رفتن به مطلب
Wolfwand Rubel

اختصاصی سناریو فارسی Resident Evil 6 - Chris & Piers

پست های پیشنهاد شده


Resident Evil 6  Scenario

 Chris & Piers

 

resident-evil-6-battle-03.thumb.jpg.461d1ef474c33eaa449969c9970cce28.jpg

 

دوستان به سرودی سناریو رزیدنت ایول 6 بخش کریس ردفیلد و پیرز نوینز اینجا قرار میگیره از دوستان خواهشمندم اسپم و پیام ندن تا کار تموم بشه.

لازم به ذکره بخش بی رنگ مکالمات بیسیمه

 

 

2563.png.9377c85aa81a26fec4315d2ed05154c5.png

 

  • خوشم اومد 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

 

 

asd.thumb.png.7953b5312ca7a8c012d6fbaa4868da5e.png 

29 ژوئن 2013  اروپای شرقی

 

کریس ردفیلد در یک کافه نشسته و مرتب نوشیدنی میخورد. 

کریس: بازم بریز

زن صاحب کافه میرود تا برای کریس نوشیدنی بیاورد. پیرز در صندلی کناری نشسته ودر حال خوردن استیک است.

پیرز: خیلی سخته این طرفا استیک خوب گیر بیاری... نه به اون سادگی که تو خونه میشد...

زن برای کریس نوشیدنی میریزد ولیوان را تا نیمه پر میکند

کریس: پرش کن

زن: به حد کافی خوردی 

کریس نوشیدنی را از زن میگیرد و برای خود میریزد

کریس: گوش کن عزیزم تو اینجایی که به ملت نوشیدنی بدی و خوشگل به نظر بیای... پس چطوره خفه خون بگیری

زن: چطوره تو از کافه من گمشی بیرون!

کریس: جایی ندارم برم

و بلند میشود تا به سر یک میز برود. یک مرد به زبان روسی به او میگوید:

مرد : اون خانوم ازت خواست که بری

و بعد به انگلیسی تکرار میکند 

گفتم بهت گفت که بری

کریس عصبانی شده با مرد درگیر میشود که پیرز دست او را میگیرد

پیرز: حتی به خوابم نمیدیدم کریس ردفیلدو توی اشغالدونی مثل اینجا پیدا کنم که داره وقتشو هدر میده 

کریس: تو دیگه کدوم خری هستی 

و هردو سر یک میز مینشیند 

پیرز: پیرز...پیرز نوینس

کریس: به عمرم اسمتو نشنیدم

پیرز: این چی؟ از اینم چیزی نشنیدی؟ 

و تصاویری از یک شهر آشوب زده را به کریس نشان میدهد.

59c02c229ea8b_chris1.thumb.png.8e06321aebacc3c4b98c8e9ddd202f8a.png

کریس: این چیه؟ 

پیرز: تو واقعا هیچی یادت نمیاد نه؟

تروریسم زیستی 

کریس: بیو...

پیرز: تو نمیتونی از گذشتت فرار کنی کریس مهم نیست کجا بری وچیکار کنی. 

کریس: تو کی هستی؟ این چیه؟

 پیرز: باشه...منو یادت نمیاد... اینا رو چی ...( و تصاویر سربازانی را نشان میدهد که در جنگ کشته شده اند ) نگاه کن... گفتم نگاه کن! اینا آدمای تو بودن...که همشون تحت فرمان تو مردن ... نگاه کن! تو بهشون بدهکاری که به یاد بیاری...! وگرنه همه اون کارا بی ارزش میشه...

کریس: کافیه!

پیرز: لعنتی. شیش ماه ازگار دارم دنبالت میگیردم وچیزی که گیرم میاد اینه 

کریس: BSAA 

پیرز: اره...جایی که بهش تعلق داری

 همه منتظرن 

کریس: همه؟ 

تمام افراد کافه بلند میشوند وپشت سر پیرز قرار میگیرند. 

پیرز: ما برت میگردونم کاپیتان هرجوری که باشه 

 chris2.thumb.png.f5895e9d41d8a9c9204bb9923b3a628d.png

تصاویر تاریک شده و صدای کریس به گوش میرسد که گویی با خود حرف میزند.

کریس: نمیتونم به فرار ادامه بدم. باید با حقیقت روبرو بشم ومسئولیتشو بپذیرم. این تنها راهیه که یادم میاد و تنها راهی که بتونم زندگیمو پس بگیرم

HQ به آلفا مامورت شما تغییری نکرده جلوی پخش شدن حمله زیتسی رو تا نقطه Ace of Spade بگیرید

پیرز: دریافت شد آماده ایم که روی سقف Eight of Clubs فرود بیایم مسیرمونو به Ace of Spice ادامه میدیم اون مامورای سازمان ملل رو پیدا میکنیم.

اکو به HQ ما توی خایبون Diamond Three با حمله مهاجما مواجه شدیم. میریم که درگیر بشیم

HQ دریافت شد

پس از خروج از در چند خبرنگار جلو آنها را میگیرند.

خبرنگار: BSAA به صحنه رسید ... ببخشید میشه یه جمله بگین؟ ایا این حمله به حمله آمریکا مرتبطه؟ ایا BSAA اونجا هم هست؟  

 کریس: اینو ببین

پیرز: بجنب هدفمون جلوهه

HQ-  به گوشم . مسیر 4 پر از آدما ومهاجماس چیز دیگه ای هم هست؟

 کریس: حروم...

-  تیم آلفا مسیرتونو از مسیر 4 به سمت مسیر نهم تغییر بدید

- از طریق Six of Clubs به مقصد برید

 HQ-  به تمامی واحد ها آلفا در مسیر Ace of Spades ـه 

- بعد از اینکه به گروه دلتا رسیدین ماموریت رو طبق برنامه پیش میبریم

- براوو به HQ ما با مهاجما در Four of hearts درگیر شدیم اوضاع جالب نیس درخواست نیروی پشتیبانی فوری داریم 

- دریافت شد. HQ به چارلی ، در four of hearts به براوو کمک کنید.

کریس :دارن شهروندای غیر مسلح رو میکشن. عاشق ما میشن

وبه یک جاوا شلیک میکنند ولی جاوو خودش را ترمیم میکند.

پیرز: داره خودشو ترمیم میکنه

پیرز به HQ ما با یک جاوو برخورد کردیم شبیه همونیه که قبلا تو ادونیا باهاش برخورد کردیم

-  دریافت شد . با احتیاط بسیار زیادی پیش برید

پیرز: گندش بزنن...

 کریس باید به این اوضاع پایان بدیم

- تیم آلفا به مسیر نهم ادامه بدید 

- از یکی از کوچه های فرعی استفاده کنید تا به Ace of spades برسید  

پیرز: کاپیتان چیزی یادت نیومده هنوز؟

کریس :هنوز دارم سعی میکنم بفهمم این چیزایی که میبنم چه معنی داره

پیرز: میدونی به نظر میاد یکم کند شدی ولی به نظر میاد همه اون تمرینا خوب نگهت داشته

کریس: ببند فَک رو. آماده ای؟ 

-اکو به HQ نمیتونیم از پسشون بر بیایم از Diamond three عقب نشینی میکنیم

HQ-  به اکو. درخواست سریع بروز رسانی وضعیت... اونجا چه خبره؟ 

- مامنهدم شدیم. تعدادشون خیلی خیلی زیاده. چاره ای نداشتیم مجبوریم عقب نشنین کنیم 

وارد ساختمانی میشوند و یک جاوو نزدیک است کریس را بکشد. 

پیرز: کایپتان

و کریس را نجات میدهد

الفا به HQ ما همین الان جهش یک جاوو رو دیدیم 

یکی از سربازان : بهش شلیک کن عقب نگهشون دار

 پاکسازی شد 

کریس: شما دوتا اینجا بمونین و مواظب زخمیا باشین 

پیرز :HQ تیم آلفا گزارش میده . 4 نفر از ما به سمت مسیر نهم حرکت میکنن 

دشمن دیده شد. یه جا پناه بگیر

یکی از سرباز ها: نمیخوام هیچکس بلایی سرش بیاد فقط بشینین و یه هدف رو انتخاب کنین

HQ - به تمام تیم ها 

- اطلاعاتی بدستمون رسیده که مهاجمین در اطراف باساوان در حال تجمع هستن بسیار محتاط حرکت کنید

HQ - به آلفا با واحد ریکان از دست دادیم. با احتیاط بسیار زیادی حرکت کنین

- دریافت شد HQ

یک سرباز با یک جاوو از در بیرون می افتند.

کریس: لعنتی. رو زمینیه آدمه

- براوو به HQ هنوزد اریم مهاجما رو با تیم چارلی در Fourr of hearts از بین میبریم

- تلفات زیادی دادن

HQ - دریافت شد. گروه درمانی در راهن

HQ - به تیم آلفا

- آپارتمان ربروی شما Ace of Spade هست کارمندای سازمان ملل اونجا گروگان گرفته شدن. با احتیاط بسیار زیادی حرکت کنین

HQ :پیرزما با یه جهش نوع 5 روبرو شدیم 

کریس: عالیه بال هم دارن

- چارلی به HQ ما دوباره یه جا جمع شدیم و منتظر دستور جدیدیم

- کارا توی three of diamond خوب پیش نمیره. به کمکتون اونجا نیاز دارن

-  دریافت شد 

پاکسازی شد

کریس وپیرز در حال عبور از یک میله به سمتشان موشک شلیک میشود وپایین میافتند. کریس پیرز را نجات میدهد ولی خودش از یه میله آویزان میشود.

پیرز: کاپیتان!

کریس: گمونم عضله هام یادشون بود که چطور نجاتم بدن...

هی پیرز دارن اینجا یه خورده بهم شلیک میکنن. جونتو نجات دادم میخوای جبرانش کنی؟

اینجا به کمکت نیاز دارم. خیلی سریع خودتو به من برسون 

یکی از سربازان:  ما به HQ پیام میفرستیم که پشتیبانی بفرسته شما دوتا برید سمت Ace of Spade 

پیرز: دریافت شد 

کریس: اینا دارن از کدوم قبری میان...پیرز میشه یکم منو پوشش بدی؟

پیرز: تو جون بخواه کاپیتان

HQ - به براوو آلفا برای رفتن به Ace of spade کمک لازم داره میتونین بهشوتن برسین؟

- دریافت شد از سمت four of hearts میایم. بهشون میرسیم بزودی

HQ - به تیم آلفا شما تقریبا به Ace od Sapades رسیدید 

- خدا لعنتش کنه یه آر پی جی 

- براوو به HQ ما اینجا داریم تو دردسر می افتیم فکر نکنم به موقع برای کمک به آلفا برسیم

HQ - اینجاست دریافت شد

پیرز: خب به نظر میاد خودمون دو تا باید بریم 

کریس به HQ ما توی Ace of Spade هستیم 

- دریافت شد

- تیم براوو هم برای کمک به بررسی و نجات فرستاده شدن 

- برای دستور بعدی همونجا بمونین

پیرز: خوبه یه استراحت لازم داشتم

یک نور افکن آنها را پیدا میکند واز اطراف جاوو میریزد. 

کریس: لعنت

پیرز: ما رو هدف گرفتن دقیقا بالای سرمونن

HQ - به تیم براوو ، تیم آلفا توسط مهاجما محاصره شده... هر چه سریعتر خودتونو بهشون برسونین

- تیم آلفا براوو صحبت میکنه ما داریم با آخرین سرعتمون میایم حواستونو جمع کنین زرتتون قمصور نشه...

الفا تیم صحبت میکنه دریافت شد تا شما برسین هرکاری بتونیم میکنیم.

پیرز: چند تا دیگه از این مفتخورا رو باید بکشیم.؟

کریس:این پشتییبانی کدوم قبریه؟

- هی برو بچ از دیدن ما در پوستتون نمیگنجید؟

هلیکوپتر تیم براوو رسیده ونیروهایش به سمت بام سرازیر شده وبه کمک پیرز وکریس می ایند.

- تیم براوو وقت تفنگ بازیه دخل همه جاوو ها رو بیارین..!

کریس: بلاخره

پیرز: هدفتونو انتخاب کنین وبیاین تمومش کنیم!

- همه سلاح های زیستی نابود شدند 

- تیم آلفا به تیم براووکمک کنید تا شهروندا رو از اونجا ببرن

HQ - به آلفا ما جزئیات ماموریت شما رو داریم گروگان ها را در طبقه اول وهفتم نجات بدین و ساختمونو ترک کنید.

و هر دو گروه به دنبال گروگان ها میگردند.

HQ - به آلفا تمام گروگان ها جلوی شما هستن همه جونورا رو بکشید وزا اونجا بیاید بیرون

- الفا صحبت میکنه دریافت شد. ما میریم داخل 

- الفا به HQ گروگان طبقه هفتم نجات پیدا کرد 

کریس: اون یکی گروگان کجاس؟ 

- طبقه بالای شما. باید سریع حرکت کنین

- دلتای دو به HQ 

- تمام گروگان های طبقه دوم نجات پیدا کردن. من دارم ساختمونو ترک میکنم

پیرز:  الفا به HQ گروگان طبقه هشتم نجات پیدا کرد

- دریافت شد

هنوز یکی تو طبقه اول مونده 

- دلتا یک به HQ تمام مهاجمین طبقه پانزدهم از بین رفتن. ساختمونو ترک میکنیم

پیرز: خب فقط ما مونیدیم 

و سوار آسانسور میوشند ولی آسانسور وسط راه خراب میشود. 

کریس: وایستاد. حالا چی؟

پیرز: کمک کنی میتونم برم رو سقف

کاپیتان خوبی؟ 

کریس: آره خوبم 

دسته ایا مهاجمان به سمتشان شلیک میکنند.

یه جورایی حس میکنم اینجا بهمون خوش آمد نمیگن 

پیرز: بجنب میتونیم از پسشون بر بیایم

- دلتا یک صحبت میکنه من ساختمونو ترک کردم

HQ - دریافت شد

- دلتا دو صحبت میکنه من ساختمونو ترک کردم

- آلفا هنوز توی ساختمونه بعد از اینکه ساختمونو ترک کردن اونجا رو بمبارون میکنیم 

کریس: من میرم تو آماده ای؟

کریس: گروگان طبقه اول نجات پیدا کرد

- دریافت شد آلفا حالا زا اونجا برین

HQ - ترتیب تمام مهاجمین داده شد.تیم آلفا ساختمونو ترک کرد

- دریافت شد فرمان بمبارون رو صادر میکنم 

ولی پیش از ایکه کریس و پیرز از انجا فرار کنند مسیر بسته میشود

پیرز: لعنتی اینجا گیر افتادیم حالا چه غلطی بکنیم؟

کریس: چمیدونم

HQ - به آلفا برید طبقه سوم اونجا یه بالکن هست که میتونین از اونجا خارج بشین. راه بیفتین

- تیم الفا همین الان اونجا رو ترک کنین

- موشکا آماده شلیکن هواپیماها راه افتادن

پیرز: اصلا دلمون نمیخواد وقتی اون هواپیماها سرو کله اشون پیدا میشه اینجا باشیم

کریس: موشک بارونو شروع کردن گمونم خیلی براشون فرقی نمی کنه ما اینجا مونده باشیم یا نه

پیرز: قضیه شخصی نیست خودت که الویتای مامورتو میدونی

وبه سمت محل یاد شده میروند.

کریس: پیرز بجنب!

پیرز: باشه

از ساختمان بیرون پریده و ساختمان پشت سرشان بمباران میشود. پس از فروکش کردن آتش بززی به سمت ساختمان بر میگردند افرادی را میبنند که در پیله اند. کریس با دیدن آنها صحنه هایی از کشته شدن یکی از افسرانش میبند واز سردرد روی زمین می افتد.

کاپیتان؟

کریس: فین...

  59c02c65a7fce_chris3.thumb.png.0a1c6c6daf254a3c287176601767b558.png

 

پایان فصل 1

 

 


 

 2563.png.5888b500b61c5dc0a4bd4b4d99dbf54b.png

 

 

  • خوشم اومد 1
  • متشکرم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Edonia.thumb.png.50d40a73d4d2eb3f04f54a62eb92306a.png

Chapter #2

 

 

24 دسامبر 2012 ادونیا

اروپای شرقی

یک گروه از سربازان BSAA با نارحتی بالای سر جسد یکی از دوستانشان ایستاده اند. همه عصبی و ناراحتند. کریس از میان آنها جلو می آید وبه جسد که او را میبرند نگاه میکند.

پیرز: از گروه جدا شده بود ...تنها

کریس(با صدای بلند و قاطع) : گوش کنین . کار ما توی BSAA اینه که دنیا رو از شر سلاح های زیستی خلاص کنیم. تنها راه رسیدن به این هدف اینه که کنار هم بمونیم 

پیرز: هیچکس مثتسنی نیست.

کریس: درسته ممکنه بعضی یا همتون حاضر باشین برای این هدف بمیرین ولی وظیفه من اینه که همه سالم برگردیم 

یکی از افراد تازه کار، فین مالکولی در حال گریه کردن است.

پیرز: تمومش کن فین

فین: شرمنده قربان

کریس: هیچکس جا نمیمونه . نه وقتی تحت نظر من... فهمیدین؟

همه افراد: بله قربان

پیرز: فین اطلاعاتو نشون بده

فین: بله قربان . ( و یک دستگاه را بیرون آورده که بر روی زمین تصاویر و نوشته هایی را نشان میدهد ) شورشیا دارن از یه جور سلاح زیستی جدید استفاده میکنن که جوآوو نام گذاری شدن . بسیار باهوشن، قوی ان و در مقابل ضربات فیزیکی جهش پیدا میکنن

کریس: خیلی خب، تکلیفتونو میدونین

به سه گروه تقسیم میشیم

راه بیفتید.

افراد : بله قربان

کریس به سمت فین ماکولی میرود.

کریس: تو عضو جدیدی؟

فین: بله قربان فین ماکولی 

کریس: میدونم عصبی هستی فین ولی تیم هواتو داره...باشه؟

فین: بله قربان من هر کاری از دستم بر میاد انجام میدم

 کریس میرود و فین رو به پیرز کرده و میپرسد:

فین: اون همیشه اینقدر باحاله؟

59d0dd815c1c4_Chris2-2.thumb.png.e0341cf6dd769821562b5738b3c9b502.png

پیرز چند لحظه چشمانش را مبیندد و بعد بدون هیچ جوابی دنبال کریس میرود.

در حین حرکت یک نیروی دشمن پدیدار شده ونفر بر جلویی را میزند.

دشمن حمله کرد دشمن حمله کرد! آلفا درگیر بشین!

گروه ها از هم جدا بشین. تیر اندازی کنین

آلفا به اکو ما توی heart of fire درگیر  شدیم 

اکو به آفا دریافت شد حو.استون به اون سربازای قوی باشه

تیم آلفا به گوش 

نیروای های ما خیلی پراکنده پخش شدن ممکنه نتونیم برای کمکتون باییم

کریس: دریافت شد پس ما تنها میریم.

ما داریم روی سقف فرود میایم آلفا بیاین اونجا

اینا همون نمونه های جدیدی هستن که HQ درموردش هشدار داد؟

گلوله ها روشون تاثیری ندارن این نوع معمولی دشمنای ما نیس

در این لحظه یک سلاح زیستی غول پیکر از بالای دیوار به سمت آنها می اید.

نمیدونستم توی سایز به این بزرگی هم هستن! چند نوع جدید این جا وجود دارن؟

پیرز و کریس میگریزند و موجود دنبال آنهاست

 

کریس: فین یه سلاح زیستی دو مترو نیمی دننلالمون راه افتاده خیلی سریع به سلاح نفر بر  احتیاج داریم

فین: دارم از روی موانع رد میشم تا جایی که بتونم خودمو با سرعت میرسونم

فین با نفر بر سر رسیده و موجود را میزند. هیولا با تخریب یک خیابان میگریزد.

آلفا به HQ مسیر ما توسط سلاح زیستی بسته شد 

مسیر رو از 1 به 4 تغییر میدیم

فین : اون چیزه چقدر بزرگ بود! نمیدونستم BOW میتونن اینقدر بزرگ باشن!

کریس: دارن بهشون وسیله هیا جدید میدن. با این وضع هر جک و جونوری که بخوان میسازن

در یک کوچه از بالا به سمتشان شلیک میشود.

لعنت! همشون رو ما تسلط دارن

از نفر بر استفاده کنین و پشتش پناه بگیرن. بجنبین!

یه جای برای پناه گرفتن پیدا کنین این بیرون بمونیم تیکه پاره میشیم

فکر کنم رفتم رو یه مین ضد تانک. نفر بر داغون شد

کریس/ پیرز: فین بیا اینجا لازمه این فنسو بترکونی

فین: دارم میام قربان ، الان بمب میذارم

: این واگن قطار جلو راهو گرفته ... نمیشه ازش رد شد

فین: من واگنو میترکونم و راهرو باز میکنم

میخوام منو پوشش بدین تا من کارم تموم بشه

دارم با اخرین سرعتم کارمیکنم....دووم بیارین

پیرز: چقدر دیگه مونده فین؟

فین: تقریبا تمومه!

آماده اس یه جا پناه بگیرین!

اچ کیو به آلفا... سالن اصلی شهر اون سمت پله به براوو ملحق شین و ادامه بدین

کریس: وضعیت چطوره؟ تلفات دادیم؟

روی پل یه مرد رو گیر انداختن

پیرز: یه تانگ روی پله . همه چی جلوش بسته شده

کریس: باشه جماعت، نجات زخمی اولیوت اوله

تیم آلفا از اطراف همه تیر اندازی هایی که جلوی راهو میگیره از بین ببرین

همه اسنایپر ها بر طبق گفته من حرکتت کنین

کریس و پیرز از هم جدا میشوند

چنانچه با پیرز باشید:

عضو BSAA : برای دیدن به دوربین گرمایی احتیاج داری

تیم الفا به گوش. یک تانک قدیمی مدل T-42 به سمتتون میاد. به نظر میاد کمی مشخصاتشو تغییر دادن

فین: دارن سلاح گنده هاشونو واسه ما رو میکنن... مواظب باشین کاپیتان

عضو BSAA : پیرز تو میتونی از این نقطه رو همه چی تسلط داشته باشی

امنیت کاپیتان ردفیلد الان تو دستای توئه

من میرم راهرو باز میکنم

کریس: من یه سلاح بزرگتر لازم دارم

پیرز: کاپیتان اگه اون تانکو از جاش تکون بدی منم میتونم کامیونو بزنم و حسابشو برسم

رایفل من بهش نمیرسه... به یه سلاح خفن تر احتیاج دارم

پیرز یک تانکر سوخت را میزند و تانک با آن منفجر میشود.

کریس: تیر اندازی عالی بود پیرز

عضو BSAA  : این راه باز شد بهتره به کاپیتان ردفیلد ملحق بشیم

کریس: میرم سمت بالای پل. اونجابهم ملحق شین

پیرز: کاپیتان نمیتونم بهت ملحق شم. لازمه اون نردبونو بیاری پایین

پیرز: قوای پشتیبانی دشمن داره میاد... فین اینجا لازمت داریم

فین: یکی از افراد براوو اینجا جای منه و نمیتونه راه بره

فعلا بدون من ادامه بدین

کریس: هیچ کدوم از افراد تیمک جا نیممونه

پیرز : ما فعلا موقعیتمو حفظ میکنیم. برام مهم نیست که لازم باشه بکشیش بیاریش یا نه... زودتر خودتو برسون اینجا

فین عضو زخمی را کول میکند و راه می افتد.

فین: بله قربان. دارم میام

کریس: تا فین برگرده باید این پل رو امن کنیم

پیرز: اطاعت

پیرز: فین، اعلام کن کجایی؟

فین: من جای نردبونم قربان تقریبا رسیدم

رسیدم قربان!

کریس: باشه وقت کار کردنه

باید جلوی نیروی پشتیبانیشونو بگیریم میخوام که پل رو بترکونی

فین: بله قربان

دارم مواد منفجره رو کار میذارم

پیرز: خوبه تند تر کار کن

فیبن: اماده ترکیدنه 

کریس: همگی برگردین عقب و پناه بگیرین

یک تانک بر روی ریل قطار جلو می آید.

پیرز: کایپتان یه سلاح رو ریلی وارد قضیه شد!

کریس: تا قبل از اینکه مواد رو بترکونی بذار بیادجلو

ین! همه چی به عهده توئه

فین :اطاعت قربان!

و فین کل آن بخش را منفجر میکند. تانک داخل آب می افتد.

کریس و افرادش آنجا را ترک میکنند. در یک خیابان دختری به سمت آنها می آید و کارتی را بالا گرفته است:

شری: شری برکین امنیت ملی

کریس: شری برکین... تو توی شهر راکن بودی

شری: تو از کجا میدونی؟

کریس: کلر

شری: صبر کن ببینم تو کریسی؟

کریس: خواهرم همه چیو در مورد تو گفته

پیرز: کریس این مرد از شورشیای تحت تعقیبه

شری: اره ، اون یه مزدوره ولی الان تحت حفاظت دولت آمریکاس برای BSAA تهدیدی به حساب نمیاد

جیک: مگه اینکه یکی پول بده تا تهدید به حساب بیام

پیرز: چی فرمودی شما؟

جیک: ها؟ چیه؟

کریس: هیچی

HQ به تیم آلفا نیروی ما نمیتونه به خاطر اون ضد هوایی ها فرود بیاد دخلشونو بیارین 

کریس: تیم آلفا دریافت شد

چی..چی؟ ما داریم یه چیز گنده رو روی رادار میبینیم درست داره میاد طرف شما 

و یک هلیکوپتر یک سلاح زیستی غول پیکر را جلوی آنها می اندازد.

کریس: بعدا حرف میزنیم شماها باید برین مخفی شین 

آلفا تیم به گوشمی این اکوئه که صحبت میکنه 

اون سه تا ضد هوایی کوفتی جلو دست وپامونن 

کریس: دریافت شد اکو ما براتون حلشون میکنیم

شری: کریس ما بهتون کمک میکنیم

کریس: اصلا راه نداره باید برین یه جای امن

شری: نگران من نباش من میتونم از پس خودم بر بیام تو کمک لازمی

جیک: یا مسیح وقتی مزدور بودم بیشتر شانس زنده موندن داشتم...

شری: کریس ما حساب یکی از اون گنده تراشونو میرسیم

جیک: ممنونم که منو واسه کار داوطلب کردی عزیزم

 

فین: من روی این ضد هوایی ها بمب میذارم ولی یکم طول میکشه ببینین میتونین برام وقت بخرین یا نه

یکم دیگه

فین: بمب گذاشتم همه برین عقب...

کریس: دوتا موندن...

بیسیم: یه سلاح زیستی غول پیکر دیگه داره نزدیکتون میشه

پیرز: این همونیه که توی Two of heart گم کردیم

عضو BSAA : آلفا آماده درگیری بشین

فین: یکی دیگه بیشتر نمونده همه برین توی راه زیر زمینی!

فین : یکی حواس اون BOW گنده رو پرت کنه وقتی اون اینجاس نیمتونم کار کنم

بیسیم : همه ضد هوایی ها منهدم شدن کارتون عالی بود آلفا ولی هنوز کارتون تموم نشده تا اون BOW دیگه رو از دورخارج نکنین اکو نمیتونه فرود بیاد. ما زا بالا بهش شلیک میکنیم ببینین نقطه ضعفی داره؟

اکو به آلفا یه نگاهی به پشت این جونور بندازین

اون وسیله مستقیم به ارگان های داخلیش وصله واجازه میده زنده بمونه

نمیدونم چطور ولی ببینین میتونین بکشینش بیرون یا نه

بخش خارج شده اعضا رو هدف بگیر وشلیک کن!

و موجود را با موشک میزنند.

کارتون عالی بود آلفا تیم اکو بزودی فرود میاد

 

پس از فرود آمدن اکو کریس به شری میگوید.

کریس: من مختصاتو به خلبان دادم

شری: واقعا به خاطر کمکت ممنونم

و جیک و شری به سمت هلیکوپتر راه می افتند

کریس: هی... هی!(خطاب به جیک ) قبلا همو دیدیم؟

جیک: شما کله پوکا از دید من همتون شکل همین شرمنده داداش

پیرز: دستم میندازی ها؟ 

و به سمت جیک حالت حمله میگیرد که کریس او را متوقف میکند.

کریس: اشتباه من بود.( رو به شری با لحنی ملایم تر)   سفر امنی داشته باشین

شری و جیک سوار هلیکوپتر میشوند ومیروند

پیرز: کایپیتان ما دیوونه ایم که میذاریم اون پسره بره...چند نفر از افراد ما بخاطر مزدورایی مثل اون مردن

کریس: اون مشکل ما نیست. نیمتونیم از  هدف ماموریت BSAA چشم پوشی کنیم

فین: جنگیدن با تروریسم زیستی قربان

پیرز: میدونم واس چی اینجا هستیمتازه کار

59d0ddbb4744e_Chris2-3.thumb.png.80eb00c2cbcd368f5ea1892f69828748.png

وارد سالن اصلی شهرداری میشوند. در سالن مجسمه های بد هیبتی هستند که بر جا خشک شده اند.

کریس: باشه پخش شین. این محل رو از بالا تا پایین برگردین

..اینا... آدمن..؟!

پیرز: دارم امواج زنده بودن از اینا دریافت میکنم... انگارت وی پیله ان...

کی اونجاس؟

بیاید من دارم یه سری اطلاعات ازا ونور در دریافت میکنم

کریس: پیرز فین شما دو تا با من بیاین بقیه اینجا رو بگردین

اچ کیو، سه تا از ما از بقیه جدا شدیم و داریم به پشیروی تو ساختمون ادامه میدیم

به یک سالن میرسند که چند مجسمه دیگر هم وجود دارند. یکی از آنها شکاف میخورد.

پیز: یکیشون داره در میاد قربان

کریس:  اینو به اچ کیو خبر بده

فین : اطاعت!

و تمام  مجسمه ها شکاف خورده و  به آنها حمله میکنند.آنها را میکشند.

BOW های نابود شدند.

کریس: باقی جاها رو هم بگردین ولی حواستون جمع باشه

دری را باز میکنند . روی زمین تعداد زیادی سرنگ خالی افتاده است.

پیرز: کاپیتان

کارلا رادامز: ویروس سی

و زنی از میان تاریکی بیرون می آید. فین کریس وپیرز به سمت او نشانه میروند. زن دستهایش را بالا گرفته و میگوید:

شورشیا اینجوری صداش میکردن ...خوشحالم شما نظامیا رو اینجا میبینم

پیرز: تو کی هستی؟

کارلا: اسم من ایدا وانگه. من اینجا کار می کنم . منو گروگان گرفته بودن

کریس: ویروس سی... باید همینی باشه که جواوو ها رو ایجاد کرده

کارلا:آره یه همچین چیزایی شنیدم

پیرز: دیگه چی شنیدی؟

کارلا: شاید بهتر باشه اول سلاحاتونو بیارین پایین

و یک قدم به سمت آنها بر میدارد. هر سه بار دیگر سلاح هایشان را بالا می اورند.

کریس: نه تا وقتید لیلی خوبی برایا ینکرا داشته باشیم

کارلا: نئو آمبرلا

کریس: نئو آمبرلا ؟!

کارلا: سازمانی که از شورشیا حمایت میکنه یا حداقل فکر میکنم این چیزیه که اونا خودشونو صدا میکنن

پیرز: پس ویروس سی از طرف اونا اومده

کارلا: این تمام چیزیه که من میدونم

59d0dd5d2794b_chris2-1.thumb.png.0de31011a10e8b1bf44913062114ca26.png

سلاح هایشان را پایین میگیرند.

کرزیس: از همکاریتون مشتکریم. فین. مسئولیتت اینه که خانومو محافظت کنی

فین: بله قربان

کریس( خیلی آرام به پیرز) : چشم ازش برندار

پیرز: حتما

کریس: ما یکی از کارمندا رو پیدا کردیم داریم میریم  به سالن اصلی

کارلا: بیاید من یه راه میونبر نشونتون میدم که برسیم به ورودی

وقتی وارد سالم اصلی میشوند میبنند همه با جانوران از پیله در آمده درگیرند.

لعنتی اونا همه جا هستن

ما هیچ وقت نمیتونیم فرار کنیم

همه برین سمت راهروی دوم

سالن اصلی خیلی خطرناکه

کارلا: توی راهرو دوم یک راه خروج هست پیشنهاد میکنم ازش استفاده کنیم

کارلا: دوستاتون لحظات سختی رو میگذرونن

پیرز: خانم... لطفا فقط سعی کنین تو دست وپا نیاین

فین: نمیتونیم ادامه بدیم مگه اینکه ازشر اونا خلاص شیم

همه دشمنا از بین رفتن

کارلا : بعد از این در یک انبار هست که به خروجی راه داره

میتونیم ازا ونجا خارج شیم

کریس: تقریبا رسیدیم بیرون. نزدیک هم بمونین جماعت

بله قربان

بله قربان

آنها وارد یک راهرو میشوند و پیرز ناگهان بر میگردد و میبیند که کارلا آنجا نیست.

پیرز: اون زنه! رفته! فین!

فین: نمیدونم به خدا یه دقیقه پیش اینجا بود

نرده هایی ایجاد میشوند و کریس و پیرز را از بقیه جدا کرده و همه را گیر می اندازد.کارلا رادامز با آرامش به سمت نرده ها می آید.

کریس: ایدا!

و همه سلاح هایشان را به سمت او میگیرند.

کارلا: ممنون واسه اسکورت. اینم چیزیکه منو باهاش به یاد بیارین...

و یک توپ پر از سرنگ به داخل اتاق پرتاب میکند و سرنگ ها به افراد کریس میخورند.

آنها آتش گرفته و به حالت پیله فرو میروند. بی آنکه پیرز وکریس قادر باشند به آنها نزدیک شوند.

کریس: نه...! نه خدا لعنتت کنه نه!

 فین! طاقت بیار!

نه اینجوری نه...

فین: کاپ...تان...

کریس: نه لعنتی ! نه! فین!

و فین تبدیل به مجسمه میشود. در این لحظه پشت پیله شکاف برداشته وهیولایی بیرون میپردو نرده ها کنار رفته و موجود به آندو جحمله میکند.

پیرز: کاپیتان باید بریم!

موجود کریس را به شدت میزند.

پیرز: همین الان باید بریم!

و کریس را پرتاب میکند. کریس به زمین خورده واز هوش میرود.

کریس!!!

پیرز کریس را گرفته ودرحالی که شلیک میکند دبنال خودش میشکد.

 

 

 

 59d0dde6b00ed_chris2-4.thumb.png.f4c6acd74ed778e7936bd7479fd83994.png

 

 

 پایان فصل 2 

 


 

2563.png.79cf45847a336420bda34666432eaecd.png

  • خوشم اومد 1
  • متشکرم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

 

 

Chris_China.thumb.png.8c34988adbb4d1a06ddbfbf7c1e3f1de.png

 

کریس به صحنه آتش کشیده شدن پیله ها نگاه میکند.

کریس: پیرز

پیرز: قربان؟

کریس: چه بلایی سر ایدا وانگ اومد؟

پیرز: یادت اومد؟!...کاپیتان؟

کریس: کجاست؟

پیرز: اون مسئول نئو آمبرلاس همه این تروریست ها...

کریس: توی شهر هست یا نه؟

پیرز: از وقتی حمله شروع شده چند بار دیدنش...اره اینجاس

کریس برمیخیزد: به بقیه بگو راه می افتیم.

پیرز: بله قربان

کریس: لعنت به تو وانگ

در مسیر موجودی نا مرئی یکی از افراد آنها را می رباید.

پیرز: آلفا به مرکز ما داریم با یه مهاجم درگیر میشیم

کریس: پیرز مارکو دنبال من، میریم دنبال اون کوفتی

مارکو: شنیدین که رئیس چی گفت، بریم

افسر ناشناس: برو

پیرز: باشه بریم داخل، ولی حواساتونو جمع کنین.

پیرز :موقعیت رو جنگی فرض کنین!

مسیر را ادامه میدهند. با شری و جیک روبرو میشوند.

پیرز: زنده ان! شیش ماه پیش تو ادونیا گم شدن

پیرز: نئو آمبرلا دنبالشون ( و چون تعلل کریس را میبیند) کاپیتان!

کریس: پخش شین! دخل تک تک اون کوفتیا رو بیارید

مارکو: کاپیتان، مارکو صحبت میکنه، اونا هی هلیکوپتر ضد گلوله  رو آوردن

افسر ناشناس: این دیگه زیاید فضاییه!

افسر شماره 2: باید از اون دوتا مراقبت کنیم.

کریس: فعلا بیخیال هلیکوپتر بشین، جوآوو ها رو بزنین

کیتن: کاپیتان، کیتن صحبت میکنه نمیتونم با بیسیم باهاشون ارتباط برقرار کنم، جواب نمیدن

باید چی کار کنیم؟

کریس: ما مهاجما رو نیست میکنیم، بقیه اش به عهده خودشونه

کریس: هرگز جهشی مثل این ندیدم.راید با مرکز تماس بگیر

راید: دارم روش کارمیکنم قربان

پیرز: مواظب باش این کثافتا بدجور میپرن

مارکو: بندازشون، این عوضیا به حد کافی امروز ادم کشتن...

پیرز: هواشونو داشته باشین ، جوآوو ها رو هم بزنین

مارکو: چندتاشون بیشتر نموندن

پیرز: اون اخریشون بود. هلیکوپتر داره برمیگرده

 کریس: این دیگه زیادی ساده اس که واقعی باشه بجنبین باید بریم

پیرز: کاپیتان باید اونا رو تا بیرون رفتن از اینجا اسکورت کنیم، خودشون تنهایی هیچ شانسی ندارن

کریس: داریم میریم، بجنب

مارکو: اماده ترکوندن در هستیم... امده باشین

پیرز: جالب بود، پاهاشون مثل ...مثل ملخ بود.

کریس: تا وقتی که بکشمیشون ومرده بمونن برام مهم نیست چین

به مسیر ادامه میدهند.

پیرز: هلیکوپتر برگشته که کارشو تموم کنه!

مارکو: مرکز ! هلیکوپتر حالا داره ما رو هدف میگیره!

کریس: همگی گوش کنین اون هلیکوپتر رو طوری بندازین پایین که صدای سگ بده!

پیرز: کاپیتان ، نمیشه بذاریم برن!

کریس: ماموریت ما نابودی سلاحای زیستیه

پیرز: نئو آمبرلا دنبال اوناس!بهتر نیست که ما...

کریس: گفتم که وظیفه ما نابودی سلاحای زیستیه

و به مسیر ادامه میدهند: من میرم دنیبال اون سلاح زیستی، اید ا این دفعه نمیتونه در بره.

پیرز: کایپتان لطفا، لازمه که یکم منطقی فکر کنی

ولی به دنبال سلاح زیستی نامرئی میروند.

پیرز: مرکز ما در تعقیب هدف هستیم.

واردخانه ای میشوند.

یکی از سربازها: خالیه

کمی جلوتر چیزی به دیوار میخورد وعبور میکند.

سرباز ناشناس: اون چیه؟

کریس: هدف همونه

سرباز ناشناس: لعنتی، چرا این کوفتی خودشو نشون نمیده

 یکی از هم تیمی ها از آنها جدا میشود ومار او را میگیرد. کریس به دنبال او میدود.

پیرز : کاپیتان صبر کن!

و موجود را گم میکنند.

پیرز: چی توی مغزت میگذره که مثل آدمای از جون گذشتی دنبال اون چیز دویدی!

کریس: این آدمای منن یا از دستوراتم اطاعت میکنین یا یکیو پیدا میکنم که اطاعت کنه.

پریز: اصلا جمله خودتو شنیدی؟

کریس به سمت پیرز برمیگردد: از حد خودت جلوتر نرو سرباز.

و میرود. پیرز رو به بقیه کرده: شنیدین که رئیس چی گفت راه بیفتین.

مارکو: چطور بناست این کوفتی رو بزنیم وقتی نمیبینمش؟

کریس: خفه شو وراه بیفت.

به جسد کیتن میرسند.

مارکو: تو دیگه نه کیتن!

و وارد یک اتاق میشوند: خالیه.

مارکو: لعنت ! اینجا هم نیس!

سرباز ناشناس: پیداش کردم! داره یمره پایین پله! تکرار میکنم داره میره پایین پله.

سرباز دیگر: اینبار نیمتونی در بری مارکوچولوی کثافت.
کریس: این کوفتی جلو رامونه میا کمکم کن.

مار به آنها حمله میکنند واز هم جدا میشوند.

کریس: همگی ، گزارش بدین.

پیرز: پیرز صحبت میکنه من طبقه سومم

مارکو: کاپیتان! نمیتونم جف رو پیدا کنم! گم شده!

کریس: خودتو جمع و جور کن مارکو! کجایی؟

مارکو: طبقه دوم... ای گندش بزنن فکرک نم اون کوفتی اینجاس

کریس: هدف توی راهروی دومه، لازمه همتون بیاید اینجا

مارکو: صدای جیغ خودشه! دووم بیار مرد من دارم یمام!

کریس: مارکو از جات تکون نخور، سرجات بمون این یه دستوره میفهمی؟

پیرز: داره باهامون بازی میکنه

مارکو: اون توئه!

پیرز: اون کوفتی رو پیدا میکنیم و کاری میکنیم ازکرده اش پشیمون بشه

وارد اتاقی میشوند. مایعی چندش آور روی کتف مارکو میریزد وپیرز به سمت سقف نشانه میگیرد: سقف!!

کریس مارکو را هل میدهد: نه!

رو به مار میگوید: وقشته قیافه نکبتیتو نشون بدی

مارکو: ایناهاش! اینجاس!

کریس: تو افرادمو کشتی

پیرز: فکر کنم رفت اون تو کاپیتان

کریس: رفته! بریم دنبالش

پیرز: اینجا نیس! پیداش کن!

مار به کریس حمله میکند: دخلتو میارم!

کریس: اینکار همینجا تموم میشه! تمومش میکنیم.

پیرز: بمیر گونی کثافت!

مار مارکو را میگیرد: کمکم کنین!

کریس: بریم دنبالش!

به جایی میرسند که باید یک دستگاه برقی را برای کشتن مارراه بیندازند.

کریس: مارکو به برق وصلش کن.

مارکو: الان میزنم.

و مارکو را برق میگیرد.

مارکو: انجامش دادیم! اون حروم لقمه رو جزغاله کردیم

پیرز: مارکو؟ خوبی؟ مارکو.!

پیرز: حداقل دخلشو آوردیم.

کریس: آره ولی هنوز خبری از ایدا نیست.

تا وقتی گیرش نیارم استراحت نمیکنم

 وارد یک هال بزرگ میشوند.

پیرز: این دیوونگیه! اینجا امن نیست! باید از اینجا بریم!

و چون کریس واکنش نمیدهد: کاپیتان!

مارکو گردنش را میگیرد. ایدا وانگ( کارلا رادامز) بر روی لبه پنجره نشسته وبه مارکو شلیک کرده است. با ارامش وبدجنسی میگوید.

کارلا: دنبال من میگردین پسرا؟ به چین خوش اومدین!

و از روی پنجره پایین میپرد. مارکو میمیرد وتبدیل به پیله میشود. پیرز قصد دارد به مارکو شلیک کند که کریس جلوی او را میگیرد.

کریس: نه!

پیرز: چاره ای نداریم باید بکشیمش (کریس سلاح پیرز را میگیرد) اونم باید برای ما همینکار رو میکرد.

کریس: مارکو!

بیرون در کریس عصبانی شده وبه دیوار مشت میکوبد.

پیرز: کاپیتان لطفا، یاد آروم باشیم!

کریس: بعد از کاری که با ما کرده؟ اون زنیکه چند نفر از ما رو کشته؟

پیرز: منم با تو موافقم کاپیتان ولی انتقام شخصی تو دردی از ما دوا نمیکنه اگه تو با انتقام کور نشدی بودی، میتونستیم جلوی بعضی از اون مرگا رو بگیریم.

کریس: خفه شو

پیرز: اصلا مامورتمون برات مهم هست؟

کریس:گفتم خفه شو!

پیرز: واسه اون آدمایی که با باور داشتن به تو مردن متاسفم!

کریس پیرز را به دیوار میکوبد.

پیرز: چه بلایی سر کریس ردفیلد افسانه ای اومده ها؟تو چت شده؟ خدا رو شکر که فین نیست تا تورو اینجوری ببینه!

کریس پیرز را هل میدهد.

کریس: من دارم میرم دنبال ایدا. مرکز این فرمانده آلفاست که صحبت میکنه. موقعیت مکانی ایدا وانگ رو نیاز دارم.

پیرز: من باهات میام. یکی باید حواسش به تو باهش، چه خوشت بیاد چه نیاد.

مرکز: اینجا مرکز موقعیت رو براتون گرفتیم. ایدا وانگ به سمت بندر جنوبی در حرکته

 مرکز به تمامی واحد ها ایدا وانگ در مسیر جنوبی اسکله دیده شده. ما اونو زند ه می خوایم.

کریس: میخوای دنبالم بیای مشکلی نی فقط تو دست وپام نیا

پیرز: تا وقتی دوباره به سرت نزنه مشکلی پیش نیماد! ایدا داره باهات بازی میکنه، کی میخوای اینو بفهمی؟

کریس: من اونقدر احمق نیستم که تو تله اون بیفتم. باید یکم بیشتر به کایپیتانت اعتماد داشته باشی.

و ایدا وانگ( کارلارادامز) را میبینند.

کریس: ایدا!

پیرز: کاپیتان به خودت مسلط باش اون هلیکوپتر الان با تیر میزنتمون.

نمیتونیم اینجا باهاش درگیر شیم باید یه جای پناه پیدا کنیم!

کریس: لعنت!

پیرز: جدی نمیگی!

کریس: بدو حرف نزن! باید به اون ساختمون برسیم!

کریس: آلفا به مرکز ما ایدا وانگ رو دیدم در تعقیبش هستیم.

مرکز: ایدا وانگ داره به سمت کانال حرکت میکنه.

تیم چارلی ودلتا قبلا منطقه کولچنگ رو محاصره کردن

کریس: خوب فکر کنم بتونیم اون هلیکوپتر رو بندازیم.

هلیکوپتررا میزنند. کریس: بزن بریم.

کریس: این از این، حالا ایدا رو میگیریم.

پیرز: بزن بریم. اون اینجاس

به یک سازمان دارویی میرسند.

پیرز: اینجا جاییه که ویروس سی رو ارتقا دادن؟

کریس کارلا را دامزرا میبیند .

کریس: ایدا! (وبسمت او شلیک میکند. کارلا فرار میکند.) تا ابد نمیتونی فرار کنی ایدا!

پیرز: آلفا به مرکز ما داریم ایدا وانگ رو دنبال میکنیم.

کریس: مخفی شدن فایده ای نداره ایدا

پیرز: آسانسور.

صدای ناشناس( لیون) : ما اینجا تنها نیستیم.

صدای ناشناس دوم( هلنا) احتمالا همون کسیه که به ایدا شلیک کرد. یه نگرانی دیگه.

کارلا: خوشحالم اومدین داخل، از کاری که با اینجا کردم خوشتون میاد؟ امیدوارم از اینجا لذت ببرین

کریس: تا جایی که میتونی بخند ایدا، چون دخلت اومده

پیرز: لعنت!

کریس: باشه از پله میریم.

وارد اتاق شماره 00 میشوند.

پیرز: این کوفتیا دیگه چین؟

کریس: چشماتو وانگه دار معلوم نیس اون زنیکه واسمون چی کار گذاشته!

"قفل ها بسته شدند، اماده برای تست نمونه اولیه"

کریس: ایدا!

کارلا: همچین موجودات دلچسبی اینجا داریم چرا یکم با نمونه های آزمایشی ما خوش نگذرونین

کریس: کیسه کوچی تردستیش نیمونه ما رو متوقف کنه.

" ورود غیر مجاز در اتاق 1 شناسایی شد"

پیرز: ببین میتونی اون چیزا رو از من درو نگه داری کاپیتان من قفلو باز میکنم.

" ورود غیر مجاز در اتاق 0 شناسایی شد"

"قفلها باز میشوند. "

پیرز: لعنت اون چی بود؟

"درهای برای تست نمونه اولیه بسته میشوند"

"درهای باز میگردند"

کریس و پیرزبه دنبال اید امیروند.

کریس: تسلیم شو ایدا! تمومه!

کارلا: اوه، اون سرباز گنده هه بد میخواد منو با تیر بزنه؟

کارلا: خوش گذشت، بای بای!

لیون: ایدا!

لیون: ایدا!

هلنا: دوستت به نظر میاد سخت میشه گرفتش، همیشه اینجوری بوده؟

کریس: گمش نکن!

پیرز: نمیکنم

کریس: اونجاس راهشو ببند.

پیرز: دارمش

و کارلا را محاصره میکنند ولی لیون سر رسیده وبا کریس درگیر میشود.

لیون: کریس؟!

کریس: لیون! تو اینجا چی کار میکنی؟

هلنا سر میرسد و سلاحش را روی پیرز میگیرد. پیرز بی توجه سلاحشرا روی ایدا گرفته است.

لیون: سلاحتو بیار پایین کریس ، اون یه شاهد کلیدیه! ما بهش نیاز داریم!

کریس: یه شاهد! اون کسیه که این ماجراروراه انداخته!

لیون: نه کار اون نبود کار سیمونز بود ، مشاور امنیت ملی

کریس: من همه آفرادمو بخاطرش از دست دادم

لیون: منم 70 هزار نفر رو بخاطر سیمونز از دست دادم که رئیس جمهور هم توشون بود!

کریس: اون واسه نئو آمبرلا کار میکنه میدونی معنیش چیه؟

لیون: میدونم

کریس: و بازم میخوای از این زن محافظت کنی؟

لیون: اره

کارلا یک نارنجک میاندازد و میگریزد

پیرز: کاپیتان!...(و به سمت کارلا شلیک میکند: )سرجات بمون!( کارلا میگریزد) لعنت!

و بعد به دنبال کارلا میرود. هلنا دنبال پیرز میدود.

لیون: هلنا! واو را متوقف میکند.

هلنا: میره میکشتش!

کریس به دنبال پیرز میدود و لیون جلوی او را میگیرد.

لیون: کریس ما جتمون یه چیزو میخوایم.

کریس: باشه تو برو دنبال سیمونز، BSAA میره دنبال ایدا.

لیون از جلوی کریس کنار میرود.

لیون: کریس من میدونم تو کار درست رو انجام میدی.

پیرز: داره میره سمت اسکله نظامی

سوار شو!

کریس: هی پیرز، درمورد اونکه گفتی از گذشته ام فرار میکنم. حق با تو بود

پیرز: کاپیتان؟

کریس: بهش میرسی؟

پیرز: تا بهش نرسم واینمسیتم.

و با ماشین به دنبال کارلا میروند.

پیرز: پیرز نوینز صحبت میکنه. ایدا وانگ در مسیر بندر نظامی جنوبی در حرکته به تمام نیروها توصیه میشه آماده باشن.

نگران نباش ، از پسش بر میایم.

کریس: به حد کافی این بازی مسخره رو انجام دادیم

کریس: کریس به مرکز، تمام خروجی ها رو ببندین

مرکز: متاسفم این کارا مکن پذیر نیست همه نیروهای در دسترس در حال درگیری ان .کسی نیست بیاد

پیرز: لعنت فکر میکنی اینم بخشی از نقشه اش؟

کریس: حالا دیگه گرفتیمت

پیرز: تسلیم شو ایدا گرفتیمت!

پیرز: به این سادگی از شر ما خلاص نمیشی من بهترین راننده BSAA هستم

سرباز ناشناس: آلفا! این دلتاست، ماشنیدیم دارین ایدا وانگ رو تعقیب میکنین ما داریم سعی میکنیم اینجا دووم بیاریم ولی زیاد طول نمیکشه

باید قبل اینکه بدتر بشه اون زنیکه رو بگیرین!

کریس: نگران نباش سرباز اینکار رور میکنیم تو فقط سعی کن اون آدما رو محافظت کنی

سرباز: دریافت شد ، فقط ایمدوارم بتونمی از پس این مصیبت بر بیایم.، دلتا تمام!

پیرز: کاپیتان‍ ! یه قطار داره میاد

کریس: تفنگو بگیر، من میرونم، سفت بگیر میخوام میانبر بزنم

پیرز: حالا شد.

کریس: در نمیره

 گمت نمیکنیم ایدا!

مرکز: مرکز به آلفا ما یه جور جت جنگی بدون صاحب در منطقه بندر نظامی پیدا کردیم به نظر میاد این ممکنه به نیو آمبرلا تعلق داشت هباشه

پیرز: خودشه داره میره همونجا نمیتونیم بذاریم بهش برسه!

کریس: سفت بگیر میخوام بپرونمش! لعنت!

و بر روی اسکله میپرند. کریس و پیرز در اثر برخورد و واژگونی ماشین روی زمین افتاده وکریس پیش از بیهوش شدن کارلا را میبند که به آرامی از آنجا دور میشود.

 

 

 

 

2563.png.bfc2c5e8fff90b7d863d0e13fe3fcd61.png

  • خوشم اومد 1
  • متشکرم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Chapter4.thumb.png.7a1ff9ca0d35dab223f86f2ee0c8576e.png

 

 

کریس به هوش می اید و به دنبال پیرز میگردد.

کریس: پیرز!

پیرز : من خوبم کاپیتان

کریس: حواستو جفت وجور کن میخوان محاصرمون کنن

پیرز: پس اینا اخرین چیزی ان که نئو آمبرلا ساخته ،ها؟

کریس: آلفا به مرکز ، ما در حال نزدیک شدن به ایدا وانگ هستیم.

 مرکز: دریافت شد آلفا.

پیرز: باید ببینیم چی رو عرشه قایم کرده.

کریس: باید بریم بالای اون پله ها، عجله کن نمیتونیم بذاریم در بره

پیرز: خب عالیه، دیگه چی ممکنه خراب بشه؟ چطور بناست اون در کوفتی رو باز کنیم؟

کریس: یه فکری براش میکنیم، این کارمونه. من و تو یه ماموریت داریم که باید انجامش بدیم، گرفتی؟

پیرز: اره، گرفتم. شاید بتونیم منفجرش کنیم.

کریس از دور یک موشک میبند.

کریس: هی پیرز، یه چیزی پیدا کردم که بتونیم اون دریچه رو باهاش بزنیم

کریس و پیرز از هم جدا میشوند وصفحه زیر پایشان حرکت میکند.

کریس: پیرز؟ خوبی؟

پیرز: من خوبم

کریس: ادامه بده. بزودی بهم میرسیم.

کریس و پیرز به هم میرسند وموشک را شلیک میکنند. مسیر باز میشود.


کریس: اینجوری رد رو باز میکنن

 پیرز: آلفا به مرکز، ما داریم تعقیب ایدا وانگ رو ادامه میدیم.

کریس: حالا بریم اون پله ها رو برگردونیم سرجاش

کریس وپیرز ادامه میدهند. نور افکن دشمن روی کریس می افتد.

کریس: ادامه میدم

پیرز: دریافت شد.

مرکز: مرکز به آلفا درگیری در شهر پخش شده باید جلوی ایدا وانگ رو همین الان بگیرین

کریس: دریافت شد ، به پسرا بگو دووم بیارن.

یک نفر سوار بر جت جنگی به سوی آنها نشانه میگیرد.

پیرز: شوخی میکنی؟

کریس: فکر کنم زیادی منتظر خوش آمدگویی موندیم.

کریس و پیرز از آن جهنم میگریزند.

صدای ایدا(کارلا رادامز ) از بلند گو پخش میشود: حس میکنی که داره توی بدنت پخش میشه؟ من قیقا همون چیزی رو به تو میدم که تو به من دادی سیمونز. اولش میترسی، ولی نگران نباش بزودی تبدیل به هیولایی میشی که همیشه بودی. تو وهمه آدمای روی کره زمین...

تو وخانواده ات خیلی تلاش کردین که به دنیا شکل بدین واونو به شکلی دربیارین که الان هست... ولی از فردا... همه چیز تغییر میکنه...

کریس و پیرز سوار اسانسور میشوند. در هنگام توقف آسانسور ایدا را میبنند.

پیرز: این ایداست!

کریس: ایدا وایستا!

کریس: به سمت پله ها، بجنب!

پیرز: لعنتی داره باهامون بازی میکنه!

پیرز: من اهرومو میچرخونم یکم برام زمان بخر کاپیتان

کریس: من حساب اینا رو میرسم.

کریس و پیرز بر روی بالکن بلاخره به کارلا میرسند.

کریس : ایدا!

 کارلا به سمت آنها بر میگردد و میگوید: هنوز کافی نبوده ، هاه؟ بعد از اینکه همه افرادتو از دست دادی، اونم دوباره؟ با توجه به سابقه تو باید بگم، ازا ینکه توی تیم تو باشم متنفرم کریس!

کریس از لای دندان هایش میغرد.

پیرز: بهش گوش نده کاپیتان.

کارلا: ولی ادبم کجا رفته؟ باید از افراد تشکر کنم که همچنی نمونه های ازمایشی خوبی بودن!

کریس با عصبانیت سلاح کارلا را با تیر میزند.

کریس: از زمان ادونیا، تنها چیزی که میخواستم ببینم مرگ تو بود. بحث انتقام نیست، بحث عدالته. تمومه ایدا

کارلا: درسته تمومه، موشک بزودی شلیک میشه.

پیرز: شلیک؟

کارلا: و تمام خیابون ها رو سیل مردگان فرا میگیرده، شبیه گذشته اس پسرا، مثل دباره دیدن راکن میمونه، منتها اینبار فقط یه شهر نیست، همه دنیا خواهد بود...

هلیکوپتری بالا میاید وبه کارلا شلیک میکند ومیرود.

کارلا: دست منو خوندی، کارت عالی بود... ولی حالا دیگه نمیتونه هیچکس متوقفش کنه... هیچکس...

و از ساختمان به پایین پرتاب میشود.

پیرز: لعنتی! الان چی شد؟!

و در یک چمدان را باز میکند.

پیرز: به نظر این سرنگ محتوایتش فرق میکنه ودر ضمن دوتاش کمه.

کریس: همونیکه مونده رو بردار. برش میگردونیم به مرکز تا تحلیلش کنن.

کریس: این فرمانده آلفاست . گزارش کشتیهای گم شده رو لازم دارم همین الان!

مرکز: شهر داغون شده ارتباطمونو با بقیه مقرها از دست دادیم.زمان بیشتری لازم داریم.

کریس: وقت نداریم! حمله تروریستی فقط یه رد گم کنی بوده . حمله اصلی ویروسو توی کل دنیا پخش میکنه.

پیرز: حالا چی؟

کریس: بیا بریم یه نگاهی به عرشه بندازیم. باید جتی چیزی مونده باشه.

پیرز: بله

مرکز: تایید میکنیم که وانگ حقیقت رو میگفت. یک سامانه موشکی کملا مسلح تقریبا نزدیک شماست.

ماهواره ها نشون میدن اونا دارن آماده میشن یه موشکی رو شلیک کنن.

باید هر طور شده جلوشونو گیرن حتی یه موشک نباید شلیک شه.

پیرز: دریافت شد مرکز.

کریس: هدف همین جلومونو بجنب.

پیرز: بله کاپیتان.

پیرز: داره حس دریازدگی بهم دست میده فکر میکنی این آهنپاره چقدر دیگه دووم بیاره؟

کریس: دلم نمیخواد اینجا بمونم تا بفهمم. بجنب!

به یک قفل سه گانه میرسند.

کریس: لعنتی سه تا رمز جداگانه واسه باز کردنش لازمه

پیرز: همینو کم داشتیم! بریم ببینم میتونیم پیداشون کنیم.

کد اولی را برروی یک جسد میابند.

کریس: این مرده، معنیش اینه که یکی دیگه هم اینجاس درهر صورت ماکه اولین کد رو پیدا کردیم.

با دو موجود بی مرگ در آشپزخانه زندانی میشوند.

پیرز: بیخیال یه دقیقه بذار به حال خودم باشم!

درها باز میشوند.

کریس: بلاخره بیا ازاینجا بریم!

کریس و پیرز از هم جدا میشوند.

پیرز: کاپیتان! هروقت آماده بودی بگو که در رو بازکنم.

رمز دوم را میابند.

کریس: یکی دیگه مونده.

خب آخریشو هم گرفتیم برگردیم.

در را باز میکنند.

کریس: بیا!

پیرز: من پشت سرتم.

موجوداتی به سمت آندو میپرند.

کریس: واسه شماها در حال حاضر وقت ندارم!

به جت میرسند.

کریس: بزین بریم آتیش کنیم!

و با جت میروند.

 

مرکز به آلفا ، محل سامانه موشکی شناسایی شد  سامانه یاد شده دارای ضد هوایی هست ، دخل اون سلاحا رو بیارین آلفا

پیرز: یه جت علیه همه اون ضد هوایی ها؟ اصلا میشه همچین کاری کرد؟

کریس: پیرز اوضاع مهماتت چطوره؟

پیرز: بهتر این نمیشه کاپیتان

مرکز: اماده سازی شلیک همین الانم شروع شده وهیچ راهی نیست که بشه جلوشو گرفت

کریس: موشک حامل ویروسه اگه شلیک بشه خیلی بدتر از یه موشک عادی پیامد داره

پیرز: و تنها راه توقفشم از روی سکوشه

کریس: چاره ای نیست ، اماده شو میرم پایین.

(پیرز یکی از ضد هوایی ها را میزند)

پیری: ها ها! گرفتمت

کریس: ایدا گفت میخواد دنیا رو تبدیل به راکن سیتی کنه ولی تا جایی که میدونیم فقط یه موشک اینجاست. مرکز ، ایا هیچ سامانده موشکی دیگه یا پایگایهی این اطراف هست؟

مرکز: پاسخ منفیه ، تنها مورد همونه

پیرز: شاید داشته ازخودش در می آورده، من زیاد رو حرفش حساب نمیکنم

مرکز: همه ضد هوایی ها نابود شدن

پیرز: خب الان میشه اون موشکو متوقف کنیم، یه جا پیدا کن که فرود بیای کاپیتان

مرکز به آلفا! شمارش معکوس موشک شروع شد سیستم کنترل رو پیدا کنین و نذارین شلیک شه!

پیرز: دریافت شد مرکز

پیرز از جت پایین میپرد.

پیرز: انگار راه من بسته شده، البته با یکم مواد منفجره میشه حلش کرد

کریس: باشه ، من هواتو دارم

پیرز خود را به موشک میرساند ولی یکی سلاح زیستی شش میتری از خواب بیدار میشود.

پیرز: این دیگه بیشتر ازا ون حد مشکلیه که کم داشتیم!

کریس: لعنت! این درگیری قراره ناجور شه

بجنب پیرز! وقتمون داره تموم میشه!

مرکز: مرکز به آلفا شلیک موشک متوقف شد.

کریس: دست مریزاد پیرز! حالا برگرد بیا جای جت تا از اینجا بریم!

پیرز: دریافت شد!

کریس: پیرز بیا جای لبه، من سوارت میکنم

پیرز: کاپتان اینجا اوضاع یکم قاراشمیشه میشه کمک کنی؟

پیرز به لبه رسیده خود را داخل جت میرساند . در این لحظه موشک بار دیگر فعال میشود.

مرکز:مرکز به آلفا یه مورد اضطراری پیش اومده موشک آماده پرتاب شد!

کریس: ای مرگ!

پیرز: کار ایداس میدونست ما میریم متوقفش کنیم!

مرکز: الفا وقتمون تموم شد، فرمان منفجر کردن موشک داده شد!

کریس: لعنتی اون کوفتی جلو رومونه!

کریس: باشه پیرز اون موشکو بزن!

ولی موفق نمیشوند وموشک شلیک میشود.

پیرز: داره میره سمت شهر!

هانیگن:FOS صحبت میکنه.  کسی اونجاس؟

پیرز: FOS؟

کریس: کریس ردفیلد از BSAA صحبت میکنه

هانیگن: یه دقیقه صبر کنین الان به مامور لیون کندی وصلتون میکنم.

کریس: چی؟...لیون! لیون تو کجایی؟

لیون: کریس؟ ما اطراف تاچی هستیم، چرا؟

کریس:همی الان از اونجا برو!

موشک به میانه شهر میخورد وویروس پخش میشود . آدمهای زنده یکی به یکی آدمخور شده وبه بقیه هجوم میبرند.

کریس: لیون؟! لیون؟ خوبی؟

لیون: اره ما خوبیم... ولی ا وضاع داره بد میشه، واقعا بد!

کریس: اه تف تو ذاتش....

لیون: گوش کن کریس ازت میخوام دوتا گروگان رو در اسکله نفتی نجات بدی. مامور شری برکین وجیک مولر، اون پسر آلبرت وسکره.

کریس: وسکر؟!

لیون: اون پادتن های ویروس سی رو داره

کریس: گرفتم. تو راهم.

لیون: خوبه

کریس: لیون. باید یه چیزی بهت بگم... ایدا وانگ مرده.

لیون: دریافت شد. شریو جیک رو دریاب ، نا امیدشون نکن.

وبا جت به سمت اسکله نفتی میروند.

 

 



 

2563.png.b6e594bda64abf21e59b7c4c3b7771cd.png

  • خوشم اومد 2
  • متشکرم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر


h.thumb.png.133326da16d6a3d067ba121266498fdb.png

 

 



کریس و پیرز با جت بر روی سکوی نفتی فرود می ایند.

کریس: برو

و سوار آسانسور میشوند.

در هنگام پایین رفتن اسانسور پیرز میگوید: یه جورایی طعنه داره واست

مردی که همه عمرش تلاش کرد تا دنیا رو نابود کنه، حالا پسرش تنها کسیه که میتونه نجاتش بده

کریس: واینجاس که من میرم کمکش

پیرز: مردی که باباشو کشته، همونطور که گفتم ، طعنه آمیزه

کریس: خب چمیدونم. شاید سرنوشته

و چند لحظه در سکوت میگذرد.

کریس: سه سالی میشه که من وسکر کشتم . نمیتونم اجازه بدم این جنگ تا ابد با من باشه وقتی جیک رو نجات دادیم من سلاحمو زمین میذارم

پیرز: چی؟ یه دقیقه صبر کن..

کریس: وقتشه یکی جای منو بگیره  و باعث افتخارمه که اون شخص تو باشی

پیرز: من...من فکر نکنم آمادگیشو داشته باشم...

کریس: تا اینجا رسیدی، مگه نه؟

و به پایان مسیر میرسند. کریس: باشه، خودشه

پیرز: کدوم خری میاد همچین چیزی بسازه؟
کریس: همه جا اسم نئو آمبرلا نوشته شده. حواستو جمع کن با شناختی که ازشون دارم، کلی غافلگیری توراهه

پیرز: گرفتم

پیرز و کریس به اتاق کنترل وارد میشوند.

پیرز: کایپتان!

کریس مانیتوری را میبند که جیک و شری در آن بخش زندانی شده اند.

کریس: باشه ( و سلاحش را به دست پیرز میدهد)

بعد از کمی کارکردن با سیستم جیک و شری ازاد میشوند .

کریس: خوبه حل شد.

ولی صدای هشدار در فضا میپیچد.

کریس: پیدامون کردن!

پیرز: باید بریم.. کاپیتان میتونی محلشون مشخص کنی؟

کریس: تو یه جور آزمایشگاهی هستن. میتونیم از طریق طبقاتی زیری بهشون برسیم بیا بریم دنبالشون

پیرز: میخوام اون طرفا رو یه نگاهی بکنم .کاپیتان ، یه کمکی به من بکن

کریس: نمیتونم تا وقتی اون پره ها روشنن ازشون رد شم .ببین میتونی متوقفشون کنی یا نه

پیرز: باشه... خاموش شد

کریس: باشه دارم میرم تو
و از دریچه میگذرد.
کریس: یا مسیح...

کریس: بذار ببینم چی پیدا میکنم . منتظر فرمان من باش

پیرز: دریافت شد

کریس: پیرز یه سری پره دیگه اینجان

پیرز: میرم تو کارش، یکم وقت بده(چند لحظه بعد) قطعه میتونی بری.

کریس: پیرز من آسانسور رو فعال کردم
پیرز: خوبه اونجا میبنمت

" درگیر شدن قفل های هوایی. ارتباط با بخش تحقیقات آغاز گردید لطفا تا پایان اتصال منتظر بمانید.”

کارلا: سلام غریبه ها

کریس: ایدا؟

کرالا: بعله، خودمم... یا باید بگم خودم بودم . اینو یه هدیه کوچیک از طرف من بدونین. اگه تا اینجا رسیدین فرض میکنم که از افراد BSAA باشید البته نه اینکه مهم باشه هنوز نمیتونین نقشه های منو متوقف کنین. هیچکس نمیتونه . یک موشک و این دنیا تغییر خواهد کرد . به یک  بهشت جدید برای اخرین  وعالیترین خلق من اون در سوختن شهر ها موفق خواهد بود و همه چیز رو بعد از سقوط بدست میاره...

اون پادشاه قرن جدید خواهد بود...

پیرز: یه چیزی بهم میگه این "خلق جدید" حیوون خونگی نیس

کریس: میتونه با HQ پیام بدی؟

پیرز: نه، تا وقتی این پایینیم نمیشه

کریس: پس خودمونیم وخودمون باشه بیا جیک و شری ور پیدا کینم وبزنیم به چاک!

تعداد زیادی جوآو به آنها حمله میکنند.

" ارتباط کامل شد . تنظیم فشار آغاز گردید. لطفا تازمان تنظیم فشار منتظر بمانید"

کریس: نذار اهرمو بکشه پایین، تنها چیزی که کم داریم پیله های جونورای بیشتره

پیرز: لعنت دارن مثل مور و ملخ میان
کریس: ناچاریم ادامه بدیم

"فشار تنظیم گردید. ارتباط کامل گردید . قفل های ایمنی باز میشوند"
پیرز: بزن بریم کاپیتان

 شری و جیک را پس از خروج میبینند

شری: کریس!

کریس: خوشحالم حال جفتتون خوبه

شری: صبر کن. شماها ما رو آزاد کردین؟

جیک: انگار بازم نجاتمون دادن.

و از اندو درو میشود. کریس به سمت جیک برمیگردد: من پدرت رو درتو میبینم

شری قصد دارد بحث را به مسیر امن تری بکشاند: چطور فهمیدین که ما...

جیک به سمت کریس برمیگردد: یه دقیقه وایستا...(رو به کریس میکند) پس تو میشناختیش؟

کریس: اره ، میشناختمش.( مکث کوتاهی میکند) و من کسی بودم که کشتمش.

جیک چند لحظه سکوت کرده وبه سمت شری نگاه میکند. شری رویش را برمیگرداند.

سپس به طور ناگهانی سلاحش را میکشد وبه سمت کریس میگیرد: پس کارتو بود؟

کریس با خونسردی تمام پاسخ میدهد: درسته

پیرز که سلاحش را به سمت شری گرفته میگوید: کریس؟

جیک: بهتره توله سگتو با قنلاده ببندی

کریس به پیرز اشاره میکند ومیگوید: این قضیه بین من واونه

و به سمت سلاح جیک میرود: بجنب. شلیک کن. حق اینکار روداری

جیک ضامن سلاحش را میکشد.

کریس: فقط بهم قول بده زنده میمونی. دنیا به این موضوع بستگی داره.

جیک خشمگین سلاح را دو دستی چسبیده وفریاد میزند: فکر کردی کدوم خری هستی که بهم بگی چی کار کنم!

شری با تشر میگوید: تمومش کن!

و پرز از سوی دیگر با سلاح او را نشانه میرود: سلاحتو بگیر پایین. حالا!

جیک بیتوجه به این دو میپرسد: بگو ببینم. داشتی از دستورات اطاعت میکردی، یا قضیه شخصی بود؟

کریس چند لحظه سکوت کرده وبعد پاسخ میدهد: هردوتاش

شری: جیک لطفا دست نگه دار

پیرز: قبل اینکه یه گلوله تو سرت بکارم سلاحتو بیار پایین!

جیک فریادی میزند وشلیک میکند.

گلوله از کنار صورت کریس میگذرد.

جیک: اینجا چیزای مهمتری از من و تو هست که بخوایم بهش برسیم.

زمین میلرزد و چیزهایی از سقف کنده میشوند.

پیرز: باید بریم

شری با حالت تشر: جیک!

جیک: میدونم!

شری: آقایون به نظر این یه جور بالابره یکی هم اونطرفه بیاین از اینجا بریم!

شبیه سازی رهاسازی هائوس

نرخ آلودیگ 20% ...60%..100%...

جیک: این دیگه چه کوفتیه؟

پیرز: آخر دنیا

کریس: مگه اینکه متوقفش کنیم

شری: پس اگه اون پیله بزرگ باز بشه...

کریس: تو دردسریم.

جیک: فقط یکم.

پیرز: باید از اینجا بریم بیرون وبه مرکز خبر بدیم

کریس: اینور.

شری: اینور یکی بیاد.

 

چنانچه کریس با جیک بروند.

 

جیک: فقط روشنت کنم ، من وتو حرفامون باهم تموم نشده.

باید کلی توضیح بدی

کریس: اگه از اینجا زنده بریم بیرون ، هرچی بخوای بهت میگم

فقط امیدورام آمادگی شنیدنشو داشته باشی

جیک: این مذخرفاتو بذار واسه بعد

جیک: من شبیه چیزی که بابام بود نیستم، ولی اگه بین من وتو بنا باشه چیزیبشه، من کسی نیستم که پوکیده. گرفتی چیمیگم؟

کریس: کاملا واضح وروشن

پیرز: دوستت یکم غیر قابل پیشبینیه نیست؟ حتما سخت بوده روش حساب کنی

البته کاپیتان هم اخیرا خیلی ساده نبوده کار کردن باهاش

شری: هیچکس کامل نیست، ولی من بهش اعتماد دارم

در هرصورت تنها کاری که میتونیم الان بکنیم اینه که رو فرار کردنمون تمرکز کنیم.

پریز : نکته خوبی بود

آنها به انتهای مسیر میرسند ولی پیله شکاف خورده وهائوس از درون آن بیرون میاید وراه آنها را جدا میکند.

شری: کریس!

کریس: برید!

پریز: از اینجا به بعد رو بسپرین دست ما

جیک: بزن بریم.

شری: وایستا!

جیک دست شری را میگیرد: تو یه کاری داری که باید تمومش کنی.

و به کریس نگاه میکند. کریس سری تکان داده وجیک وشری میروند.

هائول نعره میکشد ودستانش را به اطراف تکان میدهد.

پیرز: کایپتان باید بریم بالا!

کریس: بدو وگرنه ما رو با خودش میبره پایین

پیرز: کایپتان بیا اینجا

کریس به پیرز کمک میکند تا بالا برود.

کریس: خب من وبکش بالا

هائوس دستش را روی مسیر میگذارد
کریس: لعنت!
پیرز: خب حالا بریم

حرومزاده قدرتمندیه

کریس: احتمالا ازاد کردن این از هم اول نقشه اش بوده

پیرز: یا عیسی مسیح پس موشکا از هم اولم حواس پرت کنی بودن

پیرز: دستم میندازی؟ اون کوفتی هنوززنده اس؟

کریس: چیز زیادی ار عمرش نمونده

پیرز: گندش بزنن این جونور نمیمیره!

کریس: ناجور تر از این حرفاس! نمیتونیم بذاریم این جونور از اینجا بره بیرون!

کریس: پیرز!حالت خوبه؟

پیرز: بهتر از اینم بودم

کریس: حرومزاده...

پیرز: وقتمون داره تموم میشه کاپیتان باید بریم!

پیرز: اه کاپیتان من نمیتونم بیام!

کریس: بهش شلیک کن!

پیرز:لعنت به من اگه اینجا بمیرم!

در حال فرار کریس در رامیگیرد تا پیرز برسد.

کریس: بجنب نمیتونم نگهش دارم!

پیرز: ممنونم کاپیتان

کریس: داریم اینجا گیر می افتیم!

پیرز: حق با توئه باید بریم

هائوس در امیشکند وپیرز را میگیرد.

پیرز: کایپتان

کریس: پیرز!

وبه سمت هائوس شلیک میکند. هائوس پیرز را پرتاب کرده وکریس را میگیرد. پیرز که بازوی سمت راستش را به خاطر این اتفاق از دست داده باری نجات کریس ویروس سی را به خودتزریق میکند وبا برق هائوس را میزند.

کریس: وای خدایا! پیرز تو چیکار کردی؟

"فشار غیر عادی تشخیص داده شد. تمامی در ها قفل میشوند"

فشار سازی مجدد آغاز شد

کریس: پیرز باید باهاش بجنگی. سعی کن کنترلش کننی

"تا زمان کاهش فشار صبر کنید

"کاهش فشار تقریبا تمام شده است"

کریس: پیرز! بجنب! حواست به من باشه

تو خوب میشی

پیرز: متاسفم کاپیتان...برای BSAA اینکار رو کردم... برای آینده

کریس: میدونم تو کار خوبی انجام دادی

پیرز: تا وقتی که تو ...

کریس: نمیخوام بشونم. منو تو از اینجا با هم میریم بیرون فهمیدی؟

"باز سازی فشار تکمیل شد . درها باز میشوند."

کریس: من کنارتم تا از این وضعیت عبور کنی، صدامو میشنوی پیرز؟

"هشدار: پی ریزی سیستم در حال تخریب است. کنترل فشار اب امکان پذیر نمیباشد. تمامی کارمندان هرچه سریعتر اینجا راترک کنند."

کریس و پیرز از آنجا میگریزند وبا نوعی دیواره زیستی مواجع میشوند.

پیرز: عقب برگرد کاپیتان، من میتونم اینو بکشم

در میان راه پیرز زمین میخورد.کریس بالای سر او میرود.

کریس: پیرز... لعنت..

پیرز: تو برو..

کریس: نه تو خوب میشی . چیزی نمونده برسیم ... (و پیرز را بلند کرده وبا خود میکشد وبه بخش فرار اضطراری وارد میشود)محفظه های فرار. دیدی... خیلی زود از اینجا میریم بیرون

وپیرز را کنار اتاق میگذارد و به سراغ یکی از محفظه های فرار میرود. پیرز نگاهی به بازیوتغییر یافته اش میکند. و سپس نگاهی به علامت BSAA بازویش میاندازد.

کریس:حله درست شد

بیا بریم پیرز. داریم از اینجا میریم
و پیرز را بلند میکند ولی دم در محفظه فرار پیرز کریس را داخل اتاقک میاندازد ودر را میبندد.کریس برمیگردد وبه در مشت میزند.

نه پیرز! اینکار رو نکن! در رو باز کن

لعنتی! به من گوش کن! ما جفتمون میتونیم از اینجا بریم.!هنوز زمان هست. داری چی کار میکنی؟ نه پیرز اینکار رو نکن! پیرز! در رو باز کن! خدا لعنتت کنه!

پیرز به سمت ضامن پرتاب میرود.

پیرز این در لعنتی روباز کن این یه دستوره! نه...پیرز!

پیرز ضامن را میکشد. محفظه فرار به بیرون پرتاب میشود.

با اینحال هائوس به دنبال محفظه کریس آمده ومحفظه را میگیرد ولی فشار برقی از داخل سکو به او خورده و او را نابود میکند.

کریس در یک رستورا ن نشسته و در حال خوردن استیک است.سربازی به او نزدیک میشود.

سرباز: قربان دستورات جدیدی به ما رسیده

کریس: بسیار خب .پس بهتره بریم انجامشون بدیم

وبرخاسته و میرود.

 

 

2563.png.ca7bf629f7275dfdc4e9a8d026e89188.png

 

 

5.thumb.png.f7d7982a709a0f1f440fc0b95379e850.png

  • خوشم اومد 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×