رفتن به مطلب

AMIR GAMER

کاربر ارشد

تمامی مطالب نوشته شده توسط AMIR GAMER

  1. آزادی ... 

     

  2. Happy new Year 2018

    سال نو میلادی رو به همه تبریک میگم 

    امیدوارم امسال ، سال خوبی رو پشت سر بزارید و همیشه موفق و سلامت باشید 

     

     

  3. بحث و گفتگوی آزاد در مورد سری The Evil Within

    سلام ... من امیر گیمرم من هر روز این بازی رو مخصوصا نسخه جدید 2 و 1 و تمام نسخه های الحاقی این بازی رو بازی میکنم این بازی واقعا یک شاهکاره البته اگه گرافیکش کمی بیشتر بود عالیی تر بود ، اما برای من گیم پلی مهمه ، اگه از من بپرس بهترین بازی عمرت چیه من میگم اویل ویتین و بعدش لست آف آس امیداورم نسخه سوم این بازی هر چه زودتر بیاد ... خلاصه این بازی محشره در ضمن نماد های خیلی عجیب و حرکات عجیبی تو این بازی زیاده مثلا تو این بازی نشون میده که ، دین فراماسونری در آینده در جهان حکم رانی میکنه و این بازی خیلی نماد فراماسونری داره ، مخصوصا چشم جهان بین که حتی لوگو این بازی هم چشم جهان بینه تو این بازی ، بٌعد مکان و زمان خیلی تغییر میکنه و علم روبیک رو نشون میده و این بازی علمیه و واقعیت داره در نهایت میتوانم بگم که شاهکار خیلی بزرگیه ...
  4. پنج بازی ترسناک-پست اول مطالعه شود-

    THE EVL WITHIN 1 THE EVIL WITHIN 2 outlast 2 outlast 1 resident Evil 3 resident Evil 7 DOOM 3 - 4 Fallout 4 Silent Hill p.t بنظر من اینا 10 تا از بهترین بازی های ترسناک هستن که تا به حال بازی کردم
  5. the evil within 2 آخرین نمرات بازی THE EVIL WTIHN 2

    با آخرین و جدید ترین نمرات بازی اویل ویتن 2 همراه ما باشید در این پست THE EVIL WITHIN 2 8.2 GameSpot 8.10 Digital Trends 8.10 Metacritic 8 Stevivor 90 / 100 Spaziogames 85 / 100 Twinfinite 80 / 100 GamesRadar+ 70 / 100 Game Revolution 70 / 100 من به شخصه که یه گیمر حرفه ایم ... و بازی رو بازی کردم نمره 9.5 رو به بازی میدم ، چون واقعا بازی فوق العاده قشنگ و عالی هست ، داستان و گیم پلی عالی هستن مخصوصا صدا گذاری این بازی که 8 کاناله بود و صدا پا و ... در هر مکان فرق میکرد در کل محشر بود و فوق العاده بود اما علت اینکه نمره 8 رو از 10 در سایت های معتبر کسب کرد این بود که چند تا باگ داشت ( مشکلات برنامه نویسی نشده ) که اونم من بازی کردم هیچ مزاحم بازی نبودن و هوش مصنوعی که خیلی هوش مصنوعی ضعیت بود و من خودمم خوشم نیامد نویسنده : AMIR GAMER نظرات و امتیاز یادتون نره
  6. همین امروز بازی THE EVIL WITHIN 2 برای کنسول های نسل هشتم منتشر شده است ( PC - PS4 - XBOX1 ) امروز 13 اکتبر برابر با 21 مهر من به شخصه سالهاست منتظر چنین لحظه ای بودم خب در این پست قصد دارم لینک های دانلود این بازی رو برای تمام پلتفرم ها قرار بدم لینک دانلود بازی THE EVIL WITIHN 2 برای کنسول PS4 برای دانلود بازی اویل ویتین 2 برای PS4 اینجا را کلیک کنید حجم دانلود : 30.6 گیگ - سبک : ترس و بقا قیمت بازی : 59.9$ - 59 دلار ، تقریبا برابر با 240 هزار تومن لینک دانلود بازی THE EVIL WITHIN 2 برای کنسول XBOX1 - ایکس باکس وان جهت دانلود بازی اویل ویتین 2 برای کنسول XBOX1 اینجا را کلیک کنید لینک دانلود بازی THE EVIL WITIHN 2 ( شیطان درون 2 ) برای PC - استیم جهت دانلود بازی THE EVIL WITHIN 2 برای PC اینجا کلیک کنید دانلود کرک و رایگان بازی اویل ویتین 2 اینجا را کلیک کنید سیستم عامل مورد نیاز بازی THE EVIL WITHIN 2 MINIMUM: OS: Windows 7/8.1/10 (64-bit versions) Processor: Intel Core i5-2400 / AMD FX-8320 or better Memory: 8 GB RAM Graphics: NVIDIA GTX 660 2GB / AMD HD 7970 3GB or better Storage: 40 GB available space RECOMMENDED: OS: Windows 7/8.1/10 (64-bit versions) Processor: Intel Core i7-4770 / AMD Ryzen 5 1600X or better Memory: 16 GB RAM Graphics: NVIDIA GTX 1060 6GB / AMD RX 480 8GB or better Storage: 40 GB available space
  7. واقعا زمان زود گذشت ...

    امیدوارم همگی موفق باشید

     

    3 روز دیگه بازی اویل ویتین 2 میاد

    منتظرشم 

    امسال رو نیفتم صلوات 

     

    معتاد اویل ویتین 2 میشم :DD:

    1. ✨LADY GAGA✨

      ✨LADY GAGA✨

      پس فرداااا هوووو :D:

       

    2. ✨LADY GAGA✨

      ✨LADY GAGA✨

       فرداااا هوووو :D:

       

  8. the evil within 2 مشخصات سخت افزار بازی The Evil within 2

    سیستم و مشخصات سخت افزار لازم برای اجرا بازی اویل ویتین 2 مشخصات سخت افزار مورد نیاز برای اجرای بازی مورد انتظار The Evil Wtihin 2 بر روی PC منتشر شد عنوان The Evil Wtihin در تاریخ 21 مهر سال جاری برای سه پتلفرم اصلی عرضه خواهد شد و حال توسط استدیو سازنده اثر مشخصات سخت افزار مورد نیاز برای اجرای این اثر بر روی PC منتشر شده است. حداقل سخت افزار مورد نیاز: OS: Windows 7/8.1/10 (64-bit versions) CPU: Intel Core i5-2400 / AMD FX-8320 or better 8 GB RAM, 40GB free HDD space GPU: NVIDIA GTX 660 2GB / AMD HD 7970 3GB or better سیستم پیشنهادی: OS: Windows 7/8.1/10 (64-bit versions) CPU: Intel Core i7-4770 / AMD Ryzen 5 1600X or better 16 GB RAM 40GB free HDD space GPU: NVIDIA GTX 1060 6GB / AMD RX 480 8GB or better همان طور که انتضار داشتم شده ... در ضمن بهتون بگم که حجم فایل نصبی 40 گیگ هست و پس از نصب حداقل 90 - 80 گیگ فضا خالی نیاز دارید نظر و امتیار یادتون نره نویسنده : AMIR GAMER
  9. the evil within 2 مشخصات سخت افزار بازی The Evil within 2

    سیستم و مشخصات سخت افزار لازم برای اجرا بازی اویل ویتین 2 مشخصات سخت افزار مورد نیاز برای اجرای بازی مورد انتظار The Evil Wtihin 2 بر روی PC منتشر شد عنوان The Evil Wtihin در تاریخ 21 مهر سال جاری برای سه پتلفرم اصلی عرضه خواهد شد و حال توسط استدیو سازنده اثر مشخصات سخت افزار مورد نیاز برای اجرای این اثر بر روی PC منتشر شده است. حداقل سخت افزار مورد نیاز: OS: Windows 7/8.1/10 (64-bit versions) CPU: Intel Core i5-2400 / AMD FX-8320 or better 8 GB RAM, 40GB free HDD space GPU: NVIDIA GTX 660 2GB / AMD HD 7970 3GB or better سیستم پیشنهادی: OS: Windows 7/8.1/10 (64-bit versions) CPU: Intel Core i7-4770 / AMD Ryzen 5 1600X or better 16 GB RAM 40GB free HDD space GPU: NVIDIA GTX 1060 6GB / AMD RX 480 8GB or better همان طور که انتضار داشتم شده ... در ضمن بهتون بگم که حجم فایل نصبی 40 گیگ هست و پس از نصب حداقل 90 - 80 گیگ فضا خالی نیاز دارید نظر و امتیار یادتون نره نویسنده : AMIR GAMER
  10. آخر الزمان

    شروع قسمت یازدهم ( 11 ) فاظلاب گروه و اعضا گروه در حال راه رفتن بودن که ناگهان صدا ناله همه جا رو فرا میگیره و لیون میگه صبر کنید ... گروه همه رو جا رو برسی میکنن و صدایی از هیچکس در نمیاد همه جا رو سکوت و تاریکی فرا گرفته بود که یهو ایبار صدا ناله میاد لیون میگه بیاید از این طرف صدا از قسمت B2 فاظلابه داخل یه وجود داشت که روی در نوشته شده اتاق کنترات و... لیون و اعضا گروه پشت در وایمستن لیون میگه ... 3... 2.... 1 و در رو با لگد باز میکنن تیم به 3 تا قسمت ت مختلف پخش میشن و میرن استیو و لیون با هم بودن ... و 3 نفر از افراد گروه از راه پله به طبقه بالا میرن و میبین که یه زن با مو های بلند در حال گریه کردن و ناله کردن بود تیم فکر میکرد که یه زنه سالمه و تنهاست ... بخاطر همین تیم اسلحه شو گذاشتن کنار یکی از اعضا تیم به سمت زن رفت و گفت سلام حالتون خوبه ؟؟ دستش رو میزاره روی شونه زن و میگه هییی یهو با سرعت خیلی زیاد زن دست مرد رو گاز میگیره 2 نفر دیگه تا میان بزنن چند تا جهش یافته از بالا و پشت با چاقو بهشون حمله میشه و صدا فریاد شون که میاد ... لیون و استیو با عجله میرن طبقه بالا و میبینن که 3 تا از اعضا تیم شون مرده ، استیو و لیون با تفنگ داشتن از خودشون دفاع میکردن و میبینن که تعداد اینا داره بیشتر میشه ... یهو یه هیولا بزرگ با یک ( لوله بُر ) به سمت استیو و لیون میاد لیون و استیو هر چقدر که به اونا تیر میزدن هیولا چیزی اش نمیشه استیو یه نارنج در میاره و پرت میکنه به سمت هیولا و وقتی که لیون و استیو داشتن فرار میکردن نارنجک منفجر میشه و از راه پله میپرن پایین خاک و دود همه جا رو گرفته بود لیون اعضا تیم رو خبر میکنه و از این اتاق بیرون میرن لیون : اووشت ، شانس آوردیم ، متاسفانه 3 نفر رو از دست دادیم از این به بعد راه خودمون رو ادامه میدیم استبو : اوکی لیون : کجا بریم ... ؟ استیو : صبر کنید ببینم ... از این طرف از طریق راهرو شرقی میرسم به میدان ... لیون : خوبه راه بیفتید پس از حدودا 20 دقیقه ، تیم به راه نردبان میرسن لیون : خب کار ما تازه شروع شده ، اون بالا ویروس پخش شده و کل مردم جهش یافته شدن مراقب خودتون باشید ... استیو : قربان یه پیام جدید از رئیس برامون فرستاده شده لیون : چیه ؟ بخوان . استیو : تو اینجا گفته یکی از آزمایشات روی نابینا ها بوده لیون : خب که چی ؟ استیو : این یعنی بعضی از جهش یافته ها و یک هیولا نابینا هست و فقط صدا رو میشنون لیون : همم خوبه اما فرقی نداره ، راه بیفتید تیم از فاظلاب بیرون میان و وقتی که به بیرون میان و سر از وسط یه خیابان در میارن لیون و استیو و اعضاء تیم ، همه با تعجب و ... شگفت زده میشن و شوکه میشن شهر دیگه اون شهر نیست ، ماشین ها آتیش گرفتن ، ساختمون ها خراب شدن و جاده ها و... همه جا نابود شده خلاصه ... لیون : خب الان کجا راه بیفتیم ؟ استیو : 2 تا خیابان رو رد کنیم رسیدم به خیایان 85 و امارت پرفسور مورگان ... لیون و استیو و اعضا تیم راه میفتن به سمت امارت پایان قسمت یازدهم (11 )
  11. آخر الزمان

    سلام ... من امیر گیمر و داستان بازی ام رو با داستان خودم ترکیب کردم و یه داستان جدید درست کردم و امیدوارم خوشتون بیاد این داستان رو در کانالم قرار داده ام ... اینجا هم هر هفته چند قسمت شو میزارم اسم داستان : آخر الزمان نام داستان : آخرالزمان - Apocalypse فصل اول ... قسمت یک استیو گرت ( Steve Garrett ) و لیون اس کندی ( Leon S. Kennedy ) دو دوست صمیمی هستن ، آنها در آمریکا در شهر نیویورک در سال 1995 به دنیا آمدن این دو نفر بعد از درس هاشون در سال 20 سالگی عضو گروه و نیرو های ویژه میشوند کلر ردفیلد (Claire) و ایدا وانگ (Ada wong) دو دوست صمیمی بودن آنها در آمریکا شهر کالفرونیا در سال 1997 به دنیا میایند خلاصه بعد از تموم شدن مدرسه و درس ها شون به علاقه ای که به پلیسی داشتن در 20 سالگی عضو نیرو ویژه میشوند ... معرفی کوتاه تموم شد میریم به شروع داستان ... بیمارستان کالفرنیا ، 5 آگوست سال 2017 لیون چشم هاش رو باز میکنه و میبینه که روی تخت هست و یک پزشک و دو پرستار دارن هل میدن لیون رو به اتاق مراقبت های ویژه میبرن و یکی از پرستارا از لیون میپرسه چطوری زنده موندی... شانس آوردی و لیون بیهوش میشه و همه اتفاقاتی رو که براش میفته رو به یاد میاره ... سال 2005 ، اردوگاه آموزش نیرو های فوق ویژه (CIA) استیو و لیون وارد اردوگاه میشن ، فرمانده سباستین بهشون خوشامد میگه و بهشون محل خواب و ... رو نشون میده ، سباستین میگه فردا صبح ساعت 6 صبح آموزش شروع میشه فردا تو حیاط منتظر باشید . استیو : از این اتاق غذا خوردی و اتاق خواب معلمومه خیلی خیلی بدبتختیم باید خیلی سخت تمرین کنیم لیون : آره حالا باید ببینم و باید سختی بکشیم تا بتوانیم برای این کشور نیرو های خوبی باشیم استیو : موافقم ، اووووو شت لیون لیون : چیه ؟ چی شده اسیو : ساعت رو نگاه کن ، 1 نیمه شبه ، بدون بریم بخوابیم که ساعت 6 تمرین دارم لیون : اوکی ... شب خوش ساعت 6 صبح ... 30 تا نیرو در حیاط منتظرن ، بعد از حدود 5 دقیقه فرمانده میاد سباستین : خب اینجا پادگانه و ممکنه هر اتفاقی بیفته و یا بمیرید شما خودتون با پای خودتون آمدید پس برای اینکه نیرو های ویژه بشید باید در سخت ترین شرایط هم دوام بیارید ... بعد از گدشت حدودا 15 – 20 دقیقه سخنرانی سباستین : ما شما رو به 5 تیم تقسیم میکنیم ... 5 تیم 7 نفره تیم های آبی ، زرد ، قرمز ، سبز و نارنجی استیو و لیون به تیم آبی رفتن آموزش ها شروع میشه 2 سال گذشت .. پایان قسمت اول ...
  12. 10 روز مانده تا بازی اویل ویتین 

     

    هورااااا :DD:

  13. اختصاصی سناریو انیمیشن رزیدنت اویل وندتا

    سناریو کامل انیمیشن رزیدنت اویل وندتا resident evil vendetta در اولین سکانس مشاهده میکنید که لیون در یک آزمایشگاه (سرد خانه ) هست لیون در حال قدم زدن و جست و جو بود که ناگهان یک زامبی از کیسه تکون میخوره و با چند گلوله اون رو میکشه و لیون میگه : این جنگ ها هرگز تموم نمیشه بعد یک بالگردی رو مشاهده میکیند که در اون یک تیم همراه با کریس ردفیلد در حال رفتن به امارت پرفسور ایریز هستن تعداد اعضا تیم با کریس زد فیلد 10 نفر هستن بالگرد فرود میاد و تیم به سوی رفتن به این امارت هستن (( اما یک نکته اینکه این امارت دقیقا مثل امارت رزیدنت اویل 1 هست ) تیم به همراه کریس وارد امارت میشن اعضا تیم به 4 دسته تقسیم میشن 2 نفر به همراه کریس میرن بالا 3 نفر وارد اتاق سمت راست میشوند 2 نفر وارد سالن غذا خوردی میشوند 2 نفر هم به اتاق اتاق سمت چپ میروند یک نکته کاملا ریز در سالون غذا خوردی وجود داره (( اینکه در سالون غذا 2 مامور هستن که پشتشون به شومینه هست و یک صدا از شومینه در میاد و یک زامبی سرش رو میاره بیرون اما مامور ها متوجه این نمیشن در ادامه مشاهده میکنید که 3 نفر در اتاق سمت چپ صدا ناله ای کوتاه میشوند وارد اتاق میشوند و یک ماشین کنترلی رو میبیند اما یک زامبی اون رو از پشت اونا کنترل میکرد و وقتی سرباز ها بر میگردن پشت سرشون رو نگاه کنن این زامبی میخوردشون ... و کریس به همراه اون 2 نفر وارد اتاق میشن کریس اول زیر تخت رو نگاه میکنه و میبینه که چند تا زامبی هستن و نکته دیگر اینکه ((( کریس و تیم هدف شون این بود که دکتر گلن اریاس رو نابود کنن و 2 نفر به اسم کتی وایت که مامور مخفی و همکار کریس هست و پسرش زک رو پیدا کنن )) در همین اتاق کریس زک رو میبینه و میگه زک و زامبی میگه بله ... و بعد کریس یک نارنجک میندازه تو اتاق و به همراه همکارش میاد بیرون کریس ناراحت میشه و بعدش میبینه همکارش دستش زخمی شده و زامبی میشه و با کلت 3 تیر اون رو میکشه از این طرف هم زامبی ها 2 نفر رو دنبال میکنن و این 2 مامور فرار میکنن و با سرعت وارد یک اتاق میشن اما بعدش در اتاق تله سیمی بود .... بعدش کریس خودش رو از طبقه دوم از پنجره میپره پایین ... کریس وقتی به پایین میپره فوری خشاب اسلحه اش رو عوض میکنه تا کریس اسلحه رو بالا میگیره که زامبی ها رو بزنه یکدفه دکتر ایریاس جلو تفنگ کریس رو میگیره و خشاب اسلحه کریس رو خالی میکنه و مبارزه شروع میشه ... دکتر اریاس حتی یک ضربه هم بهش نمیخوره و وقتی دکتر اریاس اسلحه کریس رو میگیره ، کریس چاقو بر میداره و دکتر هم با اسلحه خالی به عنوان سلاح سرد استفاده میکنه با هم مبارزه میکنن ولی در آخر دکتر اریاس کریس رو از پشت میگیره و کلت 3 تیر کریس رو بر میداره و به کمر کریس میزنه ((البته کریس جلیقه ضد ضربه و گللوله داره )) اما کمر کریس درد میگیره و به زمین میافته در اینجا کریس با دکتر اریاس بحث میکنه و دکتر میگه من تاجرم به عنوان مثال .... که یک هیولا بزرگ به همراه کتی ( همکار قدیمی کریس و مامور ویژه مخفی ) که تبدیل به زامبی شده وارد صحنه میشن دکتر اریاس به کریس میگه یه چیزی در مورد محصولات من فرق میکنه اینه که اونا فرق بین دوست و دشمن رو میدونن بعد دکتر اریاس به همراه همکارش که یه زنه و اون هیولا از صحنه خارج میشن ... بعد تمام زامبی همراه با کتی به سمت کریس میان کریس همینطوری به سمت عقب میره که ناگهان یک بالگدر میان به کمک کریس در اون بالگدر راننده به اسم دی دی و یک مامور زن به اسم نادیا هست که از اون بالا تمام زامبی ها رو میکشن و کریس ، کتی رو با دستاش میگیره و فریاد میزنه رزیدنت اویل وندتا .... اتفاقی که برای دکتر ایراس افتاد :: در روز عروسی دکتر اریاس وقتی ازدواج میکنه و حلقه عروسی رو تو انگشت میکنه یک دفه از یک بالگدر نظامی و دولتی یک بمب به عروسی شون میخوره و در اون عروسی همه به عیز از دکتر اریاس میمیرن - دکتر اریاس وقتی به هوش میاد میبینه دست زنش که مرده تو دست خودشه ولی زنش نابود شده بخاطر همین فشار خیلی بدی به دکتر اریاس وارد میشه و خیلی خیلی دکتر اریاس ناراحت میشه و اعصبانی ... بخاطر همینه که دکتر اریاس ویروس تجارت میکنه و میخواد دنیا رو نابود کنه ... شیکاگو - 4 ماه بعد از اتفاق در اول صحنه پرفسور مردی را میبیند که به سمت پرفسور ربکا چمبرز میرود ربکا در حال اتمام یک آنتی ویروس هست و آنتی ویروس رو تموم میکنه پرفسور و ربکا در حال تماشا یک ویدیو کوتاه از حمله زامبی ها هستن پرفسور : این همه حمله تو آمریکا صورت گرفته چرا هیچ کاری نمیکنن ؟ ریکا : گروه BSAA داره سعی میکنه کنترلش کنه پرفسور : باید علتش رو بدونن تا بتوانن از بین ببرن ربکا : بله درسته پرفسور برای ربکا قهوه با خامه روش میاره و ربکا اون رو میخوره در ادامه پرفسور به ربکا میگه 30 تا از اون جسد ها برا مون آمده ربکا میگه کی میره برای نمونه گیری ؟ پرفسور میگه همه دانشجو ها رفتن - و... پرفسور میگه من دکترا دارم .. اما باشه میرم پرفسور چمبرز پرفسور از اتاق میره بیرون متوجه میشه هواکش باز شده بعد از چند ثانیه امنیت آزمایشگاه فعال میشه تمام پنجره ها و در ها بسته میشن در قسمت اتاق هواکش ها زنی که همراه و همکار دکتر ایریز هست ویروس رو در آزمایشگاه بخش میکنه از طرق گاز .... تمام پرفسور ها در سالون به این ویروس مبتلا میشن و تبدیل به زامبی میشن ربکا هم داشت کم کم به زامبی تبدیل میشد اما مقاومت کرد و به سمت اتاق نمونه ها رفت و یک آنتی ویروس به خودش زد و خوب شد پرفسور چمبرز فرمول این آنتی ویروس رو که تو یک USB بود بر میداره بعد از اتاق خارج میشه و میبینه پرفسور آرون (همون دوست ربکا که برای ربکا قهوه میاره ) رو میبینه که تبدیل به زامبی شده زامبی به سمت ربکا حمله میکنه و ربکا جا خالی میده و با کبسول آتش نشانی میزنه زامبی یا همون پرفسور آرون رو میکشه 3 زامبی دیگر به دنبال ربکا میان بعد ربکا وارد اتاقش میشه و در رو رو خودش میبنده که ناگهان همکار دکتر ایریز اون زنه یک نارنجک میندازه و شیشه اتاق میشکنه و زامبی ها که در یک قدمی ربکا بود ناگهان کریس و تیمش زامبی ها رو میکشن ... بعد تمام پلیس ها و ماماور ها میریزن تو آزایشگاه که دانشگاه هم بود ... در بیرون کریس و ربکا با هم مکامله میکنن : ربکا : چرا من رو تو قرنطینه نبردن و منو قرنطینه نکردن ؟ کریس : ببین - اگه ویروس تو بدنت بود حتما الان مرده بودی پس میبریمت یه دوش آب گرم بگیری تا خوب بشی - بهت نیاز داریم ربکا : همون کریس قدیمی ربکا دوش میگیره و تو اتاق در حال تماشای اخباره ... ربکا تو یک اتاق دوش میگیره و در حال تماشا اخبار و اتفاقات امروزه نویسنده و تحلیگر : AMIR GAMER امیر گیمر بعد از جند دقیقه کریس میاد دنبال ربکا و میگه منم ربکا در رو باز میکنه کریس به ربکا میگه این اطلاعاتیه که از آزمایشگاه برداشتی ؟ ربکا : بله - باید هر چه سریعتر این اطلاعات رو به سایر آزمایشگاه ها بفرستیم هر چه سریعتر این دارو به تولید نبوه برسونیم میتوانیم جون آدم های بیشتر رو نجات بدیم کریس بله شاید کریس میگه دنبال فردی به اسم گلن اریاس هستم کریس میگه دنبال یک فرد متخصص واقعی میگردم ... تیم BSAA به همراه کریس و ربکا با یک بالگدر به یک مسافرت خانه میرن در راه نادیا (یکی از اعضاء تیم بی اس ای ) با ربکا در حال مکالمه هستن ربکا و کریس وارد مسافرت خانه میشن و میبنن که لیون اس کندی اونجاست و در حال مشروب خوردنه کریس به لیون میگه به کمکت نیاز داریم اما لیون میگه من تو تعطیلاتم ربکا شروع به توضیح دادن میکنه لیون به گارسون میگه یک بطری دیگه بیار کریس میگه کنسلش کن لیون : هی تو فکر کردی کی هستی کریس : کافیه خیلی خب ؟ چی میخوای ردفیلد ؟ تو چی میخوای لیون ؟ بعد لیون از جیبش مشروب در میاره که بخوره اما کریس نمیزاره ربکا میگه لیون ببخشید که تعطیلات تو خراب کردیم اما موضوع مهمیه و ما به تجربه های تو نیاز داریم لیون : چه اطلاعاتی ؟؟ ... کریس : درباره ویروس میگه ، خیلی سریع آلوده میکنه ربکا هم میگه تمام محققین و دانشمندان تو دانشگاه من آلوده شدن لیون میگه : انگاه تو یه چرخه ی لعنتی گیر افتادم! کریس و ربکا : وات ؟ چی شده بمبی که تو واشنگتن منفجر شد رو یادته ؟ خب این ماموریت من بود که جلوی تروریستا رو بگیرم اما به موقعیتمون رسیدم و یه عوصی موقعیتمون رو لو داد بمب منفجر شد و همه نیرو های ویژه کشته شدن ، تمام واحدم مردن و همش به مبارزه کردن ادامه میدیم و ادامه میدیم ... اما به جا اینکه به آخر کابوس لعنتی برسم فقط داره بدتر میشه آخه زندگی من باید این طور باشه ؟؟ جنگیدن با مرده های متحرک ، اصلا این کار چه اهمیتی داره ؟ کریس درباره دکتر اریاس میگه که یک بمب تو وسط عروسی شون میخوره و دلال اسلحه و ویروس هست بعد از عروسی اش اون ناپدید شد و میخواد تلافی کنه —------— لیون میگه : یک طرف دلال سلاح و یک طرف دیگه دولتی که یه عروسی رو بمباران میکنه!!! اینجا آدم بده کیه ؟؟ کریس : اریاس ... ماموریت ماست که دستگیرش کنیم لیون : این مامورت تو، نه من کریس : خدا لعنتت کنه لیون ربکا : بس کنید لیون تو که اینجا با تمام اتفاقاتی که افتاده نشستی و داری به حال خودت افسوس میخوری کریس تو هم میزاری اعصبانیتت کنترلت کنه ربکا درباره ویروس توضیح میده و بعد میره دستش رو بشوره داخل دستشویی ربکا یک زامبی میبینه و بعد همکار دکتر اون زنه ربکا رو از پشت میگیره و میبرنش ... بعد مردی به اسم پاتریسیو لیون رو صدا میزنه ... لیون جلوش رو میگیره و یقه پاترسیو رو میگیره و به کریس میگه همونی که کل واحد رو لو داد تو نمفهمی آخه ... این همون یارو پاترسیو میگه ببخشید تو باید خانواده ام رو نجات بدی زن و دخترم الان تو اسپانیان هستن یه دلال اسلحه داره از اعضاء باثیمانده " لوس ایلو مینادوس پول میگیره تا یک حمله ویروسی در مقیاس بزرگ انجام بده کریس : امروز روز شانسمونه لیون میگه : روز شانس دیوانه شدی ؟ میگه این مرد ما رو میبره پیش گلن اریاس لیون میگه تو سعی کردی منو بکشی بعدشم میخوای خانواده ات رو نجات بدم ؟ اما تو اگه همه چی رو بهمون بگی ما هم بهت کمک میکینم .. در همین هنگام یه کامیون میاد و چند تا مامور و هیولا بزرگ از ماشین میاد بیرون و ربکا رو میدزذن بعد هیولا بزرگ با اسلحه تیربار به سمت مسافرت خانه تیر اندازی میکنه و کریس میبینه که ربکا رو میدزن و سوار کامیونش میکنن اون زن از طریق بیسیم به دکتر اریاس میگه هدف اول کشته شد هدف دوم دستیگر شد ... و پاتریسیو میمیره و تلفنش زنگ میخوره و زنش میگه کی پشت خطه جواب بده ... اما لیون تلفن رو قطع میکنه کریس میگه من به کمکت نیاز دارم ... و با لیون همکاری میکنند در این صحنه ربکا به هوش میاد و میبینه روی صندلی دستش بسته است و تو اتاق شبیه سازه و لباس عروس پوشیده و دکتر اریاس دقیقا مراسم عروسی رو شبیه سازی کرده دکتر اریاس وارد میشه و میاد سمت ربکا و میگه خوشامدید پرفسور ربکا چمبرز درباره ویروس حرف میزنن و دکتر میگه خلاصه کنیم و بخوایم بگیم ویروس ای - A در همین هنگام لیون و کریس ار تلفن همون پاتریسیو یه مموری کارت پیدا میکنن و محل شیوع ویروس رو پیدا میکنن دکتر رو مانیتور چند تا عکس به ربکا نشون میده و میگه اسم تون ساراست (زن دکتر اریاس که تو روز عروسی اش مرد ) و دکتر به ربکا میگه تو خیلی شبیه اونی و دکتر میگه این بار تو ما با هم خیلی خوشبخت میشیم بعد دکتر به زور میخواد حلقه رو دست ربکا کنه ولی ربکا نمیزاره و دکتر به ربکا میگه من دستت رو با دست سارا عوض میکنم شاید این نظرت رو عوض کنه ... ربکا رو میبرن و بهش ویروسی رو تزریق میکنن که میشه مثل همون هیولا .... اگه دقت کنید اون زنه که همکار دکتر اریاس هست به اون هیولا میگه پدر و دستش رو میگیره و هیولا احساسات رو درک میکنه ... و لیون و کریس میخوان برن به مخفیگاه اریاس در نیویورک و کریس میگه فک کنم ربکا رو هم برده اونجا .. در همین لحظحه کامیون ها وارد شهر میشن و ویروس از طریق گاز تو شهر پخش میشه گروه سوارد بالگدر میشه و درباره ویروس بحث میکنن و تصمیم میگرن کامیون های حاوی تانکر ویروس رو بترکونن پس 4 تا ماموریت دارن یک : تانکرا رو منفجر کنن دو : ربکا رو نجات بدن 3- واکسن ها رو پیدا کنن و تو شهر بخشش کنن و اریاس رو دستگیر کنن ... کریس میگه : دی سی و نادیا شما ها از رو هواپیما حسابشون رو برسین و عملیات شوع میشه هواپیما پایین میاد و هدیه هایی رو که BSAA داده رو بر میدارن لیون سوار موتور و کریس سوار ماشین میشه اولین تانکر رو لیون با یک نارنجک میترکونه بعد از یک ون 2 تا سگ در میان دی دی میره سمت ماشین .... اما سگ ها سرش رو جدا میکنن کریس به لیون میگه فکری داری لیون میگه سگ ها رو دنبال خودم میکنم تو هم برو دنبال ربکا .. لیون در وسط بزرگراه و اتوبان سگ ها رو با حرکت ها زیبا با کلت میکشه در همین هنگام ویروس رو از طریق سوزن به ربکا تزریق میکنن بالگدر هم 2 تا تانکر دیگه رو میترکونه و کریس هم با ماشین و با سرعت وارد مخفیگاه دکتر اریاس میشه کریس در این راهرو با زامبی ها میجنگه و لیون هم با موتور میاد کمک کریس کریس میره سراغ ربکا و نجاتش میده اما اون هیولا جلو کریس سبز میشه اما کریس جا خالی میده و یک نارجک آتش زا میندازه زیر پا هیولا و هیولا آتش میگیره کریس ربکا رو میخواد ببره پیش آنتی ویروس ها اما دکتر اریاس در پشت بام یه تیر به پا ربکا میزنه و کریس و اریاس با هم مبارزه میکنن خلاصه در آخر کریس اریاس رو از زمین های شیشه ای پرت میکنه پایین و میمیره ... در همین هنگام هیولا میاد از نیرو و قدرت اریاس استفاده میکنه و هیولا قوی تر میشه ... کریس و ربکا میخوان وارد محل آنتی ویروس ها بشن اما یه دفه هیولا میاد بالا و کریس رو میگیره و یکدفه آنسانسور باز میشه و لیون با موتور با سرعت به سمت هیولا میاد خلاصه لیون و هیولا مبارزه میکنن اما در آخر هیولا لیون رو میگیره و هیولا تا میاد لیون رو بزن یدفعه بالگدر تیم BSAA میاد و با سلاح قوی هیولا رو میزنه قدرت این سلاح انقدر زیاد بود که جند تا ساختمون هم نابود کرد اما هیولا زنده میمونه و میره سراغ بالگد و نادیا رو زخمی میکنه ... لیون موتور رو با سرعت پرت میکنه به سمت بالگدر و میترکونه اما باز هیولا زنده ممیمونه اما در اخر کریس با یک سلاح میزنه به قلب هیولا و هیولا نابود میشه ... سکانس ها اخر انیمیشن : کریس به ربکا آنتی ویروس رو میزنه و ربکا زنده میمونه و در اخر آنتی ویروس رو از طریق هوا و گاز به تمام شهر بخش میکنن و مردم همه نجات پیدا میکنن ربکا و لیون و اعضاء تیم با یک بالگدر خارج میشن و در صحنه پایانی همون زنی که همکار دکتر اریاس زنده میمونه ... و مطمئنن این زن ویروس رو میدوزده و دوباره ویروس بخش میشه ... پایان سناریو رزیدنت اویل وندتا نویسنده و تحلیگر : AMIR GAMER امیر گیمر
  14. بازی The Evil Within 2 ارائه حوادث مشابه سورئالیست با سلام ، در این مقاله میخوام به جزئیات دقیق گیم پلی جدید اویل ویتین 2 بپردازیم نویسنده این مقاله خودم هستم و بعضی از مطالب رو از سایت تانگو گیم انتخاب کردم این بازی 13 اکتبر برابر با 21 مهر امسال به بازار عرضه میشود تجربه های ترسناکی در این بازی هست که کابران رو خیلی خوشحال میکنه و این بار مثل همیشه این شرکت بازی تاکیده کرده که... کسنانی که بیماری قلبی و مشکلات اعصبی دارند ، این بازی رو بازی نکنند و حتی تریلر و گیم پلی بازی رو مشاهده نکنید Bethesda / Tango Gameworks من بازی THE EVIL WITHIN 2 رو 1 ساعت پیش نمایش تجربه کردم ، یک داستان دلنشین و هیولاهای خمشی ذهن مواجه شدم که به نظر میرسد آنها از یک رمان لواکرافت مستقیما جهش مییابند. حق رای دادن داستان Sebastian Castellanos، که اعتقاد داشت دخترش لیلی در اولین خشم درون مرده است. به نظر می رسد این کاملا مورد نیست، و او نیاز به سر به یک دنیای فوق العاده پر از ماجراهای بدبختانه برای پیدا کردن او. AMIR GAMER : منم با پیش نمایش ها و گیم پلی های که دیدم در این نسخه کارکتر اصلی بازی سباستین ، ضربات احساسی و عاطفه ای زیادی میخوره ، در ضمن در این بازی معما و پازل های خیلی بیشتر و هیجانی تر هست که یکی از اونا معما مایکن بود که باید مایکن رو طوری بچرخونید و حرکتش بدید که دست اشاره او به سمت چشم جهان بین باشه ( مرحله دوم ) اما بهتره بگم که واقعا اویل ویتین شاهکاره خیلی بزرگیه ... داستان و گیم پلی بازی هم طبیعی درست شده اند و به واقعیت نزدیک اند اما چیزی که من خیلی تعجب میکنم اینکه در همه جا حتی در یک اتاق خالی هم چشم جهان بین وجود داره ، علت های زیادی داره ممکنه برای حمایت آمریکا ، تبلیغ و.. باشه اما نظر من اینکه این نماد ها ، جا به جا شدن و شناور شدن زمین ، هیولا های مختلف و... تمام اینا نشون دهنده اینکه در این بازی چشم جهان بین ، در جهان و دنیا حکمرانی میکنه ... خب بگذریم خلاصه در پست های بعدی با اسکرین شات های جدید ، و ویدیو های جدید و توضیحات جدید بازی اویل ویتین همراه من باشید ... نوشته های سایت های خارجی : ماجراهای بدبختانه برای پیدا کردن او ... (( منظور از او در این جمله یعنی پیدا کردن دخترش ) یک بازی ترسناک ترکیبی وجود دارد که در اینجا اتفاق می افتد با توسعه دهنده Tango Gameworks به دنبال خدمت شما به دنباله های ترسناک و ترسناک خطی است که دقیقا به منظور کشش کشش تا آنجا که ممکن است. سپس گزینه های باز جهان بیشتر به شما اجازه می دهد تا انتخاب کنید کجا بروید و چقدر مبارزه کنید که می خواهید برای رسیدن به آنجا. من دو کارفرمایان بسیار متفاوت جنگیدند و بررسی یک شهر سالن ضعیف و ناتوان پر از پازل جالب است. گرد کردن یک گوشه و رو به رو شدن با یک دشمن که به نظر می رسد یک مانکن بی نظیر است؛ یک نمایش هنری وحشتناک برای سباستین طراحی شده است. این همه موثر است و تنش را فقط به روش های درست می کند. Obscura، یک هیولا مثبت غول پیکر با سه پا و یک دوربین قدیمی برای یک چهره. معمولا این دعواها شامل همان نوعی از مواردی هستند که پیش از این در نسخه ی نمایشی دیدم، اما نه این بار. فلشباس Obscura شما را خاموش می کند و زمان را متوقف می کند و سباستین باید او را به مدت 90 ثانیه منحرف کند این احساس می کند که تیم توسعه تلاش واقعی برای تنوع بخشیدن به تجربیاتی که در EW2 دارید، مخصوصا پس از برخورد با سه نوع گیم پلی وحشت در چنین نسخه ی نمایشی کوتاه می کند. ما در سال گذشته Resident Evil 7 یک بازی وحشت بزرگ را دیدیم و اگر Tango Gameworks بتواند بر روی وعده هایی که من در این پیش نمایش دیدم خوب باشد، ممکن است ما دیگر در دست داشته باشیم. جهت تماشا تریلر ، اینجا را کلیک کنید نویسنده و ترجمه : AMIR GAMER منبع : امیر گیمر و تانگو گیم .... لطفا امتیاز و نظرات یادتون نره ... ممنونم
  15. تجزیه و تحلیل Resident Evil 7 Gold Edition

    سلام و خسته نباشید در این پسنت میخوام کلی اسکرین شات و توضیحات مختصر و در آخر در مورد تاریخ عرضه این بازی رو میگم لینک دانلود ویدیو و تریلر در پست قبلی گذاشتم همراه من باشید ... این تصویر اول بازی رو نشون میده اگه دقیق کنید گوشه سمت چپ بازی خون تون رو نشون میده و سمت راست اندازه گلوله و تنفگ تون رو نشون میده یعنی مثل همیشه باید نیمی از حواستون به مهمات و خون تون باشه ... کریس ردفیلد کارکتر اصلی بازی هست و مثل هانک ، ویکتور لباس میپوشه و ماسک ضد شمیایی میزاره ... بازی اول شخص هست و تنفنگ و طرز نگه داشتن بازی، مثل بازی کال آف دیوتی بلک آبس 3 هست اما کمی فرق میکنه ... کریس با یک پشتیبان صحبت میکنه و به کریس مبگه تمام منتظقه رو باید خوب بگردی ... اینجا بنظر من اتاق کنترل و.. هست و اینجا زیر ساختون و راه های زیر زمینی هست که کریس واردش میشه ... فکر کنم همون زیر زمین امارت بیکر هست ... کریس اسلحه کلت ش رو دقیقا مثل نسخه اویل 5 میگیره دستش و مثل همون شلیک میکنه اما تعجب از اینجاست که چرا 2 تا بیشتر خشاب نداره اما به هر حال میریم سر ادامه تجزیه و تحلیل در راه کریس به یه اتاقی میرسه و میبینه که یکی توش زندانیه کریس با اون مرده حرف میزنه مرد زندانی شده میگه : ردفیلد ... تویی ؟ کریس میگه آره خودمم خوبه ، میخوام نجاتت بدم بعدش تریلر میره یه قسمت دیگه ... فکر کنم این مرد زندانی شده همکار کریس ردفیلد بوده ... و مطمئنم هست چون اون هم مثل کریس لباس پوشیده بود بله بازم مشاهده میکنید هیولا های زیر زمینی اویل 7 در این نسخه الحاقی هم هستن من که اصلا خوشم نمیاد ازشون ای کاش حداقل هیولا های متفاوتی میزاشتن ... زامبی بزنیم حداقل حال کنیم بله این قسمت نسخه الحاقی اویل 7 خیلی با حاله یه نارجک پرت میکنید و چند تا هیولا با هم میمیرن ... و این یعنی در این نسخه میتوانید از نارنجک هم استفاده کنید اینم نمونه و اسلحه گرفتن کریس دقیقا مثل کا آف دیوتی وقتی نشونه رو میگیرید رو دشمن ها یا هیولا نشونه درشت تر میشه و یا تغییر میکنه ... wow یه هیولا جدید امد دقیقا این هیولا مثل هیولا تو انیمیشن رزیدنت اویل دامنیشن هست و تو رزیدنت اویل 2 و چند تا رزیدنت اویل قدیمی هست هستش من این رو مگم ... واقعا خیلی شبیه شه ... فقط فکر کنم ویروسش فرق میکنه حرکاتاشون هم همونه در آخر تریلر هم مشاهده میکنید .. یه هیولا خیلی بزرگ میاد و تریلر تموم میشه این بازی بصورت رایگان برای تمام پلتفرم ها و کنسول های بازی رایگان است ps4 - xbox1 - pc - vr ... این بازی در 12.12.2017 منتشر میشود برابر با 21 آذر سال 96 در ضمن این بازی همانند نسخه اصلی رزیدنت اویل 7 میتوانید تو VR یا همون واقعیت مجازی بازی کنید عالیه هم رایگانه و هم اینکه برای VR هم هست و یک نکته دیگه : این بازی رو میتوانید با یرنامه xbox Live در ویندوز 10 هم دانلود و بازی کنید این بازی به شبکه استم متصل میشود ... #تجزیه تجزیه و تحلیل کننده AMIR GMAR امیر گیمر نظر و امتیاز یادتون نره .. ممنون
  16. تجزیه و تحلیل Resident Evil 7 Gold Edition

    سلام و خسته نباشید در این پسنت میخوام کلی اسکرین شات و توضیحات مختصر و در آخر در مورد تاریخ عرضه این بازی رو میگم لینک دانلود ویدیو و تریلر در پست قبلی گذاشتم همراه من باشید ... این تصویر اول بازی رو نشون میده اگه دقیق کنید گوشه سمت چپ بازی خون تون رو نشون میده و سمت راست اندازه گلوله و تنفگ تون رو نشون میده یعنی مثل همیشه باید نیمی از حواستون به مهمات و خون تون باشه ... کریس ردفیلد کارکتر اصلی بازی هست و مثل هانک ، ویکتور لباس میپوشه و ماسک ضد شمیایی میزاره ... بازی اول شخص هست و تنفنگ و طرز نگه داشتن بازی، مثل بازی کال آف دیوتی بلک آبس 3 هست اما کمی فرق میکنه ... کریس با یک پشتیبان صحبت میکنه و به کریس مبگه تمام منتظقه رو باید خوب بگردی ... اینجا بنظر من اتاق کنترل و.. هست و اینجا زیر ساختون و راه های زیر زمینی هست که کریس واردش میشه ... فکر کنم همون زیر زمین امارت بیکر هست ... کریس اسلحه کلت ش رو دقیقا مثل نسخه اویل 5 میگیره دستش و مثل همون شلیک میکنه اما تعجب از اینجاست که چرا 2 تا بیشتر خشاب نداره اما به هر حال میریم سر ادامه تجزیه و تحلیل در راه کریس به یه اتاقی میرسه و میبینه که یکی توش زندانیه کریس با اون مرده حرف میزنه مرد زندانی شده میگه : ردفیلد ... تویی ؟ کریس میگه آره خودمم خوبه ، میخوام نجاتت بدم بعدش تریلر میره یه قسمت دیگه ... فکر کنم این مرد زندانی شده همکار کریس ردفیلد بوده ... و مطمئنم هست چون اون هم مثل کریس لباس پوشیده بود بله بازم مشاهده میکنید هیولا های زیر زمینی اویل 7 در این نسخه الحاقی هم هستن من که اصلا خوشم نمیاد ازشون ای کاش حداقل هیولا های متفاوتی میزاشتن ... زامبی بزنیم حداقل حال کنیم بله این قسمت نسخه الحاقی اویل 7 خیلی با حاله یه نارجک پرت میکنید و چند تا هیولا با هم میمیرن ... و این یعنی در این نسخه میتوانید از نارنجک هم استفاده کنید اینم نمونه و اسلحه گرفتن کریس دقیقا مثل کا آف دیوتی وقتی نشونه رو میگیرید رو دشمن ها یا هیولا نشونه درشت تر میشه و یا تغییر میکنه ... wow یه هیولا جدید امد دقیقا این هیولا مثل هیولا تو انیمیشن رزیدنت اویل دامنیشن هست و تو رزیدنت اویل 2 و چند تا رزیدنت اویل قدیمی هست هستش من این رو مگم ... واقعا خیلی شبیه شه ... فقط فکر کنم ویروسش فرق میکنه حرکاتاشون هم همونه در آخر تریلر هم مشاهده میکنید .. یه هیولا خیلی بزرگ میاد و تریلر تموم میشه این بازی بصورت رایگان برای تمام پلتفرم ها و کنسول های بازی رایگان است ps4 - xbox1 - pc - vr ... این بازی در 12.12.2017 منتشر میشود برابر با 21 آذر سال 96 در ضمن این بازی همانند نسخه اصلی رزیدنت اویل 7 میتوانید تو VR یا همون واقعیت مجازی بازی کنید عالیه هم رایگانه و هم اینکه برای VR هم هست و یک نکته دیگه : این بازی رو میتوانید با یرنامه xbox Live در ویندوز 10 هم دانلود و بازی کنید این بازی به شبکه استم متصل میشود ... #تجزیه تجزیه و تحلیل کننده AMIR GMAR امیر گیمر نظر و امتیاز یادتون نره .. ممنون
  17. the evil within 2 تصاویر جدیدی از بازی اویل ویتین 2

    در این بخش میخوام تصاویر جدیدی از اویل ویتین 2 بزارم در این تصاویر میتوانید ببینید که چقدر گرافیک بالایی داره این بازی اگر سوال و مشکلی داشتید بپرسید ... امتیاز و نظرات یادتون نره
  18. مهم قالب جدید - نظر دهید !

    این قالب جدید که امروز دیدم ، حرف نداره ... عالیه فقط چند تا مشکل کوچیک داره که درستش کنید : 1- در نوشتن و افزودن مطلب ، گزینه های بیشتری قرار بدید مثلا: آپلود از آپارات و.... 2 - منو اصلی به مشکلی داره که گزینه بیشتر پشت گزینه های تویتر هست ... و بنظر من کمی گزینه ها رو کوچک کنید سایزش رو 3- رنگش کمی چشم رو میزنه و رنگش رو ملایم تر کنید ( مثل قالب قدیمی قدیمیه کنید .. ) 4- لحظه شمار بازی اویل ویتین 2 رو هم فعال کنید 5- اگه میشه مثل سایت شیطان مقیم موسیقی بازی پخش بشه عالیه ( بنظر من موسیقی سیو بازی اویل وتین پخش بشه عالیه ( به آدم خیلی آرامش میده ) 6- گزینه افزودن موضوع و ویدیو هم به گزینه های منو اضافه کنید ، در ضمن بگم که من وقتی انداره مرورگر ام رو از 100 به 90 تغییر میدم ، همه چی درست میشه و انداره ها کوچک میشه همینا.. ممنونم دست تون درد نکن ... واقعا خوشم میاد از این انجمن
  19. مهم قالب جدید - نظر دهید !

    من قالب قبلی رو خیلی دوست داشتم ... ، اینم خوبه اما چند تا قابلیت نداره اگه قابلیت هاشو قرار بدید عالی میشه 1- وقتی من تم و عکس پس زمینه ام رو عکس اویل ویتین 2 ( سباستین ) که سفید هست ، هیچ چیزی معلموم نمیشه 2- گزینه لایک و نظر رو حتما بزارید ... ( لایک بود ، و... ) 3- در قسمت موضوعات گزینه و قابلیت های قبلی رو بزارید مثلا ( آپلود از آپارات ، و... ) 4 - تاریخ رو هم گوشه صفحه فعال کنید ... منظورم لحظه شماره که مثلا : 21 مهر اویل ویتین 2 میاد 5 - ای کاش میشد یه گزینه ای باشه که آدرس کانالمون رو هم بزاریم که همگی عضو بشن ، حقوق و چیزی که دریافت نمیکنیم حداقل کانال خودمون رو تبلیغ کنیم یا مثلا رو پروفایل خودمون بزاریم فعلا من همینا رو گفتم ببینم دیگه مشکلی داره .. ممنونم و خسته نباشید
  20. دانلود بازی Biohazard 3 Last Escape (Japan) v1.1

    یه سوال ، فرقش با نسخه نمیسیس چیه ؟؟؟؟؟؟
  21. باگ و مشکلات بازی THE EVIL WITHIN

    من امیر گیمر ام و برای اولین باز من تمام باگ و مشکلات بازی اویل ویتین رو در آوردم ... من خودم این مقاله رو نوشتم و بصورت فایل پی دی اف هم آپلود کردم و این باگ های بازی رو هم به شرکت تانگو گیم اطلاع دادم تا تو بازی اویل ویتین 2 همچین باگ هایی نباشه و بازی خیلی طبیعی باشه من خودم به شخصه بهترین بازی ها رو اول اویل ویتین و بعدش گذشته آمریکا رو دوست دارم و قبول دارم ... خب بریم سراغ مقاله ... برای دانلود مقاله بصورت PDF اینجا را کلیک کنید باگ های بازی اویل ویتین بصورت متن : 1- اگر شات گان سریع شلیک شود گلنگدن کشیده نمیشود ( برنامه نویسی نشده ) 2- در مرحله اول ، در راه فرار از اره برقی ، آسانسور خودش بصورت اتوماتیک باز میشود و بصورت اتوماتیک بسته میشود ( بدون اینکه دکمه آسانسور زده شود در ضمن آسانسور قدیمی است ) 3- در اول بازی یه تله سیمی در راه فرار وجود دارد که بسیار واضح و قابل دیدن میباشد اما هر بار که بازی شروع میکنیم ، پای کارکتر بازی ( سباسیتین ) چه خواسته و چه نا خواسته باید پای کارکتر به تله گیر کند. 4- در اویل ویتین با هر اسلحه ای ماشین ها و دستگاه ها منفجر نمیشوند و آسیبی به آن ها وارد نمیشود. 5- در این بازی وقتی میخواهید به جوزف یا همکارتون خون یا جون بدهید ، معلوم نیست چطوری خون میدهد نه آمپول و نه دارویی ... (در هوا خونش زیاد میشود :) ) 6- در هایی که با بمب قفل شده اند با شلیک اسلحه منفجر نمیشوند 7- جوزف بدون اینکه خشاب یا کوله ای همراه خود داشته باشد ، بی نهایت از پشت خود خشاب بیرون میارد ... 8- رد شدن کارکتر از کارکتر ها ( جوزف ، جولی و... ) 9- هنگام باز کردن در بدست سباستین ، سباستین به وسط در میرود و در رو باز میکند حتی اگه سمت چپ یا راست باشد 10- در مرحله 6 دست دو غول به دست هوا باز میشوند (دست های غول به فولادی که به دیوار بتنی وصل شده اند در میایند اما جالب اینجاست که فولاد فیکس سر جایش هست ) 11- در مرحله 7 وقتی the keeper وقتی در رو به زیر زمین رو میبندد، نردبان از اونور در بیرون میزند 12- نردبان ها هیچ پایه ای ندارند و هیچ پیج و مهره ای ندارنند 13- به هر جایی از اهرم که شلیک شود به جز جا اصلی تله ها فعال میشوند 14- وقتی سباستین در حال خفه شدن است صدای خفگی زیاد از او در میاید اما جالب اینجاست که دهن او 1 سانت هم تکون نمیخورد 15- به شلیک به اهرم در ها ، خود به خود میچرخند و باز میشوند 16- در مرحله 10 در راه فرار از تیغ بزرگ ، در اتوماتیک بسته میشود 17- همیشه فانوس سباستین بدون مواد آتش زا ، روشن خاموش می شود 18- با شلیک به لامپ ها وشیشه ها نمی شکنند 19- در مرحله یک اره برقی پشت پای کارکتر رامی زند و شلوار او می پاره می شود اما پارگی شلوار درمراحل بعدی وجود ندارد و شلوارنو شده است و بدون پانسمان سباستین در راه پایین اسانسور با سرعت زیادی میدود 20- در مرحله 11 جولی به سباستین شلیک می کند اما سباستین سالمتر از همیشه است و لباس او خونی نیست . 21- سباستین در یک صدم ثانیه آمپول را به خود تزریق میکند ( جالب اینجاست هیچ کدام از مایعات داخل آمپول وارد بدن سباستین نمیشوند و آمپول 2 تا سرنگ دارد ) 22- در مرحله آخر ( غول آخر ) در آخرین شلیک به روبیک به هر جا او شلیک کنید میمیرد ( در صورتی که میگه فقط نقطه های مشخص رو بزنید ... ) 23- وقتی روی جسد ها کبریت میندازید جسد ها کمتر از 10 ثانیه اونم فقط با یک کبریت آتش میگیرند و خاکستر میشوند 24- در مرحله سوم و چند مرحله دیگر جسد ها رو باید آتش بزنید و از روی آنها عبور کنید اما میتوانید در هنگاه آتش گرفتن جسد ها از روی آنها رد بشید ... 25- وقتی سباستین تیر میخورد یا آتش میگیرد ، لباس سا شلوار سباستین هیچ تغییری نمیکند ... اینم از باگ ها و مشکلات باری اویل ویتین ، البته مزاحم نیستن فقط برنامه نویسی نشده اند هر گونه کپی از این مطلب بدون ذکر منبع ممنوع ... و شراعا حرام است فرهنگ داشته باشید و کپی و رایت نکنید ... ممنونم نویسنده و تحلیگر : امیر گیمر AMIR GAMER
  22. آخر الزمان

    شروع قسمت دهم ( 10 ) : هلی کوپتر به پرواز در آمد داخل هلی کوپتر فرمانده تیم لیون ، اعضا تیم 10 نفر و همراه با پشتیبانی استیو و راننده بودن فقط ... هلی کوپتر در یک مکان امن و امنیتی فرود میاد و حدود 15 دقیقه با شهر فاصله دارد تا هیولایی به هلی کوپتر حمله نکند ... راننده در هلی کوپتر میمونه ولی اعضاء تیم با تجهزات و استیو هم با لپ تاپش راه میفتن به سمت شهر کالفرنیا ... تمامی اعضاء و فرمانده با یک قطعه نانو در گوش های شون در ارتباط هستن پس از گذشته چند دقیقه تیم به شهر میرسه ... شهر خیلی خلوته و همجا سکوته ، لیون میگه اونا به صدا خیلی حساس هستن ، موظب باشید که صدا تولید نکنید و در ضمن یادتون نره که اگه یکی بفهمه و صداش در بیاد بقیه رو هم خبر میکنه پس همگی آرام حرکت کنید ... در همین هنگام سباستین زنگ میزنه سباستین : به شهر رسیدید ؟ لیون : بله قربان رسیدیم ، اون دختر کجاست ؟ سباستین : نیرو های ما با استفاده از دوربین های داخل شهر و تصاویر ماهواره ای فهمیدن که دکتر آنا الان داخل یه امارت هست که اون امارت خیلی بزرگه و سرسبزه و این امارت بنام پرفسور مورگان هست این امارت در شمال شرقی کالفرنیا خ 85 هست پلاک 18 وارد اونجا بشید.. لیون : دریافت شد ، اوکی تلفن قطع شد لیون : استیو استیو : بله لیون : نزدیک ترین مسیر به خ 85 رو پیدا کن استیو : الان .... پیدا کردم 2 تا مسیر نزدیک داریم یکی اینکه از این طرف خیابان بریم و از میدان و تمام خیابان ها رد شیم و برسیم .. که خیلی آدم تو میدان هست و خطرناکه راه دوم اینکه از زیر زمین این مرکز خرید وارد راه های فاضلابی بشیم و از راه های زیر زمینی به اون خیابان برسیم لیون : خب بنظر من راه دوم بهتره چون نمیخوام اعضاء تیم آسیبی ببینه .. استیو : اوکی ، خیلی خوبه ... همین کار رو میکنیم لیون : اعضاء تیم راه بیفتید از زیر زمین باید بریم تا برسیم به خ 85 ... از این طرف .. اعضاء تیم وارد مرکز خرید میشن .... پایان قسمت نهم ( 9 ) شروع قسمت دهم ( 10 ) : در مرکز خرید باز میشه و اعضاء تیم وارد میشوند روی شیشه های مرکز خرید پر از خون و لکه هست ... تیم در طبقه همکف هستن و به سمت زیر زمین در حال حرکت هستن که نگهان یه صدا جیغ دختر بچه از طبقه بالا میاد ، لیون میگه باید بریم اونو نجات بدیم اون زنده هست استیو : نه لیون ما باید ادامه مسیر مون رو بریم قوانین نمیزاره و.. لیون : لعنت به این قوانین من توجه ای نمیکنم زود اعضاء تیم بریم طبقه بالا ... بعدش اعضاء تیم از راه پله ها به سمت طبقه بالا حرکت میکنند ... تیم به طبقه دوم میرسن ، در این طبقه یک فروشگاه لباس و شلوار بود تیم به سه دسته تقسیم میشوند و هر کدام به یه قسمتی از فروشگاه میروند تیم در حال برسی بودن که یهو دوباره صدا جیغ دختر آمد و تمام اعضاء تیم بهمراه لیون و استیو به طرف صدا رفتن این بار این صدا از پشت در میامد و ای در وصل میشه به سالون اصلی ... لیون در رو با لگد باز میکنه و وارد سالون میشن و میبینن که چند جهش یافته دنبال دختر هستن و دختره به بالای یک ماکت رفته هست ... حالا حمله رو شروع میکنن ... لیون هم جلو تر از همه به سمت دختره حرکت میکنه و از جهش یافته ها جا خالی میده و با کلت مخصوصش شلیک میکنه ... خلاصه دختره رو نجات میدن . دختره سمت لیون میاد و بغلش میکنه و لیون با دختره بچه حرف میزنه : لیون : نترس ، جات امنه ... خوبی ؟ حالت چطوره دختره : مرسی ... ممنونم که نجاتم دادید لیون : اینجا چیکار میکنی ؟ دختره : با مامانم امده بودیم خرید لیون : اسمت چیه ؟ دختره : آلیس ، اسم م آلیسه ، من دنبال مامانم هستم لیون : مادرت رو هم پیدا میکنیم نگران نباش ، با ما جات امنء ، اما یه سوال چطوری تو جهش یافته نشدی ؟ آلیس : من تو اتاق پرو بودم و چیزی معلوم نبود و ندیدم داشتم لباسم رو عوض میکردم که مامانم گفت دختر عزیزم تو همین جا باش و تکون نخور من میرم و زود میاد بعدش صدا انفجار آمد و همه مردم داد میزدن ... و بعد از نیم ساعت من آمدم بیرون و دیدم که همه جا اینجوری شده و چند هیولا منو دنبال کردن و الانم اینجام ... لیون : خوبه ، خوش شانس بودی ... بریم دنبال مادر ت اعضاء تیم راه افتادن و باید از حیاط بزرگ مرکز خرید عبور میکردن تا برسن به راه های زیر زمینی ... تیم نزدیک ساختمون دوم مرکز خرید میشن که یهو آلیس با سرعت میره جلو لیون : کجا میری وایسا آلیس : مادرم اینها اونجاست لیون وایمیسه و میبینه که مادره مرده و افتاده رو زمین لیون به اعضاء تیم هم میگه صبر کنید تا دختره تنها با مادرش باشه ... دختره خیلی ناراحت و در حال گریه کردن ، سر مادرشو میزاره رو پاهاش و با صدا لرزان میگه مامان ... بیدار شو ... بیدار شو ... و همینجور که دختر داشت گریه میکرد و مادرش هم مرده بود و افتاده بود زمین و خونی بود صحنه خیلی احساساتی شده بود و لیون و استیو هم ناراحت شدن و چشم های استیو اشک جمع شده بود ... که ناگهان یه هیولا بزرگ شیشه رو میشونه و دختره که جیغ میزنه رو میکشه لیون هم میگه نهههههههههههههه و لیون با اعصبانیت میره جلو و به هیولا یه لگد میزنه و تمام 35 تا گلوله تفنگش رو روی هیولا خالی میکنه ... لیون میره دختره رو در آغوش میگرده و میگه تاقت بیار میرسم الان به بیمارستان ... دختره میگه : ممنونم عمو که مادرم رو پیدا کردم ... من میرم پیش مادرم ، موفق باشید دختره صورت لیون رو بوس میکنه و میگه بای ... لیون هم گریه میکنه و خیلی اعصبانی و ناراحت میشه و میگه انتقام ت رو از سازنده این ویروس میگیرم ... دختره رو میزار کنار مادرش حالا لیون و اعضاء تیم حرکت میکنن و با سرعت حرکت میکنن به سمت فاضلاب لیون خیلی خیلی اعصبانی تر از قبل راه میره ... اعضاء تیم به راه فاضلاب میرسن ، وارد کانال فاضلاب میشن داخل فاضلاب خیلی بود بدی میاد و همه جا تاریکه ... بخاطر همین همه چراغ قوه هاشون رو روشن کردن ... ناگهان یه ناله و چند صدا هیولا میاد ... پایان قسمت دهم ( 10 )
  23. آخر الزمان

    شروع قسمت نهم : استیو و لیون ، نیویورک ، ساعت 10:55 تلفن خانه زنگ میخوره ... لیون : وللش جواب نده باید بریم استیو : نه بزار ببینم کیه و چیکار داره لیون : باشه برو استیو تلفن رو برمیداره : استیو : الووو ... بفرماید سباستین : سلام منم فرمانده سباستین استیو : واقعا !!! چرا بهمون زنگ زدید ؟ سباستین : از شما ها کمک میخوام ، میخوام که برای سازمانمون کمک کنید استیو : شما با اون کثافت کاری هاتون دیگه معلمومه میخواید چیکار کنید سباستین : میدونم که چی شده و واقعا متاسفم اما این بار فرق میکنه ... استیو : چه فرقی ؟؟؟؟ سباستین : اینکه ما سازمان رو عوض کردیم و من الان مدیر سازمان FBI (اف بی ای ) هستم میدونم چقدر سخته و .... اما بهم اعتماد کنید بخاطر خودم و خودتون نه ، بخاطر مردم و کشور تون کمک کنید ... اوکی ، صبر کن استیو : لیون چیکار کنیم ؟ لیون : بریم ... دیگه کاری نمیشه کرد .. کمک کنیم استیو : ما بهت اعتماد کردیم ، میایم کمکت میکنیم سباستین : باشه ممنونم ... خب سر خیابون تون یه ماشین ، ون مشکی رنگ منتظر شماست ... استیو: اوکی خوبه استیو تلفن رو قطع میکنه لیون : بزن بریم ... استیو و لیون از خانه بیرون میرن وقتی رسیدن سر خیابان رسیدن ماشین رو دیدن و رفتن سوار ماشین شدن ناگهان صدا فریاد مردم همه جا رو گرفت و مردم داشتن فرار میکردن ... لیون : شما از کجا میاید ؟ راننده : FBI لیون : اوکی ، منم لیون و دوستم استو هستیم ، زود راه بیفت بریم ماشین راه میفته و در راه چندین باز دیدن که مردم در وحشت و فرار بودن ... ماشین به سازمان رسید ، و پیاده شدن و وارد سازمان شدن وارد ساختمون شدن و سباستین خوشامد گفت نشستن روی صندلی در اتاق پذیرایی و گفت و گو ... لیون : اینجا ها چه خبره ؟ سباستین : الان بهتون همه چی رو خلاصه توضیح میدم ... ما تمام ویدیو ها و... رو برسی کردیم و فهمیدیم که - سازمان دیگه ای هم که اسمش سازمان Live هست ، در حال تحقیق بر روی این ویروس های پخش شده هستن ، اما باید بگم که هرگز به این سازمان اعتماد نکنید چون خودشون به احتمال زیاد میخواهند ویروس رو پخش کنن ... - خب در مورد پرفسور مورگان باید بگم که این فرد یک پرفسور روسیه ای هست و مطمئنم که با سازمان های روسیه ای همکاری میکنه و ویروس رو از فصد پخش کرده ... لیون : ویروس رو پخش کرده ؟ چطور وکجا ؟ سباستین : بله ، اون رو تو کالفرنیا پخش کرده ، در ضمن باید بگم مردم زامبی نشده اند فقط یجورایی جهش یافته شدن و فقط آدم میکشن لیون : اووو شت ... چطوری باید محالش کنیم ؟ سباستین : دست دختر مورگان یک سری پرونده و.. هست که دست اون دختره و تو اون پرونده ها در مورد آنتی ویروس و ترکیبات این ویروس نوشته شده است .... اما نمیدونیم اون دختر کجاست و حالا وظیفه شما اینکه قبل از اینکه دست اون سازمان به این پرونده ها برسه شما باید پیداش کنید و خب لیون ، تو فرمانده این تیم هستی و هر چیزی لازم داشتی بگو تا فراهم کنیم برات ... استیو تو هم پشتیبان لیون میشی و راهنمایی اش میکنی ... ما آخرین و جدید ترین تجهزات رو در اختیار شما قرار میدیم ... الان هم برید لباس و تجهیزات تون رو بپوشید و آماده کنید براتون آرزو موفقیت میکنم و امیدوارم موفق بشید استیو : به امید موفقیت ... بریم آماده بشیم ... لیون و استیو لباس های خود را پوشیدن و تجهزات خود را برداشتن و پوشیدن و بعد این که اماده شدن ساعت 12:30 سوار هلی کوپتر شدن و عملیات آغاز شد ... پایان قسمت نهم ( 9 )
  24. آخر الزمان

    شروع قسمت هشتم کلر و ایدا به سازمان میرسن و به سازمان جاسوسی میرسن ایدا وارد سازمان که میشه و پرونده و فیلم ها رو به مایکل میده حالا مایکل و ایدا و کلر در یک اتاق مخصوص دارن تجزیه و تحلیل انجام میدن که چرا این اتفاق افتاده ؟ چه کسی پشت این ماجراست ؟ و پرونده های اصلی دست کیه ؟ ایدا که در حال برسی ویدیو های امنیتی بود متوجه شد که پرونده ها دست آنا هست و ایدا خیلی جا میخوره که دوست قدیمی اش رو یعنی لیون رو تو ویدیو میبینه و به کلر هم نشون میده و هم کمی خوشحال میشن و هم تعجب میکنن که لیون تو اونجا چیکار میکنه... کلر هم مطمئن میشه که اون خود لیونه ... در همین حال مایکل میپرسه چی شده که انقدر شگفت زده شدی و تعجب زده نگاه میکنی ؟ ایدا : چیزی نیست ، فقط اینکه پرونده ها رو پیدا کردم دست دکتر آنا هست دختر پرفسور مورگان مایکل : همممم خیلی خوبه ، برید پیداش کنید ... کلر : باشه الان میدم دست مامور ها تا پیداش کنن مایکل : نه نمیخوام کسی بفهمه ، من اون پرونده ها رو برای خودم میخوادم ایدا : چرا ؟؟؟؟؟ مایکل : من لازم شون دارم شما فقط بیارید ایدا : تا نگی برای چی ... نمیرم دنبالش مایکل : باشه میگم ... من برای ساختن آنتی ویروس میخوام ، میخوام آنتی ویروس بسازم ... ایدا : همممم باشه ، کلر اماده شو بریم ... کلر : باشه تا 10 دقیقه دیگه آماده ام ... مایکل : صبر کنید اون مرد تو ویدیو کیه که داره با آنا حرف میزنه و بعد از انفجار اونجا چیکار میکنه ؟ ایدا : نمیدونیم .. مایکل : باشه خودم الان میدم عکسش رو تا مامور ها بفهمن ... شما آماده بشید ، وقت کمه ایدا : باشه 15 دقیقه بعد ... کلر و ایدا : آماده شدیم ایدا : فهمیدی اون مرد کیه ؟ مایکل : بله فهمیدم که اسمش لیونء اون چندین سال عضو نیرو های ویژه بوده و تو جند ماموریت شرکت کرده ان و خیلی حرفه ایه ... اما چند سال بعد از سازمان فرار میکنه با دوستش استیو و دیگه هیچ اطلاعاتی ازش نیست ایدا : همممم خوبه ، یه حرفه ای کلر : ایدا هلی کوپتر آماده هست باید هر چه زودتر راه بیفتیم ... ایدا : بریم ایدا و کلر سوار هلی کوپتر شدن و داشتن حرف میزدن ایدا : من به این ماجرا خیلی مشکوکم آخه اون پرونده های ویروس رو میخواد چیکار ؟ کلر : آره متوجه شدم ، نمیدونم چیکار کنیم ؟ ایدا : بنظر من اول بریم تحقیق کنیم و بفهمیم که موضوع از چه قرار ه بعدش بریم سراغ پرونده ها کلر : باشه ، بزن بریم .... بعد از گذشت چند دقیقه ، هلی کوپتر فرود میاد ... پایان قسمت هشتم
  25. آخر الزمان

    شروع قسمت هفتم (7 ) داستان از زبان ایدا ... ساعت 8:33 ، 21 جولای سال 2017 مکالمه ایدا ( جاسوس فوق حرفه ای ، عضو نیرو های ویژه) و مایکل ( فرمانده و پشتیبان ایدا ) : ایدا : من رسیدم به مرکز تحقیقاتی مایکل : خوبه ، فقط 30 دقیقه وقت داری مدارک و... جمع کنی و بفهمی چی شده ایدا : اوکی ، به امید دیدار.... ایدا وارد راهرو و ساختمون مرکز تحقیقاتی میشه و میبینه راهرو پر از آدم های مُرده و خونی هست از کنار راهرو میگذره و وارد اتاق کنترل میشه ایدا میبینه که سیستم و مانتیور خرابه و لپ تاپ خودش رو از کوله اش در میاره و به سیستم های امنیتی متصل میکنه و سیستم های امنیتی رو از کار میندازه و داده و فیلم ها رو میزنه کپی شن تو لپ تاپ تا در صد کپی کردن تموم بشه میره تا همه جا رو برسی کنه ... ایدا از روی زمین کارتی رو که افتاده بود برمیداره ایدا با کمک این کارت آسانسور رو باز میکنه و به طبقه بالا میره آساسنور باز میشه تو طبقه B2 ایدا وارد راهرو میشه و تک تک اتاق ها و پرونده ها رو میگرده ایدا همه جا رو گشت اما پرونده های اصلی رو پیدا نکرده ((چون پرونده ها رو آنا برداشته )) جستوجو در طبقه B2 تموم شد و ایدا وارد آسانسور میشه و به اتاق v24 میره آسانسور باز میشه و وارد یه طبقه خیلی عجیبی میشه در این طبقه جراحی ، کالبد شکافی و آزمایشات جسمانی انجام میشد در یک اتاق بزرگ تمام وسایل تیز مثل : ( اره ، تبر ، چاقو ، تیغ و... بود ) ایدا وارد آخرین اتاق یعنی اتاق نتایج و تحلیل میشه در این اتاق تمام نتیجه هاء آزمایشات هست ... ایدا چند مدرک و نتیجه از آزمایش و کنفرانس دیروز پیدا میکنه و برمیداره در همین لحظحه ایدا میخواد وارد آساسنسور بشه و داشت از یک راهرو عبور میکرد که یهو .. از یک اتاق یه صدا میاد و از اتاق های دیگه هم همینطور یهو یه مرد با تبر از اتاق بیرون میاد و به ایدا نزدیک میشه ایدا کلت ش رو در میاره و با یک گلوله تو مغزش اون رو میکشه ایدا : این چه کوفتیه ... ایدا داشت به آرامی قدم میزد و به سمت آسانسور میرفت که یهو همزمان صدا اره برقی میاد و همزمان چند نفر از اتاق بیرون میان ایدا که وقتی اینا رو میبینه فرار میکنه و با سرعت به سمت آسانسور میره ایدا در حال فرار از چند مرد جهش یافته بود که یهو جلو ایدا اره برقی بیرون میاد ولی ایدا همینطوری با سرعت داشت میرفت اره برقی تا اره خودشو بالا میبره و میخواد بزنه ایدا جا خالی میده و اره برقی رو هل میده و ازش میگذره چند متر مونده به آسانسور و ایدا کارت رو برمیداره و پرت میکنه به سمت آسانسور ، کارت به حسگر میخوره آسانسور باز میشه و وقتی ایدا به آسانسور میرسه خیلی سریع دکمه آسانسور رو میزنه و اره برقی 1 متر هم کمتر مونده تا به ایدا میرسه ، ایدا چشم هاش رو میبنده و تو دلش دعا میکنه که یهو تا اره برقی میاد ایدا رو بزن ، اره رو میکشه بالا و تا میاد بزنه به ایدا در آسانسور بسته میشه و اره برقی در آسانسور رو میزنه .... ایدا چشم هاش رو باز میکنه و میبینه طبقه اوله و میگه : بالخره من حساب تو رو میرسم اره برقی ... ایدا وارد اتاق کنترل میشه و میره سمت لپ تاپش و میبینه که هنوز 10 درصد مونده تا تموم بشه زنگ میزنه به کلر و میگه که با هلی کوپتر بیاد دنبالش ... درصد کپی از اطلاعات تموم میشه و ایدا پرونده ها رو و لپ تاپ رو میزاره تو کوله اش ... ایدا به بیرون از ساختمون میره و هلی کوپتر میاد و ایدا وارد هلی کوپتر میشه ... کلر هم در حال رانندگی بود کلر : خسته نباشی ، خوشامدی عزیزم ، حالت خوبه ؟ ایدا : ممنون کلر : چطور بود ؟ ایدا : خیلی عالی و هیجانی بود ، نزدیک بود اره برقی منو بکشه .. کلر : همممم ... خداشکر سالمی ... ایدا : آره واقعا خیلی شانس آوردم کلر: خب حالا باید هر چه زودتر این مدارک رو ببریم بدیم به سازمان تا چیزی نگفتن ... ایدا : آره ، زود راه بیفت ... کلر : اوکی در همین هنگام مایکل به گوشی ایدا زنگ مزنه مایکل : تموم کردی ؟ ایدا : بله قربان اما ... مایکل : اما چی ؟ ایدا : اما پرونده های اصلی ( ساختار ویروس ) نبود مایکل : شت ، پرونده ها دست کیه ؟ ایدا : نمیدونم اما فیلم های امنیتی رو برداشتم و میفهمیم که دست کیه مایکل : خوبه ، هر چه زودتر بیا سازمان ایدا : باشه ، تو راهیم و تلفن قطع میشه ... پایان قسمت هفتم ....
×