "safty deposite room میباشد اگر بازیکن نتواند این سلاح را در آنجا بدست بیاورد در اتاق امنیتی نزدیک NEST به دست می آید.البته باید در نظر داشت سرعت رلود این سلاح بسیار ضعیف است. Hand Grenade نارنجک فلش تمامی دشمنان در محدوده انفجارش را متوقف میکند.میتواند به عنوان سلاح دفاعی یا تهاجمی استفاده شود .با اینجال اگر کاراکتر نیز به سمت نور آن نگاه کند نیز تحت تاثیر نور ایجاد شده قرار میگیرد. گرچه این سلاح قوی ای نیست ، ولی تمامی موجودات بازی به آن حساس هستند. JMB Hp3 این سلاح ، تنها به کلر داده میشود. محل قرار گیری ان درون ماشین پلیس در پارکینگ است. برای باز کردن آن نیاز به کلیدیست که در خارج از محدوده تیر اندازی در یک جعبه فلزی قرار دارد. به طور پیشفرض بیشترین خشاب این سلاح 13 گلوله دارد.این سلاح نشانه گیر لیزری دارد و در زمان حرکت یا شلیک مفید است. خشاب بیشترین گلوله در صندوق ایمنی داخل اتاق انتظار توسط این رمز داده میشود: 6 تا به چپ ، 2 تا به راست ، 11 تا به چپ LE 5 L5 یکی از سلاح های هانک در سناریو چهارمین بازمانده و نجات یافتگان اشباح است. این سلاح شباهت زیادی به MQ11 دارد با این تفاوت که صدای آن بیشتر بوده و ظرفیت کمتری دارد.با اینحال این سلاح بسیار قدرتمند میباشد. Lightning Hawk سناریو لیون : درون اتاق تسلیحات. که به ‘USB DONGLE برای بدست اوردن آن نیاز است هانک : هانک به طور پیشفرض این سلاح را در 4امین بازمانده با خود دارد. رابرت کندو : در اشباح نجات یافته ، این سلاح در فاضلاب توسط ماشین آقای راکن قابل دریافت است این سلاح از قدرتمند ترین سلاح های سناریو لیون است. دقت وسرعت آن بسیار مناسب بوده و شلیک بحرانی آن نیز بسیار مناسب است همچنین شلیک این گلوله میتواند به چند مهاجم که در یک ردیف استاده اند صدمه بزند.این سلاح برای مقابله با G-Adult و سایر باس های بازی مناسب میباشد. به عنوان یک مگنوم نیمه اتوماتیک 7 تیره ، ریلود این سلاح در حین حرکت بسیار مناسب است. این سلاح دارای مهمات کمی در بازیست وبسیار مهم است که بدانید کجا از آن استفاده کنید. البته میتوان تیر های این سلاح را در بازی توسط باروت زرد ساخت. این سلاح قابل ارتقا بوده که میتواند نشانه گیری و قدرت آن را بالا ببرد. Matilda ماتیلدا سلاح اولیه لیون مباشد. به طور پیشرفض 12 گلوله داشته با اینجال میتواند آپگرید شده و به 24 گلوله برسد. لاین سلاح میتواند با muzzle Brake ارتقا یافته و این امر باعث افزایش دقت و نشانه گیری میشود. و در نهایت آخرین ارتقا توشط Gun Stock انجام شده که باعث 3 شلیک پشت سر هم میشود. با اینکه این سلاح ضعیف است ، مهمات زیادی از آن در بازی بدست می آورید. در صورت ارتقا این سلاح در فواصل طولانی با هدف، سلاح بسیار مفیدی میشود. مخصوصا در جایی که شاتگان به خاطر فاصله زیاد آن قدرت شلیک خود را از دست میدهد. Minigun این سلاح تنها توسط کلر در اتاق کوچک کنار میز چرخان پیدا میشود. از انجایی که پیش از این بازیکن مجبور شده دو عدد پلاگ را بردارد همیشه جای خالی برای آن وجود دارد. این سلاح در بیشترین حالت ظرفیت 400 گلوله دارد. در سنارو کلر این سلاح با بیشترین حالت ظرفیت تحویل بازیکن میشود ولی هیچ خشابی برای آن در بازی یافت نمیشود.در سناریو کلر از این سلاح میتوان علیه G استفاده کرد این سلاح یک ماشین کشتار است که میتواند G4 را بترکاند و باعث قطع شدن سر زامبی ها شود. MQ 11 این سلاح در بخش تسلیحات اتاق استارز بوده وبرای بدست اوردن نیاز به USB Doungle میباشد. MQ11 به طور پیشفرض 24 گلوله دارد م که برای بازکنی که بار اول آن را بدست میگیرد ممکن است دردسر درست کنند. زیرا سرعت شلیک آن بسیار بالاست. بهتر است ابتدا سلاح را اپگرید کرده وبعد از آن استفاده کنید. پس از اینکه اپگرید Surpress بر روی این سلاح نصب شود ، باعث جلب توجه لیکر ها نخواهد شد مگر اینکه مستقیما به لیکر شلیک کنید. برای افراد حرفه ای این میتواند سلاح مبارزه با باس های بازی باشد. MUP سلاحیست که در سناریو 4 امین نجات یافته در دست هانک بوده و در سناریو اشباح نیز وجود داردو بیشترین سایز خشاب آن 16 گلوله بوده و شباهت زیادی به JMB Hp3 دارد . با این تفاوت که نشانه گر لیزری روی آن نصب نیست. با اینحال برای شلیک های بحرانی سلاح بهتری است. Quickdraw Army محل دریافت این سلاح در اتاق نگهبانی در سناریو دوم کلر است. این سلاح در ابتدا به کلر در سناریو دوم داده میشود. یک رولور 45 کالیبر با 6 گلوله که در زمان شلیک سریع بوده و نشانه گیری با آن راحت اسن.با هر شلیک نیز صدمه تقریبا زیادی به مهاجم حمله میکند. اکر بازیکن بخواهد تمامی گلوله ها این سلا ح را ریلود کند، این سلاح کندترین سلاح بازی خواهد شد ولی ریلود یک گلوله آن بسیار سریع است . این سلاح در صورتی که در دستان بازیکن مناسبی باشد سلاح بسیار مخوفیست. (Samurai Edge (Albert Model شمشیر ساموریایی تنها با پول واقعی قابل خرید است و به طور پیشفرض در صندوق قرار داده خوداهد شد. سلاح بسیار مناسبی برای هدشات ها بحرانیست. (Samurai Edge (Chris Model این سلاح تنها برای بازیکنانیست که بازی را به صورت پیش خرید تهیه کرده اند. و در ایتم باکس خواهد بود. دقت و توانایی حرکت در هنگاتم نشانه گیری از موارد این سلاح است. (Samurai Edge (Jill Model این سلاح تنها برای بازیکنانیست که بازی را به صورت پیش خرید تهیه کرده اند. و در ایتم باکس خواهد بود. دقت و توانایی حرکت در هنگاتم نشانه گیری از موارد این سلاح است. (Samurai Edge (Original Model این سلاح با به پایان رساندن بازی در سطح سخت یا معمولی با رنک S بدست خواهد آمد . SLS 60 این سلاح سلاح آغازین کلر و کاترین است. به عنوان یک رولور 5 گلوله ای ، دقت بالا در تیر ا ندازی داشته و سرعت کمی برای پر کرد دارد. با اینحال نرخ شلیک این سلاح بالاست . این سلاح برای هد شات زامبی ها مناسب است. این سلاح میتواند با speed loader در میز لیون آبگرد شود و این اجازه را میدهد که در آن واحد چند گلوله را ریلود کرد . و در نهایت آخرین آپگرید این سلاح با باروت های مخصوص میتواند قدرت این سلاح را بسیار بالا ببرد. این هندگان تنها هندگانیست که میتوان با آن در حال حرکت نشانه گرفت. W-870 در سناریو لیون این سلاح در کمد اتاق safety deposit بدست می آید که با کارت باز میشود.اگر بازیکن این سلاح را در این نقطه برندارد بعد در اتاق نگهبانی در NESTپیدا میکند. به طور پیش فرض این سلاح 4 گلوله میگیرد . اپگرید کردن این سلاح توسط Long barrel باعث افزایش دامنه صدمه میشود و ظرفیت آن را نیز افزایش میدهد.Shotgun Stock باعث افزایش نرخ شلیک و سرعت ریلود میشود. Long barrel باعث افزایش جا در اینونتوری میشود. با اینحال stock باعث افزایش حجم نخواهد شد. سلاح عمومی زامبی ها برای لیون شاتگان است. برای مقاله با زامبی ها فاصله لیون می بایست با زامبی ها کم شود با اینحال با اپرگرید سلاح میتوان از دور نیز به آنها شلیک کرد وریسک اسیب پذیری را کاهش داد. این سلاح برای مواجهه با انواع مهاجمان مناسب است ، گلوله آن به وفور در بازی یافت میشود و همچینین میتوان توسط باروت گلوله های آن را ساخت. Spark Shot این سلاح در انبار تجهیزات در طبقه پایین فاضلاب پیدا میشود و برای باز کردن آن نیاز به king plug است و تنها در سناریو کلر وجود دارد. سلاح اسپارک شات سلاح بسیار قدتمندیست. به طور پیشفرض یک شلیک با این سلاح دشمن را متوقف کرده وبه بازیکن این امکان را میدهد که در صورت نیاز بگریزد. این سلاح علیه G-Adults بسیار قدرتمند است. اگر دقیق به چشمان آنها بخورد این سلاح با یک شارژ میتواند آنها را بکشد. مهمات این سلاح بسیار کمیاب بوده و در نقاط مشخصی وجود دارد. در واقع در کل اداره پلیس تنها یک مهمات برای آن یافته میشود. این سلاح برای مواجهه با G که نزدیک میز چرخان به سراغ بازیکن می آید نیز خوب است. این سلاح علیه تایرانت نیز میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
  30. 1 امتیاز
    این بازی با راننده کامیونی که در میان دشتهای شهر آرکلای در حال رانندگی است ، کاملاً بی اطلاع از قرنطینه اخیر راکون سیتی آغاز می شود. راننده خسته کامیون در حال خوردن یک همبرگر و گوش دادن به یک برنامه رادیویی گفتگو با شاهد عینی زامبی ها ، مستقیم به زنی که در بزرگراه می رود ، برخورد می کند. راننده کامیون بیرون می رود و وحشت می کند ، اما زن در حالی که پشتش را چرخانده است بلند می شود و به او حمله می کند. در جای دیگر دشت ، پلیس تازه کار لئون اس. کندی و دانشجوی دانشگاه کلیر ردفیلد برای پر کردن سوخت از ایستگاه گاز میزویل متوقف می شوند. در ابتدا که وارد می شوند ، صدایی سر و صدا در داخل را بررسی می کند و معاون کلانتر آرکلایز را میابد که توسط یک زامبی مورد حمله قرار گرفته است. زامبی ها برای رسیدن به گوشه دوم رم می کنند. این دو نفر به در ورودی رسیدند و از میان زامبی ها به سوی خودروی معاون که لئون به داخل شهر می‌راند دویدند . لیون و کلیر در هنگام رانندگی در خیابان‌های ویران‌شده , به سرعت متوجه می‌شوند که تنها چیزی که میبینند, زامبی ها هستند , اما از اعلامیه از پیش ضبط‌شده تانوی مطلع شده‌اند که پناهندگان باید به پاسگاه پلیس راکون بروند . وقتی ماشین به بن‌بست می‌رسد , لیون و کلیر متوجه می‌شوند که باید از خیابان‌ها فرار کنند . ماشین به سرعت توسط زامبی‌ها محاصره میشود و به مدت چند ثانیه از فرار آن‌ها جلوگیری می‌کنند . آن‌ها آزاد و زنده می‌مانند و به طور جداگانه به ایستگاه می‌روند . ورود به RPD و یافتن راه خروج اولین کسی که به ایستگاه رسید متوجه شد که الیوت ادوارد درخواست کمک میکند. آن‌ها او را پشت یک شاتر (پنجره) یافتند ، اما نتوانستند او را نجات دهند . با فرار و حصول اطمینان از حمله زامبی‌ها ‌ ، آن‌ها نیز پشت شاتر به دام افتادند و از طریق ماروین نجات پیدا کردند . بعدا ً، لئون و کلیر در کنار در پشتی با هم دیدار می‌کنند . در این زمان مشخص شد که برادر کلیر ، کریس ردفیلد برای تعطیلات به اروپا رفته‌است ، بنابراین لئون و کلیر برای فرار برنامه‌ریزی کردند . با عبور از تونل زیرزمینی ، فردی با پوشش کت آزمایشگاهی ظاهر شد ، کلیر شری بیرکین را پیدا کرد و او را به سمت پارکینگ زیرزمینی سوق داد. سپس شری توسط برایان آیرونز در حالی که کلیر به دنبال آنها بود ربوده شد. در حالی که ، لئون با ایدا وونگ اسرارآمیز ملاقات کرد ، قبل از برنامه ریزی برای خروج با آدا شاهد مرگ بن برتولوچی بود. شری سعی کرد از یتیم خانه فرار کند ، اما توسط برایان ناکام ماند و در گوشه و کناری قرار گرفت. متأسفانه ، بیرکین حمله می کند و سرنوشت او را تا آن زمان ناشناخته می گذارد. پس از بیرون آمدن از ایستگاه پلیس ، کلیر عازم یتیم خانه شد تا شری را از دست برایان آیرونز نجات دهد ، که به دلیل پیوند با انگل G- قبلاً محکوم شده بود. در نهایت او شری را پیدا کرد , اما مجبور شد با Tyrant دست به گریبان شود , در حالی که به آسانسور که منتهی به فاضلاب می‌شد رسید . بریکین ناگهان به آسانسور حمله می‌کند و آن‌ها را به دام می‌اندازد , باعث سقوط و خراب شدن آن‌ها می‌شود و کلیر را بی‌هوش برجای می‌گذارد . وقتی لئون سعی می‌کند از پاسگاه پلیس بگریزد , توسط یک موجود غول‌آسا که به عنوان Tyrant شناخته می‌شود , مورد حمله قرار گرفت . ایدا زندگی لئون را نجات داد و این دو اداره پلیس را ترک کردند . عبور از طریق فاضلاب لئون و ایدا هیچ چاره‌ای جز فرار از طریق فروشگاه اسلحه رابرت کندو نداشتند و دخترش را پیدا کردند که میخواست بازگردد . با شناختی که از دخترش داشت ، کندو آن دختر را دوباره به اتاق پشتی آورد ، صدای شلیک پس از آن به گوش رسید . لئون و ایدا از راه فاضلاب به دنبال سرنخی از آزمایشگاه زیر زمینی رفتند . وقتی که لئون توسط تمساح غول‌پیکر مورد حمله قرار گرفت آنها از هم جدا شدنند. لئون با شلیک کردن لوله گاز موفق شد آن را بکشد . بلافاصله پس از نبرد به ایدا ملحق شد و به پاساژی که دکتر بیرکین در آن مشغول بررسی یک جسد بود واردشدند . وقتی او فهمید که ایدا بخاطر ویروس G – آنجاست ، بدن را شعله ور می کند و فرار می کند. آنت به سمت ایدا شلیک میکند تا مانع تعقیب او شود ، اما لئون هنگام محافظت از وی یک گلوله خورد ، و سعی کرد او را پشت در قفل قرار دهد . ایدا پس از مراقبت از زخم او ، لئون را پشت در تنها گذاشت تا به جستجوی آنت در فاضلاب ها برود. سرانجام او توسط آنت در محل دفن زباله به دام افتاد و از سقوط با تکه های آوار باقی مانده در پایش مجروح و بیهوش شد. آزمایشگاه کلیر قبل از لئون به NEST رسید و در آنجا یک نوار ضبط شده از سرباز کشته USS را پیدا کرد که به وی مکان ویروس و واکسن را میگفت. کلیر vault (طاق) حاوی هر دو نمونه از واکسن DEVIL و واکسن G را پیدا کرد. کلیر فهمید که pendant شرری کلید باز کردن آن بوده و به او امکان می دهد واکسن را به شری برگرداند. در طول راه بار دیگر مورد حمله ویلیام قرار گرفت . در طی این مبارزه ، ویلیام جهش ژنی و آنت را زخمی کرد . کلیر این واکسن را به آنت داد و به او یاد داد تا شری را واکسینه کند در حالی که او ویلیام را شکست داد . هنگامی که نبرد تمام شد ، کلیر به سمت شری برگشت و در آنجا آنت یک باند دسترسی به سطح ۴ به او داد و به آن‌ها اجازه داد تا قبل از اینکه که ظاهرا جراحات او را از پای در آورد به آسانسور فرار کنند . کلیر و شری از آسانسور برای فرار استفاده کردند و از آسانسور دیگری استفاده کردند که به سمت یک قطار برای فرار میرفت. در طول این مدت ، او بار دیگر با ویلیام در حالت جهش ژنی چهارم خود روبرو شد . با استفاده از تفنگ gatling که پیدا کرده بود ، کلیر بار دیگر از ویلیام دور شد . بالاخره لئون همان ضبط‌صوتی را که کلیر یافته بود را پیدا کرد و vault را که به وسیله کلیر باز شده بود یافت که به او اجازه داد که ویروس G را بگیرد . هنگامی که بازگشت ، لئون به سمت آنت که زخمی شده بود دوید , در حالی که به لئون هشدار میداد که ایدا اف بی آی نیست ، بلکه یک مزدور است که آن را می‌فروشد . در حالی که لئون در ابتدا مشکوک شده بود ، متوجه شد که آنت حق دارد چون او می‌خواست نمونه نابود شود و نگرانی‌های خود را در مورد اینکه ویروس G - به دست نا اهل بیفتد ابراز میکرد .این باعث شد که لئون متوجه شود که او هرگز نباید به ایدا اعتماد کند ، زیرا از او بسیار دور بود . آنت هنوز به زندگی چسبیده بود و با آن دست و پنجه نرم کرد تا به ایدا شلیک کند . در هرج و مرج متعاقب ، لئون نمونه را به اعماق NEST انداخت. آنت با خوشحالی از این که میدید دست هیچ کس به نمونه ویروس G نخواهد رسید ، جان باخت. لئون از طریق همان آسانسوری که توسط کلر فعال شده بود فرار کرد.در حین فرار ، او یک‌بار دیگر با Tyrant روبرو شد و هنگامی که انفجار دو نفر از آن‌ها را از هم جدا کرد ، نزدیک بود کشته شود . لیون یک آسانسور دیگر اتخاذ کرد ( آسانسور دیگری از آسانسور دست‌دوم که کلیر استفاده کرد ) که او را به مسیر قطار فراری میداد . در حالی که فرود می‌آمد ، لئون برای آخرین بار با tyrant برخورد کرد، که به علت انفجار در برخورد قبلی ، با از بین بردن پوشش بازدارنده شروع به جهش بازوی راست خود کرده به یک شمشیر کرده بود در طول نبرد ، آدا بی آن که دیده شود ، یک راکت لانچر را به سوی لئون انداخت و به او اجازه داد تا کار Tyrant را تمام کند .
  31. 1 امتیاز
    موش و گربه -اپیزود 6 کریس و جسیکا بر روی عرشه کشتی پا میگذارند. جسیکا: ممکنه کجا باشن؟ کریس: هرجا ممکنه باشن. بیا شروع کنیم جسیکا: برنامه پیدا کردنشون چیه؟ کریس: برنامه ای در کار نیست همه اتاقا رو میگردیم جسیکا: عالیه جسیکا: اگه اول ولترو پیدامون کنه چی؟ کریس: میگیریمشون ، بازجوییشون میکنیم با اوز ها مواجه میشوند کریس: این یه جهش جدیده، واکنش به یه ویروس جدید جسیکا: میدونستم اینجوری مشه جسیکا: همیونجوری دارن میان! باید از بینشون در بریم! جسیکا: خدا این کشتی چه مرگشه؟ کریس: امیدوارم پارکر وجیل حالشون خوب باشه کوئینت: به گوشم. جک اس اینجاس جواب منو بدین جسیکا : دریافت شد میدونی چطور میشه جیل وپارکر رو پیدا کرد؟ کویئنت: جسیکا؟ اهم ... یه دقیقه صبر کن با توجه به شرایط کشتی مطمئنم یه مشکلی برا موتور پیش اومده فکرکنم توی دهانه سر ریز کشتی ان و دارن سعی میکنن راه بندازنش کریس: منطقی به نظر میاد .ماداریم میریم اونجا جسیکا: مطمئنم یه چیزی اون پشته دیدی گفتم! کریس: واینستا بِرو بِر نگاشون کن شلیک کن بهشون! جسیکا: برو اونور زشت بدترکیب! پس ولترو میخواد این ویروسه رو تو دنیا پخش کنه کریس: اره ولی همین الانش کل کشتی رو آلوده کرده جسیکا: پس جیل و پارکر موقع ورود مهمونی خوش امد گویی داشتن پارکر و جیل در حال غرق شدن هستند. پارکر: لعنت... یکی هرکسی... تا اخر عمرم بهت خدمت میکنم... جیل: نا امید نشو پارکر باید یه راهی باشه جسیکا: اصلا فکرشم نمیکردم اینقدرنجاتشون طول بکشه پارکر بهم یه شام درست وحسابی بابت نجات دادن جونش بدهکار میشه "توجه مشکل در موتور!به اتاق موتور اطلاع دهید" کریس و پارکر به موقعیت میرسند ولی کسی آنجا نیست و اتاق خالی است. جسیکا: کسی خونه نیست. کریس: جیل کجا رفته؟ بر روی دیوار نشقه کوئین زمرمس نشان داده میشود ومعلوم میشود آندو بر روی کشتی زنوبیا نیستند. پارکر: اصلا خوب نیست و جیل کاری میکند تا بتوانند بگریزند. پارکر :مشکلی که پیش نیومد مگه نه جیل؟ جیل: نه خیلی هم راحت بود هنوز داره پر میشه پارکر: برق وصل شده میتونیم سیلاب گیر رو از اتاق کنترل راه بندازیم جیل: برق وصل شده متونیم ازش استفاده کنیم پارکر: خب این فعلا نگهمون میداره من سیگنال ندارم... حتما آنتنش خرابه جیل: روی عرشه مرکزیه... شاید بشه تعمیرش کرد مطمئنم منظره عرشه قشنگه پارکر: منم همین فکر رو میکنم بیا بریم . عرشه مرکزی میتونیم از هال اصلی با آسانسور بریم پارکر: متوقف شد؟ آب که هنوز... جیل: حله، دریچه تازه بسته شده. باید صبر کنیم کریس: ما روی کشتی ملکه زمیرمس هستیم اوبرایان: دریافت شد. کوئینت متوجه شد دوتا کشتی وجود دارن شماها باید روی کشتی دوقلوی کوئین زنوبیا باشین جیل وپارکر احتمالا روی اون یکی کشتی ان کریس: تونستی جاشو پیدا کنی؟ اوربراین: نه ولی افراد مهمم رو گذاشتم روش کریس: ولی زمان زیادی نگذشته درسته؟ اوبریان: درسته تا چند ساعت پیش دو تا کشتی داشتن با هم سفر میکردن اطرافو بگردین ببین چی میتونی پیدا کنین کریس: دریافت شد. پارکر: نظری داری که ولترو میخواد چی کار کنه؟البته به جز اون بخشش که ما رو گیج وگم کنه که خودمونم نفهمیم داریم چیکارمیکنیم جیل: کسی چه میدونه ما که تا الان چهره مبارک هیچکدومشونو از بعد اون فیلمه زیارت نکردیم... پارکر: اره اصلا خوشم نمیاد. هرچی که زودتر برسیم به عرشه مرکزی وبا مرکز تماس بگیریم بهتره جیل: حداقل امیدوارم تونسته باشن جای کریسو پیدا کنن وارد کازینو میشوند و مجدد مامور ولترو رو میبینند. پارکر: دوست ماسک زده امون ولترو: ولتشه که حقیقت رو بدونید پارکر: خب تو چرا بهمون نمیگی؟ واترو: من توجه شما رو به دو نکته جلب میکنم شماره 1 چطور همه مدارک بعد از تریگریجیا از بین رفت؟ گزینه دوم چطور یک کشتی به بزرگی کوئئین زنوبیا میتونه توی مدیتران ه سگردون باشه و کسی پیداش نکنه؟ این موضوع جادو نبوده پارکر: خب که چی؟ ولترو: دلیلش اینه که جسیکا و کریس وارد می شوند و مرد را با تیر میزنند. کریس: جسیکا چرا شلیک کردی؟ جسیکا: از افرادمون مراقبت کردم مگه واسه همین نیومدیم؟ پارکر: اجازه نداری بمیری! و ماسک مرد را برمیدارد و متوجه میشود وی ریموند است. ریموند! چرا؟! پارکر: چه فقدان بدی جیل: این کشتی دیگه زیاد دووم نمیاره . نمیتونیم بذاریم ویروس دریا رو آلوده کنه کریس: ما همین الانشم کوئین زمرمس رو گشتیم . فکر میکن مبدونم ازمایشگاه کجاس میریم اونجا پارکر: باشه ، من سعی میکنم یه راهی پیدا کنم که غرق شدنمونو به تاخیر بندازه جسیکا با من میای؟ جسیکا: آره پارکر: خب یه معاوضه همکار آدمو به اشتیاق میاره کریس: فهمیدم. ما ترتیب ویروسو میدیم شما دو تا یکم برامون زمان بخیرین جیل این چیزا همه جا کارمیکنه حتی توی آب . میتونه سرعتشونو کم کنه جیل: ممنونم کریس. کریس: در ضمن من محل احتمالی آزمایشگاهو برات مشخص کردم جسیکا: عجب هالوئیه...اصلا تو باغ نیس! پارکر: شاید اون تو باغ یه نفر دیگه ایه جسیکا... جیل: پس همه اینا کار ریموند بود؟ کریس: نه . من فکر میکنم ما فقط نصف داستانو شنیدیم یه عالمه چیز تو این ماموریت هست که با عقل جور در نمیاد بجنب میتونیم از سمت دهانه بریم تا به آزمایشگاه برسیم جیل: مواظب باش آب پر از اون جک و جو.نوراس کریس: دریافت شد آزمکایشگاه اون طرفه جیل از این استفاده کن. اینو روی کوئین زمرمیس پیدا کردم. این کشتیا دوقلوئن احتمال رو جفتشون کارکنه "تصدیق اثر انگشت کامل شد" جیل: حله "لطفا در هر اتاق استرلیزه کردن یک نفر بایستد" "پاکسازی لطفا صبر کنید" کریس: جیل جیل! "وضعیت اضطراری.." کریس: دارم میام کمکت... "پاکسازی انجام نشد. لطفا تا زمان باز ماندن در صبر کنید" کریسی: جیل! جیل: حله من خوبم چرا باید یه همچین جایی روتوی یه کشتی تفریحی مخفی کنن؟ کریس: پوشش خوبیه... کی اصلا به مغزش خطور میکرد و مشکوک میشد؟ جیل: نکته خوبی بود امیدوارم بتونیم زودتر بفهمیم اینجا چه خبره کریس: ویروس یه جایی تو همین محدوده اس جیل: پس این راز زنوبیاس پایان اپیزود all on the line
  32. 1 امتیاز
    آشکار ساختن رازها –اپیزود 5 10:20 فرودگاه ولکین ماکی کیث: چقدر سرده اینجا! کوئینت : "جک اس " گزارش میده ، ما به فرودگاه والکن موکی رسیدیم اوبرایان: فورکبال صحبت میکنه ، کارتون خوب بود. اطراف رو بگردین وماموریتتونو پیش ببرین کوئینت: خب... اوبرایان میخوای کار رو چطور پیش ببریم؟ اوربرایان: به خودتون بستگی داره هرکار بهتره به نظرتون انجام بدین سرباز: چرا اینقدر لفتش دادین شما دوتا کیث: خب بلاخره که رسیدیم چه خبر از ولترو؟ سرباز: مطمئن نیستم هنوز هیچی پیدا نکردیم. هیچ ردی هم نیس کیت: خب پس چی؟ سرباز: یه محوطه زیر زمینی هست، بنا داریم بهش حمله کنیم کوئینت: واو این به نظر از تریپ کاراییه که به فاز ما میخوره مگه نه گریندر؟ سرباز: هی صبر کن ما هنوز مجوز دریافت نکردیم... کیث: حله، ما تو کارشیم خب؟ در ضمن اگه یه نفر لازم باشه که بتونه چیزی رو پیدا کنه ، هیچکی از این رفیق من بهتر نی کوئینت: هوی! گریندر من اینجا معطلم ها کیث: پس که اینطور تو جسیکا رو تا خونه تعقیب کردی، میدونی کجا زندگی میکنه؟ کوئینت: تقریبا، تقریبا آخراش بود که گمش کردم، نزدیکیای.. هی! فکر میکنی من از اون تیپ آدماییم که دنبال دخترا میکنم؟ ها؟ کیث: خودت گفتی، بجنب بریم کیث: حالش این مدلیه که انگار یه چیزی میپره بیرون! کوئینت: جلو پاتو نگاه کن باید ساکت باشیم کیث: میدونم پای کوئینت به چیزی گیر میکند کیث: خودت کسی نبودی که گفتی باید ساکت باشیم؟ کوئینت: آدم حتی توی خونه خودشم به در ودیوار میخوره میدونی؟ کیث: مگه اینکه تو توی خونه ات به درو دیوار بخوری . بیابریم کیث: قفله... کوئینت پیچگوشتی رو بده من! کوئینت : باشه.. عه... کیث: نگو که گمش کردی! کوئینت: یی کیث: ممکنه اینجوری بشه اون در قفل رو باز کرد هاه؟ دوربین امنیتی یه چیزی رو گرفته کوئینت: این چیزیه که از فیلمای امنیتی گرفتم... کیث: این اون هواپیمائه اس نیست؟ ولترو یا کی؟دیدیش؟ کوئینت: یه سلاح زیستی بدون کنترل؟ این دیگه مدل جدیدی پایین انداخت هواپیماس کیث: خودشو گرفته و...پوف... هیچ شانسی نداشتن کوئینت:این زمانش با زمان سقوط هواپیما یکیه همونی که کریس خبر داده بود کیث: اینجاس؟ کوئینت: اینجوری به نظر میاد... وای! در دوربین های مدار بسته چیزی به قفسه ها میخورد که دیده نمیشود. کیث: این دیگه چه کوفتیه؟ کوئینت: روحی جنی چیزیه! کیث: هی کوئینت! کوئینت: میرم دوربین بعدی بذار ببینم کجا میره کیث: اون یه نفر اینجا زنده اس کوئینت: ساکت باش! کیث: اون چی بود؟ کوئینت: گفتم ساکت باش! یه چیزی ا ونجا نمیدونم چیه ولی نمیبینیمش مرد داخل تصویر به طرز فجیعی بدون دیده شدن مهاجم کشته میشود. کیث: اه...چندش کوئینت: عه یه چیزی رو انداخت؟ مطمئنن دیدن این فیلم برای بالای هیجده سال مناسبه کیث: واقعا چیز شوکه کننده ای بود کوئینت: یکی از قربانیا یه چیزی انداخت چی بود؟ کیث: هی اینجا جاییه که تو دوربین دیدیم اون مرده یه چیزی انداخت. کجاست پس و یو اس بی را پیدا میکنند. کوئینت: میتونم با این به سیستم مرکزی هواپیما دسترسی پیدا کنم اگه فقط بتونم کد های امنیتی رو از توی این تیکه جواهر بکشم بیرون کیث: حالا معنیش هرچی هست، کارتو بکن کوئینت: معنیش اینه که میتونیم اطلاعات رو از روی کامپیوترهواپیما بکشیم بیرون کیث: این شد یه چیزی کوئینت: به حد کافی دیدم بیا بریم جای هواپیما -------------------------------------------------------------------------------- 10:25 معبر انتهای کشتی جیل: صدای چیه؟ آب؟ پارکر: اره، ازا ونجا میاد جیل: کجاش سوراخ شده؟ پارکر: ولترو لعنتی میخواین کشتی رو با ویروسای توش غرق کنین؟ "توجه ، آب در بخش دهانه انتهایی کشتی در جریان است دریچه بستن دهانه به دلیل نبود نیروی برق نمیتواند بسته شود " نیروی برق میتواند از اتاق موتور خانه راه اندازی شود. پارکر: پس بهتره بریم موتورخونه رو پیدا کنیم جیل: آب داره میاد بالاتر پارکر: بجنب وقت زیادی برا تلف کردن نداریم خب اینجاس که ما باید سیستم رو ریست کنیم... ولی هیچی کار نمیکنه. من میگردم ببینم چطور میشه راهش انداخت تو هم یه جوری خودتو برسون به اون کنترل پنل اونوری جیل: مشکلی نیس، به عهده من پارکر: جیل! جیل: چیزی نیس. تونستم برسم اینجا هیچ کلیدی نیس! پارکر: گندش بزنن من فکر میکنم باید دونفری راهش بندازیم جیل: پس واقعا اون کلیدو لازم داریم جیل بعد از کمی گشتن کلید را پیدا میکند. پارکر: تعمیر تموم شد ، تو اتاق موتور خونه منتظرتوام جیل با کلید به محل میرسد پارکر: من اماده ام که این جیگر رو ریست کنم. برو پای دستگاه خب حل شد درهای اتاق قفل میشوند. چه کوفتی... جیل: چی شد؟ اتاق با آب پر میشود. وقتمون داره تموم میشه! پارکر: جیل! متوقف نمیشه! ----------------------------------------------------------- 10:48 نزدیک لاشه هواپیما کیث وکوئینت در کوهستان به سمت لاشه هواپیما میروند. اوبرایان: متوجه موقعیت هستم .اون فلشی که پیدا کردین ظاهرا به کامپیوتر اون هواپیما سقوط کرده مربوطه کوئینت: رئیس؟خبری از جیل وپارکر نشد؟ اوبرایان: نه هنوز نه ، داشتن روی دریا تحقیقاتشونو ادامه میدادن که ارتباطمونو باهاشون از دست دادیم کیث: این خوب نیس امیدوارم خوب باشن اوبرایان: ولی اونا خیلی وقته تماس نگرفتن من دارم نگران میشم کم کم . اون ترمینال توی محدوده سقوط رو پیدا کنین ببینین میفهمین ولترو چه نقشه ای داره؟ کیث: محل سقوط جلو تره... بیا بریم کوئینت: باحال نمیشه گریندر، اگه ما کلید اصلی حل این ماموریت رو پیدا کنیم؟ کیث: برا این موقع شب زیادی روشنه... فکر میکنم برا همین بهش میگن خورشید نیمه شب کوئینت: سلاح زیستیا! میدونستم یه همچی چیزی پیش میاد! نه چون اونا گرگن وکله اشون از وسط باز نمیشه! کوئینت: گریندر من میرم اون ترمینال رو بررسی کنم تو با همینا سرگرم باش کیث: کوئینت! منو اینجوری ول نکن برو ...خوره های لعنتی کامپیوتر کوئینت: بجنب گریندر داری چیکا میکنی؟ کوئینت به سمت عقب پرتاب میشود. کیث: هش بابا... چت شد یه هو؟ کوئینت: یه چیزی... نمیدونم واقعا انگار یه چیزی هلم داد کیث: چی؟ کویئنت: ببین منو زد یه جور ادمی نامرئی چیزی بود مطمئنم کیث: راس میگی؟ کوئینت: یه هانتره! کیث: ناپدید شد! کوئینت: حالا میفهمم چی سر اون کارکنای بدبخت اومد! اونکه یه جور روح بود! این نوع جدید از هانتره کوئینت: بخاطر توضیحات ارزنده ات سپاسگذارم، لازمه بگم چقدر رو اعصابه؟ چطو با تیر بزنمشون وقتین میبینمشون دخل اولی اومد. چندتا موندن؟ کوئینت: نمیدونم... چون نمیبینمشون! کیث: رو اعصابه کیث: اینم یکی دیگه ، کوئینت چندتا مونده؟ کوئینت: گفتم که نمیبنمشون که بدونم چند تان کیث: فکر نکنم بازم باشن کوئینت: خب پس بریم سراغ اون سیستم قبل از اینکه هیولاهای دیگه سروکله اشون پیداشه کیث: خب... به نظر میاد همه چی درست حسابی کار میکنه هوی کوئینت ، نوبت کار تو رسیده کوئینت: نمیتونم رد تماسو بگیرم. باید یه چی دیگه رو امتحان کنم کیث: راحت باش. تو با دستگاه ها خوب کار میکنی ولی با زنا... کوئنت: گرندر! کیث: ها چیه؟ کوئینت: باید سریع با مرکز تماس بگیرم بلافاصله اوبراین: اینجا مرکز اوبرایان صحبت میکنه چی... کوئنت: این جک اسه ، من مختصات کشتی رو پیدا کردم دارم میفرستمشون اوبرایان: عالیه ، بهترین خبر چند وقت اخیرو شنیدم کیث: عالیه، اینجوری پیدا کردن مختصات ، واقعا دمت گرم کوئینت: خب من میتونستم زمان مسافرت رو محاسبه کنم و از روی مسیر قبلیش بررسی کنم ولی اینکار خیلی طول میکشید کیث: واسه همین گفتم دمت گرم کوئینت: نمیفهمی بابا من هیچی رو حساب نکردم. ماتنها کسی نیستیم که داره دنبال اون کشتی میگرده کیث: وایستا ببینم در مورد چی صحبت میکنی؟ میگی خود ولترو هم از مخفیگاهش در رفتن وحالا دارن دنبال کشتی خودشون میگردن؟ کوئینت: دقیقا همینو دارم میگم ولی نمیدونم کدوم یکی از این اطلاعات واقعی ان وکدوم واقعی نیستن کیث: عالیه یعنی نمیدونم طرف حسابمون کیه کوئینت: درسته این همون بخشی از پازله که لازم داشتیم هلیکوپتر بر فراز مدیترانه در همان حال کریس: کریس صحبت میکنه من مختصاتو گرفتم جسیکا: زیاد دور نیست ، میتونیم سریع بهش برسیم کریس:ابرایان ما توراهیم پایان اپیزود
  33. 1 امتیاز
    اپیزود دوم :اسرار دوپهلو 6:42 – کوهستان های اروپا در کوستان برفی ویخ زده ولکاین ماکی جسیکا شروات وکریس درفیلد در حال حرکت هستند. جسیکا: ارومتر برو کریس... کریس: تقریبا رسیدیم جسیکا جسیکا: امیدوارم.. پاهام دارن منو میکشن "گیم پلی " کریس: علائم نشون میدن که مقر بعد از اون قله اس جسیکا: شاید بخاطر هواست ولی من هنوزم نمیتونم با مرکز تماس بگیرم کی فکرشو میکرد ما اینهمه مدت اینجا گیر کنیم. درمقابلشان یه هواپیما سقوط میکند. هواپیما!... وای خدا!!! سقوط کرد جسیکا: نباید هیچ محل فرودی این اطراف باشه کریس: پس اطلاعاتی که از ولترو بدست آوردیم کاملا دقیق بوده بجنب جسیکا: یا مسیح هیچکس نمیتونه از این مهلکه زنده مونده باشه! کریس: محوطه رو بررسی کن اگه چیزی پیدا کردی به منم خبر بده کریس:بارنامه باید یه چیزی دستمون بده که بفهمیم چه خبره جسیکا بذار ببینم اونا از فرودگاه ولکوینن ماکی راه افتادن کریس: اگه اینجاییه که اونا هستن ، این معدن ما رو به اونجا هدایت میکنه جسیکا کمک میخوام جسیکا: اومدم جسیکا :این غار خیلی سرده! کریس: باید زیرشلواری گرمتو رو میپوشیدی جسیکا: شنیدی؟ کریس: فکر کنم آلوده ان جسیکا احتیاط کن جسیکا: میبینی؟ برا همین از سگای کوتوله خوشم میاد اون هواپیماهه داشت اینارو جابه جا میکرد؟ کریس: اینطور به نظر میاد مگه نه؟ جسیکا: پس ولترو از گور برگشته کریس: آره و ما باید قبل اینکه به کسی صدمه برسه متوقفش کنیم جسیکا: خب... پس جیل بود.. کریس: چی بود؟ تمرکز داشته باش جسیکا: اون قبلا همکارت بود ها؟ کریس: خب قبلا همکارم بود که چی؟ جسیکا: هیچی همینطوری پرسیدم میدونی که زیر پای کریس خالی میشود وکریس داخل یک دره با انبوهی از سگ های آلوده گیر میکند. کریس: گندش بزنن جسیکا: کریس! خوبی؟ کریس: پامه چیزی نیست. فقط نمیتونم حرکت کنم جسیکا: تحمل کن دارم میام جای تو هواتو دارم تو روحش... چرا باید همه چی با هم پیش باید... کریس: لعنت تعدادشون خیلی زیاده جسیکا: دووم بیار کریس کریس: تیرام چیزی نمونده ازشون جسیکا: دیگه از اون نارنجکای پوششی نداری؟ دارم میام میتونی وایستی؟ کریس: ممنون خوب میشم جسیکا: شرمنده دوباره پیش میکشمش... کریس: چی رو پیش میکشی؟ جسیکا:تو به اندازه ای که به جیل اعتماد داری به منم اعتماد داری؟ کریس: نیازی به مقایسه نیس من به جفتتون اعتماد دارم. در ضمن اعتماد از طریق رفتار ساخته میشه نه گفتار جسیکا: تو کلا فازت همینه کریس . همیشه بحث کار رو پیش میکشی جسیکا: ایم فرودگاهه؟ کریس: اینجا مخفیگاهشونه کاتسین اوبراین: این فورکباله که حرف میزنه. صدامو میشنوین؟ کریس: کریس صحبت میکنه. میشنویم قربان اوبرایان: شما دوتا خوبین کجایین؟ کریس: تداخل اینجا سیگنال مارو مختل کرده بودما توی فوردگاه ولکاین ماکی هستیم اوبرایان: لعنتی این یه نقشه از پیش تعیین شده بوده کریس: منظورتون چیه؟ اوبرایان: من جیل وپارکر رو به هوای یه رد اشتباه فرستادم روی مدیترانه . الان ارتباطمونو باهاشون از دست دادیم از اون موقع خبری ازشون نشیدم کریس: چطور؟ چه خبره اصلا؟ جسیکا: کریس، بهتره اینو ببنی کریس: غیر ممکنه جسیکا: اوبرایان خوشت نمیاد ما یه علامت ولترو پیدا کردیم اوبرایان: پس خبر بازگشتشون درست بود جسیکا: پس تو تله افتادن ، جیل وپارکر هم.. اوبراین: درسته مطمئنم. کریس: ما میریم دنبال جیل وپارکر . امیدوارم مشکلی نداشته باشه اوبرایان : اصلا برین مدیترانه و با من در ارتباط باشین جسیکا: نظری داری چه خبره؟ کریس: بعدا در موردش فکر میکنیم الان باید راه بیفتیم --------------------------------------------------------------------- 8:32 اتاق مهمان جیل بر روی یک تخت به هوش می آید. جیل: چی ؟ کجا...؟ پارکر: جیل؟ جیل: پارکر پارکر: کجایی؟ جیل: تو یه اتاقم گمونم یه جایی توی کشتی پارکر: حرومزده سلاحای منو برداشته جیل: میتونی با مرکز تماس بگیری؟ پارکر: نه به نظر ارتباط قطعه. باید برگردیم جای هم پارکر: جیل بدون سلاح نمیتونی بجنگی. تمام سعی کن جا خالی بدی پارکر: جیل خوبی؟ جیل: من خوبم ولی کشتی پر از سلاحای زیستیه پارکر: باشه تیر تفنگامونو لازم داریم. سر را هبرگشت دیدمشون ولی نتونستم بهشون برسم ولی تاوقتی باهم کار کنیم مشکلی نیس پارکر: هی صبر کن بازم از اون جونورا اینجا هستن ... اینارو پیدا کردم فکر میکنی بتونی ازشون استفاده کنی؟ جیل: اره کارمون وراه میندازه پارکر: جیل سلاحامونو پیدا کردم اینجان و درب قفل شد ه را میشکنند. خب حالا که خرت وپرتامونو پیدا کردیم، حالا چی کار کنیم؟ جیل: با مرکز تماس میگیریم و بهشون یمگیم اینجا چه خبرره. پارکر: بایداز اتاق کاپیتان بشه پیام فرستاد این اتاقیه که من توش گیر کرده بودم. راستی مشکل او ن یارو ماسکداره چیه؟ چه بامزه بازی میخواد در بیاره؟ جیل: رسیدیم اتاق فرماندهی نمیتونیم جهتو تغییر بدیم کاملا سرگردونیم پارکر: کسی که اینکار رو کرده نمیتونه زیا د دور شده باشه کاتسین قایق منفجر میشود. نگو که اون قایق ما بود! پارکر: لعنت ما اینجا گیر کردیم! جیل! یک نفر جیل را از پشت سر میگیرد ولی جیل با لگدی خود را ازاد میکند. سرجات بمون سلاحتو بنداز کدت: تو سلاحتو بنداز ! پار کر! و صدای شلیک تیر می اید. پایان اپیزود دوم ایپزود سوم شبح ولترو تریگیرجیا – یکسال قبل پارکر درحال بستن زخم ریموند است. پارکر: هنوز درد داری؟ ریموند: نه هنوز میتونم بجنگم پارکر: به این میگن روحیه جسیکا: همه چی تمومه شهر نابود شده مورگان: تلاش های شما قابل تحسینه ...این تماس بیدار باشیه که از مدت ها پشی در موردش صحبت کرده بودم کارتون خوب بود جسیکا پارکر کار این جا تمومه ، گشت وگذار کافیه آماده شید بریم خونه از هم جدا شید و خودتونو به سقف و محل هلیکوپترا برسونید. این یه دستوره پارکر: ما با جسیکا هال رو پوشش میدم کدت مطمئن شو که به هلیکوپتر میرسن ریموند : باشه جسیکا: پارکر، اونا پروسه خروج رو شروع کردن...اوبرایان؟ منتظری چی هستی؟ بیا بریم پارکر: فکر میکنی همینه؟ جسیکا: نه اگه ما مغز اون حرومزاده ها رو سوراخ کنیم پارکر: ایناهاش اومدن! تیر اندازی کن! جسیکا: فکر نکنم دونفر برای اینکار کافی باشه پارکر: اگه میخوایم از اینجا بریم بیرون باید اندازه باشه بعد از این میریم سمت هلیکوپتر جسیکا: اینا چند تان؟ ولترو همه اینا رو درست کرده؟ پارکر: نمیشه اینو مخفی کرد خدا به داد دنیا برسه وقتی بهفمن همه ولترو روبا تروریسم یکی میدونن جسیکا: گمونم این چیزیه که اونا انتظار دارن بشه خب این براشون کافیه پارکر: حالا نوبت ماست که بریم به هلیکوپتر برسیم جسیکا: آسانسورا باید هنوز کار کنن... از این ور پارکر: از دیوارم میتونن برن بالا؟ عالیه! جسیکا: بجنب از این ور جسیکا: داریم محاصره میشیم بجنب پارکر: شرمنده تو روکشیدم وسط ماجرا جسیکا: مشکلی نیس ولی تو منو یه شام دعوت میکنی و من خرچنگ سفارش میدم ...چه کوفتی...این آخرین آسانسوری بود که کار میکرد... چه نظری در مورد راه پله داری؟ راستی من خودمم نمیدونم چه نظری درمورد راه پله دارم پارکر: همین الان خراب شد؟ پارکر: در مورد اون یارو اوبرایان چه فکری میکنی؟ جسیکا: فرمانده BSAA؟ از اون دسته آدمایی نیست که به من بخوره پارکر: منظورم این نبود. جسیکا: به نظرم اون طرف درسته و لازمه جلوی مورگان وایسته پارکر: موافقم...فکرکنم بودن توی FBC یکم آدم رو از اخلاقیات منحرف میکنه جسیکا: درست مثل خودشی...با اینحال منم بدم نمیاد که توی جبهه صحیح مبارزه باشم بریم آسانسور طبقه ششم بجنب جسیکا: بن بست؟؟ دستم میندازی؟ پارکر: ما میتونیم رد بشیم. جسیکا یه کمکی به من بکن جسیکا: باشه دارم میام...واسه رضای خدا! پارکر: جسیکا بدو! پارکر: حرومزاده های سمج کوچولو! امیدوارم جلوشونو بگیره! جسیکا: بجنب آسنسور جلومونه پارکر: لعنت بهشون! جسیکا : تقریبا رسیدن جسیکا: اومدن پارکر: فکر کنم به خاطر تو اینجان چون تو خیلی لاس میزنی! جسیکا: ببخشیدا من با هیولاهای آدمخور قرار نمیذارم و سوار آسانسور میشوند. جسیکا: یا مسیح فکر کردم قراره دوباره متوقف شه! پارکر: اره ولی خوبیم. دیوونه خونه ای بود... باورم نیمشه مورگان تصمیم گرفته شهر رو با سیستم خورشیدی جزغاله کنه جسیکا: مثل راکن سیتی پارکر: آره ، پاک شدن از صفحه جغرافیا. از فردا صبح دیگه ترگیریجیا فقط یه اسم تو تاریخه جسیکا: ما هرکاری تونستیم کردیم نه؟ پارکر: امیدوارم اینجوری بوده باشه جسیکا: فقط یادت نره اون شام خرچنگ رو پارکر: من کی زیر حرفم زدم؟ پارکر وجسیکا به هلیکوپترهای نجات میرسند. بیاید باید بریم! پارکر: باشه بریم خانوما مقدمن! داره شروع میشه... به شهر نگاه کن.. جسیکا: شهر خیلی درخشانه... پارکر: دیگه ترگیریجیایی وجود نداره... جسیکا :ما اومدیم کمک کنیم... ولی هیچکار نتونستیم بکنیم... ----------------------------------------- گلوله از کنار سر ریموند عبور کرده است. پارکر: ریموند...خودتی مگه نه؟ ریموند: BSAA یکم دیر رسیدین پارکر: FBC اینجا چی کار میکنه؟ و با اسلحه او را تهدید میکند. جواب منو بده ریموند ریموند: لازم نیس جواب کسیو بدم شما اصلا نمیدونین اینجا چه خبره جیل: وقت واسه درگیری نیست ما باید... ریموند: یکم استراحت کنین، شما نمیدونین اینجا چه خبره یا با کی دارین میجنگین و راه می افتد که برود. پارکر: صبر کن! ریموند: چیزی عوض نیمشه مگه اینکه تو دستاتو آلوده کنی! گیم پلی جیل: پس FBC هم توی کشتیه اینجا چه خبره؟ پارکر: ما داریم بدون هیچ سرنخی عمل میکنیم. باید برای سرنخ ها کشنی رو بگردیم نه اینکه از این ایده خوشم بیاد جیل: اگه بریم به هال اصلی احتمالا باید بتونیم اتاق ارتباطات اضطراری رو پیدلا کنیم پارکر: باید بریم اتاق ارتباطات اضطراری. شاید بتونیم با HQ تماس بگیریم باشه باید ریموند رو هم پیدا کنیم جیل: از کجا میشناسیش؟ پارکر: قبلا همکار بودیم. همینقدر توضیح کفایته وارد یک سالن بزرگ میشوند. این چیزیه که میشه اسمشو کشتی تفریحی گذاشت. انگار یه سالن اپراس خب اتاق ارتباطات اضطراری کجاست؟ اینجا دیگه چه جور جاییه؟ به یک استخر بسیار کثیف نزدیک میشوند. دلت نمیخواد اونجا شنا کنی جیل دکمه تمیز کردن استخر را فشار میدهد. میدونی که تمیز کردن استخر یکم طول میکشه بعدا برمیگردیم جیل یکی اینجا یه یادداشت گذاشته عرشه تفریحی اون طرف هاله بریم. به نظر عرشه تفریحی رو پیدا کردیم ناگهان دری شکسته شده و یک اره برقی مهیب بیرون می آید. " پیام اضطراری... پیام اضطراری...این کشتی ملکه زنبویاس ... تماس اضطراری شماره " جیل: چه کوفتی... پارکر: مواظب باش این به نظر از بقیه قدرتمند تر میاد جیل : وای نه فکر کنم این همون افسرارتباطات باشه پارکر: اره به نظرم حق باتوئه الان تو شرایطی نیست که بتونه با کسی ارتباط برقرار کنه این جهش یافتنه های عوضی واقعا رو اعصابن جیل: این کلیدیه که واسه اتاق ارتباطات لازکمه؟ پارکر: آره بیا از این هیولای دونی نکبت بریم کاتسین ریموند در اتاق کنترل ایستاده است. پارکر: ریموند! ریموند: فکرکنم جفتمون دیر رسیدیم پارکر: در مورد چی حرف میزنی؟ ریموند شانه هایش را بالا انداخته وبه پنل کنترل نگاه میکند. جیل: جفتتون حواساتونو بدین اینور پارکر: رفیق ماسک زده امون در یک فیلم ویدیویی تصویری از جک نورمن رئیس ولترو پخش میشود. ولترو: ولی اگر گفته های من بتواند دانه های میوه رسوایی را بنشاند ، خائنی که میشناسم را رسوا خواهد کرد سخن خواهد گفت و خواهد نالید زمانی که مارا با هم بیبند من نمیدانم چه کسی جنگ را آموخت ویا چه کسی مارا به این جا فرستاد دنیا در دستان ماست این ویروسی تی آبیست و ما تصمیم داریم یک پنجم آب های جهان را با آن آلوده کنیم و یک ویروس را در یک تنگ ماهی رها میکند و ماهی ها تبدیل میشوند. کوئنت: ماهیا رو به هیولا تبدیل کرد ماسکدار: حتی یه بچه هم میتونه حدس بزنه بعدش چی مبشه ما ولترو هستیم پیامبران انتقام که از جهنم برخواستیم جسیکا: میدونستم ولتروئه ولترو: تمامی رویایهای رها شده تو را به اینجا رهنمود خواهد کرد. کوئینت:رویاهای رها شده داره از دانته نقل قول میکنه کریس: یه تیم رو بفرست به فرودگاه ولکاین ماکی بفرست. دنبال یه چیزی بگردن که به کشتی مربوط باشه اوبرایان: یاشه فهمیدم. من کوئنت و کیث رو میفرستم شما دوتا آمده رفتن بشید کوئینت: من از برف متنفرم کیث: برقفم از تو متنفره اوبرایان: هرچی که میتونین از ولترو پیدا کنین جسیکا وکریس با هلیکوپترد ر حال گشت زنی اند. جسیکا:من چیزی نمیبینم. همیشه فکر میکردم مدیترانه مثل یه دریاچه بزرگه کریس: صبور باش پیدا کردن یه کشت تو دریا مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاهه جسیکا: شوخی میکنی؟ این به ما کمکی نمیکنه...هی اصلا گوش میدی؟ کریس: پیدات میکنیم جیل. قول میدم پان اپیزود سوم
  34. 1 امتیاز
    اپیزود 1 - به سوی تیرگی در یک برنامه خبری زنی در سواحل مدیترانه در حال صحبت است. " ساحل زیبا و ارام مدیترانه ، محلی برای ایجاد یکی ازبزرگترین سازهای دست بشری بود 11 سال تمام طول کشید تا نخستین شهر شناور دنیا ، ترگریجیا تکمیل شود. کلانشهری که از سامانه پیچیده انرژی خورشیدی برخوردار بود ونهایت امکان یک شهر با انرژی پاک محسوب میشد پیش از این هرگز از انرژی خورشیدی برای تامین انرژی یک شهر به طور کامل استفاده نشده بود ولی در سال 2004 گروه تروریستی به نام ولترو جلوی پیشرفت شهر را گرفت و نوعی سلاح زیستی را در انجا آزاد کرد . نه تنها ویروس زیستی را در آنجا آزاد کرد بلکه تسلیحات زیستی را نیز در آنجا رها ساخت که باعث وخیم تر شدن اوضاع شدند. این موضوع باعث ایجاد یکی از بدترین تراژدی هایی شد که دنیا به خود دیده است. FBC که سازمان پیشرو در زمینه مقابله با تروریسم زیستی بود ، سازمانی که تحت نظارت دولت آمریکا بود، برای مقابله با این خطر احضار شد تا با این حمله مقابله کند. BSAA که سازمانی مردم نهاد برای مقابله با تروریسم زیستی بود که در کشورهایی که مایل بودند به مقابله با تروریسم زیستی میپرداختند به عنوان شاهدانی برای کمک به FBC ملحق شدند. زمانیکه مشخص شد باید به سرعت برای این اتفاق تصمیمی گرفته شود سازمان های محلی تصمیم گرفتند برای از بین بردن این خطر از سیستم پیچیده انرژی خورشید استفاده کنند. خبرگزاری های خارجی به این ماجرا به عنوان " بحران تریگریجیا" نام گذاری کردند. پس از این حادثه FBC اعلام کرد که موفق شده سازمان تروریستی تحت نام "ولترو" را منحل کند. اکنون سال 2005 است و آرامشی و امنیت بار دیگر به مردم برگشته است ولی همانطور که میتونید مشاهده کنید بقایای تریگریجیا قابل دسترسی نیست نمادی ساکت و قدرتمند از تهدیداتی که تروریسم زیستی در سراسر جهان میتواند ایجاد کند در ساحل مخروبه، کلایو اوبرایان، جیل والن تاین وپارکر لوچیانی حضور دارند . اوبرایان: آها بلاخره اومدین شما دوتا پارکر: اوبرایان، تو معمولا خودتو درگیر مبارزه نمیکنی. اوبرایان: خب دکترم گفته باید ورزش کنم. مطمئنم که جفتتون میدونین FBC اینجا رو قرنطینه کرده با اینحال طی چند هفته اخیر یه سری اجساد مرموز سر از ساحل در آوردن فکرکنم FBC نتونسته خرابکاری در این حجم رو مخفی کنه جیل: هرکسی که بدونه اینجا چه خبر بوده، میتونه دودوتا چهارتا کنه وبفهمه جریان چیه اوبرایان: برای همینه که من BSAAرو برا تحقیق فرستادم اون وسیله جدیدو از کوئینت گرفتی؟ پارکر: آره جنسیس... یا یه چی تو همین مایه ها...اسمش همین بود؟ جیل: به خودت زحمت ندادی دستور العملشو بخونی مگه نه؟ پارکر: نه ولی با خودم آوردمش محض احتیاط اوبرایان: امیدوارم سریع بخونیش چون تو ماموریتت لازمش داری پارکر شروع به گشتن جیبهایش میکند . پارکر: اره اره... دارمش و دفترچه را میابد. "گیم پلی" بر روی زمین تیکه های گوشت بزرگی افتاده اند. اوبرایان: اوه ببین چه وضعیه به حد مرگ فاسد شدن جیل: پوستش خیلی رنگ پریده اس... تاحالا همچین چیزی ندیدم اوبرایان :از جنسیس استفاده کن تا ببینی چی به چیه جنسیس یه طیف خاصی از اطلاعات رو دریافت میکنه تا بررسی دقیق رو انجام بده جسدای توی ساحل رو بررسی کنین و نتیجه اشو برا من بفرستین جیل دستگاه را به سمت یکی از تکه های گوشت میگیرد . پارکر: اینو ببین جیل: دارم یه چیزی میگیرم... از توش... کاتسین پارکر: مواظب باش جیل: نگران نباش قبل از اینکارا کردم... ( پارکر تکه گوشت را بلند میکند وجیل دستش را داخل دهان جانور فرو میکند ) یه چیزی پیدا کردم جیل: این چیه؟ (به استوانه قرمز رنگی نگاه میکند ) اگه این یه جهش مهندسی شد ه اس، این میتونه ارتباطش باشه اوبرایان: من میدوم آزمایشش کنن. شما به تحقیقاتتون ادامه بدین گیم پلی جیل: حرکت کرد! اوبرایان: شما دوتا حواستونو جمع کنین نمیدونیم با چه ویروسی طرفیم پارکر: نگران نباش تقریبا گرفتم جریانش چیه پارکر: بعد از اتفاقای راکن سیتی این دیگه خیلی ساده اس مگه نه؟ جیل: میشه اینجوری گفت. حالا چرا از FBC استعفا دادی و اومدی اینجا؟ پارکر: میخواستم بیشتر درگیر باشم. میخواستم بجنگم اوبرایان: میبینم که خوبید ، به تحقیاتتون ادامه بدین ولی خیلی احتیاط کنین! جیل: اه...چه بوی! احتمالا گاز توش گیر افتاده پارکر: چه اوضاعی ... یا مسیح اوبرایان: هنوز به حد کافی اطلاعات نداریم که بشه تحلیلش کرد. از جسدای توی ساحل نمونه برداری کنین جیل: به حد کافی نمونه برداشتم پارکر:چرا این کوفتیا نمیمیرن؟! اوبراین: بازم ازشون هست؟ سریع ازبین ببرینشون پارکر: بلاخره یکم ساکت شد اینجا اوبرایان: مثل یه روز کاریه عادی میمونه برا جفتتون مگه نه؟ خیلی خب مهمونی تمومه اون نمونه رو به من تحویل بدین کاتسین جیل نتایج را به اوبرایان میدهد . اوبرایان: که اینطور. کارتون خوب بود جیل: شکی نیس این جونورا علائم آلودگی ویروسی رو دارن پارکر: وشک ندارم تصادفی نیس که جعبه های FBC هم اینجان اوبرایان: خب ماهرچی میتونستیم انجام دادیم. حالا باید وایستیم تا نتایج تحلیل از مرکز برسه خط اضطراریه چی؟ اره باشه... بقیه اش به عهده من. باید کارا رو سرعت بدیم. همین الان . باشه انجامش بده جیل پارکر شما دوتا هنوز رو پرونده این جیل: چی شده؟ اوبرایان: ارتباطامون و با جسیکا و کریس از دست دادیم پارکر :کی ؟ چطور؟ اوبرایان: مطمئن نیستیم. من آخرین جایی که سیگنالشون فرستاده شده رو روی دستگاهاتون فرستادم جیل: سیگنال روی دریا ناپدید شده ...فکر میکردم رفتن کوهستا ن دنبال ولترو بگردن با توجه به موقعیتشون باید... اوبرایان: روی یه کشتی باشن اوبرایان: من بر میگردم مقر، تا بتونم برای جستجو ونجات نیرو آماده کنم شما دوتا چشمای من اونجایید. پارکر : بله قربان پایان – بخش ترگریجیا ----------------------------------------------------------------------------- 6:28 کشتی ملکه زنوبیا پارکر: فکر میکنی این چیزا کریسو جسیکا رو گیر انداختن؟ جیل: امیدوارم اینطور نباشه پارکر: هی کسی نمیگه کریس مرده جیل: خب پس بریم پیداش کنیم گیم پلی صدای باز شدن در می آید. پارکر: شنیدیش؟ قفل در بود؟ جیل: من میرم چک کنم پارکر: باشه منم میگردم ببینم اینجا چی پیدا میکنم جیل: گرفتم. اگه خبری از کریس پیدا کردم بهت بیسیم میزنم جیل: این چیز هر چی که هست خیلی به اجساد توی ساحل شباهت میده پارکر: وای یا مسیح...این چیزا... نمیتونه که... جیل به اتاقی میرسد که از دریچه آن متوان کریس را که بیهوش ودستانش بسته است را ببیند. جیل: کریس! کریس! بجنب یه چیزی بگو! من کریسو پیدا کردم ولی اونتو گیر کرده پارکر: میتونی بیاریش بیرون؟ جیل: نه ، قفل ناجوریه .کلید لازم دارم پارکر: خب پس بریم پیداش کنیم کمی جلوتر جیل به صحنه خشونت بار کشته شدن یک زن میرسد. ولیم وفق به نجات دادنش نمیشود. پارکر: جیل چه خبره؟ جیل: یه نجات یافته پیدا کردم...ولی سلاح زیستیا کشتنش.. پارکر: کی بود؟ جیل: هنوز دارم دنبال هویتش میگردم پارکر من نفهمیدم این زن کیه ولی یه کلید پیدا کردم پارکر: خب بذاری ببینیم چی به چیه. جای اتاق کریس میبنمت جیل: بجنب باید به کریس کمک کنیم! پایان گیم پلی جیل: کریس! کریس؟ آن شخص کریس نیست بلکه یک مانکن شبیه کریس است. این دیگه چیه؟ پارکر: بعله عالی شد... دودی درا تاق پخش شده و جیلو پارکر به زمین می افتند. پیش از از هوش رفتن مرد ماسکداری وارد میشود. پارکر: لعنت این یه تله اس! مرد ماسک دار: وقتشه که حقیقت رو بفهمید خانم ولن تاین پایان اپیزود اول
  35. 1 امتیاز
    سلام خدمت دوستان عزیز داریم قالب جدید رو درست میکنیم ، دوست دارید چه امکاناتی داشته باشه ؟ طرحی تو ذهن دارین ؟ هر چی میخواید همینجا بگید ، در صورت خوب بودن حتما اعمال میشه . ممنون از همه .
  36. 1 امتیاز
    سلام دوستان . ممنون بابت نظراتتون . این قالب موقت هست . گفتم که قالب جدید میخوایم طراحی کنیم . تا نظرات کامل نشه قرارش نمیدیم . اگر که سایت خارجی سراغ دارید که پوسته ی خوبی داره و یا اینکه ایده ای در مورد ساخت پوسته دارید حتما حتما بگید تا روش فکر کنیم .
  37. 1 امتیاز
    معرفی ادوارد نام به انگلیسی: Edward جنسیت: مرد ادوارد یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مشخص می شود که او در آزمایشات کشته شده است. معرفی جیووانی فینتی نام به انگلیسی: Giovanni Finetti جنسیت: مرد شغل: افسر ارشد وضعیت: مرده تاریخ مرگ: 5 اکتبر 2014 جیووانی فینتی افسر ارشد کشتی حمل سوخت آنابل بود. او پس از حمله تعدادی مزدور به کشتی در خلیج مکزیکو که توسط یک سلاح بیولوژیکی به نام ایولین رهبری می شد و ایولین خدمه را با نوعی قارچ آلوده می کرد، کشته شد. معرفی گریس نام به انگلیسی: Grace جنسیت: زن وضعیت: مرده گریس یکی از 5 قربانی است که توسط خانواده بیکر به قتل رسید و جسدش در زیرزمین خانه آنها انبار شد. او در تاریخ نامشخصی از سال 2017 به دلیل نامعلومی به خانه بیکر ها آمد. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  38. 1 امتیاز
    معرفی کلاید نام به انگلیسی: Clyde جنسیت: مرد وضعیت: مرده کلاید یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مشخص می شود که او در آزمایشات کشته شده است. معرفی کارتنی نام به انگلیسی: Courtney جنسیت: زن وضعیت: مرده کارتنی یکی از 30 قربانیان داخل لیست خانواده بیکر است که ایتان پیدا می کند. او به همراه دوست پسرش تراویس اسیر این خانواده شد. تراویس سعی کرد با نوشتن یادداشتی برای کارتنی در مورد وجود سه نقش برجسته سر سگ برای فرار از عمارت، به او کمک کند تا راه فرار را بیابد. در یادداشتی دیگر تراویس برای کارتنی نوشت که میخواهد با بیکرز ها مبارزه کند و کارتنی باید از آنجا برود و اینکه او عاشق کارتنی است. با این حال تراویس دوباره اسیر شد و او را در سردخانه زندانی کردند و او به یک Molded تبدیل شد. کارتنی هم توسط لوکاس گرفتار شد و احتمالا لوکاس او را کشت. معرفی کریج نام به انگلیسی: Craig جنسیت: مرد وضعیت: مرده کریج یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مشخص می شود که او در آزمایشات کشته شده است. معرفی دیوید نام به انگلیسی: David جنسیت: مرد وضعیت: مرده دیوید یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. او به عنوان نامزدی برای خانواده ایولین ربوده شد. در لیست مشخص شد که دیوید طی اسارتش کشته شده است. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  39. 1 امتیاز
    معرفی آرتور نام به انگلیسی: Arthur جنسیت: مرد آرتور یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مقابل نام او واژه "تبدیل شده" نوشته شده است که نشان می دهد او به یک Molded تبدیل شد. معرفی بن نام به انگلیسی: Ben جنسیت: مرد آرتور یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مشخص می شود که او در آزمایشات کشته شده است. معرفی کلایو آر. او'برایان نام به انگلیسی: Clive R. O'Brian نژاد: سفید پوست ملیت: آمریکایی شغل: نماینده BSAA از سال 2004 تا 2005 وضعیت: زنده جنسیت: مرد اولین حضور: Resident Evil Revelations کتابِ او به نام The Unveiled Abyss در اتاق نشیمن خانه بیکرز توسط ایتان وینترز پیدا می شود. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
این صفحه از تخته امتیازات بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+04:30 می باشد