رفتن به مطلب

پرچمداران

  1. AMIR GAMER

    AMIR GAMER

    پرمیوم


    • امتیاز

      2

    • تعداد ارسال ها

      319


  2. Cop.AlbertWesker

    Cop.AlbertWesker

    کاربر رسمی


    • امتیاز

      2

    • تعداد ارسال ها

      4



مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز در جمعه, 17 فروردین 1397 در همه بخش ها

  1. 1 امتیاز
    شروع پارت دوازدهم - 12 - پارت آخر قتی درد میکشید و داشت آلوده میشد گفت : بعد از اینکه سربازم جای ما رو لو داد نمیدونم چجوری شد که پلیسا قضیه رو فهمیدن و دارن دنبالم میگردن و حتما ممنوع خروج کردن ..... شما احمقا باعث شدین که نقشم خراب بشه و تصمیم گرفتم که به دخترم ویروس دی بزنم که به هیولا تبدیل بشه و شما رو نابود کنه ولی دیگه الان دخترمم برام مهم نیست و به خودم ویروس جی تزریق کردم که هم شما رو بکشم و هم دنیا رو نابود کنم. ..... و بعد قهقه زد و به طرف لیون و ایدا که دیگه تبدیل شده بود حرکت کرد .....بلا داشت گریه میکرد و باورش نمیشد که پدرش این قدر پست باشه ایدا خودش و سپر بلا کرد که نتونه به بلا صدمه بزنه که بلا گفت : ازت متنفرم پدر هم مامان و کشتی و هم میخوای منو به هیولا تبدیل کنی ...... تو یه هیولایه پستی .. و با گریه به سمت پله ها دوید ایدا : بلا نه .... صبر کن و به سمت بلا دوید و که یک دفعه ادوارد با دستش به اون ضربه محکمی زد که به این طرف پرت شد و خودش خواست که به طرف پله ها برود لیون : ایدااا .... ادوارددددددد نباس این کارو میکردییییی و به ادوارد شلیک کرد و به سمتش نارنجک انداخت ایدا که به این طرف پرت شده بود درد بدی داشت ولی از هوش نرفته بود که یه شادگام دید و اونو برداشت و از روی زمین بلند شد و لیونو صدا کرد : لیونننن لیون به سمت ایدا برگشت و ایدا شاتگام و به سمت لیون پرتاب کرد و لیون گرفت و شروع کرد به شلیک کردن و ایدا به سمت لیون دوید و شروع به شلیک کردن کرد و یه نارنجک پرتاب کرد و به لیون گفت : حواسشو پرت کن ... لیون :برای چی؟؟ ایدا : تو فقط حواسشو پرت کن یه نقشه دارم لیون با پوزخند گفت : باشه..... لیون با پوزخند گفت : باشه..... لیون حواسشو پرت کرد و ایدا با هوک شاتش بالا رفت و هوک شاتش و گرفت و با حالت فرود اومدن با پاهاش به ادوارد ضربه محکمی زد و ادوارد روی زمین افتاد و ایدا روی زمین فرود اومد و چاقوشو فرو کرد تو چشمش و ازش فاصله گرفت... ادوارد بلند شد ....ایدا با هوک شاتش دوباره رفت بالا و ادوارد و از عمد دنبال خودش کشوند و وقتی رسید به بشکه های نفت ایدا با هوک شاتش پایین اومد ..... ادوارد خندید و گفت : میکشمت ایدا پوزخند زد و گفت : اشتباه نکن و شلیک کرد به بشکه های نفت و ترکیدن و ادوارد روی زمین افتاد و لیون اومد و با شاتگام به چشمش شلیک کرد ایدا بلا رو دید و به سمتش دوید و ادوارد یک دفعه با دستش لیون رو پرتاب کرد که لیون زخمی شد و روی زمین افتاد ایدا به سمت لیون برگشت : لیوننن بلا : ایدا بگیرش .... و یه آرپی‌جی یه سمت ایدا پرتاب کرد ....ایدا با دیدن آر پی جی خندید و گفت : این و از کجا پیدا کردی ؟؟ بلا : از وسایل افراد بابام ... (: ایدا پوزخند زد و گفت : وروجک و به سمت لیون برگشت و دید ادوارد به سمتش میره و لیون هم نمیتونه حرکتی کنه ایدا از روی زمین آرپی‌جی رو برداشت و با هوک شاتش بالا رفت و به سمت لیون آرپی‌جی رو پرت کرد ایدا : بگیرش لیون .... تمومش کن لیون از روی زمین آرپی‌جی رو بلند کرد و به سمت ادوارد نشونه گرفت ادوارد : نههههههههههههه و لیون شلیک کرد و ادوارد منفجر شد ..... ایدا به سمت بلا رفت ایدا : متاسفم عزیزم ...... بلا : نه ....اون دیگه به هیولا تبدیل شده بود اگه نمیکشتینش هم تو و هم لیون و میکشت و منو به هیولا تبدیل میکرد ... ایدا و بلا به سمت لیون رفتن لیون با درد گفت : وقتشه که ما هم بریم اون دنیا ایدا : نترس تو هفت تا جون داری لیون : ینی بمیرم دیگه .... باش میمیرم بلا با خنده گفت : لوس ترسو خخخخخ خخخ بلا حرکت کرد و به اون سمت رفت ایدا : حق با تو بود لیون..... لیون با خنده گفت : همیشه حق با منه.... و با حالت گیجی گفت : در مورد چی حق با من بود ؟؟؟ ایدا : اعتماد به سقفت تو حلقت اونم از نوع کاذبی هاش ..... من بلا رو نمیخوام ببرم به سازمان چون کارای پدرش و باهاش میکنن... ولی نمیزارم تو هم ببریش لیون : باشه ..... ولی کجا میبریش؟؟ ایدا با پوزخند گفت : میبینی و هردو به سمت بلا حرکت کردند بلا با خنده گفت : لیون اعتراف کردی؟؟ ..... کارای رمانتیکتون تموم شد ؟؟؟ خخخخ خخخ ولی من ندیدم ببوسی....... و زود ایدا دهن بلا رو گرفت و با عصبانیت گفت : وروجک لیون پشت سر هم داشت سرفه میکرد که گفت : جاننننن؟؟؟؟ .... بچه بودن بچه های قدیم والله. .. و زود از ایدا و بلا فاصله گرفت بلا : آخیییی خجالت کشید ایدا با اخم گفت : بلاااا .... دیگه هیچ وقت این حرف و نزن .... من و اون هیچ همکار هم نیستیم و مجبوری داشتیم با هم کار میکردیم و داشتیم در مورد اینکه تو رو کجا ببریم حرف میزدیم .... بلا : باشه قبول ....ولی تو گفتی و منم باور کردم ...مجبوری ؟؟؟..... همکار نه عاشق خخخخ خخخ .... و زود از ایدا فاصله گرفت ایدا : پوفففف ..... وروجک و سرشو به سمت راست و چپ تکون داد و دنبال بلا حرکت کرد هر سه به سمت در خروجی رسیدن و لیون گفت : ایدا من دو تا نارنجک پرتاب میکنم و بعد از عقب شلیک میکنم تا زامبی ها بهمون نرسن و تو هم از جلو ... و زود به سمت ماشین میدویم ایدا : قبول... و به گفته لیون ایدا از جلو دوید و لیون هم از عقب و بلا هم تو وسطتشون تا بهش زامبی ها آسیب نرسونن سگ و زامبی ها به سمت اونا میدویدن و لیون و ایدا شلیک میکردن .... رفتم زود خودشونو به سمت ماشین رسوندن و بلا تو عقب و لیون تو جلو و ایدا هم تو صندل شوفر و زود حرکت کرد و از اونجا فاصله گرفت و زامبی ها و سگا نتونستن خودشونو برسونن ایدا اول به سمت ساختمون پلیس که تو اونجا باند هلیکوپتر داشت. .... ایدا رو به بلا گفت : میتونم از خونت برای آدمای شهر استفاده کنم؟؟ چون خون تو آنتی ویروسه بلا : باشه اشکالی نداره ایدا ...... ایدا میخواست که آنتی ویروس رو توی یکی از مخزن های هوا رها کنه و تمام هواکش های شهر و به خصوص مرکزی رو فعال کنه..... با کمک لیون اونو تو شهر پخش کردن و مردم به حالت اول برگشتن ولی همشون تو تعجب بودن که چطور شده این اتفاق ها افتاده و شهر شلوغه ..... ایدا : خب تونستیم همه رو نجات بدیم و آدمای شهر رو به حالت اولشون برگردونیم لیون : درسته ... و حالا موند بلا .... گفتی یه جا میبریش ایدا : آره ... سوار ماشین شو ..... میریم لیون : اوهوم لیون و ایدا و بلا سوار شدن و ایدا حرکت کرد ایدا جلوی یک پرورشگاه نگه داشت و همگی پیاده شدن و یک زن از پرورشگاه بیرون اومد زن : اوه ... ایدا خوش اومدی ایدا : ممنونم ترسا ..... میخوام از وروجک مراقبت کنین و مثل بچه های دیگه بزرگ بشه و زندگیه خوبی داشته ترسا : حتما ... مطمئن باش ایدا : ممنونم بلا از لیون و ایدا خدا حافظی کرد و رفت لیون : خب ایدا کار خیلی خوبی کردی ... و به سمت ایدا برگشت ولی هیچکسو ندید لیون به این طرف و اون طرف نگاه کرد و گفت : ایدا؟؟؟؟ و بوق صدای ماشین رو شنید ایدا : خب ماموریت تموم شد حالا وقتشه که بری و به تعطیلاتت برسی ..... به امید دیدار لیون : ایدااا؟؟ "_" .... خداحافظ ^_^ به امید دیدار و به خونه برگشت و به بقیه تعطیلاتش رسید و ایدا هم به استراحت کردن خودش رسید ......................................... پایان ♡_♡ همکاری نویسنده : همدم گیمر امیدوارم از داستان خوشتون امده باشه ... امتیاز و نظرات یادتون نره ... ممنونم :)
  2. 1 امتیاز
    سلام خوب از اسم پیداست دیکه من بقیه نسخه هارو میزارم.ولی یه مقدار صبور باشد فایل سالمه رمز نداره سوالی بود در خدمتم. کاور بازی لینک دانلود http://s9.picofile.com/file/8305663384/Biohazard_3_Last_Escape_Japan_v1_1_.7z.html حجم 255 MB سایت اپلود:http://www.picofile.com تمید وارم لدت ببرید. کپی برداری با دکر منبع مجاز است. منبع: http://bazitarsnak.ir
  3. 1 امتیاز
    خیلی از دوستان که بازی کردن دیدن یه چیز های اضافه داره مثل لباس وسناریو پایانی هوش مصنوعی این چیزا و لی داستان فرقی نداره فقط یه مقدار قوی تر شده.یه جوری تابلوهه داستان قوی شده مثال نمنسیز در اثاتیر یونان الاهه انتقامه.و اسمش برای این نمنسیز چون به خاطر ماجرای اویل 1 امبرلا میخواد از اعضای اصلی تیم استارز انقام بگیره. پس میشه :اقامتگاه شیطان.انتقام. ولی این میشه خطر زیست محیطی :اخرین فرار. بدن یه مقاله میدم تحریه بزار رو سایت.
  4. 1 امتیاز
    یه سوال ، فرقش با نسخه نمیسیس چیه ؟؟؟؟؟؟
این صفحه از پرچمداران بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+04:30 می باشد
×