رفتن به مطلب

سناریو فارسی Resident Evil 6 - Ada Wong

  • وارد شوید
  • سناریو فارسی Resident Evil - Remake

    داستان از هلیکوپتری شروع میشود که بر فراز یک جنگل پرواز میکند
  • ادامه
    • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

      هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

    Wolfwand Rubel

    اختصاصی سناریو فارسی Resident Evil 6 - Chris & Piers

    پست های پیشنهاد شده


    Resident Evil 6  Scenario

     Chris & Piers

     

    resident-evil-6-battle-03.thumb.jpg.461d1ef474c33eaa449969c9970cce28.jpg

     

    دوستان به سرودی سناریو رزیدنت ایول 6 بخش کریس ردفیلد و پیرز نوینز اینجا قرار میگیره از دوستان خواهشمندم اسپم و پیام ندن تا کار تموم بشه.

    لازم به ذکره بخش بی رنگ مکالمات بیسیمه

     

     

    2563.png.9377c85aa81a26fec4315d2ed05154c5.png

     

    به اشتراک گذاری این ارسال


    لینک به ارسال
    به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

     

    RE6_Logo.thumb.png.62b6dfd1dcdc76244b598f9d98a4b1b0.png

     

    Chris Redfield & Piers Nevans  

    Chapter #1

     

    29 ژوئن 2013  اروپای شرقی

     

    کریس ردفیلد در یک کافه نشسته و مرتب نوشیدنی میخورد. 

    کریس: بازم بریز

    زن صاحب کافه میرود تا برای کریس نوشیدنی بیاورد. پیرز در صندلی کناری نشسته ودر حال خوردن استیک است.

    پیرز: خیلی سخته این طرفا استیک خوب گیر بیاری... نه به اون سادگی که تو خونه میشد...

    زن برای کریس نوشیدنی میریزد ولیوان را تا نیمه پر میکند

    کریس: پرش کن

    زن: به حد کافی خوردی 

    کریس نوشیدنی را از زن میگیرد و برای خود میریزد

    کریس: گوش کن عزیزم تو اینجایی که به ملت نوشیدنی بدی و خوشگل به نظر بیای... پس چطوره خفه خون بگیری

    زن: چطوره تو از کافه من گمشی بیرون!

    کریس: جایی ندارم برم

    و بلند میشود تا به سر یک میز برود. یک مرد به زبان روسی به او میگوید:

    مرد : اون خانوم ازت خواست که بری

    و بعد به انگلیسی تکرار میکند 

    گفتم بهت گفت که بری

    کریس عصبانی شده با مرد درگیر میشود که پیرز دست او را میگیرد

    پیرز: حتی به خوابم نمیدیدم کریس ردفیلدو توی اشغالدونی مثل اینجا پیدا کنم که داره وقتشو هدر میده 

    کریس: تو دیگه کدوم خری هستی 

    و هردو سر یک میز مینشیند 

    پیرز: پیرز...پیرز نوینس

    کریس: به عمرم اسمتو نشنیدم

    پیرز: این چی؟ از اینم چیزی نشنیدی؟ 

    و تصاویری از یک شهر آشوب زده را به کریس نشان میدهد.

    59c02c229ea8b_chris1.thumb.png.8e06321aebacc3c4b98c8e9ddd202f8a.png

    کریس: این چیه؟ 

    پیرز: تو واقعا هیچی یادت نمیاد نه؟

    تروریسم زیستی 

    کریس: بیو...

    پیرز: تو نمیتونی از گذشتت فرار کنی کریس مهم نیست کجا بری وچیکار کنی. 

    کریس: تو کی هستی؟ این چیه؟

     پیرز: باشه...منو یادت نمیاد... اینا رو چی ...( و تصاویر سربازانی را نشان میدهد که در جنگ کشته شده اند ) نگاه کن... گفتم نگاه کن! اینا آدمای تو بودن...که همشون تحت فرمان تو مردن ... نگاه کن! تو بهشون بدهکاری که به یاد بیاری...! وگرنه همه اون کارا بی ارزش میشه...

    کریس: کافیه!

    پیرز: لعنتی. شیش ماه ازگار دارم دنبالت میگیردم وچیزی که گیرم میاد اینه 

    کریس: BSAA 

    پیرز: اره...جایی که بهش تعلق داری

     همه منتظرن 

    کریس: همه؟ 

    تمام افراد کافه بلند میشوند وپشت سر پیرز قرار میگیرند. 

    پیرز: ما برت میگردونم کاپیتان هرجوری که باشه 

     chris2.thumb.png.f5895e9d41d8a9c9204bb9923b3a628d.png

    تصاویر تاریک شده و صدای کریس به گوش میرسد که گویی با خود حرف میزند.

    کریس: نمیتونم به فرار ادامه بدم. باید با حقیقت روبرو بشم ومسئولیتشو بپذیرم. این تنها راهیه که یادم میاد و تنها راهی که بتونم زندگیمو پس بگیرم

    HQ به آلفا مامورت شما تغییری نکرده جلوی پخش شدن حمله زیتسی رو تا نقطه Ace of Spade بگیرید

    پیرز: دریافت شد آماده ایم که روی سقف Eight of Clubs فرود بیایم مسیرمونو به Ace of Spice ادامه میدیم اون مامورای سازمان ملل رو پیدا میکنیم.

    اکو به HQ ما توی خایبون Diamond Three با حمله مهاجما مواجه شدیم. میریم که درگیر بشیم

    HQ دریافت شد

    پس از خروج از در چند خبرنگار جلو آنها را میگیرند.

    خبرنگار: BSAA به صحنه رسید ... ببخشید میشه یه جمله بگین؟ ایا این حمله به حمله آمریکا مرتبطه؟ ایا BSAA اونجا هم هست؟  

     کریس: اینو ببین

    پیرز: بجنب هدفمون جلوهه

    HQ-  به گوشم . مسیر 4 پر از آدما ومهاجماس چیز دیگه ای هم هست؟

     کریس: حروم...

    -  تیم آلفا مسیرتونو از مسیر 4 به سمت مسیر نهم تغییر بدید

    - از طریق Six of Clubs به مقصد برید

     HQ-  به تمامی واحد ها آلفا در مسیر Ace of Spades ـه 

    - بعد از اینکه به گروه دلتا رسیدین ماموریت رو طبق برنامه پیش میبریم

    - براوو به HQ ما با مهاجما در Four of hearts درگیر شدیم اوضاع جالب نیس درخواست نیروی پشتیبانی فوری داریم 

    - دریافت شد. HQ به چارلی ، در four of hearts به براوو کمک کنید.

    کریس :دارن شهروندای غیر مسلح رو میکشن. عاشق ما میشن

    وبه یک جاوا شلیک میکنند ولی جاوو خودش را ترمیم میکند.

    پیرز: داره خودشو ترمیم میکنه

    پیرز به HQ ما با یک جاوو برخورد کردیم شبیه همونیه که قبلا تو ادونیا باهاش برخورد کردیم

    -  دریافت شد . با احتیاط بسیار زیادی پیش برید

    پیرز: گندش بزنن...

     کریس باید به این اوضاع پایان بدیم

    - تیم آلفا به مسیر نهم ادامه بدید 

    - از یکی از کوچه های فرعی استفاده کنید تا به Ace of spades برسید  

    پیرز: کاپیتان چیزی یادت نیومده هنوز؟

    کریس :هنوز دارم سعی میکنم بفهمم این چیزایی که میبنم چه معنی داره

    پیرز: میدونی به نظر میاد یکم کند شدی ولی به نظر میاد همه اون تمرینا خوب نگهت داشته

    کریس: ببند فَک رو. آماده ای؟ 

    -اکو به HQ نمیتونیم از پسشون بر بیایم از Diamond three عقب نشینی میکنیم

    HQ-  به اکو. درخواست سریع بروز رسانی وضعیت... اونجا چه خبره؟ 

    - مامنهدم شدیم. تعدادشون خیلی خیلی زیاده. چاره ای نداشتیم مجبوریم عقب نشنین کنیم 

    وارد ساختمانی میشوند و یک جاوو نزدیک است کریس را بکشد. 

    پیرز: کایپتان

    و کریس را نجات میدهد

    الفا به HQ ما همین الان جهش یک جاوو رو دیدیم 

    یکی از سربازان : بهش شلیک کن عقب نگهشون دار

     پاکسازی شد 

    کریس: شما دوتا اینجا بمونین و مواظب زخمیا باشین 

    پیرز :HQ تیم آلفا گزارش میده . 4 نفر از ما به سمت مسیر نهم حرکت میکنن 

    دشمن دیده شد. یه جا پناه بگیر

    یکی از سرباز ها: نمیخوام هیچکس بلایی سرش بیاد فقط بشینین و یه هدف رو انتخاب کنین

    HQ - به تمام تیم ها 

    - اطلاعاتی بدستمون رسیده که مهاجمین در اطراف باساوان در حال تجمع هستن بسیار محتاط حرکت کنید

    HQ - به آلفا با واحد ریکان از دست دادیم. با احتیاط بسیار زیادی حرکت کنین

    - دریافت شد HQ

    یک سرباز با یک جاوو از در بیرون می افتند.

    کریس: لعنتی. رو زمینیه آدمه

    - براوو به HQ هنوزد اریم مهاجما رو با تیم چارلی در Fourr of hearts از بین میبریم

    - تلفات زیادی دادن

    HQ - دریافت شد. گروه درمانی در راهن

    HQ - به تیم آلفا

    - آپارتمان ربروی شما Ace of Spade هست کارمندای سازمان ملل اونجا گروگان گرفته شدن. با احتیاط بسیار زیادی حرکت کنین

    HQ :پیرزما با یه جهش نوع 5 روبرو شدیم 

    کریس: عالیه بال هم دارن

    - چارلی به HQ ما دوباره یه جا جمع شدیم و منتظر دستور جدیدیم

    - کارا توی three of diamond خوب پیش نمیره. به کمکتون اونجا نیاز دارن

    -  دریافت شد 

    پاکسازی شد

    کریس وپیرز در حال عبور از یک میله به سمتشان موشک شلیک میشود وپایین میافتند. کریس پیرز را نجات میدهد ولی خودش از یه میله آویزان میشود.

    پیرز: کاپیتان!

    کریس: گمونم عضله هام یادشون بود که چطور نجاتم بدن...

    هی پیرز دارن اینجا یه خورده بهم شلیک میکنن. جونتو نجات دادم میخوای جبرانش کنی؟

    اینجا به کمکت نیاز دارم. خیلی سریع خودتو به من برسون 

    یکی از سربازان:  ما به HQ پیام میفرستیم که پشتیبانی بفرسته شما دوتا برید سمت Ace of Spade 

    پیرز: دریافت شد 

    کریس: اینا دارن از کدوم قبری میان...پیرز میشه یکم منو پوشش بدی؟

    پیرز: تو جون بخواه کاپیتان

    HQ - به براوو آلفا برای رفتن به Ace of spade کمک لازم داره میتونین بهشوتن برسین؟

    - دریافت شد از سمت four of hearts میایم. بهشون میرسیم بزودی

    HQ - به تیم آلفا شما تقریبا به Ace od Sapades رسیدید 

    - خدا لعنتش کنه یه آر پی جی 

    - براوو به HQ ما اینجا داریم تو دردسر می افتیم فکر نکنم به موقع برای کمک به آلفا برسیم

    HQ - اینجاست دریافت شد

    پیرز: خب به نظر میاد خودمون دو تا باید بریم 

    کریس به HQ ما توی Ace of Spade هستیم 

    - دریافت شد

    - تیم براوو هم برای کمک به بررسی و نجات فرستاده شدن 

    - برای دستور بعدی همونجا بمونین

    پیرز: خوبه یه استراحت لازم داشتم

    یک نور افکن آنها را پیدا میکند واز اطراف جاوو میریزد. 

    کریس: لعنت

    پیرز: ما رو هدف گرفتن دقیقا بالای سرمونن

    HQ - به تیم براوو ، تیم آلفا توسط مهاجما محاصره شده... هر چه سریعتر خودتونو بهشون برسونین

    - تیم آلفا براوو صحبت میکنه ما داریم با آخرین سرعتمون میایم حواستونو جمع کنین زرتتون قمصور نشه...

    الفا تیم صحبت میکنه دریافت شد تا شما برسین هرکاری بتونیم میکنیم.

    پیرز: چند تا دیگه از این مفتخورا رو باید بکشیم.؟

    کریس:این پشتییبانی کدوم قبریه؟

    - هی برو بچ از دیدن ما در پوستتون نمیگنجید؟

    هلیکوپتر تیم براوو رسیده ونیروهایش به سمت بام سرازیر شده وبه کمک پیرز وکریس می ایند.

    - تیم براوو وقت تفنگ بازیه دخل همه جاوو ها رو بیارین..!

    کریس: بلاخره

    پیرز: هدفتونو انتخاب کنین وبیاین تمومش کنیم!

    - همه سلاح های زیستی نابود شدند 

    - تیم آلفا به تیم براووکمک کنید تا شهروندا رو از اونجا ببرن

    HQ - به آلفا ما جزئیات ماموریت شما رو داریم گروگان ها را در طبقه اول وهفتم نجات بدین و ساختمونو ترک کنید.

    و هر دو گروه به دنبال گروگان ها میگردند.

    HQ - به آلفا تمام گروگان ها جلوی شما هستن همه جونورا رو بکشید وزا اونجا بیاید بیرون

    - الفا صحبت میکنه دریافت شد. ما میریم داخل 

    - الفا به HQ گروگان طبقه هفتم نجات پیدا کرد 

    کریس: اون یکی گروگان کجاس؟ 

    - طبقه بالای شما. باید سریع حرکت کنین

    - دلتای دو به HQ 

    - تمام گروگان های طبقه دوم نجات پیدا کردن. من دارم ساختمونو ترک میکنم

    پیرز:  الفا به HQ گروگان طبقه هشتم نجات پیدا کرد

    - دریافت شد

    هنوز یکی تو طبقه اول مونده 

    - دلتا یک به HQ تمام مهاجمین طبقه پانزدهم از بین رفتن. ساختمونو ترک میکنیم

    پیرز: خب فقط ما مونیدیم 

    و سوار آسانسور میوشند ولی آسانسور وسط راه خراب میشود. 

    کریس: وایستاد. حالا چی؟

    پیرز: کمک کنی میتونم برم رو سقف

    کاپیتان خوبی؟ 

    کریس: آره خوبم 

    دسته ایا مهاجمان به سمتشان شلیک میکنند.

    یه جورایی حس میکنم اینجا بهمون خوش آمد نمیگن 

    پیرز: بجنب میتونیم از پسشون بر بیایم

    - دلتا یک صحبت میکنه من ساختمونو ترک کردم

    HQ - دریافت شد

    - دلتا دو صحبت میکنه من ساختمونو ترک کردم

    - آلفا هنوز توی ساختمونه بعد از اینکه ساختمونو ترک کردن اونجا رو بمبارون میکنیم 

    کریس: من میرم تو آماده ای؟

    کریس: گروگان طبقه اول نجات پیدا کرد

    - دریافت شد آلفا حالا زا اونجا برین

    HQ - ترتیب تمام مهاجمین داده شد.تیم آلفا ساختمونو ترک کرد

    - دریافت شد فرمان بمبارون رو صادر میکنم 

    ولی پیش از ایکه کریس و پیرز از انجا فرار کنند مسیر بسته میشود

    پیرز: لعنتی اینجا گیر افتادیم حالا چه غلطی بکنیم؟

    کریس: چمیدونم

    HQ - به آلفا برید طبقه سوم اونجا یه بالکن هست که میتونین از اونجا خارج بشین. راه بیفتین

    - تیم الفا همین الان اونجا رو ترک کنین

    - موشکا آماده شلیکن هواپیماها راه افتادن

    پیرز: اصلا دلمون نمیخواد وقتی اون هواپیماها سرو کله اشون پیدا میشه اینجا باشیم

    کریس: موشک بارونو شروع کردن گمونم خیلی براشون فرقی نمی کنه ما اینجا مونده باشیم یا نه

    پیرز: قضیه شخصی نیست خودت که الویتای مامورتو میدونی

    وبه سمت محل یاد شده میروند.

    کریس: پیرز بجنب!

    پیرز: باشه

    از ساختمان بیرون پریده و ساختمان پشت سرشان بمباران میشود. پس از فروکش کردن آتش بززی به سمت ساختمان بر میگردند افرادی را میبنند که در پیله اند. کریس با دیدن آنها صحنه هایی از کشته شدن یکی از افسرانش میبند واز سردرد روی زمین می افتد.

    کاپیتان؟

    کریس: فین...

      59c02c65a7fce_chris3.thumb.png.0a1c6c6daf254a3c287176601767b558.png

     

    پایان فصل 1

     

     


     

     2563.png.5888b500b61c5dc0a4bd4b4d99dbf54b.png

     

     

    • متشکرم 1

    به اشتراک گذاری این ارسال


    لینک به ارسال
    به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

     

    RE6_Logo.thumb.png.19ec03b648da901ef5d3c9037a33583e.png

    Chris Redfield & Piers Nevans

    Chapter #2

     

     

    24 دسامبر 2012 ادونیا

    اروپای شرقی

    یک گروه از سربازان BSAA با نارحتی بالای سر جسد یکی از دوستانشان ایستاده اند. همه عصبی و ناراحتند. کریس از میان آنها جلو می آید وبه جسد که او را میبرند نگاه میکند.

    پیرز: از گروه جدا شده بود ...تنها

    کریس(با صدای بلند و قاطع) : گوش کنین . کار ما توی BSAA اینه که دنیا رو از شر سلاح های زیستی خلاص کنیم. تنها راه رسیدن به این هدف اینه که کنار هم بمونیم 

    پیرز: هیچکس مثتسنی نیست.

    کریس: درسته ممکنه بعضی یا همتون حاضر باشین برای این هدف بمیرین ولی وظیفه من اینه که همه سالم برگردیم 

    یکی از افراد تازه کار، فین مالکولی در حال گریه کردن است.

    پیرز: تمومش کن فین

    فین: شرمنده قربان

    کریس: هیچکس جا نمیمونه . نه وقتی تحت نظر من... فهمیدین؟

    همه افراد: بله قربان

    پیرز: فین اطلاعاتو نشون بده

    فین: بله قربان . ( و یک دستگاه را بیرون آورده که بر روی زمین تصاویر و نوشته هایی را نشان میدهد ) شورشیا دارن از یه جور سلاح زیستی جدید استفاده میکنن که جوآوو نام گذاری شدن . بسیار باهوشن، قوی ان و در مقابل ضربات فیزیکی جهش پیدا میکنن

    کریس: خیلی خب، تکلیفتونو میدونین

    به سه گروه تقسیم میشیم

    راه بیفتید.

    افراد : بله قربان

    کریس به سمت فین ماکولی میرود.

    کریس: تو عضو جدیدی؟

    فین: بله قربان فین ماکولی 

    کریس: میدونم عصبی هستی فین ولی تیم هواتو داره...باشه؟

    فین: بله قربان من هر کاری از دستم بر میاد انجام میدم

     کریس میرود و فین رو به پیرز کرده و میپرسد:

    فین: اون همیشه اینقدر باحاله؟

    59d0dd815c1c4_Chris2-2.thumb.png.e0341cf6dd769821562b5738b3c9b502.png

    پیرز چند لحظه چشمانش را مبیندد و بعد بدون هیچ جوابی دنبال کریس میرود.

    در حین حرکت یک نیروی دشمن پدیدار شده ونفر بر جلویی را میزند.

    دشمن حمله کرد دشمن حمله کرد! آلفا درگیر بشین!

    گروه ها از هم جدا بشین. تیر اندازی کنین

    آلفا به اکو ما توی heart of fire درگیر  شدیم 

    اکو به آفا دریافت شد حو.استون به اون سربازای قوی باشه

    تیم آلفا به گوش 

    نیروای های ما خیلی پراکنده پخش شدن ممکنه نتونیم برای کمکتون باییم

    کریس: دریافت شد پس ما تنها میریم.

    ما داریم روی سقف فرود میایم آلفا بیاین اونجا

    اینا همون نمونه های جدیدی هستن که HQ درموردش هشدار داد؟

    گلوله ها روشون تاثیری ندارن این نوع معمولی دشمنای ما نیس

    در این لحظه یک سلاح زیستی غول پیکر از بالای دیوار به سمت آنها می اید.

    نمیدونستم توی سایز به این بزرگی هم هستن! چند نوع جدید این جا وجود دارن؟

    پیرز و کریس میگریزند و موجود دنبال آنهاست

     

    کریس: فین یه سلاح زیستی دو مترو نیمی دننلالمون راه افتاده خیلی سریع به سلاح نفر بر  احتیاج داریم

    فین: دارم از روی موانع رد میشم تا جایی که بتونم خودمو با سرعت میرسونم

    فین با نفر بر سر رسیده و موجود را میزند. هیولا با تخریب یک خیابان میگریزد.

    آلفا به HQ مسیر ما توسط سلاح زیستی بسته شد 

    مسیر رو از 1 به 4 تغییر میدیم

    فین : اون چیزه چقدر بزرگ بود! نمیدونستم BOW میتونن اینقدر بزرگ باشن!

    کریس: دارن بهشون وسیله هیا جدید میدن. با این وضع هر جک و جونوری که بخوان میسازن

    در یک کوچه از بالا به سمتشان شلیک میشود.

    لعنت! همشون رو ما تسلط دارن

    از نفر بر استفاده کنین و پشتش پناه بگیرن. بجنبین!

    یه جای برای پناه گرفتن پیدا کنین این بیرون بمونیم تیکه پاره میشیم

    فکر کنم رفتم رو یه مین ضد تانک. نفر بر داغون شد

    کریس/ پیرز: فین بیا اینجا لازمه این فنسو بترکونی

    فین: دارم میام قربان ، الان بمب میذارم

    : این واگن قطار جلو راهو گرفته ... نمیشه ازش رد شد

    فین: من واگنو میترکونم و راهرو باز میکنم

    میخوام منو پوشش بدین تا من کارم تموم بشه

    دارم با اخرین سرعتم کارمیکنم....دووم بیارین

    پیرز: چقدر دیگه مونده فین؟

    فین: تقریبا تمومه!

    آماده اس یه جا پناه بگیرین!

    اچ کیو به آلفا... سالن اصلی شهر اون سمت پله به براوو ملحق شین و ادامه بدین

    کریس: وضعیت چطوره؟ تلفات دادیم؟

    روی پل یه مرد رو گیر انداختن

    پیرز: یه تانگ روی پله . همه چی جلوش بسته شده

    کریس: باشه جماعت، نجات زخمی اولیوت اوله

    تیم آلفا از اطراف همه تیر اندازی هایی که جلوی راهو میگیره از بین ببرین

    همه اسنایپر ها بر طبق گفته من حرکتت کنین

    کریس و پیرز از هم جدا میشوند

    چنانچه با پیرز باشید:

    عضو BSAA : برای دیدن به دوربین گرمایی احتیاج داری

    تیم الفا به گوش. یک تانک قدیمی مدل T-42 به سمتتون میاد. به نظر میاد کمی مشخصاتشو تغییر دادن

    فین: دارن سلاح گنده هاشونو واسه ما رو میکنن... مواظب باشین کاپیتان

    عضو BSAA : پیرز تو میتونی از این نقطه رو همه چی تسلط داشته باشی

    امنیت کاپیتان ردفیلد الان تو دستای توئه

    من میرم راهرو باز میکنم

    کریس: من یه سلاح بزرگتر لازم دارم

    پیرز: کاپیتان اگه اون تانکو از جاش تکون بدی منم میتونم کامیونو بزنم و حسابشو برسم

    رایفل من بهش نمیرسه... به یه سلاح خفن تر احتیاج دارم

    پیرز یک تانکر سوخت را میزند و تانک با آن منفجر میشود.

    کریس: تیر اندازی عالی بود پیرز

    عضو BSAA  : این راه باز شد بهتره به کاپیتان ردفیلد ملحق بشیم

    کریس: میرم سمت بالای پل. اونجابهم ملحق شین

    پیرز: کاپیتان نمیتونم بهت ملحق شم. لازمه اون نردبونو بیاری پایین

    پیرز: قوای پشتیبانی دشمن داره میاد... فین اینجا لازمت داریم

    فین: یکی از افراد براوو اینجا جای منه و نمیتونه راه بره

    فعلا بدون من ادامه بدین

    کریس: هیچ کدوم از افراد تیمک جا نیممونه

    پیرز : ما فعلا موقعیتمو حفظ میکنیم. برام مهم نیست که لازم باشه بکشیش بیاریش یا نه... زودتر خودتو برسون اینجا

    فین عضو زخمی را کول میکند و راه می افتد.

    فین: بله قربان. دارم میام

    کریس: تا فین برگرده باید این پل رو امن کنیم

    پیرز: اطاعت

    پیرز: فین، اعلام کن کجایی؟

    فین: من جای نردبونم قربان تقریبا رسیدم

    رسیدم قربان!

    کریس: باشه وقت کار کردنه

    باید جلوی نیروی پشتیبانیشونو بگیریم میخوام که پل رو بترکونی

    فین: بله قربان

    دارم مواد منفجره رو کار میذارم

    پیرز: خوبه تند تر کار کن

    فیبن: اماده ترکیدنه 

    کریس: همگی برگردین عقب و پناه بگیرین

    یک تانک بر روی ریل قطار جلو می آید.

    پیرز: کایپتان یه سلاح رو ریلی وارد قضیه شد!

    کریس: تا قبل از اینکه مواد رو بترکونی بذار بیادجلو

    ین! همه چی به عهده توئه

    فین :اطاعت قربان!

    و فین کل آن بخش را منفجر میکند. تانک داخل آب می افتد.

    کریس و افرادش آنجا را ترک میکنند. در یک خیابان دختری به سمت آنها می آید و کارتی را بالا گرفته است:

    شری: شری برکین امنیت ملی

    کریس: شری برکین... تو توی شهر راکن بودی

    شری: تو از کجا میدونی؟

    کریس: کلر

    شری: صبر کن ببینم تو کریسی؟

    کریس: خواهرم همه چیو در مورد تو گفته

    پیرز: کریس این مرد از شورشیای تحت تعقیبه

    شری: اره ، اون یه مزدوره ولی الان تحت حفاظت دولت آمریکاس برای BSAA تهدیدی به حساب نمیاد

    جیک: مگه اینکه یکی پول بده تا تهدید به حساب بیام

    پیرز: چی فرمودی شما؟

    جیک: ها؟ چیه؟

    کریس: هیچی

    HQ به تیم آلفا نیروی ما نمیتونه به خاطر اون ضد هوایی ها فرود بیاد دخلشونو بیارین 

    کریس: تیم آلفا دریافت شد

    چی..چی؟ ما داریم یه چیز گنده رو روی رادار میبینیم درست داره میاد طرف شما 

    و یک هلیکوپتر یک سلاح زیستی غول پیکر را جلوی آنها می اندازد.

    کریس: بعدا حرف میزنیم شماها باید برین مخفی شین 

    آلفا تیم به گوشمی این اکوئه که صحبت میکنه 

    اون سه تا ضد هوایی کوفتی جلو دست وپامونن 

    کریس: دریافت شد اکو ما براتون حلشون میکنیم

    شری: کریس ما بهتون کمک میکنیم

    کریس: اصلا راه نداره باید برین یه جای امن

    شری: نگران من نباش من میتونم از پس خودم بر بیام تو کمک لازمی

    جیک: یا مسیح وقتی مزدور بودم بیشتر شانس زنده موندن داشتم...

    شری: کریس ما حساب یکی از اون گنده تراشونو میرسیم

    جیک: ممنونم که منو واسه کار داوطلب کردی عزیزم

     

    فین: من روی این ضد هوایی ها بمب میذارم ولی یکم طول میکشه ببینین میتونین برام وقت بخرین یا نه

    یکم دیگه

    فین: بمب گذاشتم همه برین عقب...

    کریس: دوتا موندن...

    بیسیم: یه سلاح زیستی غول پیکر دیگه داره نزدیکتون میشه

    پیرز: این همونیه که توی Two of heart گم کردیم

    عضو BSAA : آلفا آماده درگیری بشین

    فین: یکی دیگه بیشتر نمونده همه برین توی راه زیر زمینی!

    فین : یکی حواس اون BOW گنده رو پرت کنه وقتی اون اینجاس نیمتونم کار کنم

    بیسیم : همه ضد هوایی ها منهدم شدن کارتون عالی بود آلفا ولی هنوز کارتون تموم نشده تا اون BOW دیگه رو از دورخارج نکنین اکو نمیتونه فرود بیاد. ما زا بالا بهش شلیک میکنیم ببینین نقطه ضعفی داره؟

    اکو به آلفا یه نگاهی به پشت این جونور بندازین

    اون وسیله مستقیم به ارگان های داخلیش وصله واجازه میده زنده بمونه

    نمیدونم چطور ولی ببینین میتونین بکشینش بیرون یا نه

    بخش خارج شده اعضا رو هدف بگیر وشلیک کن!

    و موجود را با موشک میزنند.

    کارتون عالی بود آلفا تیم اکو بزودی فرود میاد

     

    پس از فرود آمدن اکو کریس به شری میگوید.

    کریس: من مختصاتو به خلبان دادم

    شری: واقعا به خاطر کمکت ممنونم

    و جیک و شری به سمت هلیکوپتر راه می افتند

    کریس: هی... هی!(خطاب به جیک ) قبلا همو دیدیم؟

    جیک: شما کله پوکا از دید من همتون شکل همین شرمنده داداش

    پیرز: دستم میندازی ها؟ 

    و به سمت جیک حالت حمله میگیرد که کریس او را متوقف میکند.

    کریس: اشتباه من بود.( رو به شری با لحنی ملایم تر)   سفر امنی داشته باشین

    شری و جیک سوار هلیکوپتر میشوند ومیروند

    پیرز: کایپیتان ما دیوونه ایم که میذاریم اون پسره بره...چند نفر از افراد ما بخاطر مزدورایی مثل اون مردن

    کریس: اون مشکل ما نیست. نیمتونیم از  هدف ماموریت BSAA چشم پوشی کنیم

    فین: جنگیدن با تروریسم زیستی قربان

    پیرز: میدونم واس چی اینجا هستیمتازه کار

    59d0ddbb4744e_Chris2-3.thumb.png.80eb00c2cbcd368f5ea1892f69828748.png

    وارد سالن اصلی شهرداری میشوند. در سالن مجسمه های بد هیبتی هستند که بر جا خشک شده اند.

    کریس: باشه پخش شین. این محل رو از بالا تا پایین برگردین

    ..اینا... آدمن..؟!

    پیرز: دارم امواج زنده بودن از اینا دریافت میکنم... انگارت وی پیله ان...

    کی اونجاس؟

    بیاید من دارم یه سری اطلاعات ازا ونور در دریافت میکنم

    کریس: پیرز فین شما دو تا با من بیاین بقیه اینجا رو بگردین

    اچ کیو، سه تا از ما از بقیه جدا شدیم و داریم به پشیروی تو ساختمون ادامه میدیم

    به یک سالن میرسند که چند مجسمه دیگر هم وجود دارند. یکی از آنها شکاف میخورد.

    پیز: یکیشون داره در میاد قربان

    کریس:  اینو به اچ کیو خبر بده

    فین : اطاعت!

    و تمام  مجسمه ها شکاف خورده و  به آنها حمله میکنند.آنها را میکشند.

    BOW های نابود شدند.

    کریس: باقی جاها رو هم بگردین ولی حواستون جمع باشه

    دری را باز میکنند . روی زمین تعداد زیادی سرنگ خالی افتاده است.

    پیرز: کاپیتان

    کارلا رادامز: ویروس سی

    و زنی از میان تاریکی بیرون می آید. فین کریس وپیرز به سمت او نشانه میروند. زن دستهایش را بالا گرفته و میگوید:

    شورشیا اینجوری صداش میکردن ...خوشحالم شما نظامیا رو اینجا میبینم

    پیرز: تو کی هستی؟

    کارلا: اسم من ایدا وانگه. من اینجا کار می کنم . منو گروگان گرفته بودن

    کریس: ویروس سی... باید همینی باشه که جواوو ها رو ایجاد کرده

    کارلا:آره یه همچین چیزایی شنیدم

    پیرز: دیگه چی شنیدی؟

    کارلا: شاید بهتر باشه اول سلاحاتونو بیارین پایین

    و یک قدم به سمت آنها بر میدارد. هر سه بار دیگر سلاح هایشان را بالا می اورند.

    کریس: نه تا وقتید لیلی خوبی برایا ینکرا داشته باشیم

    کارلا: نئو آمبرلا

    کریس: نئو آمبرلا ؟!

    کارلا: سازمانی که از شورشیا حمایت میکنه یا حداقل فکر میکنم این چیزیه که اونا خودشونو صدا میکنن

    پیرز: پس ویروس سی از طرف اونا اومده

    کارلا: این تمام چیزیه که من میدونم

    59d0dd5d2794b_chris2-1.thumb.png.0de31011a10e8b1bf44913062114ca26.png

    سلاح هایشان را پایین میگیرند.

    کرزیس: از همکاریتون مشتکریم. فین. مسئولیتت اینه که خانومو محافظت کنی

    فین: بله قربان

    کریس( خیلی آرام به پیرز) : چشم ازش برندار

    پیرز: حتما

    کریس: ما یکی از کارمندا رو پیدا کردیم داریم میریم  به سالن اصلی

    کارلا: بیاید من یه راه میونبر نشونتون میدم که برسیم به ورودی

    وقتی وارد سالم اصلی میشوند میبنند همه با جانوران از پیله در آمده درگیرند.

    لعنتی اونا همه جا هستن

    ما هیچ وقت نمیتونیم فرار کنیم

    همه برین سمت راهروی دوم

    سالن اصلی خیلی خطرناکه

    کارلا: توی راهرو دوم یک راه خروج هست پیشنهاد میکنم ازش استفاده کنیم

    کارلا: دوستاتون لحظات سختی رو میگذرونن

    پیرز: خانم... لطفا فقط سعی کنین تو دست وپا نیاین

    فین: نمیتونیم ادامه بدیم مگه اینکه ازشر اونا خلاص شیم

    همه دشمنا از بین رفتن

    کارلا : بعد از این در یک انبار هست که به خروجی راه داره

    میتونیم ازا ونجا خارج شیم

    کریس: تقریبا رسیدیم بیرون. نزدیک هم بمونین جماعت

    بله قربان

    بله قربان

    آنها وارد یک راهرو میشوند و پیرز ناگهان بر میگردد و میبیند که کارلا آنجا نیست.

    پیرز: اون زنه! رفته! فین!

    فین: نمیدونم به خدا یه دقیقه پیش اینجا بود

    نرده هایی ایجاد میشوند و کریس و پیرز را از بقیه جدا کرده و همه را گیر می اندازد.کارلا رادامز با آرامش به سمت نرده ها می آید.

    کریس: ایدا!

    و همه سلاح هایشان را به سمت او میگیرند.

    کارلا: ممنون واسه اسکورت. اینم چیزیکه منو باهاش به یاد بیارین...

    و یک توپ پر از سرنگ به داخل اتاق پرتاب میکند و سرنگ ها به افراد کریس میخورند.

    آنها آتش گرفته و به حالت پیله فرو میروند. بی آنکه پیرز وکریس قادر باشند به آنها نزدیک شوند.

    کریس: نه...! نه خدا لعنتت کنه نه!

     فین! طاقت بیار!

    نه اینجوری نه...

    فین: کاپ...تان...

    کریس: نه لعنتی ! نه! فین!

    و فین تبدیل به مجسمه میشود. در این لحظه پشت پیله شکاف برداشته وهیولایی بیرون میپردو نرده ها کنار رفته و موجود به آندو جحمله میکند.

    پیرز: کاپیتان باید بریم!

    موجود کریس را به شدت میزند.

    پیرز: همین الان باید بریم!

    و کریس را پرتاب میکند. کریس به زمین خورده واز هوش میرود.

    کریس!!!

    پیرز کریس را گرفته ودرحالی که شلیک میکند دبنال خودش میشکد.

     

     

     

     59d0dde6b00ed_chris2-4.thumb.png.f4c6acd74ed778e7936bd7479fd83994.png

     

     

     پایان فصل 2 

     


     

    2563.png.79cf45847a336420bda34666432eaecd.png

    • متشکرم 1

    به اشتراک گذاری این ارسال


    لینک به ارسال
    به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

    برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

    برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

    ایجاد یک حساب کاربری

    برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

    ثبت نام یک حساب کاربری جدید

    ورود به حساب کاربری

    دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

    ورود به حساب کاربری


    ×