رفتن به مطلب
Wolfwand Rubel

اختصاصی سناریو فارسی Resident Evil -Remake

پست های پیشنهاد شده

resident_evil_badge_01_ps4_eu_22sep16.pn

بزودی سناریو رزیدنت اویل ریمیک- سناریو کریس اینجا قرار میگیره

از دوستان خواهش مندم که پیام اینجا ندن تا کار تموم شه

 

2563.png

  • خوشم اومد 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سناریو رزیدنت اویل ریمیک

ژولای 1998

جنگل راکن

 

47d_1.png

داستان از هلیکوپتری شروع میشود که بر فراز یک جنگل پرواز میکند

کریس ردفیلد : تیم آلفا بر فراز جنگل های شمال غربی راکن سیتی به پرواز در آمد 

ما دنبال هلیکوپتر دوستانمون میگردیم، تیم براوو. که وسط ماموریتشون ناپدید شدن

اخیرا قتل های ترسناکی در راکن گزارش شده، گزارشاتی از مورد هجوم قرار گرفتن یک خانواده وجود داره. این هجوم توسط گروهی بیش از 10 نفر رخ داده، مقتولین ظاهرا خورده شدند.

تیم براوو برای تحقیقات فرستاده شد ولی ارتباط ما با اونا از دست رفت

در میان درختان انبوه یک هلیکوپتر در هم شکسته دیده میشود

جیل: ببین کریس!

تیم آلفا فرود یم آیند وبه بررسی هلیکوپتر میپردازند که خالی است.

کریس: ولی هلیکوپتر تیم براوو خالی بود

فقط جسد کوین اونجا باقی مونده بود

ما جستجومونو برای یافتن بقیه افراد شروع کردیم...

و این موضوع تبدیل به یک کابوس شد...

افراد استارز در محوطه پخش میشوند و میگردند ناگهان جوزف مورد حمله گروهی از سگ های زامبی قرار میگیرد.

جیل به دنبال صدای فریاد او اولین کسی است که به صحنه میرسد و میبیند که جوزف درحال تیکه تیکه شدن در زیر ارواره های سگ هیا عجیبی است.

از شدت شوک آمیز بودن صحنه بر جایش خشک میشود که کریس دست او را میگیرد و دنبال خود میکشد

کریس : بجنب!

همه افراد به سمت هلیکوپتر میدوند ولی متوجه میشوند برد با هلیکوپتر فرار میکند

کریس : هی برد! داره کدوم قبری میره؟

ناگهان کریس متوجه میشود فاصله آنها با سگ ها خیلی کم است و یک سگ به سوی او مپرد . بهتر زده بی آنکه سلاحش را بالا بیاورد...

با صدای گلوله سگ به کنار می افتد. وسکر سگ را با تیر زده است و رو به کریس میگوید:

وسکر: کریس از این ور

 

nuzq_2.png

 

اعضای باقی مانده از دور خانه ای مشاهده میکنند و به سمت خانه میدوند.

لعنتی

وسکر: برین تو خونه

فقط سه نفر از افراد استارز باقی موندن. من ، کاپیتان وسکر وجیل... ما نمیدونیم بری کجاست

خانه بسیار بزرگی است و افراد استارز نفس نفس زنان وارد میشوند. 

جیل : حال همه خوبه؟

کریس به اطراف نگاه میکند و متوجه میشود بری آنجا نیست.

کریس: بری؟ بری کجاست؟

وسکر: اون...

جیل:نه...!

ناگهان صدای تیر اندازی از سمت چپشان میشوند.

جیل: اون صدای چی بود؟

کریس: من میرم ببینم

وسکر: من و جیل اینجا میمونیم تا محوطه رو برسی کنیم

جیل: کریس، مواظب باش

کریس به آنجا میرود و با جسد کنث و یک زامبی رو برو میشود. پس از باز گشت به هال متوجه میشود اثری از وسکر و جیل نیست و تنها سلاح جیل روی زمین افتاده است.

کریس جستجو کردن خانه را آغاز میکند ولی هیچ اثری از جیل وسکر بری وهیچ فرد زنده ای به چشم نمیخورد. تا اینکه دری را میگشاید و متوجه یک فرد زنده میشود.

ربکا: تو؟

کریس: کریس ردفیلد از تیم آلفا . ما اومدیم نجاتتون بدیم

ریچارد؟ چه مرگت زده؟

ریچارد: کریس.. این خونه...افرادتو از اینجا ببر ...شیاطین همه جا هستن...

ربکا: حرف نزن... به نظر میاد یه مار سمی نیشش زده

ولی اثر دندوناش خیلی بزرگه

ریچارد: یه مار معمولی نبود...باور کن

ربکا(رو به کریس) : سرم لازم داره من توی یه اتاق دیگه جا گذاشتمش 

کریس: من میرم میارمش

ربکا: لطفا عجله کن

کریس : طاقت بیار من برمیگردم

 

5iyd_3.png

 

کریس برای آوردن سرم میرود وآن را یافته وباز میگردد.

کریس: امیدوارم چیزی که میخواستی همین باشه

و سرم را به ربکا میدهد.

ربکا: ممنونم. میخوام بهت تزریق کنم ریچارد طاقت بیار

ریچارد: بیا بگیرش. (و یک بیسیم به ربکا میدهد.)  بیسیمه...مواظب خودت باش ربکا

کریس: ریچارد!

ربکا: حالش خوبه فقط بیهوشه

کریس: ربکا اینجا امن نیست بیا ریچارد رو به یه جای امنتر ببریم

ربکا: موافقم

کریس ریچارد را به اتاق امنی میرساند.

ربکا: ریچارد داره خوب پیش میره، بزوردی به حالش خوب میشه 

کریس: خوبه، ریچارد بهت احتیاج داره

ربکا :به محض اینکه ریچارد بهتر شد میایم دنبالت 

کریس: ربکا بلدی از تفنگ استفاده کنی؟

ربکا: اره

 کریس: باشه من میرم به تحقیقم ادامه بدم

ربکا: مواظب باش، باشه؟ 

در صورتی که به اتاق بازگردید.

ربکا: این اتاق پر از تجهیزات داروئیه تقریبا همه جور زخمی رو میتونم درمان کنم میخوای زخمتو درمان کنم؟

کریس: نه من خوبم ولی اگه چیزیم شد روی کمکت حساب میکنم

ربکا: باشه. ولی اوضاع داروییمون خوب نیست پس مواظب خودت باش 

 

کریس در حین تحقیق به یک اتاق با پیانو میرسد ولی نمیداند آن را چطور بنوازد. ناگهان در باز میشود وربکا داخل می اید.

ربکا: منم کریس

کریس: ربکا

ربکا به سمت پیانو می اید و به آن نگاه میکند.

ربکا: شبیه آهنگ لایت مون میمونه

کریس: میتونی پیانو بزنی؟

ربکا شروع به نواختن میکند ولی ناگهان خرابکاری کرده وصدای ناجوری از پیانو در می آید.

کریس: اوخ...این چی بود !

ربکا: یکم نوت خونیم لنگ میزنه...بذار یکم تمرین کنم

کریس: باشه فقط زیاد جو گیر نشو

ربکا: باشه نمیشم

کمی بعد ربکا موفق به نواختن آهنگ میشود.

ربکا: کریس! کریس! فکر کنم تونستم...این چیه دیگه؟

و هردو به دری نگاه میکنند که با آهنگ گشوده شده است .

کریس راهی برای رفتن به حیاط پیدا میکند و در آنجا پیامی از وسکر میشوند:

به تمام افراد استارز... از حیاط دور بشید... با هیولای زنجیر شده درگیر نشوید...

کریس جلوتر با هیلوای زنجیر شده مواجه شده ومیگریزد.

کریس به مسیرش ادامه میدهد تا اینکه دری را میگشاید که سراسر اب بوده و ریچارد را میبیند که درا نتهای یک راهرو کوچک با حفاظ تا کمر در آب ایستاده و وحشتزده به او نگاه میکند.

ریچارد: کریس!

کریس:ریچارد؟

و به سوی او میرود ولی ریچارد به سمت او میپرد وهلش میدهد.

ریچارد: مواظب باش!

کوسه ای بزرگ وعظیم جثه ریچارد را میخورد. کریس ادامه میدهد و به اتاقی میرسد که میتوان با ان اب محوطه را خالی کرد ولی ناگهان همه درها به خاطر ضربه کوسه به دیوراه شیشه ای قفل میشوند.

فشار بیش از حد از منبع ناشناس تا زمان حصول ایمنی تمام در ها برای امنیتی قفل میشوند.

تا حد شکست 10%

تا حد شکست 30%

...

دریچه های ایمنی بسته گردید

کریس پس از آنجا به عمارت بازمیگردد وبا یک گیاه غول پیکر درگیر میشود پس از شکست دادن آن بیرون در ربکا رو میبیند

ربکا: کریس منو ترسوندی! حالت خوبه؟

کریس: من خوبم...ولی ریچارد...مرد

ربکا: متاسفم

کریس: تقصیر من بود... باید...

ربکا: خوشحالم که زنده موندی . یه انبار مواد شیمیایی اینجا دیدم من میرم اونجا

چنانچه با کریس به دنبال ربکا بروید.

ربکا کنار قفسه ها ایستاده واشک میریزد.

ربکا(با بغض) : این اتاق پر از تجهیزات داروئیه میخوای زخمتو درمان کنم؟

و بعد به گریه می افتد. 

کریس: قوی باش ربکا

کریس از اتاق خارج شده ودر راهروی بعدی وسکر را میبیند.

 کریس: وسکر؟

وسکر: کریس! زنده ای!

کریس: منم میخواستم دقیقا همینو بگم ... جیل کجاست؟ فکر کردم با توئه  

وسکر: میدونم . ما از هم جدا شدیم 

کریس: میفهمم

 به هر حال بهتره هرچه زودتر یه راه فرار پیدا کنیم قبل اینکه تبدیل به خوراکی زامبی ها بشیم

پیشنهادی داری؟ 

وسکر: بهتره از محیطی که توشیم بیشتر اطلاع پیدا کنیم.  حتما جاهایی توی عمارت مونده که بخواینم بررسیش کنیم

کریس میخوام بری یه بار دیگه اونجا رو بررسی کنی من تحقیقاتمو اینجا ادامه میدم

کریس: اطاعت

wkh4_4.png

کریس مسیر خود را به فاضلاب ادامه میدهد ودر آنجا انریکو مارینی فرمانده براوو را میبند.

 

کریس: انریکو!

و به سمتش میرود

انریکو: کریس جلو نیا...

کریس: چه اتفاقی افتاد؟

انریکو: خائن...

و سلاحش را به سمت کریس بالا می اورد

کریس: انریکو صبر کن!

در این لحظه کسی انریکو را با تیر میزند.

کریس: انریکو!

انریکو: آمبرلا...

کریس: انریکو... خائن؟

"فقط با یک گلوله کشتش؟ کار کی میتونه باشه 

کریس به مسیرش ادامه میدهد . زمانی که به یک راهرویم خفی میرسد متوجه میشود وسکر با یک هیولای زنجیر شده درگیر است. وسکر به محض دیدن او میگوید:

وسکر: کریس! یه بخش کار رو به عهده بگیر!

کریس و وسکر با هم شر هیولا را کم میکنند و کریس به عمارت باز میگردد . پس از گشودن اتاق اسپنسر ناگهان از طبقه بالا صدای جیغ ربکا را میشود

کریس: ربکا؟  یعنی بالای پله هاس؟

کریس به بالای پله ها می دود و ربکا را درگیر با یک هانتر می  یابد که دست وپایش را گم کرده و توان مبارزه ندارد. 

چنانچه هانتر را بکشید

کریس: ربکا!

ربکا: کریس!

کریس: حالت خوبه؟

ربکا: نمیخواستم نگرانت کنم 

کریس: بیشتر از این نمیتونیم انجا بمونیم باید بقیه رو پیدا کینم و از اینجا بریم، گرفتی چی میگم؟

ربکا : اره 

کریس: پس من جلو میرم  تا اون موقع خودت باید از پس همه چی بر بیای. خونسردیتو حفظ کن تا تصمیم درست بگیری گرفتی؟

ربکا: من میتونم ازخودم مراقبت کنم

کریس: موفق باشی

جلوتر کریس متوجه میشود کسی که به آنها خیانت کرده آلبرت وسکر است. در جریان پیدا کردن یک سری کد با جیل روبرو یمشود که در یک اتاق قفل گیر کرده است.

جیل: کریس!

کریس: جیل!

جیل: کریس وسکر کسیه که...

کریس: میدونم...در باز نمیشه...طاقت بیار برمیگردم

 

z5d_7.png

 

کریس به دنبال راهی میگردد تا جیل را ازاد کند که در مقابل یک آسنسور از پشت سر صدای دویدن میشود.

ربکا: کریس!

کریس: ربکا!

ربکا: توی باغ داخلی دیدمت بلاخره بهت رسیدم

کریس: خب خوشحالم که سالمی ... دیگه دنبالم ندو، فقط نزدیکم بمون بچه 

ربکا: بله قربان برنامم همینه

 

n1f_8.png

 

و با هم سوار اسنسور میشوند. در آنسوی آسانسور یک ازمایشگاه است و کریس وسکر را میبند.

کریس: وسکر!

وسکر: کریس! پس بلاخره اومدی ! سربلندم کردی...البته تو یکی افراد خودمی

کریس: ممنون

کریس: از کی وسکر؟ 

وسکر: شرمنده نمیفهمم در مورد چی حرف میزنی

کریس: از کی با پول خریدنت؟

وسکر: به نظرم تو یکم قاطی کردی... من همیشه با آمبرلا بودم. و استارز بازیچه های آمبرلا... و من بودن ویروس  T تو این محل پخش شده و من ناچارم افراد مورد علاقه ام استارزو بیخیال شم

کریس: تو با دستای خودت کشتیشون! حرومزاده!

ربکا: نه!

وسکر: چرا عزیزم درست این شکلی

و ربکا را تیر میزند.ربکا روی زمین می افتد

کریس: ربکا!

وسکر: تکون نخور کریس فکر نکنم بخوای به این زودی بمیری هنوز یه چیزی مونده که بخوام نشونت بدم

وسکر: شکل نهایی زندگی : تایرانت

کریس: وسکر مخت پوک شده

وسکر: کریس تو هیچ وقت نمیفهمی

با شکوهه

ناگهان تایرانت از داخل محفظه بیرو ن پریده ووسکر را میکشد.

کریس: وسکر!

وسکر میمیرد. تایرانت به سوی کریس باز میگردد. 

کریس: بیا ببینم تو بورت رفته زشت!

xb14_9.png

پس از کشتن تایرانت به سراغ ربکا میرود .

کریس: ربکا!

 ربکا: کریس!

کریس: خدا رو شکر که جلیقه ضد گلوله پوشیده بودی 

اینجا دیگه کاری نمونده باید بریم

ربکا: باشه

پس از خروج تز آسانسور ربکا متوقف میشود.

ربکا: کریس؟

کریس: چی شده؟

ربکا: من توی آزمایشگاه یه پرونده پیدا کردم ظاهرا کلی ویروس تایرانت دیگه هم اینجاست  باید اینجا رو بفرستیم هوا 

کریس: حق با توئه برنامه هنوز ادامه داره اینکار رو میذارم به عهده تو ربکا

ربکا: حله! با سیستم خود تخریب شروع میکنم که یه چند وقت پیش پیدا کردم

کریس: انگار که این کارتمومی نداره باشه بیرون میبینمت

ربکا: بیرون

و از هم جدا میشوند. کریس به دنبال جیل میرود که ناگهان در بلندگو اعلام میشود.

سیستم خود تخریب فعال گردید تمامی کارکنان ساختمان را به سرعت ترک کنند. 

تمامی قفل ها باز میشوند.

 

کریس خود را به جیل میرساند

کریس: شرمنده منتظر موندی

جیل: میدونستم میای

کریس: بزن بریم

 

کمی جلوتر جیل از کریس جلو میزند:

جیل: بدو بریم!

و سعی میکنند خود را به باند هلیکوپتر برسانند. در این لحظه بیسیم پیام میدهد

بیسیم: این برده که صحبت میکنه. سوختمون داره تموم میشه ! این اخرین شانستونه !

اگه کسی زنده مونده یه نشونه بده. تکرار میکنم آخرین فرصتتونه!

کریس اسانسور خروجی را راه میاندازد

سه دقیقه تا انهدام. 

ربکا خود را به آنها میرساند: سیستم خود تخریب فعال شد 

کریس: کارت عالی بود. برد با هلیکوپتر بالا سرمونه 

در این لحظه صدای غرش زامبی ها می اید. جیل وربکا به سمت انتهای راهرو نشانه میروند: اون چیزا دارن میان! 

جیل: من حسابشونو میرسم. 

کریس: ولی...

جیل: کریس تو برو یه جوری با برد ارتباط برقرار کن 

کریس: باشه

و دو دختر به سمت زامبی ها میدوند و کریس با آسانسور بالا میرود.

روی بام کریس منور را فعال کرده و به برد علامت میدهد. جیل وربکا سر میرسند. 

ربکا: کریس! 

کریس: رو به راهین؟

ربکا: اره

ناگهان تایرانت نیز سر میرسد وجیل را میزند. ربکا و کریس با تایرانت درگیر میشوند. 

برد برای کریس یک راکت لانچر می اندازد:

برد: کریس ازش استفاده کن! بکش نکبتو !حالا هر کوفتی که هست!

کریس با موشک تایرانت را میزند و تایرانت تیکه تکه میشود. سپس همه باهم سوار هلیکوپتر میشوند وپیش از انهادم ساختمان میگریزند.

 

nctr_10.png

 

پایان.

 

 

2563.png

 

 

 

  • خوشم اومد 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×