رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

سناریو کامل انیمیشن رزیدنت اویل وندتا 

resident evil vendetta

MV5BMjg1Mjc1ZWItYjE4Yi00MDAzLWI5ZGYtOTk1N2ZiN2UyNTQzL2ltYWdlL2ltYWdlXkEyXkFqcGdeQXVyNzEwOTI0MjI@._V1_.thumb.jpg.712ba09c444ba8d4365c6d5f8fdcda24.jpg

 

در اولین سکانس مشاهده میکنید که لیون در یک آزمایشگاه (سرد خانه ) هست

لیون در حال قدم زدن و جست و جو بود که ناگهان یک زامبی از کیسه تکون میخوره و با چند گلوله اون رو میکشه

و لیون میگه : این جنگ ها هرگز تموم نمیشه

558.jpg.5fc3c20b43db0456e1f8fa8a904acea7.jpg
بعد یک بالگردی رو مشاهده میکیند که در اون یک تیم همراه با کریس ردفیلد در حال رفتن به امارت پرفسور ایریز هستن

تعداد اعضا تیم با کریس زد فیلد 10 نفر هستن
بالگرد فرود میاد و تیم به سوی رفتن به این امارت هستن

(( اما یک نکته اینکه این امارت دقیقا مثل امارت رزیدنت اویل 1 هست )

تیم به همراه کریس وارد امارت میشن

اعضا تیم به 4 دسته تقسیم میشن
2 نفر به همراه کریس میرن بالا
3 نفر وارد اتاق سمت راست میشوند
2 نفر وارد سالن غذا خوردی میشوند
2 نفر هم به اتاق اتاق سمت چپ میروند

یک نکته کاملا ریز در سالون غذا خوردی وجود داره (( اینکه در سالون غذا 2 مامور هستن که پشتشون به شومینه هست و یک صدا از شومینه در میاد و یک زامبی سرش رو میاره بیرون
اما مامور ها متوجه این نمیشن
در ادامه مشاهده میکنید که
3 نفر در اتاق سمت چپ صدا ناله ای کوتاه میشوند وارد اتاق میشوند
و یک ماشین کنترلی رو میبیند

اما یک زامبی اون رو از پشت اونا کنترل میکرد
و وقتی سرباز ها بر میگردن پشت سرشون رو نگاه کنن این زامبی میخوردشون ...

و کریس به همراه اون 2 نفر وارد اتاق میشن
کریس اول زیر تخت رو نگاه میکنه و میبینه که چند تا زامبی هستن

و نکته دیگر اینکه ((( کریس و تیم هدف شون این بود که دکتر گلن اریاس رو نابود کنن و 2 نفر به اسم کتی وایت که مامور مخفی و همکار کریس هست و پسرش زک رو پیدا کنن ))

در همین اتاق کریس زک رو میبینه و میگه زک و زامبی میگه بله ...

و بعد کریس یک نارنجک میندازه تو اتاق و به همراه همکارش میاد بیرون
کریس ناراحت میشه و بعدش میبینه همکارش دستش زخمی شده و زامبی میشه و با کلت 3 تیر اون رو میکشه

از این طرف هم زامبی ها 2 نفر رو دنبال میکنن و این 2 مامور فرار میکنن و با سرعت وارد یک اتاق میشن
اما بعدش در اتاق تله سیمی بود ....
بعدش کریس خودش رو از طبقه دوم از پنجره میپره پایین ...

کریس وقتی به پایین میپره فوری خشاب اسلحه اش رو عوض میکنه
تا کریس اسلحه رو بالا میگیره که زامبی ها رو بزنه
یکدفه دکتر ایریاس جلو تفنگ کریس رو میگیره و خشاب اسلحه کریس رو خالی میکنه و مبارزه شروع میشه ...
دکتر اریاس حتی یک ضربه هم بهش نمیخوره
و وقتی دکتر اریاس اسلحه کریس رو میگیره ، کریس چاقو بر میداره و دکتر هم با اسلحه خالی به عنوان سلاح سرد استفاده میکنه
با هم مبارزه میکنن ولی در آخر دکتر اریاس کریس رو از پشت میگیره و کلت 3 تیر کریس رو بر میداره و به کمر کریس میزنه
((البته کریس جلیقه ضد ضربه و گللوله داره ))
اما کمر کریس درد میگیره و به زمین میافته

در اینجا کریس با دکتر اریاس بحث میکنه و دکتر میگه من تاجرم
به عنوان مثال .... که
یک هیولا بزرگ به همراه کتی ( همکار قدیمی کریس و مامور ویژه مخفی )
که تبدیل به زامبی شده وارد صحنه میشن

دکتر اریاس به کریس میگه یه چیزی در مورد محصولات من فرق میکنه
اینه که اونا فرق بین دوست و دشمن رو میدونن
بعد دکتر اریاس به همراه همکارش که یه زنه و اون هیولا
از صحنه خارج میشن ...
بعد تمام زامبی همراه با کتی به سمت کریس میان
کریس همینطوری به سمت عقب میره
که ناگهان یک بالگدر میان به کمک کریس
در اون بالگدر راننده به اسم دی دی و یک مامور زن به اسم نادیا هست
که از اون بالا تمام زامبی ها رو میکشن
و کریس ، کتی رو با دستاش میگیره و فریاد میزنه

رزیدنت اویل وندتا ....

اتفاقی که برای دکتر ایراس افتاد ::
در روز عروسی دکتر اریاس وقتی ازدواج میکنه و حلقه عروسی رو تو انگشت میکنه یک دفه از یک بالگدر نظامی و دولتی یک بمب به عروسی شون میخوره و در اون عروسی همه به عیز از دکتر اریاس میمیرن - دکتر اریاس وقتی به هوش میاد میبینه دست زنش که مرده تو دست خودشه ولی زنش نابود شده بخاطر همین فشار خیلی بدی به دکتر اریاس وارد میشه
و خیلی خیلی دکتر اریاس ناراحت میشه و اعصبانی ... بخاطر همینه که دکتر اریاس ویروس تجارت میکنه و میخواد دنیا رو نابود کنه ...

 


شیکاگو - 4 ماه بعد از اتفاق
 
j3qex8q0diky.png.e860445bfc8fc65ff0c2e89a1513073a.png

در اول صحنه پرفسور مردی را میبیند
که به سمت پرفسور ربکا چمبرز میرود
ربکا در حال اتمام یک آنتی ویروس هست و آنتی ویروس رو تموم میکنه

پرفسور و ربکا در حال تماشا یک ویدیو کوتاه از حمله زامبی ها هستن
پرفسور : این همه حمله تو آمریکا صورت گرفته چرا هیچ کاری نمیکنن ؟
ریکا :
گروه BSAA داره سعی میکنه کنترلش کنه
پرفسور :
باید علتش رو بدونن تا بتوانن از بین ببرن
ربکا : بله درسته

پرفسور برای ربکا قهوه با خامه روش میاره و ربکا اون رو میخوره

در ادامه پرفسور به ربکا میگه 30 تا از اون جسد ها برا مون آمده

ربکا میگه کی میره برای نمونه گیری ؟
پرفسور میگه همه دانشجو ها رفتن
- و...

پرفسور میگه من دکترا دارم ..

اما باشه میرم پرفسور چمبرز

پرفسور از اتاق میره بیرون متوجه میشه هواکش باز شده

بعد از  چند ثانیه
امنیت آزمایشگاه فعال میشه
تمام پنجره ها و در ها بسته میشن

در قسمت اتاق هواکش ها
زنی که همراه و همکار دکتر ایریز هست
ویروس رو در آزمایشگاه بخش میکنه
از طرق گاز ....

تمام پرفسور ها در سالون به این ویروس مبتلا میشن
و تبدیل به زامبی میشن
ربکا هم داشت کم کم به زامبی تبدیل میشد اما مقاومت کرد و به سمت اتاق نمونه ها رفت

و یک آنتی ویروس به خودش زد و خوب شد

پرفسور چمبرز فرمول این آنتی ویروس رو که تو یک USB بود بر میداره

بعد از اتاق خارج میشه

و میبینه پرفسور آرون (همون دوست ربکا که برای ربکا قهوه میاره )
رو میبینه که تبدیل به زامبی شده

زامبی به سمت ربکا حمله میکنه و ربکا جا خالی میده و با کبسول آتش نشانی میزنه زامبی یا همون پرفسور آرون رو میکشه
3 زامبی دیگر به دنبال ربکا میان

بعد ربکا وارد اتاقش میشه و در رو رو خودش میبنده
که ناگهان همکار دکتر ایریز اون زنه
یک نارنجک میندازه
و شیشه اتاق میشکنه

و زامبی ها که در یک قدمی ربکا بود

ناگهان کریس و تیمش زامبی ها رو میکشن ...
بعد تمام پلیس ها و ماماور ها میریزن تو آزایشگاه که دانشگاه هم بود ...

در بیرون کریس و ربکا با هم مکامله میکنن :
ربکا :
چرا من رو تو قرنطینه نبردن و منو قرنطینه نکردن ؟
کریس :
ببین - اگه ویروس تو بدنت بود حتما الان مرده بودی
پس میبریمت یه دوش آب گرم بگیری تا خوب بشی - بهت نیاز داریم
ربکا :
همون کریس قدیمی

ربکا دوش میگیره و تو اتاق در حال تماشای اخباره ... 

ربکا تو یک اتاق دوش میگیره و در حال تماشا اخبار و اتفاقات امروزه


نویسنده و تحلیگر :
AMIR GAMER
امیر گیمر 


بعد از جند دقیقه کریس میاد دنبال ربکا
و میگه منم
ربکا در رو باز میکنه
کریس به ربکا میگه این اطلاعاتیه که از آزمایشگاه برداشتی ؟
ربکا :
بله - باید هر چه سریعتر این اطلاعات رو به سایر آزمایشگاه ها بفرستیم
هر چه سریعتر این دارو به تولید نبوه برسونیم
میتوانیم جون آدم های بیشتر رو نجات بدیم
کریس بله شاید
کریس میگه دنبال فردی به اسم گلن اریاس هستم
کریس میگه دنبال یک فرد متخصص واقعی میگردم ...
تیم BSAA به همراه کریس و ربکا
با یک بالگدر به یک مسافرت خانه میرن
در راه نادیا (یکی از اعضاء تیم بی اس ای ) با ربکا در حال مکالمه هستن

ربکا و کریس وارد مسافرت خانه میشن
و میبنن که لیون اس کندی اونجاست و در حال مشروب خوردنه

کریس به لیون میگه به کمکت نیاز داریم
اما لیون میگه من تو تعطیلاتم
ربکا شروع به توضیح دادن میکنه
لیون به گارسون میگه
یک بطری دیگه بیار
کریس میگه کنسلش کن
لیون : هی تو فکر کردی کی هستی
کریس : کافیه خیلی خب ؟
چی میخوای ردفیلد ؟
تو چی میخوای لیون ؟
بعد لیون از جیبش مشروب در میاره که بخوره
اما کریس نمیزاره
ربکا میگه لیون ببخشید که تعطیلات تو خراب کردیم
اما موضوع مهمیه
و ما به تجربه های تو نیاز داریم

rebecca-chambers-resident-evil-vendetta.thumb.jpg.bd509f7b26f5c496f374982bc1c08111.jpg
لیون : چه اطلاعاتی ؟؟ ...

کریس : درباره ویروس میگه ، خیلی سریع آلوده میکنه
ربکا هم میگه تمام محققین و دانشمندان تو دانشگاه من آلوده شدن
لیون میگه :
انگاه تو یه چرخه ی لعنتی گیر افتادم!
کریس و ربکا : وات ؟ چی شده
بمبی که تو واشنگتن منفجر شد رو یادته ؟
خب این ماموریت من بود که جلوی تروریستا رو بگیرم
اما به موقعیتمون رسیدم
و یه عوصی موقعیتمون رو لو داد
بمب منفجر شد و همه نیرو های ویژه کشته شدن ، تمام واحدم مردن
و همش به مبارزه کردن ادامه میدیم و ادامه میدیم ...
اما به جا اینکه به آخر کابوس لعنتی برسم فقط داره بدتر میشه
آخه زندگی من باید این طور باشه ؟؟
جنگیدن با مرده های متحرک ، اصلا این کار چه اهمیتی داره ؟
کریس درباره دکتر اریاس میگه
که یک بمب تو وسط عروسی شون میخوره و دلال اسلحه و ویروس هست
بعد از عروسی اش اون ناپدید شد و میخواد تلافی کنه
—------—
لیون میگه :
یک طرف دلال سلاح
و یک طرف دیگه دولتی که یه عروسی رو بمباران میکنه!!!
اینجا آدم بده کیه ؟؟
کریس :
اریاس ... ماموریت ماست که دستگیرش کنیم

لیون : این مامورت تو، نه من
کریس : خدا لعنتت کنه لیون
ربکا : بس کنید
لیون تو که اینجا با تمام اتفاقاتی که افتاده نشستی و داری به حال خودت افسوس میخوری
کریس تو هم میزاری اعصبانیتت کنترلت کنه
ربکا درباره ویروس توضیح میده و بعد میره دستش رو بشوره
داخل دستشویی ربکا یک زامبی میبینه
و بعد همکار دکتر اون زنه ربکا رو از پشت میگیره و میبرنش ...

بعد مردی به اسم پاتریسیو
لیون رو صدا میزنه ...
لیون جلوش رو میگیره
و یقه پاترسیو رو میگیره و به کریس میگه همونی که کل واحد رو لو داد تو نمفهمی آخه ...
این همون یارو
پاترسیو میگه ببخشید تو باید خانواده ام رو نجات بدی
زن و دخترم الان تو اسپانیان هستن
یه دلال اسلحه داره از اعضاء
باثیمانده " لوس ایلو مینادوس پول میگیره
تا یک حمله ویروسی در مقیاس بزرگ انجام بده
کریس :
امروز روز شانسمونه
لیون میگه :
روز شانس دیوانه شدی ؟
میگه این مرد ما رو میبره پیش گلن اریاس
لیون میگه
تو سعی کردی منو بکشی بعدشم میخوای خانواده ات رو نجات بدم ؟
اما تو اگه همه چی رو بهمون بگی ما هم بهت کمک میکینم ..

در همین هنگام یه کامیون میاد
و چند تا مامور و هیولا بزرگ از ماشین میاد بیرون
و ربکا رو میدزذن
بعد هیولا بزرگ با اسلحه تیربار
به سمت مسافرت خانه تیر اندازی میکنه
و کریس میبینه که ربکا رو میدزن و سوار کامیونش میکنن
اون زن از طریق بیسیم به دکتر اریاس میگه
هدف اول کشته شد هدف دوم دستیگر شد ...
و پاتریسیو میمیره و تلفنش زنگ میخوره
و زنش میگه کی پشت خطه جواب بده ... اما لیون تلفن رو قطع میکنه
کریس میگه من به کمکت نیاز دارم ...
و با لیون همکاری میکنند

maxresdefault.thumb.jpg.5fdc706c08451871aca42f534f310b4d.jpg
در این صحنه ربکا به هوش میاد
و میبینه روی صندلی دستش بسته است
و تو اتاق شبیه سازه و لباس عروس پوشیده
و دکتر اریاس دقیقا مراسم عروسی رو شبیه سازی کرده
دکتر اریاس وارد میشه و میاد سمت ربکا و میگه
خوشامدید پرفسور ربکا چمبرز

درباره ویروس حرف میزنن و دکتر میگه
خلاصه کنیم و بخوایم بگیم ویروس ای - A
در همین هنگام لیون و کریس ار تلفن همون پاتریسیو یه مموری کارت پیدا میکنن و محل شیوع ویروس رو پیدا میکنن

دکتر رو مانیتور چند تا عکس به ربکا نشون میده و میگه
اسم تون ساراست (زن دکتر اریاس که تو روز عروسی اش مرد )
و دکتر به ربکا میگه تو خیلی شبیه اونی
و دکتر میگه این بار تو
ما با هم خیلی خوشبخت میشیم
بعد دکتر به زور میخواد حلقه رو دست ربکا کنه ولی ربکا نمیزاره
و دکتر به ربکا میگه من دستت رو با دست سارا عوض میکنم شاید این نظرت رو عوض کنه ...
ربکا رو میبرن و بهش ویروسی رو تزریق میکنن که میشه مثل همون هیولا ....
اگه دقت کنید اون زنه که همکار دکتر اریاس هست
به اون هیولا میگه پدر و دستش رو میگیره
و هیولا احساسات رو درک میکنه ...

و لیون و کریس میخوان برن به مخفیگاه اریاس در نیویورک
و کریس میگه فک کنم ربکا رو هم برده اونجا ..

در همین لحظحه کامیون ها وارد شهر میشن و ویروس از طریق گاز تو شهر پخش میشه

گروه سوارد بالگدر میشه
و درباره ویروس بحث میکنن
و تصمیم میگرن کامیون های حاوی تانکر ویروس رو بترکونن
پس 4 تا ماموریت دارن
یک : تانکرا رو منفجر کنن
دو : ربکا رو نجات بدن
3- واکسن ها رو پیدا کنن و تو شهر بخشش کنن
و اریاس رو دستگیر کنن ...

20236322.thumb.jpg.82b7453a7bd2b7069e91a8fb5512cf56.jpg
کریس میگه :
دی سی و نادیا شما ها از رو هواپیما حسابشون رو برسین
و عملیات شوع میشه

هواپیما پایین میاد و هدیه هایی رو که BSAA داده رو بر میدارن
لیون سوار موتور و کریس سوار ماشین میشه

اولین تانکر رو لیون با یک نارنجک میترکونه

بعد از یک ون 2 تا سگ در میان
دی دی میره سمت ماشین .... اما سگ ها سرش رو جدا میکنن
کریس به لیون میگه فکری داری
لیون میگه سگ ها رو دنبال خودم میکنم تو هم برو دنبال ربکا ..


لیون در وسط بزرگراه و اتوبان
سگ ها رو با حرکت ها زیبا با کلت میکشه
در همین هنگام ویروس رو از طریق سوزن به ربکا تزریق میکنن

بالگدر هم 2 تا تانکر دیگه رو میترکونه
و کریس هم با ماشین و با سرعت وارد مخفیگاه دکتر اریاس میشه

کریس در این راهرو با زامبی ها میجنگه
و لیون هم با موتور میاد کمک کریس

کریس میره سراغ ربکا و نجاتش میده
اما اون هیولا جلو کریس سبز میشه اما کریس جا خالی میده و یک نارجک آتش زا میندازه زیر پا هیولا و هیولا آتش میگیره
کریس ربکا رو میخواد ببره پیش آنتی ویروس ها
اما دکتر اریاس در پشت بام یه تیر به پا ربکا میزنه
و کریس و اریاس با هم مبارزه میکنن

595047.thumb.jpg.0af7d2dc6e502ee3f2ae6656dd9a60ab.jpg
خلاصه در آخر کریس اریاس رو از زمین های شیشه ای پرت میکنه پایین و میمیره ...

در همین هنگام هیولا میاد از نیرو و قدرت اریاس استفاده میکنه و هیولا قوی تر میشه ...
کریس و ربکا میخوان وارد محل آنتی ویروس ها بشن
اما یه دفه هیولا میاد بالا و کریس رو میگیره
و یکدفه آنسانسور باز میشه و لیون با موتور با سرعت به سمت هیولا میاد
خلاصه لیون و هیولا مبارزه میکنن
اما در آخر
هیولا لیون رو میگیره و هیولا تا میاد لیون رو بزن یدفعه بالگدر تیم BSAA
میاد و با سلاح قوی هیولا رو میزنه

قدرت این سلاح انقدر زیاد بود که جند تا ساختمون هم نابود کرد
اما هیولا زنده میمونه و میره سراغ بالگد
و نادیا رو زخمی میکنه ...
لیون موتور رو با سرعت پرت میکنه به سمت بالگدر و میترکونه اما باز هیولا زنده ممیمونه
اما در اخر کریس با یک سلاح میزنه به قلب هیولا و هیولا نابود میشه ...

سکانس ها اخر انیمیشن :
کریس به ربکا آنتی ویروس رو میزنه و ربکا زنده میمونه
و در اخر آنتی ویروس رو از طریق هوا و گاز به تمام شهر بخش میکنن و مردم همه نجات پیدا میکنن

ربکا و لیون و اعضاء تیم با یک بالگدر خارج میشن
و در صحنه پایانی
همون زنی که همکار دکتر اریاس زنده میمونه ...
The-Trailer-For-Resident-Evil-Vendetta.thumb.jpg.691ab305c7a973d77b8e31128b5dacc8.jpg
و مطمئنن این زن ویروس رو میدوزده و دوباره ویروس بخش میشه ...

پایان سناریو  رزیدنت اویل وندتا 

نویسنده و تحلیگر :
AMIR GAMER
امیر گیمر 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×