رفتن به مطلب
Wolfwand Rubel

اختصاصی سناریو فارسی Resident Evil - Revelations

پست های پیشنهاد شده

5ada25961a8f4_wp_1920x1200_01(1).thumb.jpg.10190cb12437f23478b1883fb041acdf.jpg

 

بزودی ترجمه سناریو رزیدنت اویل -افشاگری 1 
در این صفحه قرار خواهد گرفت

از دوستان خواهشمند هستم از ارسال هرگونه اسپم تا انتهای کارخودداری کنند

 

2563.png.c7b9c52bcefd3b9fea39a1c3e223c7f5.png

 

  • خوشم اومد 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

"مقدمه"

 

در یک دریای مواج طوفانی قایقی پیش میرود.  جیل والن تاین و پارکر لوچیانی سوار این قایق هستند.
پارکر: هی .جیل

جیل به روی عرشه قایق می رود وبه کشتی بسیار بزرگی با نام " ملکه زنوبیا" چشم میدوزد.

mommyshome.jpg.d07806137a5debed0c96b518ae4a374c.jpg

جیل: خارق العاده اس!

پارکر: ملکه زنوبیا... این آهنپاره شانس آورده هنوز شناوره...

جیل: برو کنارش. تا یه نقطه برا سوار شدن پیدا کنیم

در اطراف کشتی نقطه ای برای سوار شدن میابند و خود را به عرشه کشتی میرسانند.

جیل: 94 دقیقه از زمان گم شدن کریس و جسیکا از روی رادار میگذره 

پارکر: و اخرین تحلیل مشخصات وضعیتشون نشون میده که اینجا بودن 

جیل: همینجا روی همین کشتی...

 

"آغاز گیم پلی"


جیل و پارکر پیش میروند وکشتی به شدت تکان میخورد.
پارکر: جیل خوبی؟
"صدای زنگی در همان نزدیکی می اید"
جیل: از صداش اصلا خوشم نمیاد

و وارد جایی شبیه به انبار میشوند.بر روی زمین مقدار زیادی گشوت وخون آبه ریخته است
پارکر: اه چه بوی گندی میده!

جیل: یه مدتیه که متروکه مونده

پارکر: هیچ اثری از هیچ موجود زنده ای نیس. ولی حس میکنم یه چیزی اینجاس...

جیل دری را میگشاید و متوجه عبور سایه ای میشود.
جیل: هی...

پارکر: چی؟ چیه؟

جیل: فکر نکنم تنها باشیم

ss_fd5cce21ff888076c2fae31ffa5b2b35ab166dc9.1920x1080.thumb.jpg.fc44ea502874c2674f85a2a797d60c3c.jpg

و به مسیر ادامه میدهند. دریچه هوا به شدت تکان میخورد. 
جیل: داره از توی دریچه تهویه خون میاد بیرون!
و یک جسد نیمه تبدیل شده از آن بیرون می افتد.
در ادامه راه به آشپز خانه میرسند که بر روی زمین دریچه ای وجود دارد.
جیل: پارکر یه کمکی به من بکن

پارکر: حتما

 

"آغاز کاتسین"

جیل دریچه را باز میکند وبا جنسیس داخل کثافت های دریچه را بررسی میکند.

جیل: یه چیزی پیدا کردم... فکرکنم یه سلاحه!

پارکر: حالا چی؟
جیل : یه دقیقه مهلت بده

و خم میشود و دست خود را داخل کثافت ها کرده و یک سلاح که دست یک انسان مرده آن را گرفته بیرون میکشد.

پارکر: خب کریس که نیس

در این لحظه یک اوز از پشت سر آنها به سمتشان هجوم می آورد.

 

"آغاز گیم پلی"

جیل اوز را میکشد.

 

 

"آغاز کاتسین"

 

 پارکر: این توضیح میده چرا خدمه اثری ازشون نیس

جیل: اصلا خوب نیس... تو کجایی کریس

 

"پایان مقدمه"


2563.png.1989c526c0dc527875af292b08521286.png

 

 

  • خوشم اومد 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×