رفتن به مطلب

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اختصاصی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن بازی ترسناک
    • قوانین
    • کاربران
    • شورای انجمن
  • بخش تخصصی
    • مقالات
    • سناریو
    • نقد
  • تالار وحشت
    • اخبار
    • مانگا و کمیک
    • ویدیو های اختصاصی
  • بحث و گفتگو
    • فن فیکشن
    • بحث و گفتگوی آزاد
  • مرکز دانلود
    • دانلود بازی های ترسناک
    • افزونه ها و بروزرسانی بازی ها
    • ترینر و کد تقلب
    • افزونه ها و آپدیت بازی ها
    • شبیه ساز
    • متفرقه
  • Alan Wake
    • Alan Wake
    • Alan Wake's American Nightmare
  • Dead Space
    • Dead Space 1
    • Dead Space 2
    • Dead Space 3
  • Dino Crisis
    • Dino Crisis 1
    • Dino Crisis 2
  • OutLast
    • OutLast 1
    • OutLast 2
  • Resident Evil
    • Resident Evil 0
    • Resident Evil 1 Remake
    • Resident Evil 2
    • Resident Evil 3
    • Resident Evil 4
    • Resident Evil 5
    • Resident Evil 6
    • Resident Evil 7
    • Resident Evil – Code : Veronica
    • Resident Evil Revelations 1
    • Resident Evil Revelations 2
    • Resident Evil Survivor
    • Resident Evil Survivor 2 Code : Veronica
    • Resident Evil : Dead Aim
    • Resident Evil Outbreak - File #1
    • Resident Evil Outbreak - File #2
    • Resident Evil : The Umbrella Chronicles
    • Resident Evil : The Darkside Chronicles
    • Resident Evil : The Mercenaries 3D
    • Resident Evil : Operation Raccoon City
    • Resident Evil Umbrella Corps
  • The Last of Us
    • The Last of Us 1
    • The Last of Us 2
  • The Evil Within
    • The Evil Within 1
    • The Evil Within 2
  • بچه های انجمن بازی ترسناک موضوع ها
  • کانون هواداران بازی شیطان درون The Evil Within موضوع ها

دسته ها

  • مرکز دانلود
    • دانلود بازی های ترسناک
    • افزونه ها و بروزرسانی بازی ها
    • ترینر و کد تقلب
    • شبیه ساز
    • متفرقه
  • بچه های انجمن بازی ترسناک فایل
  • کانون هواداران بازی شیطان درون The Evil Within فایل

جستجو در ...

جستجو به صورت ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین به روز رسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


MSN


Website URL


ICQ


Yahoo


Jabber


Skype


آیدی استیم


تلگرام


مکان :


علایق

18 نتیجه پیدا شد

  1. Wolfwand Rubel

    اختصاصی

    بزودی ترجمه سناریو رزیدنت اویل -افشاگری 1 در این صفحه قرار خواهد گرفت از دوستان خواهشمند هستم از ارسال هرگونه اسپم تا انتهای کارخودداری کنند
  2. Wolfwand Rubel

    اختصاصی

    Resident Evil 6 Scenario Chris & Piers دوستان به سرودی سناریو رزیدنت ایول 6 بخش کریس ردفیلد و پیرز نوینز اینجا قرار میگیره از دوستان خواهشمندم اسپم و پیام ندن تا کار تموم بشه. لازم به ذکره بخش بی رنگ مکالمات بیسیمه
  3. Wolfwand Rubel

    اختصاصی

    دوستان عزیز بزودی اینجا سناریو رزیدنت اویل 6 - بخش لیون وهلنا قرار میگیره تا کامل شدن موضوع از دوستان خواهش مندم پیام یا اسپم ندن تا کار زودتر تموم بشه
  4. Wolfwand Rubel

    اختصاصی

    Resident Evil 3 سناریو رزیدنت اویل 3 به مرور اینجا قرار میگیره. از دوستان خواهشمندم اسپم ندن تا کار تموم بشه
  5. Wolfwand Rubel

    اختصاصی

    Resident Evil 6 Jake Muller & Sherry Birkin بزودی اینجا سناریو رزیدنت اویل 6 بخش جیک مولر وشری برکین قرار میگیره از دوستان خواهشمندم اسپم ندن تا کار کامل شه لازم به ذکره بخشی که نوشته رنگی نیست بیسیم BSAA هست
  6. Wolfwand Rubel

    اختصاصی

    بزودی در اینجا سناریو فارسی رزیدنت اویل 6 بخش ایدا وانگ قرار میگیره از دوستان تقاضا دارم از هرگونه پیام یا اسپم خودداری کنند تا کار به پایان برسه
  7. AMIR GAMER

    اختصاصی

    سناریو کامل انیمیشن رزیدنت اویل وندتا resident evil vendetta در اولین سکانس مشاهده میکنید که لیون در یک آزمایشگاه (سرد خانه ) هست لیون در حال قدم زدن و جست و جو بود که ناگهان یک زامبی از کیسه تکون میخوره و با چند گلوله اون رو میکشه و لیون میگه : این جنگ ها هرگز تموم نمیشه بعد یک بالگردی رو مشاهده میکیند که در اون یک تیم همراه با کریس ردفیلد در حال رفتن به امارت پرفسور ایریز هستن تعداد اعضا تیم با کریس زد فیلد 10 نفر هستن بالگرد فرود میاد و تیم به سوی رفتن به این امارت هستن (( اما یک نکته اینکه این امارت دقیقا مثل امارت رزیدنت اویل 1 هست ) تیم به همراه کریس وارد امارت میشن اعضا تیم به 4 دسته تقسیم میشن 2 نفر به همراه کریس میرن بالا 3 نفر وارد اتاق سمت راست میشوند 2 نفر وارد سالن غذا خوردی میشوند 2 نفر هم به اتاق اتاق سمت چپ میروند یک نکته کاملا ریز در سالون غذا خوردی وجود داره (( اینکه در سالون غذا 2 مامور هستن که پشتشون به شومینه هست و یک صدا از شومینه در میاد و یک زامبی سرش رو میاره بیرون اما مامور ها متوجه این نمیشن در ادامه مشاهده میکنید که 3 نفر در اتاق سمت چپ صدا ناله ای کوتاه میشوند وارد اتاق میشوند و یک ماشین کنترلی رو میبیند اما یک زامبی اون رو از پشت اونا کنترل میکرد و وقتی سرباز ها بر میگردن پشت سرشون رو نگاه کنن این زامبی میخوردشون ... و کریس به همراه اون 2 نفر وارد اتاق میشن کریس اول زیر تخت رو نگاه میکنه و میبینه که چند تا زامبی هستن و نکته دیگر اینکه ((( کریس و تیم هدف شون این بود که دکتر گلن اریاس رو نابود کنن و 2 نفر به اسم کتی وایت که مامور مخفی و همکار کریس هست و پسرش زک رو پیدا کنن )) در همین اتاق کریس زک رو میبینه و میگه زک و زامبی میگه بله ... و بعد کریس یک نارنجک میندازه تو اتاق و به همراه همکارش میاد بیرون کریس ناراحت میشه و بعدش میبینه همکارش دستش زخمی شده و زامبی میشه و با کلت 3 تیر اون رو میکشه از این طرف هم زامبی ها 2 نفر رو دنبال میکنن و این 2 مامور فرار میکنن و با سرعت وارد یک اتاق میشن اما بعدش در اتاق تله سیمی بود .... بعدش کریس خودش رو از طبقه دوم از پنجره میپره پایین ... کریس وقتی به پایین میپره فوری خشاب اسلحه اش رو عوض میکنه تا کریس اسلحه رو بالا میگیره که زامبی ها رو بزنه یکدفه دکتر ایریاس جلو تفنگ کریس رو میگیره و خشاب اسلحه کریس رو خالی میکنه و مبارزه شروع میشه ... دکتر اریاس حتی یک ضربه هم بهش نمیخوره و وقتی دکتر اریاس اسلحه کریس رو میگیره ، کریس چاقو بر میداره و دکتر هم با اسلحه خالی به عنوان سلاح سرد استفاده میکنه با هم مبارزه میکنن ولی در آخر دکتر اریاس کریس رو از پشت میگیره و کلت 3 تیر کریس رو بر میداره و به کمر کریس میزنه ((البته کریس جلیقه ضد ضربه و گللوله داره )) اما کمر کریس درد میگیره و به زمین میافته در اینجا کریس با دکتر اریاس بحث میکنه و دکتر میگه من تاجرم به عنوان مثال .... که یک هیولا بزرگ به همراه کتی ( همکار قدیمی کریس و مامور ویژه مخفی ) که تبدیل به زامبی شده وارد صحنه میشن دکتر اریاس به کریس میگه یه چیزی در مورد محصولات من فرق میکنه اینه که اونا فرق بین دوست و دشمن رو میدونن بعد دکتر اریاس به همراه همکارش که یه زنه و اون هیولا از صحنه خارج میشن ... بعد تمام زامبی همراه با کتی به سمت کریس میان کریس همینطوری به سمت عقب میره که ناگهان یک بالگدر میان به کمک کریس در اون بالگدر راننده به اسم دی دی و یک مامور زن به اسم نادیا هست که از اون بالا تمام زامبی ها رو میکشن و کریس ، کتی رو با دستاش میگیره و فریاد میزنه رزیدنت اویل وندتا .... اتفاقی که برای دکتر ایراس افتاد :: در روز عروسی دکتر اریاس وقتی ازدواج میکنه و حلقه عروسی رو تو انگشت میکنه یک دفه از یک بالگدر نظامی و دولتی یک بمب به عروسی شون میخوره و در اون عروسی همه به عیز از دکتر اریاس میمیرن - دکتر اریاس وقتی به هوش میاد میبینه دست زنش که مرده تو دست خودشه ولی زنش نابود شده بخاطر همین فشار خیلی بدی به دکتر اریاس وارد میشه و خیلی خیلی دکتر اریاس ناراحت میشه و اعصبانی ... بخاطر همینه که دکتر اریاس ویروس تجارت میکنه و میخواد دنیا رو نابود کنه ... شیکاگو - 4 ماه بعد از اتفاق در اول صحنه پرفسور مردی را میبیند که به سمت پرفسور ربکا چمبرز میرود ربکا در حال اتمام یک آنتی ویروس هست و آنتی ویروس رو تموم میکنه پرفسور و ربکا در حال تماشا یک ویدیو کوتاه از حمله زامبی ها هستن پرفسور : این همه حمله تو آمریکا صورت گرفته چرا هیچ کاری نمیکنن ؟ ریکا : گروه BSAA داره سعی میکنه کنترلش کنه پرفسور : باید علتش رو بدونن تا بتوانن از بین ببرن ربکا : بله درسته پرفسور برای ربکا قهوه با خامه روش میاره و ربکا اون رو میخوره در ادامه پرفسور به ربکا میگه 30 تا از اون جسد ها برا مون آمده ربکا میگه کی میره برای نمونه گیری ؟ پرفسور میگه همه دانشجو ها رفتن - و... پرفسور میگه من دکترا دارم .. اما باشه میرم پرفسور چمبرز پرفسور از اتاق میره بیرون متوجه میشه هواکش باز شده بعد از چند ثانیه امنیت آزمایشگاه فعال میشه تمام پنجره ها و در ها بسته میشن در قسمت اتاق هواکش ها زنی که همراه و همکار دکتر ایریز هست ویروس رو در آزمایشگاه بخش میکنه از طرق گاز .... تمام پرفسور ها در سالون به این ویروس مبتلا میشن و تبدیل به زامبی میشن ربکا هم داشت کم کم به زامبی تبدیل میشد اما مقاومت کرد و به سمت اتاق نمونه ها رفت و یک آنتی ویروس به خودش زد و خوب شد پرفسور چمبرز فرمول این آنتی ویروس رو که تو یک USB بود بر میداره بعد از اتاق خارج میشه و میبینه پرفسور آرون (همون دوست ربکا که برای ربکا قهوه میاره ) رو میبینه که تبدیل به زامبی شده زامبی به سمت ربکا حمله میکنه و ربکا جا خالی میده و با کبسول آتش نشانی میزنه زامبی یا همون پرفسور آرون رو میکشه 3 زامبی دیگر به دنبال ربکا میان بعد ربکا وارد اتاقش میشه و در رو رو خودش میبنده که ناگهان همکار دکتر ایریز اون زنه یک نارنجک میندازه و شیشه اتاق میشکنه و زامبی ها که در یک قدمی ربکا بود ناگهان کریس و تیمش زامبی ها رو میکشن ... بعد تمام پلیس ها و ماماور ها میریزن تو آزایشگاه که دانشگاه هم بود ... در بیرون کریس و ربکا با هم مکامله میکنن : ربکا : چرا من رو تو قرنطینه نبردن و منو قرنطینه نکردن ؟ کریس : ببین - اگه ویروس تو بدنت بود حتما الان مرده بودی پس میبریمت یه دوش آب گرم بگیری تا خوب بشی - بهت نیاز داریم ربکا : همون کریس قدیمی ربکا دوش میگیره و تو اتاق در حال تماشای اخباره ... ربکا تو یک اتاق دوش میگیره و در حال تماشا اخبار و اتفاقات امروزه نویسنده و تحلیگر : AMIR GAMER امیر گیمر بعد از جند دقیقه کریس میاد دنبال ربکا و میگه منم ربکا در رو باز میکنه کریس به ربکا میگه این اطلاعاتیه که از آزمایشگاه برداشتی ؟ ربکا : بله - باید هر چه سریعتر این اطلاعات رو به سایر آزمایشگاه ها بفرستیم هر چه سریعتر این دارو به تولید نبوه برسونیم میتوانیم جون آدم های بیشتر رو نجات بدیم کریس بله شاید کریس میگه دنبال فردی به اسم گلن اریاس هستم کریس میگه دنبال یک فرد متخصص واقعی میگردم ... تیم BSAA به همراه کریس و ربکا با یک بالگدر به یک مسافرت خانه میرن در راه نادیا (یکی از اعضاء تیم بی اس ای ) با ربکا در حال مکالمه هستن ربکا و کریس وارد مسافرت خانه میشن و میبنن که لیون اس کندی اونجاست و در حال مشروب خوردنه کریس به لیون میگه به کمکت نیاز داریم اما لیون میگه من تو تعطیلاتم ربکا شروع به توضیح دادن میکنه لیون به گارسون میگه یک بطری دیگه بیار کریس میگه کنسلش کن لیون : هی تو فکر کردی کی هستی کریس : کافیه خیلی خب ؟ چی میخوای ردفیلد ؟ تو چی میخوای لیون ؟ بعد لیون از جیبش مشروب در میاره که بخوره اما کریس نمیزاره ربکا میگه لیون ببخشید که تعطیلات تو خراب کردیم اما موضوع مهمیه و ما به تجربه های تو نیاز داریم لیون : چه اطلاعاتی ؟؟ ... کریس : درباره ویروس میگه ، خیلی سریع آلوده میکنه ربکا هم میگه تمام محققین و دانشمندان تو دانشگاه من آلوده شدن لیون میگه : انگاه تو یه چرخه ی لعنتی گیر افتادم! کریس و ربکا : وات ؟ چی شده بمبی که تو واشنگتن منفجر شد رو یادته ؟ خب این ماموریت من بود که جلوی تروریستا رو بگیرم اما به موقعیتمون رسیدم و یه عوصی موقعیتمون رو لو داد بمب منفجر شد و همه نیرو های ویژه کشته شدن ، تمام واحدم مردن و همش به مبارزه کردن ادامه میدیم و ادامه میدیم ... اما به جا اینکه به آخر کابوس لعنتی برسم فقط داره بدتر میشه آخه زندگی من باید این طور باشه ؟؟ جنگیدن با مرده های متحرک ، اصلا این کار چه اهمیتی داره ؟ کریس درباره دکتر اریاس میگه که یک بمب تو وسط عروسی شون میخوره و دلال اسلحه و ویروس هست بعد از عروسی اش اون ناپدید شد و میخواد تلافی کنه —------— لیون میگه : یک طرف دلال سلاح و یک طرف دیگه دولتی که یه عروسی رو بمباران میکنه!!! اینجا آدم بده کیه ؟؟ کریس : اریاس ... ماموریت ماست که دستگیرش کنیم لیون : این مامورت تو، نه من کریس : خدا لعنتت کنه لیون ربکا : بس کنید لیون تو که اینجا با تمام اتفاقاتی که افتاده نشستی و داری به حال خودت افسوس میخوری کریس تو هم میزاری اعصبانیتت کنترلت کنه ربکا درباره ویروس توضیح میده و بعد میره دستش رو بشوره داخل دستشویی ربکا یک زامبی میبینه و بعد همکار دکتر اون زنه ربکا رو از پشت میگیره و میبرنش ... بعد مردی به اسم پاتریسیو لیون رو صدا میزنه ... لیون جلوش رو میگیره و یقه پاترسیو رو میگیره و به کریس میگه همونی که کل واحد رو لو داد تو نمفهمی آخه ... این همون یارو پاترسیو میگه ببخشید تو باید خانواده ام رو نجات بدی زن و دخترم الان تو اسپانیان هستن یه دلال اسلحه داره از اعضاء باثیمانده " لوس ایلو مینادوس پول میگیره تا یک حمله ویروسی در مقیاس بزرگ انجام بده کریس : امروز روز شانسمونه لیون میگه : روز شانس دیوانه شدی ؟ میگه این مرد ما رو میبره پیش گلن اریاس لیون میگه تو سعی کردی منو بکشی بعدشم میخوای خانواده ات رو نجات بدم ؟ اما تو اگه همه چی رو بهمون بگی ما هم بهت کمک میکینم .. در همین هنگام یه کامیون میاد و چند تا مامور و هیولا بزرگ از ماشین میاد بیرون و ربکا رو میدزذن بعد هیولا بزرگ با اسلحه تیربار به سمت مسافرت خانه تیر اندازی میکنه و کریس میبینه که ربکا رو میدزن و سوار کامیونش میکنن اون زن از طریق بیسیم به دکتر اریاس میگه هدف اول کشته شد هدف دوم دستیگر شد ... و پاتریسیو میمیره و تلفنش زنگ میخوره و زنش میگه کی پشت خطه جواب بده ... اما لیون تلفن رو قطع میکنه کریس میگه من به کمکت نیاز دارم ... و با لیون همکاری میکنند در این صحنه ربکا به هوش میاد و میبینه روی صندلی دستش بسته است و تو اتاق شبیه سازه و لباس عروس پوشیده و دکتر اریاس دقیقا مراسم عروسی رو شبیه سازی کرده دکتر اریاس وارد میشه و میاد سمت ربکا و میگه خوشامدید پرفسور ربکا چمبرز درباره ویروس حرف میزنن و دکتر میگه خلاصه کنیم و بخوایم بگیم ویروس ای - A در همین هنگام لیون و کریس ار تلفن همون پاتریسیو یه مموری کارت پیدا میکنن و محل شیوع ویروس رو پیدا میکنن دکتر رو مانیتور چند تا عکس به ربکا نشون میده و میگه اسم تون ساراست (زن دکتر اریاس که تو روز عروسی اش مرد ) و دکتر به ربکا میگه تو خیلی شبیه اونی و دکتر میگه این بار تو ما با هم خیلی خوشبخت میشیم بعد دکتر به زور میخواد حلقه رو دست ربکا کنه ولی ربکا نمیزاره و دکتر به ربکا میگه من دستت رو با دست سارا عوض میکنم شاید این نظرت رو عوض کنه ... ربکا رو میبرن و بهش ویروسی رو تزریق میکنن که میشه مثل همون هیولا .... اگه دقت کنید اون زنه که همکار دکتر اریاس هست به اون هیولا میگه پدر و دستش رو میگیره و هیولا احساسات رو درک میکنه ... و لیون و کریس میخوان برن به مخفیگاه اریاس در نیویورک و کریس میگه فک کنم ربکا رو هم برده اونجا .. در همین لحظحه کامیون ها وارد شهر میشن و ویروس از طریق گاز تو شهر پخش میشه گروه سوارد بالگدر میشه و درباره ویروس بحث میکنن و تصمیم میگرن کامیون های حاوی تانکر ویروس رو بترکونن پس 4 تا ماموریت دارن یک : تانکرا رو منفجر کنن دو : ربکا رو نجات بدن 3- واکسن ها رو پیدا کنن و تو شهر بخشش کنن و اریاس رو دستگیر کنن ... کریس میگه : دی سی و نادیا شما ها از رو هواپیما حسابشون رو برسین و عملیات شوع میشه هواپیما پایین میاد و هدیه هایی رو که BSAA داده رو بر میدارن لیون سوار موتور و کریس سوار ماشین میشه اولین تانکر رو لیون با یک نارنجک میترکونه بعد از یک ون 2 تا سگ در میان دی دی میره سمت ماشین .... اما سگ ها سرش رو جدا میکنن کریس به لیون میگه فکری داری لیون میگه سگ ها رو دنبال خودم میکنم تو هم برو دنبال ربکا .. لیون در وسط بزرگراه و اتوبان سگ ها رو با حرکت ها زیبا با کلت میکشه در همین هنگام ویروس رو از طریق سوزن به ربکا تزریق میکنن بالگدر هم 2 تا تانکر دیگه رو میترکونه و کریس هم با ماشین و با سرعت وارد مخفیگاه دکتر اریاس میشه کریس در این راهرو با زامبی ها میجنگه و لیون هم با موتور میاد کمک کریس کریس میره سراغ ربکا و نجاتش میده اما اون هیولا جلو کریس سبز میشه اما کریس جا خالی میده و یک نارجک آتش زا میندازه زیر پا هیولا و هیولا آتش میگیره کریس ربکا رو میخواد ببره پیش آنتی ویروس ها اما دکتر اریاس در پشت بام یه تیر به پا ربکا میزنه و کریس و اریاس با هم مبارزه میکنن خلاصه در آخر کریس اریاس رو از زمین های شیشه ای پرت میکنه پایین و میمیره ... در همین هنگام هیولا میاد از نیرو و قدرت اریاس استفاده میکنه و هیولا قوی تر میشه ... کریس و ربکا میخوان وارد محل آنتی ویروس ها بشن اما یه دفه هیولا میاد بالا و کریس رو میگیره و یکدفه آنسانسور باز میشه و لیون با موتور با سرعت به سمت هیولا میاد خلاصه لیون و هیولا مبارزه میکنن اما در آخر هیولا لیون رو میگیره و هیولا تا میاد لیون رو بزن یدفعه بالگدر تیم BSAA میاد و با سلاح قوی هیولا رو میزنه قدرت این سلاح انقدر زیاد بود که جند تا ساختمون هم نابود کرد اما هیولا زنده میمونه و میره سراغ بالگد و نادیا رو زخمی میکنه ... لیون موتور رو با سرعت پرت میکنه به سمت بالگدر و میترکونه اما باز هیولا زنده ممیمونه اما در اخر کریس با یک سلاح میزنه به قلب هیولا و هیولا نابود میشه ... سکانس ها اخر انیمیشن : کریس به ربکا آنتی ویروس رو میزنه و ربکا زنده میمونه و در اخر آنتی ویروس رو از طریق هوا و گاز به تمام شهر بخش میکنن و مردم همه نجات پیدا میکنن ربکا و لیون و اعضاء تیم با یک بالگدر خارج میشن و در صحنه پایانی همون زنی که همکار دکتر اریاس زنده میمونه ... و مطمئنن این زن ویروس رو میدوزده و دوباره ویروس بخش میشه ... پایان سناریو رزیدنت اویل وندتا نویسنده و تحلیگر : AMIR GAMER امیر گیمر
  8. Wolfwand Rubel

    اختصاصی

    بزودی سناریو رزیدنت اویل ریمیک- سناریو کریس اینجا قرار میگیره از دوستان خواهش مندم که پیام اینجا ندن تا کار تموم شه
  9. ᴅʀᴀɢᴏᴏɴ ʟᴀᴅʏ

    اختصاصی

    سلام در این تاپیک سناریوی فارسی Resident Evil 2 که توسط خودم ترجمه می شه قرار می گیره لطفا تا کامل شدن تاپیک اسپم ندید. این تاپیک رو خودم با هماهنگی سردبیر کامل می کنم توضیحات سناریو با قرمز ، دیالوگ های کلر با صورتی ، لیون با آبی ، شری با زرد ، ایدا نارنجی ، انت با سبز و بقیه با سفید نوشته می شه
  10. Wolfwand Rubel

    اختصاصی

    سناریو رزیدنت اویل 4 بزودی در اینجا قرار میگیره. از دوستان خواهشمندم اسپم ندن تا کار کامل بشه
  11. Antivirus Agent

    اختصاصی

    نقد و بررسی Resident Evil Vendetta Resident Evil Vendetta انیمیشنی برگرفته از سری بازی های رزیدنت ایول است که به کارگردانی تاکانوری سوجیموتو و نویسندگی ماکاتو فوکامی ساخته شده تا بار دیگر ما را به دنیای پر حادثه ی رزیدنت ایول و شخصیت های دوست داشتنی آن ببرد. داستان حول تلاش های کریس برای پیدا کردن یک دلال سلاح ویروسی به نام گلن اِریِس میچرخد تا جلوی وی را بگیرد و مانع از عملی شدن اقدامات شوم وی شود. در ادامه کریس برای تحقق یافتن اهدافش بسراغ ربکا چمبرز و سپس لیان اسکات کندی میرود..... ربکا چمبرز که پیش از این در بازی هایی نظیر RE 0 & 1/REMAKEحضور داشته است پس از مدت ها آن را در RE:Vendetta ملاقات میکنید که یکی از ویژگی های خوب این انیمیشن محسوب میشود. این شخصیت شیرین زبان و متفکر برخلاف سایر قهرمانان سری که با زور بازو و قوای رزمیشان به مقابله با تروریست ها پرداخته اند ، بوسیله ی علم و دانشش به مبارزه ی خود در این راه ادامه داده است.کافی نبودن توانایی رزمی ربکا باعث شده تا در فرارها و تقلاهای وی و مواجه شدنش با دشمنان استرس خاصی را به بیننده وارد کند. ربکا برخلاف سایر قهرمانان این سری همیشه شخصیتی با رفتار و عکس العمل های طبیعی و بدون واکنش های سوپرقهرمانانه داشته است. همچنین صداپیشه ی وی نیز (Erin Cahill) در این انیمیشن وظیفه ی خودش را بخوبی انجام داده است. کریس ردفیلد کاپیتان دوست داشتنی B.S.A.A مانند ربکا برای اولین بار در یک انیمیشن حضور پیدا کرده و با نمایش هنر های رزمی و استفاده ی حرفه ای از انواع سلاح هایی که به همراه دارد جذابیت خاصی را به سومین انیمیشن رزیدنت ایول داده است. چهره ی کریس تا حدودی وفادار به چهره ی وی در نسخه ی ششم از بازی های این سری میباشد ، همچنین صدای پیشه ی آن (Kevin Dorman) نیز در حد قابل قبولی بجای صدای کریس نقشش را ایفا کرده است. لیان که برخلاف دو شخصیت مذکور در تمامی انیمیشن های قبلی حضور داشته است اینبار در شرایط نامطلوبی قرار گرفته و خودش را بخاطر یک ناکامی سرزنش میکند. در ادامه لیان با ربکا و کریس همراه شده و آنان را در پیشبرد اهدافشان یاری میکند. لیان با همان مدل موی جذاب همیشگی در این انیمیشن ظاهر شده و با نمایش های فوق العاده ای که با موتور سواریش انجام میدهد طرفدارانش را متحیر میکند، اگرچه گاهی صحنه های بیش از حد اغراق آمیز در انیمیشن آش حرکات لیان را شور میکند! آقای Matthew Mercer صدا پیشه ی موفق کالیفرنیایی لیان در این انیمیشن همانند RE6 و RE:Damnation در جذابیت شخصیت لیان بی تاثیر نبوده است. گلن اِریِس که دشمن اصلی قهرمانان محبوب ما در انیمیشن به حساب می آید به همراه دو مزدور گردن کلفت خود در دیدار اول بسیار با شکوه و جذاب بنظر میرسد اما با گذشت روند داستان متوجه سرهمبندی ناشیانه ی نویسنده برای تراشیدن یک بهانه برای ایجاد انگیزه انتقام اریس و جنایت هایش خواهید شد که وجهه ی اولیه ی این شخصیت را تا حد زیادی پایین می آورد. (اینکه دولتی برای از بین بردن یک تبهکار حتی با وجود سنگینیه جرمش از بمب هوشمند استفاده کند قابل توجیه نیست و بنظر میرسد در این خصوص نویسنده بسیار ناشی عمل کرده است.) انیمیشن از نظر جلوه های بصری و طراحی محیط در شرایط مطلوبی قرار دارد و جلوه های چشم نوازی را برای شما به ارمغان آورده است و همچنین مبارزات ریتم سریع و جذابی دارد و انیمیشن پر از صحنه های اکشن همراه با انفجارهای گوناگون است اگرچه گاهی یکسری از حرکات بیش از حد اغراق آمیز و ماتریکس گونه بیش از آنکه جذاب باشد توی ذوق بیننده میزند. توانایی القای حس ترس و تم تاریک تنها در اوایل انیمیشن خودنمایی میکند و رویارویی با عمارتی مانند عمارت خوفناک و مرموز اسپنسر حس نوستالژیک آن را در بیننده ایجاد میکند.رویارویی ربکا با مبتلایان به ویروس A نیز فضای استرس زا و جالبی را در انیمیشن ایجاد کرده است اگر چه در این شرایط موسیقی نیز نقش بسزایی در ایجاد این فضا دارد که سازندگان در این خصوص تا حدی خوب عمل کرده اند. از مشکلاتی که این انیمیشن از آن رنج میبرد عدم هماهنگی دیالوگ ها با حرکت لب و دهن شخصیت هاست و همچنین ری اکشن های مصنوعی چهره ی شخصیت ها در بعضی از قسمت های انیمیشن این حس را در شما ایجاد میکند که با یک عروسک مصنوعی مواجه هستید. به عنوان مثال در اولین ملاقات ما با ربکا میتوانید این موضوع را بررسی کنید اگرچه رفته رفته با پیشرفت در روند داستانی انیمیشن این نقص در خصوص ربکا تاحدی برطرف میشود. روی هم رفته و با وجود نواقصی که این انیمیشن از آن رنج میبرد RE:Vendetta برای طرفداران رزیدنت ایول و نه از بُعد نقد سینمایی یک انیمیشن خوب و قابل قبول به شمار میرود که میتوانید از دیدن آن لذت ببرید. نویسنده : Antivirus Agent منبع : Bazitarsnak.IR
  12. MohammaD

    اختصاصی

    BIOHAZARD 7 INSIDE REPORT Biohazard 7 Inside Report کتابی هست که به همراه نسخه Complete Edition بازی در ژاپن عرضه شده است. این کتاب شامل 14 فایل یا فصل است و در مورد روند توسعه و چگونگی شکل گیری بازی و تجربیاتی که سازنده‌ها در این بین کسب کرده‌اند، توضیحاتی داده شده است. این کتاب به قلم Toru Shiwasu که یک رمان نویس و از ژورنالیست‌های مجله Dengeki PlayStation ژاپن است، با همکاری e-Capcom و Capcom Japan's Merchandise Shop نوشته شده است. فایل 01: مفهوم یک لحظه سکوت 14 ژوئن 2016، حوالی ساعت 9:30 صبح به وقت محلی ژاپن. در این روز، تهیه کننده سری ماساچیکا کاواتا و چند تن دیگر از اعضای تیم سازنده بازی در لس آنجلس، امریکا، حضور داشتند و با ترس و هیجان خود دست و پنجه نرم می‌کردند. طرفدارهای بازی در سرتاسر جهان چشم‌های خود را به مراسم E3 2016 دوخته بودند، بزرگترین و مهمترین همایش در صنعت بازی سازی؛ در اینجا قرار بود کاواتا جدیدترین نسخه سری را که کپکام برای مدت طولانی قلب و روح خود را به آن اختصاص داده بود معرفی کند، سری که ژاپن می‌توانست با افتخار آن را به بقیه جهان نشان دهد. ساعت 10 صبح، کنفرانس پلی‌استیشن E3 2016 شروع شد. عناوین AAA یکی پس از دیگری برای پلی‌استیشن 4 معرفی می‌شدند و با هر معرفی موجی از شادی از طرف تماشاگران و حاضرین در سالن کنفراس بر می‌خاست. 20 دقیقه بعد، سالن کنفرانس در سکوت عجیبی فرو رفت. تریلری برای یک بازی خاص شروع به نمایش کرد. حاضرین در سالن همچنان که تریلر را تماشا می‌کردند به آرامی نفس خود را در سینه حبس کردند. اولین تصویری که بر روی صفحه نمایش ظاهر شد، تلفن شوم و هشدار دهنده‌ای بود که زنگ می‌خورد. پس از آن، یک خانه فرسوده و شلخته، جسدی که بر روی زمین افتاده بود، شی ئی که شما را به یاد امعاء و احشاء درون بدن می‌انداخت، و سپس شخصیت‌های مرموزی که نشان داده می‌شد. آیا این تریلر قرار بود برای یک بازی ترسناک کاملا جدید، ترسی ناشناخته را به آرامی در میان سکوت و بهت جمعیت القا کند؟ هیچ شکی وجود نداشت که این سوالات ذهن تماشاگران را به خود مشغول کرده بود. اما به محض اینکه عنوان بازی قرائت شد، انفجاری رخ داد و با تشویق و تمجید اعضای تیم و حاضرین در سالن شروع شد و در نهایت به مردم سرتاسر جهان که کنفرانس را به طور زنده تماشا می‌کردند کشیده شد. عنوان بازی (RESIDENT EVIL 7 (BIOHAZARD 7 بود. این عنوان بدون هیچ شکی، آخرین نسخه سری بود که مردم جهان انتظار آن را می‌کشیدند. خب اگر شما کنفراس را دوباره تماشا کنید و به دقت به آن توجه کنید، ممکن است متوجه چیزی شوید. در آن لحظه ای که تریلر نمایش داده شد و عنوان بازی در سالن پخش شد و با تشویق و تمجید شدید از طرف حاضرین همراه بود. سکوت محضی که از طرف تماشاگران وجود داشت، چیزی نبود که کاواتا و بقیه اعضای تیم امیدوار بودند ببینند. وقتی که Resident Evil 7 به طرز غیر منتظره ای معرفی شد کسانی بودند که حسابی گیج شده بودند. کسانی که خیال کرده بودند این تریلر برای یک بازی و سری ترسناک کاملا جدید است، اما زمانیکه دریافتند این تریلر در واقع برای یک بازی از سری Resident Evil است شکه شده بودند. این افراد از اینکه Resident Evil به یک بازی با گرافیک به شدت واقع گرایانه تبدیل شده بود، شکه شده بودند. تصاویر و کیفیت بصری این تریلر متفاوت تر از هر چیزی بود که که قبلا در این سری رخ داده بود، و پس از آن لحظه خاص، موقعی که آنها شاهد تمامی این اتفاقات در سکوت محض بودند، جهشی در بین تماشاگران رخ داد و شادمانی خود را با صدای بلند اعلام کردند. وقتی اعضای تیم حاضر در سالن به همراه کاواتا، با این واکنش‌ها روبرو شدند، شکی وجود نداشت که احساس آرامش خاطر عجیبی به آنها دست داده است. واکنش‌ها و برداشت‌های اولیه از Resident Evil 7 که بالاخره درمعرض دید عموم قرار گرفته بود، دقیقا همان چیزی بود که آنها خواستار بدست آوردن آن بودند. حتی فراتر از آن، خوشحالی و واکنش طرفدارها بهتر از آن چیزی بود که کاواتا و تیمش انتظارش را داشتند، و همه اینها به این دلیل بود که تماشاگران قادر بودند تا شاهد این لحظه خاص باشند. BaziTarsnak.ir© ماخذ
  13. Splinter cell

    اختصاصی

    با ورود واقعیت های مجازی از کمپانی های بزرگ و گوناگون و‌ توجه به بازیهای هارور به صورت سوم شخص مخصوصا تمرکز این بازیها بر روی واقعیت های مجازی شاهد عصری جدید در این ژانر هستیم ، عصری که خیلی وقت پیش با بازیهای موفقی نظیر اسلندر من و در اواخر با P.T و Outlast نشان داده شد و‌ با ورود VR قدم بعدی را برای موفقیت برداشته است . کپکام یکی از کمپانی های بزرگی بود که توجه ویژه ای به این امر نشان داد و تصمیمی چالش برانگیز درمورد برترین بازی خود گرفت به طوری که یکی از افق های پیش روی خود را بزرگترین ناشر بازی های سوم شخص بر واقعیت های مجازی عنوان کرد‌. رزیدنت ایول شاید این سری بازی پس از کش و‌قوس های فراوان و امید و ناامیدهای بیش از حد کمی از چشم افتاده باشد اما با تصمیمی که کپکام برای سوم شخص بودن این بازی گرفت این سری بازی را از سقوط بنوعی نجات داد، نکته مهم دیگر ورود شخصیتهای جدیدی بود که ریسک بزرگی برای شرکت سازنده به همراه داشت.  ایتن ویتنرز مبتدی ، شجاع ، و شاید کمی احمق اولین نگاه ما به این کرکتر است . ایتن ویتنرز پس از گم شدن ناگهانی همسرش بر روی کشتی ای که در آن کار میکرد و رسیدن ویدیویی از وی به دستش عازم دنیای بی رحم بازی شد. دنیایی که در آن علاوه بر B.O.W ها و موجودات جهش یافته خانواده ای نامیرا بنام بیکر در آن حضور داشتند و با سوپرایزهای بی شمار به استقبال ایتن می رفتند. ایتن از معدود شخصیت هایی است که بدون شناخت درست کنترل وی را برعهده میگیریم.شخصیتهای اصلی رزیدنت ایول مانند کریس و ایدا با اینکه اشنایی ای درموردشان در رزیدنت ایولهای‌اولیه نداشتیم ولی با زاویه دوربین کلاسیک (سوم شخص) تا پایان بازی با آنها رابطه برقرار میکردیم و این رابطه را مرهون دوربینی میدانستیم که با این که برخلاف دوربین اول شخص فرصت تعامل چندانی با محیط به ما نمیداد اما لااقل بهتر میتوانستیم با کرکتر قابل کنترلمان ارتباط برقرار کنیم ، چیزی که در اویل های مدرن نیز ادامه داشت و در رزیدنت ایول هفت پایان یافت. حتی بازی برخلاق عنوانی مانند OUTLAST که بیشترین شباهت را با این نسخه داشت ، فرصتی برای دیدن چهره ایتن در اندک دموها و کات سین ها نمیداد و چهره وی جدای از بازی منتشر شد. همینطور چیزی‌که در بازی ای مانند Outlast شاهد آن بودیم نفس نفس زدنها ، ناله کردن و فریاد زدن‌ هنگام دیده شدن توسط دشمنان و یا گیر افتادن در موقعیتهای بحرانی بود بطوریکه آدرنالین گیمر به خودی خود با شنیدن این صداها بالا میرفت و بر ترس وی افزوده میشد ، چیزی که درمورد ایتن و میا دیده نمیشد ! یکی از نقاط مثبت شخصیت اصلی آسیب پذیر بودن و نمایش این آسیب ها به زیبایی هر چه تمام بود. قطع شدن پا ، آثار نیش حشرات ، سوختگی و زخم بر روی دست در صورت مصرف نکردن هرب و حتی مدتی بعد از مصرف و بازیابی سلامت از موارد جالب بازی بود. هرچند نمیتوان بر کم حرفی شخصیت اصلی خرده نگرفت اما در کل با شخصیتی رو به رو‌هستیم که میتوان به عنوان یک مدل استاندار از انسان واقعی در عنوان های آینده حساب کرد ، نه سوپرهیروهای افسانه ای سری . نویسنده: @Splinter cell -پایان-
  14. ✨LADY GAGA✨

    اختصاصی

    ×فایل های بازی RE7 در اینجا ارسال میشه×
  15. Wolfwand Rubel

    اختصاصی

    Dino Crisis 2- Scenario در ابتدای بازی تصاویری از بازی دینو کرسیس 1 و دایناسورها نشان داده میشود: یک سال از زمان حادثه 3ed Energy گذشت تمامی تحقیقات دکتر کرک در مورد این موضوع در دست نیروهای دولتی قرار گرفت و تحقیقات گسترده ای در مکانی در میانه غربی آغاز شد با اینحال در حین آزمایش آنها از اقدامات امنیتی مناسب استفاده نکردند و دوباره حادثه دیگری به وقوع پیوست . اینبار تمام محوطه تحقیقاتی، تجهیزات نظامی و یک شهر در همان نزدیکی به طور کلی ناپدید شدند. اکنون همه این مکان در زمانی دیگر پوشیده از جنگل است... ( در تصویر جنگل انبوهی نشان داده میشود که کشتی جنگی از درون هوا پدیدار شده و روی دریاچه کنار جنگل فرود می اید. کمی بعد سربازان از در کشتی روی عرشه می ایند) دیلن باربر: می 2010 . از دروازه عبور کردیم وبه زمان دیگری اومدیم . شاید یه دنیای دیگه در واقع . با تعداد زیادی از نیروهای T.R.A.T ماموریت ما 300 نجات یافته و جمع آوری اطلاعات درمورد تحقیقات 3ed Energy است (کشتی در اسکله پهلو میگیرد و افراد در جنگل مستقر میشوند.) صحبت های پراکنده: باید بری فلانو... این جی پی اسه یه چیزیشه یه مشکلی پیش اومده (یکی از سربازان کنار جنگل مشغول کار است که متوجه تکان خوردن علف ها میشود و موجودی به او حمله میکند از صدای داد او همه هشیار میشوند چند لحظه بعد ویلوسراپتور ها به کمپ حمله میکنند لشکری بی پایا از دایناسور ها که همه افراد را میکشند. دیلن و رجینا پشت به پشت هم میدهند ولی در این لحظه با لرزش زمین همه راپتور ها فرار میکنند. در این لحظه تیرکس از پشت درخت ها بیرون می اید رجینا و دیلن راهی برای فرار ندارند که ) دیوید(در حال شلیک آر پ جی) : نوش جانت! (موشک مستقیما به چشم تیرکس میخورد.) دیلن: اینه! دیوید: همینه! ( تیرکس خشمگین به دنبال رجینا و دیلن میدود و اندو فرار میکنند و برای فرار خود را از از یک پرتگاه پرت میکنند. پایین پرتگاه ) دیلن(درحالی که بلند میشود): که اینطور ... این طرز خوش آمد گویی به مهمونای جدیده ... خیلی شبیه فرش قرمز نیست رجینا(در حالی که بیسیم را چک مبکند): کسی جواب نمیده دیلن: تقریبا مطمئنم آدمام حالشون خوبه . باید چند هزارتا نجات یافته دیگه هم باشن بهتره ادامه بدیم ... وایستا یه بار دیگه اسمتو میگی؟...(رجینا بی توجه به حرف های او به سمت در میرود) هی! (در با پیچکهای گیاهان به طور کلی بسته شده است) رجینا: این ریشه ها در رو بستن وباز نمیشه. بهتره در اونطرفی رو امتحان کنیم. (و به سمت در دیگر میرود) دیلن: بیخیال تو تمرینا بهت یاد ندادن چطور در اینجوری رو بازکنی؟ الان بهت نشون میدم ... تماشا کن ( و با قمه اش پیچک ها را قطع میکند) رجینا: اوه بعله ...کاملا واضحه که اون سلاحه به درد افراد T.R.A.T میخوره . ولی من ترجیح میدم برم این طرف ... میبینمت جناب باربر... دیلن: هی اسم من دیلنه باشه؟ اینجوری صدام بزن . ما یکم کمک لازم داریم خب؟ (رجینا چیزی نمیگوید ومیرود) ( در ادامه مسیر دیلن متوجه فردی میشود که از او میگریزد.) دیلن پس دیدن او دنبالش میدود: هی ! تو یکی از نجات یافته ها هستی؟ بیخیال بیا بیرون ... فرار نکن!...ما اومدیم نجاتتون بدیم! فرد بی توجه فرار میکند. کمی بعد تیرکس کانتینری را به سمت دیلن هل میدهد و دیلن از دست تیرکس میگریزد ولی در حین فرار چند فرد ناشناس با کلاه کاسکت به سمت او تیر شلیک میکنند دیلن برای نجات جانش خود را به یک ساختمان در همانجا میرساند. در بهداری ساختمان دیلن یک کلید پیدا میکند که با ان میتواند کارت عبور محدوده نظامی را بدست اورد ولی: سیستم: برای ورود از کارت اشتباه استفاده نموده اید. در قفل خواهد شد... دیلن(پس از بسته شدن در) : اه! (ارتباط بیسیم) یکی به من جواب بده...رجینا... دیوید... به گوشم... رجینا: رجینا صحبت میکنه ... به گوشم دیلن: رجینا من گیر کردم. توی محوطه نظامی ام به کمکت احتیاج دارم. به گوشم رجینا: از قمه ات استفاده کردی که بتوی در بری؟ باشه فکرکنم بتونم کمکت کنم که بیای بیرون .به گوشم دیلن: خوبه، من کلید رو پشت دری میذارم که توش گیر کردم. نا امیدم نکن . فعلا تمام (دیلن از زیر در کلید را بیرون می اندازد) رجینا در طی مسیر رسیدن به دیلن ناچار است از شر گیاهانی خلاص شود. برای این منظور خودش رابه بخش نظامی می رساند و انجا ناگهان یک نفر بر به سمتش پرت میشود و یک دایناسور کوچکتر از تیرکس به او حمله میکند . رجینا از او میگریزد و خود را به محل خرید سلاح اتشین میرساند. ولی پس از خروج سه مهاجم به او حمله میکنند. دو تن از انها موفق به فرار میشوند ولی نفر سوم در حین پریدن از روی پل زیر پایش خالی میشود و دستش را به لبه پل میگیرد. پیش از افتادنش رجینا دست او را میگرد) رجینا خطاب به مهاجم ناشناس: وایستا!...دستمو بگیر! رجینا کلاه مهاجم را از سرش به زور در میاورد . مهاجم دختری با موهای کوتاه طلایی است مهاجم ناشناس (با خشم): تو دیگه کی هستی؟ در اتاق رجینا دخترک را به لوله ها میبندد رجینا: نمیخواستم اینکار رو باهات بکنم دختر جون ولی چاره ای برام نذاشتی! در صورت کلیک روی دری که دیلن در آن است: بجنب بابا اینقدر برا خودت ول نگرد! رجینا خود را به محل دیلن میرساند و کلید را برمیدارد سپس کلید صحیح را پیدا کرده و در باز میشود دیلن: چرا اینهمه طولش دادی؟ رجینا: منم خوشحالم که میبنمت. یکی طلب من.... من یکی از بازمانده ها رو پیدا کردم... ولی اون از این موضوع خوشحال نبود .فعلا گذاشتم تو اتاق کنترل. برش میگردونم به کشتی، تو برو ، اونجا میبینمت. رجینا دختر را به کشتی برد اتاق فرمان کشتی رجینا دختر را به کشتی برگردانده است رجینا: یه دقیقه آروم بگیر! دختر: نه! و موفق میشود خودش را از دسترجینا ازاد کند رجینا در حالی که به سمت او میرود رجینا: تو چه مرگته؟ ها؟ تو یکی از بازمانده هایی نه؟ لطفا... ما اومدیم کمکتون... دختر میخواهد از کنار او فرار کند ولی رجینا او را میگیرد ..اسمت چیه؟ بقیه کجان؟... خانوادت کجان؟ دیلن: رجینا بهتره بیای اینو ببینی. کابین کشتی تمام کامپیوتر ها و صندلی ها از بین رفته اند و همه چیز بهم ریخته است. رجینا(پس از مشاهده آشفته بازار): کی اینجا رو بهم ریخته؟ دیلن: کار دایناسورا نبوده. وقتی نبودیم یکی اومده و کامپیوترا رو داغون کرده رجینا: فعال ساز دروازه هم خراب شده... نمیتونیم به زمانمون برگردیم...! دیلن: حتما کار همونایی بوده که بهمون شلیک کردن. رجینا: اونا به راه انداز کشتی هم صدمه زدن. حتی نمیتونیم کشتی رو تکون بدیم. دیلن: باشه پس از این قراره باید دنبال چیزی تو این زمان بگردیم که بتونیم باهاش برگردیم به زمان خودمون. باید باتری کشتی رو هم پیدا کنیم رجینا: قبل اینکه بری دختره رو با دستبند ببند که در نره . یه جایی جدید هست که ما هنوز چکش نکردیم. برو اونجا دیلن: باشه اتاق فرمان کشتی دیلن متوجه دختر میشود و به سمتش میرود دختر وحشتزده سعی میکند راه گریزی بیابد و دیلن او را میگیرد دیلن: آروم باش ... میگم آروم باش... ببین باید مطمئن شم فرار نمیکنی... بهم اعتماد کن ناگهان دختر سر جایش میماند و دیگر تقلا نمیکند ولی خیلی با دقت به صورت دیلن نگاه میکند. دختر:آ....پا...؟! دیلن دختر را سمت لوله ها میبرد و درحالی که دستش را میبندد دخترک صورت او را نوازش میکند دیلن: هی... چی کار داری میکنی.. بس کن... جریان چیه؟ دیلن راه خود را به سمت محدوده نظامی پیش میگیرد هنگامی که به آنجا میرسد متوجه میشود که پژوهشگران آنجا با دایناسور های کوچکی در گیری بوده اند که وسایل فلزی را میدزند کمی بعد یکی از همین دایناسور ها کارت ورودی در را از او میدزدد: دیلن: هی! اون مال منه!(پس از دزدیده شدن کارت) دیلن کارت را پس میگرد و وارد اتاق میشود در انجا متوجه جسد بیجان نوجوانی در یک واحد نگهداری موجودات زنده می شود در آنجا متوجه میشود که افراد کلاه کاسکت دار مربوط به این زمان نیستند و در سیلو ساکن اند سپس به سمت کشتی باز میگردد. در آنجا متوجه میشود که دختر فرار کرده است دیلن: اون رفته رجینا: بعله خودمم دیدم میدونی چی دیگه عجیبه؟ من همه فایلا آدما رو بررسی کردم ولی همچین کسی با همچین مشخصاتی توشون نبود. انگاریکه اصلا وجود خارجی نداشته باشه! دیلن:خب...داشتم فکر میکردم، شاید اون اصلا جزو نجات یافته ها نبوده! ممکنه اون آدما از یه زمان دیگه کلا اومده باشن رجینا: چی؟ دیلن: هیچی...ولش کن...یه چیزی پیدا کردم که ممکنه به کشتی کمک کنه پس الان مسئله اینه که اگه بازمانده ها رو پیدا کنیم باید دنبال دیسکت اطلاعتم بگردیم. بهتره ادامه بدیم وبریم یه جای دیگه رجینا: این سکان طوری طراحی شده که به طور اتوماتیک جاهایی که میتونیم پهلو بگیریم رو مشخص کنه . ازش استفاده کن دیلن: باشه "دیلن باتری را به رجینا داد" به محض حرکت کشتی دایناسورهای گردن درازی مقابل کشتی پدیدار میشوند. دیلن: اوخ! رجینا: محاصره شدیم دیلن: جوش نزن . من حلش میکنم دیلن به سمت تیر بار کشتی میرود در هجوم پلاسیوزاروس ها وترانودون ها رجینا (در طی مسیر:)تقریبا رسیدیم... ادامه بده در نزدیکی ساحل ادوارد سیتی رجینا :دمت گرم. رسیدیم . اوضاع شلم شوربایی بود ها؟ بازم میخوای اینکار رو بکنی؟ پس از رسیدن به حومه 3d انرژی رجینا بازی را ادامه میدهد و متوجه میشود برای بدست آوردن کارت ورود به شهر ادوارد باید به زیر اب برود. او راه رسیدن به آنجا را به سختی پیدای میکند برای رفتن به زیر اب او می باسیت سیستم را فعال کند باز فعال سازی نیروی اصلی ... لطفا بررسی کنید تا توان به همه کامپیوتر ها برسد... هشدار وقتی توان بیش از حد باشد این فعال سازی متوقف میشود کامپیوتر: باز فعال سازی نیروی اصلی از سر گرفته شد. رجینا به زیر اب میرود و در آنجا کارت را به دست آورده وبعد از درگیری با نیم دو جین موسازاروس و یک پلاسیازاروس به سطح آب می آید: دیلن: خوش اومدی، آب چطور بود؟ رجینا(در حالی که به یک قایق موتوری تکیه میدهد) : توی این دنیا غواصی رو پیشنهاد نمیکنم! (هردو با بوق بیسیم از جا در میروند ) دیوید: هی این دیویده ...کسی اونجاست؟ جوابمو بدین...به گوشم! رجینا و دیلن به هم ناباورانه نگاه میکنند دیلن: میدونستم تو هفتا جون داری! دیوید: هو هو دیلن! من بازمانده ها رو پیدا کردم... دیلن: واقعا؟ داشتیم نا امید میشدیم . کجایی تو؟ بیسیم دچار خش خش میشود (اعوجاجات بیسیم) : ما تو ادوارد سیتی هستیم بجبین! دیلن: دیوید! دیوید! رجینا : ادوارد سیتی! چندان ازا ینجا دور نیست! بیا بریم! "رجینا از کارت استفاده کرده و در را گشود" در راه بر روی درختی که در نزدیکی رودخانه است وقایق دیوید آنجاست دیلن: نگاه کن این علامت دیویده رجینا: عجب هنر مدرنی زده ... دیلن: فازش همینجوریه ... بیا دنبال علائم دیگه بگردیم رجینا: باشه جدا شیم از هم. دیلن ورجینا مسیرشان را با دنبال کردن علائم دیوید ادامه میدهند وپس از رد کردن یک غار پر از اینوس ترانویسیا به محدوده سلاح های سنگین پوششی میرسند. رجینا پایین میپرد که ناگهان سرو کله یک آلازاروس پیدا میشود دیلن: رجینا ! (بعد از حمله دایناسور) برو رجینا خودتو به برج بعدی برسون من هواتو دارم دیلن آلازاروس را با تیربار سنگین میزند ولی بلافاصله آلازاروس بعدی سر میرسد دیلن از درون برجک بیرون آمده ویک منور به سمت رجینا می اندازد: بیا این سلاحو بگیر هر جا کمک لازم داشتی علامت بده رجینا به برجک تیر اندازی بعدی میرسد رجینا: عجب بک آپی دادی! نوبت توئه! دیلن خود را به برجک بعدی میرساند و رجینا او را پشتیبانی میکند دیلن: باشه بهتره زودتر بری اون تو! دیلن خود را به برج نهایی میرساند دیلن: هوه! از بیخ گوشم گذشت . نوبت توئه! رجینا خود را به دیلن میرساند دیلن: عالی بود بزن بریم رجینا: اینو دیگه لازم نداریم. و منور را می اندازد به بخشی از شهر رسیده اند در آنجا حجمه عظیمی از اجساد انسان وانواع دایناسور است معلوم است گونه دیگری همه را با توحش کشته است دیلن متوجه جسد بچه یک تریسراتوپس میشود دیلن: رجبنا اینو ببین.. وحشتناکه ... چی اینکار رو کرده؟ در این لحظه بچه صدایی از خود در »یاورد و مادر خشمگینش از انتهای خیابان پدیدار میشود و به سمت آندو حمله می آورد رجینا: دیلن این طرف! رجینا ودیلن پشت یک جیپ میپرند و دیلن پشت تیربار جیپ مینشیند و به ترسیراتوپس خشمگین شلیک میکند کمی بعد تعداد آنها دو تا میشوند ودیلن با موشک پشت جیپ هر دورا میزند دیلن: حله ... رجبنا: یو... خیلی نزدیک بود دیگه... دیلن: هه آره ... رانندگی باحالی بود... وای رجینا جلوتو نگاه کن! در مقابل آنها یک پرتگاه است دیلن رجینا و جیپ درون یک چمنزار پرتاب یمشوند وجیپ میترکد پس از بلند شدن ناگهان خود را در محاصره دایناسور ها میابند دیلن: محاصره شدیم هیچ راه فراری وجود ندارد که ناگهان دو موشک به دایناسور ها میخورد وهلیکوپتری از آن دور پدیدار میشوند که راننده آن دیوید است دیلن: دیوید! دیوید با لذت تمام موشک ها را به سوی آنها شلیک میکند دیوید: دخلتون اومده! ولی ناگهان با صحنه درد آوری روبرو میشود. دایناسور ها به شهر ادوارد رسیده اند و در حال کشت وکشتار تمام جنبندگان اند. دیلن ورجینا به سمت شهر میدوند. دیوید نا امیدانه به هلیکوپترد اغان شده اش تکیه داده است: دیوید: این آدما تنها کسایی بودن که زنده مونده بودن . دیگه هیچ کسی باقی نمونده دیلن: پس شکست خوردیم.چطور تونستیم بذاریم همه بمیرن؟ رجینا(با لحن نسبتا بی تفاوتی نسبت به آندو میگوید): ببینین ما هنوز ماموریت داریم که اطلاعات تحقیقاتی رو بگردونیم دیوید: رفیق حتی اگه اطلاعاتو پیدا کنیم چطور برگردیم زمان خودمون؟ فعال ساز دروازه نابود شد نه؟ رجینا: واسه همینه که لازمه اطلاعاتو پیدا کنیم. اگه بخونیمش ممکنه بتونیم یه دروازه دیگه باز کنیم تا برگردیم دیلن: باشه بیاید پخش شیم و دنبال دیسکت اطلاعاتی بگردیم دیوید از اینکه دیلن از پشت ریجنا در آمده ناراحت میشود و بیتوجه به آنها راهش را میکشد ومیرود رجینا: دیوید؟.... (روبه دیلن)بریم... در ادامه مسیر ناگهان تیرکس مقابل دیلن ظاهر میشود دیلن خطاب به تیرکس: بازم تو؟ دیلن اینبار برای گریختن ازا و سوار تانک میشود. پس از پشت سر گذاشتن تیرکس دیلن موفق میشود یک ماسک ضد گاز را بیابد . در این لحظه دوباره همان افراد کلاه کاسکتی به او حمله میکنند ولی در این میانه سرو کله دختر پیدا میشود وبا مهاجم در گیر میشود در اثر این درگیری گردنبند دختر کنده میشود. مهاجم به دیلن حمله میکند ولی با جا خالی دادن دیلن پایین پرتا ب میوشد ودخترک نیز ناپدید میشود. دیلن در عین ناباوری گردنبند را نگاه میکند که رجینا سر میرسد. رجینا: چی شد؟ دیلن: گردنبند خواهرم... این گردنبند خواهرمه که قبلا فوت شده... رجینا : چی؟ دیلن: امکان نداره ... این خیلی شبیه همونیه که خواهرم گردنش میکرد رجینا: منظورت چیه؟ دیلن: خب من قبل ملحق شدن به ارتش آدم خیلی متافوتی بودم ... یه لات خیابونی... یه روز که با گانگسترا بیرون بودم یه گروه به خونمون حمله کردن من خونه نبودم ولیخ واهر و مادرم خونه بودن... اونا ناپدید شدن ... یکم بعد من به ارتش ملحق شدم و هر روز تلاش کردم با گذشته کنار بیام... رجینا: راه بیفت بیا برگیدم به کشتی دیگه اینجا کاری نداریم دین: من یه ماسک گاز اونجا پیدا کردم . ازش استفاده کن و به بخش مسموم جنگل برو .بیا بریم رجینا خود را به بخش مسموم میرساند وبعد از درگیری با کلی جانور دیگر موفق میشود دیسکت اطلاعاتی 3d انرژی را بدست بیاورد . سپس میخواهد برگردد که تیرکس را میبیند رجینا خطاب به تیرکس: بازم تو؟ بیخیال نمیشی نه؟ در این لحظه ناگهان تیرکس پشتش را به او کرده و رو به دیواری می غرد و بعد دایناسوری عظیم تر از تیرکس بیرون می اید درگیری بین تیرکس وجاینتو زاروس در میگیرد که تیرکس در آن کشته میشود رجینا به داخل ساختمان فرار میکند. رجینا در حالی که از ترس نفس نفس میزند با صدای در از جا میپرد رجینا: دیلن! منو ترسوندی! بلاخره دیسکت اطلاعات 3d Energy رو پیدا کردم دیلن: عالیه حالا میتونیم از اینجا بریم . کشتی رو آوردم نزدیک ساختمون پاشو بریم رجینا: چی؟ دیلن: داره رو سرمو خراب میشه رجینا: امکان نداره اون تیرکسه همین الانشم... " حمله به موشک تایید شد . خروجی اضطراری فعال گردید... موشک در 10 دقیقه دیگر پرتاب خواهد شد . هر چه سریعتر این جا را تخلیه کنید " رجینا: کامپیوترا برنامه ریزی شدن دیلن: اصلا خوب نیست ... کنترل پنل موشک کجاس؟ رجینا: توی کلاهکشه من میرم اونو خاموش کنم تو از در اضطراری برو دیلن: باشه... تو هم مواظب باش رجینا برای رسیدن با موشک ناچارا با جاینتو زاروس درگیر میشود پس از مغلوب کردن او خود را به کلاهک رسانده و موشک را غیر فعال میکند. ولی در راه برگشت جاینتو زاروس بیدار شده و به او حمله میکند. در حین فرار موشک بر روی زمین می افتد و منفجر میشود رجینا خود را داخل اتاق کنترل پرتاب میکند و از آنجا جان سالک به در میبرد پس از عبور از ساختمان در حال سوختن به دیلن ودیوید میرد که کشتی را پشت ساختمان آورده اند دیلن: حالت خوبه رجینا؟سوار شو بجنب دیوید: اون نکبتی سوسول دخلش اومده ! (پس از شنیدن صدا) باید هرچی میتونیم از اینجا دورشیم دیلن: بریم تو رودخونه ... دیوید: عالیه دریچه رودخونه بسته اس نمیتونیم جلو تر بریم رجینا متوجه یک شیر فلکه میشود رجینا: وایستین یه شیر فلکه اونجاس. شاید بشه دستی بازش کرد دیوید: خب بذار مردا به این کار رسیدگی کنن بزن بریم دادا رجینا : باشه شما پسرا چه خوش رفتار شدین دیوید: باشه اونجا و به برج دیدبانی اشاره میکند دیلن: باشه دیلن وارد برج میشود و با سلاح آنجا از دیوید در حین کار محافظت میکند بلاخره در باز میشود و دیوید به سمت دیلن باز میگردد دیوید: جانمی جان! دمت گرم دیلن بزن بریم دیلن: مواظب باش! در حین برگشت یک آلازاروس به آنها حمله میکند نخست دیلن را میگیرد ولی دیوید او را با موشک میزند و دیلن به زمین می افتد برای نجات او دیلن را داخل رودخانه پرتاب میکند دیوید: من حسابشو میرسم داداش آلازاروس دیوید را میگرد و او را میکشد دیلن : دیوید! ..نه! رجینا: دیوید!!! آب دیلن را میبرد ...جنگل یک مکان نشناس... دیلن از جایش بلند میشود واطرافش را نگاه میکند که متوجه دختر میشود که مقابلش است. دیلن (خطاب به دختر) تو؟ دختر به سویی اشاره میکند دختر : خونه ... دیلن: چی گفتی؟ دختر: خونه... و بعد از دیلن دور میشود دیلن : نمیفهمم... از من میخوای باهات بیام؟ دیلن دخترک را از میان جنگل اسکورت میکند تا او را به داخل یک ساختمان محافظت شده برساند. در آنجا دخترک در حال کار با سیستمی است و بععد بر روی یک وسیله مردی به شکل هولوگرام ظاهر میشود وبا دیلن صحبت میکند مرد مجازی: خوش آمدی گروهبان مورتن دیلن: چی ؟ هولگرام؟ چطور اون اسم منو میدونه؟ مرد مجازی: زمان زیادی باقی نمونده . پس من کوتاه برات توضیح میدم در سال 2055 پروژه حرکت در زمان موفقیت آمیز شد دیلن: سال 2055؟ داره از چی حرف میزنه؟ مرد مجازی: برای نجات دایناسور ها، ما دایناسورها رو به این زمان آوردیم سه میلیون سال بعد از زمان خودمون دیلن: چی؟ 3 میلیون سال؟ (رو به دختر: )پس تو از ...! هولوگرام: ولی یه مشکل دیگه پیش اومد که نتونستیم باهاش برگردیم دروازه ناپدید شد وما همیجا موندیم دیلن: پس این آینده اس مرد: هیچ رایه برای زنده موندن در این دنیا وجود نداره . چون دایناسورا اینجان. من وباقی افراد باقی مونده سعی کردیم دروازه رو تعمیر کنیم ولی الان دیگه خیلی دیر شده همسرم جولیا توسط دایناسورا کشته شد و کودک دلبندم به سختی صدمه دید .پائولا بر روی یک مانیتور تصویری از این دختر ظاهر میشود. دخترک به تصویر اشاره میکند دختر: پائولا..؟پائو...لا دیلن: پائولا... این اسمته؟ پائولا به سمت مرد مجازی اشاره میکند پائولا: پاپا! هولوگرام: الان تمام مامورت من محافظت از افرادمه من پائولا وباقی بچه ها رو در محدوده نگه داشتم تا صدمه نبینن لطفا بچه ها رو با خودت به زمان خودت برگردون حالا باید خودمو معرفی کنم . من یکی از اعضای سابق نیروی ویژه T.R.A.T ، دیلن باربر هستم دیلن : چی؟ تو من در آینده ای؟ پس تو... و بازوی پائولا را میگیرد پائولا:پاپا! هولوگرام: وقت زیادی باقی نمونده . یه دروازه پشت اون در هست ازش استفاده کن وبه زمان خودت برگرد دروازه هنوز کامل نیست. و تو یکبار میتونی ازش استفاده کنی لطفا از طرف من به رجینا سلام برسون من روی تو حساب میکنم گروهبان دیلن به دنبال پائولا به سمت جایی که هولگرام راهنمایی کرده بود میروند. "سیستم خود تخریب به صورت دستی فعال گردید نابودی در 5 دقیقه " دیلن: چی؟ ناگهان پائولا روی زمین می افتد زیرا یکی از نقاب داراین به سوی او شلیک کرده است. دیلن با قمه جلوی ماسک دار می ایستد خودت شروع کردیش ها پائولا فرار میکند ماسک دار قصد دارد دنبال او برود ولی دیلن با او در گیر میشود واو را روی زمین می افتد در این گیرو دار سرو کله جیانتو زاروس پیدا میشود همینو کم داشتیم! دیلن میگریزد ولی جاینتو زاروس پل را خراب میکند دیلن خود را به کامپیوتر مرکزی می رساند "به دلیل تشخیص خطر در خروجی دروازه بسته شد " "باز روشن سازی ماهواره از کامپویتر مرکزی استفاده کنید تا با ماهواره ارتباط برقرار کنید" دیلن درحین درگیری بادایناسور عصبانی موفق میشود فرمان را به ماهواره بفرستد. "فرمان حمله" در فضا دستگاهی فعال میشود و نیروی عظیمی را مستقیما به سمت جانتو زاروس میفرستد .در اثر این نیرو جاینتو زاروس از بین میرد دیلن در حالی که به حفره گوشتی باقی مانده از آن غول بیشاخ ودم نگاه میکند زمزمه میکند دیلن: واو! دیلن خود را به اتاق دروازه میرساند پائولا آنجا منتظر است. دی این لحظه رجینا وارد میشود دیلن" همه چی مرتبه رجینا! رجینا : حالت خوبه؟ دیلن: آره وقت زیادی نداریم بهتره از دروازه استفاده کنیو از اینجا بریم پائولا:آه... در اثر فشار وارد به سیستم ها یک دستگاه بزرگ روی پاهای پائولا می افتد دیلن و ریجنا تلاش میکنند دستگاه را بردارند ولی موفق نمیشوند. دیلن: پائولا! نه ! نه ! دیلن درحالی که پائولا را در آغوش دارد به دروازه نگاه میکند پائولا: پاپا! دیلن: پائولا رجینا : دیلن باید چی کار کنیم؟ اگه الان نریم هرگز نمیتونیم برگردیم دیلن رو به رجینا میکند وبه آرامی میگوید دیلن: رجینا دروازه باز شد میدونم دلت نمیخواد ولی باید تنهایی برگردی من پیش پائولا میمونم رجینا بهت زده می ایستد رجینا: زده به سرت؟ دیلن: فقط برو باشه؟ دیسک 3d انرژی دستته درسته؟ رجینا با بی میلی دیسکت را به او نشان میدهد وقتی برگشتی زمان خودمون اطلاعاتشو مطالعه کن وبعد یه جایی قبل این حادثه بیا سوارمون کن وبرمون گردون رجینا چند لحظه فکر میکند و بعد میگوید: رجینا: دیلن..من... اینکار رو میکنم. قول میدم سپس به دیلن ادای احترام نظامی میکند و رجینا نیز به او ادای احترام میکند تمام ساختمان در حال انفجار و تخریب است و وقتی باقی نمانده "شمارش معکوس برای انفجار" رجینا: یادت نره، تو هنوز یکی بهم بدهکاری دیلن: پس با این حساب بهتره زودتر برگردی رجبنا به سمت دروازه مرود ودر آخرین لحظه به دیلن نگاه میکند و بعد در دروازه ناپدید میشود. ساختمان در حال ریزش است و دیلن پائولا را در آغوش دارد پائولا با ترس زیاد: پاپا! و بعد یکی از کامپیوتر ها به روی دیلن می افتد ولی پیش از این اتفاق ساختمان منفجر میشود BaziTarsnak.IR
  16. Wolfwand Rubel

    اختصاصی

    در این پست سناریوی بازی شیطان مقیم افشاگری 2 به مرور زمان ارسال می شود. توضیحات سناریو با رنگ قرمز و دیالوگهای هر شخصیت، با رنگ ویژه آن شخصیت ارسال می شود. ×این سناریو شامل 11 پارت خواهد بود× ×4 پارت مختص سناریوی کلر و مویرا، 4 پارت مختص سناریوی بری و ناتالیا، 2 پارت مختص اکسترا اپیزودها و یک پارت توضیح بداندینگ× ×سناریو به صورت تایم لاین ارسال می شود× ×مطالب حاوی اسپویل داستان هستند× ×لطفا از ارسال هرگونه پستی در این تاپیک خودداری کنید×
  17. لاس پلاگاس: فایل فوق سری سلاح‌های سازماندهی شده زیستی لاس پلاگاس: فایل فوق سری سلاح‌های سازماندهی شده زیستی (که در غرب با اسم لاس پلاگاس: ارگانیسم‌های جنگ شناخته می شود) فیلم کوتاهی هست که توسط استودیو 1K با همکاری Capcom Japan ،Sony Pictures و موسسه ساخت فیلم‌های CG در ژاپن Digital Frontier، ساخته و در نسخه رسمی DVD و Blu-ray انیمیشن Resident Evil: Damnation ارائه شده است. این فیلم کوتاه به عنوان یک بسط داستانی بر حوادث انیمیشن شامل ترکیبی از محتویات تازه و مستقل از انیمیشن و همچنین محتویاتی از خود انیمیشن مثل عکس‌ها و فیلم‌های بایگانی شده از شخصیت‌ها، مخلوقات و مکان‌های انیمیشن، بر روی یک صفحه کامپیوتر نمایش داده می شود. این فیلم در قالب یک گزارش درباره استفاده از سلاح‌های سازماندهی شده زیستی در حوادث جمهوری اسلاو شرقی در سال 2011، مدتی بعد از حوادث انیمیشن توسط دانشمندی بنام دکتر ویلیام گیبسن تهیه و برای رئیس یک سازمان ناشناخته فرستاده می شود. هیچ کدام از دو مردی که در طول ویدئو با یکدیگر صحبت می کنند، دیده نمی شوند. مَکس: «عجله کن، دکتر...» دکتر ویلیام گیبسن: «من تقریبا آماده‌ام تا گزارش رو شروع کنم.» مکس: «من جلو رو پوشش میدم، تو اینو بگیر.» (به او یک اسلحه میده) دکتر ویلیام گیبسن: «این دیگه برای چیه؟» مکس: «اگر نتونستم برگردم لازمت میشه.» دکتر ویلیام گیبسن: «رئیس، من دکتر ویلیام گیبسن هستم. آنچه که قراره شما ببینید، بوسیله میکائیل زیلکوو به دست ما رسیده، یکی از دانشمندانی که در ساخت نمونه‌های مصنوعی برای این زن؛ رئیس جمهور بلیکووا دخالت داشت. یک اقدام خیانتکارانه که متاسفانه به قیمت جونش تمام شد. موقعی که من ضبط این گزارش رو تمام کردم، اون رو از طریق یک ماهواره محافظت شده از مکان امنی روی سرور شما آپلود می کنم. بعدش مامور شما یعنی مکس و من به سمت محل خروج حرکت می کنیم. من دعا می کنم این اطلاعات به سلامت به دست شما برسه، حتی اگر خودمون نرسیم.» بدون هیچ حرف اضافه‌ای، لاس پلاگاس شکل زیستی این انگل توسط گروهی مذهبی در اروپا به نام ایلومینادوس کشف شد. اونها از انگل برای جذب و کنترل افرادشون استفاده می کردند. زمانی که قدرت به یکی از حاکمان انتقال پیدا کرد، او استفاده از انگل را ممنوع و اون را در جایی از قصرش مخفی کرد. از اونموقع انگل برای صدها سال به فراموشی سپرده شد، تا اینکه یکی دیگر از حاکمان قصر انگل را پیدا و اون را دوباره پخش کرد. لاس پلاگاس در اصل به معنای "بلا" یا "طاعون" است. این انگل خودش را به سیستم عصبی قربانی متصل و به تدریج در شش‌ها و قلب پیشروی می کند، نهایتا کنترل سیستم عصبی مرکزی را از طریق نخاع بدست میگیره. نشانه‌های افراد الوده شامل سرفه های خونی، غش کردن، توهم، ظاهر شدن خون در اطراف چشم ها، تورم و تغییر رنگ رگ‌های خونی و همچنین تغییر رنگ عنبیه چشم به طرز مشخصی به رنگ قرمز می باشد. موقعی که تمام نشانه‌های دیگر موثر واقع نشد، به چشم‌ها نگاه کنید. چیزهایی که گفتم همه نشانه بودند، اما این انگل واقعا چکار میکنه؟ به طور خلاصه انگل اونها را خیلی قوی و بسیار مقاوم در برابر درد میکنه. نه فقط انسانها، بلکه به دلیل سازگاری بالایی که داره، میتونه سایر موجودات زنده را هم به خوبی الوده کنه. این انگل چگونه قدرت تاثیر بالایی داره؟ یک نظریه این هست که لاس پلا گاس نوعی هوش اجتماعی یا بهم پیوسته داره، چیزی که ممکنه شما اسمشو ذهن کندویی بذارید، برقرای ارتباط از طریق بسامد بسیار بسیار زیاد امواج صوتی. اینها چیزهای پایه هستند، حالا اجازه بدید کمی تخصصی‌تر موضوع را بررسی کنیم. پلاگای کشیده حاکم طوری طراحی شده بود، تا این اختیار را به میزبان بده کنترل کاملی بر روی انگل داشته باشه. علاوه بر کنترل پلاگای خود، اونها میتونند کنترل انگل‌های زیردست را در بقیه هم بدست بگیرند و توانایی این را دارند که به خواست خودشان دچار جهش‌های باورنکردنی شوند. اثرات جانبی کمی بر روی توانایی‌های ذهنی میزبان بوجود میاد، اما انگل میتونه به اونها نیرویی باورنکردنی ببخشه. میزبانی که این پلاگا را حمل میکنه، تا زمانیکه بر قدرت جهش انگل غلبه کنه، میتونه بدون تغییر باقی بمونه. با این وجود اگر اونها مایل به این کار باشند، توانایی این را دارند تا از طریق این نیرو، جهش‌های خارق العاده و بسیار شدیدی در بدن‌شان بوجود بیاورند. به خاطر سطح کنترل پلاگای کشیده حاکم، دانشمندان بلیکووا قادر بودند نوعی رابطه ارباب و برده بین انسانها و سلاح‌های سازماندهی شده زیستی بوجود بیاورند، درست مثل ملکه زنبور و کارگرانش. یعنی انسانی که خودش را به عنوان میزبان به پلاگای حاکم الوده کرده، میتونه کنترل یک لیکر را مثل یک سگ رام و مطیع بدست بگیره. گانادوها، گله اونها انسان‌هایی هستند که به میزبان انگل کنترل کننده ذهن تبدیل شدند. ممکنه در ظاهر انسان‌هایی معمولی به نظر برسند، قادر به حرف زدن و انجام وظایف روزانه خود باشند. اما اشتباه نکنید، اونها کاملا مطیع و فرمانبردار ارباب خود هستند. اگر بهشون دستوری داده بشه، بدون ترس از زخمی شدن و یا مردن بی اختیار حمله می‌ کنند. اونها قدرتی فوق العاده و تحمل زیادی در برابر درد دارند. زخمی که ممکنه یک انسان معمولی را فلج کنه، مثل یک درد کوچک برای یک گانادو میمونه. زمانی که با گروهی از اونها مواجه می شوید باید بسیار هوشیار باشید، چرا که قادر هستند از مهارت‌های جنگی استفاده کنند. اونها میتونند روش‌های پیچیده حمله را با همکاری هم بکار ببرند، مخفی شوند و از پهلوها قربانی را مورد هدف قرار دهند. لیکر لیکر، کثافت‌های زشت کوچولو. این نوع جهش میتونه میزبان الوده شده را در بر بگیره و اون را به یک شکارچی بسیار کشنده تبدیل کنه. بطور باور نکردنی سریع هستند، قادرند به ارتفاع‌های زیاد و مسافت‌های طولانی پرش کنند. به خاطر استخوان‌بندی خاصی که دارند، خیلی سریع چهار دست و پا بر روی زمین راه میروند. با چنگال‌های تیزی که دارند، میتوانند از سطوح مختلف بالا بروند و از سقف‌ها اویزان شوند. یعنی میتونند طعمه خود را غافل گیر و تقریبا از هر جایی حمله کنند. چیزی که باید در موردش مراقب باشید، زبان لیکرهاست. گزارش‌هایی وجود داره، هرچند من خودم هنوز شخصا ندیدم، که زبان یک لیکر قادره سر یک انسان را از بدنش جدا کند. من به شما گفتم لیکرها میتونند به طور ناگهانی حمله کنند، اما میتونید با چند تا ترفند خودتان را از حمله در امان نگه دارید. نابینا بودن، لیکرها نمیتونند با دیدن شکار کنند. در عوض اونها قدرت شنوایی بسیار بالایی دارند. قدرت شنوایی شما میتونه کمک کنه تا از حمله غافلگیرانه جلوگیری کنید. بدلیل اینکه اونها راه میروند، میتونید اغلب صدای کشیده شدن چنگال‌ها و بدن‌شان را بر روی سطوحی که از ان بالا میروند بشنوید. همچنین اونها معروف به این هستند که صدای جیغ بسیار مشخصی را از خود تولید می کنند. اگر قصد کشتن یکیشون را داشتید، ممکنه جیغ بلندی بکشند. که بیشتر برای خبر دادن به بقیه از مکان آنهاست. مکس: «دکتر!» دکتر ویلیام گیبسن: «تقریبا تمومه.» تایرانت استفاده از تایرانت در اسلاو شرقی نیز تایید شده است. تایرانت سلاح سازماندهی شده زیستی هست که در اصل بوسیله شرکت امبرلا بوجود آمد، تا نهایت شکل زیستی یک موجود زنده با بکار بردن تاثیر ویروس تی ساخته شود. اون دارای سطح بالایی از هوش و مهارت های جنگی برتر هست، به همراه مقاومتی شگفت انگیز زمانی که هدف خود را تعقیب می کند. موقعی که جان او در خطره، عامل محدود کننده خود را از بین می بره و به شکل یک سوپر تایرانت در میاد. متاسفانه وقت برای توضیحات بیشتر نداریم. همین الان اطلاعات را برای شما میفرستم. مکس: «وقتشه بریم، دکتر.» دکتر ویلیام گیبسن: «فقط باید اپلود کنم. زود باش، زود باش.» مکس: «دکتر، گوش کن.» دکتر ویلیام گیبسن: «چیه؟...به نصفه رسیده.» مکس: «ساکت!» دکتر ویلیام گیبسن: «لیکرها!» مکس: «اونها درست پشت در هستند. همینجا بمون. دکتر، بخواب روی زمین!» (صدای شکسته شدن در و هیس هیس می آید.) مکس: «نه! لعنتی! زود باش! برو عقب!» (صدای شلیک اسلحه و بعد سکوت در حالی که لیکرها غرش می کنند.) (صدای اسلحه خالی و فریاد یک لیکر.) دکتر ویلیام گیبسن: «خدایا کمکمون کن...» (لیکرها جیغ بلندی می کشند و صفحه کامپیوتر قبل از اینکه اپلود فایل کامل شود، محو می شود) BaziTarsnak.ir© ماخد: Projectumbrella.net
  18. ShinyMoon

    اختصاصی

    در این پست سناریوی بازی شیطان مقیم 7 به مرور زمان ارسال می شود. توضیحات سناریو با رنگ قرمز و دیالوگهای هر شخصیت، با رنگ ویژه آن شخصیت ارسال می شود. ×این سناریو شامل بیست پارت خواهد بود× ×مطالب حاوی اسپویل داستان هستند× ×لطفا از ارسال هرگونه پستی در این تاپیک خودداری کنید× BaZiTaRsNaK.IR
×