رفتن به مطلب
Wolfwand Rubel

اختصاصی ِDino Crisis 2 scenario

پست های پیشنهاد شده

Dino Crisis 2- Scenario 

25.jpg.4e5ee45886d7f7b262444221a0733760.jpg

 

 در ابتدای بازی تصاویری از بازی دینو کرسیس 1 و دایناسورها نشان داده میشود:

 

یک سال از زمان حادثه 3ed Energy گذشت تمامی تحقیقات دکتر کرک در مورد این موضوع در دست نیروهای دولتی قرار گرفت و تحقیقات گسترده ای در مکانی در میانه غربی آغاز شد

با اینحال در حین آزمایش آنها از اقدامات امنیتی مناسب استفاده نکردند و دوباره حادثه دیگری به وقوع پیوست . اینبار تمام محوطه تحقیقاتی، تجهیزات نظامی و یک شهر در همان نزدیکی به طور کلی ناپدید شدند.

اکنون همه این مکان در زمانی دیگر پوشیده از جنگل است...

 

( در تصویر جنگل انبوهی نشان داده میشود که کشتی جنگی از درون هوا پدیدار شده و روی دریاچه کنار جنگل فرود می اید. کمی بعد سربازان از در کشتی روی عرشه می ایند)

1.png.4ef4ef0f3e5b19ada7ffae1606d624e8.png

دیلن باربر: می 2010 . از دروازه عبور کردیم وبه زمان دیگری اومدیم . شاید یه دنیای دیگه در واقع .

با تعداد زیادی از نیروهای T.R.A.T  ماموریت ما 300 نجات یافته و جمع آوری اطلاعات درمورد تحقیقات 3ed Energy است

(کشتی در اسکله پهلو میگیرد و افراد در جنگل مستقر میشوند.)

صحبت های پراکنده:

باید بری فلانو...

این جی پی اسه یه چیزیشه

یه مشکلی پیش اومده

3.png.e50ec6129e627cf894a97c9629198583.png

(یکی از سربازان کنار جنگل مشغول کار است که متوجه تکان خوردن علف ها میشود و موجودی به او حمله میکند از صدای داد او همه هشیار میشوند چند لحظه بعد ویلوسراپتور ها به کمپ حمله میکنند لشکری بی پایا از دایناسور ها که همه افراد را میکشند. دیلن و رجینا پشت به پشت هم میدهند ولی در این لحظه با لرزش زمین همه راپتور ها فرار میکنند. در این لحظه تیرکس از پشت درخت ها بیرون می اید رجینا و دیلن راهی برای فرار ندارند که )

4.png.fdd2a3cbce1b4f80df4e13e22bf767d2.png

 

دیوید(در حال شلیک آر پ جی) : نوش جانت!

(موشک مستقیما به چشم تیرکس میخورد.)

دیلن: اینه!

دیوید: همینه!

5.png.7763cdaaa68c49a46a690b85a12bc1c7.png

( تیرکس خشمگین به دنبال رجینا و دیلن میدود و اندو فرار میکنند و برای فرار خود را از از یک پرتگاه پرت میکنند. پایین پرتگاه )

دیلن(درحالی که بلند میشود): که اینطور ... این طرز خوش آمد گویی به مهمونای جدیده ... خیلی شبیه فرش قرمز نیست

رجینا(در حالی که بیسیم را چک مبکند): کسی جواب نمیده

دیلن: تقریبا مطمئنم آدمام حالشون خوبه . باید چند هزارتا نجات یافته دیگه هم باشن بهتره ادامه بدیم ... وایستا یه بار دیگه اسمتو میگی؟...(رجینا بی توجه به حرف های او به سمت در میرود) هی!

(در با پیچکهای گیاهان به طور کلی بسته شده است)

رجینا: این ریشه ها در رو بستن وباز نمیشه. بهتره در اونطرفی رو امتحان کنیم.

(و به سمت در دیگر میرود)

دیلن: بیخیال تو تمرینا بهت یاد ندادن چطور در اینجوری رو بازکنی؟ الان بهت نشون میدم ... تماشا کن

( و با قمه اش پیچک ها را قطع میکند)

رجینا: اوه بعله ...کاملا واضحه که اون سلاحه به درد  افراد T.R.A.T میخوره . ولی من ترجیح میدم برم این طرف ... میبینمت جناب باربر...

دیلن: هی اسم من دیلنه باشه؟ اینجوری صدام بزن . ما یکم کمک لازم داریم خب؟

(رجینا چیزی نمیگوید ومیرود)

 

( در ادامه مسیر دیلن متوجه فردی میشود که از او میگریزد.)

دیلن پس دیدن او دنبالش میدود: هی ! تو یکی از نجات یافته ها هستی؟

بیخیال بیا بیرون ... فرار نکن!...ما اومدیم نجاتتون بدیم!

فرد بی توجه فرار میکند.

 

کمی بعد تیرکس کانتینری  را به سمت دیلن هل میدهد و دیلن از دست تیرکس میگریزد ولی در حین فرار چند فرد ناشناس با کلاه کاسکت  به سمت او تیر شلیک میکنند دیلن برای نجات جانش خود را به یک ساختمان در همانجا میرساند.

در بهداری ساختمان دیلن یک کلید پیدا میکند که با ان میتواند کارت عبور محدوده نظامی را بدست اورد ولی:

 

سیستم: برای ورود از کارت اشتباه استفاده نموده اید. در قفل خواهد شد...

 

دیلن(پس از بسته شدن در) : اه! (ارتباط بیسیم) یکی به من جواب بده...رجینا... دیوید... به گوشم...

رجینا: رجینا صحبت میکنه ... به گوشم

دیلن: رجینا من گیر کردم. توی محوطه نظامی ام به کمکت احتیاج دارم. به گوشم

رجینا: از قمه ات استفاده کردی که بتوی در بری؟ باشه فکرکنم بتونم کمکت کنم که بیای بیرون .به گوشم

دیلن: خوبه، من کلید رو پشت دری میذارم که توش گیر کردم. نا امیدم نکن . فعلا تمام

3.jpg.15ebcf63ce01383de85a8e99829794a7.jpg

 

(دیلن از زیر در کلید را بیرون می اندازد)

 

رجینا در طی مسیر رسیدن به دیلن ناچار است از شر گیاهانی خلاص شود. برای این منظور خودش رابه بخش نظامی می رساند و انجا ناگهان یک نفر بر به سمتش پرت میشود و یک دایناسور کوچکتر از تیرکس به او حمله میکند . رجینا از او میگریزد و خود را به محل خرید سلاح اتشین میرساند. ولی پس از خروج سه مهاجم به او حمله میکنند. دو تن از انها موفق به فرار میشوند ولی نفر سوم در حین پریدن از روی پل زیر پایش خالی میشود و دستش را به لبه پل میگیرد. پیش از افتادنش رجینا دست او را میگرد)

 

رجینا خطاب به مهاجم ناشناس: وایستا!...دستمو بگیر!

 

رجینا کلاه مهاجم را از سرش به زور در میاورد . مهاجم دختری با موهای کوتاه طلایی است

 

مهاجم ناشناس (با خشم): تو دیگه کی هستی؟

43.jpg.aeb90d4d9e210fdb180b601cd77022a0.jpg

در اتاق

رجینا دخترک را به لوله ها میبندد

رجینا: نمیخواستم اینکار رو باهات بکنم دختر جون ولی چاره ای برام نذاشتی!

 

 

در صورت کلیک روی دری که دیلن در آن است: بجنب بابا اینقدر برا خودت ول نگرد!

 

رجینا خود را به محل دیلن میرساند و کلید را برمیدارد سپس کلید صحیح را پیدا کرده و در باز میشود

دیلن: چرا اینهمه طولش دادی؟

 

رجینا: منم خوشحالم که میبنمت. یکی طلب من.... من یکی از بازمانده ها رو پیدا کردم... ولی اون از این موضوع خوشحال نبود .فعلا گذاشتم تو اتاق کنترل. برش میگردونم به کشتی، تو برو ، اونجا میبینمت.

 

رجینا دختر را به کشتی برد

اتاق فرمان کشتی

رجینا دختر را به کشتی برگردانده است

رجینا: یه دقیقه آروم بگیر!

دختر: نه!

و موفق میشود خودش را از دسترجینا ازاد کند رجینا در حالی که به سمت او میرود 

رجینا: تو چه مرگته؟ ها؟ تو یکی از بازمانده هایی نه؟ لطفا... ما اومدیم کمکتون...

دختر میخواهد از کنار او فرار کند ولی رجینا او را میگیرد

..اسمت چیه؟ بقیه کجان؟... خانوادت کجان؟

دیلن: رجینا بهتره بیای اینو ببینی.

 

543.png.d0fb70dfdc439d949b70b63075cc93f9.png

 

کابین کشتی

تمام کامپیوتر ها و صندلی ها از بین رفته اند و همه چیز بهم ریخته است.

رجینا(پس از مشاهده آشفته بازار): کی اینجا رو بهم ریخته؟

دیلن: کار دایناسورا نبوده. وقتی نبودیم یکی اومده و کامپیوترا رو داغون کرده

رجینا: فعال ساز دروازه هم خراب شده... نمیتونیم به زمانمون برگردیم...!

دیلن: حتما کار همونایی بوده که بهمون شلیک کردن.

رجینا: اونا به راه انداز کشتی هم صدمه زدن. حتی نمیتونیم کشتی رو تکون بدیم.

دیلن: باشه پس از این قراره باید دنبال چیزی تو این زمان بگردیم که بتونیم باهاش برگردیم به زمان خودمون. باید باتری کشتی رو هم پیدا کنیم

رجینا: قبل اینکه بری دختره رو با دستبند ببند که در نره . یه جایی جدید هست که ما هنوز چکش نکردیم. برو اونجا

دیلن: باشه

 

اتاق فرمان کشتی

دیلن متوجه دختر میشود و به سمتش میرود دختر وحشتزده سعی میکند راه گریزی بیابد و دیلن او را میگیرد

دیلن: آروم باش ... میگم آروم باش... ببین باید مطمئن شم فرار نمیکنی... بهم اعتماد کن

ناگهان دختر سر جایش میماند و دیگر تقلا نمیکند ولی خیلی با دقت به صورت دیلن نگاه میکند.

دختر:آ....پا...؟!

دیلن دختر را سمت لوله ها میبرد و درحالی که دستش را میبندد دخترک صورت او را نوازش میکند

دیلن: هی... چی کار داری میکنی.. بس کن... جریان چیه؟

 

 

دیلن راه خود را به سمت محدوده نظامی پیش میگیرد هنگامی که به آنجا میرسد متوجه میشود که پژوهشگران آنجا با دایناسور های کوچکی در گیری بوده اند که وسایل فلزی را میدزند کمی بعد یکی از همین دایناسور ها کارت ورودی در را از او میدزدد:

دیلن: هی! اون مال منه!(پس از دزدیده شدن کارت)

 

 

دیلن کارت را پس میگرد و وارد اتاق میشود در انجا متوجه جسد بیجان نوجوانی در یک واحد نگهداری موجودات زنده می شود در آنجا متوجه میشود که افراد کلاه کاسکت دار مربوط به این زمان نیستند و در سیلو ساکن اند

سپس به سمت کشتی باز میگردد. در آنجا متوجه میشود که دختر فرار کرده است

 

دیلن: اون رفته

رجینا: بعله خودمم دیدم میدونی چی دیگه عجیبه؟ من همه فایلا آدما رو بررسی کردم ولی همچین کسی با همچین مشخصاتی توشون نبود. انگاریکه اصلا وجود خارجی نداشته باشه!

دیلن:خب...داشتم فکر میکردم، شاید اون اصلا جزو نجات یافته ها نبوده! ممکنه اون آدما از یه زمان دیگه کلا اومده باشن

رجینا: چی؟

دیلن: هیچی...ولش کن...یه چیزی پیدا کردم که ممکنه به کشتی کمک کنه پس الان مسئله اینه که اگه بازمانده ها رو پیدا کنیم باید دنبال دیسکت اطلاعتم بگردیم. بهتره ادامه بدیم وبریم یه جای دیگه

رجینا: این سکان طوری طراحی شده که به طور اتوماتیک جاهایی که میتونیم پهلو بگیریم رو مشخص کنه .  ازش استفاده کن

دیلن: باشه

"دیلن باتری را به رجینا داد"

 

به محض حرکت کشتی دایناسورهای گردن درازی مقابل کشتی پدیدار میشوند.

دیلن: اوخ!

رجینا: محاصره شدیم  

دیلن: جوش نزن . من حلش میکنم

 

دیلن به سمت تیر بار کشتی میرود

 

در هجوم پلاسیوزاروس ها وترانودون ها

 رجینا (در طی مسیر:)تقریبا رسیدیم... ادامه بده

در نزدیکی ساحل ادوارد سیتی

رجینا :دمت گرم. رسیدیم . اوضاع شلم شوربایی بود ها؟ بازم میخوای اینکار رو بکنی؟

ssf.jpg.c19799f297b648aaaa84a1428f0347e6.jpg

 

پس از رسیدن به حومه 3d انرژی رجینا بازی را ادامه میدهد و متوجه میشود برای بدست آوردن کارت ورود به شهر ادوارد باید به زیر اب برود. او راه رسیدن به آنجا را به سختی پیدای میکند

برای رفتن به زیر اب او می باسیت سیستم را فعال کند 

 

باز فعال سازی نیروی اصلی ... لطفا بررسی کنید تا توان به همه کامپیوتر ها برسد... هشدار وقتی توان بیش از حد باشد این فعال سازی متوقف میشود

 

کامپیوتر: باز فعال سازی نیروی اصلی از سر گرفته شد.

 

رجینا به زیر اب میرود و در آنجا کارت را به دست آورده وبعد از درگیری با نیم دو جین موسازاروس و یک پلاسیازاروس به سطح آب می آید:

 

دیلن: خوش اومدی، آب چطور بود؟

رجینا(در حالی که به یک قایق موتوری تکیه میدهد) : توی این دنیا غواصی رو پیشنهاد نمیکنم!

(هردو با بوق بیسیم از جا در میروند )

دیوید: هی این دیویده ...کسی اونجاست؟ جوابمو بدین...به گوشم!

رجینا و دیلن به هم ناباورانه نگاه میکنند 

دیلن: میدونستم تو هفتا جون داری!

دیوید: هو هو دیلن! من بازمانده ها رو پیدا کردم...

دیلن: واقعا؟ داشتیم نا امید میشدیم . کجایی تو؟

بیسیم دچار خش خش میشود 

(اعوجاجات بیسیم) : ما تو ادوارد سیتی هستیم بجبین!

دیلن: دیوید! دیوید!

رجینا : ادوارد سیتی! چندان ازا ینجا دور نیست! بیا بریم!

"رجینا از کارت استفاده کرده و در را گشود"

 

در راه بر روی درختی که در نزدیکی رودخانه است وقایق دیوید آنجاست

دیلن: نگاه کن این علامت دیویده

رجینا: عجب هنر مدرنی زده ...

دیلن: فازش همینجوریه ... بیا دنبال علائم دیگه بگردیم

رجینا: باشه جدا شیم از هم.

 

435.jpg.24c379b2369c52fe7a7085aa06d0e77f.jpg

 

دیلن ورجینا مسیرشان را با دنبال کردن علائم دیوید ادامه میدهند وپس از رد کردن یک غار پر از اینوس ترانویسیا به محدوده سلاح های سنگین پوششی میرسند. 

رجینا پایین میپرد که ناگهان سرو کله یک آلازاروس پیدا میشود

 

دیلن: رجینا ! (بعد از حمله دایناسور) برو رجینا خودتو به برج بعدی برسون من هواتو دارم

دیلن آلازاروس را با تیربار سنگین میزند ولی بلافاصله آلازاروس بعدی سر میرسد

دیلن از درون برجک بیرون آمده ویک منور به سمت رجینا می اندازد:

بیا این سلاحو بگیر هر جا کمک لازم داشتی علامت بده

 

رجینا به برجک تیر اندازی بعدی میرسد

رجینا: عجب بک آپی دادی! نوبت توئه!

دیلن خود را به برجک بعدی میرساند و رجینا او را پشتیبانی میکند

دیلن: باشه بهتره زودتر بری اون تو!

 

 

دیلن خود را به برج نهایی میرساند 

دیلن: هوه! از بیخ گوشم گذشت . نوبت توئه!

 

 

رجینا خود را به دیلن میرساند 

دیلن: عالی بود بزن بریم

رجینا: اینو دیگه لازم نداریم. و منور را می اندازد

 

به بخشی از شهر رسیده اند در آنجا حجمه عظیمی از اجساد انسان وانواع دایناسور است معلوم است گونه دیگری همه را با توحش کشته است

دیلن متوجه جسد بچه یک تریسراتوپس میشود 

 

دیلن: رجبنا اینو ببین.. وحشتناکه ... چی اینکار رو کرده؟

 

در این لحظه بچه صدایی از خود در »یاورد و مادر خشمگینش از انتهای خیابان پدیدار میشود و به سمت آندو حمله می آورد

رجینا: دیلن این طرف!

 

333.jpg.60ce97a42973c09843c987c2b9dfc87a.jpg

رجینا ودیلن پشت یک جیپ میپرند و دیلن پشت تیربار جیپ مینشیند و به ترسیراتوپس خشمگین شلیک میکند کمی بعد تعداد آنها دو تا میشوند ودیلن با موشک پشت جیپ هر دورا میزند

 

دیلن: حله ...

رجبنا: یو... خیلی نزدیک بود دیگه...

دیلن: هه آره ... رانندگی باحالی بود... وای رجینا جلوتو نگاه کن!

 

در مقابل آنها یک پرتگاه است دیلن رجینا و جیپ درون یک چمنزار پرتاب یمشوند وجیپ میترکد پس از بلند شدن ناگهان خود را در محاصره دایناسور ها میابند

 

دیلن: محاصره شدیم

هیچ راه فراری وجود ندارد که ناگهان دو موشک به دایناسور ها میخورد وهلیکوپتری از آن دور پدیدار میشوند که راننده آن دیوید است

دیلن: دیوید!

 

دیوید با لذت تمام موشک ها را به سوی آنها شلیک میکند 

دیوید: دخلتون اومده!

 

 

ولی ناگهان با صحنه درد آوری روبرو میشود. دایناسور ها به شهر ادوارد رسیده اند و در حال کشت وکشتار تمام جنبندگان اند. 

دیلن ورجینا به سمت شهر میدوند.

 

dfgdf.png.2041595018178ac843d8c0fe17931525.png

دیوید نا امیدانه به هلیکوپترد اغان شده اش تکیه داده است: 

دیوید: این آدما تنها کسایی بودن که زنده مونده بودن . دیگه هیچ کسی باقی نمونده

دیلن: پس شکست خوردیم.چطور تونستیم بذاریم همه بمیرن؟

رجینا(با لحن نسبتا بی تفاوتی نسبت به آندو میگوید): ببینین ما هنوز ماموریت داریم که اطلاعات تحقیقاتی رو بگردونیم

دیوید: رفیق حتی اگه اطلاعاتو پیدا کنیم چطور برگردیم زمان خودمون؟ فعال ساز دروازه نابود شد نه؟

رجینا: واسه همینه که لازمه اطلاعاتو پیدا کنیم. اگه بخونیمش ممکنه بتونیم یه دروازه دیگه باز کنیم تا برگردیم

دیلن: باشه بیاید پخش شیم و دنبال دیسکت اطلاعاتی بگردیم

دیوید از اینکه دیلن از پشت ریجنا در آمده ناراحت میشود و بیتوجه به آنها راهش را میکشد ومیرود 

رجینا: دیوید؟.... (روبه دیلن)بریم...

 

در ادامه مسیر ناگهان تیرکس مقابل دیلن ظاهر میشود

دیلن خطاب به تیرکس: بازم تو؟

دیلن اینبار برای گریختن ازا و سوار تانک میشود.

پس از پشت سر گذاشتن تیرکس  دیلن موفق میشود یک ماسک ضد گاز را بیابد . در این لحظه دوباره همان افراد کلاه کاسکتی به او حمله میکنند ولی در این میانه سرو کله دختر پیدا میشود وبا مهاجم در گیر میشود

در اثر این درگیری گردنبند دختر کنده میشود. مهاجم به دیلن حمله میکند ولی با جا خالی دادن دیلن پایین پرتا ب میوشد ودخترک نیز ناپدید میشود.

دیلن در عین ناباوری گردنبند را نگاه میکند که رجینا سر میرسد.

 

رجینا: چی شد؟

دیلن: گردنبند خواهرم... این گردنبند خواهرمه که قبلا فوت شده...

رجینا : چی؟

دیلن: امکان نداره ... این خیلی شبیه همونیه که خواهرم گردنش میکرد

رجینا: منظورت چیه؟

دیلن: خب من قبل ملحق شدن به ارتش آدم خیلی متافوتی بودم ... یه لات خیابونی... یه روز که با گانگسترا بیرون بودم یه گروه به خونمون حمله کردن من خونه نبودم ولیخ واهر و مادرم خونه بودن...

اونا ناپدید شدن ... یکم بعد من به ارتش ملحق شدم و هر روز تلاش کردم با گذشته کنار بیام...

رجینا: راه بیفت بیا برگیدم به کشتی دیگه اینجا کاری نداریم

دین: من یه ماسک گاز اونجا پیدا کردم . ازش استفاده کن و به بخش مسموم جنگل برو .بیا بریم

 

رجینا خود را به بخش مسموم میرساند وبعد از درگیری با کلی جانور دیگر موفق میشود دیسکت اطلاعاتی 3d انرژی را بدست بیاورد . سپس میخواهد برگردد که تیرکس را میبیند

 

رجینا خطاب به تیرکس: بازم تو؟ بیخیال نمیشی نه؟

 

در این لحظه ناگهان تیرکس پشتش را به او کرده و رو به دیواری می غرد  و بعد دایناسوری عظیم تر از تیرکس بیرون می اید درگیری بین تیرکس وجاینتو زاروس در میگیرد که تیرکس در آن کشته میشود رجینا به داخل ساختمان فرار میکند.

رجینا در حالی که از ترس نفس نفس میزند با صدای در از جا میپرد

 

رجینا: دیلن! منو ترسوندی! بلاخره دیسکت اطلاعات 3d Energy رو پیدا کردم

دیلن: عالیه حالا میتونیم از اینجا بریم . کشتی رو آوردم نزدیک ساختمون پاشو بریم

رجینا: چی؟

دیلن: داره رو سرمو خراب میشه

رجینا: امکان نداره اون تیرکسه همین الانشم...

" حمله به موشک تایید شد . خروجی اضطراری فعال گردید... موشک در 10 دقیقه دیگر پرتاب خواهد شد . هر چه سریعتر این جا را تخلیه کنید "

رجینا: کامپیوترا برنامه ریزی شدن

دیلن: اصلا خوب نیست ... کنترل پنل موشک کجاس؟

رجینا: توی کلاهکشه من میرم اونو خاموش کنم تو از در اضطراری برو

دیلن: باشه... تو هم مواظب باش

 

 

 

رجینا برای رسیدن با موشک ناچارا با جاینتو زاروس درگیر میشود پس از مغلوب کردن او خود را به کلاهک رسانده و موشک را غیر فعال میکند. ولی در راه برگشت جاینتو زاروس بیدار شده و به او حمله میکند. در حین فرار موشک بر روی زمین می افتد و منفجر میشود

رجینا خود را داخل اتاق کنترل پرتاب میکند و از آنجا جان سالک به در میبرد پس از عبور از ساختمان در حال سوختن به دیلن ودیوید میرد که کشتی را پشت ساختمان آورده اند

دیلن: حالت خوبه رجینا؟سوار شو بجنب

دیوید: اون نکبتی سوسول دخلش اومده ! (پس از شنیدن صدا) باید هرچی میتونیم از اینجا دورشیم

دیلن: بریم تو رودخونه

...

دیوید: عالیه دریچه رودخونه بسته اس نمیتونیم جلو تر بریم

رجینا متوجه یک شیر فلکه میشود

رجینا: وایستین یه شیر فلکه اونجاس. شاید بشه دستی بازش کرد

دیوید: خب بذار مردا به این کار رسیدگی کنن بزن بریم  دادا

رجینا : باشه شما پسرا چه خوش رفتار شدین

دیوید: باشه اونجا

و به برج دیدبانی اشاره میکند

دیلن: باشه

دیلن وارد برج میشود و با سلاح آنجا از دیوید در حین کار محافظت میکند

 

بلاخره  در باز میشود و دیوید به سمت دیلن باز میگردد 

دیوید: جانمی جان! دمت گرم دیلن بزن بریم

دیلن: مواظب باش!

در حین برگشت یک آلازاروس به آنها حمله میکند نخست دیلن را میگیرد ولی دیوید او را با موشک میزند و دیلن به زمین می افتد برای نجات او دیلن را داخل رودخانه پرتاب میکند 

دیوید: من حسابشو میرسم داداش

آلازاروس دیوید را میگرد و او را میکشد

دیلن : دیوید! ..نه!

رجینا: دیوید!!!

 

آب دیلن را میبرد

 

 

...جنگل یک مکان نشناس...

دیلن از جایش بلند میشود واطرافش را نگاه میکند که متوجه دختر میشود که مقابلش است.

دیلن (خطاب به دختر) تو؟

دختر به سویی اشاره میکند

دختر : خونه ...

دیلن: چی گفتی؟

دختر: خونه...

و بعد از دیلن دور میشود

دیلن : نمیفهمم... از من میخوای باهات بیام؟

 

دیلن دخترک را از میان جنگل اسکورت میکند تا او را به داخل یک ساختمان محافظت شده برساند. در آنجا  دخترک در حال کار با سیستمی است و بععد بر روی یک وسیله مردی به شکل هولوگرام ظاهر میشود وبا دیلن صحبت میکند 

مرد مجازی: خوش آمدی گروهبان مورتن

دیلن: چی ؟ هولگرام؟ چطور اون اسم منو میدونه؟

مرد مجازی: زمان زیادی باقی نمونده . پس من کوتاه برات توضیح میدم

در سال 2055 پروژه حرکت در زمان موفقیت آمیز شد 

دیلن: سال 2055؟ داره از چی حرف میزنه؟

مرد مجازی: برای نجات دایناسور ها، ما دایناسورها رو به این زمان آوردیم سه میلیون سال بعد از زمان خودمون 

دیلن: چی؟ 3 میلیون سال؟ (رو به دختر: )پس تو از ...!

هولوگرام: ولی یه مشکل دیگه پیش اومد که نتونستیم باهاش برگردیم

دروازه ناپدید شد وما همیجا موندیم

دیلن: پس این آینده اس 

مرد: هیچ رایه برای زنده موندن در این دنیا وجود نداره . چون دایناسورا اینجان. من وباقی افراد باقی مونده سعی کردیم دروازه رو تعمیر کنیم 

ولی الان دیگه خیلی دیر شده

همسرم جولیا توسط دایناسورا کشته شد و کودک دلبندم به سختی صدمه دید .پائولا 

بر روی یک مانیتور تصویری از این دختر ظاهر میشود. دخترک به تصویر اشاره میکند

دختر: پائولا..؟پائو...لا

دیلن: پائولا... این اسمته؟

پائولا به سمت مرد مجازی اشاره میکند

پائولا: پاپا!

هولوگرام: الان تمام مامورت من محافظت از افرادمه من پائولا وباقی بچه ها رو در محدوده نگه داشتم تا صدمه نبینن

لطفا بچه ها رو با خودت به زمان خودت برگردون حالا باید خودمو معرفی کنم . من یکی از اعضای سابق نیروی ویژه T.R.A.T ، دیلن باربر هستم

دیلن : چی؟ تو من در آینده ای؟

پس تو...

و بازوی پائولا را میگیرد

پائولا:پاپا!

هولوگرام: وقت زیادی باقی نمونده . یه دروازه پشت اون در هست ازش استفاده کن وبه زمان خودت برگرد 

دروازه هنوز کامل نیست. و تو یکبار میتونی ازش استفاده کنی لطفا از طرف من به رجینا سلام برسون 

من روی تو حساب میکنم گروهبان

 

xzcz.jpg.7703a84a2be9e93df06dcbb3bc38d6ba.jpg

دیلن به دنبال پائولا به سمت جایی که هولگرام راهنمایی کرده بود میروند.

"سیستم خود تخریب به صورت دستی فعال گردید  نابودی در 5 دقیقه "

دیلن: چی؟

ناگهان پائولا روی زمین می افتد زیرا یکی از نقاب داراین به سوی او شلیک کرده است. دیلن با قمه جلوی ماسک دار می ایستد 

خودت شروع کردیش ها

پائولا فرار میکند ماسک دار قصد دارد دنبال او برود ولی دیلن با او در گیر میشود واو را روی زمین می افتد در این گیرو دار سرو کله جیانتو زاروس پیدا میشود

همینو کم داشتیم!

 

دیلن میگریزد ولی جاینتو زاروس پل را خراب میکند  دیلن خود را به کامپیوتر مرکزی می رساند

"به دلیل تشخیص خطر در خروجی دروازه بسته شد "

"باز روشن سازی ماهواره از کامپویتر مرکزی استفاده کنید تا با ماهواره ارتباط برقرار کنید"

دیلن درحین درگیری بادایناسور عصبانی موفق میشود فرمان را به ماهواره بفرستد.

"فرمان حمله"

در فضا دستگاهی فعال میشود و نیروی عظیمی را مستقیما به سمت جانتو زاروس میفرستد .در اثر این نیرو جاینتو زاروس از بین میرد دیلن در حالی که به حفره گوشتی باقی مانده از آن غول بیشاخ ودم نگاه میکند زمزمه میکند

دیلن: واو!

دیلن خود را به اتاق دروازه میرساند پائولا آنجا منتظر است. دی این لحظه رجینا  وارد میشود

دیلن" همه چی مرتبه رجینا!

رجینا : حالت خوبه؟

دیلن: آره وقت زیادی نداریم  بهتره از دروازه استفاده کنیو از اینجا بریم

پائولا:آه...

در اثر فشار وارد به سیستم ها یک دستگاه بزرگ روی پاهای پائولا می افتد 

دیلن و ریجنا تلاش میکنند دستگاه را بردارند ولی موفق نمیشوند.

دیلن: پائولا! نه ! نه !

دیلن درحالی که پائولا را در آغوش دارد به دروازه نگاه میکند 

پائولا: پاپا!

دیلن: پائولا

رجینا : دیلن باید چی کار کنیم؟ اگه الان نریم هرگز نمیتونیم برگردیم

دیلن رو به رجینا میکند وبه آرامی میگوید

دیلن: رجینا دروازه باز شد میدونم دلت نمیخواد ولی باید تنهایی برگردی من پیش پائولا میمونم

رجینا بهت زده می ایستد

رجینا: زده به سرت؟

دیلن: فقط برو باشه؟ دیسک 3d انرژی دستته درسته؟

رجینا با بی میلی دیسکت را به او نشان میدهد

وقتی برگشتی زمان خودمون اطلاعاتشو مطالعه کن وبعد یه جایی قبل این حادثه بیا سوارمون کن وبرمون گردون

 

رجینا چند لحظه فکر میکند و بعد میگوید:

رجینا: دیلن..من... اینکار رو میکنم. قول میدم 

 

سپس به دیلن ادای احترام نظامی میکند و رجینا نیز به او ادای احترام میکند

تمام ساختمان در حال انفجار و تخریب است و وقتی باقی نمانده 

"شمارش معکوس برای انفجار"

رجینا: یادت نره، تو هنوز یکی بهم بدهکاری

دیلن: پس با این حساب بهتره زودتر برگردی

رجبنا به سمت دروازه مرود ودر آخرین لحظه به دیلن نگاه میکند و بعد در دروازه ناپدید میشود.

ساختمان در حال ریزش است و دیلن پائولا را در آغوش دارد

پائولا با ترس زیاد: پاپا!

و بعد یکی از کامپیوتر ها به روی دیلن می افتد ولی پیش از این اتفاق ساختمان منفجر میشود

 

final.jpg.61233234199b3c67b2de99f9bb1e53fc.jpg

 

 

 

BaziTarsnak.IR

  • خوشم اومد 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×