رفتن به مطلب

GA_BENYAMIN_ME

کاربر رسمی
آهنگ های مورد علاقه ی من

اعتبار در سایت

3 بد

درباره GA_BENYAMIN_ME

  • درجه
    تازه وارد
  • تاریخ تولد 9 آذر 1378
  • Age 18

اطلاعات پروفایل

  • جنسیت :
    آقا
  • علایق
    گیم
  • Age 18
  1. داستان Dead Space تا قبل از نسخه 3

    مارکر سیاه در Dead Space همه چیز 300 سال پیش و با ڪشف Marker سیاه در خلیج قدیمی مڪزیڪ در زمین شروع شد. مارڪر سیاه یڪ شئ ساخت بیگانگان است و به نظر میرسید حاوی انرژی بینهایت باشد، اما باعث به وجود آمدن جنون، از ڪار افتادگی مغز و زندگی وحشتناڪ بعد از مرگ در افراد عادی شد ڪه Necromorph نامیده میشوند. در ابتدا سعی شد جزئیات فاجعه مارڪر سیاه ڪاملا پوشانده شده و ڪشف آن انڪار شود اما مذهب جدیدی به نام یڪی از محققانی ڪه روی مارڪر سیاه ڪار میڪرد به وجود آمد. این محقق Michael Altman نام داشت. مرگ سوال برانگیز و توطئه آمیز او باعث شد ڪه او بین ڪسانی ڪه این مذهب جدید را قبول ڪرده اند به یڪ شهید تبدیل شود. اسم این مذهب جدید Unitology یا وحدت گرایی بود.? این مذهب تا امروز هم مانده و گسترش یافته است. گروهی از افراد ڪه سازمانی مخفی ایجاد ڪرده اند، باور دارند مارڪرها مقدس هستند و هدف آنها یگانگی باشڪوه عقل، بدن و روح همه انسان ها با هم است.? نسلها بعد از فاجعه مارڪر سیاه، بشریت دید ڪه به خاطر ڪمبود منابع طبیعی در شرف انقراض است. آنها ڪه چاره ای نداشتند تلاش ڪردند مارڪر سیاه را شبیه سازی ڪنند تا شاید بتوانند از انرژی پایان ناپذیر آن استفاده ڪنند. اطلاعات زیادی از آن دوران نیست ولی امروزه میدانیم ڪه آنها در شبیه سازی مارڪر موفق بودند اما هزینه‌ی سنگینی برای آن پرداخته اند. به همین دلیل همه‌ی مارڪرهای ڪپی شده در سراسر جهان هستی در مڪانهای نامعلومی پنهان شدند و ممڪن است هنوز هم همانجاها باقی مانده باشند ڪه این به نفع ماست. 200 سال بعد، در جریان عملیاتی غیرقانونی در سیاره Aegis VII، سفینه فضایی USG Ishimura ڪه مخصوص ڪندن سیارات برای به دست آوردن منابع آنها است، یڪی از این مارڪرهای فراموش شده را ڪشف میڪند. این مارڪر ڪه «مارڪر قرمز» نام دارد آغازی بر موج جدید آلودگی های ذهنی و تولد نڪرومورف های جدید است. یڪی از خدمه سفینه فضایی ایشیمورا یڪ مهندس به نام Isaac Clarke بود. مارڪر با Isaac صحبت ڪرد و هدیه‌ای نیز به او بخشید: الهام نقشه ساخت یڪ مارڪر به ذهن Isaac. Isaac توسط دولت زمین یا EarthGov زندانی و شڪنجه شد تا شاید بتوانند برای رسیدن به انرژی های پایان ناپذیر، رمز و راز مارڪر را از ذهن او استخراج ڪنند. به همین دلیل موج تازه ای در زمینه ساخت مارڪر آغاز شد و آنها یڪ مارڪر در ایستگاه فضایی پررفت و آمد Titan Sprawl ساختند.? اما فاجعه‌ی قبلی بازهم به سرعت تڪرار شد. Isaac به سختی توانست از این ایستگاه فرار ڪند در حالی ڪه چیزی جز آوار در این ایستگاه فضایی باقی نمانده بود، درست مانند Aegis VII. از آن زمان تا ڪنون، بحران مارڪر عمیق تر شده است. ?و Isaac Clarke ڪه ذهنش توسط مارڪر لمس شده هنوز هم ناراحت است از اینڪه توانایی ساخت یا نابود ڪردن مارڪرها را دارد. او میخواهد مخفی بماند و ڪاری با مارڪرها و چیزهایی ڪه پدید آورده اند نداشته باشد. اما هنوز امیدی هست. امیدی در یڪ سیاره‌ی یخی دور افتاده، جایی ڪه 200 سال پیش، ڪسی، به هر ترتیبی ڪه بوده توانسته شورش مارڪر خواهان را خنثی ڪند. نشانه ای از گذشته ڪه میتواند آینده ما را نجات دهد… www.bazitarsnak.ir @bazitarsnak داستان,ڪامل deadspace بازی,رایانه,ای @Ga_benyamin_me
  2. داستان Dead Space تا قبل از نسخه 3

    مارکر سیاه در Dead Space همه چیز 300 سال پیش و با ڪشف Marker سیاه در خلیج قدیمی مڪزیڪ در زمین شروع شد. مارڪر سیاه یڪ شئ ساخت بیگانگان است و به نظر میرسید حاوی انرژی بینهایت باشد، اما باعث به وجود آمدن جنون، از ڪار افتادگی مغز و زندگی وحشتناڪ بعد از مرگ در افراد عادی شد ڪه Necromorph نامیده میشوند. در ابتدا سعی شد جزئیات فاجعه مارڪر سیاه ڪاملا پوشانده شده و ڪشف آن انڪار شود اما مذهب جدیدی به نام یڪی از محققانی ڪه روی مارڪر سیاه ڪار میڪرد به وجود آمد. این محقق Michael Altman نام داشت. مرگ سوال برانگیز و توطئه آمیز او باعث شد ڪه او بین ڪسانی ڪه این مذهب جدید را قبول ڪرده اند به یڪ شهید تبدیل شود. اسم این مذهب جدید Unitology یا وحدت گرایی بود.? این مذهب تا امروز هم مانده و گسترش یافته است. گروهی از افراد ڪه سازمانی مخفی ایجاد ڪرده اند، باور دارند مارڪرها مقدس هستند و هدف آنها یگانگی باشڪوه عقل، بدن و روح همه انسان ها با هم است.? نسلها بعد از فاجعه مارڪر سیاه، بشریت دید ڪه به خاطر ڪمبود منابع طبیعی در شرف انقراض است. آنها ڪه چاره ای نداشتند تلاش ڪردند مارڪر سیاه را شبیه سازی ڪنند تا شاید بتوانند از انرژی پایان ناپذیر آن استفاده ڪنند. اطلاعات زیادی از آن دوران نیست ولی امروزه میدانیم ڪه آنها در شبیه سازی مارڪر موفق بودند اما هزینه‌ی سنگینی برای آن پرداخته اند. به همین دلیل همه‌ی مارڪرهای ڪپی شده در سراسر جهان هستی در مڪانهای نامعلومی پنهان شدند و ممڪن است هنوز هم همانجاها باقی مانده باشند ڪه این به نفع ماست. 200 سال بعد، در جریان عملیاتی غیرقانونی در سیاره Aegis VII، سفینه فضایی USG Ishimura ڪه مخصوص ڪندن سیارات برای به دست آوردن منابع آنها است، یڪی از این مارڪرهای فراموش شده را ڪشف میڪند. این مارڪر ڪه «مارڪر قرمز» نام دارد آغازی بر موج جدید آلودگی های ذهنی و تولد نڪرومورف های جدید است. یڪی از خدمه سفینه فضایی ایشیمورا یڪ مهندس به نام Isaac Clarke بود. مارڪر با Isaac صحبت ڪرد و هدیه‌ای نیز به او بخشید: الهام نقشه ساخت یڪ مارڪر به ذهن Isaac. Isaac توسط دولت زمین یا EarthGov زندانی و شڪنجه شد تا شاید بتوانند برای رسیدن به انرژی های پایان ناپذیر، رمز و راز مارڪر را از ذهن او استخراج ڪنند. به همین دلیل موج تازه ای در زمینه ساخت مارڪر آغاز شد و آنها یڪ مارڪر در ایستگاه فضایی پررفت و آمد Titan Sprawl ساختند.? اما فاجعه‌ی قبلی بازهم به سرعت تڪرار شد. Isaac به سختی توانست از این ایستگاه فرار ڪند در حالی ڪه چیزی جز آوار در این ایستگاه فضایی باقی نمانده بود، درست مانند Aegis VII. از آن زمان تا ڪنون، بحران مارڪر عمیق تر شده است. ?و Isaac Clarke ڪه ذهنش توسط مارڪر لمس شده هنوز هم ناراحت است از اینڪه توانایی ساخت یا نابود ڪردن مارڪرها را دارد. او میخواهد مخفی بماند و ڪاری با مارڪرها و چیزهایی ڪه پدید آورده اند نداشته باشد. اما هنوز امیدی هست. امیدی در یڪ سیاره‌ی یخی دور افتاده، جایی ڪه 200 سال پیش، ڪسی، به هر ترتیبی ڪه بوده توانسته شورش مارڪر خواهان را خنثی ڪند. نشانه ای از گذشته ڪه میتواند آینده ما را نجات دهد… www.bazitarsnak.ir @bazitarsnak داستان,ڪامل deadspace #بازی,رایانه,ای @Ga_benyamin_me
  3. داستان Dead Space تا قبل از نسخه 3

    مارکر سیاه در Dead Space همه چیز 300 سال پیش و با ڪشف Marker سیاه در خلیج قدیمی مڪزیڪ در زمین شروع شد. مارڪر سیاه یڪ شئ ساخت بیگانگان است و به نظر میرسید حاوی انرژی بینهایت باشد، اما باعث به وجود آمدن جنون، از ڪار افتادگی مغز و زندگی وحشتناڪ بعد از مرگ در افراد عادی شد ڪه Necromorph نامیده میشوند. در ابتدا سعی شد جزئیات فاجعه مارڪر سیاه ڪاملا پوشانده شده و ڪشف آن انڪار شود اما مذهب جدیدی به نام یڪی از محققانی ڪه روی مارڪر سیاه ڪار میڪرد به وجود آمد. این محقق Michael Altman نام داشت. مرگ سوال برانگیز و توطئه آمیز او باعث شد ڪه او بین ڪسانی ڪه این مذهب جدید را قبول ڪرده اند به یڪ شهید تبدیل شود. اسم این مذهب جدید Unitology یا وحدت گرایی بود.? این مذهب تا امروز هم مانده و گسترش یافته است. گروهی از افراد ڪه سازمانی مخفی ایجاد ڪرده اند، باور دارند مارڪرها مقدس هستند و هدف آنها یگانگی باشڪوه عقل، بدن و روح همه انسان ها با هم است.? نسلها بعد از فاجعه مارڪر سیاه، بشریت دید ڪه به خاطر ڪمبود منابع طبیعی در شرف انقراض است. آنها ڪه چاره ای نداشتند تلاش ڪردند مارڪر سیاه را شبیه سازی ڪنند تا شاید بتوانند از انرژی پایان ناپذیر آن استفاده ڪنند. اطلاعات زیادی از آن دوران نیست ولی امروزه میدانیم ڪه آنها در شبیه سازی مارڪر موفق بودند اما هزینه‌ی سنگینی برای آن پرداخته اند. به همین دلیل همه‌ی مارڪرهای ڪپی شده در سراسر جهان هستی در مڪانهای نامعلومی پنهان شدند و ممڪن است هنوز هم همانجاها باقی مانده باشند ڪه این به نفع ماست. 200 سال بعد، در جریان عملیاتی غیرقانونی در سیاره Aegis VII، سفینه فضایی USG Ishimura ڪه مخصوص ڪندن سیارات برای به دست آوردن منابع آنها است، یڪی از این مارڪرهای فراموش شده را ڪشف میڪند. این مارڪر ڪه «مارڪر قرمز» نام دارد آغازی بر موج جدید آلودگی های ذهنی و تولد نڪرومورف های جدید است. یڪی از خدمه سفینه فضایی ایشیمورا یڪ مهندس به نام Isaac Clarke بود. مارڪر با Isaac صحبت ڪرد و هدیه‌ای نیز به او بخشید: الهام نقشه ساخت یڪ مارڪر به ذهن Isaac. Isaac توسط دولت زمین یا EarthGov زندانی و شڪنجه شد تا شاید بتوانند برای رسیدن به انرژی های پایان ناپذیر، رمز و راز مارڪر را از ذهن او استخراج ڪنند. به همین دلیل موج تازه ای در زمینه ساخت مارڪر آغاز شد و آنها یڪ مارڪر در ایستگاه فضایی پررفت و آمد Titan Sprawl ساختند.? اما فاجعه‌ی قبلی بازهم به سرعت تڪرار شد. Isaac به سختی توانست از این ایستگاه فرار ڪند در حالی ڪه چیزی جز آوار در این ایستگاه فضایی باقی نمانده بود، درست مانند Aegis VII. از آن زمان تا ڪنون، بحران مارڪر عمیق تر شده است. ?و Isaac Clarke ڪه ذهنش توسط مارڪر لمس شده هنوز هم ناراحت است از اینڪه توانایی ساخت یا نابود ڪردن مارڪرها را دارد. او میخواهد مخفی بماند و ڪاری با مارڪرها و چیزهایی ڪه پدید آورده اند نداشته باشد. اما هنوز امیدی هست. امیدی در یڪ سیاره‌ی یخی دور افتاده، جایی ڪه 200 سال پیش، ڪسی، به هر ترتیبی ڪه بوده توانسته شورش مارڪر خواهان را خنثی ڪند. نشانه ای از گذشته ڪه میتواند آینده ما را نجات دهد… www.bazitarsnak.ir @bazitarsnak داستان,ڪامل deadspace #بازی,رایانه,ای @Ga_benyamin_me
  4. نقد بازی Silent Hill: Downpour www.bazitarsnak.ir? @bazitars

    رگبار» قسمت جدیدی از سری سایلنت هیل است که چند هفته ی قبل وارد بازار شده. این بازی تمام نکات مثبت بازی را حفظ کرده و سازندش Vatra Games نخواسته تغییر آشکاری در بازی ایجاد کند. شخصیت این بازی مورفی پندلتون است که شخصیت بسیار گنگ و مبهمی دارد. در ابتدای بازی شما در زندان ryall state هستید و دلیل زندانی شدن شما مشخص نیست و با پیشروی در این بازی به این حقیقت پی می برید بنا به دلایلی زندانیان باید به یک مکان دیگر منتقل بشوند که مورفی پندلتون هم جزو همان زندانی هاست ولی در بین راه اتوبوس به یک دره ای سقوط می کند و تمام زندانیان و کسانی که در اون اتوبوس بودند کشته می شوند به جز مورفی پندلوتون و افسر پلیس زن… بعد از بهوش آمدن مورفی می فهمیم که او اصلاً قصد فرار کردن ندارد چون با صدای بلند دنبال افرادی هست که در اتوبوس بودند… همان اوایل بازی متوجه می شوید که شما در بازی انتخاب هایی دارید که روی بازی تان کم و بیش تاثیر دارد… اولین تصمیمی که باید انتخاب کنید همان لحظه ایست که افسر پلیس به دره سقوط می کند و شما باید بین کمک کردن و نکردنش یکی را انتخاب کنید… داستان این بازی مثل سری های قبلی این بازی بسیار راز آلود است و شما با پیشروی در بازی باید به داستانش پی ببرید… با ورود به شهر سایلنت هیل شما متوجه می شوید که ماموری تان در بازی مشخص شده و آن هم فرار از این شهر است .... اغلب مبارزات شما در رویارویی با گروهی از دشمنان در محیط باز روی می دهد این اتفاق باعث می شود که مورفی در مبارزه به سلاح های بیشتری دسترسی داشته باشد و همچنین بتواند در مقابله با حمله ی هیولاها به خوبی از خود دفاع کند.? در رگبار مورفی تنها می تواند از یک سلاح در یک زمان استفاده کند، این قسمت بیشتر برای واقع گرایانه شدن بازی طراحی شده و شما مدام مجبور هستید که سلاح های خود را عوض کنید. کپسول های آتش نشانی، صندلی، لامپ و بسیاری از موادی دیگر سلاح هایی هستند که در مبارزات استفاده خواهند شد البته هر کدام از این سلاح ها در صورت استفاده زیاد شکسته و از هم جدا می شوند. مثلا اگر شما با یک چنگک باغبانی در حال مبارزه با یک دشمن باشید بعد از مدتی درگیری قسمت چنگک جدا خواهد شد و فقط چوب آن باقی خواهد ماند.?‍? گزینه های اضافه ای هم مثل دفع حملات برای پیچیدگی مبارزات به بازی اضافه شده است اما تمرکز بسیار کم سازندگان باعث شده که تقریبا نتوانید از این موارد به خوبی استفاده کنید.?? بحث در مورد گرافیک را می توان به چند قسمت تقسیم کرد. مثلاً در مورد طراحی شخصیت ها، جزییات صورت و بدن مورفی بسیار عالی کار شده، لباس ها و موهای او در هنگام حرکت کردن چروک و تکان خواهند شد و حتی در هنگام رفتن زیر آب و باریدن باران او به زیبایی خیس می شود دیگر شخصیت های اصلی هم با این که به هیچ وجه به خوبی مورفی طراحی نشده اند اما قابل قبول هستند. بافت‌های به کار رفته در بازی با دقت طراحی شده است به طوری که جزییات در و دیوار‌ها نمایان است و آثار خرابی در گوشه گوشه آن به چشم می‌خورد.? همچنین طراحی آب هم عالی است و بازتاب انعکاس خود را در آب می توانید به زیبایی ببینید، نورپردازی در بازی کاملا به صورت پویا بوده و شما قادر خواهید بود به‌ وسیله ی چراغ قوه ی خود (که وسیله‌ای جدا نشدنی در این بازی‌هاست) نور را در هر کجای صحنه که دوست دارید بیندازید. نکته ی دیگر که باید به آن اشاره کرد تخریب پذیری محیط است که بسیار محدود و در حد صفر است و فقط محدود به شکستن چند عدد شیشه و یا بریدن اجسام به منظور عبور از آن هاست… در بازی های قبلی Silent Hill موسیقی یکی از تاثیرگذارترین قسمت ها در برخورد های تهدید آمیز بود. این بخش همچنین با مخلوط شدن با سر و صدا های رادیویی، فریاد هیولا ها و صدا های مرموز لحظات بسیار وحشتناکی را به ارمغان می آورد. در مقابل، رگبار در نقاطی که مبارزات جریان دارد بیشتر سکوت حاکم است همچنین موسیقی بازی با این که بسیار زیبا و شنیدنی است اما در اغلب اوقات کاملا غایب است و در حالی که هنوز هم اثر صدا های رادیویی و فریاد هیولا ها در بازی وجود دارد اما می توان بیان کرد که این قسمت دیگر تاثیر خود را از دست داده است. گاهی اوقات موسیقی و صدا های محیط بازی به اثری بسیار بزرگ تبدیل می شود اما اغلب در مبارزه احساس عادی خواهید داشت… ?سایلنت هیل: رگبار عنوانی است که توانسته در برخی از لحظات بسیار درخشان ظاهر شود با این که شاید نتوانید با برخی از گزینه هایی که Vatra در بازی گنجانده به خوبی کنار بیایید اما کار سازندگان در دوباره ساختن شهر قدیمی سایلنت هیل موفقیت آمیر بوده است و هنوز هم یکی از عناوینی است که می‌تواند در سبک Horror و بازی‌های ترسناک حرفی برای گفتن داشته باشد…? www.bazitarsnak.ir @bazitarsnak نقد,برسی,ڪامل silenthil,downpour بازی,رایانه,ای @Ga_benyamin_me
  5. معرفی کاربران

    سلام بنیامین هستم یکی از ادمین های کانال انجمن بازی ترسناک
  6. فرار از مرگ

    ‍ اسم داستان : فرار از مرگ کریستین هانری : هانک هانک: بله کریستین هانری : میخوام هرجه زود تر بری تمام ویروس های G رو برام بیاریو هرچقدر که شده با خودت نیرو ببر هانک : دریافت شد. رسیدن گروه به دکتر برکین هانک : دکتر ولیام برکین اون ویروس های G رو به ما تحویل بدید دکتر ولیام برکین : مگر این که از روی نش من رد شید هانک: متاسفم دکتر صدای تیراندازی اومد هانک : هانک هستم ماتمام نسخه های ویروس G رو جمع کردیم ماموریت کامل شد دکتر ولیام برکین : اختراعم من ....من رو نجات .... میده... ناگهان صدای فریاد دکتر برکین اومد هانک : اون دیگه چی بود از هانک به تمامی واحد ها هرچه زود تر این محل رو تخلیه کنید تکرار میکنم هرچه زود تر این محل رو تخلیه کنید . مامور اول : دریافت شد مامور دوم : دریافت شد مامور سوم : دریافت شد مامور چهارم : دریافت شد مامور پنجم : ............ هانک : مامور پنج تو اون جایی جواب بده مامور پنجم مامور پنجم : کمک ....... هانک: لعنتی مامور دوم مامور دوم صحبت میکنه ما با ......... هانک : هرچه زود تر اینجا رو تخلیه کنید مامور سوم : این امکان نداره ...... بار دیگر صدای فریاد اومد ... کریستین هانری : هانک تمام نیرو هات رو از اون جهنم برون ببر هانک : یه در میبینم مامور اول و مامور چهارم به دنبال من بیاید مامور اول : دریافت شد مامور دوم : دریافت شد وقتی نیرو ها به در رسیدند ولیام برکین در چند قدمی آنها بود... مامور اول : شما برید من پوشش تون میدم . هانک : توهم بیا مامور اول : نه شما برید هانک برای آخرین بار نگاش کرد و رفت و صدای تیراندازی اومد بعد از چند ثانیه صدا قطع شد ..... ادامه دارد ....
×