رفتن به مطلب

سناریو فارسی Resident Evil 6 - Ada Wong

  • وارد شوید
  • سناریو فارسی Resident Evil - Remake

    داستان از هلیکوپتری شروع میشود که بر فراز یک جنگل پرواز میکند
  • ادامه
    • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

      هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

    پست های پیشنهاد شده

    Resident_Evil2_logo.png.9d1e6aca45e5c61faf7fb253023507f3.png

     

    سلام

    در این تاپیک سناریوی فارسی Resident Evil 2 که توسط خودم ترجمه می شه قرار می گیره

    لطفا تا کامل شدن تاپیک اسپم ندید. این تاپیک رو خودم با هماهنگی سردبیر کامل می کنم

    توضیحات سناریو با قرمز ، دیالوگ های کلر با صورتی ، لیون با آبی ، شری با زرد ، ایدا نارنجی ، انت با سبز و بقیه با سفید نوشته می شه

    • خوشم اومد 3

    به اشتراک گذاری این ارسال


    لینک به ارسال
    به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

    Chap1.png

    ( صحنه ی اول )

    ( مردی با ماشینش به سمت شهر راکون می رود. دوربین چهره ی او را نشان می دهد. لئون اس کندی ! یک پلیس ! وسط جاده یه جسد افتاده. لئون پیاده می شود تا جسد را چک کند )

    لئون : خب اینجا چی داریم ؟

    ( صحنه ی دوم )

    ( مردی از شیشه ی پمپ بنزین به بیرون پرتاب می شود و روی زمین می افتد. سپس در حالی که ناله می کند دوباره بلند می شود )

    ( داخل کامیون ، پمپ بنزین )

    ( راننده ی کامیون داخل کامیونش می نشیند و دست خون آلودش را با دست دیگرش می گیرد )

    راننده ی کامیون : یارو دیوانه است ! واسه چی آدمو گاز می گیره ؟!

    ( صحنه ی سوم )

    ( لئون جسد را از نزدیک بررسی می کند )

    لئون : مرد ، چه افتضاحی ! یعنی چه بلایی سرش اومده ؟!

    ( چند زامبی به طرف لئون می آیند و او با ترس اسلحه اش را بیرون می آورد  )

    لئون : اینا دیگه چین ؟!

    (  اسلحه اش را به سمت آن ها نشانه می گیرد )

    لئون : خب دیگه ... تکون نخورین !

    ( جسدی که روی زمین بود نمرده بود ! بلکه آن هم یک زامبی بود ! و خودش را به سمت لئون می کشید. لئون سریعا او را نشانه می گیرد )

    لئون : نه !

    ( لئون به آن زامبی شلیک می کند. دیگر زامبی ها دارند نزدیک و نزدیک تر می شوند ! لئون به طور مکرر به آن ها شلیک می کند. اما آن ها هنوز هم به سمت لئون می آیند )

    لئون : اونا چشونه ؟! شلیک های من که دقیق بودن !

    ( عقب می رود و به در پشتی یه کافی شاپ می رسد. در باز می شود. لئون برمی گردد و دختری را می بیند. کلر ردفیلد ! لئون اسلحه اش را به سمت او می گیرد. کلر دست هایش را جلوی خودش می گیرد )

    کلر : صبر کن ! شلیک نکن !

    لئون : بشین !

    ( کلر می نشیند و لئون به سر زامبی که پشت سر کلر بود شلیک می کند. زامبی روی زمین می افتد )

    لئون : نمی تونیم  بیرون بمونیم. می ریم اداره ی پلیس. اونجا امن تره

    ( لئون و کلر به سمت ماشین پلیس می دوند. لئون روی صندلی راننده می نشیند و می بیند کلید سر جایش است )

    ( صحنه ی چهارم )

    ( در ماشین : )

    کلر : اینجا چه خبره ؟ من تازه به این شهر اومدم و انگار همه اینجا دیوونه ان !

    لئون : عالیه ! بی سیم قطعه !

    کلر : تو یه پلیسی نه ؟

    لئون : آره. روز اول کارمه. عالیه نه ؟ اسمم لئون کندیه. از دیدنت خوش حالم

    کلر : اسم منم کلره. کلر ردفیلد. اومدم تا برادرم کریس رو پیدا کنم

    لئون : هی ، می شه داشبرد رو باز کنی ؟

    کلر : البته

    ( کلر داشبرد را باز می کند و یک تفنگ می بیند )

    کلر : یه تفنگ این داخله

    لئون : بهتره نگهش داری

    ( ناگهان یک زامبی که در صندلی عقب بود به آن ها حمله می کند. لئون و زامبی با هم درگیر می شوند و کنترل ماشین از دست لئون خارج می شود )

    لئون : نه !

    کلر : مراقب باش !

    ( ماشین تصادف می کند و زامبی از شیشه ی جلویی به بیرون پرتاب می شود )

    لئون : حالت خوبه ؟

    کلر : من خوبم

    ( کلر و لئون به بیرون پنجره نگاه می کنند. کامیونی دارد به سرعت به سمت آن ها می آید )

    لئون : الان می زنه بهمون !

    ( حالا دیگر راننده ی کامیون کاملا زامبی شده. لئون و کلر از ماشین خارج می شوند و کامیون به ماشین آن ها برخورد می کند. انفجار بزرگی رخ می دهد و باعث می شود آن ها از هم جدا شوند )

    لئون : کلر !

    کلر : لئون !

    لئون : من خوبم. بیا اداره ی پلیس. اونجا می بینمت !

    • خوشم اومد 6

    به اشتراک گذاری این ارسال


    لینک به ارسال
    به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

    Ep2.png

    ( صحنه ی اول )

    ( لئون وارد اسلحه فروشی می شود. مردی را می بیند که اسلحه شاتگانی را به سمت او نشانه گرفته. )

    کندو : تکون نخور! تو کی هستی ؟ اینجا چیکار میکنی ؟!

    لئون: شلیک نکن من ادمم !

    ( کندو مکث می کند و اسلحه را پایین می آورد )

    کندو : اوه متاسفم ... فکر کردم یکی از اونایی.

    لئون: توی این شهر چه خبره ؟!

    کندو : وایسا.

    ( کندو در را قفل می کند )

    کندو : منم نمی دونم چه خبره. همین که به خودم اومدم دیدم زامبی ها شهر رو تسخیر کردن

    ( صحنه ی دوم )


    ( لئون وارد اداره در طبقه اول می شود و یک مامور پلیس را که از شدت درد ناله می کند روی زمین می بیند )

    لئون : اوه پسر...

    ماروین :تو ... تو دیگه کی هستی؟ اوه ، باید همون تازه وارده باشی. لیان... !متاسفم ولی انگار گروهتون منحل شد


    لئون : چی شده ؟

    ماروین : تقریبا دو ماه پیش ... حادثه ای تو عمارتی که نزدیکی های این شهر بود رخ داد که زامبی ها بودن. کریس و بقیه عضوهای استارز فهمیدن که آمبرلا پشت همه چیز بوده. اونا برای افشای حقیقت جون خودشون رو به خطر انداختن. ولی هیچ کس باورشون نکرد. زیاد طول نکشید که این ماجراها شروع شد

    ( ماروین از درد به خود می پیچد. )

    لئون : تحمل کن !

    ماروین : نگران من نباش. فقط بازمونده هایی که تو اتاق های دیگه هستن رو نجات بده. بیا ، این کارت رو بگیر. باید بشه با این در های توی هال رو باز کرد. حالا دیگه برو

    لئون : ولی ...

    ماروین : فقط برو !

    ( ماروین اسلحه اش را به سمت لئون می گیرد. )

    لئون : بسیار خب. اما برمی گردم. فقط طاقت بیار

    ( لئون از اتاق خارج می شود و ماروین در را پشت سر او قفل می کند )

    Translators : Lunafreya Nox Fleuret & Sapirus

    Editor : Lunafreya Nox Fleuret

    ویرایش شده در توسط Lunafreya Nox Fleuret
    • خوشم اومد 5

    به اشتراک گذاری این ارسال


    لینک به ارسال
    به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

    برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

    برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

    ایجاد یک حساب کاربری

    برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

    ثبت نام یک حساب کاربری جدید

    ورود به حساب کاربری

    دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

    ورود به حساب کاربری


    ×