رفتن به مطلب

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'رزیدنت اویل ُ'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • انجمن بازی ترسناک
    • قوانین
    • کاربران
    • شورای انجمن
  • بخش تخصصی
    • مقالات
    • سناریو
    • نقد
  • تالار وحشت
    • اخبار
    • مانگا و کمیک
    • ویدیو های اختصاصی
  • بحث و گفتگو
    • فن فیکشن
    • بحث و گفتگوی آزاد
  • مرکز دانلود
    • دانلود بازی های ترسناک
    • افزونه ها و بروزرسانی بازی ها
    • ترینر و کد تقلب
    • افزونه ها و آپدیت بازی ها
    • شبیه ساز
    • متفرقه
  • Dead Space
    • Dead Space 1
    • Dead Space 2
    • Dead Space 3
  • Dino Crisis
    • Dino Crisis 1
    • Dino Crisis 2
  • OutLast
    • OutLast 1
    • OutLast 2
  • Resident Evil
    • Resident Evil 0
    • Resident Evil 1 Remake
    • Resident Evil 2
    • Resident Evil 3
    • Resident Evil 4
    • Resident Evil 5
    • Resident Evil 6
    • Resident Evil 7
    • Resident Evil – Code : Veronica
    • Resident Evil Revelations 1
    • Resident Evil Revelations 2
    • Resident Evil Survivor
    • Resident Evil Survivor 2 Code : Veronica
    • Resident Evil : Dead Aim
    • Resident Evil Outbreak - File #1
    • Resident Evil Outbreak - File #2
    • Resident Evil : The Umbrella Chronicles
    • Resident Evil : The Darkside Chronicles
    • Resident Evil : The Mercenaries 3D
    • Resident Evil : Operation Raccoon City
    • Resident Evil Umbrella Corps
  • The Last of Us
    • The Last of Us 1
    • The Last of Us 2
  • The Evil Within
    • The Evil Within 1
    • The Evil Within 2
  • بچه های انجمن بازی ترسناک موضوع ها
  • کانون هواداران بازی شیطان درون The Evil Within موضوع ها

دسته ها

  • مقالات
    • بازی
    • فایل
    • شخصیت ها
    • کمپانی ها
    • بازیگران و صداگذاران
  • سناریو
  • نقد
  • اخبار
  • تریلر
  • مانگا و کمیک
  • ویدیو های اختصاصی
  • فن فیکشن
  • صندلی داغ
  • بحث و گفتگوی آزاد

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


MSN


Website URL


ICQ


Yahoo


Jabber


Skype


آیدی استیم


تلگرام


Steam ID


مکان :


علایق

25 نتیجه پیدا شد

  1. Mina

    این داستانیه که خودم یه مدته روش فکر کردم و میخوام اینجا بزارمش. امیدوارم شما ها هم خوشتون بیاد.
  2. emily pop

    سلام سلام ! میخام داستان ماموزیت قرمز رو که تو چنل تلگرامم میزارم اینجاهم بزارم امیدوارم خوشتون بیاد. قسمت اول نیویورک 2017 در کافه رو باز کردن و وارد شدن. یه میز سه نفره از قبل رزرو کرده بودن نشستن. یکی از دختر ها با موهای بلند بافه شده ، کت قهوه ای و شلوارک جین و کتونی های سفید ، فلشی رو از جیب کتش در آورد و گفت : اینم همون چیزی که دنبالش بودیم. _ هی بنظرت زیاده روی نکردیم؟ + نه چرا؟ فلشو ازشون گرفتم دیگه. * کارت خوب بود. میتونی برام یه چیزی رو هک کنی؟ + البته . دختری با لباس قرمز و کفش های مشکیه پاشنه دار و موهای کوتاه لب تاپش رو از توی کیف در آورد و روی میز گذاشت. گارسون: چی میل دارید؟ * دو تا قهوه و یه شیر قهوه. گارسون : البته. گارسون میز رو ترک کرد و به سمت آشپز خونه رفت. + هی تو که میدونی اون حرومزاده ها چطوره برادرتو گرفتن. پس چرا ... _ ببین "جولیا" میشه دیگه اون بحثو راه نندازی؟ *جولیا راست میگه . باید برای فرارش از اونجای لعنتی نقشه بکشی. _ "ایدا" چرا خودت فلشو بهم نمیدی و کمکم نمیکنی؟ * من همین الانشم زیادی کمکت کردم "جولیا". ایدا از روی صندلی بلند شد و فلش رو از لب تاپش کند و به جولیا داد و گفت : همون جای همیشگی. از کافه خارج شد واز یک کوچه ی تنگ عبور کرد. لب تاپو با کیفش توی سطل زباله انداخت و گفت : این پنجمیش بود. ........................................................ 7 صبح نیویورک ( اپارتمان کرنس) از روی تخت خواب پاشد. موهای آشفتشو جلوی آینه با یه کش مشکی بافت. لباسایی که از دیشب آماده کرده بود پوشید . یه لباس مجلسیه مشکی . که به موهای مشکیش هم میومد. جولیا : تالیا بلند شو . نمیخوام دیر کنیم. تالیا پتو رو از روی سرش کنار زد و از تخت پرید ( تخت دو طبقه بود ) تالیا : چرا همیشه من باید بالا بخوابم؟ جولیا : چون مرض داری. زود باش دیرمون میشه. لباست تو کمده. تالیا در کمدو باز کرد و گفت : چرا تو بسته اس؟ جولیا : ایدا پستش کرده. تالیا : کارشو خوب بلده. و نیشخند زد.. ........................................................... ( سالن جشن و سخنرانی رئیس جمهور ) جولیا و تالیا از ماشین پیاده شدند و وارد سالن شدند. ایدا با لباسی سفید و کفش های قرمز،کنار ستون ایستاده بود و به ساعتش نگاه میکرد. ایدا : 5،4،3،2،1 1 ثانیه دیر کردید. جولیا : 1 ثانیه؟ عجبا . مورد کجاست؟ ایدا : با یه دختره رفتن تو اون اتاقه. میخواد مخ بزنه. تالیا : اگه قراره مخ زنی باشه من هستم. ایدا نیشخند زد و گفت : کی بهتر از تو؟ تالیا : جولی نقشه رو بگو. جولیا : خب ماموریت حفاظت از رئیس جمهور و اون یاروئه تا وقتی که *** برسه. ایدا : خب من میرم هوای رئیس جمهورو داشته باشم. شما برید سمت مورد. ایدا به سمت اتاق مهمانهای ویژه رفت و وارد اتاق شد . ایدا : آم.. جناب رئیس جمهور؟ رئیس جمهور : شما ؟ ایدا : امروز من محافظتونم. رئیس جمهور : من واقعا نمیدونم چرا یه زن باید از من حفاظت کنه ؟ _ قربان ایشون ایدا وانگ هستن. ارشد رتبه های سازمان . ایدا : من ترجیح میدم کارمو بدون دردسر انجام بدم. رئیس جمهور : البته. ............اون طرف سالن . جولیا و تالیا. جولیا : خب تالیا . من هواتو دارم . بپا گند نزنی ! تالیا : اوکی. برو که رفتیم. تالیا به سمت مورد رفت . مورد روی یکی از صندلی ها نشسته بود . و چشمش به لیوانش بود که توی دستاش بود. تالیا : میتونم اینجا بشینم؟ + البته. تالیا : مرد خوش سلیقه ای هستید. این روزا کم پیدا میشن اونایی که وودکای ذغال اخته میگیرن. +معرفی نمیکنید؟ تالیا : تالیا هستم. + منم تام هستم. تالیا ( توی ذهنش ) لعنتی چرا تام حالا؟ اسم مزخرف تر از این نبود اینو گفتی؟ پایان قسمت اول
  3. C.Price

    با سلام میخوام داستان ناتمامم در سایت شیطان مقیم به اسم انتخاب رو اینجا بزارم. این داستان ادامه ی داستان فریاد انتقام هست. امیدوارم خشتون بیاد!!! C.PRICE داستان انتخاب: خلاصه ای از قسمت های قبلی: مردی 30 -35 ساله به نام توبی دیاس که در ارتش یک اسنایپر زن است ظاهرا برادر و خانواده ی برادرش را در وقایع سال 2014 ( فریاد انتقام) از دست داده و حالا به دنبال گرفتن انتقام از بانی این قضایا است. او 17 نفر از کسانی رو که ممکن بود به این ماجرا ربطی داشته باشن پیدا و ازشون بازجویی میکنه تا به یک اسم به نام مویرا برتون میرسه! توبی مویرا رو در یک مهمونی پیدا میکنه و ازش در مورد اتفاقات شهر میپرسه. مویرا بر خلاف 17 نفر قبل به اون میگه مقصر اصلی رئیس جمهوره نه ایدا ونگ! در ادامه مویرا از توبی میخواد که برای گرفتن انتقام با اون همراه بشه و توبی قبول میکنه! در طرف دیگه در خونه ی بری، کلر و بری نگران و دلواپس مویرا بودند که مویرا همراه توبی وارد خونه میشه! وقتی بری متوجه میشه که توبی مویرا رو گروگان گرفته بوده اول سعی در کشتن توبی داشته اما با اصرار مویرا و کلر اونو ول میکنه و از خونش میندازه بیرون! مدتی بعد در هنگامیکه کلر و مویرادر حال صحبت در مورد جاستین(مویرا در مهمانی دنبال فردی به اسم جاستین بوده) بودند بری توجه اونا رو به اخبار جلب میکنه. اخبار،خبری در رابطه با تعطیلی بیمارستان فوق پیشرفه ای که رئیس جمهور مدتی قبل اونو تاسیس کرده بود میداد! بری کمی فکر میکنه و به نتیجه ای میرسه که اونو با کلر و مویرا در میان میاره. در ساختمان بیمارستان رازی پنهان بود که کسی از آن خبر نداشت و آن این بود که بیمارستان به طور پیشرفته ای به دو قسمت تقسیم شده بود! قسمتی که مخصوص درمان بیماران بود و قسمتی پنهانی در زیر بیمارستان که در آن جا مجرمانی که حکم آنان مرگ بوده را به آنجا برده تا بر روی انها آزمایش انجام دهند! این قسمت از بیمارستان کاملا مخفی بود و به شدت از آن مراقبت میشد! علاوه بر مجرمان زنی به نام ماریا و همسرش به همراه دخترشان در آنجا زندانی بودند! ماریا و همسرش کسانی بودند که ویروس j (ویروس سال 2014) را برای دولت ساخته بودند و از همه چی باخبر بودند.شوهر ماریا بر اثر آزمایشاتی که بر روی او شد مرد. اما زنی مرموز و نقاب دار که هیچ وقت روی او آزمایشی نشده بود هم سلولی ماریا بود! ادامه دارد...
  4. AMIR GAMER

    اختصاصی

    سناریو کامل انیمیشن رزیدنت اویل وندتا resident evil vendetta در اولین سکانس مشاهده میکنید که لیون در یک آزمایشگاه (سرد خانه ) هست لیون در حال قدم زدن و جست و جو بود که ناگهان یک زامبی از کیسه تکون میخوره و با چند گلوله اون رو میکشه و لیون میگه : این جنگ ها هرگز تموم نمیشه بعد یک بالگردی رو مشاهده میکیند که در اون یک تیم همراه با کریس ردفیلد در حال رفتن به امارت پرفسور ایریز هستن تعداد اعضا تیم با کریس زد فیلد 10 نفر هستن بالگرد فرود میاد و تیم به سوی رفتن به این امارت هستن (( اما یک نکته اینکه این امارت دقیقا مثل امارت رزیدنت اویل 1 هست ) تیم به همراه کریس وارد امارت میشن اعضا تیم به 4 دسته تقسیم میشن 2 نفر به همراه کریس میرن بالا 3 نفر وارد اتاق سمت راست میشوند 2 نفر وارد سالن غذا خوردی میشوند 2 نفر هم به اتاق اتاق سمت چپ میروند یک نکته کاملا ریز در سالون غذا خوردی وجود داره (( اینکه در سالون غذا 2 مامور هستن که پشتشون به شومینه هست و یک صدا از شومینه در میاد و یک زامبی سرش رو میاره بیرون اما مامور ها متوجه این نمیشن در ادامه مشاهده میکنید که 3 نفر در اتاق سمت چپ صدا ناله ای کوتاه میشوند وارد اتاق میشوند و یک ماشین کنترلی رو میبیند اما یک زامبی اون رو از پشت اونا کنترل میکرد و وقتی سرباز ها بر میگردن پشت سرشون رو نگاه کنن این زامبی میخوردشون ... و کریس به همراه اون 2 نفر وارد اتاق میشن کریس اول زیر تخت رو نگاه میکنه و میبینه که چند تا زامبی هستن و نکته دیگر اینکه ((( کریس و تیم هدف شون این بود که دکتر گلن اریاس رو نابود کنن و 2 نفر به اسم کتی وایت که مامور مخفی و همکار کریس هست و پسرش زک رو پیدا کنن )) در همین اتاق کریس زک رو میبینه و میگه زک و زامبی میگه بله ... و بعد کریس یک نارنجک میندازه تو اتاق و به همراه همکارش میاد بیرون کریس ناراحت میشه و بعدش میبینه همکارش دستش زخمی شده و زامبی میشه و با کلت 3 تیر اون رو میکشه از این طرف هم زامبی ها 2 نفر رو دنبال میکنن و این 2 مامور فرار میکنن و با سرعت وارد یک اتاق میشن اما بعدش در اتاق تله سیمی بود .... بعدش کریس خودش رو از طبقه دوم از پنجره میپره پایین ... کریس وقتی به پایین میپره فوری خشاب اسلحه اش رو عوض میکنه تا کریس اسلحه رو بالا میگیره که زامبی ها رو بزنه یکدفه دکتر ایریاس جلو تفنگ کریس رو میگیره و خشاب اسلحه کریس رو خالی میکنه و مبارزه شروع میشه ... دکتر اریاس حتی یک ضربه هم بهش نمیخوره و وقتی دکتر اریاس اسلحه کریس رو میگیره ، کریس چاقو بر میداره و دکتر هم با اسلحه خالی به عنوان سلاح سرد استفاده میکنه با هم مبارزه میکنن ولی در آخر دکتر اریاس کریس رو از پشت میگیره و کلت 3 تیر کریس رو بر میداره و به کمر کریس میزنه ((البته کریس جلیقه ضد ضربه و گللوله داره )) اما کمر کریس درد میگیره و به زمین میافته در اینجا کریس با دکتر اریاس بحث میکنه و دکتر میگه من تاجرم به عنوان مثال .... که یک هیولا بزرگ به همراه کتی ( همکار قدیمی کریس و مامور ویژه مخفی ) که تبدیل به زامبی شده وارد صحنه میشن دکتر اریاس به کریس میگه یه چیزی در مورد محصولات من فرق میکنه اینه که اونا فرق بین دوست و دشمن رو میدونن بعد دکتر اریاس به همراه همکارش که یه زنه و اون هیولا از صحنه خارج میشن ... بعد تمام زامبی همراه با کتی به سمت کریس میان کریس همینطوری به سمت عقب میره که ناگهان یک بالگدر میان به کمک کریس در اون بالگدر راننده به اسم دی دی و یک مامور زن به اسم نادیا هست که از اون بالا تمام زامبی ها رو میکشن و کریس ، کتی رو با دستاش میگیره و فریاد میزنه رزیدنت اویل وندتا .... اتفاقی که برای دکتر ایراس افتاد :: در روز عروسی دکتر اریاس وقتی ازدواج میکنه و حلقه عروسی رو تو انگشت میکنه یک دفه از یک بالگدر نظامی و دولتی یک بمب به عروسی شون میخوره و در اون عروسی همه به عیز از دکتر اریاس میمیرن - دکتر اریاس وقتی به هوش میاد میبینه دست زنش که مرده تو دست خودشه ولی زنش نابود شده بخاطر همین فشار خیلی بدی به دکتر اریاس وارد میشه و خیلی خیلی دکتر اریاس ناراحت میشه و اعصبانی ... بخاطر همینه که دکتر اریاس ویروس تجارت میکنه و میخواد دنیا رو نابود کنه ... شیکاگو - 4 ماه بعد از اتفاق در اول صحنه پرفسور مردی را میبیند که به سمت پرفسور ربکا چمبرز میرود ربکا در حال اتمام یک آنتی ویروس هست و آنتی ویروس رو تموم میکنه پرفسور و ربکا در حال تماشا یک ویدیو کوتاه از حمله زامبی ها هستن پرفسور : این همه حمله تو آمریکا صورت گرفته چرا هیچ کاری نمیکنن ؟ ریکا : گروه BSAA داره سعی میکنه کنترلش کنه پرفسور : باید علتش رو بدونن تا بتوانن از بین ببرن ربکا : بله درسته پرفسور برای ربکا قهوه با خامه روش میاره و ربکا اون رو میخوره در ادامه پرفسور به ربکا میگه 30 تا از اون جسد ها برا مون آمده ربکا میگه کی میره برای نمونه گیری ؟ پرفسور میگه همه دانشجو ها رفتن - و... پرفسور میگه من دکترا دارم .. اما باشه میرم پرفسور چمبرز پرفسور از اتاق میره بیرون متوجه میشه هواکش باز شده بعد از چند ثانیه امنیت آزمایشگاه فعال میشه تمام پنجره ها و در ها بسته میشن در قسمت اتاق هواکش ها زنی که همراه و همکار دکتر ایریز هست ویروس رو در آزمایشگاه بخش میکنه از طرق گاز .... تمام پرفسور ها در سالون به این ویروس مبتلا میشن و تبدیل به زامبی میشن ربکا هم داشت کم کم به زامبی تبدیل میشد اما مقاومت کرد و به سمت اتاق نمونه ها رفت و یک آنتی ویروس به خودش زد و خوب شد پرفسور چمبرز فرمول این آنتی ویروس رو که تو یک USB بود بر میداره بعد از اتاق خارج میشه و میبینه پرفسور آرون (همون دوست ربکا که برای ربکا قهوه میاره ) رو میبینه که تبدیل به زامبی شده زامبی به سمت ربکا حمله میکنه و ربکا جا خالی میده و با کبسول آتش نشانی میزنه زامبی یا همون پرفسور آرون رو میکشه 3 زامبی دیگر به دنبال ربکا میان بعد ربکا وارد اتاقش میشه و در رو رو خودش میبنده که ناگهان همکار دکتر ایریز اون زنه یک نارنجک میندازه و شیشه اتاق میشکنه و زامبی ها که در یک قدمی ربکا بود ناگهان کریس و تیمش زامبی ها رو میکشن ... بعد تمام پلیس ها و ماماور ها میریزن تو آزایشگاه که دانشگاه هم بود ... در بیرون کریس و ربکا با هم مکامله میکنن : ربکا : چرا من رو تو قرنطینه نبردن و منو قرنطینه نکردن ؟ کریس : ببین - اگه ویروس تو بدنت بود حتما الان مرده بودی پس میبریمت یه دوش آب گرم بگیری تا خوب بشی - بهت نیاز داریم ربکا : همون کریس قدیمی ربکا دوش میگیره و تو اتاق در حال تماشای اخباره ... ربکا تو یک اتاق دوش میگیره و در حال تماشا اخبار و اتفاقات امروزه نویسنده و تحلیگر : AMIR GAMER امیر گیمر بعد از جند دقیقه کریس میاد دنبال ربکا و میگه منم ربکا در رو باز میکنه کریس به ربکا میگه این اطلاعاتیه که از آزمایشگاه برداشتی ؟ ربکا : بله - باید هر چه سریعتر این اطلاعات رو به سایر آزمایشگاه ها بفرستیم هر چه سریعتر این دارو به تولید نبوه برسونیم میتوانیم جون آدم های بیشتر رو نجات بدیم کریس بله شاید کریس میگه دنبال فردی به اسم گلن اریاس هستم کریس میگه دنبال یک فرد متخصص واقعی میگردم ... تیم BSAA به همراه کریس و ربکا با یک بالگدر به یک مسافرت خانه میرن در راه نادیا (یکی از اعضاء تیم بی اس ای ) با ربکا در حال مکالمه هستن ربکا و کریس وارد مسافرت خانه میشن و میبنن که لیون اس کندی اونجاست و در حال مشروب خوردنه کریس به لیون میگه به کمکت نیاز داریم اما لیون میگه من تو تعطیلاتم ربکا شروع به توضیح دادن میکنه لیون به گارسون میگه یک بطری دیگه بیار کریس میگه کنسلش کن لیون : هی تو فکر کردی کی هستی کریس : کافیه خیلی خب ؟ چی میخوای ردفیلد ؟ تو چی میخوای لیون ؟ بعد لیون از جیبش مشروب در میاره که بخوره اما کریس نمیزاره ربکا میگه لیون ببخشید که تعطیلات تو خراب کردیم اما موضوع مهمیه و ما به تجربه های تو نیاز داریم لیون : چه اطلاعاتی ؟؟ ... کریس : درباره ویروس میگه ، خیلی سریع آلوده میکنه ربکا هم میگه تمام محققین و دانشمندان تو دانشگاه من آلوده شدن لیون میگه : انگاه تو یه چرخه ی لعنتی گیر افتادم! کریس و ربکا : وات ؟ چی شده بمبی که تو واشنگتن منفجر شد رو یادته ؟ خب این ماموریت من بود که جلوی تروریستا رو بگیرم اما به موقعیتمون رسیدم و یه عوصی موقعیتمون رو لو داد بمب منفجر شد و همه نیرو های ویژه کشته شدن ، تمام واحدم مردن و همش به مبارزه کردن ادامه میدیم و ادامه میدیم ... اما به جا اینکه به آخر کابوس لعنتی برسم فقط داره بدتر میشه آخه زندگی من باید این طور باشه ؟؟ جنگیدن با مرده های متحرک ، اصلا این کار چه اهمیتی داره ؟ کریس درباره دکتر اریاس میگه که یک بمب تو وسط عروسی شون میخوره و دلال اسلحه و ویروس هست بعد از عروسی اش اون ناپدید شد و میخواد تلافی کنه —------— لیون میگه : یک طرف دلال سلاح و یک طرف دیگه دولتی که یه عروسی رو بمباران میکنه!!! اینجا آدم بده کیه ؟؟ کریس : اریاس ... ماموریت ماست که دستگیرش کنیم لیون : این مامورت تو، نه من کریس : خدا لعنتت کنه لیون ربکا : بس کنید لیون تو که اینجا با تمام اتفاقاتی که افتاده نشستی و داری به حال خودت افسوس میخوری کریس تو هم میزاری اعصبانیتت کنترلت کنه ربکا درباره ویروس توضیح میده و بعد میره دستش رو بشوره داخل دستشویی ربکا یک زامبی میبینه و بعد همکار دکتر اون زنه ربکا رو از پشت میگیره و میبرنش ... بعد مردی به اسم پاتریسیو لیون رو صدا میزنه ... لیون جلوش رو میگیره و یقه پاترسیو رو میگیره و به کریس میگه همونی که کل واحد رو لو داد تو نمفهمی آخه ... این همون یارو پاترسیو میگه ببخشید تو باید خانواده ام رو نجات بدی زن و دخترم الان تو اسپانیان هستن یه دلال اسلحه داره از اعضاء باثیمانده " لوس ایلو مینادوس پول میگیره تا یک حمله ویروسی در مقیاس بزرگ انجام بده کریس : امروز روز شانسمونه لیون میگه : روز شانس دیوانه شدی ؟ میگه این مرد ما رو میبره پیش گلن اریاس لیون میگه تو سعی کردی منو بکشی بعدشم میخوای خانواده ات رو نجات بدم ؟ اما تو اگه همه چی رو بهمون بگی ما هم بهت کمک میکینم .. در همین هنگام یه کامیون میاد و چند تا مامور و هیولا بزرگ از ماشین میاد بیرون و ربکا رو میدزذن بعد هیولا بزرگ با اسلحه تیربار به سمت مسافرت خانه تیر اندازی میکنه و کریس میبینه که ربکا رو میدزن و سوار کامیونش میکنن اون زن از طریق بیسیم به دکتر اریاس میگه هدف اول کشته شد هدف دوم دستیگر شد ... و پاتریسیو میمیره و تلفنش زنگ میخوره و زنش میگه کی پشت خطه جواب بده ... اما لیون تلفن رو قطع میکنه کریس میگه من به کمکت نیاز دارم ... و با لیون همکاری میکنند در این صحنه ربکا به هوش میاد و میبینه روی صندلی دستش بسته است و تو اتاق شبیه سازه و لباس عروس پوشیده و دکتر اریاس دقیقا مراسم عروسی رو شبیه سازی کرده دکتر اریاس وارد میشه و میاد سمت ربکا و میگه خوشامدید پرفسور ربکا چمبرز درباره ویروس حرف میزنن و دکتر میگه خلاصه کنیم و بخوایم بگیم ویروس ای - A در همین هنگام لیون و کریس ار تلفن همون پاتریسیو یه مموری کارت پیدا میکنن و محل شیوع ویروس رو پیدا میکنن دکتر رو مانیتور چند تا عکس به ربکا نشون میده و میگه اسم تون ساراست (زن دکتر اریاس که تو روز عروسی اش مرد ) و دکتر به ربکا میگه تو خیلی شبیه اونی و دکتر میگه این بار تو ما با هم خیلی خوشبخت میشیم بعد دکتر به زور میخواد حلقه رو دست ربکا کنه ولی ربکا نمیزاره و دکتر به ربکا میگه من دستت رو با دست سارا عوض میکنم شاید این نظرت رو عوض کنه ... ربکا رو میبرن و بهش ویروسی رو تزریق میکنن که میشه مثل همون هیولا .... اگه دقت کنید اون زنه که همکار دکتر اریاس هست به اون هیولا میگه پدر و دستش رو میگیره و هیولا احساسات رو درک میکنه ... و لیون و کریس میخوان برن به مخفیگاه اریاس در نیویورک و کریس میگه فک کنم ربکا رو هم برده اونجا .. در همین لحظحه کامیون ها وارد شهر میشن و ویروس از طریق گاز تو شهر پخش میشه گروه سوارد بالگدر میشه و درباره ویروس بحث میکنن و تصمیم میگرن کامیون های حاوی تانکر ویروس رو بترکونن پس 4 تا ماموریت دارن یک : تانکرا رو منفجر کنن دو : ربکا رو نجات بدن 3- واکسن ها رو پیدا کنن و تو شهر بخشش کنن و اریاس رو دستگیر کنن ... کریس میگه : دی سی و نادیا شما ها از رو هواپیما حسابشون رو برسین و عملیات شوع میشه هواپیما پایین میاد و هدیه هایی رو که BSAA داده رو بر میدارن لیون سوار موتور و کریس سوار ماشین میشه اولین تانکر رو لیون با یک نارنجک میترکونه بعد از یک ون 2 تا سگ در میان دی دی میره سمت ماشین .... اما سگ ها سرش رو جدا میکنن کریس به لیون میگه فکری داری لیون میگه سگ ها رو دنبال خودم میکنم تو هم برو دنبال ربکا .. لیون در وسط بزرگراه و اتوبان سگ ها رو با حرکت ها زیبا با کلت میکشه در همین هنگام ویروس رو از طریق سوزن به ربکا تزریق میکنن بالگدر هم 2 تا تانکر دیگه رو میترکونه و کریس هم با ماشین و با سرعت وارد مخفیگاه دکتر اریاس میشه کریس در این راهرو با زامبی ها میجنگه و لیون هم با موتور میاد کمک کریس کریس میره سراغ ربکا و نجاتش میده اما اون هیولا جلو کریس سبز میشه اما کریس جا خالی میده و یک نارجک آتش زا میندازه زیر پا هیولا و هیولا آتش میگیره کریس ربکا رو میخواد ببره پیش آنتی ویروس ها اما دکتر اریاس در پشت بام یه تیر به پا ربکا میزنه و کریس و اریاس با هم مبارزه میکنن خلاصه در آخر کریس اریاس رو از زمین های شیشه ای پرت میکنه پایین و میمیره ... در همین هنگام هیولا میاد از نیرو و قدرت اریاس استفاده میکنه و هیولا قوی تر میشه ... کریس و ربکا میخوان وارد محل آنتی ویروس ها بشن اما یه دفه هیولا میاد بالا و کریس رو میگیره و یکدفه آنسانسور باز میشه و لیون با موتور با سرعت به سمت هیولا میاد خلاصه لیون و هیولا مبارزه میکنن اما در آخر هیولا لیون رو میگیره و هیولا تا میاد لیون رو بزن یدفعه بالگدر تیم BSAA میاد و با سلاح قوی هیولا رو میزنه قدرت این سلاح انقدر زیاد بود که جند تا ساختمون هم نابود کرد اما هیولا زنده میمونه و میره سراغ بالگد و نادیا رو زخمی میکنه ... لیون موتور رو با سرعت پرت میکنه به سمت بالگدر و میترکونه اما باز هیولا زنده ممیمونه اما در اخر کریس با یک سلاح میزنه به قلب هیولا و هیولا نابود میشه ... سکانس ها اخر انیمیشن : کریس به ربکا آنتی ویروس رو میزنه و ربکا زنده میمونه و در اخر آنتی ویروس رو از طریق هوا و گاز به تمام شهر بخش میکنن و مردم همه نجات پیدا میکنن ربکا و لیون و اعضاء تیم با یک بالگدر خارج میشن و در صحنه پایانی همون زنی که همکار دکتر اریاس زنده میمونه ... و مطمئنن این زن ویروس رو میدوزده و دوباره ویروس بخش میشه ... پایان سناریو رزیدنت اویل وندتا نویسنده و تحلیگر : AMIR GAMER امیر گیمر
  5. AMIR GAMER

    اختصاصی

    سناریو کامل انیمیشن رزیدنت اویل وندتا resident evil vendetta در اولین سکانس مشاهده میکنید که لیون در یک آزمایشگاه (سرد خانه ) هست لیون در حال قدم زدن و جست و جو بود که ناگهان یک زامبی از کیسه تکون میخوره و با چند گلوله اون رو میکشه و لیون میگه : این جنگ ها هرگز تموم نمیشه بعد یک بالگردی رو مشاهده میکیند که در اون یک تیم همراه با کریس ردفیلد در حال رفتن به امارت پرفسور ایریز هستن تعداد اعضا تیم با کریس زد فیلد 10 نفر هستن بالگرد فرود میاد و تیم به سوی رفتن به این امارت هستن (( اما یک نکته اینکه این امارت دقیقا مثل امارت رزیدنت اویل 1 هست ) تیم به همراه کریس وارد امارت میشن اعضا تیم به 4 دسته تقسیم میشن 2 نفر به همراه کریس میرن بالا 3 نفر وارد اتاق سمت راست میشوند 2 نفر وارد سالن غذا خوردی میشوند 2 نفر هم به اتاق اتاق سمت چپ میروند یک نکته کاملا ریز در سالون غذا خوردی وجود داره (( اینکه در سالون غذا 2 مامور هستن که پشتشون به شومینه هست و یک صدا از شومینه در میاد و یک زامبی سرش رو میاره بیرون اما مامور ها متوجه این نمیشن در ادامه مشاهده میکنید که 3 نفر در اتاق سمت چپ صدا ناله ای کوتاه میشوند وارد اتاق میشوند و یک ماشین کنترلی رو میبیند اما یک زامبی اون رو از پشت اونا کنترل میکرد و وقتی سرباز ها بر میگردن پشت سرشون رو نگاه کنن این زامبی میخوردشون ... و کریس به همراه اون 2 نفر وارد اتاق میشن کریس اول زیر تخت رو نگاه میکنه و میبینه که چند تا زامبی هستن و نکته دیگر اینکه ((( کریس و تیم هدف شون این بود که دکتر گلن اریاس رو نابود کنن و 2 نفر به اسم کتی وایت که مامور مخفی و همکار کریس هست و پسرش زک رو پیدا کنن )) در همین اتاق کریس زک رو میبینه و میگه زک و زامبی میگه بله ... و بعد کریس یک نارنجک میندازه تو اتاق و به همراه همکارش میاد بیرون کریس ناراحت میشه و بعدش میبینه همکارش دستش زخمی شده و زامبی میشه و با کلت 3 تیر اون رو میکشه از این طرف هم زامبی ها 2 نفر رو دنبال میکنن و این 2 مامور فرار میکنن و با سرعت وارد یک اتاق میشن اما بعدش در اتاق تله سیمی بود .... بعدش کریس خودش رو از طبقه دوم از پنجره میپره پایین ... کریس وقتی به پایین میپره فوری خشاب اسلحه اش رو عوض میکنه تا کریس اسلحه رو بالا میگیره که زامبی ها رو بزنه یکدفه دکتر ایریاس جلو تفنگ کریس رو میگیره و خشاب اسلحه کریس رو خالی میکنه و مبارزه شروع میشه ... دکتر اریاس حتی یک ضربه هم بهش نمیخوره و وقتی دکتر اریاس اسلحه کریس رو میگیره ، کریس چاقو بر میداره و دکتر هم با اسلحه خالی به عنوان سلاح سرد استفاده میکنه با هم مبارزه میکنن ولی در آخر دکتر اریاس کریس رو از پشت میگیره و کلت 3 تیر کریس رو بر میداره و به کمر کریس میزنه ((البته کریس جلیقه ضد ضربه و گللوله داره )) اما کمر کریس درد میگیره و به زمین میافته در اینجا کریس با دکتر اریاس بحث میکنه و دکتر میگه من تاجرم به عنوان مثال .... که یک هیولا بزرگ به همراه کتی ( همکار قدیمی کریس و مامور ویژه مخفی ) که تبدیل به زامبی شده وارد صحنه میشن دکتر اریاس به کریس میگه یه چیزی در مورد محصولات من فرق میکنه اینه که اونا فرق بین دوست و دشمن رو میدونن بعد دکتر اریاس به همراه همکارش که یه زنه و اون هیولا از صحنه خارج میشن ... بعد تمام زامبی همراه با کتی به سمت کریس میان کریس همینطوری به سمت عقب میره که ناگهان یک بالگدر میان به کمک کریس در اون بالگدر راننده به اسم دی دی و یک مامور زن به اسم نادیا هست که از اون بالا تمام زامبی ها رو میکشن و کریس ، کتی رو با دستاش میگیره و فریاد میزنه رزیدنت اویل وندتا .... اتفاقی که برای دکتر ایراس افتاد :: در روز عروسی دکتر اریاس وقتی ازدواج میکنه و حلقه عروسی رو تو انگشت میکنه یک دفه از یک بالگدر نظامی و دولتی یک بمب به عروسی شون میخوره و در اون عروسی همه به عیز از دکتر اریاس میمیرن - دکتر اریاس وقتی به هوش میاد میبینه دست زنش که مرده تو دست خودشه ولی زنش نابود شده بخاطر همین فشار خیلی بدی به دکتر اریاس وارد میشه و خیلی خیلی دکتر اریاس ناراحت میشه و اعصبانی ... بخاطر همینه که دکتر اریاس ویروس تجارت میکنه و میخواد دنیا رو نابود کنه ... شیکاگو - 4 ماه بعد از اتفاق در اول صحنه پرفسور مردی را میبیند که به سمت پرفسور ربکا چمبرز میرود ربکا در حال اتمام یک آنتی ویروس هست و آنتی ویروس رو تموم میکنه پرفسور و ربکا در حال تماشا یک ویدیو کوتاه از حمله زامبی ها هستن پرفسور : این همه حمله تو آمریکا صورت گرفته چرا هیچ کاری نمیکنن ؟ ریکا : گروه BSAA داره سعی میکنه کنترلش کنه پرفسور : باید علتش رو بدونن تا بتوانن از بین ببرن ربکا : بله درسته پرفسور برای ربکا قهوه با خامه روش میاره و ربکا اون رو میخوره در ادامه پرفسور به ربکا میگه 30 تا از اون جسد ها برا مون آمده ربکا میگه کی میره برای نمونه گیری ؟ پرفسور میگه همه دانشجو ها رفتن - و... پرفسور میگه من دکترا دارم .. اما باشه میرم پرفسور چمبرز پرفسور از اتاق میره بیرون متوجه میشه هواکش باز شده بعد از چند ثانیه امنیت آزمایشگاه فعال میشه تمام پنجره ها و در ها بسته میشن در قسمت اتاق هواکش ها زنی که همراه و همکار دکتر ایریز هست ویروس رو در آزمایشگاه بخش میکنه از طرق گاز .... تمام پرفسور ها در سالون به این ویروس مبتلا میشن و تبدیل به زامبی میشن ربکا هم داشت کم کم به زامبی تبدیل میشد اما مقاومت کرد و به سمت اتاق نمونه ها رفت و یک آنتی ویروس به خودش زد و خوب شد پرفسور چمبرز فرمول این آنتی ویروس رو که تو یک USB بود بر میداره بعد از اتاق خارج میشه و میبینه پرفسور آرون (همون دوست ربکا که برای ربکا قهوه میاره ) رو میبینه که تبدیل به زامبی شده زامبی به سمت ربکا حمله میکنه و ربکا جا خالی میده و با کبسول آتش نشانی میزنه زامبی یا همون پرفسور آرون رو میکشه 3 زامبی دیگر به دنبال ربکا میان بعد ربکا وارد اتاقش میشه و در رو رو خودش میبنده که ناگهان همکار دکتر ایریز اون زنه یک نارنجک میندازه و شیشه اتاق میشکنه و زامبی ها که در یک قدمی ربکا بود ناگهان کریس و تیمش زامبی ها رو میکشن ... بعد تمام پلیس ها و ماماور ها میریزن تو آزایشگاه که دانشگاه هم بود ... در بیرون کریس و ربکا با هم مکامله میکنن : ربکا : چرا من رو تو قرنطینه نبردن و منو قرنطینه نکردن ؟ کریس : ببین - اگه ویروس تو بدنت بود حتما الان مرده بودی پس میبریمت یه دوش آب گرم بگیری تا خوب بشی - بهت نیاز داریم ربکا : همون کریس قدیمی ربکا دوش میگیره و تو اتاق در حال تماشای اخباره ... ربکا تو یک اتاق دوش میگیره و در حال تماشا اخبار و اتفاقات امروزه نویسنده و تحلیگر : AMIR GAMER امیر گیمر بعد از جند دقیقه کریس میاد دنبال ربکا و میگه منم ربکا در رو باز میکنه کریس به ربکا میگه این اطلاعاتیه که از آزمایشگاه برداشتی ؟ ربکا : بله - باید هر چه سریعتر این اطلاعات رو به سایر آزمایشگاه ها بفرستیم هر چه سریعتر این دارو به تولید نبوه برسونیم میتوانیم جون آدم های بیشتر رو نجات بدیم کریس بله شاید کریس میگه دنبال فردی به اسم گلن اریاس هستم کریس میگه دنبال یک فرد متخصص واقعی میگردم ... تیم BSAA به همراه کریس و ربکا با یک بالگدر به یک مسافرت خانه میرن در راه نادیا (یکی از اعضاء تیم بی اس ای ) با ربکا در حال مکالمه هستن ربکا و کریس وارد مسافرت خانه میشن و میبنن که لیون اس کندی اونجاست و در حال مشروب خوردنه کریس به لیون میگه به کمکت نیاز داریم اما لیون میگه من تو تعطیلاتم ربکا شروع به توضیح دادن میکنه لیون به گارسون میگه یک بطری دیگه بیار کریس میگه کنسلش کن لیون : هی تو فکر کردی کی هستی کریس : کافیه خیلی خب ؟ چی میخوای ردفیلد ؟ تو چی میخوای لیون ؟ بعد لیون از جیبش مشروب در میاره که بخوره اما کریس نمیزاره ربکا میگه لیون ببخشید که تعطیلات تو خراب کردیم اما موضوع مهمیه و ما به تجربه های تو نیاز داریم لیون : چه اطلاعاتی ؟؟ ... کریس : درباره ویروس میگه ، خیلی سریع آلوده میکنه ربکا هم میگه تمام محققین و دانشمندان تو دانشگاه من آلوده شدن لیون میگه : انگاه تو یه چرخه ی لعنتی گیر افتادم! کریس و ربکا : وات ؟ چی شده بمبی که تو واشنگتن منفجر شد رو یادته ؟ خب این ماموریت من بود که جلوی تروریستا رو بگیرم اما به موقعیتمون رسیدم و یه عوصی موقعیتمون رو لو داد بمب منفجر شد و همه نیرو های ویژه کشته شدن ، تمام واحدم مردن و همش به مبارزه کردن ادامه میدیم و ادامه میدیم ... اما به جا اینکه به آخر کابوس لعنتی برسم فقط داره بدتر میشه آخه زندگی من باید این طور باشه ؟؟ جنگیدن با مرده های متحرک ، اصلا این کار چه اهمیتی داره ؟ کریس درباره دکتر اریاس میگه که یک بمب تو وسط عروسی شون میخوره و دلال اسلحه و ویروس هست بعد از عروسی اش اون ناپدید شد و میخواد تلافی کنه —------— لیون میگه : یک طرف دلال سلاح و یک طرف دیگه دولتی که یه عروسی رو بمباران میکنه!!! اینجا آدم بده کیه ؟؟ کریس : اریاس ... ماموریت ماست که دستگیرش کنیم لیون : این مامورت تو، نه من کریس : خدا لعنتت کنه لیون ربکا : بس کنید لیون تو که اینجا با تمام اتفاقاتی که افتاده نشستی و داری به حال خودت افسوس میخوری کریس تو هم میزاری اعصبانیتت کنترلت کنه ربکا درباره ویروس توضیح میده و بعد میره دستش رو بشوره داخل دستشویی ربکا یک زامبی میبینه و بعد همکار دکتر اون زنه ربکا رو از پشت میگیره و میبرنش ... بعد مردی به اسم پاتریسیو لیون رو صدا میزنه ... لیون جلوش رو میگیره و یقه پاترسیو رو میگیره و به کریس میگه همونی که کل واحد رو لو داد تو نمفهمی آخه ... این همون یارو پاترسیو میگه ببخشید تو باید خانواده ام رو نجات بدی زن و دخترم الان تو اسپانیان هستن یه دلال اسلحه داره از اعضاء باثیمانده " لوس ایلو مینادوس پول میگیره تا یک حمله ویروسی در مقیاس بزرگ انجام بده کریس : امروز روز شانسمونه لیون میگه : روز شانس دیوانه شدی ؟ میگه این مرد ما رو میبره پیش گلن اریاس لیون میگه تو سعی کردی منو بکشی بعدشم میخوای خانواده ات رو نجات بدم ؟ اما تو اگه همه چی رو بهمون بگی ما هم بهت کمک میکینم .. در همین هنگام یه کامیون میاد و چند تا مامور و هیولا بزرگ از ماشین میاد بیرون و ربکا رو میدزذن بعد هیولا بزرگ با اسلحه تیربار به سمت مسافرت خانه تیر اندازی میکنه و کریس میبینه که ربکا رو میدزن و سوار کامیونش میکنن اون زن از طریق بیسیم به دکتر اریاس میگه هدف اول کشته شد هدف دوم دستیگر شد ... و پاتریسیو میمیره و تلفنش زنگ میخوره و زنش میگه کی پشت خطه جواب بده ... اما لیون تلفن رو قطع میکنه کریس میگه من به کمکت نیاز دارم ... و با لیون همکاری میکنند در این صحنه ربکا به هوش میاد و میبینه روی صندلی دستش بسته است و تو اتاق شبیه سازه و لباس عروس پوشیده و دکتر اریاس دقیقا مراسم عروسی رو شبیه سازی کرده دکتر اریاس وارد میشه و میاد سمت ربکا و میگه خوشامدید پرفسور ربکا چمبرز درباره ویروس حرف میزنن و دکتر میگه خلاصه کنیم و بخوایم بگیم ویروس ای - A در همین هنگام لیون و کریس ار تلفن همون پاتریسیو یه مموری کارت پیدا میکنن و محل شیوع ویروس رو پیدا میکنن دکتر رو مانیتور چند تا عکس به ربکا نشون میده و میگه اسم تون ساراست (زن دکتر اریاس که تو روز عروسی اش مرد ) و دکتر به ربکا میگه تو خیلی شبیه اونی و دکتر میگه این بار تو ما با هم خیلی خوشبخت میشیم بعد دکتر به زور میخواد حلقه رو دست ربکا کنه ولی ربکا نمیزاره و دکتر به ربکا میگه من دستت رو با دست سارا عوض میکنم شاید این نظرت رو عوض کنه ... ربکا رو میبرن و بهش ویروسی رو تزریق میکنن که میشه مثل همون هیولا .... اگه دقت کنید اون زنه که همکار دکتر اریاس هست به اون هیولا میگه پدر و دستش رو میگیره و هیولا احساسات رو درک میکنه ... و لیون و کریس میخوان برن به مخفیگاه اریاس در نیویورک و کریس میگه فک کنم ربکا رو هم برده اونجا .. در همین لحظحه کامیون ها وارد شهر میشن و ویروس از طریق گاز تو شهر پخش میشه گروه سوارد بالگدر میشه و درباره ویروس بحث میکنن و تصمیم میگرن کامیون های حاوی تانکر ویروس رو بترکونن پس 4 تا ماموریت دارن یک : تانکرا رو منفجر کنن دو : ربکا رو نجات بدن 3- واکسن ها رو پیدا کنن و تو شهر بخشش کنن و اریاس رو دستگیر کنن ... کریس میگه : دی سی و نادیا شما ها از رو هواپیما حسابشون رو برسین و عملیات شوع میشه هواپیما پایین میاد و هدیه هایی رو که BSAA داده رو بر میدارن لیون سوار موتور و کریس سوار ماشین میشه اولین تانکر رو لیون با یک نارنجک میترکونه بعد از یک ون 2 تا سگ در میان دی دی میره سمت ماشین .... اما سگ ها سرش رو جدا میکنن کریس به لیون میگه فکری داری لیون میگه سگ ها رو دنبال خودم میکنم تو هم برو دنبال ربکا .. لیون در وسط بزرگراه و اتوبان سگ ها رو با حرکت ها زیبا با کلت میکشه در همین هنگام ویروس رو از طریق سوزن به ربکا تزریق میکنن بالگدر هم 2 تا تانکر دیگه رو میترکونه و کریس هم با ماشین و با سرعت وارد مخفیگاه دکتر اریاس میشه کریس در این راهرو با زامبی ها میجنگه و لیون هم با موتور میاد کمک کریس کریس میره سراغ ربکا و نجاتش میده اما اون هیولا جلو کریس سبز میشه اما کریس جا خالی میده و یک نارجک آتش زا میندازه زیر پا هیولا و هیولا آتش میگیره کریس ربکا رو میخواد ببره پیش آنتی ویروس ها اما دکتر اریاس در پشت بام یه تیر به پا ربکا میزنه و کریس و اریاس با هم مبارزه میکنن خلاصه در آخر کریس اریاس رو از زمین های شیشه ای پرت میکنه پایین و میمیره ... در همین هنگام هیولا میاد از نیرو و قدرت اریاس استفاده میکنه و هیولا قوی تر میشه ... کریس و ربکا میخوان وارد محل آنتی ویروس ها بشن اما یه دفه هیولا میاد بالا و کریس رو میگیره و یکدفه آنسانسور باز میشه و لیون با موتور با سرعت به سمت هیولا میاد خلاصه لیون و هیولا مبارزه میکنن اما در آخر هیولا لیون رو میگیره و هیولا تا میاد لیون رو بزن یدفعه بالگدر تیم BSAA میاد و با سلاح قوی هیولا رو میزنه قدرت این سلاح انقدر زیاد بود که جند تا ساختمون هم نابود کرد اما هیولا زنده میمونه و میره سراغ بالگد و نادیا رو زخمی میکنه ... لیون موتور رو با سرعت پرت میکنه به سمت بالگدر و میترکونه اما باز هیولا زنده ممیمونه اما در اخر کریس با یک سلاح میزنه به قلب هیولا و هیولا نابود میشه ... سکانس ها اخر انیمیشن : کریس به ربکا آنتی ویروس رو میزنه و ربکا زنده میمونه و در اخر آنتی ویروس رو از طریق هوا و گاز به تمام شهر بخش میکنن و مردم همه نجات پیدا میکنن ربکا و لیون و اعضاء تیم با یک بالگدر خارج میشن و در صحنه پایانی همون زنی که همکار دکتر اریاس زنده میمونه ... و مطمئنن این زن ویروس رو میدوزده و دوباره ویروس بخش میشه ... پایان سناریو رزیدنت اویل وندتا نویسنده و تحلیگر : AMIR GAMER امیر گیمر
  6. C.Price

    خب حالا که وندتا منتشر شده خواستم این تاپیک رو بزنم تا ببینیم کدوم انیمیشن بهتر بوده؟ لطفا نظرتون رو با ذکر دلیل بیان کنین!
  7. SiR AmIn

    دانلود سیو کامل بازی Resident Evil Revelations برای نصب سیو ، فایل DATA0.DAT رو باید تو مسیر زیر بریزید ، میتونید از همین فایلِ خودتون تو این مسیر بکاپ بگیرید . C:\Users\[username]\AppData\Local\FLT\Steam\222480\remote یا C:\Users\[username]\AppData\Local\EMU\Steam\222480\storage *نکته : این سیو بر روی کرک آنلاین کار نمیکند. لینک دانلود : سیو رو از ضمیمه(پیوست) دانلود کنید . دوستان اگه سیو های دیگه ای دارن میتونن تو همین تاپیک قرار بدن . Resident.Evil.Revelations.Savegame.rar
  8. Antivirus Agent

    Prison Mission اسلحه را برداشته و زامبی ها را نابود کنید. وارد درب دودهنه ی بزرگ شويد. سگ ها را از بين برده و وارد درب بعدی شويد. زامبی ها را نابود کرده و وارد درب با علامت آمبرلا شويد. کليد را برداشته و از آنجا خارج شويد. سمت چپ کریچر را نابود و وارد درب شويد.با عنکبوت غول پیکر مبارزه کنید و آن را شکست دهید. Palace Mission زامبی ها را کشته و سپس وارد ساختمان شويد. جعبه ها را شکسته و وارد درب شويد. موجودات را کشته و وارد درب روبروشويد. کریچر را نابود کرده و کليد را برداريد و از آنجا خارج شويد. وارد درب انتهاي سالن سمت راست شويد. باس مربوط به این مرحله را شکست دهید. Military Training Facility Mission زامبی ها را کشته و وارد درب شويد. وارد درب سمت چپ شده تا وارد راهروشويد. حالا وارد درب پايين پله ها شويد. همه ی موجودات را نابود کرده و وارد دربی با علامت زرد شويد. کریچرها را نابود و سپس جعبه ها را بشکنيد. اسلحه را برداريد. کليد را برداشته و سپس از آنجا خارج شويد. درب ها را يکی پس از ديگری طي کرده و بالای پله ها رفته وارد درب انتهايی شويد. وارد درب بعدی شده و کلید را بردارید و سپس برگردید. درب روبرو را انتخاب کرده و جلوتر سوار آسانسور شويد. سمت چپ وارد درب شويد. پس از دیدین کات سین با باس این مرحله مبارزه کنید. سعی کنید به قلب او شلیک کنید. Private Residence Mission از دست نمسیس فرار کرده و ازنردبان بالابرويد. راه را همچنان ادامه داده و از روی پل عبور کنيد. وارد درب با علامت سبز شويد. مستقيم وارد درب روبرو شده و زامبی ها وعنکبوت ها را نابود کنید. وارد درب دودهنه شده و سپس وارد درب سمت چپ شويد.از سمت چپ راهرو رفته و وارد شويد. کليد را برداشته و به جایی که کات سینی در آنجا دیدید برگردید. الکسیا زنده میشود. از وی دوری کرده و سگ ها را نابود کنید. به الکسیا شلیک کرده و کارش را یکسره کنید. Airport Mission به سمت چپ رفته و وارد درب شويد. به جايگاه پرواز هواپيما رفته و با باس نهاییه بازی مبارزه کنید و آن را شکست دهید.پایان. Bazitarsnak.IR
  9. چند روز پیش نسخه دمو بازی"Resident Evil 7"برای پی‌سی نیز عرضه شد و این فرصت را به طرفداران کنجکاو بازی داد تا با بررسی فایل‌های آن،اطلاعات جالبی از بازی به دست بیاورند. یکی از مواردی که تا حدودی طرفداران قدیمی سری رزیدنت اویل را آزرده خاطر کرده است، نبود شخصیت‌های قدیمی و محبوب این مجموعه در نسخه جدید است. ولی با توجه به اطلاعاتی که به دست آمده،شاید کپکام در این مورد همه را غافلگیر کند ادامه مطلب می‌تواند اطلاعات مهمی از بازی را برای‌تان فاش کند همان‌طور که اشاره کردیم،کاربران سایت ردیت با بررسی فایل‌های نسخه دمو،متوجه شده‌اند که در فایل‌ها چندین بار به اسم«آلبرت»اشاره شده است که ممکن است منظور از آلبرت،همان آلبرت وسکر،شخصیت منفی مرموز و محبوب مجموعه رزیدنت اویل باشد. البته این امکان نیز وجود دارد که این آلبرت یک شخصیت کاملا جدید باشد. ولی اینکه کپکام یک کاراکتر جدید با اسمی مشابه آلبرت وسکر خلق کند،کمی عجیب به نظر می‌رسد. علاوه بر این نام یکی از فایل‌ها «LastBossGetAlbert» است که ممکن است به حضور وسکر به عنوان باس پایانی بازی اشاره داشته باشد. یا فایل دیگری با نام «LastBossFinishGetGun» وجود دارد که بر اساس آن می‌توان گفت که پس از شکست دادن باس پایانی(که ممکن است وسکر باشد)،یک اسلحه دریافت خواهید کرد. در ادامه می‌توانید لیستی از تمامی فایل‌هایی که به اسم آلبرت در آن‌ها اشاره شده است را مشاهده کنید: HandGun_Albert_Reward Shotgun_Albert WeaponHandgunAlbertAppend LastBossFinishGetGun LastBossGetAlbert AlbertInteract AlbertGet AlbertWeapon AlbertDamageCount isDamagedByAlbert به هر حال هیچ یک از این اطلاعات به منزله تایید حضور وسکر در بازی نیست و برای پی بردن به این موضوع باید تا تاریخ ۵ بهمن و عرضه بازی صبر کنیم. قطعا حضور شخصیتی مثل وسکر می‌تواند از حیث داستانی تاثیر بسیار مثبتی روی ساخته جدید کپکام داشته باشد.
  10. Resident Evil: The Final Chapter نام: رزیدنت اویل : آخرین قسمت Resident Evil: The Final Chapter کارگردان : Paul W.S. Anderson نویسنده : Paul W.S. Anderson بازیگران : Milla Jovovich_Alice Iain Glen_Dr. Isaacs Ali Larter _Claire Redfield Shawn Roberts _ Wesker رده سنی : 17+ ژانر : اکشن زمان : 107 دقیقه BAZITARSNAK.IR
  11. seyyedabbas5

    نام: Jill Valentine جنسیت: مونث نژاد/ملیت: سفید پوست / آمریکایی شغل: امنیت عقب تیم آلفای استارز (سابقا) مامور تیم ضد بیو تروریسم (سابقا) مامور BSAA حضور در: Resident Evil، Resident Evil 3: Nemesis، Resident Evil 5، Resident Evil: The Umbrella Chronicles، Resident Evil: Revelations، Resident Evil: The Mercenaries 3D، Resident Evil: Operation Raccoon City، Resident Evil: Apocalypse، Resident Evil: Afterlife، Resident Evil: Retribution قد: 172cm وزن: 56kg گروه خون: B جیل 2 دست است. در بیشتر اوقات از دست راست استفاده می کند ولی در آخر فرار جداگانه یک Sig 556 را با دست چپ شلیک کرد و در یکی از عکس های رزیدنت5 یک M92Fرا با دست چپ گرفته است. Resident Evil 1 در سال1998 جیل به همراه بقیه اعضای گروه آلفا استارز دنبال اعضای گروه دلتا که در اوایل ماموریت خود گم شده بودند می گشتند. چند دقیقه بعد از رسیدن، هلیکوپتر سوخته و جنازه خلبان تیم دلتا را دیدند. همان موقع چندین سگ به آنها حمله کردند و یکی از اعضای گروهشان به نام جاسپ را تکه پاره کردند در همان لحظه خلبان تیمشان با هلیکوپتر فرار کرد و بقیه گروه را تنها گذاشت.جیل به همراه کریس،بری و وسکر به داخل یک عمارت که در آن نزدیکی بود پناه بردند. در دقایق اول فهمیدند که آنجا پر از هیولا است و جنازه اعضای گروه دلتا را پیدا کردند. جیل به همراه بری عمارت را گشتند و فهمیدند که آن عمارت روی یکی از آزمایشگاه های فوق سری آمبرلا واقع شده است و این که وسکر یک جاسوس دوجانبه است. کمی بعد یک T-002به وسکر حمله کرد و آنها فکر کردند که او مرده است. بعد برنامه انفجار عمارت فعال شد و جیل به همراه کریس،بری و ربکا(تنها بازمانده گروه دلتا)از آنجا فرار کردند. Resident Evil 3 بعد از اتفاقی که در عمارت برای جیل افتاد تصمیم گرفت به راکون برگردد. 2ماه بعد تمام شهر به T-virusمبتلا شدند و جیل برای آخرین آخرین فرارش، خانه ی خود را ترک کرد و به R.P.Dرفت. جلوی ساختمان Nemesisرا دید که داشت برد،خلبان تیم آلفا را می کشت. سپس از دست آن به داخل ساختمان فرار کرد پس از پیدا کردن تمام چیز هایی که می خواست از آن جا خارج شد. در راهش با کارلس، یکی از اعضای گروه آمبرلا آشنا شد و داخل یک مترو با 2عضو دیگر گروه آمبرلا نیکولای و نیهایل دیدار کرد و برای راه انداختن مترو دنبال وسایل گشت که در راه پیدا کردن یکی از آنها دید که نیکولای در یک ساختمان منفجر شد. پس از پیدا کردن همه آنها داخل مترو رفت که آنجا بار دیگر با Nemesisرو به رو شد که این بار نیهایل یک نارنجک در آن واگن انداخت که با آن خودش و Nemesis ترکیدند که باعث شد مترو از راهش خارج شود و به داخل برج ساعت بیفتد.جیل زنگ ساعت را به صدا در آورد تا هلیکوپتر نجات به آن طرف بی آید ولی تا هلیکوپتر به آن سمت آمد، Nemesis با یک Rocket Launcherآن را ترکاند .وقتی جیل از ساختمان خارج شد،Nemesis از طریق زخمی کردن بازوی جیل او را مبتلا به ویروسNemesisکرد. کارلوس به کمک او آمد ولی Nemesis او را زد سپس جیل Nemesisرا موقتا از پا در آورد و بی هوش شد.کارلس او را داخل ساختمان برد و به بیمارستان رفت تا برای جیل دارو پیدا کند. پس از یافتن دارو آن را به جیل داد و او را درمان کرد بعد جیل به پارک راکون رفت و آنجا یکی دیگر از آزمایشگاه های آمبرلا را پیدا کرد. دوباره توسطNemesis مورد حمله قرار گرفت ولی این بار آن را با یک سلاح که تازه برای آن آزمایشگاه آمده بود کشت. آخر سر جیل و کارلس توسط یک هلیکوپتر که بری آن را می راند از راکون فرار کردند و در همان لحظه موشک هایی که توسط دولت برای نابود کردن راکون فرستاده شده بودند به زمین برخورد کردند و شهر را با خاک یکسان کردند. The fall of Umbrella در سال 2003جیل و کریس به گروه ضد ترور بیولوژیکی پیوستند. آنها به یک ساختمان آمبرلا در روسیه رفتند. ماموریتشان این بود که تمام سلاح های بیولوژیکی ای که در آن ساختمان وجود داشت را از بین ببرند. در میان راه در یک اتاق که در آن یک نوع ویروس جدید به نامT-A.L.O.S بود گیر افتادند ولی آن را شکست دادند و آمبرلا را به پایان رساندند و از آن ساختمان فرار کردند. A new dawn در سال 2006 جیل و کریس به گروه BSAAپیوستند و به آنها ماموریت دادند تا اسپنسر را پیدا کنند. وقتی وارد منزل او شدند، دیدند که محافظان شخصی او طی یک درگیری فیزیکی کشته شده اند.آنها بعد از گذشتن از تله هایی که در آن خانه بود به کتابخانه اسپنسر شدند ولی او را مرده روی زمین دیدند و با وسکر رو به رو شدند. پس از یک درگیری جیل برای نجات دادن کریس خود و وسکر را از پنجره بیرون انداخت. گروه BSAA دنبال جنازه آنها گشتند ولی پیدایش نکردند و هر 2را مرده اعلام کردند. Test subject وقتی جیل در راکون مبتلا به N-002شده بود با آن دارو ویرویش از بین نرفته بود، فقط غیر فعال شده بود. پس از سقوط، وسکر متوجه ویروس درون او که باعث شده بود دارای قابلیت های مناسبی برای آزمایش هایش شود، شد و از او به عنوان نمونه تست برایUroboros استفاده کرد. پس از موفق شدن پروژه Uroboros وسکر به او نوعی ویروس تزریق کرد که با آن می توانست او را به طور کامل کنترل کند و به او قدرت و سرعت زیادی می داد. بعد از آن جیل برای اکسلا و وسکر کار می کرد. Resident Evil 5 در آفریقا وسکر به جیل ماموریت داد تا به ایروینگ کمک کند در عین حال مراقبش باشد. وقتی کهBSAA چند نفر برای کشتن ماجینی ها فرستاد و جیل با یک فرد مبتلا به Uroboros از همکاران قدیمی خود پزیرایی کرد. از آن طرف کریس به همراه همکار جدیدش شوا فرستاده شدند تا ایروینگ را دستگیر کنند و ایروینگ مسئول کشتن آنها شد ولی هر کار کرد موفق نشد پس جیل به او یک کیف پر از طلا داد و به او گفت که می خواهی چه کار کنی؟ و او را مجبور کرد که از انگل استفاده کند که پس از این کار ایروینگ هیولا شده به کریس و شوا حمله کرد ولی توسط آنها کشته شد سپس جیل پیش وسکر و اکسلا رفت تا به آنها بگوید په اتفاقی برای ایروینگ افتاده است. وقتی کریس و شوا برای چندمین بار اکسلا را به همراه جیل ماسک دار دیدند و (برای صد هزارمین بار) پرسید که جیل کجاست، جیل با انها جنگید و آخر سر یک گلوله به ماسک جیل خورد و ماسکش پرت شد(ولی هنوز شنل جلوی صورتش بود) بعد وقتی که وسکرآمد و شنل را از روی صورت جیل کنار زد تازه کریس فهمید که این همون جیل است(شرط می بندم اگه لیان بود 2دقیقه اول می فهمید که اون کیه)بعد بازم باهم جنگیدند وقتی که وسکر می خواست برود جیل یه چیز هایی یادش آمد و وسکر یک دکمه را زد، جیل از درد به خود می پیچید،بعد رفت.وقتی که رفت جیل بالای لباسش را باز کرد و کریس دید که چیزی روی سینه ی او چسبیده است بعد به کمک شوا آن را کندند و جیل مثل خودش شد و به آنها گفت که باید وسکر را متوقف کنند. آنها هم او را ول کرده و به سراغ وسکررفتند. کمی بعد توسط یکی از اعضای BSAA جاش استون بیدارشد. جاش به او گفت که یک هلیکوپتر بالای کوه منتظر آنها است و با هم به سوی آن رفتند در راه با ماجینی های زیادی جنگیدند، وقتی به ساختمانی که قرار بود هلیکوپتر روی آن فرود بیاید رسیدند،جیل به کریس زنگ زد و به او گفت که چگونه وسکر را ضعیف کند سپس روی پشت بام ساختمان رفتند و منتظر خلبان شدند. وقتی رسیدند گروهی ماجینی به آنها حمله کردند،تا آنها وارد هلیکوپتر شدند،یک ماجینی خلبان را کشت و جاش هلیکوپتر را راند. بعد به کمک کریس و شوا رفتند و تا وسکر درون آتشفشان افتاد آنها را سوار کردند. وسکر هلیکوپتر را گرفت. جیل به آنها RPG-7s داد آنها هم با آن وسکر را زدند. منبع
  12. Resident Evil 6 ( Mercenaries) برای باز کردن زمین Mining Depths باید: کمپین جیک را یک بار به اتمام برسانید. برای باز کردن زمین Steel Beast باید : کمپین کریس را یک بار به اتمام برسانید. برای باز کردن کاراکتر ایدا ونگ در Mercenaries باید : کمپین ایدا را یک بار به اتمام برسانید. برای باز کردن کارلا رادمز در Mercenaries باید : برای باز کردن کردن کارلا همه ی کاراکتر های بازی را در مرسانیز باز کرده و همچنین تمامی لباس های فرعی کاراکترها را هم به دست بیاورید. برای باز کردن هلنا هارپر در Mercenaries باید: زمین Urban Chaos را با نمره ی B و یا بهتر کامل کنید. برای باز کردن پیرز نیواس در Mercenaries باید: زمین Steel Beast را با نمره B و یا بهتر کامل کنید. برای باز کردن شری برکین در Mercenaries باید: زمین Mining Depths را با نمره B و یا بهتر کامل کنید. برای باز کردن لباس های اضافه در Mercenaries باید: با هر یک از شخصیت ها هر زمین را با نمره A و یا بهتر به اتمام برسانید. علاوه بر این: هر شخصیت (بجز کارلا )3 تا لباس دارند (ایدا 2 لباس دارد چون در قسمت داستانی لباس ایدا عوض نمیشود)،custome 2 نیز برای همه شخصیت ها از re.net قابل دریافت میباشد. تذکر: در ابتدا 3 کاراکتر لیان و کریس و جیک قابل بازی هستند. با عوض کردن لباس کاراکتر فیگور آن شخصیت تغییری نمیکند! bazitarsnak.ir
  13. C.Price

    این سیو شامل سلاح های بینهایت و آرپیجی RPG گرفته تا P.R.L 412 میباشد و میتونید از اون ها استفاده کنید ! آموزش استفاده از این سیو بازی رزیدنت اویل 4 : شما بعد از دانلود کردن باید فایل رو در محل نصب بازی کپی کرده و بجای save data قرار دهید. دانلود:SaveData (2) bazitarsnak.ir
  14. seyyedabbas5

    اینم لیست کامل نمرات این بازی امید وارم مورد پسندتان قرار گیرد Console Obsession 8 از 10 Nintendojo 7از10 AceGamez 85 از 100 Thunderbolt 7از 10 N-Europe 6 از 10 GamePro 3 از 5 Game Over Online 75 از 100 GamesMaster UK 75 از 100 The Entertainment Depot 8 از 10 GamerNode 8.5 از 10 Gamervision 8.25 از 10 gamesTM 8 از 10 Gaming Age B+ ZTGameDomain 8 از10 Edge Magazine UK 7 از 10 Gamestyle 8 از 10 Kikizo 7 از 10 NintendoWorldReport 7 از10 play.tm 83 از 100 Nintendo Life 8 از10 Official Nintendo Magazine UK 79 از 100 Nintendo Gamer 82 از100 Nintendo Power 8 از 10 GameShark C- Worthplaying 7 از10 AtomicGamer 92 از100 Giant Bomb 3 از5 GameSpy 3 از 5 Cheat Code Central 4.1 از 5 VideoGamer 7 از 10 GameTrailers 7.9 از 10 Kombo 8 از 10 GameZone 7.5 از 10 GameSpot 6 از 10 1UP B+ Game Informer 8 از 10 Digital Chumps 6.6 از 10 Zentendo 4 از 10 Eurogamer 8 از 10 IGN 8.1 از 10
  15. Wolfwand Rubel

    طرح کلی بازی ورونیکا به دو بخش اصلی تقسیم میشود. کلر ردفیلد و کریس ردفیلد . با اینکه لوکیشن های هردو با هم مشترک است ولی بعضی از معماهای حل نشده در سناریو نفر اول در سناریو نفر بعد حل میگردد. داستان - بخش اول کلر ردفیلد بازی 6 ماه پس از وقایع رزیدنت اویل 2 رخ میدهد. کلر که در جستجوی کریس از لیون وشری جدا گردیده است برای یافتن کریس به مقر آمبرلا در پاریس نفوذ کرده اس. دلیل این انتخاب احتمالا آخرین نویشته ای است که کریس در دفتر خاطرات خود گذاشته است. با اینحال کلر شناسایی شده وگیر می افتد و او را برای بازجویی های ثانویه به جزیره ای دور افتاده در اکوادور منتقل میکنند. در شب اول حبسش ، افرادی به جزیره حمله میکنند و جزیره تصرف میشود. نگهبان زندان کلر که خود کلر را گیرا نداخته است در حالی که به شدت زخمی شده است کلر را آزاد میکند تا " مانند موش در قفس نمیرد" البته ذکر میکند که راهی برای فرار وجود ندارد. کلر ازا و جدا میشود و در مسیر خود وارد قبرستانی میشود . در قبرستان متوجه میشود افراد زیادی آلوده شده و تبدیل به زامبی شده اند . سپس در تکاپوی فرار از آنها با پسری به نام استیو برن ساید برخورد میکند که او نیز یکی از زندان بوده وگریخته است. استیو به سرعت از کلر جدا میشود زیاد نخواهد کلر دست و پا گیر او شود. در حال جستسجو برای یافتن راه فرار بار دیگر با استیو برخود میکند و متوجه میشود که کریس نیز تحت نظارت آمبرلاست. کلر با استفاده از کامپیوتر برایلیون اس کندی ایمیلی ارسال کرده وشرایطی که ر آن است را توضیح میدهد. رفتار استیو در تمام مدت به نحوی است که مطمئن است کسی برای کمک به آنها نمی آید. پس از اینکه کلر موفق میشود از محوطه زندان خود را به قصری متروکه برساند با مردی برخورد می کند که خود را آلفرد اشفورد مینامد. وی نوه یکی از بنیان گذاران آمبرلاست و تصور میکند که کلر موجبات حمله به جزیره او را فراهم آورده است. زیرا حمله پس از ورود کلر رخ داده است. انکار کلر فایده ندارد و اشفورد به او میگوید از آزادی اش لذت ببرد. در جستجوی راهی برای فرار کلر درا تاقی زندانی میشود که آلفرد اشفورد نوعی تایرانت را برای کشتن کلر آزاد میکند و توضیح میدهد که "با زود مردنت منو نا امید نکن و سرگرمم کن" کلر در ابتدا تایرانت را سرنگون میکند ولی اندکی بعد تایرانت دو باره به او هجوم می آورد و استیو سر رسیده و کلر را نجات میدهد. در ادامه داستان استیو اظهار میکند که سلاح ها از افراد قابل اطمینان ترند. حرفی که کلر را وادار میکند تا از او درمورد خانواده استیو سوال کند. استیو پاسخی نداده و صحنه را ترک میکند. کمی بعد کلر و استیو در محلی قرار میگیرند که کلر گیر می افتد و یک زامبی به آنها حمله ور می شود. استیو نمیتواند به زامبی شلیک کند ولی زمانی که زامبی به سمت کلر میرود او را با تیر می زند و معلوم میشود این زامبی پدر اوست. در اینجاست که استیو چگونگی سردر آوردن از جزیره را برای کلر بازگو میکند. پدر او برای آمبرلا کار میکرده است و سعی میکند اطلاعاتی را بدزدد. در اثر بی دقتی گیر افتاده ، مادر استیو کشته شده و او وپدرش را به اینجا می آورند.کلر بار دیگر از استیو جدا شده و موفق میشود خود را به قصر خواهر آلفرد اشفورد، الکسیا برساند که در پس در مخفی درا تاق کار الفرد وجود دارد. در قصر گفتگوی الفرد و الکسیا را میشنوند که الکسیا اظهار میکند : دشمن ما تنها یک دختر بچه است . برای عدم مواجه شدن با خواهر وبرادر اشفورد ، کلر راه بازگشت پیش میگیرد و برای آخرین بار به سراغ روردیگو میرود و برای جبران محبت او داروی انعقاد خون و فندکی که کریس به او داده را به رودریگو میدهد. در این میان مهمان ناخوانده بعدی کلر را مقابل قصر اشفورد ملاقات میکند: آلبرت وسکر . او که به جزیره به دلایلی حمله کرده است از دیدن کلر بسیار خوشحال میشود زیرا به زعم او کریس به دنبال کلر خواهد آمد و او فرصت خواهد داشت تا او کریس را بکشد. گرچه وسکر توانایی کشتن کلر را دارد ، به چند ضربه قناعت کرده و او را زنده میگذارد." ممکنه زنده بودنت بعدا یه فایده ای داشته باشه" با اینحال کلر میتواند برق قرمز رنگی در چشمان او ببیند و بعد وسکر پرشی باور نکردنی میزند واز آنجا دور میشود. کلر به خانه الکسیا باز میگردد و در ا«جا با خود الکسیا اشفورد روبرو میشود که قصد دارد او را بکشد ولی استیو سر میرسد و الکسیا را زخمی میکند. الکسیا میگریزد و استیو کلر به دنبال او میروند ومتوجه میشوند که الکسیایی در کار نیست و این آلفرد بوده که با کلاه گیس خود را شبیه آلکسیا کرده است. وی از آندو میگریزد و سیستم تخریب را فعال میکند. استیو و کلر با کمک هم خود را به هواپیمای جتی میرسانند تا با آن بگریزند. کلر از استیو جدا میشود تا راه را باز کند و در این میان الفرد اشفورد یک تایرانت بزرگ را آزاد میکند. کلر با تایرانت برخورد میکند و پس از مغلوب کردن آن خود را به هواپیما میرساند. ولی بر خلاف تصور این پایان کار نیست و آلفرد اشفورد به این سادگی ها دست از سر آنها بر نمی دارد. وی با یک هواپیما جت خود را به قطب جنوب رسانده و هواپیمای استیو وکلر را که تازه از شر تایرانت که با آنها سوار هواپیما شده بود خلاص دشه اند را به قطب جنوب و مقر آزمایشات آمبرلا هدایت میکند. در مقر قطب جنوب نیز کلر و استیو به دنبال راهی میگردند تا بتوانند بگریزند .کلر در حین گشت وگذار متوجه میشود که الکسیا اشفورد و الکساندر اشفورد هر دو ده سال پیش ناپدید شده اند و در این میان مردی با چشمان بسته و در غل زنجیر را می یابد که ناله کنان میخواهد آزاد شود . در ادامه استیو متوجه میشود که یک برج دیده بانی استرالیایی در یازده کیلومتری آنهاست . در حین جابه جایی ماشین حفاری برای باز کردن راه خروج حواس استیو به کلر پرت شده و ماشین حفاری به لوله گاز برخورد میکند . کلر و استیو ناچار میشوند بگریزند. کلرم اسک گاز را پیدا کرده و گاز را متوقف میکند ولی در این لحظه آلفرد سر میرسد و قصد دارد کلر را بکشد ولی بار دریگر استیو سر رسیده وبه آلفرد شلیک میکند آلفرد به اعماق سوراخی پرتاب میشود . کلر و استیو با ماشین حفاری دیوار را سوراخ میکنند و خود را به محوطه میرسانند. از سوی دیگر مردی که پیشتر در غل و زنجیر بود آزاد شده و در میانه مسیر سر راه کلر و استیو قرار میگیرد. مرد که شاخک های بلندی در آورده استیو را به پایین پرتاب میکند و این امر موجب میشود کلر در ابتدا هیولا را زده و بعد استیو را نجات داده و با هم بگریزند. استیو که بسیار از درماندگی خود شرمنده است به کلر قول میدهد آلفرد اشفورد در واپسین لحظات زندگی خود ، خود را به اتاقی میرساند که دختر زیبایی در یک محفظه شیشه ای قرار دارد. او نام دختر را آلکسیا صدا میکند. در این لحظه دخترک از محفظه شیشه ای بیرون می آید و برادرش را در آغوش میگیرد و آلفرد در آغوش او جان می سپارد . آلکسیا اشفورد بیدار شده است و موجود مار مانندی را به سراغ کلر و استیو میفرستد موجودی که ماشین نقلیه آنها را در هم کوبیده وآن را متلاشی میکند و آلکسیا در حالی که برادرش را در آغوش دارد با لحن آرامی برایش شعر زمزمه میکند.
  16. C.Price

    معرفی دشمنان RESIDENT EVIL 5 این تاپیک به مرور زمان کامل میشه. نام:big man majine حضور:re5 مستقر: انسان ایجاد شده توسط: نوع دوم پلاگاس آنها همگی، مردانی عضلانی ، که با شورت هستند اما هیچ پیراهنی ندارند. علاوه بر آن ، آنها هیچگاه از سلاح استفاده نمیکنند وترجیح میدهند با ضربات دست خود به شما صدمه وارد کنند . این ماجینی نسبت به ماجینی های دیگر قوی تر و جان سخت تر است. برای کشتن راحت تر آنها از شاتگان استفاده کنید.
  17. seyyedabbas5

    یک اسلحه بسیار زیبا برای لیان
  18. seyyedabbas5

    موضوعی که میخوام امروز بهش بپردازم، ماموریت لیان در رزیدنت اویل 4 هست، تعدادی از دوستان به داستان این بازی ایراد گرفتن که چرا آمریکا با ان همه دم و دستگاه برای نجات دختر رئیس جمهور فقط یک مامور رو تک و تنها فرستاده به اسپانیا ! ممطئنا این مسئله هرچی باشه ضعف داستانی نیست، چون حتی تو خود بازی هم بهش اشاره میشه ! وقتی که لیان به دو مامور اسپانیایی ماموریتش رو توضیح میده یکی از اون ها با طعنه میپرسه "خودت تنهایی میخوای این کار رو بکنی؟؟" که خوب این مسئله نشون میده نویسنده بازی کاملا از این موضوع اطلاع داشته. حالا دلایل اینکه چرا لیان خودش تنهایی فرستاده شده میتونه زیاد باشه و توی بازی هم بهش اشاره نشده اما غیر منطقی نیست ! 1- در ابتدای بازی لیان خودش توضیح میده تعدادی از افراد محلی ادعا کردن دختری که بسیار به اشلی شباهت داشته رو در منطقه دیدن، خوب پس موضوع تایید شده نیست، بلکه باید بررسی بشه و نمیشه بر روی صحبت یه سری روستایی یه ارتش رو فرستاد توی منطقه. 2- اسپانیا کشوری مثل عراق یا افغانستان نیست که حکومتش هر دم بیلی بچرخه و آمریکا بتونه راحت اونجا نیرو بریزه، درسته که اروپا و آمریکا متحد به حساب میان اما به هیچ وجه مقامات کشور اجازه نمیدن آمریکا یه ارتش تو خاکش خالی کنه. 3- رسوایی سیاسی ! شاید اصلا رئیس جمهور نمیخواد این موضوع عمومی بشه و براش رسوایی سیاسی به بار بیاره، یعنی انقدر وضعیت حفاظت خرابه که به راحتی دختر رئیس جمهور رو توی خاک آمریکا میدزدن و به اسپانیا میبرن؟ 4- در چپتر دوم، بعد از مرحله ای که با کمک لوییس دسته بزرگی از گانادو ها رو شکست میدید، از کلبه بیاید بیرون و به سمت مرچنت برید، در کنار مرچنت کلبه کوچک تری مشاهده میکنید که در اون فایلی وجود داره، کمی قبل تر هانیگان به لیان گزارش میده بالگردی که براش فرستاده بودن در راه منهدم شده، اون فایل توی کلبه درمورد همین مسئله ـست و اگه با دقت بخونیدش متوجه میشید که اون ها در دولت فردی از خودشون دارن و اون فرد داره به نفع سدلر کار میکنه ! متن این نامه به شرح زیر هست: "مدتی قبل، ارباب سدلر به من اطلاع داد که افرادمان هلیکوپتر ارتش آمریکا را منهدم کرده اند. تا مدتی احتمالا خبری از دخالت خارجیان نخواهد بود. تا زمانی که دولت آمریکا نتواند خائن را تشخیص دهد، فقط میتواند عملیات های کوچک و پنهانی انجام دهد. ما باید از این مدت زمانی به عنوان مزیت برای خودمان استفاده کرده و دوباره دختر را دستگیر کنیم." بقیه نامه ربطی به موضوع نداره. 5- بعد از اینکه دولت بالگرد دوم رو میفرسته ارتباط لیان با هانیگان به وسیله سالازار قطع میشه و خوب مطمئنا دولت نمیدونه این هلیکوپتر رو اصلا کجا بفرسته که لیان پیداش کنه ! و بعد وقتی هم که ارتباط دوباره وصل میشه، لیان دختر رئیس جمهور رو از دست داده ! و باید دوباره برای نجاتش اقدام کنه، اینجاست که دولت بالاخره برای لیان نیروی کمکی میفرسته. 6- نکته آخر اینکه شاید بعضیا بگن چطور توی رزیدنت اویل 5 کرور کرور پشتیبانی برای کریس فرستاده میشد؟ سازمان bsaa سازمانی هست که زیر نظر سازمان ملل داره کار میکنه و وابسته به کشور خاصی نیست، بخاطر همین در اکثر نقاط کره زمین شعبه های مخصوص به خودش رو داره، برای همین هماهنگی و فرستادن نیرو برای سرباز هاش به شدت راحت تر از سازمانی مثل dso یا fos هست که فقط میتونن توی خاک آمریکا به راحتی فعالیت کنن و برای کشور های دیگه مجبور به هزاران هماهنگی هستن.
  19. seyyedabbas5

    به نام خدا روش کشتن غول ها روش کشتن بیتورز مندز قبل از گذشتن از در از بازرگان یک آر پی جی بخرید تا کار راحت شود بعد از در گذشته و وارد انباری بشید که بیتورز مندز در آن جا حضور دارد بعد از دمو او را با شات گان یا قوی ترین اسلحه ای که دارید هدف قرار داده تا از کمر به دو نیم شود سپس به سرعت با آر پی جی اورا هدف قرار داده و نابودش کنید (آر پی جی فقط برای راهت کردن بازی است ) کشتن جک کرازر در 2 حرکت ساده واسه کشتن جک بهترین کار اینه که از چاقو استفاده کنید. وقتی که هی چپ و راست میره (خیلی تند حرکت میکنه) شما چاقوتونو دربیارید و هی خط خطیش کنید. بعد میبینید که کم میاره و نارنجک پرت میکنه سمتتنون! استفاده از تنفنگ هم خوبه ولی به صرفه نیست چون فقط تیر هدر میره. خلاصه مراحل رو پشت سر بذارید تا جایی که جک دستش تغییر میکنه و قصد جونتون رو میکنه بهترین کار اینه که بازم از چاقو استفاده کنید نزدیک پرتگاه بشید و هیچ کاری نکنید. بذارید جک شما رو پرت کنه پایین. (البته شاید یک مقدار از جونتون بره) حواستون به دکمه ها باشه تا زمانی که پرتتون کرد سریع دکمه ی مربوطه رو بزنید و خودتون رو نجات بدید. حالا بهترین موقعست!!!!!! سریع چاقو رو دربیارید و پاشو هدف بگیرید!!!!!! پشت سر هم دکمه رو فشار بدید تا لیون به چاقو زدنش ادامه بده بعد از 6 تا ضربه ی چاقو میبینید که جک مرده به همین سادگی!!!!!! اما من یک روش دیگرو هم سراغ دارم که خیلی خوبه!!!! من خودم جک رو این ریختی کشتم: قبل از این که وارد جنگ بشید تفنگ broken butterfly رو بخرید بعد وقتی که جک دستشو تغییر داد ازش فاصله بگیرید ینی فرار کنید و به دست دیگه برید. بعد جک دنبالتون میاد و وقتی تقریبا نزدیک شد شما یک گوله حرومش کنید . بعد که تلو تلو میخوره بهترین موقعیته که یک نارنجک یا اون تفنگه که دارتیه و اسمشو نمیدونم رو روش خالی کنید. بعد دوباره فرار کنید و به سمت دیگه برید 3 بار این کارو انجام بدید بعد میبینید که جک میمیره به همین سادگی!!!!!! برای کشتن DR.SALVADOR ها بهتره از اسلحه شاتگان تقویت شده استفاده کنید و صرفا فط به سر شلیک کنید. برای کشتن GIANT ها از ار پی جی استفاده کنید. برای کشتن bitores mendez از اصلحه ار پی جی استفاده کنید بعد که افتاد با اصلحه شاتگان پدرش رو در بیارید. برای کشتن اون بادیگارد سالازار که تو فاضلاب هستش از اون کپسول های حاوی هیدروژن استفاده کنید. یه راهی برای کشتن بدون خرید ارپی جی هس!!!! ببخشید عکس ندارم وقتی رییس بزرگ از کمر نصف شد برید سمت چپ بغل دیوار قایم شید اون همینطور منگ میمونه و عقب و جلو میره که می تونیین وقتی جلو اومد با شاتگان پدرشو درآریید البته این واقعی هس و تو نورمال و خیلی سخت هم پاسخ میده! برای کشتن سالازار هم کافیه وقتی یارش اومد بخورتتون به سمت چپ یا راست برین و سریع با مگنوم بهش شلیک کنید تا برگرده عقب سپس با شلیک به چشش سالازار نمایان میشه که می تونین با همین روند بدون خرید آرپی جی بکشیدش یه پیشنهاد کلی قبل از رفتن به سراغ غول یک آر پی جی بخرید.و تمام اگر هم برای بار اول بازی میکنید با ترینر بازی کنید یکی دو بار که بازی رو تموم کردید و با بازی آشنا شدید با این ترفند ها یکم کارتون راحت تر میشه ولی من خودم بدون ترفند بازی رو تموم کردم.
  20. seyyedabbas5

    داستان بازی رزیدنت ایول 6 داستان نسخه ششم سری رزیدنت ایول، درسال ۲۰۱۳ و ۱۵ سال پس از رویدادهای شهر راکون روایت می‌گردد. بخش اول از 24 دسامبر 2012 آغاز میشود.در شرق اروپا حملات تروریستی روی داده است. جیک مولر پسر آلبرت وسکر برای جلوگیری از این حملات به آنجا فرستاده میشود در این راه شری برکین از بازمانده های شهر راکون جیک را همراهی میکند.شری به جیک میگوید از آنجایی که تو پسر آلبرت وسکر هستی برای توقف تمام این ماجراها نیاز به خون تو است و جیک موافقت میکند تا با شری به جایی برود که از ادامه همه حملات جلوگیری کنند. ناگهان هیولای بزرگی در این راه به این دو حمله میکند.شری و جیک چندین بار با آن مبارزه کرده اما این هیولا آنها را تا چین دنبال میکند. همزمان با این حملات کریس ردفیلد و پی‌یرس نیوانس نیز بخش دوم داستان را رغم می زنند.ایدا وانگ به کریس و پیرس حمله کرده است و بیشتر اعضای گروه BSAA توسط وی کشته میشوند و کریس و پیرس به کشور چین میروند تا وظیفه مقابله با “ویروس-سی” را داشته باشند. بخش دیگری از داستان به شش ماه بعد و 29 ژوئن 2013 برمیگردد. لیان اسکات کندی و هلنا هارپر مامور محافظت از رئیس جمهور آمریکا آدام بنفورد هستند. که رئیس جمهور دچار حمله بیوتروریستی میشود.لیان و هلنا به دنبال این هستند که چه کسی در پس پرده این حملات بیوتروریستی قرار دارد تا انتقام خون رئیس جمهور را از وی بگیرند. لیان و هلنا متوجه میشوند که فردی که در حال حاضر کنترل تمامی نیروهای مبارز حملات بیوتروریستی را برعهده دارد درک سیمونز است که خود بر خلاف چیزی که خیلی ها فکر میکنند در پشت حملات قرار دارد.لیان و هلنا به طور مخفیانه با فردی از داخل نیروهای دولتی راهی را برای رسیدن به سیمونز پیدا میکند تا اینکه متوجه میشود تمام این سره نخ ها به کشور چین برمیگردد.لیان و هلنا به چین میروند و متوجه میشوند که جیک و شری نیز در آنجا هستند.لیان ،هلنا ، شری و جیک در کنار هم در برابر هیولایی که مدت ها به دنبال جیک و شری بود میجنگند و خود را به سیمونز میرسانند.سیمونز نیز به همراه همکاران خود به آنها حمله و تیراندازی میکند. اما در همین بین فردی به طور مخفیانه آمپولی از “ویروس-سی” را به بدن سیمونز میزند و سیمونز تبدیل به یک هیولای بزرگ میشود.لیان و هلنا در روی ریل قطار در حال حرکت با سیمونز مقابله کرده و موفق به شکست وی میشوند.همه فکر میکنند که تمام ماجراها به پایان رسیده اما ناگهان موشکی وارد خاک چین شده و ویروس-سی را پخش میکند و دوباره تمام مردم دچار این ویروس میشوند.اینبار لیان و هلنا با کریس ردفیلد و پیرس نیوانس مواجه میشوند و با هم به دنبال این خواهند رفت که بفهمند پشت پرده این ماجرا چه چیزی است. بخش پایانی داستان مربوط به قسمت دیگری از ماجرای کریس ردفیلد و پی‌یرس نیوانس است.کریس و پیرس در حال مبارزه با حملاتی هستند که در شرق آسیا رخ میدهد.در این بازی، مردم جهان در ترسی مشترک از حملات بیولوژیکی قرار گرفته‌اند و کشوری در جهان، مصون از ایین گونه حملات نیست.
  21. seyyedabbas5

    بدست آوردن صد جواهر قیمتی: زمانی که Ashley توسط حشرات غول آسا دزدیده می‌شود در همان جا به وسط پل بروید. سقف را نشانه رفته تا کندوی بزرگی ببینید به آن تیراندازی کرده تا صحنه‌ای دیده و تعداد زیادی جواهر بر روی زمین بریزد. دومین روش برای کشتن غول آخر بازی: زمانی‌که یک بار بازی را در حالت حرفه‌ای تمام کردید یک اسلحه لیزری بسیار قوی به صورت رایگان جایزه می‌گیرید زمانی‌که با این اسلحه به مصاف غول آخر بروید با یک شلیک دقیق می‌توانید او را نابود کنید و دیگر نیازی به آر پی چی قرمز Ada نیست. روش کشتن غول آخر در مینی ماموریت Ada Wong: باید با تیرو کمان انفجاری به سر او شلیک کنید هر گاه هم گرفتار شدید ضربدر را به سرعت بزنید و برای فرار از ضربه های او R1 و L1 را با هم فشار دهید. تفاوت‌های درجه‌های سختی بازی: در حالت Easy بعضی از درها بسته هستند که در دیگر حالت‌ها این درها باز است و باید اعمالی در آن جا انجام شود. در کل چهار تفاوت وجود دارد. اول: قبل از این که برای اولین بار با مرد کوتوله برخورد کنید و وارد قصرش شوید باید وارد در کوچک قهوه‌ای رنگ رو به رویتان شوید به سمت راست رفته تیرانداز را کشته و وارد انبار شوید. از داخل صندوقچه قرمز کلید در ورودی قصر را بردارید مهاجمان را کشته و تا در ورودی قصر برگردید. دوم: برای اولین بار که به طبقه دوم باغ می‌روید و وارد اتاقی می‌شوید که Ada را ملاقات می‌کنید در حالت Easy در اتاق باز است ولی در دیگر حالت‌ها در بسته و احتیاج به دو لوح دارد بنابراین به داخل هزار توی باغ رفته و وارد در شوید. سمت چپ وارد در دیگر شده و به طرف فواره آب ( مجسمه زن ) بروید و لوح اول را بردارید به عقب برگشته سگ‌ها را کشته و به پل برسید آن را طی کرده و از مجسمه لوح دوم را بردارید. سوم: زمانی‌که جام را در دست مجسمه می‌گذارید و در بزرگ دو دهنه باز می‌شود در حالت Normal یا حرفه‌ایی باید دو جام بدست آورید. برای بدست آوردن جام دوم در ابتدای سالن به سمت راست رفته و وارد در دو دهنه قهوه‌ای شوید. به Ashley فرمان توقف بدهید و از تله‌ها عبور کنید. وارد اتاق دایره‌ایی شکل شده با مجسمه‌های زنده شده بجنگید و آن ها را نابود کنید. با این کار جام دوم را بدست می‌آورید چهارم: در جایی که باید با یک اهرم مسیر پل را تغییر دهید در حالت معمولی یا حرفه‌ایی نمی‌توانید اینکار را انجام دهید و باید ابتدا از روی پل عبور کرده به سمت چپ رفته و پلکان را طی کنید و وارد در شوید. در اینجا باید از سه طبقه بالا رفته و قطعه چوب‌هایی که در چرخ‌دنده‌ها گیر کرده را با تیراندازی بشکنید سپس اهرم را بکشید از همه نردبان‌ها پایین آمده زامبی‌ها را از بین برده و از در بزرگ خارج شوید: دومین مینی ماموریت Adas Report Ada Wong در این ماموریت باید پنج شی بنفش رنگ را پیدا کنید سپس به منطقه باند هلیکوپتر که پشت آزمایشگاه است رفته با Jack بجنگید از نردبان بالا رفته وارد اتاقک شده و به طرف دستگاه بی‌سیم بروید تا این بازی کوتاه را هم به پایان برسانید. بازی را در حالت Normal به پایان رسانده تا حالت حرفه‏ای Professional باز شود. بازی را یک بار با هر حالتی (آسان- سخت- حرفه‏ای) به پایان برسانید تا تفنگ‏های P.R.L.412- Infinite Launcher- Chicago Typeriter باز شود. بازی را یک بار به پایان برسانید تا Extras باز شود. در این قسمت می‏توانید روی گزینه اولی رفته و مینی ماموریت Ada Wong را به پایان برسانید- Separate Ways روی گزینه دوم (Assignment Ada) رفته و مانند ماموریت اول آن را با Ada Wong به پایان برسانید. در قسمت سوم روی گزینه The Mercenaries رفته و ماموریت را با Leon Scott Kennedy شروع کنید. چهار مکان وجود دارد، یکی را انتخاب کرده و با رتبه‏ی چهار ستاره ببرید تا کاراکتر مورد نظر باز شود. قسمت چهارم (Movie Browser) می‏توانید دموهای بازی را ببینید. در قسمت پنجم (Adas Report) Ada برای شما در باره‏ی بازی رزیدنت اویل توضیح می‏دهد. با خریدن نقشه (Treasure Map…) از مرد بازرگان تعداد زیادی ستاره روی نقشه داخل بازی ظاهر می‏شود- منظور از ستاره‏ها اشیای قیمتی می‏باشد. کنار مرد بازرگان در قسمت Tune Up می‏توانید قدرت، سرعت و خشاب اسلحه‏ها را زیاد کنید. به این صورت که روی اسلحه مورد نظر رفته، دکمه ضربدر را زده و اگر Fire Power را بخرید قدرت اسلحه زیاد می‏شود- اگر Relod Speed , Firing Speed را بخرید سرعت تیر و فشنگ‏ها زیاد می‏شود و اگر Capacity را بخرید به تعداد خشاب‏های شما اضافه می‏شود. اشیای قیمتی را که در طول بازی به دست می‏آورید می‏توانید با دیگر اشیا (Combine) کامل کنید و به قیمت بسیار زیادی به مرد بازرگان بفروشید. از نارنجک‏های آبی رنگ (Flash Grenda) می‏توانید برای کشتن زامبی‏هایی استفاده کنید که سر آن‏ها قطع شده و تبدیل به عنکبوت و … شده‏اند. کپی شده از انجمن قبلی
  22. seyyedabbas5

    نمــــــــــــــــــــرات بازی "Resident Evil 4" 1UP .com: A Famisto: 38/40 Game Informer: 10/10 Game Pro: 4.5/5 Game Spot :9.6/10 Game Spy: 5/5 Game Trailers :9.6/10 IGN: 9.8/10 Nintendo Power: 10/10 Nintendo World Report: 10/10 Nintendo Official Mag: 95% PlayStation Magazine: 9/10 Metacritic: 96% Game Ranking 95:.75%
  23. Antivirus HQ

    RE:Remake Files در این تاپیک ترجمه ی فایل های این بازی گذاشته میشود. محصول تحریریه ی سایت Bazitarsnak.ir
  24. seyyedabbas5

    بسم الله الرحمن الرحیم امروز یک ترفند خیلی جالب براتون آماده کردم که با این ترفند به راحتی میتونید مثل رو باشید و از دیوار رد بشید برای رد شدن از دیوار ترینر مله رو از اینجا دانلود کنید. Resident Evil 4 Melee Trainer و گزینه walk through walls رو انتخاب کنید. از ترینر خارج نشوید و بازی رو اجرا کنیدو بعد میتوانید از دیوار ها رد شوید و مانند روح باشید.
  25. seyyedabbas5

    بسم الله الرحمن الرحیم امروز آپدیت رزیدنت اویل 4 رو برای شما عزیزان قرار دادم. آپدیت رزیدنت اویل 4 است که باعث : 1 _ تغیر سلاح ها 2 _ تغیر رنگ لیزر 3 _ تغیر جاقو 4_تغییر لباس و ... لینگ دانلود : resident evil 4 updata
×