Wolfwand Rubel

تحریریه
  • تعداد ارسال ها

    404
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    118

آخرین بار برد Wolfwand Rubel در 22 شهریور

Wolfwand Rubel یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

853 عالی
  1. ملکه مرده است جیل: اخرین ملکعه اوبرایان: درسته ملکه دایدو از اون روز کف اقیانوس اروم گرفته کریس: معنیش اینکه میتونیم... جیل: تو ترگریجیا پیداش کنیم اوبرایان: درسته. ما وظیفه داریم این ماموریت رو تموم کنیم . تمام FBC همه سرجاهاتون بمونین دستاتون ببرین بالا اوبراین: مورگان لندسل مورگلان: داریم این نمایشو تموم میکنیم BSAA از این لحظه تحت نظارت FBC خواهد بود اوبراین تو به جرم همدستی با ولترو تحت بازداشت هستی اوبرایان: کریس جیل... الان شماها تمام امید ما هستین جیل: اوناهاش کریس: بقایای ترگریجیا جیل: و ملکه دایدو کرک: داریم به نقطه فرود نزدیک میشیم جیل: این ملکه دایدو ، ملکه سوم اینجا خیلی ساکته . انگار زمان اینجا متوقف شده اون بلاب هایی که تو ساحل دیدم از اینجا اومده بودن! کریس: این توضیح میده چرا مورگن اون منطقه رو قرنطینه کرد ه بود جیل: تو فکر اینم که جسدای توی ساحل مال افراد ولترو بودن یه چیزی هنوز زنده اس! کریس: حواستو جمع کن نمیتونی زیر آب باهاشون درگیر شی جیل: این یه قفل الکتریکیه امیدوارم برق اضطراری هنوز کارکنه کریس: همه سیما بیرون کشیده شدن . من تعمیرشون میکنم جیل: باشه منم میرم ببنم میتونم برقو راه بندازم یا نه کریس: جیل در بازه جیل: باشه دارم برمیگردم اوه نزدیک بود ها جیل: هنوزهوا هست هی کی اونجاس؟ مدت زیاید نیس مرده کریس: از FBCهه جیل: یه چیزی دستشه "مامور داریو باریونی صحبت میکنه. نیروی نظامی FBC ساعت 19:48 دقیقه اس درخواست دارم این صدای ضبط شده به ژنرال لندسل تحویل داده بشه اگه تیم بعدی پیداش کرد همه افراد تیم من مردن. انگارخود شیطون کشته اشون نتونستیم فیلم ویدیویی رو پس بگیریم. ماموریتمون شکست خورد ولترو ، یه جا ننشسته بودن تا مرگ به سراغشون بیاد زمانی که FBC به اینجا اومد منتظرمون بودن حتی با اینکه از حادثه ترگریجیا یه سالی میگذره اندیشه انتقام اونا رو زنده نگه داشته بود جلوتر با تعداد زیادی جسد درحال تبدیل از افراد ولترو روبرو میشوند کریس: یه مشت شهدای راه تروریسم و یک فیلم ویدیویی پیدا میکنند. نرمن: ملکه دایدو هنوز زیر اقیانوسه راهی برای فرار نیست هیچ راهی برای زنده موندن نیست مگه اینکه آه ولترو... به احترام وشرف نام تو ، ما اشتباهاتمونو میپذیریم و بدنمون رو به یادگار گناهانمون تبدیل میکنیم ولی برای تو مورگان، هیچ ارامشی درکار نخواهد بود ما از مرگ بلند میشیم روح ما نیرویی بی رحم و ثابت خواهد بود تمام قراردادی ما رسما این توئه ما نگهبانان حقیقت خواهیم بود هرچقدر که میخواد طول بکشه جیل: جک نرمن رئیس ولترو بود کریس: و ویدیویی داره که میتونیم علیه مورگان ازش استفاده کنیم با نرمن روبرو میشوند. نرمن: مورگان... مورگان لندسل چطور جرئت کردی ولترو رو دور بزنی مورگان این چیزیه که دنبالشی مگه مه؟ درسته این دستگاه کوچولو همه حقیقت رو درخودش نگه داشته تمام حقایقی که لازمه تا طومار کارای تو پیچیده بشه جسیل: همینه . مدرکو داریم کریس: بزن بریم نمیخوایم اینجا وایستیم نرمن صیبر کنید مورگان نظاره گر وحشتی باش که آزادش کردی! کریس: نرمن بس کن ، مورگان اینجا نیست! جیل: فایده ای نداره اون دیگه قاطی کرده جیل: چه کوفتی... کریس: باید بزنیمش جیل: گمونم نمیکنم تو حال وهوای خدافظی باشه کریس: آره ولی ما هم نیومدیم پرستاری بچه بکنیم چطوری یه آدم میتونه راضی بشه خودشو آلوده کنه؟ جیل: انتقام تمام وجودشو گرفته هیچ انسانیتی باقی نمونده کریس: از مغزت تو کارا ستفاده کن فقط یکی از اونا واقعی ان جیل: چطور همچین غلطی کرد؟ کریس: مهم نیس نذار بلند شه کریس: این بابا چیه؟ جاودانه اس؟ داره میاد حواستو جمع کن! نرمن: تموم شد. همه چیز به پایان رسید... سرا نجام... من میتونم بمیرم...من... میتونم بمیرم کریس: این مدل رفتار مورگان با رفقاشه جیل: امیدوارم تو مرگ بیشتر از زندگی آرامش داشته باشه وفیلم افشاگری که از نرمن گرفته اند را در اداره BSAA پخش میکنند. نرمن: میانگین شیوع؟ مورگان :کشتی یه UAV داره که سیستم تحویلتونه نرمن: خوبه حالا جنسو نشونم بده مورگان : تی ابیس دست اول هنوز هیچ درمانی نداره. نرمن: درسته یه مقدار کمی ازاین میتونه یه شهر روزیر و رو کنه مورگان: فکر کنم تمومه من میرم نرمن: کی فکرشو میکرد مگه نه ؟ که تروریست های کوچیکی مثل ما توسط کسی مثل فرمانده بالامرتبه FBC مورد حمایت قرار بگیرن... اوبرایان: همونطورکه میبینی به نظر نمیاد از این یکی بتونی در بری مورگان: به نظرم میاد که BSAA رو دست کم گرفتم وشخص تو رو اوبراین: من اینو بیرون مرز اطراف تریگریجیا پیدا کردیم حالا که انالیزش تموم شده میتونی پسش بگیری مورگان: فرمانده اوبرایان بدون شک تو متوجه مشکل لاینحل ما هستی بدون ترگریجیا توده های مردم نادون متوجه خطری که درست مقابلشونه نمیشدن اوبرایان: آره شاید تو راست بگی مورگان: هیچکس اجازه نداره منو بازداشت کنه جهان به حفاظت من احتیاج داره. همه اش برای یه کارد رسته اوبرایان: تو فقط داری خودتو دست میندازی خودت گفتی. تمام امید ها در اینجا رها خواهند شد. ولی من دانته نیستم توهم ورجیل نیستی. مورگان لندسل تو از مقامت به عنوان فرمانده FBC خلع میشی . تو به جرم توطئه با ولترو بازداشت میکنم توطئه ای که باعث حادثه ترگریجیا شد مورگان: با تمام احترامی که برات قادم فرمانده اوبرایان، BSAA داره یه اشتباه بزرگ میکنه اوبرایان: اینو قبلا کجا شندیم؟ کریس و جیل با هلیکوپتر در حال برگشت هستند. کریس: بلاخره میتونیم حقیقت پشت داستان تریگرجیا رو افشا کنیم جیل: اره ولی بهای سنگینی داشت کریس:BSAA رو مورد بازبینی قرار میدن جیل: فعلا طوفان تموم شده... ولی واقعا چقدر این وضعیت دووم میاره؟ پس از بازداشت م,رگان لندسل ، FBC منحل شد اکثر نیروها و کارمندان به BSAA منتقل شدند. پس از ان BSAA به یک سازمان ضد بیوتروریسم زیر نظر سازمان ملل متحد تبدیل شد کیث لاملی شاخه شرق آفریقا را به هدایت میکند این ترفیع پس خدمات وی در والن ماکی به وی داده شد. کوئنت کاتچم از سوی دیگر از ترفیع دوری کرده است ولی همچنان در مرکز BSAA در واحد تحقیقات وتوسعه مشغول کار است. پارکر لوچیانی در نزدیک سواحل جمهوری مالت در دریای مدیترلانه پیدا شد و نجات پیدا کرد پس از یک ماه معالجه به مرکز اصلی BSAA به عنوان نیروی عملیاتی ویژه بازگشت کلایو ابرویان تصمیم گرفت مسئولیت کارش را پذیرفته و از مقامش استعفا دهد او در حال حاضر از مشاوران BSAA بوده و درحال نوشتن یک کتاب در خانه خودش است و جیل والن تاین وکریس ردفیلد ... هیچ خبر ندارند که چه سرنوشت موحشی در انتظارشان است. جسیکا: تقریبا خیلی ساده بود نه؟ شرکت بهشون اجازه داد مورگان رو مثل یه تیکه آشغال پرت کنن بیرون ریموند: دنیای خشنیه جسیکا: این یکی رو تو گزارشش رو بنویس و یه چیزی.. چرا پارکر رو نجات دادی؟ ریموند: من دلایل خودمم دارم جسیکا :BSAA به اون بدرد نخوریک هفکر میکردم نبود. درواقع اوضاع میتونست خیلی قاراشمیش بشه ریموند: درواقع این تازه شروع کاره
  2. افشاگری 4:28 صبح بر فراز کوئین زنوبیا کرک: شعبده بازه صدامو دارین؟ نمیتونم خارجتون کنم من از بالا بهتون کمک میکنم. کرک تمام کریس: اونا چی ساختن؟ جیل: کریس ما از پسش برمیایم کرک : تکرار میکنم نمیتونم فرود بیام. میتونین خودتون یک کاریش بکنین؟ کریس: اون انگلا رو هدف بگیر. هدف اونان کرک :داری میگ اون کوفتی گنده بک توسط یه انگل کنترل میشه؟ تو ورحش... کرک: لعنت! چه کاری ازما برمیاد؟ براتون مهمات فرستادم کریس: بزنش جیل! درسته این شد یه چیزی کرک: خارق العاده اید جفتتون! نردبونو میندازم بیاید بالا جیل: کریس! کرک: دووم بیارین من ازا ینجا میبرمتون کریس: نه نمیتونیم بذاریم این جونور در بره جیل: موافقم آماده ای کریس؟ کریس: نمیتونیم از اینجا بزنیمش مارو ببر نزدیک تر کرک: نمیشه کلی دستک داره کریس: بهم اعتماد کن کرک: باشه... سفت بگیرین کرک: مواظب باشین ! همینه بترکونینش داریم میریم نزدیک تر حواستونو جمع کنین مواظب باشین بیشتر ایان نمی تونیم دووم بیاریم کریس: کشتیمش؟ کرک: بروبچ واستون یه هدیه دارم اینو بگیرین جیل: واضحه که تو میدونی چطور باید یه دختر رو تحویل گرفت کرک! کریس: بزن تو دهنش! جیل: اینم پایان کار زنوبیا اوبرایان: منم چی شد؟ جیل: تو راه رفتنیم. پارکر رو ازدست د ادیم کریس: FBC مورگان اون تمام مدت یه قدم از ما جلوتر بود اوبرایان: درسته میفهمم متنفرم از اینکه فکر کنم همه اینا یه اشتباه بوده. اشتباه من کریس: همه چی رو بگو اوبرایان . هیچی رو نگفته نذار اوبرایان:باشه همه چی از یه سال پیش شروع شد دقبقا از تریگریجیا یک سال قبل ترگریجیا پارکر و جسیکا نفس نفس زنان وارد صحنه میشوند. پارکر: ما تو جهنیم؟ جسیکا: اره بهش میگن تریگریجیا اینجا زیاد دووم نمیاره پارکر: درسته باید بریم اتاق فرماندهی جسیکا هانترا اینجان هم هستن؟ پارکر: یا باید سریعتر برسیم یا دخل مرکز میاد جسیکا: حق با فرمانده لندسل بود پارکر: درسته رئیس مجبور شد تا محدوده FBC رو گسترش بده این از همون چیزائیه که بخاطرش به دنیا هشدار میداد جسیکا: این جریان همه نظرا رو برمیگردونه. واقعا میتونه مرحله جدید برای اینکارا باشه پارکر: درسته شاید بلاخره جامعه بین المللی پیامو بگیره FBC حالا کلی کار داره تا بکنه کدت: لعنت...لعنت به این کوفتیا پارکر: ریموند! جسیکا کمکش کن. جسیکا: باشه پارکر: اگه میخوایم به کدت کمک کنیم باید از شر همشون خلاص شیم جسیکا: فکر کنم آخریشون بود ریموند: خوبه من خوبم جسیکا تو خیلی بد صدمه دیدی... سعی نکن خودتو سرسخت نشون بدی خب یکی باید کمکش کنه پارکر؟ پارکر: مرکز گفت از اینجا بری ریموند: من هنوز میتونم بجنگم =ارکر: این حرفت منو قانع نمیکنه ریموند: نمیتونم از اینجا بریم هنوز شهروندا اون بیرونن باید کاری کنیم پارکر: ماتلفات سنگینی دادیم. باید دوباره یه جا جمع شیم ریموند: چطور چند تا ادم تونستن اینکارروبکنن؟کی به اونا سلاح داده ومسلحشون کرده؟ و سلاحای زیستی ؟ این تروریستا باید به میز محاکمه کشیده بشن... پارکر: لعنت بازم هستن کدت: درسته... من میتونم براتون زمان بخرم. بدون من ادامه بدین پارک: تو جوون ترا زاون هستی که ادای قهرمانارودر بیاری. قبل اینکه خودتو به کشتن بدی یه نگاه به آینه بکن خوب نیس داری خون از دست میدی جسیکا: خیلی خطرناکه که حرکتش بدیم نیاز به کمک های اولیه داره پارکر: تو باید اینجا درا مان باشی جسیکا: واحد نجات توی طبقه چهارمن. باید یه چیزی پیدا کنیم که بشه بانداژ کرد پارکر: ما برمیگردیم جایی نرو کدت پارکر و جسیکا از کدت جدا میشوند. جسیکا: همه چی درست میشه بریم پارکر میدونی پارکر این زیاد جدید نیس ولی تو درمورد این یارو جدیده شنیدی؟ پارکر: تنها راهی که این بچه مچه ها رو میشه بزرگ کرد اینه که چند بار با خطکش بزنی کف دستشون جسیکا: باشه... مردا و بازیهای بچگانیشون پارکر: اینم از این. همونیه که لازم داشتیم جسیکا: باید فعلا جواب بده کدت: خدا یا بازم هانتر اگه صدای منو میشنوین برگردین اینجا جسیکا: ریموند تو دردسر افتاده پارکر: میدونستم این تازه کار فقط دردسر درست میکنه جسیکا: بهش گیر نده تقصیر اون که نیست کدت: لعنت من محاصره شدم نمیدونم که میتونم دووم... پارکر: به من گوش کن کدت تو نمیمیری بهت دستور میدم زنده بمونی ما داریم میایم کدت اونا دارن میان همینطوری من خوبم ولی... پارکر: هی همینطوری د ووم بایار جسیکا: جنگیدن رو به عهده ما بذار. نشونت میدیم چطور باید انجامش بدی حالا وقت درمان کدت کوچولومونه پاررک: باشه مدت حالا تو یکی بهم بدهکاری هی گرفتم تو میخوای عدالت اجرا بشه ولی دیگه قهرمان بازی در نیار وگرنه کل گروه رو به کشتن میدی درسته به دنیای واقعی خوش اومدی کدت: بله قربانت پارکر: باشه این باید درد رو کم کنه کدت:منم میتونم راه برم پارکر: باشه دنبالمون بیا. اسانسور اتاق فرماندهی همین جلوئه جسیکا: میتونی راه بری کدت؟ من میتونم هرچی تو مسیرمون اومدو بترکونم ریموند: یه یچیزی اشتباهه پارکر: باز چیه؟ ریومند: بهش فکر کن ارسال و تحویل این سلاحای زیستی زیادی حرفه ایه چطور از زیر چشم سازمانای اطلاعاتی FBC در رفتن؟ باهم جوردرنمیاد مگه اینکه یکی میخواسته این وضوع پیش بیاد پارکر: کدت تو داری پاتو از گلیمت درازتر میکنی ما برا تحقیق اینجا نیستیم برای حل مشکل اینجاییم کدت: بله قربان ولی همه چیزایی که من گفتم... جسیکا: وای خدا جون ... هانترا همه جان! پارکر: اتاق فرماندهی اونجاس فقط کدت رو زنده نگه دار جسیکا: میدونم صدمه دیدی ولی سعی کن از پسش بر بیای پارک:ما ترتیب اینو میدیم. کدت تو بروتو اتاق فرماندهی پناه بگیر کدت: بله قربان الان میرم جسیکا: این باید اخرین هانتر بود ه باشه پارکر: امیدوارم . بریم اتاق فرماندهی مورگان:بله متوجهم . میتونم واضح صداتو بشنوم این خبر بسیارخوبیه همه چیز خیلی منظم پیش رفت از ادامه جشن روی کشتی کوئین دیدو لذت ببر نرمن نرمن: مرگان تو کاری کردی که ویروس توکشتی ما پخش بشه؟ درسته قطعا اینجوری بوده مورگان: کار من تموم نشده. تو هنوز یه استفاده مهم داری کشتی ها میتونن به عنوان یه محیط کنترل شده استفاده بشن و اطلاعات جهش تو میتونه به درد بخوره نرمن: خود بزرگر پنداری و خود بی نقص بینی تو قابل تحسینه من همیشه از رویاهایی که شما آمریکایی ها تو سرتونه منزجر بودم مورگان: اینو یه تعریف قلمداد میکنم نرمن: میدونستیم که تو ممکنه تو زرد از اب در بیای برای همین از همه صحبتایی که باهم داشتیم یه نوار ضبط کردیم اگه این نوار پخش بشه زندگی تو هم تمومه مورگان: هرکاردلت میخواد بکن استفاده از ماهواره تایید شده ویروس جدید کاملا بین خواهد رفت نرمن: مرتیکه حرومزاده در زمان حال پارکر به سختی ادامه میدهد که ریموند به او میرسد. پارک: چطور تونستی؟ ریموند: جسیکا در رفت تو خیلی نزدیکی پارک: معذرت میخوم ریموند تمام مدت حق با تو بود خدا رو شکر یکی بالای این قضیه بود ریموند: خیلی به خودت سخت نگیر پارکر حالا نوبت منه که نجاتت بدم بلند شو از اینجا میریم پارکر: به این میگن روحیه کدت اوبراین: ریموند متوجه شد مورگان کسی نیست که نشون میده پس ما این تله رو باهم گذاشتیم اخرین رد های ولترو کریس: مخفیگاه کوهستانی و مختصات کشتی ها همه اش برای رسیدن به مورگان بود ولی قربان نمیشد حداقل از اول جریانو بهمون بگین؟ اوبراین: نمیتونستم ریسک کنم نه وقتی یه جاسوس توی BSAA بود عذر خواهی میکنم جیل: با اینحال هم کوئین زنوبیا وهم کوئین زمیرمس اوبرایان: اره میدونم ولی من هنوز نا امید نیستم کیت وکوئینت برامون یه برگ برنده گذاشتن اطلاعاتی که برامون فرستادن نتیجه اینجاس کریس: خب نیتجه چی بود؟ اوبراین: اونا به این نتیجه رسیدن که ولترو از دوتا کشتیا برای حادثه ترگریجیا استفاده کرد ولی یه سومی هم درکار بود جیل : اخرین ملکه
  3. تار های درهم تنیده 2:14 کازینو پارکر و جسیکا رفتن کریس و جیل را تماشا میکنند جسیکا: اصلا تو باغ نیس... عجب هالوئیه... پارکر: شاید تو باغ کسی دیگه اس ، جسیکا جسیکا: اره حتما، میشه شروع کنیم؟ پارر: حتما ما قبلنم این کارو کردیم. چیز جیددی نیس جسیکا: آره درست مثل قدیم ندیما... FBC عزیز خب برنامه چیه؟ پارکر: میریم به عرشه ، موج شکنو فعال میکنیم و دعا میکنیم کشتی غرق نشه. حالا که برق برگشته، باید بتونیم از سیستم اصلی استفاده کنیم جسیکا: باشه پس باید از هم جدا شیم یه چیزی هست باید چکش کنم پارکر: باشه، توی عرشه میبنمت اوبراین: اوبراین اینجاس... ریموند بهت همه چیو گفت؟ پارک: بله قربان گفت. اوبرایان: پس میدونی باید چی کار کنی اوبرایان تمام پارکر: بله رئیس میدونم این کوفیتا درست در بدترین زمان ممکنه سرو کله اشون پیدا میشه جسیکا: پارکر کجایی؟ پارکر: تو راه عرشه ام جسیکا: من زودتر رسیدم دارم اون موج شکنا رو پایین میارم پارکر: خیلی سریع بود جسیکا: تو خیلی کندی و تو یه شام دیگه به من بدهکاری پارکر: الان یادم اومد آخر سرم نبردمت یه نوشیدنی بزنیم. یه سال پیش وبد جسیکا: مشکلی نیس میتونی یه دفعه بایه شام ترو تمیز جبران مافات کنی پارکر: باشه... همونجا بمون دارم میرسم همونجا بمون و سلاحش را به سمت جسیکا میگیرد. جسیکا: پارکر؟ پارکر: جاسوسی که به BSAA نفوذ کرد ، مهره مورگن شاید تو باشی این چیزیه که ریموند بهم گفت جسیکا: درمورد چی داری حرف میزنی؟ برای این کارا وقت نداریم ریموند: پارکر ، مجبورش کن تسلیم شه پارکر: ریموند! چطور؟ جسیکا: ولی تو.. تو... ریمند: اون میخواد سیستم خود تخریب کشتی رو راه بندازه و مدارکو نابود کنه پارکر: چی؟ جسیکا: پسرا این دیگه داره از کنترل خارج میشه اصلا با مزه نیست بیخیال یه چیزی بگین،پارکر منم پارکر: نمیتونم بهت کامل اعتماد کنم کدت تفنگتو بده من ریموند: تو خیلی باهاش مهربون برخورد میکنی. نذار خرت کنه!پارکر جسیکا به سمت کدت شلیک میکند و پارکر جلو تیر خوردن او را میگیرد. کدت: پارکر جسیکا: مردای احمق و دکمه تخریب را میزند جسیکا:میدونستم اوبرایان یه حیوون دست آموز داره ، به مورگان میگم تو بودی پارکر: جسیکا! جسیکا: نگران شام نباش ما الان خودمون تو تنوریم ! متاسفم پارکر جسیکا فرار میکند. پارکر: برو دنبالش ریموند: ولی تو پارکر: فقط برو مورگان: کوئین زمیمرس با شکوه ، ترجیح داد بمیره ولی بدنام نشه کوئین زنوبیا هم همینطوری خواهد بود "سیستم خود تخریب فعال گردید. تمام پرسنل اینجا را ترک کند این فرایند قابل توقف نخواهد بود " مورگان: کیش ومات به نظر میاد دستیار عالی من تونست آخرین حرکت رو انجام بده خب...الان همه چی براتون شفاف شد؟ کریس: شفاف مثل روز . ما بلاخره فهمیدیم طرف حسابمون کیه. شمارش معکوسو شروع کن مورگن مورگان: شبیه جملاتی نبود که پیش از مرگ میگن. ول براتون ارزوی موفقیت میکنم. دوستان جیل: کریس! کریس: درسته اول باید از اینجا بریم کرک: شعبده با ز داره حرف میزنه .کرک، اینجام تا به شما کمک کنم من بالای کوئین زنوبیا هستم روی عرشه جلویی همو میبینیم وقت زیادی باقی نمونده پس بجنبین. تکرار میکنم. این شعبده بازه کریس: جیل عرشه جلویی اینوره انفجار شروع شده وقتمون داره تموم میشه دارم میپرم پایین جیل: کریس کریس: من خوبم ولی نمیتونم رد بشم. یه راهی پیدا میکنم که بتونم بهت ملحق بشم جیل کمی جلوتر پارکر را میبند که زخمی شده. جیل: پارکر! پارکر: اوه جیل... جیل: میتونی وایستی پارکر؟ پارکر: ممنونم جیل. جسیکا بهم شلیک کرد. واسه مورگان کار میکنه جیل: جسیکا؟...نمیتونیم ازش رد بشیم. پارکر: نمیشه با یه چیزی خاموشش کرد؟ لعنتی حواستو جمع کن کریس: پارکر؟ جیل: بعدا بهت توضیح میدم الان هوامو داشته باش کریس: من جلو میرم دنبالم بیاین پارکر: ریموند متاسفم باید بهت اعتماد میکردم جیل: ما ممکنه نتونیم... کریس: میدونم ولی کسی رو عقب نیمذاریم. پارکر: لعنت من فقط دارم سرعتتونو کم میکنم زمین زیر پایشان خراب میشود و پارکر آویزان میشود جیل: پارکر! پارکر.: لعنت... من امشب رو شانس نیستم کریس: لعنتی... پارکر: ممنون جیل ، مسافرت خوبی بود جیل: چی؟ پارکر: بعدا میبنمتون بروربچ ودست کریس را ول میکند. جیل: پارکر کریس: جیل ما باید بریم جیل: آره کریس میدونم "آغاز زمان معکوس برای انهادم" جیل: وقتمون داره تموم میشه کریس: تو ورحش باید حساب اینو برسیم جیل: تقریبا رسیدیم کریس کریس: پس بزن بریم کرک: کرک صحبت میکنه ، سلامتین؟ من میرم عرشه جلویی بجنبین کریس: جیل بدو کشتی د اره غرق میشه بجنب رسیدیم خلبان: بجنبین بابا! و مالاکودا مقابل جیل و کریس هلیکوپتر را له میکند. جیل: خلبان! کریس: واسه اون بعدا نگران میشیم
  4. هیچ راه خروجی نیست 2:50 محدوده سقوط کیت و کوئینت در محدوده هواپیما هستند. کوئینت: خب خب خب... این چه باحاله...چه کوفتی؟! و کامپیوتر خاموش میشود. کیث: چه غلطی کردی؟ کوئینت: من کاری نکردم کیث: نگو که باتریش تموم شد... مرد رو اعصابه کویئنت: موضوع اینه که توطئه داره هر لحظه واضح تر میشه باید برگردیم به فرودگاه ، باهم کیث: هی مرد... صب کن هیچکی اینجا نیس بقیه گروهم از اینجا رفتن. خب جریان چیه؟ کوئنت: هی هی هی چیزی نی من به راه میونبر گذاشتم میتونم از هر PDA استفاده کنم تا وارد شیم کیث: چرا اینو زودتر نگفتی کوئنت: اگه تئوری من درست باشه پس حقیقت پشت ولترو خیلی...زوده که بگم کیث:دستم میندازی؟ کوئنت: نمیتونم همینجوری نتیجه بگیرم. به مدارک بیشتری احتیا ج دارم کیث:باشه بریم اون کامپیوتر رو پیدا کنیم کوئنت:یه جا هست که هنوز نگشتیم امیدوارم به پردازنده خفن داشته باشه! اونجوری عالی میشه کیث: سلاح زیستیه میدونستم کار ولتروئه کوئنت: موضوع اینه که اونا کل قضیه رو درگیرش نبودن کیث: چی؟ کی اهمیت میده فقط بهشون شلیک کن کوئنت: یه کسی هست که دلش نمیخواسته اگه ولترو ها برگشتن این اطراف باشه برا همین اینکارو کردن... نچ هنوز وقت تئوری های توطئه نیس کوئنت: همم... اون یه... یه MB28 واقعیه؟ گریندر این همون چیزیه که همیشه میخواستم گریندر: همچین رفتی سمت اون سیستم که مگس به سمت پهن اسب حمله نمیکنه این فقط یه کامپیوتره کیث: خب بریم سرموضوع اصلی کوئنت: عه... چه مرگش... هیچی کار نمیکنه کیث: چیکارکردی کوئینت؟ کوئنت: تقصیر من نیس ، برق بیشتری لازم دارم. MB28 گاز زیاد مصرف میکنه باید یه ژنراتور این طرفا باشه لازمش دارم کیث: باشه تو اینجا با دوست دخترت بمون و باهاش حال کن خب بریم. امیدورام این آهن قراضه کار کنه کوئنت: به اندازه کافی توان بهش نرسید که بتونه MB28 رو روشن کنه ژنراتور دیگه ای نیس؟ خب توانش کامل شد. کارمو شروع میکنم کیث:چیزی دستت اومد؟ کوئنت: نه باید از لایه های امنیتیش عبور کنم. ولی کلا زیاد طول نمیکشه که این عشقم MB28 رو راه بندازم اوه گریندر هانتر ها و سگ ها حمله میکنند کیث: حله بذارشون به عهده کمن کوئنت: لعمنت فکر میکنم کل مدت دنبال مان گمون نکنم FBC از دسترسی من خوشش بیاد کیث: FBC؟ داری راجع به چی حرف میزنی؟ کوئنت: دارم سیستم امنیتی اونا رو هک مکنم به طور تصادفی تو محدوده هواپیما پیداشون کردم ولی این حمله ثابت میکنه اونا توش دخیلن دارم حقیقتو میگم بایستی یکم وقت بدی بهم تا این کار رو جمع و جور کنم. کیث: چقدر دیگه مونده؟ کبث: بذار بیینم... خب... 28 درصد کامل شد کیث: دوست دختر کندترین موجود کره زمینه ، خبر داری کوئنت؟ کوئنت: وای نه ! نه نه نه نه! کیث: چی شد؟ کوینت:مثل اینکه خیلی نیرو کشید فکرکنم یکی اژنراتورا قطع شد کیث: رو اعصابه... صبر کن همینجا میرم درستش میکنم کوئنت درست شد؟ حله؟ کوئنت: اره درسته منون 54 درصد شد کیث: تا الان که برنده شدیم کوئنت: چقدر امروز سرمون شلوغ بوده کیث: چشم بسته غیب گفتی! کوئنت: حتما وقتی داشتم هکشون میکردم متوجه شدی باید دورشون کنی کیث: میکنم، ولی تو بهم خفن بدهکاری چقدر دیگه مونده؟ نمیدونی چقدر رو اعصابه کوئنت: همین الان 80 درصدش رد شد چیزی نمونده یه هیولای نامرئی دیگه! چشاتو واکن... یعنی منظورم اینه که مواظب باش کیث: کثافت همین یکی واسه گریه انداختن یه مرد بزرگ کافیه کوئنت: تموم شد 100 ددرصد! جیگرتو! کیث: چه عجب بابا... حالا باید حساب اینا رو برسیم کوئنت: باشه بذارا ین اطلاعاتو بگیرم موفق باشی کیث: ممنونم منم به جات چندتاشونو میکشم تا برمیگردم اون غول چراغ جادو رو تو لامپش نگه دار کوئنت: خب فکر میکنم امن وامان شد میتونی بیای به این یه نگاهی بندازی آماده ای؟ کیث: جو زده نشو الان میام کوئنت: خب خب... این همه چیو توضیح میده کیث: چیرو توضیح میده؟ این که کی پشت ولتروئه؟ کوئنت: اره احتمالا و فقط یه راه واسه فهمیدنش هست بذارخودمون ازش بپرسیم اوبرایان: این فورکباله که صحبت میکنه اوبرایان کیث: چه کوفتی؟ اوبراین همین رئیس خودمون؟ کوئنت: فرمانده اوبرایان من همه چیو کنارهم گذاشتم ولترو اصلا به کار برنگشت همه اینا سرکاری بود که همشو خودت ترتیب دادی این محصول کوچولو ولترو همه اش برای اینه که به یه شخص خاصی برسه اوبرایان: تقریبا گرفتی چی شد. خوشحالم بیخود حقوق نمیگیرین کوینت: من داده های رو بررسی کردم قربان و یه چیزی هست که شاید شما بخواید ببینید اوبرابان: پس بذار ببینم کویئنت بله قربان الساعه میفرستم چی شده..؟ سور FBC خطای ارتباط خطای ارتباط؟ ما رو کشفیدن! چند هواپیما و بمب افکن از بالای ساختمان عبور میکنند. کیث: هی کوئنت کوئنت: ما دونفر در حال برملا کردن راز ها، زنده یا مرده تحت تعقیب! دقیقا مثل فیلم فالکون وآدم برفی! کیث: میخوای اینجا با کامپیوتره بمیری احمق؟ کوئنت: هی صب کن من تقریبا... اوبرایان: کوئنت! کیث! عجب مصیبتی... و منطقه بمباران میشود جیل و کریس وارد سالنی میشوند که با ویروس پر شده است. جیل: این خود ویروسه باید اول جلو ویروسو بگیریم تنا بتونیم بریم بیرون کریس: میدونم ، سیستم کنترلی باید توی آزمایشگاه باشه جیل: کریس! کریس: فکر کنم این سیستم کنترل آزمایشگاهه جیل: کار میکنه؟ کریس: برای خنثی کردن ویروس به کد عبور نیازد اریم جیل: باشه من آزمایگشاهو میگردم ببینم چی پیدا میشه کریس: خوبه من یکم وقت لازم دارم که ببینم کنترل این سیستم چی به چیه قفل ایمنی در رو شکستم. الان باز میشه مواظب باش میری اونجا جیل: حتما هستم روش حساب کن کریس: بهت گفتم مواظب باش نمیدونیم با چه جور سلاح زیستی ای طرفیم جیل: کریس باورت نمیشه الان چی فهمیدم مورگن لندسل از FBC پشت همه ترگریجیا بوده کریس: پس این چیزیه که ریموند ازش صحبت میکرد جیل: اینجور به نظر میاد. تمام چیزی که داریم مدارک موقتیه... هنوز هیچی علیهش نیست ناگهان تمام محدوده جیل پر از ویروس میشود. کریس: جیل؟ جیل؟ صدامو داری؟ جواب منو بده لعنتی! وضعیت اضطراری همین الان برگرد اینجا کریس: جیل؟ خوبی؟ جیل: آره ، فعلا... کریس: جیل جیل: کد عبور روگرفتم کریس: خوبه بیا این ویروس از بین ببریم " بررسی امنیتی تایید شد. آماده سازی برای خنثی سازی ویروس مورگان: کارتون ستونی بود BSAA فعالیت های شما... آگاه کننده بود کریس: مورگان لندسل مورگان: میدونستم اوبرایان و سگ دست آموزشش دارن تو کارای من دخالت میکنن فکر نکرده بودم شماها رو داخل کنه. با اینحال این تنها اشتباه من بود جیل: پس کارتو بود! تو به ترگریجیا حمله کردی کریس: جیل مواظب باش! مورزگان: ظاهرا اشتباهات من دارن جبران میشن شما دو نفر سوار ملکه زنوبیا هستین امیدوارم ناراحت نشین که میخوام مردنتونو تماشا کنم "پاکسازی ویرسو انجام شد" مرگان: اه... باید از دو نفریکه آمبرلا رو به زانو در اوردن بیشتر انتظار میداشتم با اینحال ، روزهای دزد وپلیس بازی شما تموم شده امیدوارم با توجه به حضور شخصی من متوجه وخامت اوضاع شده باشید من یه ضعف بزرگ دارم . از همه چی میترسم. حتی از چیزای کوچیک و باید تمام نقص ها رو برطرف کنم BSAA ، فرمانده عزیز من اوبرایان، کل سازمان شما... چیزی جز دردسر ندارین مطمئنم شماها هم انتظار نداشتین من بذازم همین طوری ا ینجاها هرکارخواستین بکنین بعدشم برید خودتونو دست نندازین. اینو ببنین . سرنوشت شما توی دستای منه و بر روی صفحه کشتی نشان داده میشود که با ماهواره هدف گرفته شده. کریس: تو روحش... جیل: این ملکه زنوبیاس!
  5. Anti-tank Rocket ایدا سلاح موشک ضد تانک را ، در هنگام مبارزه با تایرانت به لیون میدهد. چنانچه مشخص است ، این سلاح 4 موشک را درخود جای داده و این موشک ها در طول بازی یافت نمیشوند. درسناریوی لیون ( شماره 2) هنوز میتوانید از این سلاح علیه ولیام برکین استفاده کنید. در توفو این موشک انداز یکی از سلاح های اولیه برای Flan میباشد. البته مهمات این سلاح قابل پیدا کردن نیست و در سناریو های " هیچ راهی به بیرون نیست " در بخش اشباح نجات یافتگان ، دو موشک دیگر از یک کوله پشتی زامبی به دست می آید. ATM-4 این سلاح در بازی اصلی یافت نمیشود. و زمانی بدست می آید که سناریو لیون را در وضعیت بسیار سخت با رنگ S به پایان ببرید. این سلاح با تیر بینهایت بدست می آید وبرای هر دو کاراکتر قابل استفاده است. همچنین ، این موشک انداز با موشک ضد تانک تفاوت دارد و ان این است که به بازیکن صدمه ای نمیزند. با اینحال مانند موشک ضد تانک این سلاح میتواند سوپر تایرانت را با یک یا دو شلیک از پای در آورد و جلو مبارزه های بعدی را بگیرد. همچنین این ساح باعث نابودی واز بین رفتن زامبی های ایوی میشود . سرعت شلیک این موشک از موشک ضد نفر بیشتر بوده با اینحال دامنه انفجار آن کمتر است. با اینحال مانند تمامی سلاح های جایزه ای در بازی ، بازکنان لازم است کمپین کلر با درجه سختی را به پایان برسانند ونیازی نیست حتما رنک S بگیرند Broom Hc BroomHC هندگان ایدا و دنیل در هنگام شروع بازی است با اینکه این سلاح بسیار ضعیف است و مهمات خیلی کمی نگه میدارد ، بسیار سریع بوده و هدف گیری خوبی دارد. ریلود آن بسیار سریع است و در مواقع ضروری وبحرانی به خوبی عمل میکند. مشخصات یاد شده این سلاح را برای مبارزه با زامبی ها و سربر ها بسیار موثر میکند ولی در مقابل تعداد متعدد دشمنان و یا موجودات قویتر بسیار ضعیف عمل میکند. Chemical Flamethrower این سلاح در سناریو لیون با حل کردن پازل شاه- ملکه در فاضلاب ها بدست می اید و در سناریو اشباح نجات یافته در سناریو فرار کاترین وارن یافت میشود. این سلاح در اینونتوری 2 جا را اشغال کرده و 400 تیر را در بیشترین حالت درخود جای میدهد. آپگردیی که برای این سلاح وجود دارد ، رگولاتور نامیده مبشود و در اتاق استراحت در آزمایشکاه قرار دارد. و باعث مشود سرعت شلیک آن بهتر شود. هرچند این سلاح در مقابل اکثر موجودات بازی چندان قوی نیست ، دشمنان قویتر مانند G- Adult برکین جهش یافته و سوپر تایرانت با این سلاح به سرعت از بین میروند. همچنین این تنها سلاحیست که در سناریو لیون میتواند زامبی های ایوی را برای همیشه از بین ببرد. Flash Grenade نارنجک میتواند تمامی دشمنان را در محدوده انفجاری خود از بین ببرد. همچنین میتواند به عنوان سلاح تهاجمی یا دفاعی مورد استفاده قرار بگیرد. با اینحال توجه داشته باشید که در صورت پس زدن حمله دشمن دارای اثر کمتری میباشد.هرچند که این سلاح قدرت تخریبی چندان بالایی ندارد ولی هیچ دشمنی در بازی از اثرات آن محفوظ نمیماند. GM 79 GM79 یا گرانید لانچر دارای مهمات اسیدی و مهمات آتشین است . در هنگام نشونه گیری میتوان از رنگ آن این موضوع را فهمید که بر روی سلاح کدام مهمات بسته شده است. این سلاح به طور طبیعی یک جا را در اینونتوری اشغال میکند ولی به هنگام اپگرید شدن 2 جا را خواهد گرفت. آبگرید کردن این سلاح باعث افزایش دقت نشانه گیری در آن میشود. این سلاح بازه مبارزاتی بالایی دارد. میتوان از آن علیه زامبی ها و حتی تایرانت ها استفاده کرد. این سلاح دارای شعاع تاثیر گذاری بوده وبا شلیک کردن به هدف خود هدف و سایر موجودات اطراف آن نیز صدمه میبینند. مهمات این سلاح به وفور در بازی یافت میشوند. محل قرار گیری این سلاح درا تاق مهمات در بخش "safty deposite room میباشد اگر بازیکن نتواند این سلاح را در آنجا بدست بیاورد در اتاق امنیتی نزدیک NEST به دست می آید.البته باید در نظر داشت سرعت رلود این سلاح بسیار ضعیف است. Hand Grenade نارنجک فلش تمامی دشمنان در محدوده انفجارش را متوقف میکند.میتواند به عنوان سلاح دفاعی یا تهاجمی استفاده شود .با اینجال اگر کاراکتر نیز به سمت نور آن نگاه کند نیز تحت تاثیر نور ایجاد شده قرار میگیرد. گرچه این سلاح قوی ای نیست ، ولی تمامی موجودات بازی به آن حساس هستند. JMB Hp3 این سلاح ، تنها به کلر داده میشود. محل قرار گیری ان درون ماشین پلیس در پارکینگ است. برای باز کردن آن نیاز به کلیدیست که در خارج از محدوده تیر اندازی در یک جعبه فلزی قرار دارد. به طور پیشفرض بیشترین خشاب این سلاح 13 گلوله دارد.این سلاح نشانه گیر لیزری دارد و در زمان حرکت یا شلیک مفید است. خشاب بیشترین گلوله در صندوق ایمنی داخل اتاق انتظار توسط این رمز داده میشود: 6 تا به چپ ، 2 تا به راست ، 11 تا به چپ LE 5 L5 یکی از سلاح های هانک در سناریو چهارمین بازمانده و نجات یافتگان اشباح است. این سلاح شباهت زیادی به MQ11 دارد با این تفاوت که صدای آن بیشتر بوده و ظرفیت کمتری دارد.با اینحال این سلاح بسیار قدرتمند میباشد. Lightning Hawk سناریو لیون : درون اتاق تسلیحات. که به ‘USB DONGLE برای بدست اوردن آن نیاز است هانک : هانک به طور پیشفرض این سلاح را در 4امین بازمانده با خود دارد. رابرت کندو : در اشباح نجات یافته ، این سلاح در فاضلاب توسط ماشین آقای راکن قابل دریافت است این سلاح از قدرتمند ترین سلاح های سناریو لیون است. دقت وسرعت آن بسیار مناسب بوده و شلیک بحرانی آن نیز بسیار مناسب است همچنین شلیک این گلوله میتواند به چند مهاجم که در یک ردیف استاده اند صدمه بزند.این سلاح برای مقابله با G-Adult و سایر باس های بازی مناسب میباشد. به عنوان یک مگنوم نیمه اتوماتیک 7 تیره ، ریلود این سلاح در حین حرکت بسیار مناسب است. این سلاح دارای مهمات کمی در بازیست وبسیار مهم است که بدانید کجا از آن استفاده کنید. البته میتوان تیر های این سلاح را در بازی توسط باروت زرد ساخت. این سلاح قابل ارتقا بوده که میتواند نشانه گیری و قدرت آن را بالا ببرد. Matilda ماتیلدا سلاح اولیه لیون مباشد. به طور پیشرفض 12 گلوله داشته با اینجال میتواند آپگرید شده و به 24 گلوله برسد. لاین سلاح میتواند با muzzle Brake ارتقا یافته و این امر باعث افزایش دقت و نشانه گیری میشود. و در نهایت آخرین ارتقا توشط Gun Stock انجام شده که باعث 3 شلیک پشت سر هم میشود. با اینکه این سلاح ضعیف است ، مهمات زیادی از آن در بازی بدست می آورید. در صورت ارتقا این سلاح در فواصل طولانی با هدف، سلاح بسیار مفیدی میشود. مخصوصا در جایی که شاتگان به خاطر فاصله زیاد آن قدرت شلیک خود را از دست میدهد. Minigun این سلاح تنها توسط کلر در اتاق کوچک کنار میز چرخان پیدا میشود. از انجایی که پیش از این بازیکن مجبور شده دو عدد پلاگ را بردارد همیشه جای خالی برای آن وجود دارد. این سلاح در بیشترین حالت ظرفیت 400 گلوله دارد. در سنارو کلر این سلاح با بیشترین حالت ظرفیت تحویل بازیکن میشود ولی هیچ خشابی برای آن در بازی یافت نمیشود.در سناریو کلر از این سلاح میتوان علیه G استفاده کرد این سلاح یک ماشین کشتار است که میتواند G4 را بترکاند و باعث قطع شدن سر زامبی ها شود. MQ 11 این سلاح در بخش تسلیحات اتاق استارز بوده وبرای بدست اوردن نیاز به USB Doungle میباشد. MQ11 به طور پیشفرض 24 گلوله دارد م که برای بازکنی که بار اول آن را بدست میگیرد ممکن است دردسر درست کنند. زیرا سرعت شلیک آن بسیار بالاست. بهتر است ابتدا سلاح را اپگرید کرده وبعد از آن استفاده کنید. پس از اینکه اپگرید Surpress بر روی این سلاح نصب شود ، باعث جلب توجه لیکر ها نخواهد شد مگر اینکه مستقیما به لیکر شلیک کنید. برای افراد حرفه ای این میتواند سلاح مبارزه با باس های بازی باشد. MUP سلاحیست که در سناریو 4 امین نجات یافته در دست هانک بوده و در سناریو اشباح نیز وجود داردو بیشترین سایز خشاب آن 16 گلوله بوده و شباهت زیادی به JMB Hp3 دارد . با این تفاوت که نشانه گر لیزری روی آن نصب نیست. با اینحال برای شلیک های بحرانی سلاح بهتری است. Quickdraw Army محل دریافت این سلاح در اتاق نگهبانی در سناریو دوم کلر است. این سلاح در ابتدا به کلر در سناریو دوم داده میشود. یک رولور 45 کالیبر با 6 گلوله که در زمان شلیک سریع بوده و نشانه گیری با آن راحت اسن.با هر شلیک نیز صدمه تقریبا زیادی به مهاجم حمله میکند. اکر بازیکن بخواهد تمامی گلوله ها این سلا ح را ریلود کند، این سلاح کندترین سلاح بازی خواهد شد ولی ریلود یک گلوله آن بسیار سریع است . این سلاح در صورتی که در دستان بازیکن مناسبی باشد سلاح بسیار مخوفیست. (Samurai Edge (Albert Model شمشیر ساموریایی تنها با پول واقعی قابل خرید است و به طور پیشفرض در صندوق قرار داده خوداهد شد. سلاح بسیار مناسبی برای هدشات ها بحرانیست. (Samurai Edge (Chris Model این سلاح تنها برای بازیکنانیست که بازی را به صورت پیش خرید تهیه کرده اند. و در ایتم باکس خواهد بود. دقت و توانایی حرکت در هنگاتم نشانه گیری از موارد این سلاح است. (Samurai Edge (Jill Model این سلاح تنها برای بازیکنانیست که بازی را به صورت پیش خرید تهیه کرده اند. و در ایتم باکس خواهد بود. دقت و توانایی حرکت در هنگاتم نشانه گیری از موارد این سلاح است. (Samurai Edge (Original Model این سلاح با به پایان رساندن بازی در سطح سخت یا معمولی با رنک S بدست خواهد آمد . SLS 60 این سلاح سلاح آغازین کلر و کاترین است. به عنوان یک رولور 5 گلوله ای ، دقت بالا در تیر ا ندازی داشته و سرعت کمی برای پر کرد دارد. با اینحال نرخ شلیک این سلاح بالاست . این سلاح برای هد شات زامبی ها مناسب است. این سلاح میتواند با speed loader در میز لیون آبگرد شود و این اجازه را میدهد که در آن واحد چند گلوله را ریلود کرد . و در نهایت آخرین آپگرید این سلاح با باروت های مخصوص میتواند قدرت این سلاح را بسیار بالا ببرد. این هندگان تنها هندگانیست که میتوان با آن در حال حرکت نشانه گرفت. W-870 در سناریو لیون این سلاح در کمد اتاق safety deposit بدست می آید که با کارت باز میشود.اگر بازیکن این سلاح را در این نقطه برندارد بعد در اتاق نگهبانی در NESTپیدا میکند. به طور پیش فرض این سلاح 4 گلوله میگیرد . اپگرید کردن این سلاح توسط Long barrel باعث افزایش دامنه صدمه میشود و ظرفیت آن را نیز افزایش میدهد.Shotgun Stock باعث افزایش نرخ شلیک و سرعت ریلود میشود. Long barrel باعث افزایش جا در اینونتوری میشود. با اینحال stock باعث افزایش حجم نخواهد شد. سلاح عمومی زامبی ها برای لیون شاتگان است. برای مقاله با زامبی ها فاصله لیون می بایست با زامبی ها کم شود با اینحال با اپرگرید سلاح میتوان از دور نیز به آنها شلیک کرد وریسک اسیب پذیری را کاهش داد. این سلاح برای مواجهه با انواع مهاجمان مناسب است ، گلوله آن به وفور در بازی یافت میشود و همچینین میتوان توسط باروت گلوله های آن را ساخت. Spark Shot این سلاح در انبار تجهیزات در طبقه پایین فاضلاب پیدا میشود و برای باز کردن آن نیاز به king plug است و تنها در سناریو کلر وجود دارد. سلاح اسپارک شات سلاح بسیار قدتمندیست. به طور پیشفرض یک شلیک با این سلاح دشمن را متوقف کرده وبه بازیکن این امکان را میدهد که در صورت نیاز بگریزد. این سلاح علیه G-Adults بسیار قدرتمند است. اگر دقیق به چشمان آنها بخورد این سلاح با یک شارژ میتواند آنها را بکشد. مهمات این سلاح بسیار کمیاب بوده و در نقاط مشخصی وجود دارد. در واقع در کل اداره پلیس تنها یک مهمات برای آن یافته میشود. این سلاح برای مواجهه با G که نزدیک میز چرخان به سراغ بازیکن می آید نیز خوب است. این سلاح علیه تایرانت نیز میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
  6. این سلاح های اویل 2 تموم شد اگه اوکی ارسال کنیم

     

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 10
    2. Big Boss

      Big Boss

      اره جاش خوبه یه انجمن جدا براش میزنم که راجب شخصیت ها همونجا بمونه تکراری نشه دیگه

    3. Wolfwand Rubel

      Wolfwand Rubel

      باشه . عالیه

      تو بازیای دیگه هم شخصیتا یکی ان یا فرق میکنن؟

       

    4. Big Boss

      Big Boss

      تقربیا ولی بازم مطمئن میشم که ببینم یکین یا نه

  7. موش و گربه -اپیزود 6 کریس و جسیکا بر روی عرشه کشتی پا میگذارند. جسیکا: ممکنه کجا باشن؟ کریس: هرجا ممکنه باشن. بیا شروع کنیم جسیکا: برنامه پیدا کردنشون چیه؟ کریس: برنامه ای در کار نیست همه اتاقا رو میگردیم جسیکا: عالیه جسیکا: اگه اول ولترو پیدامون کنه چی؟ کریس: میگیریمشون ، بازجوییشون میکنیم با اوز ها مواجه میشوند کریس: این یه جهش جدیده، واکنش به یه ویروس جدید جسیکا: میدونستم اینجوری مشه جسیکا: همیونجوری دارن میان! باید از بینشون در بریم! جسیکا: خدا این کشتی چه مرگشه؟ کریس: امیدوارم پارکر وجیل حالشون خوب باشه کوئینت: به گوشم. جک اس اینجاس جواب منو بدین جسیکا : دریافت شد میدونی چطور میشه جیل وپارکر رو پیدا کرد؟ کویئنت: جسیکا؟ اهم ... یه دقیقه صبر کن با توجه به شرایط کشتی مطمئنم یه مشکلی برا موتور پیش اومده فکرکنم توی دهانه سر ریز کشتی ان و دارن سعی میکنن راه بندازنش کریس: منطقی به نظر میاد .ماداریم میریم اونجا جسیکا: مطمئنم یه چیزی اون پشته دیدی گفتم! کریس: واینستا بِرو بِر نگاشون کن شلیک کن بهشون! جسیکا: برو اونور زشت بدترکیب! پس ولترو میخواد این ویروسه رو تو دنیا پخش کنه کریس: اره ولی همین الانش کل کشتی رو آلوده کرده جسیکا: پس جیل و پارکر موقع ورود مهمونی خوش امد گویی داشتن پارکر و جیل در حال غرق شدن هستند. پارکر: لعنت... یکی هرکسی... تا اخر عمرم بهت خدمت میکنم... جیل: نا امید نشو پارکر باید یه راهی باشه جسیکا: اصلا فکرشم نمیکردم اینقدرنجاتشون طول بکشه پارکر بهم یه شام درست وحسابی بابت نجات دادن جونش بدهکار میشه "توجه مشکل در موتور!به اتاق موتور اطلاع دهید" کریس و پارکر به موقعیت میرسند ولی کسی آنجا نیست و اتاق خالی است. جسیکا: کسی خونه نیست. کریس: جیل کجا رفته؟ بر روی دیوار نشقه کوئین زمرمس نشان داده میشود ومعلوم میشود آندو بر روی کشتی زنوبیا نیستند. پارکر: اصلا خوب نیست و جیل کاری میکند تا بتوانند بگریزند. پارکر :مشکلی که پیش نیومد مگه نه جیل؟ جیل: نه خیلی هم راحت بود هنوز داره پر میشه پارکر: برق وصل شده میتونیم سیلاب گیر رو از اتاق کنترل راه بندازیم جیل: برق وصل شده متونیم ازش استفاده کنیم پارکر: خب این فعلا نگهمون میداره من سیگنال ندارم... حتما آنتنش خرابه جیل: روی عرشه مرکزیه... شاید بشه تعمیرش کرد مطمئنم منظره عرشه قشنگه پارکر: منم همین فکر رو میکنم بیا بریم . عرشه مرکزی میتونیم از هال اصلی با آسانسور بریم پارکر: متوقف شد؟ آب که هنوز... جیل: حله، دریچه تازه بسته شده. باید صبر کنیم کریس: ما روی کشتی ملکه زمیرمس هستیم اوبرایان: دریافت شد. کوئینت متوجه شد دوتا کشتی وجود دارن شماها باید روی کشتی دوقلوی کوئین زنوبیا باشین جیل وپارکر احتمالا روی اون یکی کشتی ان کریس: تونستی جاشو پیدا کنی؟ اوربراین: نه ولی افراد مهمم رو گذاشتم روش کریس: ولی زمان زیادی نگذشته درسته؟ اوبریان: درسته تا چند ساعت پیش دو تا کشتی داشتن با هم سفر میکردن اطرافو بگردین ببین چی میتونی پیدا کنین کریس: دریافت شد. پارکر: نظری داری که ولترو میخواد چی کار کنه؟البته به جز اون بخشش که ما رو گیج وگم کنه که خودمونم نفهمیم داریم چیکارمیکنیم جیل: کسی چه میدونه ما که تا الان چهره مبارک هیچکدومشونو از بعد اون فیلمه زیارت نکردیم... پارکر: اره اصلا خوشم نمیاد. هرچی که زودتر برسیم به عرشه مرکزی وبا مرکز تماس بگیریم بهتره جیل: حداقل امیدوارم تونسته باشن جای کریسو پیدا کنن وارد کازینو میشوند و مجدد مامور ولترو رو میبینند. پارکر: دوست ماسک زده امون ولترو: ولتشه که حقیقت رو بدونید پارکر: خب تو چرا بهمون نمیگی؟ واترو: من توجه شما رو به دو نکته جلب میکنم شماره 1 چطور همه مدارک بعد از تریگریجیا از بین رفت؟ گزینه دوم چطور یک کشتی به بزرگی کوئئین زنوبیا میتونه توی مدیتران ه سگردون باشه و کسی پیداش نکنه؟ این موضوع جادو نبوده پارکر: خب که چی؟ ولترو: دلیلش اینه که جسیکا و کریس وارد می شوند و مرد را با تیر میزنند. کریس: جسیکا چرا شلیک کردی؟ جسیکا: از افرادمون مراقبت کردم مگه واسه همین نیومدیم؟ پارکر: اجازه نداری بمیری! و ماسک مرد را برمیدارد و متوجه میشود وی ریموند است. ریموند! چرا؟! پارکر: چه فقدان بدی جیل: این کشتی دیگه زیاد دووم نمیاره . نمیتونیم بذاریم ویروس دریا رو آلوده کنه کریس: ما همین الانشم کوئین زمرمس رو گشتیم . فکر میکن مبدونم ازمایشگاه کجاس میریم اونجا پارکر: باشه ، من سعی میکنم یه راهی پیدا کنم که غرق شدنمونو به تاخیر بندازه جسیکا با من میای؟ جسیکا: آره پارکر: خب یه معاوضه همکار آدمو به اشتیاق میاره کریس: فهمیدم. ما ترتیب ویروسو میدیم شما دو تا یکم برامون زمان بخیرین جیل این چیزا همه جا کارمیکنه حتی توی آب . میتونه سرعتشونو کم کنه جیل: ممنونم کریس. کریس: در ضمن من محل احتمالی آزمایشگاهو برات مشخص کردم جسیکا: عجب هالوئیه...اصلا تو باغ نیس! پارکر: شاید اون تو باغ یه نفر دیگه ایه جسیکا... جیل: پس همه اینا کار ریموند بود؟ کریس: نه . من فکر میکنم ما فقط نصف داستانو شنیدیم یه عالمه چیز تو این ماموریت هست که با عقل جور در نمیاد بجنب میتونیم از سمت دهانه بریم تا به آزمایشگاه برسیم جیل: مواظب باش آب پر از اون جک و جو.نوراس کریس: دریافت شد آزمکایشگاه اون طرفه جیل از این استفاده کن. اینو روی کوئین زمرمیس پیدا کردم. این کشتیا دوقلوئن احتمال رو جفتشون کارکنه "تصدیق اثر انگشت کامل شد" جیل: حله "لطفا در هر اتاق استرلیزه کردن یک نفر بایستد" "پاکسازی لطفا صبر کنید" کریس: جیل جیل! "وضعیت اضطراری.." کریس: دارم میام کمکت... "پاکسازی انجام نشد. لطفا تا زمان باز ماندن در صبر کنید" کریسی: جیل! جیل: حله من خوبم چرا باید یه همچین جایی روتوی یه کشتی تفریحی مخفی کنن؟ کریس: پوشش خوبیه... کی اصلا به مغزش خطور میکرد و مشکوک میشد؟ جیل: نکته خوبی بود امیدوارم بتونیم زودتر بفهمیم اینجا چه خبره کریس: ویروس یه جایی تو همین محدوده اس جیل: پس این راز زنوبیاس پایان اپیزود all on the line
  8. آشکار ساختن رازها –اپیزود 5 10:20 فرودگاه ولکین ماکی کیث: چقدر سرده اینجا! کوئینت : "جک اس " گزارش میده ، ما به فرودگاه والکن موکی رسیدیم اوبرایان: فورکبال صحبت میکنه ، کارتون خوب بود. اطراف رو بگردین وماموریتتونو پیش ببرین کوئینت: خب... اوبرایان میخوای کار رو چطور پیش ببریم؟ اوربرایان: به خودتون بستگی داره هرکار بهتره به نظرتون انجام بدین سرباز: چرا اینقدر لفتش دادین شما دوتا کیث: خب بلاخره که رسیدیم چه خبر از ولترو؟ سرباز: مطمئن نیستم هنوز هیچی پیدا نکردیم. هیچ ردی هم نیس کیت: خب پس چی؟ سرباز: یه محوطه زیر زمینی هست، بنا داریم بهش حمله کنیم کوئینت: واو این به نظر از تریپ کاراییه که به فاز ما میخوره مگه نه گریندر؟ سرباز: هی صبر کن ما هنوز مجوز دریافت نکردیم... کیث: حله، ما تو کارشیم خب؟ در ضمن اگه یه نفر لازم باشه که بتونه چیزی رو پیدا کنه ، هیچکی از این رفیق من بهتر نی کوئینت: هوی! گریندر من اینجا معطلم ها کیث: پس که اینطور تو جسیکا رو تا خونه تعقیب کردی، میدونی کجا زندگی میکنه؟ کوئینت: تقریبا، تقریبا آخراش بود که گمش کردم، نزدیکیای.. هی! فکر میکنی من از اون تیپ آدماییم که دنبال دخترا میکنم؟ ها؟ کیث: خودت گفتی، بجنب بریم کیث: حالش این مدلیه که انگار یه چیزی میپره بیرون! کوئینت: جلو پاتو نگاه کن باید ساکت باشیم کیث: میدونم پای کوئینت به چیزی گیر میکند کیث: خودت کسی نبودی که گفتی باید ساکت باشیم؟ کوئینت: آدم حتی توی خونه خودشم به در ودیوار میخوره میدونی؟ کیث: مگه اینکه تو توی خونه ات به درو دیوار بخوری . بیابریم کیث: قفله... کوئینت پیچگوشتی رو بده من! کوئینت : باشه.. عه... کیث: نگو که گمش کردی! کوئینت: یی کیث: ممکنه اینجوری بشه اون در قفل رو باز کرد هاه؟ دوربین امنیتی یه چیزی رو گرفته کوئینت: این چیزیه که از فیلمای امنیتی گرفتم... کیث: این اون هواپیمائه اس نیست؟ ولترو یا کی؟دیدیش؟ کوئینت: یه سلاح زیستی بدون کنترل؟ این دیگه مدل جدیدی پایین انداخت هواپیماس کیث: خودشو گرفته و...پوف... هیچ شانسی نداشتن کوئینت:این زمانش با زمان سقوط هواپیما یکیه همونی که کریس خبر داده بود کیث: اینجاس؟ کوئینت: اینجوری به نظر میاد... وای! در دوربین های مدار بسته چیزی به قفسه ها میخورد که دیده نمیشود. کیث: این دیگه چه کوفتیه؟ کوئینت: روحی جنی چیزیه! کیث: هی کوئینت! کوئینت: میرم دوربین بعدی بذار ببینم کجا میره کیث: اون یه نفر اینجا زنده اس کوئینت: ساکت باش! کیث: اون چی بود؟ کوئینت: گفتم ساکت باش! یه چیزی ا ونجا نمیدونم چیه ولی نمیبینیمش مرد داخل تصویر به طرز فجیعی بدون دیده شدن مهاجم کشته میشود. کیث: اه...چندش کوئینت: عه یه چیزی رو انداخت؟ مطمئنن دیدن این فیلم برای بالای هیجده سال مناسبه کیث: واقعا چیز شوکه کننده ای بود کوئینت: یکی از قربانیا یه چیزی انداخت چی بود؟ کیث: هی اینجا جاییه که تو دوربین دیدیم اون مرده یه چیزی انداخت. کجاست پس و یو اس بی را پیدا میکنند. کوئینت: میتونم با این به سیستم مرکزی هواپیما دسترسی پیدا کنم اگه فقط بتونم کد های امنیتی رو از توی این تیکه جواهر بکشم بیرون کیث: حالا معنیش هرچی هست، کارتو بکن کوئینت: معنیش اینه که میتونیم اطلاعات رو از روی کامپیوترهواپیما بکشیم بیرون کیث: این شد یه چیزی کوئینت: به حد کافی دیدم بیا بریم جای هواپیما -------------------------------------------------------------------------------- 10:25 معبر انتهای کشتی جیل: صدای چیه؟ آب؟ پارکر: اره، ازا ونجا میاد جیل: کجاش سوراخ شده؟ پارکر: ولترو لعنتی میخواین کشتی رو با ویروسای توش غرق کنین؟ "توجه ، آب در بخش دهانه انتهایی کشتی در جریان است دریچه بستن دهانه به دلیل نبود نیروی برق نمیتواند بسته شود " نیروی برق میتواند از اتاق موتور خانه راه اندازی شود. پارکر: پس بهتره بریم موتورخونه رو پیدا کنیم جیل: آب داره میاد بالاتر پارکر: بجنب وقت زیادی برا تلف کردن نداریم خب اینجاس که ما باید سیستم رو ریست کنیم... ولی هیچی کار نمیکنه. من میگردم ببینم چطور میشه راهش انداخت تو هم یه جوری خودتو برسون به اون کنترل پنل اونوری جیل: مشکلی نیس، به عهده من پارکر: جیل! جیل: چیزی نیس. تونستم برسم اینجا هیچ کلیدی نیس! پارکر: گندش بزنن من فکر میکنم باید دونفری راهش بندازیم جیل: پس واقعا اون کلیدو لازم داریم جیل بعد از کمی گشتن کلید را پیدا میکند. پارکر: تعمیر تموم شد ، تو اتاق موتور خونه منتظرتوام جیل با کلید به محل میرسد پارکر: من اماده ام که این جیگر رو ریست کنم. برو پای دستگاه خب حل شد درهای اتاق قفل میشوند. چه کوفتی... جیل: چی شد؟ اتاق با آب پر میشود. وقتمون داره تموم میشه! پارکر: جیل! متوقف نمیشه! ----------------------------------------------------------- 10:48 نزدیک لاشه هواپیما کیث وکوئینت در کوهستان به سمت لاشه هواپیما میروند. اوبرایان: متوجه موقعیت هستم .اون فلشی که پیدا کردین ظاهرا به کامپیوتر اون هواپیما سقوط کرده مربوطه کوئینت: رئیس؟خبری از جیل وپارکر نشد؟ اوبرایان: نه هنوز نه ، داشتن روی دریا تحقیقاتشونو ادامه میدادن که ارتباطمونو باهاشون از دست دادیم کیث: این خوب نیس امیدوارم خوب باشن اوبرایان: ولی اونا خیلی وقته تماس نگرفتن من دارم نگران میشم کم کم . اون ترمینال توی محدوده سقوط رو پیدا کنین ببینین میفهمین ولترو چه نقشه ای داره؟ کیث: محل سقوط جلو تره... بیا بریم کوئینت: باحال نمیشه گریندر، اگه ما کلید اصلی حل این ماموریت رو پیدا کنیم؟ کیث: برا این موقع شب زیادی روشنه... فکر میکنم برا همین بهش میگن خورشید نیمه شب کوئینت: سلاح زیستیا! میدونستم یه همچی چیزی پیش میاد! نه چون اونا گرگن وکله اشون از وسط باز نمیشه! کوئینت: گریندر من میرم اون ترمینال رو بررسی کنم تو با همینا سرگرم باش کیث: کوئینت! منو اینجوری ول نکن برو ...خوره های لعنتی کامپیوتر کوئینت: بجنب گریندر داری چیکا میکنی؟ کوئینت به سمت عقب پرتاب میشود. کیث: هش بابا... چت شد یه هو؟ کوئینت: یه چیزی... نمیدونم واقعا انگار یه چیزی هلم داد کیث: چی؟ کویئنت: ببین منو زد یه جور ادمی نامرئی چیزی بود مطمئنم کیث: راس میگی؟ کوئینت: یه هانتره! کیث: ناپدید شد! کوئینت: حالا میفهمم چی سر اون کارکنای بدبخت اومد! اونکه یه جور روح بود! این نوع جدید از هانتره کوئینت: بخاطر توضیحات ارزنده ات سپاسگذارم، لازمه بگم چقدر رو اعصابه؟ چطو با تیر بزنمشون وقتین میبینمشون دخل اولی اومد. چندتا موندن؟ کوئینت: نمیدونم... چون نمیبینمشون! کیث: رو اعصابه کیث: اینم یکی دیگه ، کوئینت چندتا مونده؟ کوئینت: گفتم که نمیبنمشون که بدونم چند تان کیث: فکر نکنم بازم باشن کوئینت: خب پس بریم سراغ اون سیستم قبل از اینکه هیولاهای دیگه سروکله اشون پیداشه کیث: خب... به نظر میاد همه چی درست حسابی کار میکنه هوی کوئینت ، نوبت کار تو رسیده کوئینت: نمیتونم رد تماسو بگیرم. باید یه چی دیگه رو امتحان کنم کیث: راحت باش. تو با دستگاه ها خوب کار میکنی ولی با زنا... کوئنت: گرندر! کیث: ها چیه؟ کوئینت: باید سریع با مرکز تماس بگیرم بلافاصله اوبراین: اینجا مرکز اوبرایان صحبت میکنه چی... کوئنت: این جک اسه ، من مختصات کشتی رو پیدا کردم دارم میفرستمشون اوبرایان: عالیه ، بهترین خبر چند وقت اخیرو شنیدم کیث: عالیه، اینجوری پیدا کردن مختصات ، واقعا دمت گرم کوئینت: خب من میتونستم زمان مسافرت رو محاسبه کنم و از روی مسیر قبلیش بررسی کنم ولی اینکار خیلی طول میکشید کیث: واسه همین گفتم دمت گرم کوئینت: نمیفهمی بابا من هیچی رو حساب نکردم. ماتنها کسی نیستیم که داره دنبال اون کشتی میگرده کیث: وایستا ببینم در مورد چی صحبت میکنی؟ میگی خود ولترو هم از مخفیگاهش در رفتن وحالا دارن دنبال کشتی خودشون میگردن؟ کوئینت: دقیقا همینو دارم میگم ولی نمیدونم کدوم یکی از این اطلاعات واقعی ان وکدوم واقعی نیستن کیث: عالیه یعنی نمیدونم طرف حسابمون کیه کوئینت: درسته این همون بخشی از پازله که لازم داشتیم هلیکوپتر بر فراز مدیترانه در همان حال کریس: کریس صحبت میکنه من مختصاتو گرفتم جسیکا: زیاد دور نیست ، میتونیم سریع بهش برسیم کریس:ابرایان ما توراهیم پایان اپیزود
  9. اپیزود دوم :اسرار دوپهلو 6:42 – کوهستان های اروپا در کوستان برفی ویخ زده ولکاین ماکی جسیکا شروات وکریس درفیلد در حال حرکت هستند. جسیکا: ارومتر برو کریس... کریس: تقریبا رسیدیم جسیکا جسیکا: امیدوارم.. پاهام دارن منو میکشن "گیم پلی " کریس: علائم نشون میدن که مقر بعد از اون قله اس جسیکا: شاید بخاطر هواست ولی من هنوزم نمیتونم با مرکز تماس بگیرم کی فکرشو میکرد ما اینهمه مدت اینجا گیر کنیم. درمقابلشان یه هواپیما سقوط میکند. هواپیما!... وای خدا!!! سقوط کرد جسیکا: نباید هیچ محل فرودی این اطراف باشه کریس: پس اطلاعاتی که از ولترو بدست آوردیم کاملا دقیق بوده بجنب جسیکا: یا مسیح هیچکس نمیتونه از این مهلکه زنده مونده باشه! کریس: محوطه رو بررسی کن اگه چیزی پیدا کردی به منم خبر بده کریس:بارنامه باید یه چیزی دستمون بده که بفهمیم چه خبره جسیکا بذار ببینم اونا از فرودگاه ولکوینن ماکی راه افتادن کریس: اگه اینجاییه که اونا هستن ، این معدن ما رو به اونجا هدایت میکنه جسیکا کمک میخوام جسیکا: اومدم جسیکا :این غار خیلی سرده! کریس: باید زیرشلواری گرمتو رو میپوشیدی جسیکا: شنیدی؟ کریس: فکر کنم آلوده ان جسیکا احتیاط کن جسیکا: میبینی؟ برا همین از سگای کوتوله خوشم میاد اون هواپیماهه داشت اینارو جابه جا میکرد؟ کریس: اینطور به نظر میاد مگه نه؟ جسیکا: پس ولترو از گور برگشته کریس: آره و ما باید قبل اینکه به کسی صدمه برسه متوقفش کنیم جسیکا: خب... پس جیل بود.. کریس: چی بود؟ تمرکز داشته باش جسیکا: اون قبلا همکارت بود ها؟ کریس: خب قبلا همکارم بود که چی؟ جسیکا: هیچی همینطوری پرسیدم میدونی که زیر پای کریس خالی میشود وکریس داخل یک دره با انبوهی از سگ های آلوده گیر میکند. کریس: گندش بزنن جسیکا: کریس! خوبی؟ کریس: پامه چیزی نیست. فقط نمیتونم حرکت کنم جسیکا: تحمل کن دارم میام جای تو هواتو دارم تو روحش... چرا باید همه چی با هم پیش باید... کریس: لعنت تعدادشون خیلی زیاده جسیکا: دووم بیار کریس کریس: تیرام چیزی نمونده ازشون جسیکا: دیگه از اون نارنجکای پوششی نداری؟ دارم میام میتونی وایستی؟ کریس: ممنون خوب میشم جسیکا: شرمنده دوباره پیش میکشمش... کریس: چی رو پیش میکشی؟ جسیکا:تو به اندازه ای که به جیل اعتماد داری به منم اعتماد داری؟ کریس: نیازی به مقایسه نیس من به جفتتون اعتماد دارم. در ضمن اعتماد از طریق رفتار ساخته میشه نه گفتار جسیکا: تو کلا فازت همینه کریس . همیشه بحث کار رو پیش میکشی جسیکا: ایم فرودگاهه؟ کریس: اینجا مخفیگاهشونه کاتسین اوبراین: این فورکباله که حرف میزنه. صدامو میشنوین؟ کریس: کریس صحبت میکنه. میشنویم قربان اوبرایان: شما دوتا خوبین کجایین؟ کریس: تداخل اینجا سیگنال مارو مختل کرده بودما توی فوردگاه ولکاین ماکی هستیم اوبرایان: لعنتی این یه نقشه از پیش تعیین شده بوده کریس: منظورتون چیه؟ اوبرایان: من جیل وپارکر رو به هوای یه رد اشتباه فرستادم روی مدیترانه . الان ارتباطمونو باهاشون از دست دادیم از اون موقع خبری ازشون نشیدم کریس: چطور؟ چه خبره اصلا؟ جسیکا: کریس، بهتره اینو ببنی کریس: غیر ممکنه جسیکا: اوبرایان خوشت نمیاد ما یه علامت ولترو پیدا کردیم اوبرایان: پس خبر بازگشتشون درست بود جسیکا: پس تو تله افتادن ، جیل وپارکر هم.. اوبراین: درسته مطمئنم. کریس: ما میریم دنبال جیل وپارکر . امیدوارم مشکلی نداشته باشه اوبرایان : اصلا برین مدیترانه و با من در ارتباط باشین جسیکا: نظری داری چه خبره؟ کریس: بعدا در موردش فکر میکنیم الان باید راه بیفتیم --------------------------------------------------------------------- 8:32 اتاق مهمان جیل بر روی یک تخت به هوش می آید. جیل: چی ؟ کجا...؟ پارکر: جیل؟ جیل: پارکر پارکر: کجایی؟ جیل: تو یه اتاقم گمونم یه جایی توی کشتی پارکر: حرومزده سلاحای منو برداشته جیل: میتونی با مرکز تماس بگیری؟ پارکر: نه به نظر ارتباط قطعه. باید برگردیم جای هم پارکر: جیل بدون سلاح نمیتونی بجنگی. تمام سعی کن جا خالی بدی پارکر: جیل خوبی؟ جیل: من خوبم ولی کشتی پر از سلاحای زیستیه پارکر: باشه تیر تفنگامونو لازم داریم. سر را هبرگشت دیدمشون ولی نتونستم بهشون برسم ولی تاوقتی باهم کار کنیم مشکلی نیس پارکر: هی صبر کن بازم از اون جونورا اینجا هستن ... اینارو پیدا کردم فکر میکنی بتونی ازشون استفاده کنی؟ جیل: اره کارمون وراه میندازه پارکر: جیل سلاحامونو پیدا کردم اینجان و درب قفل شد ه را میشکنند. خب حالا که خرت وپرتامونو پیدا کردیم، حالا چی کار کنیم؟ جیل: با مرکز تماس میگیریم و بهشون یمگیم اینجا چه خبرره. پارکر: بایداز اتاق کاپیتان بشه پیام فرستاد این اتاقیه که من توش گیر کرده بودم. راستی مشکل او ن یارو ماسکداره چیه؟ چه بامزه بازی میخواد در بیاره؟ جیل: رسیدیم اتاق فرماندهی نمیتونیم جهتو تغییر بدیم کاملا سرگردونیم پارکر: کسی که اینکار رو کرده نمیتونه زیا د دور شده باشه کاتسین قایق منفجر میشود. نگو که اون قایق ما بود! پارکر: لعنت ما اینجا گیر کردیم! جیل! یک نفر جیل را از پشت سر میگیرد ولی جیل با لگدی خود را ازاد میکند. سرجات بمون سلاحتو بنداز کدت: تو سلاحتو بنداز ! پار کر! و صدای شلیک تیر می اید. پایان اپیزود دوم ایپزود سوم شبح ولترو تریگیرجیا – یکسال قبل پارکر درحال بستن زخم ریموند است. پارکر: هنوز درد داری؟ ریموند: نه هنوز میتونم بجنگم پارکر: به این میگن روحیه جسیکا: همه چی تمومه شهر نابود شده مورگان: تلاش های شما قابل تحسینه ...این تماس بیدار باشیه که از مدت ها پشی در موردش صحبت کرده بودم کارتون خوب بود جسیکا پارکر کار این جا تمومه ، گشت وگذار کافیه آماده شید بریم خونه از هم جدا شید و خودتونو به سقف و محل هلیکوپترا برسونید. این یه دستوره پارکر: ما با جسیکا هال رو پوشش میدم کدت مطمئن شو که به هلیکوپتر میرسن ریموند : باشه جسیکا: پارکر، اونا پروسه خروج رو شروع کردن...اوبرایان؟ منتظری چی هستی؟ بیا بریم پارکر: فکر میکنی همینه؟ جسیکا: نه اگه ما مغز اون حرومزاده ها رو سوراخ کنیم پارکر: ایناهاش اومدن! تیر اندازی کن! جسیکا: فکر نکنم دونفر برای اینکار کافی باشه پارکر: اگه میخوایم از اینجا بریم بیرون باید اندازه باشه بعد از این میریم سمت هلیکوپتر جسیکا: اینا چند تان؟ ولترو همه اینا رو درست کرده؟ پارکر: نمیشه اینو مخفی کرد خدا به داد دنیا برسه وقتی بهفمن همه ولترو روبا تروریسم یکی میدونن جسیکا: گمونم این چیزیه که اونا انتظار دارن بشه خب این براشون کافیه پارکر: حالا نوبت ماست که بریم به هلیکوپتر برسیم جسیکا: آسانسورا باید هنوز کار کنن... از این ور پارکر: از دیوارم میتونن برن بالا؟ عالیه! جسیکا: بجنب از این ور جسیکا: داریم محاصره میشیم بجنب پارکر: شرمنده تو روکشیدم وسط ماجرا جسیکا: مشکلی نیس ولی تو منو یه شام دعوت میکنی و من خرچنگ سفارش میدم ...چه کوفتی...این آخرین آسانسوری بود که کار میکرد... چه نظری در مورد راه پله داری؟ راستی من خودمم نمیدونم چه نظری درمورد راه پله دارم پارکر: همین الان خراب شد؟ پارکر: در مورد اون یارو اوبرایان چه فکری میکنی؟ جسیکا: فرمانده BSAA؟ از اون دسته آدمایی نیست که به من بخوره پارکر: منظورم این نبود. جسیکا: به نظرم اون طرف درسته و لازمه جلوی مورگان وایسته پارکر: موافقم...فکرکنم بودن توی FBC یکم آدم رو از اخلاقیات منحرف میکنه جسیکا: درست مثل خودشی...با اینحال منم بدم نمیاد که توی جبهه صحیح مبارزه باشم بریم آسانسور طبقه ششم بجنب جسیکا: بن بست؟؟ دستم میندازی؟ پارکر: ما میتونیم رد بشیم. جسیکا یه کمکی به من بکن جسیکا: باشه دارم میام...واسه رضای خدا! پارکر: جسیکا بدو! پارکر: حرومزاده های سمج کوچولو! امیدوارم جلوشونو بگیره! جسیکا: بجنب آسنسور جلومونه پارکر: لعنت بهشون! جسیکا : تقریبا رسیدن جسیکا: اومدن پارکر: فکر کنم به خاطر تو اینجان چون تو خیلی لاس میزنی! جسیکا: ببخشیدا من با هیولاهای آدمخور قرار نمیذارم و سوار آسانسور میشوند. جسیکا: یا مسیح فکر کردم قراره دوباره متوقف شه! پارکر: اره ولی خوبیم. دیوونه خونه ای بود... باورم نیمشه مورگان تصمیم گرفته شهر رو با سیستم خورشیدی جزغاله کنه جسیکا: مثل راکن سیتی پارکر: آره ، پاک شدن از صفحه جغرافیا. از فردا صبح دیگه ترگیریجیا فقط یه اسم تو تاریخه جسیکا: ما هرکاری تونستیم کردیم نه؟ پارکر: امیدوارم اینجوری بوده باشه جسیکا: فقط یادت نره اون شام خرچنگ رو پارکر: من کی زیر حرفم زدم؟ پارکر وجسیکا به هلیکوپترهای نجات میرسند. بیاید باید بریم! پارکر: باشه بریم خانوما مقدمن! داره شروع میشه... به شهر نگاه کن.. جسیکا: شهر خیلی درخشانه... پارکر: دیگه ترگیریجیایی وجود نداره... جسیکا :ما اومدیم کمک کنیم... ولی هیچکار نتونستیم بکنیم... ----------------------------------------- گلوله از کنار سر ریموند عبور کرده است. پارکر: ریموند...خودتی مگه نه؟ ریموند: BSAA یکم دیر رسیدین پارکر: FBC اینجا چی کار میکنه؟ و با اسلحه او را تهدید میکند. جواب منو بده ریموند ریموند: لازم نیس جواب کسیو بدم شما اصلا نمیدونین اینجا چه خبره جیل: وقت واسه درگیری نیست ما باید... ریموند: یکم استراحت کنین، شما نمیدونین اینجا چه خبره یا با کی دارین میجنگین و راه می افتد که برود. پارکر: صبر کن! ریموند: چیزی عوض نیمشه مگه اینکه تو دستاتو آلوده کنی! گیم پلی جیل: پس FBC هم توی کشتیه اینجا چه خبره؟ پارکر: ما داریم بدون هیچ سرنخی عمل میکنیم. باید برای سرنخ ها کشنی رو بگردیم نه اینکه از این ایده خوشم بیاد جیل: اگه بریم به هال اصلی احتمالا باید بتونیم اتاق ارتباطات اضطراری رو پیدلا کنیم پارکر: باید بریم اتاق ارتباطات اضطراری. شاید بتونیم با HQ تماس بگیریم باشه باید ریموند رو هم پیدا کنیم جیل: از کجا میشناسیش؟ پارکر: قبلا همکار بودیم. همینقدر توضیح کفایته وارد یک سالن بزرگ میشوند. این چیزیه که میشه اسمشو کشتی تفریحی گذاشت. انگار یه سالن اپراس خب اتاق ارتباطات اضطراری کجاست؟ اینجا دیگه چه جور جاییه؟ به یک استخر بسیار کثیف نزدیک میشوند. دلت نمیخواد اونجا شنا کنی جیل دکمه تمیز کردن استخر را فشار میدهد. میدونی که تمیز کردن استخر یکم طول میکشه بعدا برمیگردیم جیل یکی اینجا یه یادداشت گذاشته عرشه تفریحی اون طرف هاله بریم. به نظر عرشه تفریحی رو پیدا کردیم ناگهان دری شکسته شده و یک اره برقی مهیب بیرون می آید. " پیام اضطراری... پیام اضطراری...این کشتی ملکه زنبویاس ... تماس اضطراری شماره " جیل: چه کوفتی... پارکر: مواظب باش این به نظر از بقیه قدرتمند تر میاد جیل : وای نه فکر کنم این همون افسرارتباطات باشه پارکر: اره به نظرم حق باتوئه الان تو شرایطی نیست که بتونه با کسی ارتباط برقرار کنه این جهش یافتنه های عوضی واقعا رو اعصابن جیل: این کلیدیه که واسه اتاق ارتباطات لازکمه؟ پارکر: آره بیا از این هیولای دونی نکبت بریم کاتسین ریموند در اتاق کنترل ایستاده است. پارکر: ریموند! ریموند: فکرکنم جفتمون دیر رسیدیم پارکر: در مورد چی حرف میزنی؟ ریموند شانه هایش را بالا انداخته وبه پنل کنترل نگاه میکند. جیل: جفتتون حواساتونو بدین اینور پارکر: رفیق ماسک زده امون در یک فیلم ویدیویی تصویری از جک نورمن رئیس ولترو پخش میشود. ولترو: ولی اگر گفته های من بتواند دانه های میوه رسوایی را بنشاند ، خائنی که میشناسم را رسوا خواهد کرد سخن خواهد گفت و خواهد نالید زمانی که مارا با هم بیبند من نمیدانم چه کسی جنگ را آموخت ویا چه کسی مارا به این جا فرستاد دنیا در دستان ماست این ویروسی تی آبیست و ما تصمیم داریم یک پنجم آب های جهان را با آن آلوده کنیم و یک ویروس را در یک تنگ ماهی رها میکند و ماهی ها تبدیل میشوند. کوئنت: ماهیا رو به هیولا تبدیل کرد ماسکدار: حتی یه بچه هم میتونه حدس بزنه بعدش چی مبشه ما ولترو هستیم پیامبران انتقام که از جهنم برخواستیم جسیکا: میدونستم ولتروئه ولترو: تمامی رویایهای رها شده تو را به اینجا رهنمود خواهد کرد. کوئینت:رویاهای رها شده داره از دانته نقل قول میکنه کریس: یه تیم رو بفرست به فرودگاه ولکاین ماکی بفرست. دنبال یه چیزی بگردن که به کشتی مربوط باشه اوبرایان: یاشه فهمیدم. من کوئنت و کیث رو میفرستم شما دوتا آمده رفتن بشید کوئینت: من از برف متنفرم کیث: برقفم از تو متنفره اوبرایان: هرچی که میتونین از ولترو پیدا کنین جسیکا وکریس با هلیکوپترد ر حال گشت زنی اند. جسیکا:من چیزی نمیبینم. همیشه فکر میکردم مدیترانه مثل یه دریاچه بزرگه کریس: صبور باش پیدا کردن یه کشت تو دریا مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاهه جسیکا: شوخی میکنی؟ این به ما کمکی نمیکنه...هی اصلا گوش میدی؟ کریس: پیدات میکنیم جیل. قول میدم پان اپیزود سوم
  10. اپیزود 1 - به سوی تیرگی در یک برنامه خبری زنی در سواحل مدیترانه در حال صحبت است. " ساحل زیبا و ارام مدیترانه ، محلی برای ایجاد یکی ازبزرگترین سازهای دست بشری بود 11 سال تمام طول کشید تا نخستین شهر شناور دنیا ، ترگریجیا تکمیل شود. کلانشهری که از سامانه پیچیده انرژی خورشیدی برخوردار بود ونهایت امکان یک شهر با انرژی پاک محسوب میشد پیش از این هرگز از انرژی خورشیدی برای تامین انرژی یک شهر به طور کامل استفاده نشده بود ولی در سال 2004 گروه تروریستی به نام ولترو جلوی پیشرفت شهر را گرفت و نوعی سلاح زیستی را در انجا آزاد کرد . نه تنها ویروس زیستی را در آنجا آزاد کرد بلکه تسلیحات زیستی را نیز در آنجا رها ساخت که باعث وخیم تر شدن اوضاع شدند. این موضوع باعث ایجاد یکی از بدترین تراژدی هایی شد که دنیا به خود دیده است. FBC که سازمان پیشرو در زمینه مقابله با تروریسم زیستی بود ، سازمانی که تحت نظارت دولت آمریکا بود، برای مقابله با این خطر احضار شد تا با این حمله مقابله کند. BSAA که سازمانی مردم نهاد برای مقابله با تروریسم زیستی بود که در کشورهایی که مایل بودند به مقابله با تروریسم زیستی میپرداختند به عنوان شاهدانی برای کمک به FBC ملحق شدند. زمانیکه مشخص شد باید به سرعت برای این اتفاق تصمیمی گرفته شود سازمان های محلی تصمیم گرفتند برای از بین بردن این خطر از سیستم پیچیده انرژی خورشید استفاده کنند. خبرگزاری های خارجی به این ماجرا به عنوان " بحران تریگریجیا" نام گذاری کردند. پس از این حادثه FBC اعلام کرد که موفق شده سازمان تروریستی تحت نام "ولترو" را منحل کند. اکنون سال 2005 است و آرامشی و امنیت بار دیگر به مردم برگشته است ولی همانطور که میتونید مشاهده کنید بقایای تریگریجیا قابل دسترسی نیست نمادی ساکت و قدرتمند از تهدیداتی که تروریسم زیستی در سراسر جهان میتواند ایجاد کند در ساحل مخروبه، کلایو اوبرایان، جیل والن تاین وپارکر لوچیانی حضور دارند . اوبرایان: آها بلاخره اومدین شما دوتا پارکر: اوبرایان، تو معمولا خودتو درگیر مبارزه نمیکنی. اوبرایان: خب دکترم گفته باید ورزش کنم. مطمئنم که جفتتون میدونین FBC اینجا رو قرنطینه کرده با اینحال طی چند هفته اخیر یه سری اجساد مرموز سر از ساحل در آوردن فکرکنم FBC نتونسته خرابکاری در این حجم رو مخفی کنه جیل: هرکسی که بدونه اینجا چه خبر بوده، میتونه دودوتا چهارتا کنه وبفهمه جریان چیه اوبرایان: برای همینه که من BSAAرو برا تحقیق فرستادم اون وسیله جدیدو از کوئینت گرفتی؟ پارکر: آره جنسیس... یا یه چی تو همین مایه ها...اسمش همین بود؟ جیل: به خودت زحمت ندادی دستور العملشو بخونی مگه نه؟ پارکر: نه ولی با خودم آوردمش محض احتیاط اوبرایان: امیدوارم سریع بخونیش چون تو ماموریتت لازمش داری پارکر شروع به گشتن جیبهایش میکند . پارکر: اره اره... دارمش و دفترچه را میابد. "گیم پلی" بر روی زمین تیکه های گوشت بزرگی افتاده اند. اوبرایان: اوه ببین چه وضعیه به حد مرگ فاسد شدن جیل: پوستش خیلی رنگ پریده اس... تاحالا همچین چیزی ندیدم اوبرایان :از جنسیس استفاده کن تا ببینی چی به چیه جنسیس یه طیف خاصی از اطلاعات رو دریافت میکنه تا بررسی دقیق رو انجام بده جسدای توی ساحل رو بررسی کنین و نتیجه اشو برا من بفرستین جیل دستگاه را به سمت یکی از تکه های گوشت میگیرد . پارکر: اینو ببین جیل: دارم یه چیزی میگیرم... از توش... کاتسین پارکر: مواظب باش جیل: نگران نباش قبل از اینکارا کردم... ( پارکر تکه گوشت را بلند میکند وجیل دستش را داخل دهان جانور فرو میکند ) یه چیزی پیدا کردم جیل: این چیه؟ (به استوانه قرمز رنگی نگاه میکند ) اگه این یه جهش مهندسی شد ه اس، این میتونه ارتباطش باشه اوبرایان: من میدوم آزمایشش کنن. شما به تحقیقاتتون ادامه بدین گیم پلی جیل: حرکت کرد! اوبرایان: شما دوتا حواستونو جمع کنین نمیدونیم با چه ویروسی طرفیم پارکر: نگران نباش تقریبا گرفتم جریانش چیه پارکر: بعد از اتفاقای راکن سیتی این دیگه خیلی ساده اس مگه نه؟ جیل: میشه اینجوری گفت. حالا چرا از FBC استعفا دادی و اومدی اینجا؟ پارکر: میخواستم بیشتر درگیر باشم. میخواستم بجنگم اوبرایان: میبینم که خوبید ، به تحقیاتتون ادامه بدین ولی خیلی احتیاط کنین! جیل: اه...چه بوی! احتمالا گاز توش گیر افتاده پارکر: چه اوضاعی ... یا مسیح اوبرایان: هنوز به حد کافی اطلاعات نداریم که بشه تحلیلش کرد. از جسدای توی ساحل نمونه برداری کنین جیل: به حد کافی نمونه برداشتم پارکر:چرا این کوفتیا نمیمیرن؟! اوبراین: بازم ازشون هست؟ سریع ازبین ببرینشون پارکر: بلاخره یکم ساکت شد اینجا اوبرایان: مثل یه روز کاریه عادی میمونه برا جفتتون مگه نه؟ خیلی خب مهمونی تمومه اون نمونه رو به من تحویل بدین کاتسین جیل نتایج را به اوبرایان میدهد . اوبرایان: که اینطور. کارتون خوب بود جیل: شکی نیس این جونورا علائم آلودگی ویروسی رو دارن پارکر: وشک ندارم تصادفی نیس که جعبه های FBC هم اینجان اوبرایان: خب ماهرچی میتونستیم انجام دادیم. حالا باید وایستیم تا نتایج تحلیل از مرکز برسه خط اضطراریه چی؟ اره باشه... بقیه اش به عهده من. باید کارا رو سرعت بدیم. همین الان . باشه انجامش بده جیل پارکر شما دوتا هنوز رو پرونده این جیل: چی شده؟ اوبرایان: ارتباطامون و با جسیکا و کریس از دست دادیم پارکر :کی ؟ چطور؟ اوبرایان: مطمئن نیستیم. من آخرین جایی که سیگنالشون فرستاده شده رو روی دستگاهاتون فرستادم جیل: سیگنال روی دریا ناپدید شده ...فکر میکردم رفتن کوهستا ن دنبال ولترو بگردن با توجه به موقعیتشون باید... اوبرایان: روی یه کشتی باشن اوبرایان: من بر میگردم مقر، تا بتونم برای جستجو ونجات نیرو آماده کنم شما دوتا چشمای من اونجایید. پارکر : بله قربان پایان – بخش ترگریجیا ----------------------------------------------------------------------------- 6:28 کشتی ملکه زنوبیا پارکر: فکر میکنی این چیزا کریسو جسیکا رو گیر انداختن؟ جیل: امیدوارم اینطور نباشه پارکر: هی کسی نمیگه کریس مرده جیل: خب پس بریم پیداش کنیم گیم پلی صدای باز شدن در می آید. پارکر: شنیدیش؟ قفل در بود؟ جیل: من میرم چک کنم پارکر: باشه منم میگردم ببینم اینجا چی پیدا میکنم جیل: گرفتم. اگه خبری از کریس پیدا کردم بهت بیسیم میزنم جیل: این چیز هر چی که هست خیلی به اجساد توی ساحل شباهت میده پارکر: وای یا مسیح...این چیزا... نمیتونه که... جیل به اتاقی میرسد که از دریچه آن متوان کریس را که بیهوش ودستانش بسته است را ببیند. جیل: کریس! کریس! بجنب یه چیزی بگو! من کریسو پیدا کردم ولی اونتو گیر کرده پارکر: میتونی بیاریش بیرون؟ جیل: نه ، قفل ناجوریه .کلید لازم دارم پارکر: خب پس بریم پیداش کنیم کمی جلوتر جیل به صحنه خشونت بار کشته شدن یک زن میرسد. ولیم وفق به نجات دادنش نمیشود. پارکر: جیل چه خبره؟ جیل: یه نجات یافته پیدا کردم...ولی سلاح زیستیا کشتنش.. پارکر: کی بود؟ جیل: هنوز دارم دنبال هویتش میگردم پارکر من نفهمیدم این زن کیه ولی یه کلید پیدا کردم پارکر: خب بذاری ببینیم چی به چیه. جای اتاق کریس میبنمت جیل: بجنب باید به کریس کمک کنیم! پایان گیم پلی جیل: کریس! کریس؟ آن شخص کریس نیست بلکه یک مانکن شبیه کریس است. این دیگه چیه؟ پارکر: بعله عالی شد... دودی درا تاق پخش شده و جیلو پارکر به زمین می افتند. پیش از از هوش رفتن مرد ماسکداری وارد میشود. پارکر: لعنت این یه تله اس! مرد ماسک دار: وقتشه که حقیقت رو بفهمید خانم ولن تاین پایان اپیزود اول
  11. "مقدمه" در یک دریای مواج طوفانی قایقی پیش میرود. جیل والن تاین و پارکر لوچیانی سوار این قایق هستند. پارکر: هی .جیل جیل به روی عرشه قایق می رود وبه کشتی بسیار بزرگی با نام " ملکه زنوبیا" چشم میدوزد. جیل: خارق العاده اس! پارکر: ملکه زنوبیا... این آهنپاره شانس آورده هنوز شناوره... جیل: برو کنارش. تا یه نقطه برا سوار شدن پیدا کنیم در اطراف کشتی نقطه ای برای سوار شدن میابند و خود را به عرشه کشتی میرسانند. جیل: 94 دقیقه از زمان گم شدن کریس و جسیکا از روی رادار میگذره پارکر: و اخرین تحلیل مشخصات وضعیتشون نشون میده که اینجا بودن جیل: همینجا روی همین کشتی... "آغاز گیم پلی" جیل و پارکر پیش میروند وکشتی به شدت تکان میخورد. پارکر: جیل خوبی؟ "صدای زنگی در همان نزدیکی می اید" جیل: از صداش اصلا خوشم نمیاد و وارد جایی شبیه به انبار میشوند.بر روی زمین مقدار زیادی گشوت وخون آبه ریخته است پارکر: اه چه بوی گندی میده! جیل: یه مدتیه که متروکه مونده پارکر: هیچ اثری از هیچ موجود زنده ای نیس. ولی حس میکنم یه چیزی اینجاس... جیل دری را میگشاید و متوجه عبور سایه ای میشود. جیل: هی... پارکر: چی؟ چیه؟ جیل: فکر نکنم تنها باشیم و به مسیر ادامه میدهند. دریچه هوا به شدت تکان میخورد. جیل: داره از توی دریچه تهویه خون میاد بیرون! و یک جسد نیمه تبدیل شده از آن بیرون می افتد. در ادامه راه به آشپز خانه میرسند که بر روی زمین دریچه ای وجود دارد. جیل: پارکر یه کمکی به من بکن پارکر: حتما "آغاز کاتسین" جیل دریچه را باز میکند وبا جنسیس داخل کثافت های دریچه را بررسی میکند. جیل: یه چیزی پیدا کردم... فکرکنم یه سلاحه! پارکر: حالا چی؟ جیل : یه دقیقه مهلت بده و خم میشود و دست خود را داخل کثافت ها کرده و یک سلاح که دست یک انسان مرده آن را گرفته بیرون میکشد. پارکر: خب کریس که نیس در این لحظه یک اوز از پشت سر آنها به سمتشان هجوم می آورد. "آغاز گیم پلی" جیل اوز را میکشد. "آغاز کاتسین" پارکر: این توضیح میده چرا خدمه اثری ازشون نیس جیل: اصلا خوب نیس... تو کجایی کریس "پایان مقدمه"
  12. بزودی ترجمه سناریو رزیدنت اویل -افشاگری 1 در این صفحه قرار خواهد گرفت از دوستان خواهشمند هستم از ارسال هرگونه اسپم تا انتهای کارخودداری کنند
  13. کریس و پیرز با جت بر روی سکوی نفتی فرود می ایند. کریس: برو و سوار آسانسور میشوند. در هنگام پایین رفتن اسانسور پیرز میگوید: یه جورایی طعنه داره واست مردی که همه عمرش تلاش کرد تا دنیا رو نابود کنه، حالا پسرش تنها کسیه که میتونه نجاتش بده کریس: واینجاس که من میرم کمکش پیرز: مردی که باباشو کشته، همونطور که گفتم ، طعنه آمیزه کریس: خب چمیدونم. شاید سرنوشته و چند لحظه در سکوت میگذرد. کریس: سه سالی میشه که من وسکر کشتم . نمیتونم اجازه بدم این جنگ تا ابد با من باشه وقتی جیک رو نجات دادیم من سلاحمو زمین میذارم پیرز: چی؟ یه دقیقه صبر کن.. کریس: وقتشه یکی جای منو بگیره و باعث افتخارمه که اون شخص تو باشی پیرز: من...من فکر نکنم آمادگیشو داشته باشم... کریس: تا اینجا رسیدی، مگه نه؟ و به پایان مسیر میرسند. کریس: باشه، خودشه پیرز: کدوم خری میاد همچین چیزی بسازه؟ کریس: همه جا اسم نئو آمبرلا نوشته شده. حواستو جمع کن با شناختی که ازشون دارم، کلی غافلگیری توراهه پیرز: گرفتم پیرز و کریس به اتاق کنترل وارد میشوند. پیرز: کایپتان! کریس مانیتوری را میبند که جیک و شری در آن بخش زندانی شده اند. کریس: باشه ( و سلاحش را به دست پیرز میدهد) بعد از کمی کارکردن با سیستم جیک و شری ازاد میشوند . کریس: خوبه حل شد. ولی صدای هشدار در فضا میپیچد. کریس: پیدامون کردن! پیرز: باید بریم.. کاپیتان میتونی محلشون مشخص کنی؟ کریس: تو یه جور آزمایشگاهی هستن. میتونیم از طریق طبقاتی زیری بهشون برسیم بیا بریم دنبالشون پیرز: میخوام اون طرفا رو یه نگاهی بکنم .کاپیتان ، یه کمکی به من بکن کریس: نمیتونم تا وقتی اون پره ها روشنن ازشون رد شم .ببین میتونی متوقفشون کنی یا نه پیرز: باشه... خاموش شد کریس: باشه دارم میرم تو و از دریچه میگذرد. کریس: یا مسیح... کریس: بذار ببینم چی پیدا میکنم . منتظر فرمان من باش پیرز: دریافت شد کریس: پیرز یه سری پره دیگه اینجان پیرز: میرم تو کارش، یکم وقت بده(چند لحظه بعد) قطعه میتونی بری. کریس: پیرز من آسانسور رو فعال کردم پیرز: خوبه اونجا میبنمت " درگیر شدن قفل های هوایی. ارتباط با بخش تحقیقات آغاز گردید لطفا تا پایان اتصال منتظر بمانید.” کارلا: سلام غریبه ها کریس: ایدا؟ کرالا: بعله، خودمم... یا باید بگم خودم بودم . اینو یه هدیه کوچیک از طرف من بدونین. اگه تا اینجا رسیدین فرض میکنم که از افراد BSAA باشید البته نه اینکه مهم باشه هنوز نمیتونین نقشه های منو متوقف کنین. هیچکس نمیتونه . یک موشک و این دنیا تغییر خواهد کرد . به یک بهشت جدید برای اخرین وعالیترین خلق من اون در سوختن شهر ها موفق خواهد بود و همه چیز رو بعد از سقوط بدست میاره... اون پادشاه قرن جدید خواهد بود... پیرز: یه چیزی بهم میگه این "خلق جدید" حیوون خونگی نیس کریس: میتونه با HQ پیام بدی؟ پیرز: نه، تا وقتی این پایینیم نمیشه کریس: پس خودمونیم وخودمون باشه بیا جیک و شری ور پیدا کینم وبزنیم به چاک! تعداد زیادی جوآو به آنها حمله میکنند. " ارتباط کامل شد . تنظیم فشار آغاز گردید. لطفا تازمان تنظیم فشار منتظر بمانید" کریس: نذار اهرمو بکشه پایین، تنها چیزی که کم داریم پیله های جونورای بیشتره پیرز: لعنت دارن مثل مور و ملخ میان کریس: ناچاریم ادامه بدیم "فشار تنظیم گردید. ارتباط کامل گردید . قفل های ایمنی باز میشوند" پیرز: بزن بریم کاپیتان شری و جیک را پس از خروج میبینند شری: کریس! کریس: خوشحالم حال جفتتون خوبه شری: صبر کن. شماها ما رو آزاد کردین؟ جیک: انگار بازم نجاتمون دادن. و از اندو درو میشود. کریس به سمت جیک برمیگردد: من پدرت رو درتو میبینم شری قصد دارد بحث را به مسیر امن تری بکشاند: چطور فهمیدین که ما... جیک به سمت کریس برمیگردد: یه دقیقه وایستا...(رو به کریس میکند) پس تو میشناختیش؟ کریس: اره ، میشناختمش.( مکث کوتاهی میکند) و من کسی بودم که کشتمش. جیک چند لحظه سکوت کرده وبه سمت شری نگاه میکند. شری رویش را برمیگرداند. سپس به طور ناگهانی سلاحش را میکشد وبه سمت کریس میگیرد: پس کارتو بود؟ کریس با خونسردی تمام پاسخ میدهد: درسته پیرز که سلاحش را به سمت شری گرفته میگوید: کریس؟ جیک: بهتره توله سگتو با قنلاده ببندی کریس به پیرز اشاره میکند ومیگوید: این قضیه بین من واونه و به سمت سلاح جیک میرود: بجنب. شلیک کن. حق اینکار روداری جیک ضامن سلاحش را میکشد. کریس: فقط بهم قول بده زنده میمونی. دنیا به این موضوع بستگی داره. جیک خشمگین سلاح را دو دستی چسبیده وفریاد میزند: فکر کردی کدوم خری هستی که بهم بگی چی کار کنم! شری با تشر میگوید: تمومش کن! و پرز از سوی دیگر با سلاح او را نشانه میرود: سلاحتو بگیر پایین. حالا! جیک بیتوجه به این دو میپرسد: بگو ببینم. داشتی از دستورات اطاعت میکردی، یا قضیه شخصی بود؟ کریس چند لحظه سکوت کرده وبعد پاسخ میدهد: هردوتاش شری: جیک لطفا دست نگه دار پیرز: قبل اینکه یه گلوله تو سرت بکارم سلاحتو بیار پایین! جیک فریادی میزند وشلیک میکند. گلوله از کنار صورت کریس میگذرد. جیک: اینجا چیزای مهمتری از من و تو هست که بخوایم بهش برسیم. زمین میلرزد و چیزهایی از سقف کنده میشوند. پیرز: باید بریم شری با حالت تشر: جیک! جیک: میدونم! شری: آقایون به نظر این یه جور بالابره یکی هم اونطرفه بیاین از اینجا بریم! شبیه سازی رهاسازی هائوس نرخ آلودیگ 20% ...60%..100%... جیک: این دیگه چه کوفتیه؟ پیرز: آخر دنیا کریس: مگه اینکه متوقفش کنیم شری: پس اگه اون پیله بزرگ باز بشه... کریس: تو دردسریم. جیک: فقط یکم. پیرز: باید از اینجا بریم بیرون وبه مرکز خبر بدیم کریس: اینور. شری: اینور یکی بیاد. چنانچه کریس با جیک بروند. جیک: فقط روشنت کنم ، من وتو حرفامون باهم تموم نشده. باید کلی توضیح بدی کریس: اگه از اینجا زنده بریم بیرون ، هرچی بخوای بهت میگم فقط امیدورام آمادگی شنیدنشو داشته باشی جیک: این مذخرفاتو بذار واسه بعد جیک: من شبیه چیزی که بابام بود نیستم، ولی اگه بین من وتو بنا باشه چیزیبشه، من کسی نیستم که پوکیده. گرفتی چیمیگم؟ کریس: کاملا واضح وروشن پیرز: دوستت یکم غیر قابل پیشبینیه نیست؟ حتما سخت بوده روش حساب کنی البته کاپیتان هم اخیرا خیلی ساده نبوده کار کردن باهاش شری: هیچکس کامل نیست، ولی من بهش اعتماد دارم در هرصورت تنها کاری که میتونیم الان بکنیم اینه که رو فرار کردنمون تمرکز کنیم. پریز : نکته خوبی بود آنها به انتهای مسیر میرسند ولی پیله شکاف خورده وهائوس از درون آن بیرون میاید وراه آنها را جدا میکند. شری: کریس! کریس: برید! پریز: از اینجا به بعد رو بسپرین دست ما جیک: بزن بریم. شری: وایستا! جیک دست شری را میگیرد: تو یه کاری داری که باید تمومش کنی. و به کریس نگاه میکند. کریس سری تکان داده وجیک وشری میروند. هائول نعره میکشد ودستانش را به اطراف تکان میدهد. پیرز: کایپتان باید بریم بالا! کریس: بدو وگرنه ما رو با خودش میبره پایین پیرز: کایپتان بیا اینجا کریس به پیرز کمک میکند تا بالا برود. کریس: خب من وبکش بالا هائوس دستش را روی مسیر میگذارد کریس: لعنت! پیرز: خب حالا بریم حرومزاده قدرتمندیه کریس: احتمالا ازاد کردن این از هم اول نقشه اش بوده پیرز: یا عیسی مسیح پس موشکا از هم اولم حواس پرت کنی بودن پیرز: دستم میندازی؟ اون کوفتی هنوززنده اس؟ کریس: چیز زیادی ار عمرش نمونده پیرز: گندش بزنن این جونور نمیمیره! کریس: ناجور تر از این حرفاس! نمیتونیم بذاریم این جونور از اینجا بره بیرون! کریس: پیرز!حالت خوبه؟ پیرز: بهتر از اینم بودم کریس: حرومزاده... پیرز: وقتمون داره تموم میشه کاپیتان باید بریم! پیرز: اه کاپیتان من نمیتونم بیام! کریس: بهش شلیک کن! پیرز:لعنت به من اگه اینجا بمیرم! در حال فرار کریس در رامیگیرد تا پیرز برسد. کریس: بجنب نمیتونم نگهش دارم! پیرز: ممنونم کاپیتان کریس: داریم اینجا گیر می افتیم! پیرز: حق با توئه باید بریم هائوس در امیشکند وپیرز را میگیرد. پیرز: کایپتان کریس: پیرز! وبه سمت هائوس شلیک میکند. هائوس پیرز را پرتاب کرده وکریس را میگیرد. پیرز که بازوی سمت راستش را به خاطر این اتفاق از دست داده باری نجات کریس ویروس سی را به خودتزریق میکند وبا برق هائوس را میزند. کریس: وای خدایا! پیرز تو چیکار کردی؟ "فشار غیر عادی تشخیص داده شد. تمامی در ها قفل میشوند" فشار سازی مجدد آغاز شد کریس: پیرز باید باهاش بجنگی. سعی کن کنترلش کننی "تا زمان کاهش فشار صبر کنید "کاهش فشار تقریبا تمام شده است" کریس: پیرز! بجنب! حواست به من باشه تو خوب میشی پیرز: متاسفم کاپیتان...برای BSAA اینکار رو کردم... برای آینده کریس: میدونم تو کار خوبی انجام دادی پیرز: تا وقتی که تو ... کریس: نمیخوام بشونم. منو تو از اینجا با هم میریم بیرون فهمیدی؟ "باز سازی فشار تکمیل شد . درها باز میشوند." کریس: من کنارتم تا از این وضعیت عبور کنی، صدامو میشنوی پیرز؟ "هشدار: پی ریزی سیستم در حال تخریب است. کنترل فشار اب امکان پذیر نمیباشد. تمامی کارمندان هرچه سریعتر اینجا راترک کنند." کریس و پیرز از آنجا میگریزند وبا نوعی دیواره زیستی مواجع میشوند. پیرز: عقب برگرد کاپیتان، من میتونم اینو بکشم در میان راه پیرز زمین میخورد.کریس بالای سر او میرود. کریس: پیرز... لعنت.. پیرز: تو برو.. کریس: نه تو خوب میشی . چیزی نمونده برسیم ... (و پیرز را بلند کرده وبا خود میکشد وبه بخش فرار اضطراری وارد میشود)محفظه های فرار. دیدی... خیلی زود از اینجا میریم بیرون وپیرز را کنار اتاق میگذارد و به سراغ یکی از محفظه های فرار میرود. پیرز نگاهی به بازیوتغییر یافته اش میکند. و سپس نگاهی به علامت BSAA بازویش میاندازد. کریس:حله درست شد بیا بریم پیرز. داریم از اینجا میریم و پیرز را بلند میکند ولی دم در محفظه فرار پیرز کریس را داخل اتاقک میاندازد ودر را میبندد.کریس برمیگردد وبه در مشت میزند. نه پیرز! اینکار رو نکن! در رو باز کن لعنتی! به من گوش کن! ما جفتمون میتونیم از اینجا بریم.!هنوز زمان هست. داری چی کار میکنی؟ نه پیرز اینکار رو نکن! پیرز! در رو باز کن! خدا لعنتت کنه! پیرز به سمت ضامن پرتاب میرود. پیرز این در لعنتی روباز کن این یه دستوره! نه...پیرز! پیرز ضامن را میکشد. محفظه فرار به بیرون پرتاب میشود. با اینحال هائوس به دنبال محفظه کریس آمده ومحفظه را میگیرد ولی فشار برقی از داخل سکو به او خورده و او را نابود میکند. کریس در یک رستورا ن نشسته و در حال خوردن استیک است.سربازی به او نزدیک میشود. سرباز: قربان دستورات جدیدی به ما رسیده کریس: بسیار خب .پس بهتره بریم انجامشون بدیم وبرخاسته و میرود.
  14. کریس به هوش می اید و به دنبال پیرز میگردد. کریس: پیرز! پیرز : من خوبم کاپیتان کریس: حواستو جفت وجور کن میخوان محاصرمون کنن پیرز: پس اینا اخرین چیزی ان که نئو آمبرلا ساخته ،ها؟ کریس: آلفا به مرکز ، ما در حال نزدیک شدن به ایدا وانگ هستیم. مرکز: دریافت شد آلفا. پیرز: باید ببینیم چی رو عرشه قایم کرده. کریس: باید بریم بالای اون پله ها، عجله کن نمیتونیم بذاریم در بره پیرز: خب عالیه، دیگه چی ممکنه خراب بشه؟ چطور بناست اون در کوفتی رو باز کنیم؟ کریس: یه فکری براش میکنیم، این کارمونه. من و تو یه ماموریت داریم که باید انجامش بدیم، گرفتی؟ پیرز: اره، گرفتم. شاید بتونیم منفجرش کنیم. کریس از دور یک موشک میبند. کریس: هی پیرز، یه چیزی پیدا کردم که بتونیم اون دریچه رو باهاش بزنیم کریس و پیرز از هم جدا میشوند وصفحه زیر پایشان حرکت میکند. کریس: پیرز؟ خوبی؟ پیرز: من خوبم کریس: ادامه بده. بزودی بهم میرسیم. کریس و پیرز به هم میرسند وموشک را شلیک میکنند. مسیر باز میشود. کریس: اینجوری رد رو باز میکنن پیرز: آلفا به مرکز، ما داریم تعقیب ایدا وانگ رو ادامه میدیم. کریس: حالا بریم اون پله ها رو برگردونیم سرجاش کریس وپیرز ادامه میدهند. نور افکن دشمن روی کریس می افتد. کریس: ادامه میدم پیرز: دریافت شد. مرکز: مرکز به آلفا درگیری در شهر پخش شده باید جلوی ایدا وانگ رو همین الان بگیرین کریس: دریافت شد ، به پسرا بگو دووم بیارن. یک نفر سوار بر جت جنگی به سوی آنها نشانه میگیرد. پیرز: شوخی میکنی؟ کریس: فکر کنم زیادی منتظر خوش آمدگویی موندیم. کریس و پیرز از آن جهنم میگریزند. صدای ایدا(کارلا رادامز ) از بلند گو پخش میشود: حس میکنی که داره توی بدنت پخش میشه؟ من قیقا همون چیزی رو به تو میدم که تو به من دادی سیمونز. اولش میترسی، ولی نگران نباش بزودی تبدیل به هیولایی میشی که همیشه بودی. تو وهمه آدمای روی کره زمین... تو وخانواده ات خیلی تلاش کردین که به دنیا شکل بدین واونو به شکلی دربیارین که الان هست... ولی از فردا... همه چیز تغییر میکنه... کریس و پیرز سوار اسانسور میشوند. در هنگام توقف آسانسور ایدا را میبنند. پیرز: این ایداست! کریس: ایدا وایستا! کریس: به سمت پله ها، بجنب! پیرز: لعنتی داره باهامون بازی میکنه! پیرز: من اهرومو میچرخونم یکم برام زمان بخر کاپیتان کریس: من حساب اینا رو میرسم. کریس و پیرز بر روی بالکن بلاخره به کارلا میرسند. کریس : ایدا! کارلا به سمت آنها بر میگردد و میگوید: هنوز کافی نبوده ، هاه؟ بعد از اینکه همه افرادتو از دست دادی، اونم دوباره؟ با توجه به سابقه تو باید بگم، ازا ینکه توی تیم تو باشم متنفرم کریس! کریس از لای دندان هایش میغرد. پیرز: بهش گوش نده کاپیتان. کارلا: ولی ادبم کجا رفته؟ باید از افراد تشکر کنم که همچنی نمونه های ازمایشی خوبی بودن! کریس با عصبانیت سلاح کارلا را با تیر میزند. کریس: از زمان ادونیا، تنها چیزی که میخواستم ببینم مرگ تو بود. بحث انتقام نیست، بحث عدالته. تمومه ایدا کارلا: درسته تمومه، موشک بزودی شلیک میشه. پیرز: شلیک؟ کارلا: و تمام خیابون ها رو سیل مردگان فرا میگیرده، شبیه گذشته اس پسرا، مثل دباره دیدن راکن میمونه، منتها اینبار فقط یه شهر نیست، همه دنیا خواهد بود... هلیکوپتری بالا میاید وبه کارلا شلیک میکند ومیرود. کارلا: دست منو خوندی، کارت عالی بود... ولی حالا دیگه نمیتونه هیچکس متوقفش کنه... هیچکس... و از ساختمان به پایین پرتاب میشود. پیرز: لعنتی! الان چی شد؟! و در یک چمدان را باز میکند. پیرز: به نظر این سرنگ محتوایتش فرق میکنه ودر ضمن دوتاش کمه. کریس: همونیکه مونده رو بردار. برش میگردونیم به مرکز تا تحلیلش کنن. کریس: این فرمانده آلفاست . گزارش کشتیهای گم شده رو لازم دارم همین الان! مرکز: شهر داغون شده ارتباطمونو با بقیه مقرها از دست دادیم.زمان بیشتری لازم داریم. کریس: وقت نداریم! حمله تروریستی فقط یه رد گم کنی بوده . حمله اصلی ویروسو توی کل دنیا پخش میکنه. پیرز: حالا چی؟ کریس: بیا بریم یه نگاهی به عرشه بندازیم. باید جتی چیزی مونده باشه. پیرز: بله مرکز: تایید میکنیم که وانگ حقیقت رو میگفت. یک سامانه موشکی کملا مسلح تقریبا نزدیک شماست. ماهواره ها نشون میدن اونا دارن آماده میشن یه موشکی رو شلیک کنن. باید هر طور شده جلوشونو گیرن حتی یه موشک نباید شلیک شه. پیرز: دریافت شد مرکز. کریس: هدف همین جلومونو بجنب. پیرز: بله کاپیتان. پیرز: داره حس دریازدگی بهم دست میده فکر میکنی این آهنپاره چقدر دیگه دووم بیاره؟ کریس: دلم نمیخواد اینجا بمونم تا بفهمم. بجنب! به یک قفل سه گانه میرسند. کریس: لعنتی سه تا رمز جداگانه واسه باز کردنش لازمه پیرز: همینو کم داشتیم! بریم ببینم میتونیم پیداشون کنیم. کد اولی را برروی یک جسد میابند. کریس: این مرده، معنیش اینه که یکی دیگه هم اینجاس درهر صورت ماکه اولین کد رو پیدا کردیم. با دو موجود بی مرگ در آشپزخانه زندانی میشوند. پیرز: بیخیال یه دقیقه بذار به حال خودم باشم! درها باز میشوند. کریس: بلاخره بیا ازاینجا بریم! کریس و پیرز از هم جدا میشوند. پیرز: کاپیتان! هروقت آماده بودی بگو که در رو بازکنم. رمز دوم را میابند. کریس: یکی دیگه مونده. خب آخریشو هم گرفتیم برگردیم. در را باز میکنند. کریس: بیا! پیرز: من پشت سرتم. موجوداتی به سمت آندو میپرند. کریس: واسه شماها در حال حاضر وقت ندارم! به جت میرسند. کریس: بزین بریم آتیش کنیم! و با جت میروند. مرکز به آلفا ، محل سامانه موشکی شناسایی شد سامانه یاد شده دارای ضد هوایی هست ، دخل اون سلاحا رو بیارین آلفا پیرز: یه جت علیه همه اون ضد هوایی ها؟ اصلا میشه همچین کاری کرد؟ کریس: پیرز اوضاع مهماتت چطوره؟ پیرز: بهتر این نمیشه کاپیتان مرکز: اماده سازی شلیک همین الانم شروع شده وهیچ راهی نیست که بشه جلوشو گرفت کریس: موشک حامل ویروسه اگه شلیک بشه خیلی بدتر از یه موشک عادی پیامد داره پیرز: و تنها راه توقفشم از روی سکوشه کریس: چاره ای نیست ، اماده شو میرم پایین. (پیرز یکی از ضد هوایی ها را میزند) پیری: ها ها! گرفتمت کریس: ایدا گفت میخواد دنیا رو تبدیل به راکن سیتی کنه ولی تا جایی که میدونیم فقط یه موشک اینجاست. مرکز ، ایا هیچ سامانده موشکی دیگه یا پایگایهی این اطراف هست؟ مرکز: پاسخ منفیه ، تنها مورد همونه پیرز: شاید داشته ازخودش در می آورده، من زیاد رو حرفش حساب نمیکنم مرکز: همه ضد هوایی ها نابود شدن پیرز: خب الان میشه اون موشکو متوقف کنیم، یه جا پیدا کن که فرود بیای کاپیتان مرکز به آلفا! شمارش معکوس موشک شروع شد سیستم کنترل رو پیدا کنین و نذارین شلیک شه! پیرز: دریافت شد مرکز پیرز از جت پایین میپرد. پیرز: انگار راه من بسته شده، البته با یکم مواد منفجره میشه حلش کرد کریس: باشه ، من هواتو دارم پیرز خود را به موشک میرساند ولی یکی سلاح زیستی شش میتری از خواب بیدار میشود. پیرز: این دیگه بیشتر ازا ون حد مشکلیه که کم داشتیم! کریس: لعنت! این درگیری قراره ناجور شه بجنب پیرز! وقتمون داره تموم میشه! مرکز: مرکز به آلفا شلیک موشک متوقف شد. کریس: دست مریزاد پیرز! حالا برگرد بیا جای جت تا از اینجا بریم! پیرز: دریافت شد! کریس: پیرز بیا جای لبه، من سوارت میکنم پیرز: کاپتان اینجا اوضاع یکم قاراشمیشه میشه کمک کنی؟ پیرز به لبه رسیده خود را داخل جت میرساند . در این لحظه موشک بار دیگر فعال میشود. مرکز:مرکز به آلفا یه مورد اضطراری پیش اومده موشک آماده پرتاب شد! کریس: ای مرگ! پیرز: کار ایداس میدونست ما میریم متوقفش کنیم! مرکز: الفا وقتمون تموم شد، فرمان منفجر کردن موشک داده شد! کریس: لعنتی اون کوفتی جلو رومونه! کریس: باشه پیرز اون موشکو بزن! ولی موفق نمیشوند وموشک شلیک میشود. پیرز: داره میره سمت شهر! هانیگن:FOS صحبت میکنه. کسی اونجاس؟ پیرز: FOS؟ کریس: کریس ردفیلد از BSAA صحبت میکنه هانیگن: یه دقیقه صبر کنین الان به مامور لیون کندی وصلتون میکنم. کریس: چی؟...لیون! لیون تو کجایی؟ لیون: کریس؟ ما اطراف تاچی هستیم، چرا؟ کریس:همی الان از اونجا برو! موشک به میانه شهر میخورد وویروس پخش میشود . آدمهای زنده یکی به یکی آدمخور شده وبه بقیه هجوم میبرند. کریس: لیون؟! لیون؟ خوبی؟ لیون: اره ما خوبیم... ولی ا وضاع داره بد میشه، واقعا بد! کریس: اه تف تو ذاتش.... لیون: گوش کن کریس ازت میخوام دوتا گروگان رو در اسکله نفتی نجات بدی. مامور شری برکین وجیک مولر، اون پسر آلبرت وسکره. کریس: وسکر؟! لیون: اون پادتن های ویروس سی رو داره کریس: گرفتم. تو راهم. لیون: خوبه کریس: لیون. باید یه چیزی بهت بگم... ایدا وانگ مرده. لیون: دریافت شد. شریو جیک رو دریاب ، نا امیدشون نکن. وبا جت به سمت اسکله نفتی میروند.