رفتن به مطلب

سناریو فارسی Resident Evil 3- Nemesis

  • وارد شوید
  • سناریو فارسی Resident Evil - Remake

    داستان از هلیکوپتری شروع میشود که بر فراز یک جنگل پرواز میکند
  • ادامه
  • سناریو فارسی Resident Evil 6 - Chris & Piers

    سناریو فارسی Resident Evil 6 - Chris & Piers
  • وارد شوید
  • سناریو فارسی Resident Evil 6- Jake & Sherry

    جیک مولر در حالی که سوت میزند یا سیب را بالا پایین میاندازد ودر یک خرابه راه میرود. سپس روی زمین نشسته و یک سرنگ را تماشا کرده وبه خود تزریق میکند.
  • وارد شوید
  • سناریو فارسی Resident Evil 6 -Leon & Helena

    لیون سلاحش را به سمت یک زامبی گرفته که درحال خوردن یک جسد است . و در ذهنش تصاویری از صحبت های رئیس جمهور مرور میشوند.
  • وارد شوید

    پرچمداران

    1. Wolfwand Rubel

      Wolfwand Rubel

      تحریریه


      • امتیاز

        1

      • تعداد ارسال ها

        385



    مطالب محبوب

    در حال نمایش بیشترین مطالب پسند شده در شنبه, 1 اردیبهشت 1397 در همه بخش ها

    1. 1 امتیاز
      کریس و پیرز با جت بر روی سکوی نفتی فرود می ایند. کریس: برو و سوار آسانسور میشوند. در هنگام پایین رفتن اسانسور پیرز میگوید: یه جورایی طعنه داره واست مردی که همه عمرش تلاش کرد تا دنیا رو نابود کنه، حالا پسرش تنها کسیه که میتونه نجاتش بده کریس: واینجاس که من میرم کمکش پیرز: مردی که باباشو کشته، همونطور که گفتم ، طعنه آمیزه کریس: خب چمیدونم. شاید سرنوشته و چند لحظه در سکوت میگذرد. کریس: سه سالی میشه که من وسکر کشتم . نمیتونم اجازه بدم این جنگ تا ابد با من باشه وقتی جیک رو نجات دادیم من سلاحمو زمین میذارم پیرز: چی؟ یه دقیقه صبر کن.. کریس: وقتشه یکی جای منو بگیره و باعث افتخارمه که اون شخص تو باشی پیرز: من...من فکر نکنم آمادگیشو داشته باشم... کریس: تا اینجا رسیدی، مگه نه؟ و به پایان مسیر میرسند. کریس: باشه، خودشه پیرز: کدوم خری میاد همچین چیزی بسازه؟ کریس: همه جا اسم نئو آمبرلا نوشته شده. حواستو جمع کن با شناختی که ازشون دارم، کلی غافلگیری توراهه پیرز: گرفتم پیرز و کریس به اتاق کنترل وارد میشوند. پیرز: کایپتان! کریس مانیتوری را میبند که جیک و شری در آن بخش زندانی شده اند. کریس: باشه ( و سلاحش را به دست پیرز میدهد) بعد از کمی کارکردن با سیستم جیک و شری ازاد میشوند . کریس: خوبه حل شد. ولی صدای هشدار در فضا میپیچد. کریس: پیدامون کردن! پیرز: باید بریم.. کاپیتان میتونی محلشون مشخص کنی؟ کریس: تو یه جور آزمایشگاهی هستن. میتونیم از طریق طبقاتی زیری بهشون برسیم بیا بریم دنبالشون پیرز: میخوام اون طرفا رو یه نگاهی بکنم .کاپیتان ، یه کمکی به من بکن کریس: نمیتونم تا وقتی اون پره ها روشنن ازشون رد شم .ببین میتونی متوقفشون کنی یا نه پیرز: باشه... خاموش شد کریس: باشه دارم میرم تو و از دریچه میگذرد. کریس: یا مسیح... کریس: بذار ببینم چی پیدا میکنم . منتظر فرمان من باش پیرز: دریافت شد کریس: پیرز یه سری پره دیگه اینجان پیرز: میرم تو کارش، یکم وقت بده(چند لحظه بعد) قطعه میتونی بری. کریس: پیرز من آسانسور رو فعال کردم پیرز: خوبه اونجا میبنمت " درگیر شدن قفل های هوایی. ارتباط با بخش تحقیقات آغاز گردید لطفا تا پایان اتصال منتظر بمانید.” کارلا: سلام غریبه ها کریس: ایدا؟ کرالا: بعله، خودمم... یا باید بگم خودم بودم . اینو یه هدیه کوچیک از طرف من بدونین. اگه تا اینجا رسیدین فرض میکنم که از افراد BSAA باشید البته نه اینکه مهم باشه هنوز نمیتونین نقشه های منو متوقف کنین. هیچکس نمیتونه . یک موشک و این دنیا تغییر خواهد کرد . به یک بهشت جدید برای اخرین وعالیترین خلق من اون در سوختن شهر ها موفق خواهد بود و همه چیز رو بعد از سقوط بدست میاره... اون پادشاه قرن جدید خواهد بود... پیرز: یه چیزی بهم میگه این "خلق جدید" حیوون خونگی نیس کریس: میتونه با HQ پیام بدی؟ پیرز: نه، تا وقتی این پایینیم نمیشه کریس: پس خودمونیم وخودمون باشه بیا جیک و شری ور پیدا کینم وبزنیم به چاک! تعداد زیادی جوآو به آنها حمله میکنند. " ارتباط کامل شد . تنظیم فشار آغاز گردید. لطفا تازمان تنظیم فشار منتظر بمانید" کریس: نذار اهرمو بکشه پایین، تنها چیزی که کم داریم پیله های جونورای بیشتره پیرز: لعنت دارن مثل مور و ملخ میان کریس: ناچاریم ادامه بدیم "فشار تنظیم گردید. ارتباط کامل گردید . قفل های ایمنی باز میشوند" پیرز: بزن بریم کاپیتان شری و جیک را پس از خروج میبینند شری: کریس! کریس: خوشحالم حال جفتتون خوبه شری: صبر کن. شماها ما رو آزاد کردین؟ جیک: انگار بازم نجاتمون دادن. و از اندو درو میشود. کریس به سمت جیک برمیگردد: من پدرت رو درتو میبینم شری قصد دارد بحث را به مسیر امن تری بکشاند: چطور فهمیدین که ما... جیک به سمت کریس برمیگردد: یه دقیقه وایستا...(رو به کریس میکند) پس تو میشناختیش؟ کریس: اره ، میشناختمش.( مکث کوتاهی میکند) و من کسی بودم که کشتمش. جیک چند لحظه سکوت کرده وبه سمت شری نگاه میکند. شری رویش را برمیگرداند. سپس به طور ناگهانی سلاحش را میکشد وبه سمت کریس میگیرد: پس کارتو بود؟ کریس با خونسردی تمام پاسخ میدهد: درسته پیرز که سلاحش را به سمت شری گرفته میگوید: کریس؟ جیک: بهتره توله سگتو با قنلاده ببندی کریس به پیرز اشاره میکند ومیگوید: این قضیه بین من واونه و به سمت سلاح جیک میرود: بجنب. شلیک کن. حق اینکار روداری جیک ضامن سلاحش را میکشد. کریس: فقط بهم قول بده زنده میمونی. دنیا به این موضوع بستگی داره. جیک خشمگین سلاح را دو دستی چسبیده وفریاد میزند: فکر کردی کدوم خری هستی که بهم بگی چی کار کنم! شری با تشر میگوید: تمومش کن! و پرز از سوی دیگر با سلاح او را نشانه میرود: سلاحتو بگیر پایین. حالا! جیک بیتوجه به این دو میپرسد: بگو ببینم. داشتی از دستورات اطاعت میکردی، یا قضیه شخصی بود؟ کریس چند لحظه سکوت کرده وبعد پاسخ میدهد: هردوتاش شری: جیک لطفا دست نگه دار پیرز: قبل اینکه یه گلوله تو سرت بکارم سلاحتو بیار پایین! جیک فریادی میزند وشلیک میکند. گلوله از کنار صورت کریس میگذرد. جیک: اینجا چیزای مهمتری از من و تو هست که بخوایم بهش برسیم. زمین میلرزد و چیزهایی از سقف کنده میشوند. پیرز: باید بریم شری با حالت تشر: جیک! جیک: میدونم! شری: آقایون به نظر این یه جور بالابره یکی هم اونطرفه بیاین از اینجا بریم! شبیه سازی رهاسازی هائوس نرخ آلودیگ 20% ...60%..100%... جیک: این دیگه چه کوفتیه؟ پیرز: آخر دنیا کریس: مگه اینکه متوقفش کنیم شری: پس اگه اون پیله بزرگ باز بشه... کریس: تو دردسریم. جیک: فقط یکم. پیرز: باید از اینجا بریم بیرون وبه مرکز خبر بدیم کریس: اینور. شری: اینور یکی بیاد. چنانچه کریس با جیک بروند. جیک: فقط روشنت کنم ، من وتو حرفامون باهم تموم نشده. باید کلی توضیح بدی کریس: اگه از اینجا زنده بریم بیرون ، هرچی بخوای بهت میگم فقط امیدورام آمادگی شنیدنشو داشته باشی جیک: این مذخرفاتو بذار واسه بعد جیک: من شبیه چیزی که بابام بود نیستم، ولی اگه بین من وتو بنا باشه چیزیبشه، من کسی نیستم که پوکیده. گرفتی چیمیگم؟ کریس: کاملا واضح وروشن پیرز: دوستت یکم غیر قابل پیشبینیه نیست؟ حتما سخت بوده روش حساب کنی البته کاپیتان هم اخیرا خیلی ساده نبوده کار کردن باهاش شری: هیچکس کامل نیست، ولی من بهش اعتماد دارم در هرصورت تنها کاری که میتونیم الان بکنیم اینه که رو فرار کردنمون تمرکز کنیم. پریز : نکته خوبی بود آنها به انتهای مسیر میرسند ولی پیله شکاف خورده وهائوس از درون آن بیرون میاید وراه آنها را جدا میکند. شری: کریس! کریس: برید! پریز: از اینجا به بعد رو بسپرین دست ما جیک: بزن بریم. شری: وایستا! جیک دست شری را میگیرد: تو یه کاری داری که باید تمومش کنی. و به کریس نگاه میکند. کریس سری تکان داده وجیک وشری میروند. هائول نعره میکشد ودستانش را به اطراف تکان میدهد. پیرز: کایپتان باید بریم بالا! کریس: بدو وگرنه ما رو با خودش میبره پایین پیرز: کایپتان بیا اینجا کریس به پیرز کمک میکند تا بالا برود. کریس: خب من وبکش بالا هائوس دستش را روی مسیر میگذارد کریس: لعنت! پیرز: خب حالا بریم حرومزاده قدرتمندیه کریس: احتمالا ازاد کردن این از هم اول نقشه اش بوده پیرز: یا عیسی مسیح پس موشکا از هم اولم حواس پرت کنی بودن پیرز: دستم میندازی؟ اون کوفتی هنوززنده اس؟ کریس: چیز زیادی ار عمرش نمونده پیرز: گندش بزنن این جونور نمیمیره! کریس: ناجور تر از این حرفاس! نمیتونیم بذاریم این جونور از اینجا بره بیرون! کریس: پیرز!حالت خوبه؟ پیرز: بهتر از اینم بودم کریس: حرومزاده... پیرز: وقتمون داره تموم میشه کاپیتان باید بریم! پیرز: اه کاپیتان من نمیتونم بیام! کریس: بهش شلیک کن! پیرز:لعنت به من اگه اینجا بمیرم! در حال فرار کریس در رامیگیرد تا پیرز برسد. کریس: بجنب نمیتونم نگهش دارم! پیرز: ممنونم کاپیتان کریس: داریم اینجا گیر می افتیم! پیرز: حق با توئه باید بریم هائوس در امیشکند وپیرز را میگیرد. پیرز: کایپتان کریس: پیرز! وبه سمت هائوس شلیک میکند. هائوس پیرز را پرتاب کرده وکریس را میگیرد. پیرز که بازوی سمت راستش را به خاطر این اتفاق از دست داده باری نجات کریس ویروس سی را به خودتزریق میکند وبا برق هائوس را میزند. کریس: وای خدایا! پیرز تو چیکار کردی؟ "فشار غیر عادی تشخیص داده شد. تمامی در ها قفل میشوند" فشار سازی مجدد آغاز شد کریس: پیرز باید باهاش بجنگی. سعی کن کنترلش کننی "تا زمان کاهش فشار صبر کنید "کاهش فشار تقریبا تمام شده است" کریس: پیرز! بجنب! حواست به من باشه تو خوب میشی پیرز: متاسفم کاپیتان...برای BSAA اینکار رو کردم... برای آینده کریس: میدونم تو کار خوبی انجام دادی پیرز: تا وقتی که تو ... کریس: نمیخوام بشونم. منو تو از اینجا با هم میریم بیرون فهمیدی؟ "باز سازی فشار تکمیل شد . درها باز میشوند." کریس: من کنارتم تا از این وضعیت عبور کنی، صدامو میشنوی پیرز؟ "هشدار: پی ریزی سیستم در حال تخریب است. کنترل فشار اب امکان پذیر نمیباشد. تمامی کارمندان هرچه سریعتر اینجا راترک کنند." کریس و پیرز از آنجا میگریزند وبا نوعی دیواره زیستی مواجع میشوند. پیرز: عقب برگرد کاپیتان، من میتونم اینو بکشم در میان راه پیرز زمین میخورد.کریس بالای سر او میرود. کریس: پیرز... لعنت.. پیرز: تو برو.. کریس: نه تو خوب میشی . چیزی نمونده برسیم ... (و پیرز را بلند کرده وبا خود میکشد وبه بخش فرار اضطراری وارد میشود)محفظه های فرار. دیدی... خیلی زود از اینجا میریم بیرون وپیرز را کنار اتاق میگذارد و به سراغ یکی از محفظه های فرار میرود. پیرز نگاهی به بازیوتغییر یافته اش میکند. و سپس نگاهی به علامت BSAA بازویش میاندازد. کریس:حله درست شد بیا بریم پیرز. داریم از اینجا میریم و پیرز را بلند میکند ولی دم در محفظه فرار پیرز کریس را داخل اتاقک میاندازد ودر را میبندد.کریس برمیگردد وبه در مشت میزند. نه پیرز! اینکار رو نکن! در رو باز کن لعنتی! به من گوش کن! ما جفتمون میتونیم از اینجا بریم.!هنوز زمان هست. داری چی کار میکنی؟ نه پیرز اینکار رو نکن! پیرز! در رو باز کن! خدا لعنتت کنه! پیرز به سمت ضامن پرتاب میرود. پیرز این در لعنتی روباز کن این یه دستوره! نه...پیرز! پیرز ضامن را میکشد. محفظه فرار به بیرون پرتاب میشود. با اینحال هائوس به دنبال محفظه کریس آمده ومحفظه را میگیرد ولی فشار برقی از داخل سکو به او خورده و او را نابود میکند. کریس در یک رستورا ن نشسته و در حال خوردن استیک است.سربازی به او نزدیک میشود. سرباز: قربان دستورات جدیدی به ما رسیده کریس: بسیار خب .پس بهتره بریم انجامشون بدیم وبرخاسته و میرود.
    این صفحه از پرچمداران بر اساس منطقه زمانی تهران/GMT+04:30 می باشد
    ×