رفتن به مطلب

ShinyMoon

تحریریه
آهنگ های مورد علاقه ی من

آخرین بار برد ShinyMoon در 3 تیر

ShinyMoon یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

641 عالی

درباره ShinyMoon

  • درجه
    کاربر ویژه
  • تاریخ تولد 11 تیر 1373
  • Age 23

راه های ارتباط

  • Yahoo
    Zahra.seyedali@yahoo.com
  • آیدی استیم
    76561198317429738
  • Age 23

اطلاعات پروفایل

  • جنسیت :
    خانم
  • مکان :
    Tehran
  • علایق
    Theater, Cinema, Concert
    Movies, Series, Musics, Games and Stories
    Resident Evil, TLOU, Hitman
    Shameless, GOT, Sherlock Holmes
    Passengers, U-Turn (Lili) and Light of seven
    Hamlet, Macbeth, Animal Farm
  • Age 23

رتبه

  • لیبل :
  • Age 23

آخرین بازدید کنندگان نمایه

5,057 بازدید کننده نمایه

حالت

  • مشغول
  • احساس فعلی مشغول
  • Age 23
  1. معرفی Lucas baker

    معرفی لوکاس بیکر نام به انگلیسی: Lucas Baker جنسیت: مرد نژاد: سفید پوست ملیت: آمریکایی وضعیت: نامشخص اولین حضور: Resident Evil 7 صداگذار انگلیسی: Jesse Pimentel صداگذار ژاپنی: Setsuji Sato مدل: Baptiste Parisi لوکاس بیکر یکی از ساکنان مزرعه بیکر واقع در دالویِ لوئیزیانا بود. او فرزند مارگارت و جک بیکر و همچنین برادر بزرگتر زوئی بیکر بود. بیوگرافی پیش از عفونت: بنا به صحبت های آندره استریکلند، لوکاس بچه شرور بود. اما با وجود شیطنت هایش، مخترعی با استعداد بود و جوایز بسیاری را نیز بخاطر کارهایش دریافت کرد. این جوایز در اتاقش دیده می شود. همچنین ذکر شده که او بخاطر رفتن به بیمارستان برای اسکنِ سر از مادرش یک پازل هدیه گرفته است. با توجه به خاطرات لوکاس، می توان به این موضوع پی برد که او از سلامت عقلی درستی برخوردار نبوده و حتی پیش از آمدن ایولین هم کارهای عجیبی انجام می داده است. در این خاطرات او از دوران کودکی اش نوشته که برای یکی از قلدرهای هم سن و سال خود تله ای گذاشت و او را در اتاق زیر شیروانی حبس کرد که در آن با یک ریموت باز می شد. سپس او را رها کرد تا از تشنگی و گرسنگی بمیرد. سپس فیوز ریموت را زیر یکی از جامهایش که آن را به صورت چراغ خواب در آورده بود، مخفی کرد تا زوئی به اتاق زیر شیروانی نرود. در سال 2014 او و خواهرش همچنان به والدین خود زندگی می کردند. وقتی طوفان آمد و به مناطق اطراف آسیب رساند، لوکاس به بیرون رفت و کشتی نفتی بزرگی را در رودخانه دید. سپس به پدرش در مورد کشتی اطلاع داد و آنها برای بررسی به آنجا رفتند و تنها یک بازمانده یعنی میا وینترز را یافتند. لوکاس میا را به داخل خانه برد. دختران: جک نیز دختربچه ای به نام ایولین را پیدا کرد و به خانه آورد. مارگارت به جک گفت که می تواند ایولین به اتاق خواب سابق لوکاس ببرد که این باعث اعتراض و خشم لوکاس شد. با وجود مخالفت او، ایولین را به اتاق خواب او بردند. پس از به هوش آمدن ایولین، زوئی لوکاس را بیهوش پیدا کرد و در آخر جک رو را کشان کشان پیش ایولین برد تا ایولین هدیه اش را به وی بدهد. ملاقات با ایولین و سازمان: ایولین که توانایی کنترل ذهن دیگران را از طریق تولید قارچی داشت، با لوکاس تماس جسمی برقرار کرد و کنترل کل خانواده بیکر از جمله لوکاس را در دست گرفت. میا نیز خانواده ایده آل ایولین شد. او نیز مانند مادر و پدرش توانایی تجدید حیات را پیدا کرد، طوری که پس از قطع دستش توسط جک، می توانست بار دیگر آن را رشد دهد. با اینحال، لوکاس با ماموران سازمانی ناشناس ارتباط برقرار کرد و آنها برای او سرمی ساختند که بتواند از زیر کنترل ایولین خارج شود. در عوض لوکاس می بایست جاسوسیِ خانواده را برای آنها می کرد. در طی این هشیاری و باز گرفتن کنترل خود، لوکاس در انبار قدیمی خانه تله ها و پازل هایی ساخت. بعضی از این پازل ها با وجود اینکه حل شدند، باعث مرگ قربانیان اسیر شده شد. پس از آمدن تیم تمساح های فاضلاب به خانه متروکه دالوی و رویارویی آنها با جک بیکر، لوکاس کلنسی جارویس، تنها بازمانده این گروه را با خود به اتاق پازل Happy Birthday برد. پس از اینکه دست های کلنسی را باز کرد، به او قول داد تا بعد از حل این پازل او را رها کند. با این حال او بدون اینکه کلنسی متوجه شود، تقلب کرد که باعث ریخته شدن نفت روی زمین شد و سپس با افنجار کیک اتاق آتش گرفت و کلنسی که نتوانست از آنجا فرار کند، در آتش سوخت. کمی بعد از فروکشیدن شعله های آتش، لوکاس وارد اتاق شد تا دوربین را بردارد. او حتی پس از کشته شدن کلنسی به او متلک می گفت. پیش از اینکه کلنسی را به این اتاق بیاورد، او را مجبور به دوئل مرگ و زندگی با یکی از قربانیان دیگر به اسم هافمن نیز کرده بود و قول رهایی فرد پیروز را داده بود. کشمکش با ایتان: وقتی ایتان وینترز، همسر میا، به خانه آنها آمد و توسط جک اسیر شد، لوکاس برای شام خوشامدگویی همراه او بر سر میز شام بود و در حالیکه ایتان بیهوش بود، مدام مواد غذایی را به سمت او پرت می کرد. در نهایت او بشقاب خود را به سمت ایتان پرت کرد که اینکار باعث شد تا جک دست او را قطع کند. لوکاس فریاد می زند: "دوباره نه!" که این نشان می دهد، این اتفاق پیش از این هم تکرار شده است. وقتی پلیسی برای گشت زنی به خانه آمد، لوکاس و جک به ناگاه غیب شدند که نشان می دهد یا میخواستند او را بکشند و یا خود را مخفی کنند. زمانی که ایتان به خانه قدیمی می رسد، در زیرزمین میا را می بیند و پیش از اینکه راهی برای رسیدن به او پیدا کند، لوکاس از پشت میا ظاهر می شود و او را به عنوان گروگان با خود می برد. وقتی ایتان مشغول مبارزه با مارگارت در خانه قدیمی است، لوکاس کارت هایی را در اطراف خانه مخفی می کند و کلید اتاق آن کارت ها را در گردن پلیسِ کشته شده می گذارد. سپس او زوئی را در کاروان خانواده بیکر واقع در حیاط خانه می گیرد و سرِ مامور پلیس را درون یخچال می گذارد و یادداشتی برای ایتان روی آن با این محتوا: " زنیکه هرزه، خوک توی اتاق کالبد شکافی منتظرته." قرار می دهد. زمانی که ایتان به کاروان می آید تا با زوئی ملاقات کند، به جای زوئی با تماس تلفنی لوکاس مواجه می شود. لوکاس سر به سر او می گذارد و می گوید که زوئی را گرفته است. سپس ایتان را برای به دست آوردن کلیدهایی تشویق می کند که راه رسیدن به طویله است. همچنین او فیلم کوتاهی را تدارک می بیند تا به ایتان توضیح دهد که چگونه میخواهد کارها انجام شود. ایتان مقابل تلویزیون برای تماشای آن می نشیند. وقتی ایتان در انبار از تله های لوکاس عبور می کرد و Molded ها را شکست می داد، لوکاس مدام او را به سخره می گرفت و عصبانی می کرد. در اتاق تولد، ورق برگشت و ایتان از آنجا که نوار کلنسی و سوختن او را دیده بود، بدون باز کردن روغن، توانست معما را حل کند. لوکاس در حالیکه بسیار خشمگین بود، دینامیتی را در اتاق انداخت که با زکاوت ایتان آن دینامیت فرصتی برای ساختن راه فرار شد. لوکاس در این میان با عصبانیت فرار کرد و ایتان را متقلب خواند. در آخر نیز با یک ویدئو او را تهدید کرد که سورپرایز های دیگری برای او در انبار دارد اما دیگر اثری از او پیدا نشد. یک تماس رادیویی از سربازی به ردفیلد نشان داد که لوکاس به معدن سنگ رفت و ردفیلد نیز به دنبال او بود اما سرنوشت لوکاس نامشخص باقی ماند. خصوصیات ذهن مخترع و خلاق لوکاس بخاطر نارسایی های دوران کودکی و سادیسمی که او داشت ، از بین رفت. لوکاس مهمانان خانواده بیکر را به راحتی تحقیر می کند؛ از پرت کردن غذا در صورت ایتان تا قرار دادن قربانیان در بازی های مرگ آسا. لوکاس به قربانیان خود قول می دهد تا اگر در بازی های او برنده شوند، آنها را آزاد کند اما با توجه به ماهیت تقلبی بازی ها که باعث مرگ هافمن و کلنسی نیز شد، واضح است که او قصد آزادی قربانیان را ندارد و فقط می خواهد مرگ زجرآور و آهسته آنها را تماشا کرده و از آن لذت ببرد. او از اینکه ایتان با قرار دادن شمع رو کیک به مرگی همانند مرگ کلنسی دچار نشد، بسیار خشمگین شد. خشم او و اینکه ایتان یک بازنده واقعی است، باعث می شود که دینامیتی را برای کشتن ایتان بفرستد که در واقع این باعث شکست خودش می شود و راهی جز فرار برایش باقی نمی ماند. برخلاف باور جک، لوکاس واقعا تحت کنترل ایولین نبود و این از ایمیل های لوکاس به سازمان مشخص می شد. اما او توانست ایولین را فریب دهد تا او نیز خیال کند که کنترل لوکاس را به دست گرفته است. با این حال او قدرت احیا دوباره ایولین که به او هدیه داده است، را دوست دارد و برای ایتان در صفحه نمایش آن را نشان می دهد. پیش از رسیدن ایولین، با اینکه انسان درستی نبود، اما برای زندگی معمولی تلاش می کرد. به علاوه، هنگامی که پدرش او را برای ملاقات با ایولین می برد، عمیقا احساس می کرد که چیزی اینجا اشتباه است و هنگامی که جک او را روی زمین می کشید تا ایولین را ببیند، از این ملاقات ترسیده بود. شخصیت سادیسمی او از بعد از آمدن ایولین که باعث کشتن افراد دیگر می شود، کاملا مشخص نیست که بخاطر آمدن ایولین و اثرات دیگر هدیه ایولین است، یا ناشی از همان عقده کودکی اوست و یا اینکه تنها پوششی است برای اینکه ایولین را فریب دهد تا به سازمان کمک کرده باشد. اگرچه او هیچ عذاب وجدانی برای کارهایش نداشت اما در ایمیلی به سازمان اشاره کرده بود که از اینکه افراد جدیدی می آیند و باید کثافت کاری ها را تمیز کند، عذاب می کشد. اما در کل چون در فایلی اشاره شده بود که لوکاس پیش از آمدن ایولین شخص قلدری به نام الیور را در حبس کردن او در اتاق زیر شیروانی و گرسنگی دادن به او کشته بود، نشان می دهد که او پیش از آمدن ایولین هم به جنونِ آزار دیگران (سادیسم) مبتلا بود. همچنین در خانواده لوکاس به عنوان مردی شهوت پرست و زن باز شناخته شده بود. در لیستی که جک آن را فراهم دیده بود، ذکر شده بود که لوکاس سه دختر دانشجو را آورد و از اینکه آنها فاسد نشوند، لوکاس را احمق خواند. از طرفی وقتی ایتان در طویله مشغول مبارزه بود، لوکاس به او گفت که نیاز به دوست دختر دارد و میخواهد که ایتان برای او دوست دختری جور کند. توانایی ها او همانند مارگارت و جک توانایی بازسازی و احیای باورنکردنی دارد. او دست خود را که توسط جک قطع شده بود، دوباره احیا کرد و گفته شد که بار اول نیست که این اتفاق افتاده است. او با وجود توانایی های فوق العاده اش، مانند جک و مارگارت قربانیان را دنبال نمی کند و تنها برای آنها تله هایی فراهم می آورد یا به قول خودش جشنی برای انها می گیرد و از طریق فیلمهای ویدئویی آنها را دست می اندازد. تصاویر لوکاس در حال ربودن میا چهره لوکاس WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  2. شخصیت های فرعی Resident Evil 7

    معرفی جوزف نام به انگلیسی: Joseph جنسیت: مرد وضعیت: مرده جوزف یکی از 30 قربانیان داخل لیست خانواده بیکر است که ایتان پیدا می کند. در این لیست از او به عنوان کشته شده یاد می شود. در ترجمه انگلیسی بازی Resident Evil 7: Biohazard اسم او به عنوان Josef یاد شده که اسمی آلمانی است و در این اس J به صورت Y تلفظ می شود که این با نسخه ژاپنی مغایرت دارد و درست نیست. معرفی لارا نام به انگلیسی: Lara جنسیت: زن وضعیت: مرده لارا یکی از 30 قربانیان داخل لیست خانواده بیکر است که به عنوان نامزدی برای خانواده ایولین ربوده شد و ایتان آن لیست را پیدا می کند. جسد او در کوره ای در ناحیه پردازش واقع در زیرزمین قرار داده شد. معرفی لیلا نام به انگلیسی: Leila جنسیت: زن وضعیت: مرده ادوارد یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مشخص می شود که او در طول زندانی بودنش، کشته شده است. معرفی لیندسی نام به انگلیسی: Lindsay جنسیت: زن لیندسی یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مقابل نام او واژه "تبدیل شده" نوشته شده است که نشان می دهد او به یک Molded تبدیل شد. معرفی مارلن نام به انگلیسی: Marlene جنسیت: زن وضعیت: مرده مارلن یکی از پنج قربانیانی است که توسط خانواده بیکر به قتل رسیده است. او در تاریخی از 2017 به خانه ای که بیکر ها از آن استفاده می کردند، می رسد. صدایی که با اشاره کردن dummy finger به محل مرگ او شنیده می شود، نشان می دهد که او دار زده شده است. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  3. معرفی Jack Baker

    معرفی جک بیکر نام به انگلیسی: Jack Baker نام به ژاپنی: ジャック・ベイカ تولد: سال 1962 جنسیت: مرد وضعیت: مرده مرگ: 19 جولای 2017 در سن 55 سالگی شغل: از سال 1980 تا تاریخ نامشخصی سرباز جنگ - شغل بعدی نامشخص نژاد: سفید پوست ملیت: آمریکایی اولین حضور: Resident Evil 7 صداگذار انگلیسی: Jack Brand صداگذار ژاپنی: Kazuhiro Yamaji " به خونواده خوش اومدی، پسر." -جک بیکر خطاب به ایتان وینترز جک بیکر بزرگ خانواده بیکر در دالویِ لوئیزیانا بود. او همسر مارگارت بیکر و پدر زوئی و لوکاس بیکر بود. او و خانواده اش تحت کنترل ایولین پشت تمام آدم ربایی ها و قتل ها بین سالهای 2015 تا 2017 بودند. بیوگرافی پیش از آلوده شدن: چیز زیادی از جک بیکر پیش از آمدن ایولین مشخص نیست. در تصویری نشان می دهد که او سربازی در جنگ در آوریل سال 1980 بوده و در نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا خدمت می کرده است. سپس او صاحب مزرعه ای در حومه لوئیزیانا شد که احتمالا به او ارث رسیده بود. پس از آن با مارگارت بیکر ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نامهای لوکاس و زوئی شد. ملاقات با ایولین: در اکتبر 2014 جک تصمیم گرفت تا به کمک لوکاس خانه و مزرعه را تقویت کند. چرا که پیش بینی شده بود که طوفانی در راه است. نتیجه طوفان خرابی خانه قدیمی و افتادن کشتی حمل بار در نهر کنار رودخانه بود. لوکاس کشتی حمل بار را پیدا کرد و به پدرش در مورد آن اطلاع داد. جک تصمیم گرفت تا صبح روز بعد چک کند و ببیند که آیا در آنجا کشتی هست. بیکر ها میا وینترز و دختر بچه ای به نام ایولین را در کشتی یافتند و غافل از اینکه ایولین نوعی سلاح پیشرفته زیستی و میا محافظ او است، آن دو را به داخل املاک خود بردند. ایولین به محض اینکه بیدار شد، آنها را با قارچی که از خودش تولید می کرد، آلوده کرد و باعث جهشی درون بدن آنها شد. سپس با به دست گرفتن کنترل آنها، مجبورشان کرد تا او را به عنوان بخشی از خانواده خود بپذیرند. مارگارت اولین شخصی بود که نشانه های آلوده شدن در او ظاهر شد. به این صورت که توهماتی می دید و در حمام زیر لب با خود چیزهایی می گفت. یکبار وقتی زوئی به او نزدیک شد، او با هزارپایی که از گردنش بیرون آمد، به او حمله کرد. جک ظاهر شد و مارگارت را از پشت گرفت و به زوئی گفت تا طنابی از گاراژ بیاورد. وقتی زوئی برگشت جک نیز توسط قارچ ها پوشیده شد و سعی کرد مارگارت را زیر آب خفه کند. جک در اقدامی فداکارانه، باعث شد تا زوئی از دست ایولین فرار کند. پس از فرار زوئی، جک بلافاصله توجهش به لوکاس جلب شد و نتوانست جلوی خود را بگیرد و او را به اتاق قدیمی اش برد تا با ایولین ملاقات کند. تحت کترل ایولین: جک و خانواده اش کاملا تحت کنترل ایولین در آمدند و عقل خود را از دست دادند. آنها دیگر دست از زندگی کشیدند، به طوری که هم محله ای های آنها خیال کردند که آنها مرده اند. بعدها نشانه هایی دیده شد که باعث پراکنده شدن شایعاتی مبنی بر اینکه املاک آنها جای خطرناکی است و کسی زنده از آن خارج نمی شود، شد. وقتی عقده خانواده ایولین بسط پیدا کرد، بیکر ها مامور ربودن مهاجرین و افراد بی خانمان برای گسترش خانواده شدند. جک مسئول کشتن، تشریح کردن و پوست کندن قربانیانی که به Molded تبدیل می شدند، بود و مارگارت از بدن آنها غذاهایی درست می کرد. زوئی تلاش می کرد با قربانیان ارتباط گیرد و به آنها کمک کند تا فرار کنند که این باعث طرد شدن او از جانب جک و خانواده شد. در ژوئن 2017، تهیه کننده تلویزیونی، پیتر استریکلند، تیم تحقیقاتی مجموعه تمساح های فاضلاب را به خانه بیکرها برد و آنها توسط لوکاس و جک کشته شدند. در نهایت یکی از سه قربانی ربوده شده علی رغم مواجهه با جک و یکی از Molded ها توانست از خانه بگریزد. کـــابوس: پس از تلاش نافرجام کلنسی برای فرار، جک او را گرفت و تا 5 صبح در زیرزمین حبس کرد و به او گفت تا با دوستان او که چندین Molded بودند، آشنا شود. وقتی مشخص شد که کلنسی به این راحتی ها تسلیم نمی شود، خودش حوالی ساعت 5 صبح مقابل او در آمد و در آخر تسلیم شد. اتاق خواب: جک و مارگارت اتاق خواب خود را برای نگهداری از تنها عضو بازمانده از تیم تمساح های فاضلاب یعنی کلنسی جارویس گذاشتند و او را در آنجا زندانی کردند. طی دعوایی میان مارگارت و جک، مارگارت بارها به اتاق می آمد و کلنسی را آزار می داد. اما پیش از اینکه آسیب جدی به کلنسی وارد شود، جک به مارگارت گفت او را دوست دارد و این اذیت ها تمام شد. ورود ایتان: در ماه بعد همسرِ میا، ایتان برای نجات همسرش به آنجا آمد. پس از اینکه ایتان میای شیطانی را به خیال خود کشت، جک ضربه ای به او زد و باعث بیهوشی او شد و سپس به عمارت منتقلش کرد. سپس او را در صندلی ای کنار میز ناهارخوری بست و سعی کرد به او تکه ها بدن قربانیان پیشین را بخوراند که اینکار یکی از روش های خانواده برای تبدیل قربانیان به Molded بود. وقتی ایتان از خوردن ممانعت کرد، مارگارت به عصبانیت از آنجا خارج شد و جک با چاقو ایتان را آزار داد. در همین حین پلیسی در عمارت را زد و این مانع وارد شدن ضربه مهلکی به ایتان شد. ایتان از این فرصت استفاده کرد و فرار کرد اما جک متوجه شد و به تعقیب او پرداخت و در این تعقیب و گریز بسیاری از وسایل خانه خودش را خراب کرد. در نهایت ایتان توانست با پلیس از پشت پنجره صحبت کند و افسر پلیس او را قانع کرد تا به گاراژ برود. در گاراژ و هنگام صحبت ایتان با پلیس، جک از پشت با بیلی پلیس را کشت. ایتان از این فرصت استفاده کرد و سلاح پلیس را برداشت اما تیرها روی جک اثری نداشت. سپس او از روی میز سوئیچ خودرو را برداشت و با آن چندین بار به جک زد. با اینکه جک آسیب دیده بود، وارد ماشین شد و کنترل آن را به دست گرفت. سپس با سرعت به سمت تیرآهن های مقابل حرکت کرد تا ایتان را بکشد. ایتان سرش را پایین گرفت و نجات یافت. خودرو آتش گرفت. ایتان از ماشین پیاده شد و جک درون خودرو بود که خودرو منفجر شد. علی رغم انفجار و برخورد جک با تیرآهن ها، او زنده ماند و به سرعت بهبود یافت. سپس تفنگ ایتان را گرفت و به او گفت که او شاهد چیزی فوق العاده است و پس از آن تفنگ را در دهان خود گذاشت و شلیک کرد. دومین برخورد با ایتان: کمی جلوتر نیز جک، ایتان را در حمام طبقه دوم شگفت زده کرد. سر او تقریبا بهبود یافته بود. او همچنین سومین نشان سرِ سگ را با خود به اتاق تشریح برد. چرا که می دانست ایتان به آن برای فرار نیاز دارد. پس از یک درگیری کوتاه، جک اره برقی بزرگی را برداشت و ایتان نیز یک اره برقی نرمال برداشت. آن دو به مبارزه مشغول شدند و در آخر ایتان با نابود کردن غده روی بدن جک، او را مغلوب کرد. قسمت بالاتنه بدن جک منفجر شد و تنها پایین تنه او ماند. با این حال پاهای او شروع به راه رفتن کرد و در نهایت افتاد و به ظاهر او مرد. نبرد آخر با ایتان و مرگ: جک با از دست دادن نیمه بالایی بدنش جهش یافت و تبدیل به هیولای خزنده بسیار بزرگی شد که تمام تنش را چشم هایی پوشاندند و کاملا توسط ذات خبیث ایولین احاطه شد. وقتی ایتان میا و زوئی را نجات داد، با جک در اسکله رو در رو شد. جک بر سر زوئی فریاد می کشید و می گفت که چطور ضد او نقشه کشیده و اکنون ایتان این نقشه ها را می کشد. در طول مبارزه نیز جک ناله می کند و با گریه از مرگ مارگارت می گوید. همچنین یادآوری می کند که از کشته شدن مارگارت توسط ایتان با خبر است. ایتان با از بین بردن چشم های جک باعث عقب نشینی او می شود. سپس از زیر آب می آید و ایتان را گیر می اندازد و چشم اصلی خود را در معرض دید می گذارد. ایتان چشم او را نابود می کند. جسد جک شروع به پوسیده شدن می کند. در این حین ایتان سعی می کند با زوئی و میا فرار کند اما جک بار دیگر او را به مبارزه می طلبد. زوئی به ایتان می گوید که از سرم بر علیه جک استفاده کند. ایتان سرم را به جک زده و بدن جک کاملا درهم می ریزد و او میمیرد. فـــرجــــــــام: علی رغم مرگ جک، او بعدها در خواب ایتان دیده می شود. جک بخاطر کارهایش از ایتان عذرخواهی می کند و در اینجا برای ایتان روشن می شود که خانواده او بخاطر ایولین در هم پاشیده و آنها هرگز قصد آسیب رساندن به دیگران را نداشتند. جک توضیح می دهد که ایولین، کسی که آنها او را از کشتی نفکشی یافتند، آنها را با چیزی به نام "هدیه" آلوده کرده و به خانواده خودش تبدیل کرده است. پیش از اینکه ایتان از خواب بیدار شود، جک به او التماس می کند که او و خانواده اش را از ایولین نجات دهد. خصوصیات پیش از رسیدن ایولین، جک مردی خانواده دار و خانواده دوست بود. هرچند نمی توانست با پسرش لوکاس رفتار مناسبی داشته باشد و یکبار بخاطر استفاده از تلفن همراهش بر سر میز شام، به او سیلی زد. تحت کنترل ایولین او به مردی سادیسمی که پوزخندی شیطانی داشت و با کوچکترین اتفاقی به شدت تحریک و عصبانی می شد، تبدیل گشت. او به شدت با پسر خود بد رفتار می کرد و حتی یکبار دست او را با چاقو زخمی کرد و لوکاس یادآوری کرد که این اولین بار نیست. جک حتی نسبت به همسرش مارگارت نیز بد رفتار شد و تهدید کرد که او را می زند. با این وجود حتی تحت کنترل ایولین هم او به خانواده اش بسیار اهمیت می داد. چون با اینکه زوئی از ابتدا کاملا بر علیه پدرش بود، او ایتان را سرزنش کرد که چرا زوئی را بر علیه او کرده بود. در مورد مرگ مارگارت نیز با اینکه کاملا جهش یافت، نشان داد که بسیار ناراحت است. در اتفاقی نادر در Bedroom جک با مارگارت سر اینکه کلنسی در خانه بود، دعوا کرد اما کمی بعد او از مارگارت عذرخواهی کرد و گفت که او را دوست دارد. وقتی ایتان در خواب جک را دید، جک بخاطر اعمال خود و خانواده اش از او عذرخواهی کرد. سپس با ایولین همدردی کرد و گفت که تنها چیزی که او می خواهد یک خانواده است. سپس به ایتان التماس کرد تا خانواده اش را نجات دهد. توانایی ها یکی از مزایای آلودگی جک، قدرت بسیار زیاد او بود که برای مردی با سن او کاملا عجیب و باورنکردنی است. او ایتان را از دیوار به سمت دیگر پرت کرد و دیوار کاملا خورد شد. سقف ماشین را از جا کند و کارهایی مشابه آن انجام داد. احیای مجدد جک کاملا متفاوت با دیگر اعضای خانواده بیکر است. او دشمنی شکست ناپذیر و ثابت در طول بازی است. وقتی تیر به قلب و سر او برخورد می کند، تنها برای مدت زمان کوتاهی او را از پا می اندازد و پس از آن دوباره سرحال می شود. هرچند به طور موقت "می میرد" اما کمی بعد باز هم بر می خیزد. مثلا یکی از نمونه های مرگهای متوالی او: زیر ماشین رفتن های متوالی، برخورد با تیرآهن در ماشین، سوختن در ماشین، بودن در یک انفجار خودرو و در نهایت زدن گلوله ای در مغز خود به طوری که یک سوراخ درون جمجمه اش ایجاد شد. او همچنین با اینکه بدنش پس از نبرد او با ایتان به وسیله اره برقی نابود شد، مجددا زنده شد و به هیولایی تبدیل شد که تمام بدن آن را چشم هایی پوشانده بود و ایولین نیز کاملا او را تحت کنترل خود درآورد. تنها چیزی که او را از پای درآورد، سرم آنتی ویروس بود که او را به جک خوب بازگرداند. گیم پلی بازی اصلی: جک در حالت "قدم زنان" در بعضی مکان های عمارت، در دید بازیکن خواهد بود. او می تواند در این حضورها از جای بازیکن آگاه و یا ناآگاه باشد. با آسیب رساندن به او می توان کاری کرد که از حال برود اما پس از گذشت زمانی، باز بلند می شود. جک اولین بار در عمارت دیده می شود، وقتی که بازیکن از خشکشویی می گذرد و به سمت هال می رود. اگر در آبدارخانه جک به اندازه کافی به ایتان نزدیک شود، پای او را قطع می کند و جلوی او می ایستد و دارویی را مقابل او می گذارد تا فرصتی برای زنده ماندن داشته باشد. با برداشتن کلید و باز کردن قفل راه زیرزمینی، میتوان از او فرار کرد. برای ملاقات دوم با ایتان، جک در حالت های Easy و Normal در حمام طبقه دوم و با برداشتن نشان سگ ظاهر می شود، حال آنکه در حالت Madhouse در طبقه دوم راه می رود. وقتی از طبقه دوم به خشکشویی برگردید، جک همان کاری را با ایتان می کند که وقتی او برای برداشتن کلید آبدارخانه رفته بود. جک هیچگاه در اتاق نشیمن و یا Processing Area ایتان را تعقیب نمی کند. ایتان مبارزه ای اجباری با جک در سردخانه دارد. جک با قیچی آهن بری، فلزهای مقابل اره برقی را می برد و سپس اره برقی بر می دارد. پس از این مرحله و کشتنِ او تا اسکله دیگر او را نخواهید دید. کـــابوس: در این DLC جک در ابتدا با ظاهر اولیه خود مبارزه می کند. در آخر با ظاهر خود در سردخانه یعنی با یک اره برقی می آید. دختران: جک ایولین را از خرابه ها به اتاق خواب قدیمی لوکاس می برد. پس از آن جک جلوی مارگارت را هنگام حمله به زوئی می گیرد و به او می گوید تا طنابی بیاورد. وقتی زوئی برمی گردد، جک نیز سعی می کند تا به او حمله کند. اگر بازیکن نتواند به موقع در را با طنابی که زوئی آورده ببندد، جک او را می گیرد و مارگارت و جک او را برای ملاقات با ایولین می کشند و صحنه گیم اور با پیام "تو شکست خوردی" نمایش داده می شود. اگر زوئی از راه گاراژ فرار کند، جک او را از ماشین بیرون می کشد و در حالیکه او را بخاطر بی ادبی با خواهرش سرزنش می کند، به او آسیب می زند و می گوید که نمیخواهد خشن رفتار کند. سپس پیامی نشان داده می شود که به بازیکن می گوید زوئی را از مسیر اشتباهی آورده است. نکات دیگر جک در Banned Footage DLC ظاهر می شود. در Nightmare به عنوان باس پایانی و با ظاهر اره برقی که باید بازیکن او را بکشد تا نوار ویدئویی کامل شود. در Ethan Must Die نیز جسد او مقابل یکی از تله هاست تا بازیکن را از خطر تله ها آگاه سازد و تا کامل شدن این مد، بدنش آنجا می ماند. تصاویر تصویر جک به همراه مارگارت که در خانه بیکرهاست. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  4. شخصیت های فرعی Resident Evil 7

    معرفی هارولد نام به انگلیسی: Harold جنسیت: مرد هارولد یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مقابل نام او واژه "تبدیل شده" نوشته شده است که نشان می دهد او به یک Molded تبدیل شد. معرفی هیدی نام به انگلیسی: Heidi جنسیت: زن هیدی یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. او به عنوان نامزد برای خانواده ایولین ربوده شد و در لیستی که ایتان پیدا می کند، مقابل نام او واژه "تبدیل شده" نوشته شده است که نشان می دهد او به یک Molded تبدیل شد. معرفی هلن میدکیف نام به انگلیسی: Helen Midkiff جنسیت: زن وضعیت: مرده تاریخ مرگ: 2017 شغل: دانشجو هلن میدکیف دانشجویی از کارولینای شمالی بود که به لوئیزیانا سفر کرد. او توسط خانواده بیکر ربوده شد. نام او در مقاله ای آمده که آلیسا آشکرافت آن را نوشته بود. آشکرافت اینچنین نوشت که پس از اینکه میدکیف از شب بیست و یکم ناپدید شد، پلیس جستجو برای یافتن او را شروع کرد. معرفی هافمن نام به انگلیسی: Hoffman وضعیت: مرده جنسیت: مرد هافمن از قربانیان لوکاس بیکر بود. لوکاس بیکر پس از گرفتن او، او را مجبور کرد که بازی سادیسمی اش را انجام دهد. او به زور مجبور به بازی مرگ و زندگی با کلنسی جارویس که دیگر قربانی لوکاس بود، شد. در ابتدا هر دو باید برای جلوگیری از قطع شدن انگشتانشان توسط یک گیوتین کوچک، بازی کنند. در این بازی هافمن تمام انگشتانش را از دست داد. پس از رد کردن شوک ناشی از قطع شدن انگشتان، هافمن برای مرحله بعدی بازی حاضر شد. در مرحله بعدی لوکاس دستگاه شوک الکتریکی به آن دو وصل کرد که برای تنبیه بازنده بود. مبارزه آن قدر ادامه یافت تا هافمن بار دیگر بازی را باخت. او بخاطر شوک های الکتریکی بیهوش شد، در حالیکه کلنسی هنوز به هوش بود. علی رغم خواهش های کلنسی برای رها کردن او به عنوان شخص برنده، لوکاس بازی را ادامه داد و با وصل کردن طناب هایی به هافمن، او را همانند عروسک خیمه شب بازی کرد. در مرحله بعدی یک اره برقی میان کلنسی و هافمن قرار گرفت و با هربار شکست، این اره برقی به شخص بازنده نزدیک می شد. در آخر لوکاس با استفاده از بدن هافمن، کارتی را برد که مانع از گرفتن کارت توسط کلنسی می شد اما کلنسی بخاطر بیشتر شدن کارت های هافمن و بالا رفتن جمع اعداد از 21 توانست او را شکست دهد. هافمن پیش از رسیدن اره برقی هوشیاری خود را به دست آورد و با زجر کشته شد. سپس لوکاس به کلنسی بخاطر بردش تبریک گفت و او را رها کرد تا بازی بعدی را انجام دهند. طی مبارزه هافمن با کلنسی، هافمن زن و دختر خود را صدا می کرد. نام دخترش ملیسا بود. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  5. معرفی Andre Strickland

    معرفی آندره استریکلند نام به انگلیسی: Andre Strickland نام به ژاپنی: アンドレ ストリックランド جنسیت: مرد وضعیت: مرده تاریخ مرگ: ژوئن 2017 محل مرگ: لوئیزیانا- دالوی- خانه متروکه ملیت: آمریکایی نژاد: سفید پوست شغل: تهیه کننده تلویزیون اولین حضور: Resident Evil 7 صداگذار : Christopher Ashman مدل: Andrey Surcek آندره استریکلند تهیه کننده تلویزیونی آمریکایی بود که با مستند سریالی اتفاقات ترسناک به نام تمساح های فاضلاب که از سال 2015 شروع شد، شناخته شد. او در سال 2017، هنگامی که در خانه بیکر مشغول تحقیق و بررسی بود، توسط آنها کشته شد. بیوگرافی آندره برای تحقیق هر مکانی برای فیلمبرداری احساس مسئولیت می کرد. نمایش آن ها تغییراتی را توسط آندره به همراه داشت. آندره، کلنسی جارویس را به جای فیلمبردار قبلی که اخراج شده بود، انتخاب کرد. در طول تحقیقات ماه ژوئن سال 2017 در خانه مهمان املاک بیکر واقع در دالوی، او برای مدت کوتاهی از کلنسی و پیت جدا شد و در همین مدت توسط خانواده بیکر اسیر شد. سپس او به زیرزمین برده شد و توسط خانواده بیکر کشته شد. او را با صورت ایستاده و رو به دیوار گذاشتند تا تظاهر کنند که او زنده است. جسد او توسط کلنسی که در حال ضبط کردن اتفاقات تا پیش از مرگ خودش بود، پیدا شد. حدود یک ماه بعد جسد نیمه پوسیده و غرق شده او توسط ایتان وینترز در خانه مهمان پیدا شد. خصوصیات آندره در کار خود بسیار حرفه ای تر از پیتر واکن بود. چرا که تعهدی بسیار قوی نسبت به برنامه و تولید آن داشت. همچنین او بسیار جسور بود و در خانه مهمان بیکر از پیت و کلنسی جدا شد و به تنهایی مشغول گشتن آنجا شد که این عمل در نهایت موجب کشته شدن او شد. نکات دیگر در دموی Beginning Hour جسد آندره در فریزر به عنوان ذخیره، نگهداری شد اما در نوار ویدئویی که ایتان پیدا می کند، این مورد نیست. جسد آندره در تبلیغات این بازی در TGS سال 2016 کنار خانواده بیکر نشسته است که این مورد در بازی نهایی وجود ندارد. هنگامی که ایتان از گذرگاه زیرزمینی عبور می کند، با یک جسد رو به رو می شود که با توجه به ویژگی های ظاهری او، مشخص می شود که جسد آندره است. وقتی آندره از کلنسی و پیت جدا می شود، امکان رفتن همراه او وجود ندارد. مانعی نامرئی نمی گذارد که کلنسی بیش از یک حد معین جلوتر برود. تاریخ مرگ آندره به دلیل گفته شده در معرفی کلنسی متناقض است. در تلفظ ژاپنی نام خانوادگی آندره Strickland است اما تیم ترجمه هنگام ترجمه حرف R را جا انداختند. تصاویر جسد آندره روی کلنسی می افتد. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  6. معرفی Eveline

    معرفی ایولین نام به انگلیسی: Eveline نام های دیگر: E-001 و Evie تولد: 2014 مرگ: 20 جولای 2017 محل مرگ: دالوی لوئیزیانا جنسیت: زن وضعیت: مرده اولین حضور: Resident Evil 7 صداگذار انگلیسی ایولین پیر: Patricia McNeely صداگذار انگلیسی ایولین جوان: Paula Rhodes صداگذار ژاپنی ایولین پیر: Yuri Tabata صداگذار ژاپنی ایولین جوان: Sumire Morohoshi ایولین یک انسان اصلاح شده ژنتیکی است که به عنوان بخشی از تحقیقات سلاح های زیستی نسل آینده است و احتمالا توسط سازنده ناشناس سلاح های بیو ارگانیک برای از بین بردن دشمنان بدون نیاز به مبارزه با آنها ساخته شده است. به دلیل ترکیب یک باکتری غیر نرمال با ژنومِ او در مرحله جنینی، او توانست توانایی کنترل ذهن افرادی که با او در تماس هستند را به دست آورد. ایولین نمونه منحصر به فردی بود. چرا که هم اولین سلاح بیو ارگانیک نوع E بود و هم برای رسیدن به نیازهایش عقده روحی ناسالمی برای گردهمایی یک خانواده داشت. بیوگرافی اوایل زندگی: ایولین در تاریخ نامشخصی از 2014 به دنیا آمد و به خاطر نفوذ درون افراد، ظاهری شبیه به یک دختر بچه 10 ساله را به خود گرفت. تولد او جنجالی را در بازار سلاح های زیستی به راه انداخت. چرا که او توانایی نفوذ و کنترل ذهن افراد را داشت و این باعث می شد جنگ میان سلاح ها پایان یابد و سلاح های زیستی منسوخ نا کارآمد شوند. بخاطر پیگیری سازمان هایی همانند آمبرلا کورپس که قصد تصرف آزمایشگاه خالق ایولین و همچنین کشتن ایولین را داشت، کمپانی سازنده ایولین تصمیم گرفت که در اکتبر 2014 او را برای مخفی کردن به مکانی منتقل کنند. ماموران آلن و میا وینترز مسئول انتقال ایولین با یک کشتی حمل بار بودند و برنامه ریزی شده بود که پس از پیاده شدن از کشتی او را به آزمایشگاه دیگری منتقل کنند. ایولین خیلی سریع با میا ارتباط گرفت و به او عادت کرد و مانند مراقبان پیشینش در آزمایشگاه او را "مامان" خطاب کرد. با این تفاوت که میا و آلن نقش مادر و پدر او را در بین افراد بازی می کردند که سوء ظنی از جانب اطرافیان به آنها صورت نگیرد. در 5 اکتبر در حالیکه طوفانی رخ داد، کشتی توسط گروهی از مزدوران مورد حمله قرار گرفت. ایولین در طول حمله ناپدید شد و پس از آن آلن را آلوده کرد. سپس از آنجا فرار کرد. چون نمیخواست کل زندگی اش را در آزمایشگاه بگذراند. در طول مخفی شدنش در کشتی، او مقدار زیادی از قارچ ها را تولید کرد و باعث آلوده شدن کارکنان کشتی شد. کمی بعد بخاطر اینکه آلن او را "هرزه" خطاب کرد، بر تحلیل نیروی او سرعت بخشید ولی میا را فقط آلوده کرد و به امید اینکه ذهن او را کنترل کند، او را زنده نگه داشت. وقتی کشتی حمل بار منفجر شد، آن دو به خلیج مکزیک رفتند. پس از آرام شدن هوا و در 10 اکتبر، آن دو توسط خانواده بیکر پیدا شده و بهبود یافتند. از آنجایی که میا حافظه خود را از دست داده بود، آنها نتوانستند از خطر جا دادن به آن دختر بچه مطلع شوند و به آن دو جای خواب دادند. ایولین به اتاق خواب قدیمی لوکاس رفت و زوئی برای تهیه کردن لباس از خانه بیرون رفت. ایولین از اتاق بیرون رفت و مارگارت و جک را آلوده کرد و سپس آن دو را علیه لوکاس و زوئی کرد. چند هفته ای طول کشید تا کنترل خانواده بیکر به دست او بیافتد. وقتی آنها به حالت عادی خود باز می گشتند، به ایولین سوء ظن داشتند اما دلیل آن را نمی دانستند. حادثه دالوی: در طول سه سال او به لوکاس دستور می داد تا افراد بی خانمان و یا توریست های اطراف را برباید. به این امید که آنها را به خانواده خود اضافه کند. اگرچه او از این کنترل ذهن آزاد بود. چرا که سرم سازنده های ایولین را استفاده کرد اما باز خود را به نفهمی میزد و وانمود می کرد که تحت کنترل ایولین است. اما جک و مارگارت تا ابد تحت کنترل او بودند و او آن دو را مجبور می کرد که ربوده شدگانی که از نظر او برای خانواده اش مناسب نیستند را بکشند. وسواس ایولین در مورد خانواده باعث شد که خانواده بیکر افراد بیشتری را بربایند و این باعث جلب توجه شد. در نیمه دوم سال بدن او شروع به چروک شدن کرد. چرا که او رشدی 23 برابر رشد انسانِ معمولی داشت. در اوایل سال 2017 او ظاهر پیرزنی هشتاد ساله را به خود گرفت و روی صندلی چرخ داری بود. چرا ک نمی توانست حرکت کند. خانواده بیکر آدم ربایی های خود را بخاطر خواست ایولین بیشتر و بیشتر کردند. ورود ایتان وینترز: در اواسط سال 2017 ، ایولین کنترل میا را به عهده گرفت و او را وادار کرد تا با ایتان ارتباط برقرار کند. به این امید که او را به شکل پدر خودش در آورد. البته میا این موضوع را پیش از آن قبول نکرد. وقتی ایتان میا را آزاد کرد و تصمیم گرفت با او فرار کند، ایولین بخاطر این تلاش غیرعمدی ایتان برای نابود کردن خانواده، میا را مجبور کرد تا ایتان را بکشد. وقتی جک در نیمه های شب ایتان را به اتاق ناهارخوری برد، او با ایولین که کنار او نشسته بود، آشنا شد. ایولین از روی صندلی چرخدار ایتان را زیر نظر داشت. ایتان گاهی صدای خنده های کودکانه ای را در توهم خود می شنید. وقتی ایتان بازوی نوع D سلاح زیستی را می یابد، یکبار ایولین را در توهمات خود می بیند. پس از اینکه میا با سرم درمان می شود، او انزجار و عصبانیت خود را به او نشان می دهد و می گوید که میخواهد دوباره او مادرش شود. در ساعات اولیه صبح، ایولین با تمام قدرت خود بر کنترل ایتام مترکز می شود و ایتان شروع به دیدن توهمات زیادی می کند. با اینکه ایولین به شدت در ذهن ایتان نفوذ کرده بود و میا را با اره برقی در برابر او قرار داد، ایتان توانست در طبقه بالای خانه مهمان با ایولین واقعی رو در رو شود. وقتی ایولین توسط E-Necrotoxin آسیب دید، توانایی اش برای کنترل ذهن دیگران از بین رفت و به شکل اصلی و پیر خود بازگشت. او در حالیکه که گریه می کرد، از اینکه همه از او "متنفر" هستند گفت و سپس جیغ کشید که چقدر این دردآور است. سپس بدن او در هم شکست و با قارچ هایی که در اطراف بودند، ترکیب شد و تبدیل به هیولایی شد که بسیار بزرگتر از خانه مهمان بود. نبرد ایولین با ایتان به لطف هلی کوپتر آمبرلا کورپس که سلاحی ضد BOW برای ایتان فرستادند، بسیار کوتاه بود. پس از برخورد تیر با او، بدنش آهکی شد و از بین رفت. خصوصیات ایولین دتربچه ای دردسرساز با یک عقده مرگبار به نام "خانواده" بود. در طی تحقیقات این سوال مطرح شد که چرا از خانواده برای کنترل دیگران استفاده می کند که دو احتمال داده شد. یکی اینکه بهترین روش برای نفوذ درون یک فرد تنها خانواده است. دوم اینکه چون او در طی بزرگ شدن در یک آزمایشگاه عشق کافی دریافت نکرده، عقده ناشی از این کمبود محبت است. او به هر کاری برای تشکیل این خانواده دست می زد. از جمله سوء استفاده و کشتن افرادی که نمی خواستند بخشی از خانواده باشند و یا او آنها را مناسب خانواده نمی دید. او می توانست کودکی لجوج و کینه جو باشد. لوکاس در ایمیلی توضیح می دهد که ایولین همانند بچه ها فکر می کند. این نکته بعدها نیز مشخص می شود. جایی که ایتان به او Necrotoxin را تزریق می کند، ایولین می گوید چرا همه از من متنفر هستند. سوالی که غالبا کودکان هنگامی که در درسر افتاده اند، می پرسند. توانایی ها ایولین سلاح بیو ارگانیک منحصر به فردی است. او با تولید قارچ هایی از بدن خود، می تواند دیگران را آلوده کرده و کنترل ذهنشان را به دست بگیرد. او رشته هایی از قارچ ها را می سازد که از طریق آنها دیگر افراد را آلوده می کند. وقتی درجه آلودگی به اندازه کافی بالاست، از طریق شرایط بیولوژیکی و شیمیایی ذهن او و قربانی رابطه برقرار می کند و به این ترتیب او کنترل قربانی را به دست می گیرد و او را مجبور به خودزنی و یا واکنش های تند می کند. این باعث شوک روانی درون قربانی می شود و قربانی کاملا کنترل ذهن خود را از دست می دهد و او این کنترل را به طور کامل به دست می گیرد. در فرم کودکانه، او قادر است تا امواجی را تولید کند که ایتان را به عقب می کشد. همچنین قادر به جذب تمام قارچ های اطراف و تبدیل خود به یک موجود عظیم الجثه است. نکات دیگر عکسی از ایولین سالخورده در ابتدای بازی است که با E-001 نوشته شده است و پیش از این که ایتان درگیر حوادث شود، پیدا می شود. عکاس عکس مشخص نیست اما احتمال می رود که عکاس لوکاس بوده باشد که در طی این سه سال تحت کنترل ایولین نبوده و در لپتاپش نیز در مورد او چیزهایی تایپ کرده بود. افزایش سن سریع ایولین بخاطر نبود مراقبت های پزشکی برای کنترل قدرت او و نبود دارو بود. نفوذ ایولین در ذهن افراد را در دموهای KITCHEN و Beginning Hour می توان دید. اگرچه تا تقریبا انتهای بازی Resident Evil 7 کاملا فاش نمی شود. تصاویر ایولین پس از جهش آخر ظاهر پیر ایولین تصویر میا و ایولین که در آغوش اوست. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  7. معرفی کامل Ethan Winters

    معرفی ایتان وینترز نام به انگلیسی: Ethan Winters نام به ژاپنی: イーサン・ウィンターズ جنسیت: مرد وضعیت: زنده نژاد: سفید پوست ملیت: آمریکایی اولین حضور: Resident Evil 7 صداگذار انگلیسی: Todd Soley صداگذار ژاپنی: Hidenobu Kiuchi مدل: Yaya Chamki "میگن اگه دری بسته باشه، یکی دیگه باز میشه. خب، امشب یه در بسته بود. و چه شب طولانی ای هم بود ... نه فقط برای من. من و میا تنها قربانیای اینجا نبودیم. بیکر ها هم بودن. اینجوری که ... اون چیز، ایولین، اونا رو مجبور به انجام اون کارا می کرد. اما الان ایولین مرده. و این افراد اومدن تا کثافت کاریا رو جمع و جور کنن. من فقط با از دست دادن میا کنار اومده بودم و حالا اون برگشته و می خواد دوباره شروع کنه. همه چیو پشت سرمون بذاره. شاید اینجا جاییه که در بعدی باز میشه." -ایتان وینترز ایتان وینترز پروتوگونیست بازی Resident Evil 7: Biohazard است. او یک غیرنظامی است که در حادثه خانه متروکه دالوی گرفتار می شود. بیوگرافی به جز ازدواج ایتان به میا وینترز، اطلاعاتی در مورد زندگی او پیش از حوادث بازی وجود ندارد. البته با توجه به ظاهر او می توان حدس زد که او کارمند شرکتی بوده است. با توجه به گواهینامه رانندگی میا، این زوج در تگزاس زندگی می کردند. ایتان نوار پیام تصویری از میا در سال 2014 دریافت می کند که له او می گوید به زودی به خانه می آید. اما پس از آن او نه دیده شد و نه خبری از او شنیده شد. به طوری که ایتان به این باور رسید که او مرده است. بررسی خانه مهمان: در جولای 2017، ایمیلی از جانب میا به ایتان می رسد و میا از او می خواهد تا بیاید و او را از مزرعه بیکر واقع در دالویِ لوئیزیانا ببرد. ایتان به خانه متروکه دالوی سفر می کند تا میا را بیابد. غافل از اینکه ساکنان آنجا نیز در سال 2014 مفقود شده بودند. وقتی ایتان نتوانست وارد عمارت اصلی شود، راه دیگری را در پیش می گیرد و وارد خانه مهمان می شود و در مسیر نشانه های نگران کننده ای را می بیند. پس از ورود به خانه مهمان، ایتان ویدئوی Derelict House Footage را پیدا و مشاهده می کند که در آن تیم تمساح های فاصلاب - فیلمبردار کلنسی جارویس، تهیه کننده آندره استریکلند و مجری پیتر واکن- برای تمرین اپیزود بعدی مجموعه به داخل خانه آمده بودند و در نهایت کلنسی جسد آندره را می یابد و خودش توسط خانواده بیکر ربوده می شود. پس از اتمام ویدئو، ایتان از طریق نردبانی به زیرزمین می رود. در راه با جسد نیمه فاسد آندره که بر آب شناور می شود، رو به رو می گردد و در آخر میا را روی تختی درون یک سلول می یابد و او را آزاد می کند. وقتی او جریان ایمیل را به میا می گوید، میا گیج می شود و می گوید که او ایمیلی نفرستاده است. سپس هردوی آنها به فکر فرار از آنجا می افتند. میا به خاطر می آورد که خانواده بیکر از راهی برای او غذا می آوردند. ایتان به میا می گوید که به نظر مضطرب می آید. سپس اطراف را بررسی می کند. در اتاق مجاور دو عروسک می یابد. یکی شبیه به میا و دیگری عروسک یک دختر بچه. لحظه ای بعد شخصی (احتمالا جک) دیوار را خورد کرده و میا را با خود می برد. ایتان به دنبال آن دو به طبقه بالا می رود و تنها زنی مرموز به نام زوئی از طریق تلفن با او صحبت می کند و به او می گوید راه فرار اتاق زیر شیروانی است. درِ اتاق زیر شیروانی بسته است و میا به ایتان با یک چاقو حمله می کند و ایتان مجبور می شود از خود دفاع کند. میا، ایتان را به طرف دیگر دیوار می اندازد و ایتان در آنجا تبری بر می دارد و از آن برای شکست میا استفاده می کند و به نظر خودش او را می کشد. اما زمانی که تلاش می کند تا از خانه فرار کند، میا را می بیند که بار دیگر زنده شده و با یک اره برقی دست چپ او را قطع می کند. پیش از اینکه بتواند کار ایتان را تمام کند، برای مدت زمان کوتاهی کنترل خود را باز پس می گیرد و عقب می کشد. ایتان در طبقه بالا سلاحی می یابد و بعد از حمله مجدد میا به او شلیک می کند. در این لحظه جک بیکر از پشت مشتی به صورت او می زند، در حالی که عبارت "به خونواده خوش اومدی" را می گوید. سپس هر دوی آن ها را به سمت عمارت می برد. فرار از عمارت: وقتی ایتان نیمه هوشیار است، زوئی را می بیند که دست او را به حالت اول باز گردانده و به او می گوید "کار برای انجام دادن" دارد. او همچنین کدکسی روی مچ ایتان بست. کمی بعد ایتان به هوش می آید و خود را در اتاق ناهار خوری به همراه خانواده بیکر، جک، همسرش مارگارت، پسرش لوکاس و زن سالخورده آرامی که نام او مشخص نیست، می بیند که ضیافتی با اندام های بدن انسان راه انداخته بودند. جک به زور به ایتان غذا می دهد (یکی از راه هایی که خانواده بیکر با آن قربانیان را تبدیل به Molded می کردند.) که ایتان بالافاصله آن را تف می کند و این باعث می شود که مارگارت از کوره در رفته و به ایتان فحش دهد و پس از آن از اتاق خارج شود. سپس جک چاقو را بر می دارد و به ایتان آسیب می زند و این کار با آمدن مامور پلیس ادامه نمی یابد. وقتی جک و لوکاس برای رسیدگی به مامور پلیس آنجا را ترک می کنند، ایتان خود را آزاد کرده و سعی می کند راهی برای خروج از خانه بیابد. وقتی جک به اتاق ناهارخوری باز می گردد، ایتان را نمی بیند و به یافتن او می پردازد. بستگی به نوع بازی بازیکن، ممکن است جک ایتان را به اتاق ذخیره غذا پرت کرده و پایش را قطع کند و بطری کمک های اولیه را در طرف دیگر اتاق قرار دهد تا ایتان را در حالیکه سعی می کند، خودش را کشان کشان به بطری برساند و پایش را بار دیگر به تنش وصل کند، تماشا کند. ایتان راهی زیرزمینی می یابد و از طریق آن از دست جک می گریزد. در نهایت به رختشویی می رسد و بار دیگر زوئی با او تماس می گیرد. وقتی از رختشویی بیرون می رود، مامور پلیسی را در انتهای راهرو می بیند که به شیشه پنجره می کوبد و به او دستور می دهد تا به سمتش برود. ایتان با خاطری آسوده به او التماس می کند تا او را از خانه خارج کند اما مامور پلیس به جای اینکه به او کمک کند، به او مظنون شده و از او می خواهد تا به گاراژ رفته تا از او بازجویی کند. ایتان موافقت می کند اما از او تقاضا می کند تا سلاحش را به او دهد تا از خودش در مقابل بیکر ها دفاع کند. مامور پلیس ممانعت می کند اما چاقوی جیبی خود را به ایتان می دهد و بار دیگر از او می خواهد تا در گاراژ با او ملاقات کند. در آن لحظه جک هر دوی آنها را با بستن در گاراژ در تله می اندازد و سپس پلیس را با بیلی از پشت به قتل می رساند. ایتان سلاح افسر کشته شده را بر میدارد و سعی می کند تا جک را بکشد ولی تنها می تواند او را کمی زخمی کند. او سوئیچ ماشین را روی میز در نزدیکی خود می یابد و ماشین را روشن می کند و چندین بار به جک می زند اما باز هم در کشتن او شکست می خورد. جک سقف ماشین را می کند و وارد آن می شود. سپس کنترل ماشین را به دست گرفته و ماشین را به سمت چندین تیر آهن می برد. به امید اینکه ایتان را بکشد. ایتان سرش را می قاپد و نجات می یابد. سپس از ماشین خارج می شود و ماشین منفجر می گردد. با اینکه جک توسط تیر آهن ها به شدت آسیب دید و همچنین داخل انفجار ماشین نیز بود، اما به راحتی بهبود یافت و به تعقیب ایتان ادامه داد. در نهایت ایتان نردبانی می یابد و سعی می کند از آن بالا رفته و فرار کند اما جک سلاح او را می گیرد و به سر خودش شلیک می کند. با باور اینکه جک مرده است، ایتان به دنبال راه فراری در عمارت می گردد. زوئی بار دیگر با او تماس می گیرد و می گوید که او، خانواده اش و میا توسط ویروسی آلوده شده اند و از ایتان می خواهد تا مواد لازم برای ساخت آن سرومی که او و میا را درمان کند، بیابد تا بتوانند از آنجا فرار کنند. او به ایتان می گوید وقتی تمام وسایل را به دست بیاورد، می تواند او را در کاروانش که در خارج عمارت است، ببیند. در حالیکه ایتان در طبقه دوم در حال جست و جو بود، نوار ویدئویی از میا پیدا می کند. میا در آن ویدئو از ایتان بخاطر کارهایش عذرخواهی می کند و سپس این صحبت های میا با صدای مارگارت قطع می شود. پس از آن مارگارت به تعقیب میا پرداخته و او را می گیرد. کمی بعد جک در حمام برای ایتان کمین می کند و ایتان مجبور می شود به زیرزمین رفته و با تعداد زیادی Molded درگیر شود. پس از آن برای پیدا کردن آخرین تکه سرِ سگ که به آن برای فرار از عمارت نیاز داشت، به اتاق تشریح می رود. جک زودتر به نشانِ سرِ سگ می رسد و آن را از قلابی در اتاق کناری آویزان می کند تا تله ای برای ایتان باشد و کار او را تمام کند. ایتان نشان را برداشت و جک با ضربه ای او را به پایین پرت کرد و سپس دوئلی با اره برقی میان آن دو اتفاق افتاد. در این دوئل ایتان قسمت بالایی بدن جک را کاملا نابود کرد و نهایتا توانست او را یکبار برای همیشه از بین ببرد. ایتان به جک گفت "مرده بمون" و سپس با گذاشتن آخرین نشانِ سرِ سگ از عمارت گریخت. ساخت سرم: پس از فرار از عمارت، ایتان به کاروان زوئی در حیاط رفت. جایی که زوئی یکبار دیگر با او تماس گرفت. زوئی به ایتان گفت به خانه قدیمی برود اما سعی کند که از مادرِ او دوری کند. وقتی ایتان به خانه قدیمی رفت، با گروهی از حشرات آلوده شده وحشی برخورد و آنها را نابود کرد. همچنین ایتان برای مدت زمان کوتاهی توانست با میا ملاقات کند اما لوکاس از پشت میا آمد و او را با خود برد. وقتی او کلید را پیدا کرد، باید از طبقه دوم می رفت. در این هنگام مارگارت وارد می شود و او را به پایین پرت می کند. وقتی ایتان به زمین می خورد، باعث شکسته شدن کفه می شود و گودالی را می سازد و به پایین تر سقوط می کند. سپس مارگارت و حشراتش به ایتان حمله می کنند. ایتان از داخل گودال به مارگارت شلیک می کند و مارگارت به داخل پرت می شود. ایتان از این فرصت استفاده و فرار می کند. در طبقه دوم، ایتان جسد مومیایی شده کودکی از سری D را کشف می کند که یکی از موارد مورد نیاز برای ساخت سرم است. با این حال نمی تواند وارد آنجا شده و بازوی او را بردارد. چرا که برای ورود به آنجا به فانوس مارگارت نیاز دارد. ایتان به گودال باز می گردد اما مارگارت را در حال فرار از تونل می بیند. به دنبال او می رود و به یک گلخانه قدیمی می رسد. در آنجا مارگارت جهش یافته را می بیند. ایتان با از بین بردن حشرات داخل بدن مارگارت او را می کشد. بدن مارگارت آهکی و سپس خورد می شود. ایتان فانوس را بر می دارد و از آن برای برداشتن بازویی که در طبقه دوم خانه قدیمی است، استفاده می کند. به کاروان بر می گردد و لوکاس با او تماس می گیرد که زوئی را گرفته است. او به ایتان می گوید که اگر با او در انجام کاری شریک شود، نمونه سرِ D را هم به دست خواهد آورد. پیش از قطع کردن تلفن، لوکاس به ایتان می گوید تا داخل فریزر را ببیند. درون فریز سر افسر پلیس قرار دارد که پشت آن "زنیکه هرزه، خوک توی اتاق تشریح منتظرته." نوشته شده است. ایتان به اتاق تشریح رفت و جسد بدون سر افسر پلیس را یافت با علامتی چوبی روی او که بر روی آن نوشته ای با این مضمون است: "ثابت کن یه مرد واقعی هستی و دستتو بکن تو گلوی این خوک!" ایتان با ابراز تاسف و ناراحتی نسبت به افسر پلیس، دستش را داخل برد و کلید نشانِ مار را پیدا کرد. لوکاس با دستگاهی به ایتان اعلام کرد که این کلید ممکن است برای پیدا کردن دو کارت - یکی آبی و یکی قرمز - ورودی به "پارتی" به او کمک کند. پس از به دست آوردن آن کلید ها، ایتان وارد "پارتی" شد. مکانی که توسط لوکاس پر از تله شده بود. یکی از تله ها این بود که فرد را در اتاقی زندانی کرده و آن فرد باید شمعی روی کیک بگذارد. اما نفت روی زمین می ریزد و باعث سوختن فرد می شود. خوشبختانه ایتان نوار مرگ کلنسی جارویس را از پیش دیده بود و بدون ریختن نفت توانست پازل را حل کند. پس از اینکه ایتان تمام تله های لوکاس را پیچاند، به اسکله کنار رودخانه رفت و در آنجا زوئی و میا را با دستانی بسته یافت. در حالیکه ایتان آن دو را آزاد می کرد، زوئی مواد لازم برای ساخت سرم را از ایتان گرفت و دو سرم مورد نیاز را ساخت و به ایتان هشدار داد که برادر و پدرش همان نزدیکی هستند. زوئی همچنین گفت که پس از اینکه آن دو سرم را استفاده کنند، میتوانند با قایق کنار رودخانه فرار کنند. اما وقتی ایتان هر دو سرم را از زوئی گرفت، ناگهان جک بیکر آمد و او را به پایین پرت کرد. ایتان مجبور شد که با او مبارزه کند. او با از بین بردن تمام چشم های جک، او را ضعیف کرد. در این هنگام زوئی آمد و گفت که منتظر او هستند تا از آنجا بروند اما جک بار دیگر او را گرفت و ایتان به اصرار زوئی یکی از سرم ها را به جک زد و او را کشت. ایتان میا و زوئی را کنار اسکله دید و مجبور شد تنها یکی از آن دو را برای تزریق سرم انتخاب کند. فرار با میا: اگر میا را برای تزریق سرم انتخاب کنید، با وجود اینکه ایتان می گوید که می تواند راه دیگری برای نجات وی پیدا کند، زوئی به او می گوید که تنها با میا با قایق بروند. پس از اینکه با قایق از اسکله دور می شوند، میا و ایتان به کشتی حمل سوختی که خانواده بیکر، میا و ایولین را در آن پیدا می کنند، می رسند. اما قایق آنها توسط قارچ هایی در داخل آب، گرفتار می شود. ایولین با واژگون کردن قایق مانع از فرار آن دو از املاک خانواده بیکر می شود. کمی بعد میا به هوش آمد و ایتان را روی زمین، بیهوش و گرفتار در قارچ ها دید. سپس قارچ های ایولین، ایتان را به داخل کشتی برد و در داخل قارچ ها زندانی کرد. ایتان خاطره ای را از جک بیکر به یاد می آورد که او به ایتان در مورد اینکه چگونه ایولین را پیدا کردند و بعد توسط او آلوده شدند که ایولین این آلودگی را به عنوان "هدیه" می شناسد. سپس جک از ایتان خواست تا جلوی ایولین را بگیرد و خانواده اش را نجات دهد. ایتان وقتی میا قارچ را سوراخ کرد، بیدار شد. میا وقت را برای فرار ایتان از آنجا خرید و به او گفت که "اون هرزه کوچولو رو بکش." ایتان کشتی را ترک کرد و برای یافتن ایولین به معدن نمک رفت. پس از مبارزه با تعدادی Molded در بیرون و داخل معدن، ایتان جعبه ای حاوی E-Necrotoxin یافت و با استفاده از نمونه بافت بدن ایولین که میا به او داده بود، سرمی ساخت. پس از عبور از غارها، ایتان خود در پشت خانه مهمان بیکر ها دید. به هرحال به سختی و با فلش بک هایی از اتفاقاتی که در ابتدا برایش افتاد، به ایولین رسید. ایتان تمام آنجا را برای یافتن ایولین جستجو کرد و در نهایت در ذهن خود با او چهره به چهره شد. ایتان E-Necrotoxin را بیرون آورد و این باعث ترس و فرار ایولین شد. ایتان به دنبال ایولین رفت و سپس توسط میا با اره برقی مورد حمله قرار گرفت. اما در نهایت به ایولین رسید و با قدرت E-Necrotoxin را به او تزریق کرد. Necrotoxin قدرت کنترل ذهن ایولین را نابود کرد و چهره اصلی او که همان پیرزن نشسته بر صندلی چرخ دار بود، مشخص شد. او گریه کرد و ب نظر رسید که ایتان کار او را تمام کرده است اما ناگهان ایولین جهش پیدا کرد و به هیولایی عظیم الجثه تبدیل شد. ایتان برای یکبار دیگر مجبور به مبارزه با او شد. او هرچه به ایولین شلیک میکرد، فایده نداشت. در نهایت جعبه ای از بالا به زمین افتاد که درون آن هفت تیر بود و شخصی ناشناس از طریق کدکس با او ارتباط برقرار کرد و گفت که از آن سلاح برای کشتن ایولین استفاده کند. چرا که گلوله های آن حاوی E-Necrotoxin است. ایتان همین کار را کرد و پس از شلیک به ایولین، او را یکبار و برای همیشه کشت. مردی از هلی کوپتر پایین آمد و به ایتان نزدیک شد. ماسک خود را برداشت و خود را به نام ردفیلد معرفی کرد. در هلی کوپتر، ایتان پیش از ترک املاک بیکر ها و در حالیکه افراد ردفیلد کنترل همه چیز را به دست آوردند، بار دیگر میا را یافت. انتخاب زوئی: اگر سرم را در اسکله به زوئی تزریق کنید، زوئی همراه ایتان سوار قایق می شود. در حالیکه میا تنها چیزی که به ایتان می گوید این است که برود. اما در بین مسیر ایولین قایق را متوقف کرده و زوئی را می کشد و با ضربه ای نیز ایتان را بیهوش می کند. سپس وقتی میا ایتان را نجات می دهد و میخواهد برایش زمان بخرد، ایولین درون میا نفوذ می کند و ایتان محبور به مبارزه با میا می گردد. پس از کشتن میا به سنگ تبدیل شده و میمیرد و باز می گوید که "اون هرزه کوچولو رو بکش." و در نهایت وقتی که ایتان ایولین را می کشد، در هلی کوپتر به جای اینکه پیش او باز گردد، ویدئویی از او را در گوشی همراهش میبیند. سپس تلفن خاموش را پرت کرده و خداحافظی می کند. هلی کوپتر او را از املاک بیکر ها می برد. گیم پلی ایتان شخصیت اصلی قابل بازی در بازی Resident Evil 7: Biohazard است. او 12 جای آیتم دارد و می تواند آن را به 16 و 20 افزایش دهد. پس از مبارزه با میا در خانه قدیمی ، ایتان سلامت خود را می تواند ببیند. (تا قبل از آن اینطور نیست.) آیتم هایی که میا در طول بازی دریافت می کند، بعدا در جعبه آیتم های ایتان قابل دریافت است. ایتان همچنین کاراکتر قابل بازی در بازی اضافه Ethan Must Die است که تنها 12 جای آیتم و یک چاقو دارد. نکات دیگر Masachika Kawata توضیح داد که ایتان همان پروتوگونیست اصلی KITCHEN و تیزر Beginning Hourdemos نیست. چهره ایتان در طول بازی از بازیکنان پنهان است و بیشترین چیزی که می توان از او دید، چانه و دهان اوست. حتی ایتان را می توان هنگام پرت شدنش توسط میا در خانه مهمان دید اما پیش از اینکه خیلی نزدیک او شود تا بتوان به درستی او را دید، این توهم میا تمام می شود. بنا به گزارشات عفونت نشان می دهد که ایتان نیز توسط باکتری به عنوان بهترین قارچ شناخته شده، آلوده شد. بنا به این گزارشات میزبانی که از طریق خوردن اجزای بدن قربانیان آلوده دیگر آلوده می شود، به عنوان عارضه قابلیت احیای سریع را پیدا می کنند. وقتی میا با چاقو دست ایتان را زخمی می کند، دست او پس از یک دقیقه بهبود می یابد. حال آنکه وقتی دست او قطع می شود و بار دیگر توسط زوئی وصل می شود، او به راحتی و بدون اذیت شدن، از آن دستش استفاده می کند که نشان از احیای سریع بدن او دارد. همچنین جک بیکر پای او را قطع می کند و او تنها با استفاده از یک دارو، به راحتی پایش را به حالت اولش باز می گرداند. یکی دیگر از نشانه های افراد آلوده این بود که آنها می توانستند اجزای بدن خود را مجددا احیا کنند. قبل از اینکه دست ایتان جدا شود، زخم دستان او حتی با استفاده از دارو بهبود نیافته بودند. اما پس از مدت زمان نامشخصی که بیهوش بود، زخم هایش کاملا بهبود یافته بودند و حالش نیز کاملا خوب بود. همچنین گزارشات نشان می دهد که کمی بعد میزبان توهماتی را در ذهن خود می بیند و صدای ایولین را در ذهن خود می شنود. ایتان نیز توهماتی را از نبرد خود با میا می بیند و همچنین ایولین را مشاهده می کند و صدایش را می شنود. علاوه بر این در پایان بد بازی و با انتخاب زوئی، در انتهای بازی دست قطع شده ایتان بدون داشتن بخیه کاملا سالم است و این می تواند دلیل دیگری بر سرعت بالای احیا باشد. برخلاف اکثر شخصیت های بازی Resident Evil ایتان پیش از این هیچ تجربه مبارزه ای را نداشت. با این حال او مهارت بالایی در استفاده از اسلحه داشت. چرا که هربار با جک بیکر مواجه می شود، با مهارت به او شلیک می کرد. و همچنین او تحمل فوق بشری در مقابل درد دارد. در هنگام برخورد با دیوار، آسیب دیدن دستهایش، بازوانش و همچنین بریده شدن دست چپش هیچ اتفاق خاصی برایش نیفتاد. البته او در هنگام آسیب دیدن، درد خود را نشان می دهد و در هنگام آسیب جدی خونریزی دارد. تصاویر چهره ایتان از دور در توهمات ایتان زمانی که میا به او می رسد و او در قارچ ها محبوس شده است. ایتان پیش از اینکه ایولین او را داخل کشتی ببرد. چهره احتمالی ایتان که با توجه به چهره مدل او بازسازی شده است. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  8. شخصیت های فرعی Resident Evil 7

    معرفی ادوارد نام به انگلیسی: Edward جنسیت: مرد ادوارد یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مشخص می شود که او در آزمایشات کشته شده است. معرفی جیووانی فینتی نام به انگلیسی: Giovanni Finetti جنسیت: مرد شغل: افسر ارشد وضعیت: مرده تاریخ مرگ: 5 اکتبر 2014 جیووانی فینتی افسر ارشد کشتی حمل سوخت آنابل بود. او پس از حمله تعدادی مزدور به کشتی در خلیج مکزیکو که توسط یک سلاح بیولوژیکی به نام ایولین رهبری می شد و ایولین خدمه را با نوعی قارچ آلوده می کرد، کشته شد. معرفی گریس نام به انگلیسی: Grace جنسیت: زن وضعیت: مرده گریس یکی از 5 قربانی است که توسط خانواده بیکر به قتل رسید و جسدش در زیرزمین خانه آنها انبار شد. او در تاریخ نامشخصی از سال 2017 به دلیل نامعلومی به خانه بیکر ها آمد. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  9. معرفی David Anderson

    معرفی دیوید اندرسون نام به انگلیسی: David Anderson جنسیت: مرد وضعیت: مرده تاریخ مرگ: 19 جولای 2017 نژاد: آفریقایی ملیت: آمریکایی شغل: معاون کلانتر اولین حضور: Resident Evil 7 مدل: Pierre Dager دیوید اندرسون مامور اجرای قانون در ایالت لوئیزیانا بود. او به نمایندگی اداره پلیس به ناحیه دالوی فرستاده شد. بیوگرافی در سال 2017 اندرسون برای بررسی گزارشات مبنی بر مفقود شدن یک سری افراد، به گشت زنی در ناحیه ای اطراف رودخانه فرستاده شد. وقتی به خانه متروکه واقع در دالوی رسید، با ایتان وینترز ملاقات کرد و ایتان به او هشدار داد که بلافاصله آنجا را ترک کند. اندرسون هشدار او را جدی نگرفت و بر اینکه ایتان توضیح دهد آنجا چه خبر است، پافشاری کرد و داستان ایتان مبنی بر حضور چند قاتل سریالی که قصد جان او را هم کرده بودند، باور نکرد. اندرسون از ایتان خواست تا به گاراژ رفته تا آنجا با هم رو در رو صحبت کنند. ایتان درخواست او را قبول کرد اما از او تقاضا کرد تا سلاحش را به ایتان بدهد تا از خودش دفاع کند. اندرسون تقاضای ایتان را رد کرد و از دادن سلاح کمری خود به او خودداری کرد و تنها یک چاقوی جیبی به او داد. پس از ملاقات با ایتان در گاراژ، به جای قبول درخواست ایتان برای فرار از خانه، شروع به پرسیدن سوال هایی از او کرد. اندرسون میخواست بداند که چرا ایتان نیمه شب در خانه ای است که مال او نیست. او هنوز به ایتان مشکوک بود. وقتی ایتان سعی کرد تا به او توضیح دهد، در گاراژ که اندرسون از آن وارد شده بود، شروه به بسته شدن کرد. اندرسون دستپاچه شد و از آنجایی که فکر می کرد، این یک تله است، از ایتان خواست تا در را باز کند. او متوجه نشد که جک بیکر از پشت وارد شد. جک از پشت بیلی را به سر اندرسون زد، طوری که نیمی از سرش قطع شد و درجا مرد. جلوتر ایتان جسد اندرسون را در اتاق تشریح واقع در زیرزمین یافت که بر قلابی آویزان بود و قارچی سیاه روی او را کمی پوشانده بود و احتمالا در حال تبدیل به یک Molded بود. ایتان داشت مخفیانه نگاه می کرد که جک گفت جسد برای مراقبت از ایتان به او کمک خواهد کرد. چند ساعت بعد، لوکاس باقی مانده سر اندرسون را برداشت و داخل یخچال کاروان بیرون خانه گذاشت تا به ایتان پیامی بدهد. پشت سر جسد، نوشته ای بود مبنی بر اینکه ایتان به اتاق تشریح واقع در زیرزمین باز گردد. در آنجا لوکاس کلیدی را داخل بدن اندرسون گذاشته بود و او ایتان را تشویق کرد تا دستش را از گردن اندرسون داخل برده و از حلق او کلید را بردارد. نکات دیگر نام کامل اندرسون تنها در معرفی پایانی می آید و در طول بازی ما او را با شغلش می شناسیم. از صحبت های لوکاس مشخص می شود که اندرسون بارها مزاحم خانواده بیکر می شود. جایی که لوکاس بر سر میز شام می گوید: " لعنت بهش. شرط میبندم باز اون پلیسست." در نسخه ژاپنی با توجه به سانسور سرِ اندرسون، دیگر در بررسی یخچال سر او را نمی بینیم. بلکه جای سر اندرسون، تصویری از او با یک ضربدر قرمز بر روی آن در داخل یخچال است. علاوه بر این ایتان کلیدِ نشان مار را به راحتی و در کنار جسد می یابد، به جای اینکه دست خود را با زجر داخل جسد کرده و آن را بیرون بیاورد. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  10. شخصیت های فرعی Resident Evil 7

    معرفی کلاید نام به انگلیسی: Clyde جنسیت: مرد وضعیت: مرده کلاید یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مشخص می شود که او در آزمایشات کشته شده است. معرفی کارتنی نام به انگلیسی: Courtney جنسیت: زن وضعیت: مرده کارتنی یکی از 30 قربانیان داخل لیست خانواده بیکر است که ایتان پیدا می کند. او به همراه دوست پسرش تراویس اسیر این خانواده شد. تراویس سعی کرد با نوشتن یادداشتی برای کارتنی در مورد وجود سه نقش برجسته سر سگ برای فرار از عمارت، به او کمک کند تا راه فرار را بیابد. در یادداشتی دیگر تراویس برای کارتنی نوشت که میخواهد با بیکرز ها مبارزه کند و کارتنی باید از آنجا برود و اینکه او عاشق کارتنی است. با این حال تراویس دوباره اسیر شد و او را در سردخانه زندانی کردند و او به یک Molded تبدیل شد. کارتنی هم توسط لوکاس گرفتار شد و احتمالا لوکاس او را کشت. معرفی کریج نام به انگلیسی: Craig جنسیت: مرد وضعیت: مرده کریج یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مشخص می شود که او در آزمایشات کشته شده است. معرفی دیوید نام به انگلیسی: David جنسیت: مرد وضعیت: مرده دیوید یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. او به عنوان نامزدی برای خانواده ایولین ربوده شد. در لیست مشخص شد که دیوید طی اسارتش کشته شده است. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  11. شخصیت های فرعی Resident Evil 7

    معرفی آرتور نام به انگلیسی: Arthur جنسیت: مرد آرتور یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مقابل نام او واژه "تبدیل شده" نوشته شده است که نشان می دهد او به یک Molded تبدیل شد. معرفی بن نام به انگلیسی: Ben جنسیت: مرد آرتور یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. در لیستی که ایتان پیدا می کند، مشخص می شود که او در آزمایشات کشته شده است. معرفی کلایو آر. او'برایان نام به انگلیسی: Clive R. O'Brian نژاد: سفید پوست ملیت: آمریکایی شغل: نماینده BSAA از سال 2004 تا 2005 وضعیت: زنده جنسیت: مرد اولین حضور: Resident Evil Revelations کتابِ او به نام The Unveiled Abyss در اتاق نشیمن خانه بیکرز توسط ایتان وینترز پیدا می شود. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  12. معرفی Clancy Jarvis

    معرفی کلنسی جارویس نام به انگلیسی: Clancy Jarvis نام به ژاپنی: クランシー・ジャービス جنسیت: مرد وضعیت: مرده تاریخ مرگ: ژوئن 2017 محل مرگ: لوئیزیانا- دالوی- املاک خانواده بیکر- Testing Area ملیت: آمریکایی شغل: فیلمبردار اولین حضور: Resident Evil 7 صداگذار انگلیسی: Tony Vogel صداگذار ژاپنی: Yu Seki کلنسی جارویس فیلمبردار مستند سریالی اتفاقات ترسناک به نام تمساح های فاضلاب بود. او در ژوئن 2017 در خانه متروکه ای در دالوی گرفتار شد. بیوگرافی رسیدن به خانه متروکه ای در دالوی: کلنسی پس از خروج فیلمبردار سابق این مجموعه اینترنتی، مسئولیت او را به عهده گرفت. در اولین تحقیقات ساخت به همراه تیم، تهیه کننده این سری یعنی آندره استریکلند خانه ای متروکه در لوئیزیانا را برای فیلمبرداری انتخاب کرد و کلنسی و مجری این طرح یعنی پیتر واکن را با خود برد. آن سه در خانه متروک مشغول صحبت در مورد مجموعه بودند که پیتر متوجه ناپدید شدن آندره شد. کلنسی و پیت بی میل برای ادامه تحقیقات، به دنبال آندره در خانه رفتند. پیت اهرمی در بالای شومینه پیدا کرد که به گذرگاهی راه داشت و از آنجا صداهایی به گوش می رسید. آن دو به امید پیدا کردن آندره، وارد آنجا شدند. نردبانی در آنجا بود و کلنسی از آن پایین رفت و با جسد آندره رو به رو شد. سپس جک بیکر به او حمله کرد و او بیهوش شد. وقتی به هوش آمد، خود را با روی یک صندلی و با دستان بسته دید. پیت نیز کنار او بود و چاقویی را پیدا کرد و سعی کرد تا دست کلنسی را باز کند اما پیش از اینکه موفق شود، زنی از پشت به او حمله کرد. آن زن سپس به کلنسی نزدیک شد و پای او را زخمی کرد. سپس زن شروع به زدن ضربات چاقو به کلنسی کرد که پیش از اینکه بیشتر او را زخمی کند، پیت که مجروح بود، جلوی او را گرفت. زن به پیت حمله کرد و همه جا تاریک شد. کلنسی دیگر چیزی ندید. چند ثانیه بعد کلنسی سر بریده شده پیت که از تاریکی به سمتش قل میخورد، را دید. سپس کلنسی صدای نفس های زن را از پشت سر شنید تا اینکه زن به او رسید و صورتش را گرفت و با چاقویی او را تهدید کرد. اتاق خواب: در DLC اتاق خواب نشان می دهد که کلنسی در نهایت به اتاق خواب اصلی رسیده است، جایی که مارگارت و جک بیکر به او غذا می دادند و مشخص می شود که "دختر" آنها عاشق کلنسی شده است. کلنسی به راحتی خودش را باز می کند و دنبال راه فراری درون اتاق خواب و اتاق انبار که در مجاورت اتاق خواب بود، می گردد. در نهایت دریچه ای را زیر تخت خود می یابد. وقتی که او برای یافتن اشیاء سر و صدا می کرد، مجبور بود که به تخت برگردد و تمام وسایل را سر جای اولیه خود بگذارد تا مارگرات متوجه پوشش و راه فرار او نشود. مارگارت به او غذای بیشتری می داد اما کلنسی از وسایل و ظروف برای فرار خود استفاده می کرد. با استفاده از حل پازلی در اتاق، او موفق به بدست آوردن کلید اتاق انبار شد اما در همین حین مارگارت رسید و کلنسی را روی تخت ندید. کلنسی به مارگارت حمله کرد و گلوی او را زخمی کرد. هرچند که این باعث مرگ او نشد ولی او را به شدت ناتوان کرد. سپس کلنسی دریچه را باز کرد و از آنجا گریخت اما همچنان صدای تهدید های مارگارت را می شنید. کابوس: در سناریوی کابوس، کلنسی در حالیکه جک او را طی فرار نافرجامش گرفته، به عنوان بازیکن قابل بازی باز می گردد. جک به او می گوید که "دوستانی" دارد که می خواهند با او ملاقات کنند. سپس او را مجبور به مبارزه با چند Molded و خود جک می کند. او باید با چند دشمن مبارزه و یا از دست آنها فرار کند و این روند تا ساعت 5 صبح ادامه داشت. 21: کلنسی تلاش کرد تا بگریزد اما توسط لوکاس بیهوش شد. لوکاس، کلنسی را به همراه شخصی دیگر به نام هافمن به اتاقی برد. لوکاس آن دو را مجبور به بازی قمار مرگ و زندگی کرد. طوری که هرکسی عددی بالای 21 می آورد، می مرد. کلنسی برد و هافمن توسط دستگاه شکنجه لوکاس کشته شد. با این حال لوکاس دست از سر کلنسی بر نداشت و با اینکه هافمن مرده بود، برای شکنجه کلنسی، این بازی را ادامه داد. تا اینکه مشخص شد که هافمن نمرده است و نهایتا با اره لوکاس کشته شد و کلنسی خیال کرد که بالاخره همه چیز تمام شده است. در نهایت لوکاس گفت که میخواهد بازی دیگری کند. "تولدت مبارک" و مرگ کلنسی: لوکاس کلنسی را به یکی از اتاق های تله خود برد، در حالیکه دوربینی به او وصل کرده بود. بند دست و پای کلنسی را باز کرد و به او گفت که راه فراری از آن اتاق پیدا کند و راه فرار نیز گذاشتن شمعی روی کیک است. پس از چندین مرحله طاقت فرسا، نهایتا کلنسی موفق به گذاشتن شمع روی کیک شد. وقتی او شمع را روی کیک گذاشت، انفجاری صورت گرفت. کمی قبل تر، او برای به دست آوردن قطعه ای از پازل، در بشکه نفتی را باز کرد و نفت در تمام اتاق جاری شد. با شروع انفجار، در خروجی نیز بسته شد و به این ترتیب کلنسی سوخت و این سوختگی باعث مرگ وی شد. در حالیکه چندین روزنامه خبر مفقود شدن تیم تمساح های فاضلاب را گزارش دادند، ون این گروه در بیرون خانه مانده بود. بروشوری درون این ون بود که چهره کلنسی را می توان در آن دید. در نهایت ایتان وینترز نوارهای ویدئویی را می یابد که کلنسی در آن ها حضور داشت و راهنمای او شد. ایتان نوار مرگ کلنسی را هم دید و این باعث نجات وی شد. چرا که لوکاس او را هم درون اتاق تولدت مبارک برد و با توجه از چیز هایی که از کلنسی یاد گرفت، توانست از تله لوکاس به سلامت عبور کند. گیم پلی کلنسی در تیزر بازی Resident Evil 7 به نام Beginning Hour قابل بازی است. همچنین او قابل بازی در نوار ویدئویی Derelict House Footage است و در inventory خود آیتمی ندارد و همچنین نمی تواند حرکت پوشش را انجام دهد. او در دموی KITCHEN نیز بازیکن اصلی است. در طول بازی ایتان نوار دیگری را به نام Happy Birthday می یابد که در آن نوار کلنسی کاراکتر قابل بازی است و میبینیم که لوکاس بیکر او را درون اتاقی زندانی می کند و دست و پایش را باز می کند. سپس به او می گوید شمع روشنی را روی کیک بگذارد. پس از گذراندن تمامی مراحل برای روشن کردن شمع و گذاشتن آن روی کیک، از درون بشکه نفت روی زمین می ریزد و اما کلنسی آن را نادیده می گیرد. پس از انفجار کلنسی روی زمین می افتد و انفجار باعث آتش گرفتن اتاق می شود. کلنسی در اینجا متوجه نفت می شود. اما او در اتاق به دام افتاده است. سپس تصمیم میگیرد، فلکه را باز کند تا آب باعث خاموش شدن آتش شود، اما فلکه می شکند و کلنسی در آتش می سوزد. بعد از خاموش شدن آتش، لوکاس بیکر وارد می شود و به کلنسی می گوید: "تولدت مبارک" نکات دیگر نام خانوادگی کلنسی در ترجمه به زبان انگلیسی، به اشتباه ترجمه شده است. طرز نوشتاری آن در زبان ژاپنی Jābisu (ジャービス) است که باید Jarvis ترجمه شود. هرچند Javis یک نام واقعی نیست. اطلاعات مرگ کلنسی متناقض است. بنا بر نوار در دی ال سی 21 مرگ او در سوم ژوئن رخ داده است. می توان اینطور استنباط کرد که Derelict House Footage در 1 ژوئن ضبط شد که آندره در آن تاریخ کشته شد و کمی بعد پیت توسط میا کشته شد و کلنسی به دست لوکاس افتاد. بلافاصله بعد دی ال سی 21 رخ داد و به دنبال آن Happy Birthday و مرگ کلنسی که 3 ژوئن اتفاق افتاد. با این حال روزنامه ای که در اتاق نشیمن خانه بیکرز دیده می شود، اینطور بیان می کند که "مقامات دولتی درخواست کمک برای یافتن سه مرد که در طول سفر خود به لوئیزیانا از نیو اورلینز بودند که برای آخرین بار در نهم این ماه یعنی ژوئن دیده شدند" و سپس کلنسی، پیت و آندره وارد خانه بیکر شدند و آندره و پیت همان روز کشته و کلنسی دو روز بعد کشته شد. (البته اگر دو روز ضبط فیلم توسط دوربین صحیح باشد.) البته این می تواند به این معنا نیز باشد که مقامات محلی در نهم متوجه مفقودی تیم تمساح های فاضلاب یعنی آندره، پیت و کلنسی شده باشند و تاریخ مرگ پیت و آندره 1 ژوئن و تاریخ مرگ کلنسی دو روز بعد یعنی سوم ژوئن باشد. تصاویر جسد آندره روی کلنسی می افتد. چهره کلنسی زمانی که پیت می خواهد دست کلنسی را باز کند. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  13. معرفی Redfield

    معرفی ردفیلد مزدور نام به انگلیسی: Redfield جنسیت: مرد وضعیت: زنده صداگذار انگلیسی: David Vaughan صداگذار ژاپنی: Hiroki Tochi مدل: Geordie Dandy کریس ردفیلد مزدوری است که برای Umbrella Co، سازمانی برای بازیابی پروژه های کمپانی آمبرلای سابق و بررسی نمونه های ویروسی منحصر به فرد در مناطق قرنطینه شده، کار می کند. در سال 2017 او ماموریتِ برگرداندن میا وینترز و ایتان وینترز را در دالوی رهبری کرد. http://s8.picofile.com/file/8291203684/RedfieldRE7.png این قضیه که آیا او کریس ردفیلد است و یا شخصی از آمبرلاست که هویت او را جعل کرده، هنوز مشخص نیست. چرا که مدل چهره او تفاوت بارزی نسبت به کریس در نسخه ششم بازی و یا انیمیشن انتقام دارد. از طرفی صداگذار ژاپنی کریس ردفیلد در دو نسخه ششم و افشاگری 2 ، با صداگذار این کاراکتر یکی است اما Roger Craig Smith صداگذار انگلیسی کریس در نسخه های پیشین، با صداگذار این شخصیت یکی نیست. قرار است در DLC فصل بهار 2017 این بازی به نام Not A Hero به این شخصیت پرداخته شود. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  14. شخصیت های فرعی Resident Evil 7

    کاراکترهای فرعی بازی Resident Evil 7 در این تاپیک معرفی خواهند شد. ×لطفا از ارسال هرگونه پستی در این تاپیک خودداری کنید.× معرفی به مرور زمان ارسال خواهد شد. معرفی الکس نام به انگلیسی: Alex نام به ژاپنی: アレックス جنسیت: نامشخص الکس یکی از قربانیان خانواده بیکر بود. او به عنوان نامزدی برای خانواده ایولین ربوده شد و پیش از اینکه آنها بتوانند او را به Molded (نام نوعی B.O.W در این بازی) تبدیل کنند، کشته شد. معرفی آلیسا آشکرافت نام به انگلیسی: Alyssa Ashcroft نام به ژاپنی: アリッサ・アッシュクロフト تولد: تاریخ نامشخصی از سال 1970 نژاد: سفید پوست شغل: خبرنگار، روزنامه نگار وضعیت: زنده جنسیت: زن قد: 176 سانتی متر وزن: 62 کیلوگرم اولین حضور: Resident Evil Outbreak او خبرنگار The Raccon Press بود و این شغل باعث اشتهای سیری ناپذیری برای جمع آوری اطلاعات در او شد. در این نسخه از بازی، نام او در فایلی دیده می شود. در سال 2016 او مقاله ای را برای Dulvey Daily مبنی بر ناپدید شدن حداقل 20 نفر در دالوی واقع در لوئیزیانا که در مدت کمتر از 2 سال اتفاق افتاده بود، نوشت. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
  15. معرفی Alan

    معرفی آلن نام به انگلیسی: Alan نام به ژاپنی: アラン جنسیت: مرد وضعیت: مرده تاریخ مرگ: 5 اکتبر 2014 اولین حضور: Resident Evil 7 صداگذار: Kip Pardue مدل: Mark Hobert آلن کارمند یک سازمان ناشناخته سازنده B.O.W بود. او و میا وینترز مسئول انتقال ایولین با یک کشتی بودند که ایولین از قدرت خود برای آلوده کردن افراد درون کشتی، از جمله آلن، با یک قارچ کرد. وقتی او علائم عفونت را در خود دید، میا را فرستاد تا ایولین را کشته و یا رام کند. کمی بعد، او در مکالمه ای با میا، ایولین را "هرزه" خطاب کرد و این باعث خشم ایولین شد و او سریعتر قارچ را درون بدن آلن رشد داد و باعث مرگ او شد. نام آلن نامشخص است. چرا که در یادداشت هایی که نام او درون آنها ذکر شده، نام های متعددی دیده می شود. در فایل های ابتدایی، آلن داگلاس (Alan Douglas) ذکر شده، حال آنکه در فایل های انتهایی با نام آلن دورنی (Alan Droney) از او یاد شده است. در فایل های انگلیسی به اشتباه آلن را به عنوان مدیر پروژه عنوان کردند. در فایل های ژاپنی او و میا، هر دو به عنوان مامور ویژه شناخته شده اند. WIKIA BaZITaRsNaK.IR
×